نوشته‌ها

تشویق کودکان به مطالعه

تشویق کودکان به مطالعه

برای بچه‌ها کتاب بخرید و آن را در دسترس آنها قرار دهید. بچه‌هایی که کتابخوان می‌شوند، معمولاً

به خانواده‌هایی تعلق دارند که کتاب و سایر ابزار مطالعه در خانه مهیا است. برای تشویق کودکان

به مطالعه، به آنها کتاب هدیه دهید. کتاب هدیه‌ای نسبتاً ارزان و بسیار مفید است. به علاوه چیزی

که به صورت هدیه به کسی داده شود، ارزش و احترام بیشتری پیدا می‌کند.

نباید کتابهای بچه‌ها را خارج از دسترس نگه دارید که در دیدرس آنها نباشد یا دسترسی به آن

نداشته باشند. بهتر است کتابها را روی زمین، نه در جایی بلند و در دسترس آنها قرار دهید.

خودتان هم مطالعه کنید. یکی از بهترین راه‌ ها برای تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه این است

که خودتان الگوی آنها باشید. اگر بچه‌ها ببینند که خودتان هم کتاب می‌خوانید و از مطالعه لذت

می برید احتمال اینکه آنها هم چنین عادتی پیدا کنند و این فعالیت‌ها را پیش بگیرند، بیشتر است.

مطالعه را به صورت یک تفریح در آورید. چیزی که از آن لذت برده شود همیشه مورد علاقه است.

داستان کتابها را به صورت نمایش درآورید، صدایتان را عوض کنید و بچه‌ها را سرشوق بیاورید. اگر

داستان را خسته کننده و حوصله‌بر برای بچه‌ها بخوانید، هرچقدر هم که داستان جالب و جذابی

باشد، آنها اشتیاقی برای دنبال کردن آن نخواهند داشت.

مرتب کتاب بخوانید هر روز یا حتی چند بار در روز برای بچه‌های کوچکتان کتاب بخوانید. بچه‌های

بزرگتر را هم تشویق کنید که هر روز برای خود مطالعه کنند و در مورد کتابی که خوانده‌اند با آنها

صحبت و گفتگو کنید.

 تشویق کودکان به مطالعه

تلویزیون را خاموش کنید و کمی خانه را آرام کنید. خاموش بودن تلویزیون باعث می‌شود بچه‌ها به

دنبال سرگرمی دیگری برای خود باشند. تماشای بیش از اندازه تلویزیون برای بچه‌ها مضر است،

به ویژه اگربخواهید آنها را به مطالعه تشویق کنید.

هر هفته یا هر ماه بچه‌ها را به کتابخانه ببرید تا کتاب‌های مورد علاقه‌شان را خودشان انتخاب کنند.

یادتان باشد مجلات و کتاب‌های خنده‌دار و مفرح‌ راه بسیار خوبی برای ترغیب بچه‌ها به کتاب خواندن

است. یک راه خوب برای تشویق بچه‌ها به مطالعه استفاده از کتاب‌ هایی است که روی CD ضبط

شده است.

کتاب‌های چند فصلی بخوانید. کتاب‌های چندفصلی خواننده را بیشتر ترغیب به خواندن می‌کند وباعث

می‌شود برای اطلاع یافتن از آخر داستان دوباره به سراغ کتاب بیایند یا آنقدر خواندنشان را ادامه دهند

تا کتاب را به پایان برسانند.

از علاقه بچه‌ها استفاده کرده و کتاب‌هایی با آن نوع شخصیت‌هایی که دوست دارند برایشان بخرید.

کتاب‌ها را با هم بلند بلند بخوانید. این راه برای آموزش مطالعه به بچه‌ها بسیار خوب است چون بچه‌ه

ا عاشق درآوردن صدا هستند. پس هر زمان که وقت کردید، با هم نشسته و کتاب‌ها را بلند بخوانید.

مثلاً در آوردن تیک‌تیک ساعت یا تق‌تق زدن به در برای بچه‌ها می‌تواند سرگرم کننده باشد و علاقه آن‌

ها را به خواندن بیشتر می‌کند.

تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه کار چندان دشواری نیست. می‌بینید که راه‌های زیادی برای این کار

وجود دارد. به علایق آن‌ها توجه کنید و برحسب آن کتاب‌های مناسبی در اختیارشان قراردهید تا از

همین کودکی با ارزش کتاب و مطالعه آشنا شوند.

 

مقاله دور کردن افکار مزاحم

مقاله دور کردن افکار مزاحم

افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی

افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد.

برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری

روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر

جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت

آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه

ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قرار بدن هیچ وقت نباید

با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

افکار مزاحم ، عقاید ، تصاویر یا برانگیزش‌های ناخواسته ، مداوم و تکرارشونده‌ای

هستند که شما به‌طور غیرارادی تجربه می‌کنید و بی‌معنی به ‌نظر می‌رسند.

این عقاید به‌طور عموم ، وقتی شما سعی‌می‌کنید به چیزهای دیگری فکر کنید یا

کارهای دیگری را انجام دهید، به ذهن شما هجوم می­آورند.

در زیر، مثال‌هایی از این افکار آورده شده است:

– احساس پریشانی وقتی که اشیاء مرتب نیستند یا به‌طور مناسب در یک خط قرار

نگرفته‌اند یا در بهترین حالت خود قرار ندارند.

– شک در مورد این‌که درب را قفل کرده یا اجاق‌گاز را خاموش کرده‌اید.

– افکار تکرارشونده در مورد این‌که شما در یک تصادف به شخص صدمه زده‌اید.

– تصاویر ذهنی آزاردیدن فرزندتان

– برانگیختگی برای فریاد زدن به ‌طور وقیحانه در مکان های نامناسب

– ترس از سرایت بیماری از طریق دست‌ دادن یا لمس‌کردن اشیایی که دیگران لمس

کرده‌اند.

روش های دور کردن افکار مزاحم

اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه

از خودتون بپرسید:

– آیا این فکر درسته؟

– آیا این فکر مهمه؟

– آیا این فکر مفیده؟

با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم

برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه می کنه،

اما این ساده ترین و اولین قدم هست…

در اینجا کتابی را برای شما قرار داده ایم به نام” افکار مزاحم ” که

خواندن آن می تواند به شما در کنترل و دور کردن افکار مزاحم کمک

کند.

 

 

چرا با هوش ها بیشتر عمر می کنند؟

چرا باهوش‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟

امید به زندگی و طول عمر انسان زیاد شده است. بنابر گزارش سازمان جهانی

تحقیقات اپیدمیولوژیک پاسخ واحدی برای این پرسش یافته‌اند: سبک زندگی. در سال

۲۰۱۲ در نشریه پزشکی طب پیشگیری نتیجه تحقیقی را که روی ۸۰۰۰ نفر در طول ۵

سال انجام شده، منتشر شده است. ریسک مرگ به هر علت در میان افراد غیرسیگاری

۵۶ درصد، در افرادی که ورزش می‌کنند ۴۷ درصد و برای کسانی که رژیم غذایی سالم

دارند، ۲۶ درصد کمتر است. پژوهشگران ایتالیایی سبک زندگی ساکنین منطقه سیسیلی

را که تعداد شهروندان ۱۰۰ ساله در آنجا قابل توجه است، بررسی کردند. داشتن فعالیت

بدنی و رفت‌وآمد با بستگان و برخورداری از رژیم غذایی محلی مدیترانه‌ای عوامل سلامت

و طول عمر این افراد است.

ضریب هوشی بالاتر، یعنی طول عمر بیشتر

اما تعجب‌آورترین یافته این تحقیقات، ارتباط مستقیم ضریب هوشی با طول عمر است،

ضریب هوشی بالاتر به معنی طول عمر بیشتر است. در ۱۹۳۲ دولت اسکاتلند از تمامی

کودکان ۱۱ ساله آزمون هوش به عمل آورد. پس از ۶۰ سال دانشگاه ادینبرو در مورد

بازماندگان آن آزمون جستجویی به عمل آورد. نتیجه شوک‌آور بود. هر ۱۵ امتیاز ضریب

هوشی بیشتر ۲۱ درصد شانس طول عمر را افزایش می‌داد. به این معنی که فرد با ضریب

هوشی ۱۱۵ ، ۲۱ درصد احتمال بقایش در سن ۷۶ سالگی بیش از فرد با ضریب هوشی ۱۰۰ بود.

اکنون این آزمایش به صورت مطالعه تاثیر قدرت ادراک بر طول عمر درآمده است. فرضیه‌ای مطرح

شده دال بر تاثیر ژنتیک بر ارتباط ضریب هوشی و طول عمر. تیم تحقیقاتی دکتر آردن روی سه

زوج دوقلو از کشورهای آمریکا، سوئد و دانمارک آزمایش کردند که نتیجه آن را در ژورنال

بین‌المللی اپیدمیولوژی به چاپ رسانده‌اند. مطالعه روی دوقلوها این امتیاز را دارد که اثرات

محیطی و ژنتیکی در محاسبات ما حذف می‌شوند (دوقلوهای همسان ۱۰۰ درصد و

غیرهمسان حداقل ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند). نتیجه این مطالعات و مقایسه آن با دیگر

افراد دور از انتظار نبود. ژن‌ها مسئول بخش عمده‌ای از این رابطه بودند ولی علت وجود

این نقش بطور واضح مشخص نیست.

 

_69727520_mind

افراد با ضریب هوشی بالاتر، رفتارهای سالم‌تری دارند

برخی معتقدند که افراد با ضریب هوشی بالاتر رفتارهای سالم‌تری دارند. مثلا ورزش می‌کنند،

همیشه از کمربند ایمنی خودرو استفاده می‌کنند و سیگار هم نمی‌کشند.

امکان دیگر این است که ضریب هوشی بخش از ضریب تمامیت بدنی (Index of bodily integrity)

و خصوصا نمایانگر کارآمدی سیستم عصبی است. برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران

ارتباط بین ضریب هوش، فناپذیری و زمان عکس‌العمل (نسبت کارآمدی مغز در پردازش اطلاعات

داده شده و انجام عکس‌العمل مناسب) را آزمایش کردند. ارتباط مستقیمی بین کوتاهی زمان

عکس‌ و آسیب‌ ناپذیری افراد مشاهده شد.

از طرفی شکی نیست که IQ ارتباط مستقیم با زمان عکس‌العمل دارد. اطلاعات یاد شده در

کنار دیگر یافته‌های اپیدمیولوژی ادراکی تاثیر غیرمستقیم در ارتقا سلامت عمومی دارند.

فاکتورهای پیشینه خانوادگی، وجود یک بیماری، و IQ باهم می‌تواند برای پیش‌بینی امکان

وقوع مرگ پیش از موقع به کار گرفته شوند. محققین معتقدند که ضریب هوشی نمایانگر

چندین چیز باهم است. این‌جاست که رابطه بین آن و قومیت مطرح می‌شود که دربرگیرنده

تعریف میزان هوشمندی هر منطقه جغرافیایی می‌شود.

برای روشن شدن این جمله مثالی می‌زنیم: فرض کنیم که فردی با اطمینان خاطر از عملکردی

درخشان در آزمون هوش شرکت کند. این اعتمادبنفس ریشه درجنسیت و قومیت وی دارد و

در واقع امر هم نتیجه مثبتی روی عملکرد بهینه وی دارد. بدین ترتیب برچسب باهوش یا

کم‌هوش بر اتکا به‌نفس افراد تاثیر می‌گذارد.

باید معنی ضریب هوش را برای سیاستگذاران امر سلامت بازتعریف کرد. IQ بهتر از هر آزمون

روانکاوی دیگر می‌تواند عملکرد شغلی، دستاوردهای علمی و همانگونه که بحث شد،

فناپذیری را پیش‌بینی کند. ارتباط این فاکتور با میرا بودن ربطی به قسمت و سرنوشت ما ندارد.

تنها یک عامل است در میان عوامل دیگری، همچون علایق، انگیزه و خصوصیات فردی دیگر.

منبع: scientificamerican.com

6 راه برای استفاده بهینه از وقت

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

روش های مدیریت زمان

-خودارزیابی

-تندخوانی

-قانون رعایت سادگی و فشردگی

-قاطعیت

-انطباق با محیط و شرایط

-اتخاذ نگرش مثبت به زندگی

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می شوند.

۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته از کارهایی هستند که افراد موفق و نا موفق

را از هم جدا می کنند و معمولاً افراد ناموفق آنرا به تعویق می اندازند.

۳- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.

۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم

و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس) خود را به این کارها سرگرم

می کنند.

تأخیر در انجام کارهای دستۀ دوم اضطراب آور است و انرژی را از بین می برد. مثلاً با خودتان

می گویید که حالا سه ماه وقت دارم برای خواندن این درس، و همچنان مطالعه را به تعویق

می اندازید…

تمام موفقیت ها و  پیشرفت های انسان در گرو انجام کارهای نوع دوم است. افراد موفق

برای این دسته کارها اضطرار زمانی ایجاد کرده و آنرا انجام می دهند. مثلاً با خود می گوید:

من باید هر روز مقداری از کتاب را برای امتحانم بخوانم.

توجه داشته باشید که وقت کارهای مهم را باید از کارهای غیر اضطراری و غیر مهم در آورد.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است.

مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی:

۱-از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.

۲-کارها را اولویت بندی کنید.

۳-راهزنان وقت را بشناسید و راه های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

 –صحبت های کم اهمیت

-میهمان ناخوانده

– مطالعۀ مطالب کم اهمیت و غیر ضروری

روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه

– تلفن های مزاحم و غیر ضروری

– نداشتن

انضباط کاری

– سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری

– دوباره کاری

– ناتوانی نه گفتن به خواسته های نابج

ا- نداشتن تمرکز حواس

– عادت امروز و فردا کردن

– ترس از شکست

راه های ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده( مثل زمان هایی که در انتظار اتوبوس هستیم).

۲- انجام کارها به طور همزمان

۳- تنظیم وقت خواب

۴- کنترل بیشتر روی وقت تفریح

۵- نه گفتن به درخواست های غیر مهم

۶- عقب انداختن کارهای غیر مهم

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

سؤالاتی که برای مدیریت زمان باید از خود بپرسید:

-چه درصدی از کارهایم از پیش برنامه ریزی شده است؟

-آیا کارهای برنامه ریزی شده، بیش از حد انتظار به طول انجامید؟

-چند مورد وقفه در کارهایم ایجاد شد؟

-آیا بهره وری داشتم؟

-چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتم؟

-چگونه می توانم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشم؟

-برای چند درصد از وقت خود می توانستم برنامه ریزی درستی به عمل آورم؟

شناخت عوامل اتلاف زمان:

-جلسات

-تماس های تلفنی

-تعلل

-آشفتگی و عدم تمرکز

 

تغییر دادن عادت ها:

-برای ایجاد تغییر فرآیند چهار مرحله ای زیر را باید در مورد هر یک از عوامل

اتلاف زمان بکار ببریم:

-یادداشت کردن عامل اتلاف زمان

-تهیۀ فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت

-تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان

-پرورش عادت صرف جویی در زمان

مدیریت زمان یعنی استفادۀ بهینه از وقت

برای رسیدن به این هدف باید:

-عادتهای قبل را فراموش کنیم.

-روش های جدید را بیاموزیم.

-برای ترک عادات نادرست و یادگیری روش های جدید صبور باشیم.

مقاله حوزۀ شنیداری

مقاله حوزۀ شنیداری

زمانی که مشغول فعالیت ذهنی هستید درست وقتی که حوزۀ دیداری فضایی تان

به طور خلاصه تصاویر را ذخیره می کند حلقۀ شنیداری تان نیز تعداد اندکی از صداها

را برای مدت زمان کوتاهی ذخیره می کند. شما می توانید همان تعداد لغتی را که

برای خود عرض ۵/۱ ثانیه تلفظ می کنید در ذهن خود نگه دارید. بنابر این لغات کوتاه

را بیشتر از لغات بلند می توانیدب ه خاطر بسپارید.

مثال خوب برای درک این مطلب زمانی است که تلاش می کنید گفته های شخصی

که در حال صحبت بوده است را به خاطر بسپارید. در حالت عادی و بدون این که آموزشی

برای قرار دادن این اطلاعات در حافظۀ بلند مدت خود دیده باشید فقط می توانید به طور

واضح و آشکار کلماتی را به خاطر بیاورید که در ۵/۱ ثانیۀ آخر گفته شده است. هر چند

که نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هر چند که

نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هم چنین به دلیل

محدودیت ۵/۱ ثانیه ای توانایی شما در بخاطر سپاری اسامی کوتاه تر نسبت به

اسامی طولانی تر بیشتر خواهد بود. مثل زمانی که شما به تعدادی از افراد نا آشنا

در یک مراودۀ کاری یا در یک مهمانی معرفی می شوید.

چنانچه کار با انواعغ مختلف تصاویر دیداری باعث بروز تداخل می شود کار با انواع مختلف

صداهای شنیداری نیز باعث بروز تداخل خواهد شد، مثلاً زمانی که سعی می کنید شماره

تلفنی را به خاطر بیاورید و همزمان با آن شخص مطلبی را به شما بگوید در توانایی شما

در به خاطر آوردن شماره تداخل ایجاد خواهد شد. در حالی که اگر همزمان که تلاش می کنید

شماره ای را به خاطر بیاورید به چیزی نگاه کنید تداخلی در به خاطر آوردن آن شماره ایجاد

نخواهد شد. چون فرآیند دریافت تصویری در حوزۀ دیداری فضایی انجام می گیرد.

همانطور که تصویر دیداری می تواند باعث اشتباهات حافظه ای شود شنیدن کلمات یا اعدادی

با صداهای مشابه نیز می تواند همچنین باعث بروز اشتباه شود. اما دلیل این که تصاویر

دیداری در زمان یادآوری کلمات یا صداهای شنیداری وقتی به طور همزمان به هر دو مورد

مشغول هستید تداخل ایجاد نمی کنند این است که فرآیند های صوتی رد ر بخش دیگری از

مغز که نیمکرۀ چپ می باشد انجام می گیرند. این بخش کنار بخشی است که که با زبان

سر و کار دارد. به علاوه زمانی که اطلاعات صوتی در قطعۀ آهیانۀ مغز ذخیره می شود و

شما با این اطلاعات کار می کنید قطعۀ قدامی که فرآیند گفتار در آن بخش انجام می گیرد

نیز فعال می شود.

مقاله حوزۀ شنیداری

حافظۀ رویدادی

اساساً این بخش از حافظۀ کاری یک انبار موقت است که می تواند اطلاعاتی را که از

حوزۀ دیدار ی فضایی، حلقۀ شنیداری و همچنین حافظۀ بلند مدت خود می گیرند باهم

ترکیب کند. این مورد مانند دفتر یا صفحه ای است که بر روی آن برنامه پردازش کلمات

را انجام می دهید. یعنی با جملات و عکس های تصویری کار کرده  سپس فکر می کنید

دوست دارید به اطلاعاتی که از قبل در حافظۀ خود دارید چه چیز دیگری را اضافه کنید.

حافظۀ رویدادی به طور فعال اطلاعات را اداره می کند تا بتواند تجارب گذشتۀ خود را تفسیر

کند، مسئله های جدید را حل کرده و برای فعالیت های آینده برنامه ریزی کند.

