نوشته‌ها

جادوی تقویت حافظه

هنگامی که با حقیقتی عمومی و مشترک مواجه می شوید، امکان این که کسی از قبل روشی آسان را برای به خاطر سپردن آن خلق کرده باشد وجود دارد، مثلاً کلماتی که از آن ها به عنوان تقویت کنندۀ حافظه استفاده می کنند. بسیاری از تقویت کننده های حافظه نسل به نسل چرخیده اند.

روش حرف اول کلمات

روشی که بیشترین مورد استفاده را برای از بر کردن اطلاعات دارد، به خصوص هنگامی که اطلاعات متوالی وجود دارد، این است که حرف اول هر کلمه ای را که ملزم به دانستن آن هستید، بردارید. اگر در به ذهن سپردن رنگ های رنگین کمان مشکل دارید، از روش زیر برای به خاطر آوردن آن ها استفاده کنید که بر اساس حرف اول هر رنگ است.

بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی، قرمز

اگر حرف اول هر رنگ را برداریم، خواهیم داشت: ب ن ا س ز ن ق

عده ای با حفظ کردن حروف اول کلمات، این رنگ ها را به یاد می آورند، عده ای هم با آن ها جمله می سازند.

خواه کلمه ای با حرف اول کلمات را ترجیح دهید یا جمله، روش مطمئنی در اختیار دارید تا ترتیب رنگ ها را به خاطر بسپارید.

روش قدیمی دیگری برای تقویت حافظه که ریاضیدانی خلاق آن را ارائه کرد نیز روش ساده ای برای به ذهن سپردن رابطۀ ریاضی فراهم می سازد: نسبت مثلثاتی سینوس، کوسینوس و تانژانت را در مثلث قائم الزاویه به نسبت طول وتر مثلث قائم الزاویه و طول اضلاع مجاور با آن و زاویۀ مقابل مورد نظر مشاهده کنید.

سینوس=مقابل/وتر مثلث قائم الزاویه

کوسینوس=مجاور/وتر مثلث قائم الزاویه

تانژانت=مقابل/مجاور

برای به ذهن سپردن این محاسبۀ ریاضی، از کمو، کمه، تمم استفاده کنید، یا جمله ای مثل:

سه مرد وحشی کشتند موشی وحشی را.

میلیون ها کودک نام سیارات منظومۀ شمسی را طبق نزدیک ترین تا دورترین آن ها به خورشید از حفظ کردند.( عطارد، ناهید، زمین، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتون). که بر اساس استفاده از حرف اول هر سیاره می توانیم جمله ای بسازیم.

روش دیگر تقویت کنندۀ حافظه که از حروف اول استفاده می کند، ساختن نام مکانی معروف در دنیا با به هم چسباندن حروف اول است.

تقویت کننده های ترکیبی حافظه

گاهی روش هایی مختلف برای حفظ کردن و به خاطر سپردن یک موضوع وجود دارد، به عنوان مثال، در غارها سنگ هایی را می بینید که از سقف رو به پایین آویزان است یا از سطح زمین به طرف بالا شکل گرفته است. این ها را استالاکتیت و استالاگمیت می نامیم. اما چگونه می توانیم به یاد آوریم که کدام، کدام است؟

استالاگمیت= گ حرف اول گراند است که در انگلیسی زمین معنا می دهد.

استالاکتیت=حرف اول سیلینگ است که در انگلیسی سقف معنا می دهد.

قافیه ها و بازی با کلمات

شعر و آهنگ نیز می تواند به یادآوری مجدد موضوعات مفید کمک کند. یکی از قدیمی ترین مثال ها در به خاطر آوردن تاریخ سالی به کار می رود که کریستف کلمب امریکا را کشف کرد.

(( کلمبوس دریای آبی را در نوردید

در هزار و چهار صد و نود و دو آنجا را دید))

استفاده از بازی با کلمات نیز مؤثر است. تغییر دادن زمان طلوع و غروب خورشید برای بسیاری از افرادی که نمی دانند ساعت خود را عقب بکشند یا جلو، سردرگم کننده است. در اینجا نحوۀ به یاد آوردن آن ذکر شده است:

بهار جلو، پاییز عقب

تقویت کننده هایی خاص خودتان ابداع کنید:

هنگامی که با حقایق جدید و اندکی مبهم مواجه می شوید، ممکن است مجبور شوید که تقویت کننده های خاص خودتان را به وجود بیاورید. اگر چه روش استفاده از حرف اول کلمات فرّار است، نمی توان همۀ کلمات را به این شکل از حفظ کرد. پس راهبرد بعدی را امتحان می کنیم.

سؤالات درست مطرح کنید:

طرح سؤالات درست، ابزاری قدرتمند است که شما را به سوی تفکر مثبت و روش مفید هدایت می کند. سؤالات صفحۀ بعد برای تحریک حافظۀ شما جهت خلق تقویت کننده های حافظه طراحی شده اند. هنگامی که مجبور به یادگیری موضوعات جدیدی هستید، سریع به این سؤالات مراجعه کنید، آن ها نظریات زیادی به دست می دهند که به شما در به خاطر آوردن این اطلاعات کمک می کنند.

سؤالات

برداشت های اولیه:

آیا چیزی در بارۀ این حقیقت جدید مشخص و بدیهی است؟

مرا به یاد چه چیزی می اندازد؟

آیا شبیه چیز دیگری هست که بیشتر با آن آشنا باشم؟

آیا این کلمات خصوصیات خاصی دارند؟

کلمات کلیدی برای خلاصه و کوتاه کردن نکات کلیدی و مهم کدام است؟

موضوع را بررسی کنید:

آیا می توانم آن را به قطعات قابل کنترل تقسیم بندی کنم؟

آیا می توانم آن را به صورت افراطی یا عجیب و غریب در بیاورم؟

آیا می توانم در مورد آن مبالغه کنم؟

آیا می توانم آن را رنگارنگ و خنده دار سازم؟

آیا می توانم برای نشان دادن آن تصویری بکشم؟

آیا می توانم بعضی از کلمات را خلاصه کنم؟

آیا می توانم با حروف اول کلمات، کلمه ای بسازم؟

آیا می توانم آن را با چیزی هم قافیه کنم؟

آیا می توانم برای آن شعر بگویم یا شعر پنج خطی غیر مسجع و عامیانه ای بسازم؟

از روش های مختلف یادگیری خود استفاده کنید:

چگونه می توانم کاری کنم که این موضوع به شکلی در آید که به ذهن سپردن آن آسان است؟

چگونه می توانم آن را آهنگین کنم؟

چگونه می توانم آن را عملی سازم؟

توانایی یادآوری خود را بررسی کنید:

هنگامی که تقویت کننده های خود را برای به ذهن سپردن موضوعاتی ساختید، اصل حافظه ای خوب این است که بررسی کنید آیا با کنار گذاشتن آن اطلاعات برای مدتی کوتاه می توانید آن چه را آموختید به یاد آورید یا نه. ذهن خود را به مدت بیست دقیقه به کار دیگری مشغول سازید، سپس به اطلاعات برگردید و به خودتان ثابت کنید که آن را یاد گرفته اید و می دانید. اگر نقصی در یادآوری شما وجود دارد و یادآوری مجدد آن برای تان مشکل است، برای تقویت کننده های حافظۀ خود فکری کنید تا آن را قوی تر سازید، سپس دوباره توانایی یادآوری خود را آزمایش کنید.

خلاق فکر کنید:

زیبایی تلاش شما برای طراحی تقویت کننده های حافظه ای در این است که فقط با فکر کردن در مورد و اطراف اطلاعاتی سعی می کنید به روشی خلاق آن را به ذهن بسپارید و مسائل را در حافظۀ خود جایگیر سازید، در نتیجه احتمال حفظ آن بیشتر می شود، حتی اگر به تقویت کننده های حافظۀ مشخصی دست نیابید.

حالا نوبت شماست:

سعی کنید جملۀ تقویت کنندۀ حافظۀ خود را برای موضوعات زیر بسازید، به ترتیب اندازه از بزرگ ترین سیاره تا کوچکترین آن، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون، زمین، ناهید، مریخ، عطارد.

به خاطر سپردن طرز تلفظ کلمات:

تلفظ کلمات انگلیسی می تواند مشکل باشد، زیرا بسیاری از کلمات آن طور که خوانده می شوند، نوشته نمی شوند. اغلب یک صدا به شیوه های مختلف نوشته می شود. این هم برای مردم بومی و هم برای کسانی که زبان یاد می گیرند، گیج کننده است. اما شگردهایی وجود دارد که می تواند به شما در به یاد آوردن تلفظ درست کلماتی که به طور معمول غلط تلفظ می شوند، کمک کند.