برای مثال به همکارتان بگویید وقتی سرکار هستید چیزی به شما بگوید تا شما را برنجاند

در اینجا ممکن است کلمات گفته شده توسط آن فرد و شرایطی که در آن  اینکلمات گفته

شده است را در نظر بگیرید و همچنین به این فکر کنید و به خاطر بیاورید که همکارتان قبلاً

با شما چطور رفتار می کرد سپس این حافظه رویدادی است که به شما کمک می کند تا

با چگونگی تفسیر این رفتار رنجش بار سریعاً تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید.

مدیریت مرکزی

نهایتاً این مدیر مرکزی است که اطلاعات را از سه سیستم دیگر جمع کرده و کامل

می کند. به علاوه عملکرد مدیر مرکزی به شما کمک می کند تعیین کنید تمرکز خود

را بر روی چه چیزی معطوف کنید و همچنین اطلاعات غیر مربوط و بی اهمیت را سرکوب

می کند تا بتوانیدتمرکز خود را بر روی مواردی که مهم است حفظ کرده و حواس خود را برای

مواردی که مهم نیستند پرت نکنید.

این بخش همچنین به شما کمک می کند تا با طرح استراتژی ها و رفتارهای هماهنگ

بتوانید تصمیم بگیرید و در گام بعدی چه کاری باید انجام داده و چه کاری را نباید انجام دهید.

و به این ترتیب است که نمی توانید از کاری که می خواهید انجام دهید کناره گیری کنید.

این بخش مانند یک مدیر ارشد و مسئول کل سیستم های دیگر در نظر بگیرید که خودش

هیچ اطلاعاتی را ذخیره نیم کند. بلکه مانند مدیر یک شرکت چیزهایی را که بخش های

دیگر حافظه باید انجام دهند را اولویت بندی می کند. مدیر مرکزی مانند سوپروایزراجرایی

یک سازمان تصمیم می گیرد کدام مورد مستحق توجه کردن است و کدام مورد باید نادیده

گرفته شود.

روش های بهبود توجه

روش های بهبود توجه

توجه، یکی از مهارت های شناختی است که بر اثر انواع آسیب های مغزی،

مختل می شود. اما عوامل دیگری هم هستند که می توانند این مشکل را

تشدید کنند، مانند: استرس، افسردگی، خستگی، کمبود خواب و انجام کاری

که به آن علاقه ای ندارید.

بر همین اساس، روش هایی وجود دارند که به شما در بهبود قدرت

تمرکز و توجه کمک می کنند:

-شب ها خوب بخوابید و در طول روز هنگام کار، استراحت های کوتاه مدت داشته باشید.

-برای برخی از کارهای خود برنامۀ منظم و ثابت روزانه، هفتگی و حتی ماهیانه داشته باشید.

-در هر زمان تنها به یک کار بپردازید.

-مطمئن شوید که در حین کار، روشنایی به اندازۀ کافی وجود دارد.

-بهتر است کارهای خود را در مکانی آرام و کم سر و صدا انجام دهید.

-تلویزیون و رادیو را در حین انجام کار خاموش کنید.

-میز کار خود را مرتب نگه دارید، زیرا شلوغی به راحتی حواس شما را پرت می کند.

-کارهایی را که به تمرکز و توجه زیادی نیاز دارد، زمانی انجام دهید که انرژی زیادی دارید

مانند ابتدای روز.

-هنگامی که بادیگران صحبت می کنید، حرف های آن ها را برای خود خلاصه کنید و

قسمت های مهم را مرتب با خود تکرار کنید.

-به جای تماس های تلفنی، ملاقات های حضوری را برای صحبت کردن با دیگران انتخاب کنید.

-زمانی که مشغول انجام کاری هستید، مرتب به مغز خود بگویید تمرکز کند.

بازی های کامپیوتری یا ورزش های مغزی؟

امروزه بازی های کامپوتری به یکی از پرطرفدارترین راهکارهای مورد استفاده در در دورۀ

بازتوانی مغزی تبدیل شده اند. این بازی ها که برای سنین مختلف جذاب و هیجان انگیز

هستند، مدتی طولانی کاربر را سرگرم می کنند. این سرگرمی علاوه بر احساس لذت،

مغز را به طور باور نکردنی فعال نگه می دارد. انگیزه برای بردن در هر بازی، هوشیاری و

چابکی فرد را بالا می برد و زمان واکنش را کوتاه می کند، ضمن آن که حافظه و توجه

بازیکنان را نیز تقویت می کند. فردی که مشغول بازی است، باید هم زمان روی محرک های

مختلف بصری و شنیداری تمرکز کند و مرتباً توجه خود را میان آن ها تغییر دهد.

اگر این بازی ها به صورت گروهی انجام شوند، فواید بازتوانی آن ها بیشتر می شود. علاوه

بر حس رقابت، زمینه برای تعاملات اجتماعی میان افراد فراهم می شود که این امر برای

بیماران آسیب مغزی بسیار اهمیت دارد.

علاوه بر کامپیوتر، امروزه در تلفن های همراه نیز می توان این بازی ها را انجام داد. پس

شما می توانید مغز خود را به واسطۀ تلفن هایی که همیشه همراهتان هستند، فعال

نگه دارید. امروزه بازی های که در آن ها فرد در یک دنیای مجازی که توسط خود او

ساخته و طراحی می شود، در بازتوانی شناختی بسیار استفاده و توصیه می شوند.

در این بازی ها افراد می توانند در یک دنیای خیالی، نقش و وظایفی را که در دنیای

واقعی به عهده دارند تمرین کنند و در انجام آن ها توانمندتر شوند.

به این نکته هم توجه داشته باشید که در انجام بازی ها نیز مانند هر کار دیگری باید

متعادل باشید، به ویژه اگر صفحۀ تلفنتان کوچک است.

انجام منظم بازی های کامپیوتری به صورت روزانه ۱۰ الی ۳۰ دقیقه، در صورت انتخاب

صحیح بازی ها ، مثل یک ورزش مناسب ، مغز شما را چالاک تر می کند.

بهتر سخن بگویید:

بین توانایی درست صحبت کردن و موفقیت در زندگی، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

منظور ما از توانایی صحبت کردن، تنها به معنای حل جدول، گفتن واژه های مترادف و

متضاد یا حتی پر کردن جاهای خالی در یک کتن نوشته شده نیست، بلکه منظور از

درست صحبت کردن، انتخاب درست واژگان برای انتقال نظرات، تفکرات و احساسات

خود به دیگران است. زمانی که شما بتوانید منظور خود را به افراد برسانید، به تبع آن

می توانید روابط اجتماعی بهتری نیز با آن ها برقرار کنید و همین امر اعتماد به نفس

شما را بالا می برد.

برای آن که بتوانید در حین صحبت از واژگان مناسبی استفاده کنید، باید به گنجینه ای از

لغات دسترسی داشته باشید که این امر با کتاب خواندن و تمرین نوشتن به طور منظم

محقق می شود. شما هنگام نوشتن با کلمات بازی می کنید و تمرین می کنید که

هر کلمه را کجا استفاده کنید. اما تنها گنجینۀ لغات کافی نیست زیرا شما باید بتوانید

لغات مورد نیاز را به موقع از حافظۀ خود فرابخوانید. پس برای بهبود مهارت های کلامی،

باز هم به تقویت حافظه نیاز دارید که این مشکل نیز با تکرار واژگان و کاربرد آن ها رفع

می شود. مسئلۀ دیگری که برای بالا بردن مهارت های کلامی باقی می ماند، شیوایی

و روان صحبت کردن است. برای آن که بتوانید بدون اشتباهات لپی و لکنت در مقابل دیگران

حرف بزنید،می توانید هر روز جلوی آینه با صدای بلند با خود صحبت کنید. از این کار خجالت

نکشید. تقریباً تمام سخنران ها و خطیب های معروف برای ارتقای توانایی صحبت کردن خود،

این تمرین ها را انجام می دهند.

این کار مانند تمرینات پشت صحنۀ تئاتری است که بازیگران  پیش از رفتن مقابل

تماشاچیان انجام می دهند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

گاهی با شوق و علاقۀ بسیار کتابی را خوانده و لذت می برید و یا احیاناً با تمرکز

کامل خود را برای امتحان آماده می کنید. پس از مدتی مطالعه متوجه می شوید

که درک و میزان فهم شما از موضوع کاهش یافته و تدریجاً نمی توانید، حتی ساده ترین

موضوعات را نیز تجزیه و تحلیل نمایید و در نهایت هر قدر بیشتر می خوانید کمتر می فهمید.

این حالت بیشتر در دانشجویان و دانش آموزانی پیش می آید که خود را برای امتحان

مشکلی آماده می کنند و ممکن است به خاطر عدم تمرکز حواس و یا خستگی مفرط

مغز و همچنین عواملی مانند اضطراب و عجله و …… ایجاد شود. برای از بین بردن این حالت،

مدتی استراحت، بسیار مؤثر می باشد. در حالت خستگی مغز، از مطالعه و کارهای فکری

بپرهیزید، چرا که نه تنها بهره ای نخواهد داشت، بلکه موجب اشکال در آموخته های قبلی

نیز می شود.

حتماً گاهی برایتان اتفاق می افتد که کتابی را جهت مطالعه برمی دارید. کتاب را باز کرده و

مطالعه را شروع می نمایید، پس از خواندن یک صفحه و احیاناً صفحۀ دوم، کتاب را با

بی حوصلگی، کنار می گذارید و سراغ کتاب دیگر یا کار دیگری می روید که باز هم آن را ناتمام

گذاشته و با فکری آشفته و مبهم نمی دانید چگونه خود را سرگرم کنید. این حالت، افسردگی

مغز است که ممکن است به خاطر تفکرات منفی و یا خیال بافی های غیر ممکن و مأیوس کننده

و یا عوامل روحی و روانی ایجاد شود. حرکات بدنی و ورزش در برطرف نمودن این حالت مؤثر

است همچنین می توانید با تفکرات مثبت راجع به هدف اصلی تان و ایجاد شور و شوق، ریشۀ

افسردگی را از بین ببرید. شور و اشتیاق نیز با تجسم کردن هدف و آرزو ایجاد می شود. مثلاً

اگر آرزو دارید پزشک شوید و یا اگر آرزو دارید صاحب باغ زیبا باشید، خود را در حالتی تجسم کنید

که به آرزوهایتان رسیده اید، یعنی تجسم کنید که پزشک هستید و با قدرت فراوان در حال نجات

دادن جان بهترین دوستتان هستید و یا تجسم کنید که در کنار آبشاری در زیر درخت مورد علاقۀ

خودتان درحال مطالعه هستید و یا از مناظر اطراف لذت می برید.

تجسم کردنِ هدف در ایجاد روحیه بسیار مؤثر است. البته در صورتی که آرزوها غیر ممکن و غیر

منطقی نباشند که ثمری جز نا امیدی ندارند همچنین دقت کنید که خیال پردازی برایتان عادت

نشود و وقت زیادی را برای آن صرف نکنید که موجب تلف شدن وقت شده و خستگی مغز را به

دنبال خواهد داشت.

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذایی و مراقبت دارد. همانطور که به وضع

پوشش خود دقیق هستیم، باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز نیز دقت کنیم. در

هنگام کارها و فعالیت های ذهنی برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید

موارد زیر را کاملاً رعایت نماییم:

۱-تغذیۀ مناسب اعم از غذا و اکسیژن

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن برای فعالیت های روزانۀ خود به مواد غذایی و اکسیژن کافی

نیازمند است. باید با تغذیۀ مناسب انرژی مورد نیاز مغز را تأمین کنیم. همچنین تغذیۀ مناسب،

یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارآیی حافظه است.

کلسیم، فسفر و منیزیم سه عنصر اصلی و ضروری برای حافظه به شمار می آیند. وجود اسید گلوتامیک

نیز در تغذیه مهم است که گاهی آن را اسید هوش نیز نامیده اند و بالاخره ویتامین های گروه( ب)،

محاسبات و فعالیت های ذهنی را آسان تر می کنند. شما می توانید با استفاده از مواد غذایی

مناسب هر یک از مواد مورد نیاز مغز را تأمین نمایید مانند: جوانۀ گندم، لبنیات، جگر سیاه، بادام،

گردو، فندق؛ سبزیجات، تخم مرغ و نان کامل و………..

در فعالیت های شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی، نان و قند بپرهیزید و حدالامکان از غذاهای

دارای پروتئین مانند تخم مرغ، گوشت، جگر سیاه و ماهی استفاده کنید. به طور کلی در نظر داشته

باشید که پر خوری و معدۀ سنگین فعالیت های ذهنی را سست و محدود می کند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

۲-عدم استفاده از دخانیات و مواد مخدر

استفاده از سیگار یا دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود، بلکه

عمل طبیعی سیستم عصبی و حافظه را نیز مختل کرده و اثرات دایمی بر روی حافظه خواهد

گذاشت. بنابر این منطقی نیست که دخانیات را وسیله ای برای رفق خستگی یا عاملی برای

افزایش تمرکز حواس بدانیم.

۳-استراحت

برای بهتر به خاطر سپردن و بهتر به یاد آوردن، تمرکز حواس ضروری است. تقریباً غیر ممکن

است که شما در حال خستگی بتوانید برای یادآوری مطلب یا خاطره ای، تمرکز حواس داشته

باشید. داشتن یک حافظۀ خوب به تمرکز کامل حواس وابسته است. شما فقط در صورتی

می توانید به موضوعی تمرکز داشته و به خاطر بسپارید که در آرامش کامل باشید.

به طور کلی قبل و بعد از مطالعه و یا کارهای ذهنی باید مدتی استراحت کرد البته استراحت

نه به معنای خوابیدن بلکه منظور عدم انجام کار و فعالیت ذهنی برای مدت کوتاهی است.

استراحت قبل از فعالیت ذهنی تمرکز حواس را بالا برده و استراحت بعد از فعالیت های ذهنی

موجب نظم بخشیدن به آموخته های قبلی در ذهن می شود. در هنگام استراحت، سعی کنید

چندین بار تنفس عمیق داشته باشید. تنفس عمیق در ایجاد تمرکز حواس و آرامش ذهن بسیار

مؤثر است. تنفس عمیق به روش صحیح به صورت زیر می باشدکه

سه برابر مدت عمل دم، هوا را در ریه ها حبس کنید و به مدت دو برابر زمان دم تدریجاً ریه ها

را تخلیه کنید. مثلاً اگر عمل دم( کشیدن نفس به داخل ریه ها) ۳ ثانیه طور بکشد، سه برابر

این مدت یعنی ۹ ثانیه هوا را تدریجاً از ریه ها خارج کنید. ممکن است در ابتدا، تنفس عمیق به

این روش برایتان مشکل باشد و دچار سردرد خفیف بشوید ولی پس از چند بار تمرین، آثار معجزه

آسای آن را خواهید دید. اثر تنفس صحیح از هر غذا یا ویتامین بیشتر است. همچنین ورزش روزانه

در هوای آزاد به تنفس سالم و آرامش مغز کمک می کند.

۴-اعتماد به حافظه

اساسی ترین عامل در به یاد سپردن و یادآوری موضوعات مختلف اعتماد به حافظه است.

هنگامی که شما حافظۀ خود را ضعیف می دانید به خود تلقین کرده اید که همه چیز را فراموش

کنید. امروزه بعضی از روانشناسان بر روی نظریه ای به نام (( برنامه ریزی عصبی کلامی)) تأکید

دارند. طبق این نظریه آنچه را که ما به زبان می آوریم، همان را به عصب خود القاء کرده و فرمان

می دهیم. یعنی وقتی شخصی می گوید: (( حافظۀ من ضعیف است)) و یا (( هر چه می خوانم

نمی فهمم)) شخص به عصب خود فرمان می دهد که همه چیز را فراموش کند و………

از طرف دیگر اگر حافظه را مورد اعتماد بدانید، از آن استفاده کرده و حافظۀ خود را مجبور می کنید

که همه چیز را به خاطر داشته باشد.

بنابر این به حافظۀ خود اعتماد کنید و آن را به کار و تفکر وادارید( البته در حد قابلیت و معقول آن).

حافظه را تحقیر نکنید، آن را تقویت کرده و به اطاعت وادارید.

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

یکی از فعالیت هایی که تأثیر به سزایی در سرعت بهبود مهارت های مغزی می گذارد

مطالعه کردن است. شما با کتاب خواندن:

-مناطق مختلف مغز خود را فعال می کنید، زیرا در حین خواندن تلاش می کنید پایان

داستان را حدس بزنید یا حتی خود را جای شخصیت های داستان بگذارید. این کار،

قدرت تخیل و تجسم شما را بالا می برد.

-با لغات و اصطلاحات جدید آشنا می شوید و می توانید آن ها را در صحبت های

خود به کار ببرید. نتیجۀ این کار ، بهبود مهارت های کلامی است.

-شما به صورت ناخودآگاه برای خود تصویرهایی ذهنی می سازید که این تصاویر

بعداً برای شما کلید راهنمایی برای به یاد آوردن متنی هستند که قبلاً آن را

خوانده اید. این کار حافظۀ شما، به ویژه حافظۀ تصویری تان را تقویت می کند.

-می توانید توجه و قدرت تمرکز خود را بالا ببرید. البته اگر کتاب را با صدای بلند

بخوانید، این مهارت ها بیشتر تقویت می شوند.

-قدرت درک مطلب خود را نیز بالا می برید. این کار باعث می شود بتوانید در

حین تماشای فیلم یا شرکت در بحث و گفتگو، صحبت های افراد را به خوبی

متوجه شوید که این امر نیز به نوبۀ خود بخشی از مهارت های کلامی شما

را تقویت می کند.

اگر چه مطالعه کردن به تنهایی در توانمند سازی مغزی بسیار مؤثر است،

زمانی که بتوانید مطلب خوانده شده را برای دیگران یا حتی با صدای بلند

برای خودتان تعریف کنید، تأثیر این فعالیت چند برابر می شود. به یاد داشته

باشید که قصه گویی یک هنر ارزشمند است که به تقویت قوای مغزی شما

کمک می کند.

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری، درک مطلب می‌‌باشد. هر چه ادراک و دریافت بهتر باشد،

یادگیری و یادآوری مطالب نیز آسان‌تر می‌‌شود. برای درک بهتر باید هدف و انگیزه داشت.

به خاطر داشته باشید که مطالعه بدون هدف و پیش زمینه همچون گردابی است که فرد را

در خود گرفتار می‌‌کند.

در اینجا توصیه‌هایی برای تقویت این مهارت ذکر می‌‌کنیم:

هدف مطالعه:

هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جدید با مطالبی است که از قبل می‌‌دانید، اگر راجع به موضوع

پیش زمینه‌ای نداشته باشید و بخواهید آن را در ذهن خود جای دهید، مثل این است که بخواهید

آب را در دستان خود نگه دارید. می‌‌بینید که این کار غیر ممکن است و به زودی مطالب از ذهن

شما خارج می‌‌شود.

به عنوان مثال سعی کنید این اعداد را بخوانید و بخاطر بسپارید:

خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ ۴ ۲ ۳ ۶ ۱ ۵ ۷

این یکی آسان تر است، بخاطر اینکه کوتاهتر شده است. ۴ ۲ ۳ ۶ – ۱ ۵ ۷

و این یکی از همه آسان‌تر است، چون به ترتیب اعداد نوشته شده و به خاطر پیش زمینه ای که

دارید به راحتی آن را حفظ می‌‌کنید.

 ۷ ۶ ۵ ۴ – ۳ ۲ ۱

اگر ورزش را دوست داشته باشید، چون پیش زمینه‌ای برای خواندن، فهمیدن و به خاطر سپردن

مطالب ورزشی در ذهن خود دارید، خواندن مطالب ورزشی برای شما بسیار آسان‌تر می‌‌شود.

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

مطالعه اولیه

مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. در مطالعه اولیه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن

با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط

نمی‌خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می‌اندازید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می‌گیرید که

مثلاً متن حول و حوش چه موضوعی است. پس از آن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان

از پیش چه اطلاعاتی درباره موضوع دارید و یا این که از قبل، از کسی چیزی شنیده‌اید یا مطالعه

کرده‌اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.

با ساختار پاراگراف آشنا شوید.

معمولا هر پاراگراف با مقدمه‌ای شروع شده و با نتیجه ای پایان می‌‌یابد. اغلب اولین جمله به توصیف

کلی مطالب می‌‌پردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم می‌‌کند. پس به جملات اول هر پاراگراف

بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه‌ها، کلمات و

عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث می‌‌باشند.

 حدس بزنید و پیش بینی کنید.

یک خواننده باهوش و زرنگ همیشه سعی می‌‌کند تا نظرات نویسنده، سؤال‌ها و موضوع‌های

بعدی را حدس بزند. این کار باعث کنجکاوی و افزایش دقت خواننده می‌‌شود.

 به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید.

آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده‌اند و یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس

کاربرد آنهاست و یا بر اساس دشواری آنها؟ این کار به تنظیم مطالب در ذهن کمک می‌‌کند.

 به نکاتی که به فهم مطلب کمک می‌‌کند توجه کنید.

به عکس ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنید. اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید.

مطالب را خلاصه نویسی و دوره کنید.

یک بار خواندن کتاب هیچ گاه کافی نیست. برای فهم عمیق تر باید مطالب مهم را خلاصه کنید و دوره نمایید.

از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید.

هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلط شوید. یکی از بهترین روش‌ها، شامل

مراحل پیش‌خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب می‌‌باشد.

 با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید.

یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه می‌‌کند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی‌گذارد.

پس تا موضوعی را کاملا نفهمیده‌اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.

 اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.

با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومی خود را گسترش دهید و به رویدادهای اطراف خود علاقه

نشان دهید.

منابع:

یادگیری خلاق، ف شجری، انجمن قلم ایران

روش‌های یادگیری و مطالعه، دکتر علی‌اکبر سیف، نشر دوران

م.حورایی، مطالعه موفق با تمرکز، چاپ بیست و هشتم ۱۳۹۰

Studypro.ir مرجع تخصصی مهارت‌های مطالعه و یادگیری

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

یوگا یکی از ورزش هایی است که فواید آن برای سلامت مغز بارها و بارها مورد تأکید

قرار گرفته است. شما هم می توانید بدون هیچ وسیلۀ خاصی، این ورزش را در هر

کجا که هستید، انجام دهید. برای این کار:

  • محیطی آرام و بی سرو صدا فراهم کنید.
  •  روی یک صندلی بدون تکیه گاه، صاف بنشینید.
  • شروع به نفس کشیدن کنید. به آرامی هوا را از بینی بگیرید و از دهان خارج کنید. فقط

      به صدای نفس های خود توجه کنید. به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

  • اکنون آرام آرام جملاتی مانند (( نگران هیچ چیز نباش، همه چیز درست می شود، من

خوشحالم و …..)) را در ذهن خود تکرار کنید. می توانید به جای این جملات یک ذکر مذهبی

نظیر صلوات را تکرارکنید

  • -پنج دقیقه این کار را انجام دهید. بعد از این مدت احساس خوبی خواهید داشت.
  • -این ورزش را حتماً به صورت روزانه انجام دهید.
  • -ورزش یوگا در توانمند سازی مغزی بسیار اهمیت دارد زیرا:
  1. خواب را منظم می کند.
  2. جریان خون مغز را بهبود می بخشد.
  3. ارتباطات بین سلول های عصبی را تقویت می کند و بدین طریق حافظه را بهبود می بخشد.
  4. استرس را کم می کند.
  5. افسردگی را بهبود می بخشد.
  6. فرد را در رسیدن به اهدافش مصمم می کند.
  7. باعث سلامت روح و روان می شود.

 

گنجینه ای ارزشمند برای ذخیرۀ دانش و اطلاعات

گنجینه ای ارزشمند برای ذخیرۀ دانش و اطلاعات

امروز قصد داریم در بارهگنجینه ای ارزشمند برای ذخیرۀ دانش و اطلاعات باشما صحبت کنیم.

(( حافظه ))

این که شما می توانید خاطرات دوران کودکی خود را به یاد آورید یا متن ترانه ای که چندروز پیش

گوش کرده بودید، برای خود تکرار کنید، بدون شک به دلیل وجود حافظه است.

اما این که نمی توانید اسم بعضی از دوستان قدیمی خود را به خاطر بیاورید یا در مکانی که قبلاً

هم آن جا بوده اید، به چه علت است؟ چرا حافظه می تواند برخی از اطلاعات را در خود ثبت و

ذخیره کند و در مواقع لزوم به آن ها دست پیدا کند اما بعضی اطلاعات را در خود ثبت و ذخیره کند و

در مواقع لزوم به آن ها دست پیدا کند اما بعضی اطلاعات یا درست ذخیره نمی شوند یا وقتی به

دنبال آن ها می گردیم نمی توانیم به موقع اطلاعات مورد نظر خود را در حافظه بیابیم؟

حافظه یکی از مهمترین توانمندی های شناختی شماست. هر آن چه در طول زندگی خود انجام

می دهید و هر مهارت و تجربه ای که می آموزید، توسط حافظه بررسی می شود اگر اهمیت داشته

باشد، به صورت کاملاً منظم طبقه بندی و ذخیره می شود. این که حافظۀ شما چقدر خوب کار می کند،

به سرعت ذخیره و سهولت دسترسی مجدد به این از افراد از فراموشی رنج می برند، حافظۀ سالمی

داشته باشید، باید همواره آن را فعال نگه دارید و از آن درست استفاده کنید.

استفاده از تمرینات تقویت حافظه، استفاده از روش های به خاطر سپردن اطلاعات، یادگیری مهارت های

جدید و داشتن فعالیت فیزیکی، راهکارهای مؤثری است که به شما در بهبود عملکرد حافظه تان کمک

می کند.

گنجینه ای ارزشمند برای ذخیرۀ دانش و اطلاعات

تمرین هایی برای تقویت شناختی:

۱-سعی کنید برای هر یک از روزهای مشخص شده یک اتفاق یا خاطره ای خاص که در آن روز برایتان رخ

داده است، به یاد آورید.

دیروز:…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

روز مشابه با امروز در هفتۀ گذشته:

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

۲-گزینۀ درست را علامت بزنید:

رفتن به آمدن مانند رسیدن است به…………………

الف)اتوبوس                                              ب)دویدن

ج)هواپیما                                                 د)ترک کردن

راست به چپ مانند پایین است به…………………..

الف)سقف                                                ب)زمین

ج)بالا                                                    د)زیر

رز به گل مانند سگ است به……………………..

الف)گربه                                              ب)انسان

ج)پرنده                                               د)حیوان

مداد به خودکار مانند کتابخانه است به………………….

الف)مبل                                            ب)کتاب

ج)کمند                                             د)کاغذ

 

تمرین هایی برای افزایش توان مغز

تمرین هایی برای افزایش توان مغز

پاراگراف های زیر را با دقت بخوانید و دور تمام حروف مورد نظر خط بکشید

و تعداد آن را یادداشت کنید.

الف)حرف (( م)) :

به تازگی، تحقیقات گسترده ای برای سنجش میزان سلامت افراد تن پرور یا

کارمندانی که بنا به اقتضای کاری، ساعات زیادی پشت میز می نشینند،

صورت گرفته است. متأسفانه نتیجۀ عمومی این تحقیقات نشان می دهد

افرادی که سبک زندگی کم تحرکی دارند، حتی با انجام فعالیت های ورزشی

نیز از خطرات مربوط به نشستن در امان نخواهند بود.  

تحقیقات جدید نشان می دهد که یکی از راه های اصلی حفظ سلامت،

ایستادن و پرهیز از نشستن در ساعات طولانی است. کسانی که بیش از

۱۱ ساعت در روز می نشینند فارغ از این که در ساعات دیگر روز چقدر فعال

و در حرکت باشند، به نسبت سایرین احتمال بیشتری از مرگ زودرس روبه رو

هستند.

 اگر محیط و سبک زندگی تان به گونه ای است که نمی توانید از نشستن

اجتناب کنید، توصیه می کنیم ارتفاع میز را طوری تغییر دهید که به حالت

ایستاده نیز بتوانید امور روزمرۀ خود را به انجام برسانید یا زمانی که از کار

روزانه فارغ شده، در تعطیلات آخر هفته به سر می برید، تحرک بیشتری از

خود نشان می دهید.

تعداد حروف(( م))………………….

ب)حرف (( ت)):

از نیازهای گروهی انسان می توان نیاز به عشق و محبت، تعلق و مورد

توجه دیگران قرار گرفتن را نام برد. انسان احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد

یا از مقام و موقعیت خاصی برخوردار شده، عنصری ارزشمند تلقی شود.

در آخر نیاز به کمال، والاترین و بالاترین سطح نیازهای انسانی است. هر فرد

مهارت ها، توانایی ها و قابلیت هایی دارد. چنانچه به شخص فرصت و امکان

داده شود و محیط مناسبی برایش فراهم شود تا بتواند با قضاوت و تشخیص

خود، از استعدادهایش بهره گیرد و تصمیم اتخاذ کند، در جهت خودیابی گام

برداشته است. از سوی دیگر، محیطی که در آن به شخص کم تر ابراز وجود

و تصمیمات مستقل داده می شود، ارضای نیاز خودیابی دچار اختلال می شود.

تعداد حروف(( ت))……………………………..

برای استفاده از تمرینات بیشتر می توانید به این صفحه مراجعه کنید.

روی کلماتی که خوندید رو بپوشونید

روی کلماتی که خوندید رو بپوشونید

چشمهای شما موقع مطالعه اغلب به کلمات ماقبل برمی گردد اغلب اوقات

این نگاه کوتاه، یادگیری رو هم افزایش نمیده. وقتی می گوییم روی کلماتی

که خوندید رو بپوشونید یعنی اینکه  یک کارت را روی کلمات و جملاتی که قبلاً

خوندید قرار دهید تا دیگر توجهتان به آن جملات جلب نشود.

و خودتان رو عادت بدهید که کم کم این عادت غلط به عقب برگشتن را ترک

کنید.

عمل نگاه به عقب بیشتر مواقعی اتفاق می افتد که نتونستند خونده هاتون رو

درک کنید. اگر چشمهاتون به چندین کلمه یا سطر عقب برمی گردد، علامتی

است که نشان می دهد باید سرعت مطالعه تون رو کمتر کنید.

آموزش مهارت های مربوط به انتخاب هدف و تصمیم گیری

آموزش مهارت های مربوط به انتخاب هدف و تصمیم گیری

امروزه، مطالعه از ضروریات پیشرفت و همچنین یکی از مهمترین و ساده ترین وسایل ارتباطی

جهان امروز،می باشد. قبل از هر اقدامی شما باید  هدف خود را مشخص کنید. انتخاب هدف،

فرآیندی شبیه به حل مسئله است که به آسانی آموخته و فراگرفته می شود. به خاطر

داشته باشید که تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. هدف مسیر حرکت را

مشخص می کند. شما باید در انتخاب هدف از آرمان گرایی بپرهیزید، و اهداف خود را واقع

بینانه انتخاب کنید. اهدافی که با توجه به توانایی ها و امکانات شما انتخاب شوند، هرچقدر

هم که بزرگ باشند، قابل دسترس خواهند بود.

انتخاب هدف نه تنها شما را در تعریف بهتر آن چه برایتان مهم است، کمک می کند، بلکه برای

آموختن ارزش فعالیت هایی که شما را به هدفتان می رساند، مفید است. علاوه بر این شما

در حین انتخاب هدف، مهارت های مربوط به تصمیم گیری، ارزیابی نفع و ضرر و ارزیابی پیشرفت

را نیز می آموزید.

در انتخاب هدف باید به علایق و توانایی ها و خصوصیات منحصر بفرد خود توجه کنید.  

ضرورت تندخوانی

همگامی با قافلۀ علم ملزم به افزایش وقت مطالعه است. اما جامعۀ امروزی با مشکل کمبود

وقت مواجه است. امروزه که دسترسی به اطلاعات بسیار سریع و ارزان است، برای طبقه

بندی و به خاطر سپردن اطلاعات لازم و مفید به مطالعه با سرعت بالا نیازمندیم. و این با آموختن

مهارت تندخوانی امکان پذیر است.

متأسفانه اکثر ما یادگیریِ بهتر را صرفاً در تکرار و مطالعۀ بیشتر یک موضوع می دانیم و کمتر سعی

می کنیم که مطلبی در مورد شیوه های بهتر مطالعه کردن و به خاطر سپردن بیاموزیم. در مدارس

و دبیرستان ها و حتی در دانشگاه های ماهنوز هم از همان شیوۀ قدیم و اولیۀ خواندن (خواندن

کلمه به کلمه) استفاده می شود و احتمالاً کمتر کسی با متد تندخوانی( درست خوانی) و نحوۀ

استفادۀ بهتر از توانایی حافظه و مغز آشنا است. تجدیدی یا مردودی دانش آموزی را اکثراً به علت

عدم جدیت و یا عدم توانایی او می دانیم ولی توجه کنید که شیوۀ مطالعه و یادگیری، بیشترین تأثیر

را در شکست یا پیروزی ما دارد.

اگر می خواهید از کمترین وقت خود بیشترین استفاده را ببرید، با مهارت تندخوانی آشنا شوید.

اهداف اصلی یادگیری مهارت تندخوانی عبارتند از:

*افزایش چشمگیر سرعت مطالعه.

*افزایش میزان درک مطلب.

*افزایش آگاهی از نحوۀ عملکرد چشم ها و مغز.

*گسترش دامنۀ لغات و افزایش اعتماد به نفس.

*کاهش زمان مطالعه و افزایش میزان یادگیری.

*ایجاد کشش ذهنی در فراگیری مطالب در زمان کمتر

*ارتقاء بازدهی در امتحانات.

*مقابله با استرس ناشی از امتحانات.

*ایجاد اعتماد به نفس در یادگیری.

آموختن مهارت تندخوانی بهترین راه حل برای کسانی است که مشغلۀ زیاد و زمان کمی دارند و

در عین حال، علاقمند هستند که اطلاعات بیشتری را از دنیای پیرامون خود کسب کنند.

این مهارت حتی در ابعاد مختلف زندگی کاربرد دارد و باعث افزایش وقت آزاد برای بهره مندی بیشتر

از دیگر جنبه های مثبت زندگی می شود. با یادگیری تندخوانی ، دیگر لازم نیست یک متن را دوبار

بخوانید و دیگر ملاقات کاری خود را به خاطر دوباره خوانی آن چه که باید در جلسه مطرح شود، عقب

نمی اندازید.

فراموش نکنید که(( مطالعه برای ذهن، مانند تمرینات آیروبیک برای بدن است)). کار آیی حافظۀ

خود را تقویت کنید و نیروهای بالقوه ای را که در نهادتان وجود دارد به مرحلۀ ظهور برسانید و آن

چه را که مایلید، به خاطر بسپارید و این ها همه مستلزم به کارگیری تکنیک های نوین و پیشرفتۀ

مطالعه و نحوۀ استفادۀ درست از حافظه می باشد…

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۱-نقش مغز در کیفیت و طول عمر شما غیر قابل انکار است، سلامت آن را جدی بگیرید!

بسیاری از ما ضرب المثل (( عقل سالم در بدن سالم است)) را بارها و بارها شنیده ایم و بنا

به معنا و مفهوم آن همیشه سعی کرده ایم بیشترین توجه خود را معطوف به سلامت و

مراقبت از بدنمان کنیم. برای مثال اشیای سنگین بلند نمی کنیم تا کمرمان درد نگیرد،

کفشی می خریم که پاهایمان در آن راحت باشند، در هوای آلوده ماسک می زنیم تا ریه هایمان

آسیب نبیند، ورزش می کنیم تا وزن مناسب خود را حفظ کنیم و چاق نشویم و………..

اما آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که برای سلامت مغزمان چه کاری انجام داده ایم

و آیا اصلاً آن طور که شایسته است، به مغز خود توجه کرده ایم، به نظر شما آیا برای داشتن

بدن سالم، مغز سالم ضروری تر نیست؟

برای این که بتوانید به اهمیت مغز در زندگی پی ببرید، لحظه ای خود را بدون آن در نظر بگیرید.

در چنین شرایطی نه تنها فعالیت های پیچیده ای مانند تفکر، زبان، حافظه، تصمیم گیری،

احساس، ادراک و تمرکز از بین می روند، بلکه حتی نمی توانید کارهای ساده ای مانند خوابیدن،

غذا خوردن، راه رفتن، صحبت کردن، نوشتن، خواندن و …را انجام دهید. آیا در چنین وضعی،

زندگی شما با زندگی یک گیاه تفاوت دارد؟

۲- اگر تا کنون این اتفاق برای شما افتاده است که در یک فروشگاه به کسی خیره

شوید و تلاش کنید نام او را به خاطر بیاورید اما موفق نشوید، لطفاً به مغز خود

بیشتر توجه کنید!

تا چند سال اخیر، این تصور برای بسیاری از افراد وجود داشت که تنها با بالا رفتن سن، مغز

انسان ها ضعیف می شود و دیگر نمی تواند مانند دوران جوانی و نوجوانی کار کند و انگار که

کم کم بازنشسته میشود. اما این باورها با مشاهدۀ دانش آموزانی که در یادگیری دروس

مدرسه مشکل داشتند یا افرادی که حتی در ۹۰ سالگی، هم چنان در حال کسب علم و

دانش بودن، کاملاً تغییر کرد و رازهای جدیدی از توانایی مغز فاش شد. این که مغز، ساختاری

تغییر پذیر است و نه ثابت، به محققان کمک کرد تا در پی کشف روش هایی باشند که با

استفاده از آن ها به یاری مغز بروند و مانع از تحلیل و تضعیف آن شوند. پس اگر امروز نتوانستید

نام دوست صمیمی خود را به یاد آورید، چهرۀ او را در بین جمعیت ایستگاه اتوبوس تشخیص

دهید یا این که فراموش کردید بعد از خروج از خانه، در را قفل کنید، از مغز خود نا امید نشوید.

این ها همه هشدارهایی هستند که به شما می گویند مغزتان را جدی بگیرید.