از چشمان خود استفاده کنید:

اگر کسی تلفظش ضعیف است، به این معنا نیست که به اندازۀ کسی که در تلفظ کلمات خوب است، باهوش نیست.

احتمال دارد که او فقط در روند یادآوری ترتیب حروف ضعیف باشد. اکثر کسانی که تلفظ آن ها ضعیف است، کلمه را با خودشان تکرار می کنند و بعد آن را، با بر زبان آوردن صداها در داخل کلمات، از لحاظ آوا شناسی هجی می کنند.

کسانی که املای خوبی دارند، کار دیگری انجام می دهند. وقتی می خواهند کلمه را تلفظ کنند، آن را در چشم ذهن خود(( می بینند)) و بعد آن چه را دیده اند، (( کپی)) می کنند. چون بسیاری از کلمات تلفظ و نوشتار یکسانی ندارند، این فرآیند موفق تر از هجی کردن آن چه می شنوید است.

چگونه تلفظ کلمات را به خاطر بسپاریم:

راز دیگر به خاطر سپردن چگونگی املای کلماتی که به طور معمول برای شما مشکل ساز هستند این است که روی آن بخش از کلمه که با آن مشکل دارید، تمرکز کنید و عبارت یا تصویری را در نظر آورید که می توانید آن را به کلمه ربط دهید، تا روش املا و هجی درست آن تقویت شود.

 سعی کنید روش های خاصی پیدا کنید تا به شما در به خاطر سپردن و به یاد آوردن کلماتی که به طریقی دیگر نوشته می شوند، کمک کنند:

هنگامی که سعی می کنیدکلمه ای را هجی کنید، آن را مجسم کنید و بعد کلمه را بنویسید. فقط به تکرار آن اکتفا نکنید.

همیشه شمارۀ رمز کار ت خود را به خاطر داشته باشید.

شماره های مخصوص شناسایی، مانع از سوء استفاده از کارت های اعتباری شما می شود اما اغلب به قدری آن ها را با اطمینان حفظ می کنید که حتی خودتان نمی توانید از آن ها استفاده کنید چون شمارۀ رمز کارت خود را فراموش کرده اید!

آنچه نیاز دارید راهی است  تا این اعداد را طوری به خاطر بسپارید که استفاده از آن ها آسان باشد و هر بار نتیجه بدهد، و در عین حال امنیت همۀ کارت های شما را حفظ کند.

عدد خوب و مناسبی انتخاب کنید:

زیبایی روش سادۀ اول در این است که مجازید هر شماره ای را که می خواهید برای شمارۀ رمز خود انتخاب کنید. این یعنی ترکیب مشخصی مثل 1234، 1111 نا 2222 انتخاب نکنید. بهترین عدد، عددی است که برای شما شخصی و منحصر به فرد باشد اما زیاد هم مشخص و آشکار نباشد. به عنوان مثال، می توانید تاریخ تولد مادرتان، سال تولد بزرگترین فرزندتان، سالی را که تیم مورد علاقه تان برندۀ جام طلا شد یا هر عدد چهار رقمی دیگری را که برای شما معنای خاص دارد یا تداعی کنندۀ موردی خاص باشد، انتخاب کنید.

در زیر دو مورد هست که می توانید هر زمان خواستید برای به ذهن سپردن شمارۀ رمز خود از آن استفاده کنید. ببیندی کدام مورد برای شما بهتر است.

تصویری شاد به وجود آورید که عدد مهمی را که انتخاب کرده اید به شمارۀ کارت شما ارتباط دهد. اگر سالروز تولد مادرتان را انتخاب کرده اید، پس مادر خود را در حال استفاده از آن کارت و در حالی که کلاه میهمانی به سر دارد و کیک تولدش را با شمع های فراوان روی آن حمل می کند، مجسم کنید. وقتی کارت را بیرون می کشید، مادر خود را در حال استفاده از آن در سالروز تولدش مجسم کنید و بعد شمارۀ رمز را به خاطر بسپارید.

در کنار کارت خود یادداشت رمزداری داشته باشید، مثل(( با کارتم برای سالروز تولد مادرم هدیه بخرم)). وقتی کارت را بیرون بیاورید، همین که به این تکه کاغذ نگاه کنید، متوجه شمارۀ رمز کارت می شوید، اما این کلید برای دیگران بی معنی خواهد بود.

البته می توانید از این روش برای هرعدد کوتاه دیگری استفاده کنید، مثل کارت اعتباری، شمارۀ رمز درِ ورودی یا قفل های پیچیدۀ رمزدار.

از شمارۀ کارت اعتباری خود استفاده کنید:

روش مطمئن دیگر برای به خاطر سپردن شمارۀ رمز کارت شما این است عددی را انتخاب کنید که مبتنی بر خود شمارۀ کارت باشد. به  عنوان مثال، فرض کنید شمارۀ کارت شما این باشد:

3611-7812-4263-4929

انتخاب یکی از این چهار عدد چهار رقمی یا هر ترکیبی که به آسانی حدس زده شود، عاقلانه نیست. اما می توانید از آن به عنوان مبنایی برای انتخاب عدد رمز خود استفاده کنید، برای نمونه، استفاده از اولین عدد هر گروه و اضافه کردن عدد یک به آن، که عدد 5584 می شود. هر روشی که به سادگی با نگاه کردن به کارت خود آن را به یاد آورید

ادامه این مطلب را فردا بخوانید?

چطور علی رغم تمام مشکلات در دانشگاه خوب درس بخوانید؟

قسمت اول

اگر از دانشجویان سؤال کنید که  چرا دانشگاه آمده اند، جواب های مختلفی می شنوید. عده ای برای رشد و تعالی خود آمده اند، عده ای برای کار پیدا کردن و عده ای برای به دست آوردن دل دوستان یا خانواده شان و خلاصه خیلی دلایل دیگر. اما به هر دلیلی که وارد دانشگاه شده باشند انتظار دارند تحصیل در دانشگاه برای آن ها یک تجربۀ مثبت و ارزشمند باشد. با این وصف، بسیاری از دانشجویان نمی توانند از وقت شان در دانشگاه، حداکثر بهره را ببرند. آن ها معمولاً احساس می کنند نمی توانند کاری را که باید انجام بدهند، انجام بدهند. در حالی که مشکل اصلی آنان این است که نمی دانند آن را چطور انجام بدهند. توصیه ها و راهنمایی های زیر به شما کمک می کنند حداکثر بهره را از دانشگاه ببرید.

نگرش درست:

در شروع ترم باید بگویید(( درس می خوانم)). با شروع ترم، باید در کلاس ها شرکت کنید و تکالیف تان را انجام بدهید. در این بین باید کارهای آسان و سختی انجام بدهید. عده ای از دانشجویان وقتی با مشکل و گرفتاری مواجه می شوند، تسلیم نمی شوند و از تلاش دست نمی کشند. عده ای هم از درس خواندن دست می کشند وبا سختی ها مبارزه نمی کنند. ملزم بودن به انجام دادن کارها، مهم ترین عامل موفقیت در دانشگاه است.

درس خواندن، علی رغم وجود مشکلات:

اولین سال حضور دانشگاه برای شما دوران تغییر و سازگاری است. در سال اول دانشگاه، به بسیاری از ارزش های تان شک می کنید. به فکر اهداف شغلی تان می افتید. در محیط جدیدی قرار می گیرید و روابط جدیدی برقرار می کنید. اگر چند سال از درس و تحصیل دور بوده اید یا در دبیرستان، دانش آموز کوشایی نبوده اید، مجبور می شوید عادت درس خواندن را در خودتان ایجاد کنید. در ضمن گاهی با مشکلات مالی، شخصی و خانوادگی خاصی مواجه می شوید که بیش از هر دورۀ دیگری روی شما فشار روانی می آورند.

همیشه دانشجویانی علی رغم مشکلات موجود موفق می شوند که عزم شان را برای درس خواند جزم کرده باشند. شما نیز با وجود نگرانی ها و فشارهایی که در طول ترم خواهید داشت باید هرطور شده درس بخوانید.در غیر این صورت، فرصت هایی را که شاید هرگز تکرار نشوند، از دست می دهید.

اما ممکن است به جای درس خواندن تحت هر شرایطی، درس مورد نظر یا ترم را ول کنید. پیش از هر اقدامی، با یک نفر مشورت کنید. در دانشکده آدم هایی مثل مشاوران ، اساتید و سایر مقامات مسؤل هستند که می توانید با آن ها صحبت کنید. این آدم ها می توانند دورنمایی از تصمیم تان برای شما ترسیم کنند. همیشه مواقعی پیش می آید که محتاج بینش پیدا کردن دربارۀ خودمان هستیم و این بینش را دیگران می توانند به ما بدهند.