۳- مهم نیست مغز شما چقدر قدرتمند است. آن چه اهمیت دارد این است که بدانیم

این عضو به جبران و احیای خود نیاز دارد!

انجام دادن سریع محاسبات ذهنی، بیرون کشیدن خاطرات دوران کودکی، نوشتن یک نامۀ اداری

در حین گوش دادن به اخبار و تندتند حل کردن جدول، نشان دهندۀ توان بالای ذهنی و قدرتمندی

مغز شماست. اما آیا بعد از ۲۰ دقیقه با سرعت دویدن، دوست ندارید روی یک صندلی بنشینید

و به پاهای خود استراحت بدهید؟ مغز هم دقیقاً شرایط مشابهی دارد وبعد از فعالیت ذهنی به

استراحت نیاز دارد  تا انرژی مصرف شده را به دست بیاورد. مغز خسته، جسم سالم را نیز از

فعالیت باز می دارد. استراحت های کوتاه در طول روز، گوش دادن به موسیقی آرامش بخش

مانند صدای آب و طبیعت، انجام مدیتیشن به طور منظم و مسافرت کردن از جمله مواردی هستند

که مغز خسته برای به دست آوردن انرژی مصرف شدۀ خود به آن ها نیاز دارد.

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۴- مغز خود را با صبحانه ای مقوی بیدار کنید و با تغذیۀ سالم در طول روز، آن را بیدار نگه دارید.

علت این که چرا پزشکان تغذیه همیشه بر خوردن صبحانۀ کامل تأکید می کنند و آن را مهمترین

وعدۀ غذایی در طول روز می دانند، این است که صبحانۀ کامل برای مغز مانند ساعت زنگ دار

است که هر روز صبح باید مغز را سر موقع از خواب بیدار کند. هر چقدر مواد غذایی مقوی تری

سر سفرۀ صبحانه قرار گیرد، مغز هم سریع تر بیدار می شود و بیداری آن تا مدت بیشتری ادامه

می یابد. در کنار این وعدۀ مهم غذایی، میوه ها و سبزی ها، لبنیات، گردو، کشمش و بادام هم

به مغز شما نیرو می دهند.

۵- تنها جسم شما نیست که نیاز به استراحت دارد، مغز شما هر شب، منتظر خواب

حداقل ۷ ساعته است!

بسیاری از شب ها این اتفاق برای ما افتاده است که با این که در بدنمان احساس خستگی

نمی کنیم، به استراحت نیاز داریم. در این شرایط است که مغز شما بیشتر از جسمتان

نیاز به خواب دراد. اگر همچنان به مقاومت برای بیدار ماندن ادامه دهید، مغز هم دیگر با

شما همکاری نمی کند. این همان شریطی است که شما به علت آن نمی توانید ساعت ۳

صبح یک متن ده خطی را با کم تر از حداقل ۱۰ اشتباه املایی تایپ کنید. پس خمیازه های

مغز خود را جدی بگیرید.

با خواب کافی و منظم شبانه، مغز شما می تواند اطلاعاتی را که در طول روز به آن وارد

شده است، به خوبی طبقه بندی و ذخیره کند، در واقع، مغز با این کار به شما کمک

می کند تا این اطلاعات را در آینده به راحتی به خاطر آورید یا از آن ها برای تصمیم گیری و

برنامه ریزی استفاده کنید. این را هم فراموش نکنید که خواب منظم، توان مغزی را به طور

قابل توجهی بالا می برد. در مقابل برهم خوردن نظم خواب و بی خوابی، مغز را ضعیف و فعالیتهای

آن را مختل می کند.

۶-در روز ساعاتی را به ورزش کردن اختصاص دهید، حتی اگر این ورزش، بالارفتن و

پایین آمدن از پله ها باشد!

ورزش های بدنی، برای سلامت مغز بسیار اهمیت دارد. بهتر و بیشتر شدن جریان خون به

قسمت های مختلف مغز، آن را به طور کامل تغذیه می کند و خستگی مغز را از بین می برد.

برای ورزش کردن، نیازی به ثبت نام در باشگاه های ورزشی و خریدن وسایل و دستگاه های

ورزشی ندارید. اگر هم در طول روز وقت کافی برای ورزش کردن ندارید و مدام پشت میز کار

خود نشسته اید، همین الآن از روی صندلی بلند شوید و چند حرکت سادۀ کششی در ناحیۀ

دست و پاها خود انجام دهید. اگر زمان انجام این تمرینات راهم ندارید، به هر بهانه ای پیاده

روی کنید. این پیاده روی ممکن است مسیر محل کار/ مدرسه تا خانه یا حتی بالا رفتن و پایین

آمدن از پله های خانه باشد.

۷-برای داشتن مغزی فعال و سالم، در باشگاه ورزش مغز ثبت نام کنید، همین امروز!

تمرینات هوازی یکی از مهمترین قسمت های برنامه های ورزشی است که به واسطۀ آن

اکسیژن بیشتری به نواحی مختلف مغز می رود و توانایی آن را به طور چشم گیری افزایش

می دهد. ورزش هایی مانند طناب زدن، فوتبال و والیبال، نقش مؤثری در توانمند سازی مغز

دارند. اما جدا از ورزش های بدنی، آیا می دانستید که می توانید ورزش های مغزی هم

داشته باشید و روزانه آن ها را انجام دهید؟ هدف از انجام این تمرینات، به فعالیت

واداشتن مغز و مانع شدن از استراحت طولانی مدت و تنبل شدن آن است. برای انجام

ورزش های مغزی، تنها کافی است که یک پازل یا جدول تهیه کرده، آن را حل کنید یا این که

یک بازی کامپیوتری انجام دهید.

۸-خندیدن، تفریح کردن و داشتن احساسات مثبت مانند یک باتری پر قدرت، مغز

شما را شارژمی کند و استرس آن را از بین می برد!

مغز عضوی از بدن است که طرفدار سرگرمی و تفریح است، به طوری که خندیدن و احساس

لذت شما در طول روز مانند یک جریان پر قدرت، انرژی زیادی به آن منتقل می کند. اما در مقابل،

احساسات منفی مانند استرس و اضطراب، اتصالاتی در این جریان ایجاد می کند و می تواند

انرژی مغز را یک باره تخلیه کند. زمانی که احساس نا امیدی می کنید، نمی توانید واقعیات را

به صورت منطقی بررسی و برای حل مشکلات راه حلی پیدا کنید. پس تا جایی که می توانید

در طول روز از احساسات منفی دور شوید و بگذارید مغزتان کاملاً شارژ شود.

۹- مغز شما مانند مدیر یک کارخانۀ بزرگ است. این مدیر را برای کارهای جزئی

خسته نکنید و به جای آن از معاونان خود استفاده کنید!

برای مدیر کارخانه که درگیر مسئولیت های سنگین اجرایی است و باید تصمیم گیری های مهمی

انجام دهد و ریسک های زیادر را بپذیرد، مسائلی چون چیدمان دستگاه ها، ساعت کار و استراحت

کارکنان و نظم کاری توزیع کنندگان، مسائل بسیار ساده و کم اهمیتی است که انجام آن ها را باید

به عهدۀ معاونان خود بگذارد و در عوض زمان و انرژی خود را صرف امور مهم تری کند. مغز هم همین

شرایط را دارد. اگر بخواهید در طول روز انرژی مغز خود را صرف کارهای کم اهمیت بکنید، مغز خیلی

زود خسته می شود و دیگر نمی تواند تا آخر روز به شما کمک کنید. برای مثال به جای آن که بخواهید

مدام با آن بگردید، برنامۀ ملاقات را به تلفن همراهتان بدهید و آن را طوری تنظیم کنید که ۳۰-۴۵

دقیقه قبل از موعد آن ، زنگ هشدار بزند یا آن را روی برگه ای یادداشت کرده، روی میز خود قرار دهید.

۱۰-هیچ وقت باور نکنید که می توانید با مصرف دارو، یک شبه مغز خود را جوان کنید،

چون چنین دارویی هنوز کشف نشده است!

در بسیاری از بازارهای تجاری، تولید کنندگان از احساس ناامیدی و درماندگی مشتریان سوء استفاده

می کنند و با ترکیبی غیر واقعی و کمک گرفتن از قدرت تلقین، افراد را فریب می دهند. برای مثال

دارویی را تبلیغ می کنند که مصرف دوبار در روز آن، شما را باهوش می کند و نمی گذارد حافظۀ خود

را از دست بدهید.

این تبلیغات در حقیقت داستان های ساختگی هستند، زیرا تاکنون هیچ دارویی کشف نشده

است که بتواند مغز شما را قدرتمند سازد…

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!، یک روش خوب برای بخاطر سپاری چیزهایی

که می بینید یا تجربه می کنید این است که خودتان را بعنوان یک دوربین یا دستگاه

ضبط صوت تصور کنید. هدف از این تکنیک این است که  به شما یادآوری کند به جزئیات

توجه بیشتری کنید و به این ترتیب مطالب بیشتری را ضبط کنید.

در این صورت اطلاعات کدگذاری شده، کامل تر و بهتری برای بازیابی های بعدی خواهید

داشت. اساس این روش ها به این گونه است که از یک محرک استفاده کنید.

مثلاً با انگشت خود به یک روش خاص ضربه زده و به خودتان بگویید:

(( من الآن یک دوربین هستم….حالا من یک ضبط صوت هستم))

سپس به حالت ضبط می روید که در آن جا توجه زیادی را معطوف به چیزهایی می کنید

که می بینید، می شنوید و یا تجربه می کنید. وقتی به خودتان یادآوری می کنید که از هر

کدام از این تکنیک ها استفاده کنید هشیار تر و دقیق تر می شوید و به جزئیات اطلاعات

توجه بیشتری می کنید.

وقتی می خواهید از یکی از این تکنیک ها استفاده کنید زمان های خاصی را انتخاب کنید

چون اگر به طور مداوم در این سطح بالای هشیاری قرار گیرید بسیار خسته خواهید شد و

حس خواهید کرد که در حال غرق شدن توسط حجم وسیعی از اطلاعات هستید. اما وقتی

انتخاب می کنید که برای مدت زمان محدودی دوربین یا دستگاه ضبط صوت شوید میزان به

خاطر سپاری تان را بهبود می دهید. برای مثال من از این تکنیک زمانی استفاده کردم که

مشغول تحقیق برای درس جامعه شناسی و مردم شناسی بودم. و در آن افرادی با من

مشارکت می کردند. من نتوانسته بودم یادداشت برداری کرده یا از دستگاه ضبط صوت

استفاده کنم چون استفاده از آن باعث عصبانیت افرادی می شد که در تحقیقات من شرکت

می کردند. در این شرایط مجبور بودم تا جایی که می توانم اطلاعات درست و جزئیات کامل

آن ها را به خاطر بسپارم. معمولاً مدت زمان مشاهدات و گوش کردن های متمرکز به مدت

یک تا سه ساعت طول می کشید.هر چند که بعضی اوقات کل روز باید آن را انجام می دادم.

به محض این که به خانه می رسیدم بلافاصله سراغ کامپیوترم می رفتم و یادداشت هایم را

که جامعه شناسان و مردم شناسان آن را یادداشت های زمینه ای می نامند یادداشت

می کردم. (( من خودم را به عنوان دوربین فیلم برداری یا دستگاه ضبط صوت در نظر می گرفتم

تا به من کمک کند رخدادها را دقیق تر به خاطر بسپارم و بنابر این قادر بودم آن را بعدها بهتر

بازیابی کنم.

زمانی که از این تکنیک استفاده می کنید بهتر است بعد از این که تجربه ای را ضبط می کنید

بلافاصله آن را بازیابی کنید. به عبارت دیگر وقتی شروع به انجام کار دیگری می کنید آن حافظه

کم رنگ تر خواهد شد  وممکن است قادر نباشید جزئیات زیادی را به خاطر آورید.

در ادامه توضیح دقیقی از هر تکنیک ارائه خواهد شد. سعی کنید در موقعیت های مختلف آن

را تمرین کنید. سپس بعد از یک یا دو ساعت مواردی که تجربه کرده اید را یادداشت کنید و

ببینید چقدر از جزئیات آن را بخاطر می آورید.

وقتی این تکنیک ها را تمرین می کنید توانایی تان در کد گذاری و بازیابی اکثر جزئیات آن

اطلاعات بالا خواهد رفت.

من یک دوربین هستم:

در تکنیک (( من یک دوربین هستم)) تصور کنید یک دوربین عکاسی یا دوربین فیلمبرداری

هستید. در هنگام تماشا فرض کنید قابی دور چیزی که به آن نگاه می کنید وجود دارد. در

نتیجه باعث می شود آن صحنه را به صورت بسته تر ببینید.

من یک دوربین ثابت هستم:

با یک دوربین ثابت می توانید صحنه را کاملاً ببینید. این تکنیک برای مواردی بسیار مفید

است که حرکت کمی دارند. مثل نگاه کردن به یک منظره یا چشم انداز، اتاق یک خانه

و یا تصویری در نمایشگاه هنری یا موزه. تصور کنید که از آن صحنه عکس می گیرید و

همۀ موارد موجود در عکس را با دقت می بینید. به رنگ ها، شکل ها، خطوط، اشیاء،

افراد و رابطۀ یک شیء یا شخص با شیء یا شخص دیگر توجه کنید. می توانید به صورت

کلی به تصویر نگاه کنید. یا علاقمند باشید که بر روی یک بخش از تصویر زوم کنید. در

تمرین این تکنیک یک یا دو دقیقه کافی است. ولی اگر صحنه دارای جزئیات زیادی است

۲ دقیقه زمان اختصاص دهید. می توانید با نوشتن مواردی که در عکس یا نقاشی مورد

نظر دیده اید خودتان را امتحان کنید. سپس دوباره به تصویر نگاه کنید. برای مواردی که

درست تشخیص داده اید یک امتیاز مثبت و برای موارد نادرست یک امتیاز منفی در نظر

بگیرید. سپس تعداد اشیاء یا افراد مختلف صحنه یا تصویر را بشمارید و به امتیاز خودتان

تقسیم کنید تا در صد امتیاز خود را محاسبه کنید. با بکارگیری این تکنیک امتیاز شما بالاتر

خواهد رفت.

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

من یک دوربین فیلم برداری هستم:

در این روش بجای دیدن صحنه با دوربین بی حرکت و ثابت همۀ موارد را در حال حرکت

ببینید. برای شروع این فرآیند فرض کنید قابی در دور مواردی که مشاهده می کنید وجود

دارد. سپس تصور کنید در حال فیلم برداری با یک دوربین هستید. می توانید فرض کنید که

خود دوربین هستید و یا تصور کنید شخصی هستید که از داخل لنز دوربین به صحنه نگاه

می کنید.

سپس با دقت به موارد موجود در صحنه نگاه کنید. مثل تکنیک دوربین ثابت به رنگ ها، اشکال،

خطوط، اشیاء، افراد و رابطه بین اشیاء و افراد با یکدیگر دقت کنید. می توانید به کل صحنه نگاه

کنید و یا بر روی بخشی از صحنه که بنظرتان جالب می آید زوم کنید. بعلاوه به هر نوع حرکت یا

ارتباط بین افراد و صحنه دقت کنید. اگر به اندازۀ کافی به صحنه نزدیک هستید و صداهای موجود

را می شنوید با دقت به گفته های افراد گوش فرا دهید و در غیر این صورت فقط بر روی چیزهایی

که می بینید تمرکز کنید.

این تکنیک برای چیزهای در حال حرکت مناسب است. می توانید مشاهدات خود را در حالی که

در وسیلۀ نقلیۀ خود در حال حرکتید انجام دهید. مثلاً ارتباط بین ۲ نفر را ببینید. یا افرادی را که

برای دیدن یک رخداد ورزشی می روند را مشاهده کنید. بعد از آن تصور کنید که دکمۀ پخش را

می زنید و آن صحنه را در ذهن خود دوباره می بینید. وقتی صحنه را بازپخش می کنید با دقت به

چیزهایی که می بینید نگاه کنید. برای تمرکز بر روی جزئیات خاص دکمۀ ذهنی مکث را فشار دهید.

و با دقت به آن نگاه کنید.سپس دکمه را دوباره فشار داده و به دیدن صحنه ادامه دهید.

نمی توانید استفاده از تکنیک دوربین فیلم برداری خودتان را با دقت دوربین امتحان کنید. چون در

تکنیک دوم همه چیز در حال حرکت است و نمی توانید دوباره به صحنه برگردید و ببینید تا چه

اندازه اطلاعات را صحیح نوشته اید. با این وجود می توانید با توجه به توانایی بازخوانی چیزهایی

که دیده اید یک امتیاز نسبی به خود بدهید. در باز پخش صحنه چقدر توانسته اید جزئیات را ببینید؟

سپس دقت کنید که پس از چندین بار استفاده از این تکنیک چقدر پیشرفت حاصل کرده اید.

عموماً با گذشت زمان و کاربرد این روش بکار گیری آن برای شما راحت تر خواهد شد و وقتی

به آن عادت کردید اطلاعات بیشتری را می توانید بازیابی کنید.

من دستگاه ضبط صدا هستم:

در این تکنیک خودتان را مثل یک دستگاه ضبط صدا یا ضبط صوت تصور کنید. سپس سعی کنید

تا جایی که می توانید جزئیات را کد گذاری و بازیابی کنید. زمانی که به چیزی گوش می کنید

عملکرد این روش بهتر از زمانی است که به چیزی نگاه می کنید. مثلاً زمانی که به یک میزگرد

رادیویی، سخنرانی یا مکالمۀ تلفنی گوش فرا می دهید.

در این روش تصور کنید که دستگاه ضبط صدا هستید. دکمۀ روشن خود را فشار داده و هر چیزی

که می شنوید را ضبط می کنید. اگر یک تصویر دیداری مثل استادی که در کلاس درس می دهد

یا شخصی که سخنرانی می کند وجود دارد در صورتی که به ضبط صداهایی که می شنوید کمک

می کند فقط به آن نگاه کنید. برای مثال ممکن است حرکات دست و سر و حالات صورت شخصی

که سخنرانی می کند مربوط به پیام مطلبی باشد که می گوید اما دقت کنید تمرکز شما باید بر

روی پیام صوتی باشد که می شنوید.

تا زمانی که بتوانید حواس خود را جمع کرده و با دقت گوش کنید عمل ضبط کردن را ادامه دهید.

اگر حس کردید که حواستان پرت می شود عمل ضبط را متوقف کرده و ۵ تا ۱۰ دقیقه استراحت ک

نید. سپس دوباره با دقت گوش کنید. وقتی حس کردید به اندازۀ کافی ضبط کرده اید یا احساس

کردید که دیگر نمی توانید تمرکز کنید این فرآیند را متوقف کنید. در این روش نیز نمی توانید به

خودتان امتیاز دقیق دهید. چون شما به کلماتی گوش می کنید که مدام د رحال تغییر هستند و

روشی برای دریافت آن کلمات وجود ندارد. اما مثل تکنیک دوربین فیلم برداری می توانید به خودتان

یک امتیاز نسبی بدهید. در این مورد به توانایی بازیابی کلماتی که شنیده اید امتیاز دهید. از خودتان

بپرسید: (( قادرم چه مقدار از جزئیات را دربازپخش آن بازیابی کنم؟))

دوباره دقت کنید و ببینید که هر بار چه مقدار می توانید بازیابی کنید. عموماً با گذشت زمان و کاربرد

این روش بکارگیری آن برای شما راحت تر شده و اطلاعات صحیح بیشتری را می توانید بازیابی کنید.

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

نمودار پیشرفت:

تکنیک های مختلف را بکار بگیرید و ببینید کدام یک برای شما مناسب تر است در ابتدا به خودتان

یادآوری کنید که عمل ضبط شروع شده است که این کار را می تواند با یادآوری آگاهانه به خودتان

باشد.

با گذشت زمان عملکرد این تکنیک به صورت خودکار خواهد شد. یعنی هر زمان چیزی را می بینید

یا می شنوید که میخواهید دقت بیشتری به آن بکنید فوراً دوربین یا ضبط صوت ذهنی تان کلید

خورده و شروع به ضبط می کند.

یک روش خوب برای به نمودار در آوردن پیشرفت تان این است که دقت کنید و ببینید که توانایی

شما در بازیابی اطلاعات دیده یا شنیده شده زمانی که دوربین تان روشن است چقدر است. اگر

دوربین ضبط خاموش باشد چه مقدار از اطاعت را می توانید بازیابی کنید بعلاوه دقت کنید که در

هنگام استفاده از این تکنیک توانایی تان در مدت زمان ضبط اطلاعات چقدر است. برای به نمودار

در آوردن آن ها به توانایی هایتان امتیاز دهید. این امتیاز میتواند از ۱ تا ۵ متغییر باشد.( برای زمانی

که عملکردتان خوب نبوده  امتیاز ۱ و ۵ برای زمانی که در انجام آن عالی بوده اید.)

 

دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

شاید شما بارها به خودتان گوشزد کرده باشید که “مشکل از خودم است،

باید به درستی اطلاعات را به ذهنم می سپردم”. و یا “اگر اطلاعات را

به خوبی در مغزم جاسازی می کردم، آن جا گم نمی شدند و به راحتی می توانستم

آن ها را بیرون بکشم. ” 

مغز شما مثل حفرۀ تاریک وتهی نیست. اگر این گونه بود مشکلات شما دور

از دسترس بودند و شما نمی توانستید کاری از پیش ببرید.

تقریباً همۀ ما به جای این که در مرحلۀ دادن اطلاعات وسواس به خرج دهیم

در مرحلۀ بازپس گیری داده ها، خودمان را عذاب می دهیم. ما عقیده داریم

که اگر مغزمان به درستی کار می کرد، به صورت خودکار اطلاعات وارد مغزمان

می شد و در مرحلۀ بازپس گرفتن اطلاعات هم دچار مشکل نمی شدیم.

وقتی اطلاعات با همان سرعتی که دلخواه ماست به حافظه مان نمی رسد،

بهانه تراشی می کنیم، فکرهای نادرستی در مورد خودمان می کنیم و

یا شکست و ناتوانی مان را امضا می کنیم. به خودمان می گوییم  

    “فکر می کنم پیر شده ام، یک مغز پیر به خوبی گذشته کار نمی کند،

انگار عقلم را از دست داده ام، دیگر هیچ چیز را به طور کامل به یاد نمی آورم. “

این نوع تفکرات ما را دچار اشتباه می سازند و در واقع فریب می دهند.

واقعیت امر این است که شما هیچ مشکلی در مورد گرفتن اطلاعات از

مغز ندارید بلکه نحوۀ دادن اطلاعات به مغزتان اشکال دارد. هرچه مرحلۀ

دادن اطلاعات بهتر باشد، اتصال شبکه های عصبی مغزتان قوی تر شده

و کارکرد مغز و حافظه تان بهتر می شود. پس به جای این که نگران این

باشیم که آیا مغزمان به ما ، در گرفتن اطلاعات وارد شده کمک می کند یا نه؟

بهتر است اطلاعات را به نحو احسن به مغزمان بفرستیم. دادن اطلاعات

اساس و پایۀ حافظه ای با کارکرد خوب است.

با وجود این که بخش دادن اطلاعات بسیار مهم تر از بخش گرفتن اطلاعات

است، اما این مسئله باعث کاهش اهمیت بخش بازخوانی اطلاعات نمی شود.

دادن اطلاعات

مرحلۀ دادن اطلاعات به دقت کردن زیادی نیاز دارد. دادن اطلاعات انرژی

شناختی زیاد ی می خواهد تا بتواند با مهارت شبکه های عصبی که

شامل خاطرات هستند را ساخته و به هم متصل کند. به عنوان مثال شما

برای به خاطر سپردن یک شماره تلفن می توانید از شر تمام آشفتگی های

محیطی خلاص شده و آن گاه به شماره  تلفن  نوشته شده روی کاغذ

خیره شوید. شاید شما بدین ترتیب آن شماره تلفن را از بر کنید. با این

وجود روش های بهتر دیگری وجود دارند که می توانید با استفاده از آن ها،

شماره تلفن را خیلی بهتر و عمیق تر حفظ کنید. اولین روش پیشنهادی،

مرور ذهنی می باشد.

مرور ذهنی

مرور ذهنی عمل تکرار یک چیز برای چندمین بار متوالی است تا زمانی

که در مغزتان حک شود. این عمل یکی از طبیعی ترین و کارآمدترین

روش هاست که می تواند فرآیند دادن اطلاعات را تقویتکند.

اگر شما بخواهید که شماره تلفنی را از بر کنید، ممکن است با

صدای بلند چندین بار متوالی آن را برای خودتان بازگو کنید تا زمانی

که اطمینان پیدا کنید که در مغزتان فرو رفته است. به عمل شما

مرور ذهنی می گویند.

همین حالا به مواردی فکر کنید که هرگز آن را فراموش نمی کنید.

مثلاً اسم همسرتان. چند دفعه آن را تکرار کرده اید؟ چند بار با

صدای بلند و چند بار در ذهن تان از او اسم برده اید؟ چندین میلیون بار ؟

چندین بیلیون بار؟ هر بار که آن اسم را بازگو می کنید، استحکام شبکه های

عصبی مربوط به آن اسم را افزایش می دهید و بدین ترتیب آن اسم

هرگز از خاطرتان محو نمی شود. و این اهمیت مرور ذهنی را مشخص می سازد.

اما به یاد داشته باشید که مرور ذهنی نمی تواند مستقل از مسئلۀ

دقت کردن تأثیری داشته باشد. اگر شما با بی میلی برای چندین بار

متوالی شماره تلفنی را بازگو کنید، به احتمال زیاد نمی توانید آن

شماره را به مدت طولانی به خاطر بسپارید.

 اگر از طرف دیگر، با در نظر گرفتن محیط اطراف تان، یکی از انواع

دقت داشتن را انتخاب کنید  و از مرور ذهنی استفاده کنید، شانس تان

در از بر کردن اطلاعات به صورت تصاعدی افزایش می یابد.

توصیه:

تکنیک دیگری که شاید شما بخواهید آن را امتحان کنید، تمرین کردن

به صورت چرخشی است. به جای این که نشسته و نیم ساعت وقت

صرف کنید تا یک شماره تلفن را از بر کنید، آن را با فواصل دو تا پنج

دقیقه ای انجام دهید. این روش بسیار مؤثرتر است و لازم نیست

تا با بی حوصلگی زمان زیادی را برای دادن اطلاعات صرف کنید.

عمل تکمیلی

این گونه شروع می کنیم که برای خرید از سوپر مارکت محله تان

از خانه خارج می شوید. درست دم در همسرتان صدا می زند که:

“عزیزم، می تونی مقداری پنیر خامه ای  و چند تا گوجه فرنگی

خورشتی هم بگیری؟ “

لیست خرید در ذهن تان آماده است و شما هم به دقت از راهبردهایی

که تاکنون آموخته اید استفاده می کنید تا مطمئن شوید که چیزی را

فراموش نخواهید کرد. حال در لحظۀ آخر، مجبورید که دو مورد جدید را

هم به این لیست اضافه کنید. چگونه این کار را انجام می دهید؟

استفاده از روش تکمیلی، روش کارآمد دیگری است که با استفاده از

آن می توانید فرآیند دادن اطلاعات را به خوبی انجام دهید تکمیل،

عمل توسعۀ فوری اطلاعات در همان زمینه ای است که شما می خواهید

آن ها را به خاطر بسپارید.

وقتی می خواهید چیزی را به خاطر بسپارید، زمانی که بخش های مختلف

مغزتان را مورد استفاده قرار می دهید، به همان اندازه رد پای عصبی

بیشتری باقی می ماند که بعد ها می توانید هر وقت که خواستید

از آن ها استفاده کرده و کارکرد حافظه تان را بهبود بخشید.

شواهد زیادی وجود دارد دال بر این که وقتی ما برای این که چیزی

را به حافظه بسپاریم از چندین ساختار قوۀ ادراکمان استفاده کنیم،

آن چیزها بسیار عمیق در حافظه مان فرو می روند. روش های

مختلف و متعددی وجود دارن که می توانید با آن ها خیلی ماهرانه

اطلاعات را در حافظه ذخیره کنید. این روش ها خیلی جالب هستند.

از حواس پنج گانه تان استفاده کنید.

شاید روش بی واسطه ای که می توانید برای دادن اطلاعات به مغز

 به صورت ماهرانه، از آن استفاده کنید، به کار بردن حواس تان در

مورد اطلاعات باشد. وقتی سعی می کنیم تا چیزی را به خاطر بسپاریم،

اکثراً از توانایی لفظی مان در موردآن چیز استفاده می کنیم. به عنوان

مثال می توانید روش مرور ذهنی را به کار برده و (( پنیر خامه ای و گوجه

فرنگی خورشتی)) را چندین بار متوالی تکرار نمایید. شاید برای تان

مفید هم باشد. اما به خاطر داشته باشید که کلمات فقط جنبۀ

توصیفی دارند وتنها در مورد چیزهای عینی و واقعی به کار می روند.

خیلی خوب است که تنها به کلمات بسنده نکنیم و روی این اطلاعات کار کنیم.

حال کمی در مورد پنیر خامه ای فکر کنید. پنیر خامه ای ماده ای سفید

و چرب است که می توانید به آسانی روی نان بمالید. حال در مورد

غلظت آن فکر کنید. مزۀ آن را در نظر بگیرید . در واقع تصویر پنیر خامه ای

را در ذهن تان مجسم می کنید. به عبارت دیگر، با چشم ذهن تان آن

را می بینید. وقتی پنیر خامه ای را لای دو انگشت تان می مالید،

چه احساسی می کنید؟ حال این کار را با گوجه فرنگی انجام دهید.

اگر گوجه فرنگی را کمی فشار دهید چه می شود؟ تصور کنید که

گوجه فرنگی هایی که همسرتان با آن ها شام درست کرده چگونه

هستند؟ می توانید تصورات خود را تا جایی که امکان دارد در ذهن تان مرور کنید.

دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

داستان بسازید

مشکلی که در روش قبل وجود داشت این بود که شما در مورد هر نوع

اطلاعاتی نمی توانید از حواس تان استفاده کنید. چون بعضی از اطلاعات

به حواس مرتبط نیستند. در مثال قبلی از شما خواسته شده بود که

چند تا گوجه فرنگی خورشتی بخرید. این گوجه فرنگی های مخصوص

و از نوع جدیدی هستند. برای به خاطر سپردن خورشتی از چه حواسی

می توانید استفاده کنید؟ معلوم است. هیچکدام!

به همین خاطر، در بعضی مورد بایستی از روش های دیگری استفاده کرد.

یکی از این روش ها که کار آمد و بسیار بامزه است، داستان سازی است.

یعنی ساختن یک داستان در مورد همۀ اطلاعاتی که می خواهید آن ها

را همزمان به خاطر بسپارید. شاید کمی مسخره به نظر برسد اما اگر

خلاقیت به خرج دهید، خواهید دید که کاری آسان و پر جذبه است.

این روش سرگرم کننده در به خاطر سپردن اطلاعات بسیار مفید است.

سه مورد وجود دارد که هنگام ساختن داستان بایستی آن ها را در نظر بگیرید.

۱-از تمام مواردی که باید آن ها را به خاطر بسپارید، در داستان تان استفاده کنید.

۲-از شوخ طبعی تان استفاده کنید.

۳-همزمان از چند روش برای دادن اطلاعات استفاده کنید.

همۀ این روش ها به تنهایی می توانند مورد استفاده قرار گیرند اما شما

می توانید همزمان از چند روش هم بهره ببرید. شما در داستان تان

می توانید هم از مرورذهنی و هم از حواس تشخیصی تان استفاده کنید.

اگر هردوی آن ها را با هم به کارببرید، مطمئناً به حافظه تان کمک بیشتری کرده اید.

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

اگر شما جزو افراد معدودی نباشید که دارای حافظۀ تصویری یا ذهنی هستند،

عموماً باید مطالبی که یاد گرفته اید را چندین بار مرور کنید تا مطالب جدید را به

طور کامل وارد حافظۀ خود کنید. اگر برای مدتی به آن مطالب دسترسی نداشته

باشید برای بهتر کردن حافظه باید آن را دوباره مرور کنید. برای بخاطر آوری مجدد

آن باید مطالب را تکرار کنید.

بارها در کلاس ها و کارگاه های درسی شنیده ام که شما ۷۰ درصد مطالبی که

در طی یک روز یاد می گیرید را فراموش می کنید. با گذشت چند روز این میزان به

۹۰ درصد می رسد. اما با استفاده از مدل های چندگانه در حافظه انجام می شود.

احتمالاً هر کدام از شما بیش از یکبار شرایط زیر را تجربه کرده اید:

-یک فیلم را دیده اید. اما چند روز بعد یک ایدۀ مبهم در مورد طرح داستانی آن

دارید. حتی ممکن است قادر نباشید اسامی شخصیت های فیلم را بدون این که

تلاشی بکنید به خاطر بیاورید.

-کتابی را در مورد جریانات جاری می خوانید و تحت تأثیر نظر نویسنده در مورد آن

جریان قرار می گیرید. اما بعد از یک هفته اگر از شما پرسیده شود کدام بخش از

بحث های نویسنده شما را چنین تحت تأثیر قرار داده است نمی توانید به خاطر

بیاورید که او در آن کتاب چه گفته بود. فقط تأثیرات کلی را به خاطر می آورید که

نشان می دهد کتاب خوبی است.

-سخنرانی کلاسی دارید و یادداشت های زیادی نوشته اید اما زمانی که بعد از

چند هفته به یادداشت های خود  نگاه می کنید تا خود را برای امتحان آماده کنید

تشخیص نمی دهید که چه چیزی نوشته اید.

-در یک رخداد شبکه ای مجموعه ای از کارت های ویزیت را جمع آوری کرده اید.

اما بعد از چند روز که به آن ها نگاه می کنید نمی توانید به خاطر بیاورید که آن

نام ها متعلق به چه کسی هستند. حتی به سختی به خاطر می آورید که در چه

موردی با آن افراد صحبت کرده  اید.

چنین فراموشی هایی عادی هستند که در مسیر تطابق ما با جریان اطلاعات در

هر روز بوجود می آیند. این جریان های روزانه نه تنها شامل اطلاعاتی می شوند

که دوست دارید به خاطر بسپارید بلکه شامل اطلاعاتی است که دوست دارید

فراموششان کنید. ( مثل آگهی های تجاری آزار دهنده ای که در طول پخش

آگهی های بازرگانی دیده اید و باعث شده است تمایلی برای برخاستن و انجام

کار دیگری را برای چندین دقیقه نداشته باشید.)

پس زمانی که می خواهید چیزی را به خاطر بسپارید مرور و تمرین به شما

کمک خواهد کرد آن خاطره را در ذهن خود تثبیت کنید. از دیگر تکنیک های بازیابی

نیز می توانید استفاده کنید چون این روش جدا از هر نوع روشی است که

اطلاعات را وارد حافظه تان می کنید( مانند قطعه بندی، تصویر سازی اطلاعات

مرتبط، استفاده از کلمات محرک و اصل همه چیزدربارۀ من).

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

در تکنیک مرور، مطالبی که به تازگی یاد گرفته اید را مرور می کنید و آن ها را

در جایگاه اولیه شان به طور کامل کدگذاری می کنید. ولی در تمرین با مراجعه

به مطالب، مرور اولیۀ خود را تکمیل تر می کنید تا به این ترتیب مطلب کدگذاری

شده را در جای آن ثابت تر کنید.

این فرآیند شبیه عملکرد یک هنرپیشه در یادگیری نقش خود از فیلمنامه است.

اولین خوانش او مثل فرآیند مرور است. پس هنر پیشه نقش خود را بارها و

بارها تمرین می کند وبعد از آن تمرین های سخت تری با گروه دیگر هنرپیشه ها

انجام می دهد.

نتیجۀ این کار اجرای بی نقص بر روی صحنه ویا حداقل تعداد برداشت ها برای

فیلم است.

این فرآیند برای تمامی کارهای مربوط به حافظه کاربرد دارد:

-بازیابی اسامی افرادی که در یک کنفرانس یا رخداد با آن ها ملاقات کرده اید.

-مرور یادداشت های خود که از یک کلاس یا جلسه برداشته اید.

-بخاطر آوری چیزهایی که در تقویم روزانۀ خود برای روزهای آینده یادداشت کرده اید.

-داشتن یک سخنرانی یا ارئۀ درسی

-نامگذاری

استفادۀ مؤثر از فرآیند مرور

یک روش خوب برای استفاده از فرآیند مرور مراجعه به مطالبی که نوشته اید یا

جمع آوری کرده اید بلافاصله بعد از ثبت اولیۀ اطلاعات است. اگر قرار است در

جایی سخنرانی کنید طرح کلی چیزی را که می خواهید بگویید یادداشت کرده

و آن را مرور کنید. در هنگام مرور یادداشت های مرتبط با اطلاعات موجود در آن

را به طرح خود اضافه کنید تا بعداً به ذهن شما کمک کند. از کروشه ها، کشیدن

خط زیر برخی کلمات یا هایلایت استفاده کنید تا چیزی که می خواهید به خاطر

بسپارید را برجسته تر کنید. حتی می توانید دور کلمات کلیدی خاص خط بکشید

یا هایلایت کنید  تا بعنوان محرکِ ذهن شما عمل کند.

مزیت انجام زود هنگام فرآیند مرور این است که با آن مطالب آشناتر هستید.