                                                                                                                                                                                              ادامه دارد….

.

روش های تست زنی:

سعی کنید صورت سؤال را کامل خوانده و به نکات کلیدی سؤال توجه کنید. سپس تمام گزینه ها را با دقت خوانده حتی اگر مطمئن هستید که گزینۀ اول، پاسخ سؤال است بقیۀ گزینه ها را نیز بخوانید. چون بعضی وقت ها بعد از خواندن هر 4 گزینه ممکن است به نکتۀ انحرافی سؤال پی ببرید.

زمانی که مشغول پاسخ دادن به یک سؤال هستید، فقط به همان فکر کنید و در فکر سؤالات قبلی یا بعدی نباشید. هر چند سؤالی که پاسخ دادید، شمارۀ آن را چک کنید تا در پاسخ نامه، جا به جا علامت نزده باشید. اگر در سر جلسۀ آزمون پاسخ تعدادی از سؤالات را نمی دانستید، مضطرب و مأیوس نشوید. مطمئن باشید که سایر داوطلبان نیز پاسخ همۀ سؤال ها را نمی دانند و قرار نیست که شما به همۀ آن ها پاسخ دهید. همچنین توجه داشته باشید که ارزش تمام سؤالات یک درس باهم برابر است. پس بیهوده سر سؤال های وقت گیر یا آن هایی که در مورد پاسخ صحیح آن ها شک دارید، وقت خود را تلف نکنید و به سراغ بقیه رفته و سعی کنید آن هایی را که آسانتر به نظر می رسند، ابتدا وقت خود را صرف آن ها کنید.

اگر دیدید به خاطر استرس و یا هر علت دیگری نمی توانید به سؤال های یک درس پاسخ دهید، آن درس را کنار گذاشته و به سراغ درس دیگری بروید، زیرا پاسخ دادن به درسی دیگر، به شما احساس آرامش و اطمینان خاطر می دهد و سپس می توانید با آمادگی بیشتر یکبار دیگر به سؤال های درسی که مطلب آن برای مدتی از صفحۀ ذهنتان پاک شده بود بروید. مطمئن باشید که گزینه های صحیح از یک نمودار با حالت خاصی پیروی نمی کنند. پس با استفاده از دانش و اطلاعات خود و اطمینان از درست بودن یک گزینه، گزینۀ مورد نظر را در برگۀ پاسخ نامه علامت بزنید.

چند احتمال مهم در مورد تست زنی

هماهنگی از لحاظ دستوری

پاسخ هایی که از نظر قواعد دستوری، با سؤال هماهنگی ندارند، غالباً غلط هستند. مثلاً صورت مسأله به صورت جای خالی است و از شما خواسته می شود، جاهای خالی را با جواب درست پر کنید و یکی از گزینه ها اصلاً مناسب آن جای خالی نیست. چرا که از لحاظ گرامری جایش آن جا نیست. توجه داشته باشید که 20درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

تست های جستجو کردنی

در این تست ها لازمۀ یافتن جواب این است که هر 4 گزینه را جستجو کرده و جواب صحیح را پیدا کنید. در چنین تست هایی سعی کنید که برای جستجو همیشه از گزینۀ (ج) و( د) شروع کنید.

همچنین مواظب باشید که انتخاب گزینۀ ( الف) به عنوان جواب درست باید با وسواس و احتیاط زیاد و بعد از این که مطمئن شدید گزینه های ( ب) و ( ج) و ( د) درست نیستند صورت گیرد. همچنین سعی کنید از گزینه های طولانی فرار نکنید. گزینه ای که بررسی آن به ظاهر مشکل تر است در 80 درصد اوقات در تست های جستجو کردنی همان گزینه جواب است. توجه داشته باشید که 20 درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

دانستن همۀ مطالب یک تست لازم نیست.

برای پاسخ دادن به بعضی از تست ها، نیاز به دانستن همۀ مطالب مورد نظر طراح نیست و فقط با دانستن بخشی از تست می توانید گزینه های نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحیح برسانید. بنابر این اگر همۀ بخش های کتاب را نخوانده اید، جا نزنید.

نیاز به حل طولانی نداریم:

در بیشتر حالات در سؤالات کنکور بخصوص دروس فیزیک و شیمی و ریاضی که به صورت مسأله می باشند، سؤالات نیازی به راه حل های طولانی و استفاده از فرمول های زیاد ندارند، بلافاصله باید فهمید که از نکتۀ مورد نظر طراح دور افتاده اید و یا در جایی اشتباه کرده اید!

قیدهای تأکید و نفی نشان دهندۀ جواب غلط اند:

گزینه هایی که دارای لغاتی مانند، همیشه، هرگز، حتماً از این قبیل هستند، در 90 درصد اوقات صحیح نمی باشند. در حالی که گزینه هایی که دارای کلماتی مانند: ممکن است، احتمالاً و مانند این ها، 80 درصد اوقات صحیح می باشند. توجه داشته باشید که 20 درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

بررسی جواب های محاسباتی:

بعضی اوقات از شما خواسته می شود درستی یک جواب را در چهار فرمول داده شده بررسی نمایید. به جای حل کامل محاسبۀ جواب کافی است. جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببینید آیا تساوی داده شده برقرار می شود یا خیر؟ در این موارد اغلب اوقات بهتر است ابتدا با گزینه های ( ج) و ( د) شروع کنید. توجه داشته باشید که 30 درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

تغییر فضای فکری:

اگر به هنگام حل چند تست پیاپی چیزی به ذهنتان نرسید، سریعاً متوقف شوید و با تنفس عمیق و در صورت امکان خوردن کیک و بیسکویت و کشمش و نوشیدنی چند دقیقه ای استراحت کنید. به مغز خود اکسیژن و به بدن خود قند کافی برسانید، و سپس شروع به ادامۀ پاسخگویی نمایید که مشکلتان حل خواهد شد.

دروس با انحراف منفی بالا:

برخی دروس که دانش آموزان مشکل دارند و در کنکور به آن ها اعتنایی نمی کنند، می توانند در اکثر مواقع برای شما مفید باشند. مثلاً در رشتۀ انسانی داوطلبان از تست های ریاضی بیزارند. در رشتۀ تجربی درس های ریاضی و فیزیک کمتر طرفدار دارند. در رشتۀ ریاضی درس شیمی دچار نفرت شده است. حال آن که ارزش واقعی یک تست از یک درس بعد از کنکور مشخص می شود، یعنی زمانی که معلوم شود چند نفر به این درس پاسخگو بوده اند. به عبارتی امتیاز سؤالات درسی که عدۀ کمی به آن پاسخ صحیح داده اند، مانند ریاضی در رشتۀ تجربی و یا شیمی در رشتۀ ریاضی. مثلاً این موضوع که فیزیک ضریب 2 دارد و ریاضیات هم ضریب 2، پس ارزش تستی این دو درس باهم برابر است کاملاً غلط می باشد.

عدد خنثی:

وقتی عدد صفر بین دو گزینه قرار می گیرد، در بیشتر مواقع حتماً جواب عدد صفر است. توجه داشته باشید که 20 درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

ربط دادن از روی شباهت:

ربط شباهتی از مرسوم ترین و رایج ترین روش های ربط دهی گزینۀ نادرست با غلط می باشد. اساس این ربط دهی، استفاده از شباهت ظاهری، فرمولی، شکل و یا هم آوایی و یا نوشتاری بین گزینه های درست ونادرست می باشد. برای مثال 2 و 3 خیلی به هم شبیه هستند. این شباهت به دو دلیل است یکی شباهت غیر قابل انکار 2 و 3 به یکدیگر و دیگری زیر رادیکال بودن هردو که اگر در یک تست ریاضی این دو عدد کنار هم قرار گرفتند، باید به احتمال زیاد حدس زد که جواب درست باید بین این دو عدد قرار داشته باشد، البته همیشه هم جواب نمی دهد.

رابطۀ تضاد بین گزینه ها:

4+ و 4_ با هم متضاد می باشند. همین طور سفید و سیاه. خیلی ها با استفاده از اصل تضاد مطلبی را حفظ می کنند و طراحان تست نیز از این یاد سپاری بی خبر نیستند. به همین خاطر آن ها سعی می کنند با گنجاندن گزینۀ متضاد در بین این گزینه ها شما را سردرگم کرده تا شک شما را زیاد کنند. هدف طراح این است که شما را از گزینۀ درست دور سازد. توجه داشته باشید که 30 درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطۀ تناسب در گزینه ها:

مانند رابطۀ بین اعداد 2/1 ، 4/1، 8/4، که هر گزینه نصف قبلی می باشد، این گونه ارتباطات اغلب در تست های ریاضی وجود دارد. چرا که بی دقتی روی یک ضریب می تواند باعث بروز اشتباه در نتیجۀ نهایی شود. در این موارد طراح با فرض قرار دادن احتمال اشتباه در ضرایب حین محاسبه، خود شخصاً آن مسیر اشتباه را تا آخر طی می کند و نتیجه ای را که به دست می آورد، در گزینه ها قرار می دهد.