( به خاطر داشته باشید که ما بعد از چند روز ۹۰ درصد چیزهایی را که یاد می گیریم

فراموش می کنیم.) و در نتیجه به شما در فهم بهتر یادداشت هایتان یا مطالبی

را که در مورد آن جمع کرده اید، کمک خواهد کرد. اگر یادداشت هایی که نوشته اید

شامل جزئیات زیاد است  ویا کلمات محرکی را در آن زمان یادداشت کرده اید

( مانند یادداشت این که چرا در آن زمان کارت های ویزیت خاصی را جمع کرده اید)

می توانید عموماً مرحلۀ مرور اولیه را انجام ندهید. چون به اندازۀ کافی یادداشت

برداری انجام داده اید که اگر بعدها بخواهید آن را مرور کنید کاملاً متوجه خواهید شد

که مطلب در مورد چیست. اما اگر از سری دیگر بعد از این که یادداشت برداری اولیه

انجام دادید یا مطالبی را جمع آوری کردید خیلی زود آن ها را مرور کنید. در این

صورت بعدها با خواندن یادداشت ها و مطالب جمع آوری شده و یا حتی مطالبی

که آن ها را نمی فهمید گیج نخواهید شد. واضح است که نمی خواهید برای چیزهایی

که بعنوان سرگرمی آن ها را انجام داده اید مثل خواندن رمان وقت گذاشته و آن ها

را مرور کنید. در این مورد فراموش کردن اطلاعات اهمیت چندانی ندارد. اما در مورد

هر چیزی که در مدرسه یا سر کار به آن ها احتیاج پیدا خواهید کرد وقت اضافه بگذارید

و آن ها را مرور کنید.

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

تمرین برای انجام صحیح کار

بعد از این که مرور اولیه را انجام دادید حداقل یکبار دیگر آن را تمرین کنید تا آن ها را

\در ذهن خود تثبیت کنید. هر چقدر که از این روش بیشتر استفاده کنید خواهید فهمید

که برای انواع مختلف مطالب چقدر نیاز به تمرین دارید. بعنوان یک قانون کلی هرچقدر

که مطالبتان زیاد باشد نیاز به تمرین بیشتر برای بخاطر سپاری آن مطلب زیاد میشود.

اگر قرار است سخنرانی، ارائه و هر گونه اجرایی داشته باشید می توانید محتوای آن را

جمع کرده و یک طرح کلی برای آن ایجاد کنید.

و یا می توانید طرح کلی را در ابتدا بنویسید و بر اساس آن محتوا را بنویسید. اما در هر

دو مورد تسلط کافی به طرح کلی خود داشته باشید تا مطالب را به طور کامل وارد ذهن

خود کنید. چون طرح کلی نقش محرک را برای محتوای آن بخش ایفا می کند. سپس

یکبار که محتوا را به طور کامل وارد حافظۀ خود کردید می توانید استعداد و شوری را که

برای برنامۀ نهایی خود می خواهید را، به آن اضافه کنید.

این فرآیند کمی شبیه کاری است که هنر پیشه ها مجبورند برای آماده سازی خود

برای یک فیلم یا یک صحنۀ نمایش انجام دهد. اگر هنرپیشه فقط چند خط برای ارائه در

آن صحنه داشته باشد برای کدگذاری آن ها در حافظۀ خود قبل از این که با هنرپیشه ها

تمرین گروهی انجام دهد فقط به چندین بار تمرین نیاز دارد. ولی اگر هنرپیشه صحنۀ

طولانی تری برای ارائه داشته باشد تمرین بیشتری مورد نیاز است. اگر هنرپیشه مجبور

است یک نمایشنامۀ کامل را آماده کند و نقش کلیدی در اجرای آن دارد تمرین بیشتری

نیاز است.

بهترین زمان برای تمرین چند روز و یا حتی شب قبل از زمانی است که باید آن مطالب

را ارایه دهید. اگر باید چندین بار مطالب را تمرین کنید بهتر است بجای این که در یک روز

۲ بار تمرین کنید ۲ یا سه روز بین تمرین های خود فاصله ایجاد کنید. چون فرآیند ناخودآگاه

ذهن که در زمان خواب اتفاق می افتد مطالبی که به تثبیت ذهنی مطالبی که یاد گرفته اید

کمک می کند.

یک بار که تعداد تمرین های لازم را برای انواع مختلف کارهای حافظه به مقدار مشخص

انجام دادید آن تعداد را در آینده در یادگیری و وارد کردن آن مطالب به حافظه ، به عنوان

راهنما در نظر گرفته و استفاده کنید. بعدها با بهبود حافظه متوجه خواهید شد که برای

بخاطر سپاری مطالب به تمرین کمتری نیاز دارید. چرا؟ چون مطالب را با جزئیات بیشتری

کد گذاری می کنید، مخصوصاً اگر تمرین را با دیگر تکنیک های حافظه ترکیب کنید.

همچنین چون مطالب را در یک زمینۀ خاص یاد می گیرید در ذهن خود الگویی خواهید

ساخت که همین الگو باعث می شود یادگیری دیگر مطالب که مربوط به آن الگوست

برای شما راحت تر باشد.

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

مرور و تمرین با افراد دیگر

در کنار تمرین و تکرار با خودتان می توانید از افراد دیگر نیز برای تمرین استفاده کنید تا

توانایی تان را در بخاطر سپاری از طریق تقویت و حمایت افراد دیگر بالا ببرید. بعلاوه

این روش برای فعالیت های حافظه که با حضور افراد دیگر است سرگرم کننده است.

دلیل تشکل گروه های کلاسی که اکثر دانش آموزان انجام می دهند نیز ترکیب تقویت،

حمایت و سرگرمی است. در این گروه ها دانش آموزان هم مطالب را در جایگاه اولیه

یاد می گیرند و هم آن را به خاطر می سپارند تا بعدها بازیابی کنند.

اگر قصد تشکیل گروه دارید سعی کنیدگروه کوچکی داشته باشید تا همۀ افراد گروه

بتوانند در فعالیت ها مشارکت کنند. حضور سه یا چهار نفر در یک گروه ایده آل است.

سعی کنید گروه تان بیشتر از پنج یا شش نفر نباشد. اگر گروه تان افراد بیشتری دارد

می توانید گروه خود را به دو گروه کوچکتر تقسیم کنید.

یک مکان راحت برای انجام فعالیت های گروهی خود پیدا کنید. چیزهایی که حواس

شما را پرت می کنند نباید در آن جا باشد.گوشی های همراه خود را خاموش کنید.

به این معنی که الان و در این لحظه من در دسترس نیستم. بعد از آن داشتن یک گپ

دوستانۀ کوتاه غیر قابل اجتناب است.

 پس از آن باید بر روی چیزی که می خواهید یاد بگیرید یا به خاطر بسپارید تمرکز کنید.

یک روش خوب خلاصه نویسی نکات اصلی بدست آمده از مطالب توسط افراد گروه

است که باید به نوبت صورت گیرد. و یا فرد اول خلاصه نویسی می کند و افرا دیگر

به نوبت مطالب جدید را به آن اضافه می کنند. بعد از این که همۀ افراد خلاصه نویسی

کردند یا مطالبی را به خلاصه در اول اضافه کردند، نفر اول با صدای بلند شروع به خواندن

مطالب خلاصه نویسی شده می کند.

وقتی افراد دیگر گروه صحبت می کنند در صورت تمایل می توانید در کتاب یا بر روی یک

برگ کاغذ دیگر نکات مهم را یادداشت کنید تا مواردی که برای بخاطر سپاری مهم

هستند را هایلایت کنید. بعدها می توانید مطالب و مواردی که از مرور یا تمرین گروهی

یاد گرفته اید را خودتان تمرین کنید. مزیت روش گروهی وارد کردن مطالب به حافظه از

طرق و کانال های چندگانه است. چون علاوه بر محتوای مطالب، تجربۀ روش گروهی

را همراه خوانش خودتان کدگذاری می کنید.

افزایش قدرت مرور و تمرین

برای بالا بردن توانایی کدگذاری و بازیابی در مرحلۀ مرور و تمرین این روش ها را با

تکنیک های دیگر حافظه ترکیب کنید. زمانی که مرور و تمرین می کنید حافظۀ قویتر

و دارای جزئیات بیشتری خواهید داشت چون از کانال های حافظه ای چندگانه

استفاده می کنید. در ادامه چگونگی عملکرد مفید این تکنیک ها آمده است.

-از اصل همه چیز در بارۀ من استفاده کنید و در مورد چیزی که می خواهید کدگذاری

کرده و وارد حافظۀ خود کنید فکر کنید. چرا این مطلب برای من مهم است؟ سپس زمانی

که تمرین می کنید به خودتان یادآوری کنید که چرا این مطلب برای من مهم است.

-از اصل قطعه بندی استفاده کنید و چیزی که می خواهید به خاطر بسپارید را به

بخش های مختلف تقسیم بندی کنید. مثل مشخص کردن چندین کلمۀ محرک در سخنرانی،

مقاله یا یک بخش از کتاب. سپس به این گروه بندی و این که کدام بخش اطلاعات در

زمان مرور و تمرین مطالب مناسب شماست دقت کنید.

-از تداعی گرهای تصویری استفاده کنید تا زمانی که مرور و تمرین می کنید تصویری را

در ذهن خود ببینید که این خود به تقویت بخاطر سپاری مطلبی که به صورت شفاهی

حفظ می کنید کمک می کند. یا در برخی موارد خود را در صحنه ای که در حال خواندن

یا شنیدن در بارۀ آن هستید تصور کنید. این روش مخصوصاً زمانی که مشغول خواندن

مطلب روایی هستید بسیار مفید است.

-برای تقویت بیشتر مطلبی که در حال یادگیری آن هستید بحث گروهی انجام دهید.

-علاوه بر این ها از تکنیک های کاربردی دیگر حافظه که برای بخاطر سپاری مطلبی که

آن را می خوانید مناسبند استفاده کنید.

تمرین عملی مرور و تمرین

برای یادگیری مطالب مختلف چقدر تمرین و تکرار نیاز است؟ برای فهمیدن این مطلب

باید انواع مطالب را تمرین کنید و تعداد مناسب را به دست آورید.

یک روش خوب برای شروع ، می تواند یک مقاله، یک فصل از کتاب یا بخشی از

سخنرانی باشد که قرار است آنرا ارائه دهید. برای مرور اولیه مطلب را بخوانید، گروهبندی

کنید، یادداشت بنویسید و زیر کلمات مهم خط بکشید.

سپس تصور کنید در حال توضیح آن مطالب به فرد دیگر هستید. می توانید هم به صورت

ذهنی و یا  در واقعیت آن مطالب را با صدای بلند بگویید.

نکات هایلایت شده و مهم مطلب را نیز بیان کنید. بعد از انجام آن دقت کنید و ببینید

چقدر از مطالب را یاد گرفته اید. آیا قادرید جزئیات آن را نیز به خاطر آورید؟ آیا فقط بازیابی

مبهمی از این دارید که آن مطلب در مورد چیست؟ بازتاب این تجربه را به طور خلاصه

یادداشت کنید.

حالا اولین تمرین مطلب را انجام دهید. می توانید از مقالات یا فصول مشابه و یا بخش

دیگری از سخنرانی خود را انتخاب کرده ، مرور کنید سپس آن را تمرین کنید. در طول

مدت تمرین کل مطلب را مرور کنید ولی به قسمت هایی که گروه بندی کرده اید یا

کلمات مهمی که زیرشان خط کشیده اید یا مواردی که یادداشت  کرده اید توجه ویژه

داشته باشید. بعد از آن بیان دوباره ذهنی خود را که در قسمت قبل داده شده تکرار کنید

و ببینید چه مقدار از مطالب را به خاطر سپرده اید. از خودتان بپرسید آیا توانایی این را

دارم که جزئیات را به خاطر بیاورم یا فقط در مورد این که مطلب در مورد چیست اطلاعات

مبهمی دارم؟ نتیجۀ تجربۀ خود در تمرین اول و مرور اولیه را با هم مقایسه کنید. آیا

جزئیات بیشتری را باز یابی کرده اید؟ به صورت خلاصه بازتاب تجربۀ خود را یادداشت کنید.

سپس تمرین مطلب را برای بار دوم انجام دهید. می توانید مقالات و فصول مشابه و

بخش دیگری از سخنرانی خود را انتخاب کرده سپس آن را تمرین کنید. بعد از آن تمرین

اول و دوم را انجام دهید. از فرآیندی که در مثال قبل ذکر شده استفاده کنید تا مقدار بازیابی

حافظۀ خود را مشخص کنید.

عموماً با هر بار تمرین متوجه خواهید شد حافظه تان قوی تر و قوی تر می شود.

نتایج بدست آمده از فرآیند تمرین مطالب طولانی تر و متفاوت را با تمرین مطالب کوتاه تر

مقایسه کنید.

برای مطالب طولانی تر و پیچیده تر بسته به این که توانایی تان در یادگیری جزئیات تا

چه حد است مدت زمان طولانی تری را اختصاص دهید. برای مثال بعضی اوقات نیاز دارید

که فقط مفاهیم و اصولی را که در یک مقاله یا فصل شرح داده شده است بدانید. در دیگر

موارد شاید نیاز باشد که جزئیات را نیز یاد بگیرید مثل مثال ها یا داستان هایی که این

اصول را نشان می دهند. خودتان را با فرآیند های ذهنی خودتان تطبیق دهید تا ببینید

برای هر مطلب چقدر باید تمرین کنید. بکار گیری این روش ها به شما کمک خواهد کرد

تا بسته به نوع مطلب ، حجم آن و مقدار جزئیاتی که باید از آن بدانید درک بهتری داشته

باشید…

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

چگونه بر ترس و نگرانی هایی که باعث ایجاد استرس و تنش می شوند غلبه کنیم؟

۱-با یک جایگزین خود را مفرح و شاد کنید. در این حالت می توانید طوری عمل کنید

که بر آن موقعیت مؤثر باشید.

۲-نتیجه ای که می خواهید به آن برسید را تجسم کنید. تمرکز بر روی آن به شما

کمک خواهد کرد تا به نتیجۀ دلخواه برسید.

۳-به خودتان یادآوری کنید که برای بوجود آوردن اعتماد به نفس آن کار را انجام خواهید داد.

۴-تأکید کنید چیزی که اتفاق می افتد درست همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.

در این صورت می توانید چیزی که اتفاق می افتد را قبول کرده و احساس رضایت کنید.

تجسم نقش جدید

خودتان را به عنوان کارگردان یک فیلم در نظر بگیرید. بر روی صندلی کارگردان

در صحنه نشسته اید و آن صحنه همان جایی است که دقیقاً مشکل الآن

شما در آن جا اتفاق می افتد. شما یک نوشته در دستتان دارید که در مورد

همین مشکل است.هنر پیشه ها منتظرند به آن ها اشاره شود تا بر اساس

نوشته نقش خود رابازی کنند. یکی از این هنر پیشه ها خود شمایید.

حالا همان طور که برای چند لحظه نگاه می کنید. شخصیت ها رخدادهایی

را کهمنتهی به حال حاضر می شود را بازی می کند. برای مثال اگر 

مورد شما در ارتباطبا کار است بازیگران رئیس تان یا کارمندان یا هر چیز

و هر کس مرتبط با کار خواهند بود.اگر نگرانی شما در بارۀ معاملۀ تجاری

است می توانید خودتان را درحال مذاکرهو گفتگو با بازیگران تاجر ببینید.

شخصیت ها صحنه را دقیقاً مثل آن چیزی که شمابه خاطر سپرده اید

بازی خواهند کرد.همان طور که بازی به زمان حال می رسد بازیگری

که نقش شما را بازی می کندپیش کارگردان رفته و می پرسد:

(( سناریو چه می گوید و من الان باید چکار کنم؟ ))به پاسخ گوش کنید.

کارگردان که همان صدای درونی شماست ممکن است چندینپیشنهاد

داشته باشد که می توانید آن ها را امتحان کنید. یا ممکن است به شما

بگوید منتظر باشید و استراحت کنید. اگر کارگردان مطمئن نباشد به این

معنیاست که باید الان به صورت فعال کاری انجام ندهید که برروی آن

صحنه تأثیر بگذارد.نتیجه هرچه که باشد احساس کنید می توانید به این

صدای درونی اعتماد کنید،پس بنابر این دیگر نیازی به نگرانی وجود ندارد.

سپس می توانید همان طور کهپیشنهاد شد رفتار کنید. یعنی عمل کنید،

منتظر بمانید یا آرام باشید و مطمئن باشید

که نتیجۀ مناسب اتفاق خواهد افتاد.

تجسم نتیجۀ دلخواه

اگردر حال حاضر  می دانید نتیجه ای که دوست دارید چیست پس تجسم

کنید که آن نتیجه اتفاق افتاده است تا احتمال وقوع آن نتیجه را بالا ببرید.

برای مثال اگر می خواهید همکارتان با پیشنهادهای شما در جلسه کنار

بیاید خودتان را در حالارائۀ یک بحث مؤثر و آن ها را در حال موافقت با

چیزی که گفته اید ببینید.ضمناً در حالی که این نتیجه را می بینید مطمئن

باشید که آن نتیجه اتفاق افتادهو به این ترتیب می توانید هر گونه نگرانی

را درمورد نتایج از ذهن خود دور کنید.تصور کنید در سر کار و در یک اتاق

خصوصی هستید. حتی اگر در حال حاضر دفتر خصوصی ندارید تصور کنید

که دارید و خیلی هم راحت و ساکت است.حالا تصور کنید زمان حال است

و در حال تفکر در مورد موقعیتی هستید کهشما را آزار میدهد. ناگهان

شخصی در را می زند. بلند می شوید و در را بازمی کنید. یک نامه رسان

پاکتی را به شما می دهد که روی آن با خط قرمزینوشته شده(( فوری ومهم)).

پاکت را باز کرده آن را خوانده و به وجد می آیید.چون در نامه به شما

اطلاع داده شد که همه چیز دقیقاً به صورتی استکه شما دوست

دارید باشد.برای مثال اگر در مورد سخنرانی خود نگرانهستید یک سخنرانی

خوب ارائه خواهید داد. اگر در مورد ترفیع خود نگرانیدترفیع خواهید گرفت و یا

اگر با همکار خود مشکل دارید تمامی مشکلات شما با او حل خواهند شد.

حالا برای چند دقیقه بر روی دیدن موقعیت دلخواهی که پیش روی

شماستتمرکز کنید. دقیقاً چیزی را که می خواهید دارید.

یادآوریِ (( من آن را انجام خواهم داد)) به خود

در مورد کارهایی که مجبور به انجام آن ها هستید می توانید

با بوجود آوردناعتماد بنفس دربارۀ این که می توانید آن را انجام

دهید بر ترس های خود غلبه کنید.یک روش ساده برای انجام

این کار وجود دارد و آن یادآوری چندین باره این جملهبه خودتان

در طول روز است که (( من می توانم پس آن را انجام خواهم داد.))

اغلب اوقات چندین دقیقه صرف کنید تا آرام شده و تمرکز بیابید و

چندین باربا دقت و تمرکز بسیار زیاد به خودتان بگویید:

(( من می توانم آن را انجام دهم. من آن را انجام خواهم داد)).

نکتۀ اصلی دیدن خودتان در حال انجام عملی است که دوست دارید

الان ودر این جا آن را انجام دهید. در این صورت ذهن درون شما به

انجام آن کار توسط شما عادت می کند. همچنین شما حس اعتماد

و اطمینان خواهید داشت که می توانید آن کار را به صورت مؤثر و

صحیح و با جدیت انجام دهید.شاید تصور این که افراد دیگر از کاری

که شما انجام داده اید. راضی و خشنودهستند نیز مؤثر است.در

این صورت حس خوبی خواهید داشت. آرام تر و راحت تر بوده و در مورد

کاری که مجبورید انجام دهید نگرانی کمتری خواهید داشت. بعلاوه

هنگامی که زمان انجام آن کار برسد عملکردتان بهتر خواهد بود.

چون اطمینان بیشتری خواهید داشت. زیرا قبلاً آن را در ذهن خود تمرین کرده اید.

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

تأکید بر موافقت خود

بعضی اوقات با این که تمام تلاش خود را می کنید و به صورت ذهنی تأثیر

رخدادها را بررسی می کنید اما شرایط به گونه ای که شما می خواهید

پیش نمی رود. مثلاً ترفیع یا انتقال دلخواه شما رخ نمی دهد. یا ناگهان

می فهمید از مشتری که توقع داشتید به شما مراجعه کند خبری نمی شود.

با این وجود اگر صبور باشید اغلب در انتها بهترین نتایج به دست خواهد آمد.

از این رو یکی از کلیدهای مهم غلبه بر نگرانی ها تشخیص این است که

اغلب ممکن است کارها درست از آب در نیایند. اما می توانید آن ها را به نفع خود

تمام کنید و یا از این تجربه یاد بگیرید  به موقعیت بهتری برسید. پس روش

دیگر برای تفکر دربارۀ کارها و نتایج نامطلوب تشخیص این است که اغلب

خواسته ها ونیازهای شما با هم متفاوتند.

زمانی که آن اتفاق رخ می دهد تازه می فهمید که به چه چیزی نیاز دارید.

برای مثال شخصی آرزو دارد یک عنوان شغلی جدید با مسئولیت های

اضافی و یک دفتر جدید داشته باشد.

اما در واقع آن شخص تجربۀ کافی برای انجام صحیح آن شغل را ندارد و

اگر همین حالا ارتقاء شغلی بیابد ممکن است اخراج شود.

بنابر این در کنار تلاش برای دستیابی به اهداف پرورش حسِ قبولِ چیزی که

اتفاق می افتد بسیار مهم است. به عبارت دیگر اگر احساس کنید همۀ کارهای

ممکن برای دستیابی به هدفی را انجام داده اید ولی به آن نرسیده اید

نتیجه را بپذیرید. مهم ترین چیز این است که تمام تلاش خود را کرده اید و اکنون

زمان این است که بپذیرید و صبور باشید تا که فرصت دیگری برای دستیابی

به آن هدف پیش آید.

ارزش این روش این است که به جای این که در مقابل رخدادها قرار گرفته

وبا آن ها بجنگید خود را با جریان رخدادها  قرار گرفته و با آن ها بجنگید

خود را با جریان رخدادها تطبیق می دهید. بعلاوه اساس کارهای خود را

بر روی این اصل استوار کنید که هیچ چیز در این جهان اتفاقی رخ نمی دهد.

بلکه به نظر می رسد جهان به نیازهایی که به صورت دقیق عنوان می کنیم

و بیان می کنیم که به آن ها نیاز داریم پاسخ می دهد. پس چیزی که اتفاق

می افتد دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.

در مقابل اگر از این اصل برای هدایت زندگی خود استفاده کنید می فهمید

که همه چیز برای شما راحت تر خواهد شد. تمام تلاش خود را برای

دستیابی به اهدافتان خواهید کرد و در عین حال بدون در نظر گرفتن

این که چه چیزی اتفاق خواهد افتاد حس رضایت و خرسندی خواهید

کرد. چون می دانید که به نوعی از این تجربه سود خواهید برد و در

دراز مدت برای شما منفعت خواهد داشت.

یک مثال برای تجسم سازی:

تصور کنید بر روی نیمکت پارک نزدیک محل کار خود نشسته اید. خورشید می درخشد.

پارک بسیار آرام و ساکت است. شما از وقت استراحت ناهار خود لذت می برید بسیار

آرام و ریلکس و پذیرندۀ رخدادهایی هستید که همیشه اتفاق می افتد.

حالا از دور چند نفر که در دست خود بسته های کوچکی که با روبان بسته شده اند دارند.

به شما نزدیک می شوند و بسته ها را بعنوان هدیه به شما می دهند.

همان طور که بسته ها را باز می کنید هدایای مختلفی را داخل آن ها می بینید.

این هدایا ممکن است پول یا یک شیء و یا مجوز استفاده از خدماتی باشد. شما برخی

از این هدایا را می خواهید، به بعضی نیاز دارید و به بعضی ها هم نیاز ندارید. اما همانطور

که هر هدیه را باز می کنید آن ها را با پذیرش یکسانی قبول کرده و به شخصی که

آن هدیه ها را به شما می دهند می گویید: (( متشکرم، قبول می کنم)).

شما هدیه ها را باز می کنید تا زمانی که هدیه اشخاصی که آن هدیه ها را برایتان

آورده اند تمام شده و آن جا را ترک می کنند. به خودتان بگویید که این هدایا بیانگر تجربیات

و تلاش هایی است که در زندگی با آن ها روبرو می شوید و درست همان طور که هر

هدیه را دریافت کرده و می پذیرید باید تجربیات را هم که مثل یک هدیه هستید

دریافت کنید و بپذیرید. باید از تمامی توانایی خود استفاده کرده و تجربیات خود را

بکار گیرید و رشد کنید. اما هرچه که باشد باید بگیرید که آن را بپذیرید.

چون این رمز آرام و ریلکس ماندن، غلبه بر استرس و خلاص شدن از نگرانی ها

می باشد. باید یاد بگیرید در کنار تلاش برای دستیابی و رشد بپذیرید و قبول کنید.

استرس و حافظه:

ممکن است تحت فشار و استرس تمامی راه هایی که ذهن و جسم شما را

تحت تأثیر قرار می دهد را تشخیص ندهید.  هرچند که به راحتی می توانید

ارتباط بین تنش و حافظه را تشخیص دهید. مثلاً به زمانی فکر کنید که حافظه تان

خوب عمل نکرده است ، فقط به این دلیل که مضطرب بودید. برای مثال رئیس تان

در طول یک جلسۀ کاری پیش بینی شده ناگهان در مورد یک واقعیت کلیدی یا

یک شماره سؤال می کند. شما خشک تان می زند و نمی توانید آن را به خاطر بیاورید.

با وجود این که شب قبل به خوبی آن را به خاطر داشتید. اما اگر یکی از همکاران تان

همان سال را در حال عبور از سالن از شما برسد به راحتی اطلاعات را در مغز خود

پردازش کرده و فوراً پاسخ صحیح را می دهید.

کاهش تنش و استرس با استفاده از این تکنیک ها به شما کمک خواهد کرد تا

حافظۀ خود را بیشتر بهبود دهید. فقط با دستیابی به نگرش آرام و متمرکز در هر

کاری که انجام می دهید قادر خواهید بود تأثیرات منفی اضطراب بالا را از بین برده

یا کاهش دهید تا بتوانید آن کار را به بهترین شکل انجام دهید.

همه چیز دربارۀ من

همه چیز دربارۀ من

اصل همه چیز در بارۀ من در خرید و فروش ها مورد استفاده قرار می گیرد

که در آن مزایای چیزی که فروخته می شود به خریدار نشان داده می شود

چون مشتری می خواهد بداند که (( آن جنس چه چیزی برای من دارد؟))

این روش برای حافظه نیز مؤثر است. اگر چیزی برای شما شخصاً مهم

باشد احتمال بخاطر سپاری آن توسط شما زیاد است و می توانید آن

را واضح تر و با جزئیات بیشتری به خاطر بسپارید.طبق اصل

ارتباط بخود (( اگر سعی کنید مطلبی را به خودتان مربوط کنید

اطلاعات بیشتری از آن به خاطر خواهید سپرد. چون ارتباط بخود به این

معنی است که هر کاری انجام می دهید یا تلاش می کنید به خاطر

بسپارید برای شما معنی دار است. در نتیجه زمانی که موردی را در

ذهن خود رمزگذاری می کنید دقیقاً کاری را انجام می دهید که روانشناسان

به آن (( پردازش عمیق)) می گویند و در آن باره همۀ موارد مشابه، تصاویر،

تجربیات گذشته مربوط به آن محرک فکر می کنید که همۀ آن ها به

معنی دار شدن این تجربه یا مورد کمک می کند. برای مثال روانشناسان

متداوماً دریافته اند احتمال به خاطر آوردن چیزی که فرد آن را به

خودش ارتباط داده است بیشتر از چیزی است که به خود مربوط نکرده است.

تأثیر من، من، من به دلایل زیادی مفید است. اگر چیزی را که می خواهید

به خاطر بسپارید در بارۀ شما یا مربوط به شما باشد آن مورد برای شما

معنی دارتر خواهد بود. در ابتدا به این سؤال پاسخ دهید(( چرا باید به

این موضوع علاقمند باشم؟ )) در این صورت همان طور که روانشناسان

عقیده دارند احتمال تفکر در مورد آن و یا بازگو کردن آن بیشترخواهد بود.

روانشناسان همچنین دریافته اند زمانی که در مرحلۀ پردازش

عمیق قرار دارید بخش های خاصی از مغز فعال می شود که از

مهم ترین بخش ها می توان کرتکس پیش مغزی چپ و راست که

مربوط به بازخوانی است نام برد.

همه چیز دربارۀ من

احتمالاً بارها این پدیده را در زندگی شخصی خود تجربه کرده اید برای مثال:

☘-به خاطر می سپارید بلیط های کنسرتی که واقعاً دوست دارید را بخرید

و همچنین نام اجرا کنندگان اصلی آن کنسرت را به خاطر می سپارید.

☘-نام و مکان مغازه ای که محصولات جدید مورد علاقۀ شما را دارد را به ذهن می سپارید.

☘-قیمت کالاهایی که واقعاً علاقمند به خرید آن هستید را در خاطر دارید

و اگر فروشنده در مورد گفتن قیمت اشتباهی کند حتماً به او گوشزد می کنید.

☘-حتماً در یادتان می ماند که به فردی که قرار است برای مصاحبه یک

شغل مهم شما را سفارش کند زنگ بزنید.

☘-چند دقیقه به همۀ چیزهایی که اخیراً چون برای شما مهم بوده اند

به خاطر سپرده اید فکر کنید. در اکثر موارد تشخیص نخواهید داد که

این اطلاعات را بدون توجه زیاد به آن موضوع به خاطر سپرده باشید

و یا به صورت خودکار آن اطلاعات وارد ذهن شما شده است.

اما زمانی که به آن اطلاعات نیاز دارید می توانید به آن ها مراجعه

کرده و به راحتی از آن ها استفاده کنید.

این موارد مهم که به خاطر سپرده اید را می توانید در جدول بنویسید.

در حالی که این اطلاعات را در جدول می نویسید به این فکر کنید

که به خاطر سپردن این موارد چقدر راحت تر از مواردی است که

برای شما مهم نیستند. سپس برای مقایسه مواردی را بنویسید

که به خاطر سپرده اید و شخصاً برای شما مهم نبوده اند. چون

آن موارد را دقیقاً به خاطر سپرده اید فقط به گروه و دسته ای

فکر کنید که نتوانستید به خاطر بسپارید. مثلاً عنوان یک کتاب،

اسم یک فیلم و یا نام شخصیت سیاسی که در اخبار دیده اید.

برای بخاطر سپاری بیشتر سعی کنید خودمحور باشید، فکر

کنید موردی که می خواهید به خاطر بسپارید چگونه به شما

مربوط است. در این صورت نه تنها احتمال خاطر سپاری آن

بیشتر خواهد شد بلکه مزایای اضافی دیگری را بدست خواهید آورد.

مثلاً روش هایی را خواهید یافت که در آن چیزی یا شخصی

چگونه می تواند برای شما مفید باشد، منفعت و سود شما

را افزایش دهد، ارتباطات شما راگسترده کند و…..

استرس را کاهش و حافظه تان را افزایش دهید

استرس را کاهش و حافظه تان را افزایش دهید

در زندگی امروز بخصوص در محیط کار به خاطر فشار رقابتی و موقعیت محور این

دوران، استرس امری عادی تلقی می شود. این فشارهای مداوم برای انجام

خوب کارها، استفاده از فرصت ها و موفق بودن در زندگی با توانایی شما

در بخاطر سپاری تداخل ایجاد خواهد کرد. البته کمی استرس فرد را تحریک

و تشویق می کند تا کار را بهتر انجام دهد. مثلاً شخص قبل از این که سخنرانی

خود را ارائه دهد دچار کمی اضطراب می شود و این باعث می شود

سخنرانی خوبی ارائه کند. چون مقدار کم استرس آدرنالین بیشتری را آزاد

می کند که انرژی و انگیزۀ بیشتری را به فرد می دهد تا سخنرانی خود را انجام دهد.

اما زمانی که سطح استرس خیلی بالا می رود با عمکرد شخص تداخل ایجاد

می کند و بر روی حافظه ای که برای عمل به کاری مورد نیاز است تأثیر می گذارد.

در برخی موارد استرس بالا حتی انجام آن کار را غیر ممکن می سازد.

همچنین نگرانی بسیار زیاد در اجبار به انجام کار خوب آن کار می شود.

بر همین اساس اگر کمی نگران تحویل به موقع کاری هستید این نگرانی

شما را تحریک می کند تا حرکت کرده و چیزی که باید انجام شود را انجام دهید.

اما نگرانی های بیش از حد یا نگرانی های جزئی غیر قابل جلوگیری منجر

به ورود به چرخۀ نادرستی می شود که در این چرخۀ افکار منفی در مرکز

توجه شخص قرار می گیرند. این نگرانی ها نه تنها افکار سازنده و

خلاقانه ای که باعث رسیدن به هدف می شود را از بین می برد بلکه

حواس شما را پرت کرده و باعث می شود که آن را فراموش کنید.

پس یادگیری آرامش و خلاص شدن از تنش های ناخواسته در انجام

کارهای مؤثر و دستیابی به حافظۀ دلخواه بسیار مهم است. کلید دور

نگه داشتن این تنش ها پیدا کردن نشانه ها یی است که در زمان تنش

یا استرس زیاد وجود دارند. سپس تلاش کنید تا بین تنش ملایم که به

عنوان محرک در عملکرد مؤثر مورد نیاز است و در آن قصد دارید چیزی

را که می خواهید به خاطر بسپارید، و به اندازۀ کافی آرام و راحت بودن

برای ایجاد احساس اعتماد به نفس و تعادل برای ادامۀ کار تعادل ایجاد کنید.

چهار مرحله برای کاهش استرس

چهار مرحله برای کاهش استرس و حذف استرس و تنش های ناخواسته

وجود دارد. از بین تکنیک های آرامش و کاهش استرس تکنیکی را انتخاب کنید

که بیشتر با آن احساس راحتی می کنید.

این چهار مرحله عبارتند از:

۱-آرام شدن با استفاده از تکنیک های آرامش

۲-شناختن منبع استرس و تنش

۳-راه کارهایی برای رهایی از منبع استرس و تنش

۴-دور کردن هر گونه نگرانی در مورد مشکل از خود

آرام شدن با استفاده از تکنیک های آرامش

می توانید از هر تعداد تکنیک آرامشی که خواستید استفاده کنید. در ابتدا هر کدام

از این تکنیک ها را در یک محیط آرام تمرین کنید تا با انجام آن احساس راحتی کنید.

سپس می توانید از آن ها در هر مکانی حتی مکان های پر سر و صدا و شلوغ نیز

استفاده کنید که در چنین مکان هایی باید بیشتر تمرکز کنید.

۴روش یافتن آرامش به صورت زیر است:

-بر روی تنفس خود تمرکز کنید تا توجه خود را از سردرگمی ها و استرس های

جهان بیرون به دنیای آرام درونی خود تغییر دهید.

-جسم خود را آرام کنید تا روحتان آرام شود.

-بر روی تصاویر دیداری یا صداهای آرام بخش تمرکز کنید تا جسم و ذهن تان آرام شود.

-یک محرک کاهندۀ استرس برای خود تعریف کنید تا زمانی که تحت فشارید خودتان را با آن آرام کنید.

از هر کدام از این ۴ روش که مناسب شماست استفاده کنید یا اگر می خواهید

چند روش را با هم ترکیب کنید.

استرس را کاهش و حافظه تان را افزایش دهید

تمرکز بر روی تنفس

-از تنفس خود برای آرام کردن خود استفاده کنید.

-با توجه کردن به تنفس تان شروع کنید. به این دقت کنید که در تنفس هوا داخل و

خارج می شود . توجه کنید وقتی که نفس می کشید کدام بخش از بدن تان به

طرف بالا و پایین یا داخل و بیرون حرکت می کند.

-با هر تنفس نفس خود را به نقاط مختلف بدن خود هدایت کنید. روی پاهای خود

تنفس کنید، روی دست های خود تنفس کنید و هوایی را که به داخل و خارج

می رود را احساس کنید.

-حالا به طور آگاهانه ۱۰ بار نفس آرام و عمیق بکشید و همزمان به خود بگویید

( من آرامم، من آرامم).

الان باید آرام باشید. حتی برای آرام تر شدن این تمرین ها را تکرار کرده و یا از دیگر

تمرین های تنفس استفاده کنید.

آرام کردن جسم

برای ایجاد آرامش از کشش ماهیچه ها و حس گرم بودن استفاده کنید.

برای شروع تمام ماهیچه های خود را تا جایی که می توانید سفت کنید.

ماهیچه های مشت ها، پاها، بازوها و شکم را محکم به هم بفشارید.

دندان های خود را روی هم فشار دهید. ماهیچه های صورت خود را درهم بکشید.

همۀ بخش ها را منقبض کرده سپس رها کنید و همۀ ماهیچه های خود را تا

جایی که می توانید استراحت دهید. فقط اجازه دهید همه چیز رها شود.

تفاوت ها را درک کنید.

این تمرین را سه بار انجام دهید:

از پاهای خود شروع کرده و تمرکز کنید وتا قسمت سر بیایید. به همۀ

قسمت ها دقت کنید و در بخش گرم کردن و استراحت دادن را تمرین کنید.

همانطور که در حال انجام این تمرین هستید به خودتان بگویید:   

  (( انگشتان، پاها، ران ها و …… من الان در حال گرم شدن و استراحتند.))

این کار را به ترتیب برای هر کدام از قسمت های بدن خود انجام دهید.

 همان طور که این تمرین را انجام می دهید متوجه خواهید شد بعضی از

اعضای خاص بدن تان کشش ها و گرفتگی هایی دارد. اگر با چنین موردی

مواجه شدید انرژی التیام بخش خود را به آن بخش از بدن خود بفرستید.

به نوبت به هر کدام از قسمت های بدن خود استراحت دهید. بعد از اینکه

به قسمت سر خود رسیدید با گفتن جملۀ(( الان من کاملاً آرام هستم،

کاملاً ریلکس و کاملاً آمادۀ انجام هر چیزی که پیش می آید هستم))

به خودتان از این تمرین نتیجه گیری کنید.

تمرکز بر روی صدا یا تصویرآرام بخش

برای آرام کردن خود از تصاویر یا صداها استفاده کنید.

تصاویر و صداهای آر ام بخش بی شماری وجود دارند که می توانید روی

آن ها تمرکز کنید. به مثال های زیر توجه کنید:

-تصور کنید وارد آسانسور شده اید. یکی از دکمه ها را بزنید تا آسانسور

پایین برود. همان طور که از هر طبقه عبور می کنید بیشتر و بیشتر آرام

می شوید، بیشتر و بیشتر آرام می شوید. زمانی که کاملاً آرام شدید

در حالی که احساس طراوت و آرامش می کنید از آسانسور بیرون بیایید.