رابطۀ معکوس بین گزینه ها:

مانند رابطۀ بین اعداد که بیشتر در تست های مربوط به مسائل وجود دارد. بی دقتی در انجام یک عمل تقسیم معمولاً باعث انحراف داوطلب از گزینۀ درست به سوی گزینۀ غلط خواهد شد. در 60 درصد مواقع جواب درست معمولاً بین دو گزینۀ معکوس است.

ربط دهی گزینه ها بوسیلۀ زنجیرۀ تداعی معانی:

سیستم یاد سپاری، یادگیری و یادآوری انسان بر اساس اصل تداعی معانی کار می کند. به این ترتیب که اگر یک (( نشانۀ کلیدی)) به عنوان ورودی به این سیستم اعمال شود، زنجیره ای از حافظه ها و خاطره ها و یادداشت ها از همان نشانۀ کلیدی شروع و به صورت یک زنجیرۀ بی انتها اما به هم مرتبط ادامه می یابد. برای مثال به محض این که نشانۀ کلیدی(( نیوتن)) به طریقی، مثلاً نوشتن نیوتن یا تصویر نیوتن در حالی که به یک سیب خیره شده است، می تواند شما را به یاد قوانین اول و دوم و سوم نیوتن و فرمول شتاب و محاسبۀ مسافت در حرکت شتابدار و…… بیاندازد.

نشانۀ کلیدی در گزینه ها:

اگر در یک سؤال متوجه شدید که طراح قصد دارد با استفاده از ویژگی تداعی معانی، نشانه های کلیدی گمراه کننده در ذهن شما ایجاد کند و مسیر تصمیم گیری شما را در جهتی دیگر هدایت کند، سریعاً گزینه های با ارتباط اشتقاقی و مشتق گرفته شده از هم جدا و دسته بندی کنید و در بین آن ها دنبال پاسخ صحیح بگردید. 80 درصد مواقع این روش گزینه های تردیدی شما را از چهار گزینه به دو یا سه گزینه تقلیل می دهد.

جمع بندی کردن مطالب:

در مدت زمان باقیمانده قبل از شروع امتحانات و یا آزمون های ورودی و کنکورها به دلیل حجم زیاد مطالب و احتمال کمرنگ شدن آن ها در ذهن و یا شاید فراموشی و برای بسط دادن و برقراری ارتباط مطالب گوناگون بایکدیگر در ذهن، ما نیاز به یک برنامۀ جمع بندی داریم.

در جمع بندی مطالب دو موضوع مد نظر است: یکی این که آموخته های خود را مرور کرده و باعث تقویت اعتماد به نفس مان می شود و دوم این که تنظیم نمودن وقت در آزمون را تمرین کنیم تا بعداً دچار مشکل نشویم.

حالا بستگی دارد آزمون به چه شکل برگزار شود. در صورتی که به صورت سؤالات چهار گزینه ای یا تستی باشد ما باید مطالب جمع بندی خود را ابتدا طبق یک برنامه ریزی با مرور خلاصه نویسی ها حول محور تست زنی سازمان دهیم. ما می توانیم جمع بندی به صورت تست زنی را به دو حالت زماندار و بدون در نظر گرفتن زمان انجام دهیم. لازمۀ این مطلب آن است که از قبل بدانیم از هر درس در آزمون چند سؤال پرسش می شود و مدت زمان در نظر گرفته شده برای آن درس چند دقیقه می باشد. ابتدا تعداد مشخص سؤالات چهار گزینه ای مطابق با آزمون همان درس برای خود انتخاب می کنیم و در زمان مشخص اندازه گیری شده شروع به پاسخ دهی خواهیم کرد. بعد از اتمام زمان و مشخص نمودن مقدار پاسخگویی، مشغول ادامۀ همان سؤال ها بدون توجه به زمان خواهیم شد و هنگامی که مطمئن شدیم به طور کامل پاسخ دهی انجام شد، هر دو حالت زماندار و بدون زمان را امتیاز دهی خواهیم نمود. اگر فاصلۀ این دو امتیاز با یکدیگر بیشتر باشد پس ما مطلب را خوب یاد گرفته و نیاز به حل تست و تمرین بیشتری داریم ولی اگر فاصلۀ امتیاز هر دو کم باشد و نسبتاً پایین، پس نشان خواهد داد ما آن چنان که باید مسلط به این مبحث نیستیم و باید بیشتر یاد بگیریم.

بعضی دانش آموزان در دوران جمع بندی این سؤال را مطرح می کنند که مقداری از مباحث را هنوز نخوانده و تمام نکرده ام، آن ها را چه کنم؟ جواب ما به این گونه دانش آموزان این است که اگر در مدت زمان باقی مانده، وقت خود را صرف این چند مبحث کنیم شاید یک مطلبی را که در طول دوره برای آن ها زحمت  کشیده و آموخته اید، فراموش کنید. پس به همین دلیل مجبوریم این چند مبحث را کنار گذاشته و تسلط خود را روی تمام مطالب گذشته بیشتر کنیم. توصیه می شود در دوران جمع بندی بیشتر اشکالات موجود خود در گذشته را بررسی نماییم و برای تمرین از مجموعه سؤالات استاندارد آزمون های سال های گذشته بهره ببریم.

ما در راه موفقیت از آدم هایی راهنمایی می گیریم که صداقت دارند.

صداقت یعنی این که از هستۀ وجودی تغییر ناپذیری برخوردار باشید. در این صورت می توانید با تغییرات بزرگی سازگاری پیدا کنید که ممکن است دیگران را از مسیر زندگی خارج کند. یک فرد صادق به ارزش هایش پای بند است، می خواهد شنوندۀ بهتری باشد، بی دریغ عشق می ورزد و به دنبال تفاهم است. خلاصه می خواهد آدم موفقی باشد. ما معمولاً کمتر به این مسئله فکر می کنیم که آیا شخصیتی را که فکر می کنیم باید از آن برخوردار باشیم داریم یا خیر؟

پیام اصلی این است که قبل از انجام هر کاری ابتدا باید قدر خودمان را بدانیم و به دنبال بهتر شدن باشیم.

شخص موفق کسی است که:

متعهد می شود، به تعهدش عمل می کند و به قولی که می دهد احترام می گذارد.

به سرعت و با گشاده رویی اشتباهش را می پذیرد.

فاصلۀ بین محرک و پاسخ را رعایت می کند. یعنی به ندرت خودش را مجبور به انجام کاری می کند. اگر کاری را انجام بدهد از روی انتخاب است.

ارزش زمان را می شناسد و موفقیت را در این می داند که خودش باشد ولی به شیوه ای سازمان یافته.

برای رسیدن به اهداف بالاتر مایل به انجام کارهایی است که دیگران زحمت انجام آن ها را به خود نمی دهند.

اگر ما به اندازۀ کافی شجاعت داشته باشیم تا به جای پرداختن به مسائل مختلف و متفاوت به مشکلات اساسی و ریشه ای بپردازیم می توانیم انسان های موفقی باشیم:

(( ایجاد وحدت لازم برای ادارۀ یک فعالیت اقتصادی کارآمد، یک خانواده یا یک پیوند زناشویی مستلزم قدرت و شجاعت فردی فوق العاده ای است. هر میزان مهارت فنی اداری در تلاش برای توده های انسانی نمی تواند جایگزین ضعف اصالت فردی در توسعۀ روابط باشد. رعایت قوانین اساسی عشق و زندگی بسیار حیاتی و مهم هستند.))

رشد فردی اغلب نتیجۀ دیدن مسائل از چشم اندازی تازه است نه انجام دادن یک کار جدید. همۀ ما یک نقشۀ ذهنی از دنیا داریم که آن را با دنیای واقعی اشتباه می گیریم. ما با چسبیدن به نقشۀ قدیمی از دیدن سرزمین هایی واقعی عاجز می مانیم و راه مان را گم می کنیم. در این نقطه برای پیدا کردن راه مان از شیوه ها و اصلاحات بیرونی استفاده می کنیم ولی باز هم بدون تغییر درونی راه به جایی نخواهیم برد. ما باید الگوی ذهنی مان یعنی شیوۀ اصلی نگاه مان را به دنیا تغییر بدهیم. با شواهد مخالفی که به دست می آیند الگوهای ذهنی جدید جایگزین الگوهای علمی قدیمی تر می شوند. برای مثال نظریۀ بطلمیوس، جغرافی دان، در مورد گردش دنیا به دور زمین با الگوهای جدیدی که درست متضاد نظر او هستند جایگزین شد.

الگوهای ذهنی جدید همه چیز را تغییر می دهند. به عنوان مثال، شاید همیشه اعتقاد داشتید که بهترین شیوۀ زندگی(( همرنگ جماعت شدن)) است و باید تا جای ممکن نسبت به رویدادها خارجی واکنش نشان داد، در این صورت این امکان را در نظر نمی گیرد که می توانید در شکل دادن به تجربه هایتان نقش فعالی داشته باشید. ولی اگر تصمیم بگیرید که الگوی ذهنی تان را تغییر بدهید  همان مسیری که هر روزه در آن گام برم می داشتید به یکباره برایتان تازگی پیدا می کند زیرا با این دیدگاه جدید این مسیر برایتان مسیری کاملاً جدید می شود که قبلاً آن را ندیده بودید.

آلبرت اینشتین: (( نمی توانیم مشکلات مهمی را که با آنها روبرو هستیم با همان سطح فکری که آن ها را به وجود آوردیم حل کنیم.))( یعنی باید دید گاهمان را تغییر بدهیم تا راه حل برایمان آشکار شود زیرا با حفظ دیدگاه قبلی فقط خود مشکل را می بینیم نه راه حل آن را). در حالی که تغییرات جزئی در زندگی مان تحت تأثیر تغییراتی است که در نگرش و رفتارمان می دهیم باید آدم متفاوتی شویم و این کار به سادگی اتفاق نمی افتد. به همین علت است که واحد اصلی تغییر، (( عادت)) است زیرا کارهایی که می کنیم یا کارهایی که همیشه فکرمان را به خود مشغول می کنند، شخصیت ما را شکل می دهند و دریچه ای هستند که از درون آن به مسائل نگاه می کنیم.

دو مرحلۀ موفقیت

وقتی شما خانه ای می سازید باید قبل از کندن زمین طرح و نقشه ای در دست داشته باشید. قانون نجاری می گوید(( دوبار اندازه بگیر، یک بار ببر)). در امور اقتصادی هم نمی توانید چشم بسته امیدوار باشید پول در بیاورید. در مورد تولید هر محصول یا ارائۀ هر نوع خدماتی، از پیش باید خوب فکر شده باشد و برای بازاریابی، استخدام نیروی انسانی و اختصاص منابع برنامه ریزی های دقیقی وجود داشته باشد. این مرحلۀ اولیه خوانده می شود. اکثر شکست های اقتصادی در نتیجۀ کمبود سرمایه، عدم شناخت کافی از بازار یا نداشتن برنامۀ اقتصادی به وجود می آیند. یعنی تمام کاستی ها و ضعف هایی که به مرحلۀ اولیه ارتباط پیدا می کنند.

در مورد زندگی هم این موضوع مصداق دارد. چیزی که آن را موفقیت(( یک شب )) می دانیم در واقع یک شب اتفاق نمی افتد، بلکه معمولاً در سایۀ سال ها برنامه ریزی، تمرین، یادگیری و تجسم نتایج مطلوب شکل می گیرد. ممکن است خوش شانس باشید و از راه های دیگر هم به موفقیت برسید ولی این موفقیت دوام نخواهد داشت. هیچ کس نمی تواند چشم بسته به موفقیت واقعی دست پیدا کند.

(( زندگی اتفاقی است که وقتی شما نقشه های دیگری در سر دارید رخ می دهد.)) مطمئناً عاقلانه نیست که فکر کنید شما می توانید به میزانی که  آقای استفان کاوی (نویسنده کتاب هفت عادت مردمان موثر) می گوید به زندگی تان شکل بدهید. استدلال او این نیست که شما می توانید از رویدادهای غافلگیر کننده زندگی جلوگیری کنید بلکه صرفاً می خواهد این را عنوان کند که هدف داشتن، در شکل دادن به سرنوشت نقش دارد. به این فکر کنید که بعد از  فوت شما مردم در موردتان چه می گویند، تمرینی که فوق العاده ارزشمند است. و عجیب اینکه وقتی به این مسئله فکر می کنید که در نهایت می خواهید به کجا برسید و هدف نهایی زندگی تان چیست کمتر تحت تأثیر افکار و عقاید دیگران قرار گرفته و خودتان در مورد زندگی تان تصمیم گیری می کنید. زیرا آگاهی از هدف نهایی زندگی به شما آرامش می دهد و برایتان مشخص می کند که مسیر زندگی تان برای رسیدن به آن هدف چه خواهد بود. همچنین در این صورت ترس هایتان هم در مورد فلسفۀ هستی کاهش پیدا می کند و نگرانی هایتان را ترسیم کنید و نام آن را (( زندگی )) بگذارید یا این که از قانون دو مرحله ای موفقیت پیروی کنید تا مطمئن باشید زندگی تان مخلوق اراده خودتان است.

روش های تقویت تمرکز حواس:

تمرکز حواس هنگام مطالعه کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است. لذا کار برد روش ها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد. این روش ها عبارتند از:

1-آمادگی برای مطالعه:

برای شروع مطالعه، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده کرد، منظور از آمادگی پیدایش تمام شرایطی است که شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس، به عملکرد مطلوب برسد که  این آمادگی را به چهار قسمت عمده تقسیم می کنیم:

الف) آمادگی بدنی: گاهی وجود بیماری هایی مانند زخم معده، میگرن، سردرد و نظایر این ها باعث از بین رفتن تمرکز حواس و مانع مطالعۀ فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی کامل قادر به برقراری تمرکز حواس و مطالعۀ ثمر بخش نیست و انگیزۀ کافی هم برای مطالعه ندارد و برای رفع آن باید تلاش کند.

ب) آمادگی ذهنی: آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی مانند: قدرت تفسیر و تعبیر اشکال، توانایی درک همانندی ها میان کلمات و …دانست.

ج) آمادگی اجتماعی: به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد که می توان آن را با تجزیه و تحلیل زمینۀ خانه و خانوادگی، محیط وسیع اجتماعی او که در آن تجربه اندوخته است، بیان نمود.

د) آمادگی روانی: آمادگی روانی به شکل پیچیده ای با رشد و تکامل بدنی، ذهنی و اجتماعی آمیخته است و خستگی، بی قراری، بی تابی، کوتاهی زمان، نداشتن دقت و تمرکز در مطالعه، واکنش های منفی نسبت به خود و دیگران، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آن ها همگی نشانۀ نبودن آمادگی روانی، بدنی، ذهنی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان است.

2-داشتن علاقه به مطالعه:

مطالعۀ ثمربخش از دو عامل متأثر است: یکی علاقه نسبت به مطالب خواندنی، دیگر کاربرد ماهرانۀ فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی سبب می شود تا شخص به مطالعۀ بیشتر بپردازد، مطالعۀ بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود، کاربرد فنون بهتر، مطالعه را آسانتر، سریعتر و لذت بخش تر می سازد، در نتیجه علاقۀ خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد. پس تا زمانی که فرد تمایل و علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند شود، خود به خود بر آن تمرکز خواهد کرد.

3-تنظیم وقت:

یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسب تر است. اما تعیین بهترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد.

اوقات خود را طوری تنظیم کنید که برای مطالعۀ دروس سخت تر از زمان های شاد و سرحال خود استفاده کنید و در بین مطالعات خود به تناسب زمان ها استراحت کوتاه  در نظر بگیرید با این حالات تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینۀ مطالعه، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت وانرژی و فهم بهتر مطالب خواهد شد.

4-ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت:

مطالعۀ عمیق و یادگیری ثمر بخش وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند. زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می کند. وقتی می خواهید کاری انجام دهید از گفتن کلمات منفی بپرهیزید و به خود اجازه ندهید افکار منفی شما را در خود غوطه ور ساخته و تمرکزتان را مختل کند.

5-استفاده از راهنما:

یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس استفاده از یک راهنما مانند، انگشت سبابه، مداد و ….. به هنگام مطالعه است. زیرا استفاده از یک راهنما هنگام مطالعه باعث تمرکز حواس بهتر، افزایش سرعت مطالعه، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود.

6-خط کشیدن زیر مطالب مهم:

استفاده از این روش یکی از شایعترین راهبردهایی است که اغلب دانش آموزان و دانشجویان از آن استفاده می کنند.

لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد یا خودکار، ایده ها ومطالب مهم اساسی را علامت گذاری نمود. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آن ها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد.

7-یادداشت برداری هنگام مطالعه:

یادداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم باعث تمرکز حواس و هم سبب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود. برای یادداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمۀ فعال بودن، داشتن تمرکز حواس است و برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن، هماهنگی چشم و مغز و به منزلۀ نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت می کند.

چند توصیۀ دیگر برای تمرکز حواس:

الف) قرار دادن استراحت های کوتاه و به صورت منظم ما بین مطالعات

ب) تجزیه و تحلیل نمودن موقعیت هایی که تمرکز حواس شما را مختل می کند.

ج) داشتن برنامه ریزی معین برای مطالعه و کارهای متفرقه

د) تقسیم کردن موضوعات مطالعاتی و مطالعه بر حسب اولویت علاقه

کتاب:مشاوره برای کنکور و موفقیت تحصیلی

مؤلف: کامبیز زیرک کار

انیشتین و شیطان

استاد دانشگاه با این سؤال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند:

(( آیا خدا هر چیزی را که وجود دارد خلق کرده ؟))

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: (( بله، او خلق کرده.))

استاد پرسید: (( آیا خدا همه چیز را خلق کرده؟))

شاگرد پاسخ داد: (( بله!))

استاد گفت: (( اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرده! چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق این قانون که کردار ما نمایانگر ماست، خدا نیز شیطان است.)) شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد که توانسته ثابت کند که عقیده به مذهب، افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: (( استاد، می توانم از شما سؤالی بپرسم؟))

استاد پاسخ داد: (( البته!))

شاگرد ایستاد و پرسید: (( استاد، سرما وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( این چه سؤالی است؟ البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ ))

شاگردان به سؤال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: (( در واقع آقا، سرما وجود ندارد! مطابق قانون فیزیک، چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شیء ای را می توان مطالعه و آزمایش کرد، وقتی که انرژی داشته باشد یا آن را انتقال دهد. گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شیء انرژی را انتقال دهد، یا آن را دارا باشد. صفر مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه، بدون حیات و بازده می شوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر، برای این که نبودن گرما توصیفی داشته باشد، خلق کرد.))

شاگرد ادامه داد: (( استاد تاریکی وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( البته که وجود دارد.))

شاگرد گفت: (( دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد! تاریکی در حقیقت فقدان نور است. نور چیزی است که می توان آن را مطالعه و آزمایش کرد، اما تاریکی را نمی توان. می توان نور را به رنگ های مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد، اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک مکان به چه میزان تاریکی دارد؟

فقط می توانید میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد، به کار می برد.))

بالاخره، مرد جوان از استاد پرسید: (( آقا، شیطان وجود دارد؟ ))

استاد پاسخ داد: (( البته همان طور که قبلاً هم گفتم ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهایی غیر انسانی بشر به هم نوع خود دیده می شود. او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.))

و آن شاگرد پاسخ داد: (( شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست! درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. شیطان، نتیجۀ آن چیزی است که وقتی، بشر، عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند، مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست، خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.))

نام آن مرد جوان (( آلبرت اینشتین )) بود.

راهکارهایی برای تقویت حافظه

حافظه محلی برای ذخیره و انباشته کردن اطلاعات است در صورتیکه نتوانیم به اطلاعات ذخیره شده دسترسی پیدا کنیم اصطلاحاً می گویم دچار فراموشی شده ایم. مانند: فراموشی مکان خاص، اسم، شماره تلفن و غیره.

مراحل حافظه:

1-رمز گردانی: یعنی سپردن اطلاعات به حافظه

2-اندوزش: یعنی نگهداری اطلاعات در حافظه

3-بازیابی: یعنی فراخوانی اطلاعات از حافظه

 خطای حافظه در هر یک از این مراحل، فراموشی به بار خواهد آورد.

اگر خطا در مرحلۀ رمز گردانی باشد پس حافظه شرایط لازم سپردن اطلاعات را نداشته است. کمبود توجه یکی از مهمترین عامل هایی است که باعث فراموشی آن می شود.

در صورتی که خطا در مرحلۀ اندوزش باشد، یعنی اطلاعات درست و کامل ذخیره نشده و در جای مناسب خود قرار نگرفته اند، مرور ذهنی به تقویت اطلاعات در حافظه کمک می کند. عامل دیگر فراموشی در این مرحله، جانشینی است وقتی که اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیمی را می گیرد و علت آن گنجایش محدود حافظه کوتاه مدت می باشد.

در مرحلۀ بازیابی، عواملی مثل تداخل و عوامل هیجانی، یادآوری اطلاعات را با مشکل روبه رو می سازند به عنوان مثال در اطلاعاتی با نشانه های مشترک، مزاحم بازیابی اطلاعات می شوند. مانند: شماره تلفن های مشابه برای افراد.

توصیۀ چند سیستم تداعی برای افزایش تقویت حافظه:

1-تصویر سازی ذهنی: هرچه را که می خواهید به خاطر بسپارید، تصویری خیالی از آن در ذهن خود مجسم کنید.

2-رنگ آمیزی ذهنی: استفاده از رنگ های غیر واقعی پایه های تداعی را در حافظه تقویت می کنند مثل آسمان قهوه ای یا جنگل نارنجی.

3- ربط دادن اسامی، به عنوان مثال هنگامی که اسمی را به یاد نمی آورید، این مشکل را می توان با مرتبط نمودن این اسم با اسم هایی که به آن شباهت دارد و می توان با مرتبط نمودن این اسم با اسمهایی که به آن شباهت دارد و مرتبط است، حل نمود ، مثل جلد دفتر یا پوست دفتر.

4-استفاده از خویشتن: تا حد ممکن خود را در تداعی ما بین مفاهیم و اشیاء ارتباط دهید، مثل کتابم را که باز کردم، دیدم کتاب می خندد.

5-ایجاد پیوستگی: اگر می خواهید چند کلمه یا جمله را که زیاد به هم ربط ندارند در حافظۀ خود به ترتیب جای دهید  می توانید با متصل نمودن حروف اول کلمات این کار را انجام دهید. مثل: (( پیشخوانی، سؤال کردن، خواندن، تفکر، از حفظ گفتن، مرور))(پس ختام)

6-ایجاد مبالغه: در حد امکان ارتباط تداعی بین مفاهیم و اشیاء را در ذهن خود اغراق آمیز کنید مثل تجسم کردن صدای بلبل برای کلاغ.

7-تقسیم یا مجزا کردن: برخی موارد برای به خاطر سپاری بهتر مطالب، مفاهیم یا اعداد آن ها را به چند دسته تقسیم می کنیم، مثل به خاطر سپردن شماره تلفن همراه دوستمان.

8-استفاده از جابه جایی: برای انجام تداعی در حافظه می توان از اصل غیر واقعی جابه جایی استفاده کرد، مانند جدا کردن مولکول های هوا با چنگال.

9-ارتباط مضحک: تا حد ممکن ارتباط مفاهیم و اشیاء را می توان غیر منظقی و مسخره تصور کرد. برای مثال دو کلمۀ گربه و گزارش را می خواهیم به این روش به خاطر سپاریم، فرض کنید یک گربه کت و شلوار تمیز پوشیده و کنار خیابان از زباله ها گزارش تهیه می کند.

چند توصیۀ دیگر برای تقویت حافظه:

الف) حافظۀ خود را فعال نگه دارید و از زمان های تلف شده و مرده برای مرور نکات مهم در ذهن استفاده کنید.

ب) در اکثر زمان ها از تنفس عمیق استفاده کنید و به خود و حافظه تان آرامش دهید.

ج) حافظه آنی و لحظه ای عمل نمی کند برای هضم و درک مطالب باید وقت کافی صرف کنید.

د) سلامتی یکی از نیرومندترین ابزار، برای حافظه به شمار می رود و این سلامتی را با ورزش و نرمش می توانید به دست آورید، البته کمبود ورزش جسمانی مانعی برای حافظه نیست ولی به طور چشمگیری مدت زمان جوابگویی را طولانی خواهد کرد به این معنی که زمان بیشتر به طول خواهد انجامید تا اطلاعات لازم را به یاد آوریم.

تمرکز حواس:

بعضی اوقات تصمیم دارید مطالعه را شروع کنید ولی دست و دلتان زیاد به کار نمی رود و شرایط برای آغاز مطالعه جور نمی شود. مطالعه را شروع می کنید اما بعد از مدتی متوجه می شوید که اصلاً در فصل مطالعه نیستید و افکارتان در عالم دیگر ی سیر می کند. شاید مدت ها به ظاهر مشغول مطالعه نیستید و افکارتان در عالم دیگری سیر می کند. شاید مدت ها به ظاهر مشغول مطالعه باشید، ولی در اصل شما مطالعۀ مفید چندانی انجام نداده اید و این موضوع به عدم تمرکز حواس شما بر می گردد.

تمرکز حواس یعنی عوامل حواس پرتی را به حداقل رساندن. تمرکز هر شخص به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند. بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است، در حالی که تمرکز یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس بر قراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد. یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و برعکس.

منشاء حواس پاکندگی:

حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی.

حواس پرتی درونی و ذهنی:

عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه های که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موانع شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم و غصه، نگرانی، گرسنگی و تشنگی، سردی و گرمی، ترس و خشم و شادی، سردرد و …… می باشد.

رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمرکز حواس در افراد مختلف، متفاوت است و به حالت درونی، تجربه ها مکان و موقعیت آن ها بستگی دارد. برخی از افراد اظهار می دارند که من آدم کاملاً حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانیم تمرکز حواسم را به روی کاری حفظ کنم. در حال که این تفکر غلط است و هیچ کس نباید خود را فردی کاملاً حواس پرت یا فاقد تمرکز حواس بداند بلکه بهتر است وقتی که تمرکز حواس فردی دچار اختلال شد، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکز من کمتر است لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد وبه طبیعت خود فرد، ویژگی های حالات روحی و روانی، و عادات فردی بستگی دارد. مثل نگرانی، ترس از شکست، خیال پردازی و غیره.

ادامه دارد…..

چگونه می توانیم بر ترس از موفقیت غلبه کنیم؟

شما باید یاد بگیرید که به زندگی اعتماد کنید. اگر به زندگی اعتماد داشته باشید، آماده است تا شما را پشتیبانی وهدایت کند. اگر شما به شیوه ای دست کاری شده تربیت شده و یا در احساس گناه غرق باشید همواره این احساس را خواهید داشت که(( به اندازۀ کافی خوب نیستید.)) اگر با این اعتقاد، که زندگی دشوار و ترسناک است، پرورش یافته باشید، نمی دانید که چگونه می توانید آرام باشید و بگذارید زندگی مراقب شما باشد. همۀ شما تحت قوانین آگاهی فردی خود به سر می برید و این قانون می گوید: (( چیزی که به آن معتقد باشید، به حقیقت می پیوندد.))

بنابراین آن چه برای یک نفر پیش آمده است، نمی تواند برای شما نیز رخ بدهد. اگر شما منحصراً اعتقادات منفی جامعه را بپذیرید، این انتظارات برایتان به واقعیت مبدل می شوند و بر همین اساس به رخدادهای منفی منجر می شوند.

باید بیاموزید که خود را دوست بدارید، عزت نفس و احساس ارزشمندی را عمیقاً در خود بپرورانید و از این طریق به زندگی امکان بدهید تا همۀ موهبت هایی را که برای شما تدارک دیده است، به شما ارزانی کند. این کار ممکن است ساده به نظر بیاید. در عمل نیز چنین است، ساده و در عین حال شدنی. اگر شما خود را آرام نگه دارید و این اعتقاد را در خود ایجاد کنید که: (( زندگی از من مراقبت می کند و من همواره مصون و محفوظ هستم.)) با جریان زندگی همراه می شوید. به سلسلۀ وقایع زندگی خود توجه کنید. هرچه در برابر زندگی سپاسگزارتر باشید، او موجبات بیشتری را برای قدردانی شما فراهم می کند.

کتاب: قدرت

مؤلف: لوئیز لی هی

برندگان و بازندگان

 

*برنده: متعهد می شود، بازنده وعده می دهد

وقتی برنده ای مرتکب اشتباه می شود

می گوید: (( اشتباه کردم))

وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه می شود،

می گوید: (( تقصیر من نبود))

*برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار کند

و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید

بازنده آن جا که نباید، سازش می کند

و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه می کند

*برنده، گوش می دهد

بازنده، فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است

*برنده، نسبت به ضعف های دیگران، غمخواری می کند

زیرا ضعف های خود را درک نموده و آن ها را پذیرفته است

بازنده، دیگران را به دلیل ضعف هایشان خوار و خفیف می شمارد

زیرا وجود ضعف در درون خود را، انکار نموده و پنهان می کند

*برنده، حتی زمانی که دیگران وی را یک خبره می دانند

می داندکه هنوز خیلی چیزها را نمی داند

بازنده، می خواهد که دیگران او را یک خبره بدانند

و این نکته که: (( بسیار کم می داند)) را، هنوز نیاموخته است

*برنده، در برابر افراد سودمند و ناتوان، یکسان عمل می کند

بازنده، به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر می کند

*برنده، پس از بیان نکتۀ اصلی مورد نظرش لب از سخن فرو می بندد

بازنده، آن قدر به صحبت ادامه می دهد

که نکتۀ اصلی را فراموش می کند

*برنده، سعی می کند که رفتارهای خود را بر اساس نتایج منطقی آن ها قضاوت کند و رفتارهای دیگران را ، بر اساس قصد نیت آن ها ارزیابی کند

بازنده، رفتارهای خود را بر اساس قصد نیت خویش

و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آن ها ارزیابی می کند

*برنده، در وجود یک آدم بد، خوبی را می جوید

و روی همین قسمت کار می کند

بازنده، در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید

از این رو، به سختی می تواند با دیگران همکاری کند

بازنده، به(( استقلال)) خود می بالد

در حالی که به واقع در حال خودسری است

و به(( کار گروهی)) خود می بالد

در صورتی که در حال دنباله روی است و اراده ای از خود ندارد

*برنده می داند که کدام تصمیم را به طور مستقل بگیرد

و کدام یک را پس از مشورت با دیگران

بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد

*برنده معتقد است، ما با کارهای درست و اشتباه خود

سرنوشت خویش را تعیین می کنیم

*برنده، گام های متعادلی بر می دارد

بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کند

*برنده می گوید: (( باید راه بهتری هم وجود داشته باشد))

بازنده می گوید: (( تا بوده همین بوده تا هست همین است.))

*برنده، با جبران اشتباهاتش، تأسف و پشیمانی خود را نشان می دهد

بازنده می گوید: (( متأسفم!)) اما در آینده اشتباه خود را تکرار می کند.

(( سیدنی، جی، هریس))

تقویم ماهیانه

یک تقویم ماهیانۀ بزرگ بخرید یا درست کنید. این اولین روش تنظیم وقت است چون به شما اجازه می دهد با یک نگاه بفهمید در هفته های بعد باید چه کار کنید. در تقویم ماهیانۀ شما باید جای خالی برای ثبت قرارها و یادداشت ها موجود باشد. هر وقت تاریخ امتحانات و ارائۀ مقالات تان مشخص می شود، آن ها را روی تقویم یادداشت کنید. تقویم را جایی وصل کنید که هر روز جلوی چشم تان باشد. مثلاً بالای میز کار یا روی دیوار اتاق خواب تان.

برنامۀ هفتگی درس خواندن

برنامۀ هفتگی خواندن به شما نشان می دهد که هر هفته عملاً چقدر وقت دارید و به شما کمک می کند از وقت تان خوب استفاده کنید.

به برنامۀ هفتگی زیر نگاه کنید. سپس نکات مهم بعد از آن را بخوانید. این نکات برای تنظیم یک برنامۀ هفتگی مؤثر مهم اند.

photo_2015-12-16_13-43-11

نکات مهم دربارۀ برنامۀ هفتگی درس خواندن:

  • ابتدا در ازای هر یک ساعت کلاس تان، حداقل یک ساعت زمان برای مطالعه کنار بگذارید.
  • منظم درس بخوانید.
  • جلسات درس خواندن تان حداقل یک ساعتی باشد.
  • وقتی از زمان درس خواندن تان استفادۀ مؤثری می کنید، به خودتان پاداش بدهید.
  • قبل و پس از کلاس ها درس بخوانید.
  • سخت ترین درس ها را وقتی بیشترین هوشیاری را دارید، بخوانید.
  • اعتدال داشته باشید.
  • برنامه تان را انعطاف پذیر کنید.

فهرست کارهای روز یا هفته:

آدم های موفق معمولاً به تهیۀ فهرست(( کارها)) عادت کرده اند. این فهرست گام مهمی برای استفادۀ بسیار مؤثر از وقت تان در طول روز است. فهرست(( کارها))ی روز یا هفته می تواند یکی از مهم ترین عادات درس خواندنی باشد که در طول عمرتان یاد گرفته اید. فهرست کارهای هفته باید در جمعۀ هر هفته برای هفتۀ بعد تهیه شود. فهرست کارهای روز نیز هر شب یا صبح هر روز تهیه می شود.

فهرست را در طول روز همراه خود داشته باشید. استفادۀ بهینه از زمان یعنی تمرکز کردن بر اولویت ها. در مقابل کارهایی که بیشترین اولویت را دارند علامت * بگذارید. بعد کارهایی را که انجام داده اید با علامت√ مشخص کنید. این کار باعث ایجاد احساس تمام شدن کارها در شما می شود و به راحتی می فهمید چه کارهایی باقی مانده اند.

تقویم ماهیانه، برنامۀ درس خواندن و فهرست(( کارها)) همراه با عزم جزم تان برای انجام دادن کارها، بی نظمی زندگی شما را برطرف می کند. شما با برنامه ریزی زمان، در کارهای تان یک نوع هماهنگی ایجاد می کنید که رکن اساسی موفقیت در دانشگاه است. با این روش بیش از پیش به خواسته های تان می رسید.

حربه های مفید برای مطالعۀ ثمربخش:

  • تا حد امکان در محیطی پرنور، روی یک صندلی راحت و در محیطی آرام و ساکت درس بخوانید.
  • مراقب شرایط جسمی تان باشید.
  • در صورت لزوم، درس خواندن با دیگران مفید خواهد بود.

راهبردهای مطالعه:

روان شناسان، فنون بی نظیر و اثبات شده ای برای بهبود مهارت های مطالعه ابداع کرده اند که در ذیل دو مورد از آن ها توضیح داده می شود. این دو فن که (( وس خبم)) و (( حفیه بم)) نام دارند، توان یادگیری و نگهداری اطلاعات و تفکر انتقادی شما را در کلاس بالا می برند.

روش (( وس خبم)):

این روش پنج مرحله دارد. نام این روش از سرواژه های پنج کلمه گرفته شده است. مرحلۀ اول، ور انداز کردن یا خواندن بخش های هر فصل است و حکم مرور مطالب را دارد. برخی از کتاب ها رئوس مطالب فصل، خلاصۀ فصل، اهداف یادگیری، مقدمه و مؤخره یا مجموعه ای از این ها را دارند. مرحلۀ بعدی، سؤال کردن است. قبل از خواندن هر بخش، سؤالات شفاهی یا مکتوبی طراحی کنید. بعضی از کتاب های درسی سؤالات تفکر برانگیزی دارند که می توانند در این زمینه به شما کمک کنند. ولی صرفاً به آن ها تکیه نکنید. این که خودتان این سؤالات را تهیه کنید، خیلی مهم است. می توانید آن ها را در حاشیۀ کتاب تان بنویسید. با این کار روی نکات مهم فصل تمرکز خواهید کرد و ذهن تان کنجکاو می شود.

حالا نوبت مهم ترین مرحله است: خواندن مطالب. مطالب را با دقت و مهم تر از آن، فعالانه و انتقادی بخوانید.مثلاً هنگام خواندن مطالب به سؤالات تان جواب بدهید. هنگام خواندن مطالب هر فصل ممکن است سؤالات جدیدی به فکرتان برسد. این چیز خوبی است، چون کنجکاوانه خواندن و توجه کردن به مطالب را به شما یاد می دهد. با بررسی تلویحات مطالبی که می خوانید، فکر کردن به استثناها و تناقضات و مفروضات نهفته در پس ادعاهای مؤلف کتاب، مطالبی را که می خوانید به شکل انتقادی ارزیابی کنید.

مرحلۀ بعدی که عجیب ترین مرحله است، باز پس دادن درس ها به خود می باشد. باز پس دادن یعنی این که مطالب کتاب را برای خودتان تشریح کنید و توضیح بدهید. آن ها را برای یک نفر دیگر هم می توانید توضیح بدهید. همچنین باید به سؤالاتی که قبلاً تنظیم کرده اید، جواب بدهید. این کار را با صدای بلند انجام بدهید. در این حالت، دچار شرم و دستپاچگی نمی شوید. باز پس دادن به خود، به شما نشان خواهد داد که مطالب را چقدر فهمیده اید. در ضمن، تحقیقات روان شناسی نشان داده اند که بیان مطالب برای دیگران یا باز پس دادن آن ها به خود با صدای بلند کمک می کند مطالب را به شکل دیگر و عمیق تری یاد بگیرید. پس، باز پس دادن درس ها به خود، نقش مهمی در فرآیند مطالعه دارد.

و بالاخره آخرین مرحله، مرور است. مرور پیش شرط یادگیری و به یاد سپردن کامل مطالب است. مطالب را مرور کنید، جنبه هایی از کتاب را که حالت مرور دارند دوباره بخوانید و مطمئن شوید که می توانید به سؤالات تفکر بر انگیز جواب بدهید. سؤالات فصل و سؤالات خودتان را مرور کنید. مرور باید فعالانه باشد یعنی اطلاعات متفاوت را کنار هم بچینید و تصویر کاملی از مطالب ترسیم کنید.

روش (( حفیه بم)) :

اولین مرحله در این روش، حال و حوصله ایجاد کردن برای درس خواندن است. این حال و حوصله با تعیین اهداف هر جلسۀ مطالعه و انتخاب زمان و مکانی که حواس مان پرت نشود، ایجاد می شود. بهترین راه آن است که در واحدهای زمانی معین و در مکان مخصوص مطالعه، درس بخوانید. مرحلۀ بعدی، مرحلۀ فهمیدن است که در آن باید به معنای درس ها توجه کنید. یادآوری، مرحله ای است که در آن مطالب را بدون باز کردن کتاب، به یاد می آورید. مرحلۀ چهارم هضم دروس است. باید اشتباهات تان را اصلاح کنید و به یاد بیاورید و مطالب جدید را در حافظه تان سازمان داده و ذخیره کنید.

در مرحلۀ بعدی باید مطالب جدید را بسط دهید.( یعنی آن ها را تحلیل و ارزیابی کنید) و آن را در مورد وضعیت های دیگری به جز وضعیت های مطرح شده در کتاب به کار بندید. با جا دادن آموخته هایتان در یک شبکۀ اطلاعاتی وسیع تر می توانید آن ها را آسان تر به یاد آورید. و بالاخره نوبت به مرحلۀ آخر یا مرحلۀ مرور می رسد. مرور منظم مطالب، شرط لازم مطالعۀ موفقیت آمیز است.

اصولی که در امتحانات باید رعایت شوند:

  • درس تان را بلد باشید. مهم ترین نکته این است که درسی را که می خواهید امتحان بدهید، خوب خوانده و فهمیده باشید.
  • وقت تان را تنظیم کنید. به سؤالات نگاهی اجمالی بیندازید و ببینید برای هر سؤال چقدر وقت دارید.
  • سؤالات را کامل بخوانید. سؤالات را تا آخر بخوانید. اگر سؤالات از نوع چند جوابی هستند، قبل از آن که گزینه ها را ببینید، سعی کنید به آن ها جواب بدهید.
  • گزینه های نامحتمل را حذف کنید. اگر جواب را فوراً پیدا نکردید، گزینه های نامحتمل را کنار بگذارد و از بین بقیه، یکی را انتخاب کنید. به این ترتیب نمرۀ بالاتری خواهید گرفت.
  • به سؤالات دیگر نگاه کنید. گاهی کل یا بخشی از پاسخ سؤال، در سؤالات دیگر آمده است.
  • بیش از حد به فکر فرو نروید. اگر جواب را نمی دانید، بهترین جواب ممکن را بدهید و در صورت وقت داشتن، دوباره به آن سؤال برگردید. سؤالاتی را که از جواب شان مطمئن نیستید با علامت مشخص کنید تا بعداً به راحتی سراغ شان بروید.
  • سؤالی را بی جواب نگذارید. برخلاف تصور رایج، حدس زدن به نفع شما است مگر آن که استادتان بابت حدس زدن از شما نمره کم کند.
  • سؤال کردن. در صورت لزوم، برای روشن شدن سؤال از استاد یا ممتحن توضیح بخواهید.
  • جواب هایتان را مرور کنید. در صورت امکان قبل از بلند شدن از سر جلسه، جواب های تان را مرور کنید. اگر هم وقت تان کم است، جواب های سؤالات سخت را مرور کنید.
  • جواب هایتان را عوض کنید! مطالعات نشان داده اند، احتمال تبدیل جواب های درست به جواب های غلط 20 درصد و احتمال تبدیل جواب های غلط به درست، 58 درصد است. تحقیق دیگری هم نشان می دهد در ازای هر تغییر جواب، 3 به 1 احتمال دارد که نمره بگیریم.

کتاب: زمینۀ روانشناسی. مؤلف: جان دبیلیو سانتراک.