-تصور کنید در ساحل دریا هستید. به امواج دقت کنید و تماشا کنید

چگونه امواج به سمت ساحل آمده و سپس به دریا باز می گردند.

همان طور که امواج به سمت بیرون و داخل در حرکتند خود را آرام تر

و آرام تر کنید. سپس زمانی که کاملاً احساس آرامش کردید ساحل

را ترک کنید.

-یک سیلاب یا صدا مانند(( م)) یا (( آ)) برای خود بخوانید. همان طور

که در حال خواندن هستید اجازه دهید این صدا در سر شما بپیچد و

تمامی تصاویر و افکار مزاحم را پاک کند.

ایجاد یک محرک کاهندۀ استرس:

زمانی که به طور ناگهانی احساس استرس و تشویش می کنید

ایجاد یک محرک کاهندۀ  استرس یکی از روش های مهم دیگر برای

آرام بودن است. سپس هر وقت احساس کردید استرس دارید با استفاده

از این محرک می توانید خود را کنترل کرده و آرام و ریلکس باشید.

برای ایجاد این محرک تمرین آرامش خود را با این جمله تمام کنید که

هر وقت می خواهید آرام باشید یکی از کارهای زیر را انجام دهید:

-انگشت شست و انگشت وسط دست راست خود را به هم بچسبانید.

-چندین بار به خودتان بگویید: (( من آرامم، من ریلکسم)).

-برای خودتان محرکی خلق کنید که استفاده از آن به شما آرامش دهد.

یک بار که محرکی را برای خود انتخاب و خلق کردید می توانید هر زمان

که تحت فشار بودید از

آن استفاده کرده و خود را آرام کنید. برای مثال تصور کنید در مورد

جلسۀ راهبردی مهمی که با رئیس خود دارید نگرانید. درست قبل

از جلسه زمان خوبی برای استفاده از محرک کاهندۀ استرس تان

است تا برای خود تکرار کرده و خودتان را آرام کنید. یا به خودتان بگویید

من اعتماد به نفس دارم. و یا حتی شاید در ذهن خود جلسه را دقیقاً

به صورتی که می خواهید انجام شود تصور کنید. در این حالت به احتمال

زیاد به نتیجه ای که می خواهید خواهید رسید.

هر چند که این مراحل آرام بخش به شما کمک می کنند تا آرام شده و

نشانه های استرس را از بین ببرید ولی کاری به دلایل پنهانی که باعث

می شوند احساس استرس کنید ندارد. پس برای یک راه حل عمیق تر

و همیشگی باید به دنبال فهمیدن این باشید که چه چیزی شما را نگران

می کند. ویاد بگیرید که چگونه با عملکرد همزمان خود را از شر این منبع

تنش خلاص کنید. در این صورت درک خواهید کرد که با حذف مواردی

که باعث می شوند احساس استرس داشته باشید حافظۀ شما نیز بهبود می یابد.

درک منابع استرس و تنش

برای پیدا کردن دلیل این که چرا احساس نگرانی می کنید به طور ذهنی

این سؤال را از خود بپرسید:

(( در این لحظه چرا من احساس نگرانی می کنم؟ ))

 سپس به همۀ افکاری که به ذهن تان می آید گوش کنید و به تصاویری که در

ذهن تان ظاهر می شود دقت کنید. این پیام های فوری آگاهی و دانشی را

از احساسات و علائق درونی تان به شما می دهند.

اگر در دریافت جواب کامل سؤالتان مشکل دارید می توانید فرآیند های درونی تان

را به دو روش زیر تحریک کنید:

-تصور کنید با یک راهنما یا مشاور درونی در حال صحبت هستید . یا اینکه

در حال دریافت اطلاعات از کامپیوتر یا صفحه نمایش یک فیلم هستید.

-هر فکر یا تصویر را بر روی یک صفحه کاغذ یادداشت کنید. از فرآیند خودکار

نوشتاری استفاده کنید تا افکارتان آزادانه تر جریان یابند.

تصمیم گیری برای خلاص شدن از منبع استرس و تنش:

یکبار که دلیل استرس خود را در موقعیت خاصی تعیین کردید از خودتان بپرسید

با آن چکار کنید. جواب های خود را از درون تان دریافت کنید. برای انجام این

عمل در حالی که هنوز در موقعیت آرامش قرار دارید در مورد قدم هایی که

الان باید بردارید سؤال کنید. مثلاً: (( برای آرام ماندن به چه چیزی نیاز دارم؟ ))

دوباره سعی نکنید جواب هایتان شکل آگاهانه به خود بگیرد اما چیزی که ذهن

درون تان به شما می گوید را بپذیرید.

سپس برای دریافت اطلاعات بیشتر سؤالات دیگری بپرسید، مانند:

(( چه کار دیگری باید انجام دهم تا آرام بمانم؟))

کلید دریافت پاسخ به این سؤالات تحریک درون به صورت خودبخود است تا

چیزی که نیاز دارید را به شما بگوید. اگر باز در دریافت پاسخ به سؤالات

خود با مقاومتی روبرو شدید یکبار دیگر از راهنما، مشاور و نوشتن خودکار

برای تحریک این فرآیند استفاده کنید.

دور کردن هر گونه نگرانی در مورد مسئله و مشکل:

گام نهایی دور کردن هر گونه ترس و نگرانی در رسیدن به نتیجه ای است

که می خواهید. این نگرانی ها شبیه یک مکالمۀ درونی منفی است که

با خودمان داریم و در آن ما همۀ (( نمی توانیم ها)) یی را که مانع انجام

کاری می شود را بیان می کنیم. اما چنین دلواپسی هایی کاملاً بی حاصل

بوده و فقط استرس را افزایش می دهند که این خود با حافظه تداخل ایجاد می کند.

زمانی که تأثیر خوب بودن را مهم در نظر می گیرید ممکن است حس

تشویش و اضطراب داشته باشید. اما این نگرانی ها با توجه کردن به جملاتی

مانند(( ممکن است نتوانم))، (( ممکن است به اندازۀ کافی خوب نباشم))

و جملاتی نظیر این اعتماد درونی خود را که می گوید(( می توانید)) را از شما دور کند.

در مقابل در حالی که نگرانی های شما را وادار به زیر و رو کردن چندین باره

موقعیت در ذهن و ترس از این که موفقیتی به دست نخواهید آورد نه تنها

باعث ایجاد احساس وحشت می شوند بلکه ذهن شما را از چیزی که باید

به خاطر بسپارید تا از پس انجام آن کار برآیید نیز منحرف می کند. پس این

افکار منفی به ایجاد نتیجه ای که از آن می ترسید کمک می کند.

برای مثال اگر نگرانید سخنرانی خوبی نداشته باشید احتمالاً سخنرانی

خوبی نخواهید داشت.نه تنها اعتماد بنفسی را که نیازمندید نخواهید

داشت بلکه احتمال فراموش کردن چیزی که می خواهید بگویید زیاد است.

همچنین روش کلی شما این تأثیر را می رساند که:

 (( من فکر نمی کنم و اصلاً خوب نیستم)).

 بعلاوه نگرانی های شما با روش های کاهش استرس که در این جا

توضیح داده شده تداخل ایجاد می کنند چون باعث می شوند فکر کنید

این تکنیک ها مؤثر نیستند.

حس نگرانی و استرس ذهن شما را با افکار و احساسات منفی پر کرده

و باعث می شود حواس شما پرت شده و کمتر به خاطر بسپارید و همچنین

عملکرد شما را ضعیف می کند. پس یاد بگیرید ریلکس باشید و به خودتان

بگویید: (( نگران نباش. شاد باش)).

این جملات به شما کمک می کند بیشتر به خاطر بسپارید و همچنین

در کاری که می خواهید انجام دهید عملکرد بهتری داشته باشید.

شما همان چیزی هستید که می خورید

شما همان چیزی هستید که می خورید

رژیم غذایی تأثیر بسیار مهمی در حافظه دارد. پس اگر رژیم غذایی

سالمی داشته باشید بیشتر به خاطر می سپارید. بر روی این اصل

توافق کلی وجود دارد که می گوید آن چه رژیم سالم را بوجود می آورد

عبارتند از: خوردن پروتئین مرکب، کربوهیدراتها، چربی های سالم،

فیبر، ویتامین ها و مواد معدنی. پس در غذاهای خود از میوه ها و

سبزیجات تازه، تمامی غله ها و پروتئین ها استفاده کنید.

دلیل اصلی این که تغذیۀ خوب به شما کمک می کند خوب به خاطر

بسپارید، این است که طبق نظر بیشتر نویسندگان و متخصصین تغذیه

انتقال دهنده های عصبی که یک سلول را قادر به ارتباط با سلول

دیگر می کنند برای کارکرد خود نیازمند میزان بالای انرژی هستند.

این امر برای دیگر اعضای بدن نیز صادق است. مغز ۲۰ درصد اکسیژن

بدن را مصرف می کند در حالی که فقط ۲ درصد وزن کل بدن را دارد.

چون مغز قابلیت ذخیرۀ انرژی را در خود ندارد پس بنابر این باید به

صورت مداوم سوخت اکسیژن و قندخون را که گلوکز نیز نامیده می شود

توسط رگ ها دریافت کند. در نتیجه زمانی که سطح قند خون خیلی

پایین بیاید مغز مجبور می شود انرژی مورد نیاز خود را از ارگان های

دیگر تأمین نماید که این خود باعث می شود احساس کنید که گیج

شده اید و ممکن است نتوانید تمرکز کنید و حتی بدتر از آن ضعف کرده

و توانایی کمتری برای تفکر و استدلال داشته باشید.

مغز شما همچنین نیازمند آنتی اکسیدان ها می باشد، چون مستعد

اکسیده شدن است. بنابر این باید غذاهایی با سطح بالای ویتامین ( سی)

و ویتامین ( ای)، کراتین و سلنیوم  بخورید تا آنتی اکسیدان مورد نیاز

بدن را تأمین کنند. بعلاوه منبع خوب تغذیه مغز باید شامل امگا ۳،

اسیدهای چرب، ویتامین های ( بی) و مواد معدنی خاص باشد.

پس دستیابی به یک رژیم سالم بسیار مهم است و یکی دیگر از اصول

اصلی در ساختن حافظه خوب است بنابر این اگر برای خوب خوردن

آماده اید گام هایی را برای بهبود آن بردارید.

خوردن رژیم سالم

-میوه و سبزی زیادی بخورید زیرا منبع غنی آنتی اکسیدان هستند.

-نانی بخورید که از چندین غله مثل گندم سیاه و گندم کامل درست

شده است چون بهتر از نانی هستند که از آرد سفید درست شده اند.

-گوشت قرمز، زردۀ تخم مرغ، کره و مارگارین کم بخورید یا اصلاً نخورید.

-مقدار مصرف نمک را کم کنید.

-با خوردن مواد غذایی کم چرب مثل شیر و پنیر و بستنی کم چرب

میزان چربی ها را کاهش دهید.

-غذاهای سرخ شده کم بخورید چون دارای اسید های چرب ترانس

هستند و این چربی ها زمانی به دست می آیند که روغن نباتی را

با درجۀ بالا حرارت دهید.

-غذاهایی بخورید که چربی های اشباع نشده دارند که خود دو نوعند:

دارای چند حلقۀ اشباع نشده و دارای یک حلقۀ اشباع نشده.

نوع اول شامل چندین نوع روغن است: روغن زیتون، روغن کانولا و

روغن بادام زمینی. گروه دوم حتی بهتر از گروه اول هستند و شامل

روغن های خاص گیاهی، دانه ها، مغزها و ماهی های آب های سرد

مانند ماهی خال مخالی و ماهی سالمون می باشند.

-سعی کنید وعده های غذایی معتدل بخورید که شامل میوه جات،

سبزیجات، پروتئین و کربوهیدرات های مرکب باشد.

-زیاد آب بنوشید.

انشتین و شیطان

انشتین و شیطانانشتین و شیطان

استاد دانشگاه با این سؤال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند:

(( آیا خدا هر چیزی را که وجود دارد خلق کرده ؟))

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: (( بله، او خلق کرده.))

استاد پرسید: (( آیا خدا همه چیز را خلق کرده؟))

شاگرد پاسخ داد: (( بله!))

استاد گفت: (( اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرده!

چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق این قانون که کردار ما نمایانگر ماست،

خدا نیز شیطان است.)) شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت

از خودش خیال کرد که توانسته ثابت کند که عقیده به مذهب، افسانه و خرافه ای

بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: (( استاد، می توانم از شما سؤالی

بپرسم؟))

استاد پاسخ داد: (( البته!))

شاگرد ایستاد و پرسید: (( استاد، سرما وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( این چه سؤالی است؟ البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش

نکرده ای؟ ))

شاگردان به سؤال مرد جوان خندیدند.

داستان انشتین و شیطان

مرد جوان گفت: (( در واقع آقا، سرما وجود ندارد! مطابق قانون فیزیک، چیزی که

ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شیء ای

را می توان مطالعه و آزمایش کرد، وقتی که انرژی داشته باشد یا آن را انتقال دهد.

گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شیء انرژی را انتقال دهد، یا آن

را دارا باشد. صفر مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه، بدون حیات

و بازده می شوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر، برای این که نبودن گرما

توصیفی داشته باشد، خلق کرد.))

شاگرد ادامه داد: (( استاد تاریکی وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( البته که وجود دارد.))

شاگرد گفت: (( دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد! تاریکی در حقیقت

فقدان نور است. نور چیزی است که می توان آن را مطالعه و آزمایش کرد، اما تاریکی

را نمی توان. می توان نور را به رنگ های مختلف شکست و طول موج هر رنگ

را جداگانه مطالعه کرد، اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. شما چطور

می توانید تعیین کنید که یک مکان به چه میزان تاریکی دارد؟

فقط می توانید میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟

تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد، به کار می برد.))

بالاخره، مرد جوان از استاد پرسید: (( آقا، شیطان وجود دارد؟ ))

استاد پاسخ داد: (( البته همان طور که قبلاً هم گفتم ما او را هر روز می بینیم.

او هر روز در مثال هایی از رفتارهایی غیر انسانی بشر به هم نوع خود دیده میشود.

او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد

وجود دارد. این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.))

و آن شاگرد پاسخ داد: (( شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست! درست

مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد.

شیطان، نتیجۀ آن چیزی است که وقتی، بشر، عشق به خدا را در قلب خودش

حاضر نبیند، مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست، خود به خود می آید و تاریکی

که در نبود نور می آید.))

نام آن مرد جوان (( آلبرت اینشتین )) بود.

 

 

نقش تغذیه روی نمرات دانش آموزان و دانشجویان

نقش تغذیه روی نمرات دانش آموزان و دانشجویان

در دوران امتحانات معمولاً دانش آموزان و دانشجویان به علت ترس از عدم موفقیت در امتحان،

دچار استرس و اضطراب

می شوند.یکی از اثرات مهم استرس این است که موجب اتلاف مواد مغذی از بدن شده و نیاز

بدن را به این مواد افزایش

می دهد، بنابر این غذای عادی و معمولی که انسان مصرف می کند، در مواقعی که فرد دچار

اضطراب و استرس است،

نمی تواند پاسخگوی نیازهای تغذیه ای انسان باشد و چنانچه این حالت ادامه یابد،  می تواند

منجر به سوء تغذیه شود.

   در زمان امتحانات و کنکور،  به علت فعالیت های فکری زیاد ممکن است تمایل فرد به مصرف

مواد شیرین افزایش یابد؛ چرا که انرژی لازم برای فعالیت سلول های عصبی صرفاً از گلوکز است

و گلوکز در اثر متابولیسم کربوهیدرات ها ( مواد قندی و نشاسته ای) حاصل می شود.

    چون شیرینی ها ارزش تغذیه ای بالایی ندارند لذا نمی توانند نیازهای تغذیه ای انسان را تأمین

کنند و چنانچه جانشین غذای اصلی گردند، موجب بروز سوء تغذیه به خصوص در کودکان و نوجوانان

خواهند شد.

مواد مغذی در غذاهای متنوع به خصوص مواد حاوی امگا ۳، می توانند عملکرد افراد را از طریق تأثیر

بر حافظه تغییر دهند، همانگونه که تغذیۀ نامناسب می تواند اثرات ماندگار منفی بر عملکرد مغز و

ادراک داشته باشد.

نقش تغذیه روی نمرات دانش آموزان و دانشجویان

   در دوران امتحانات چون افراد وقت زیادی را برای مطالعه صرف می کنند، با عجله و در مدت کوتاهی

غذا می خورند، بنابر این موادی را ترجیح می دهند که به راحتی خورده شوند و نیاز به پوست کندن،

خرد کردن و جویدن زیاد نداشته باشند. به همین علت معمولاً از خوردن فیبر غذایی امتناع می کنند که

این امر باعث بروز اختلالات مختلف از قبیل: یبوست و در سنین بالاتر افزایش چربی خون، بروز عوارض

قلبی- عروقی، سکته، افزایش فشار خون، چاقی، دیابت و بسیاری عوارض نا گوار دیگر می شود.

بعضی افراد به دلیل آن که شبها مطالعه می کنند و دیر به بستر می روند، صبح دیر از خواب برمی خیزند

در نتیجه فرصتی برای خوردن صبحانه ندارند و بدون مصرف صبحانه مشغول مطالعه می شوند . این مسئله

عوارض زیادی در بر دارد؛ از جمله آن که موجب افت قند خون می شود که عوارض عصبی از قبیل سستی،

بی حالی، خستگی، عصبانیت، بی حوصلگی و افسردگی را در بردارد، به خصوص کاهش حافظه و قدرت

یادگیری یکی از اختلالات مهم افت قند خون یا هیپوگلیسیمی است، بنابر این افرادی که بدون خوردن صبحانه

در جلسۀ امتحان یا کنکور شرکت می کنند، شانس کمتری برای موفقیت در امتحان را دارند.

   معمولاً در دوران امتحان، افراد خوردن آب را فراموش می کنند و یا از مصرف آب خودداری می کنند. این امر

باعث بروز یبوست، اِدِم، اختلال در پوست و اختلال در واکنش های بیوشیمیایی داخلی بدن می شود و

سلامتی شخص را به خطر می اندازد.

  عوارض و اختلالاتی که به علت تغذیۀ نادرست در دوران امتحانات و کنکور ممکن است برای داوطلبان پیش آید

و سلامتی آنان را تهدید کند، عبارتند از:

-کاهش قدرت حافظه و یادگیری

-اضطراب و استرس

-کمبود رشد و کوتاهی قد

-کاهش قدرت بینایی

-ناراحتی های عصبی از قبیل بدخلقی، پرخاشگری، بی حوصلگی، خستگی و گیجی، افسردگی و کم خونی.

-کاهش مقاومت بدن در برابر عفونت ها

توصیۀ تغذیۀ مفید

-مصرف بیشتر لبنیات از قبیل:

شیر، ماست، پنیر کم چرب و کشک ، برای افرادی که در سنین رشد هستند، ضروری است. به خصوص در وعدۀ

صبحانه مصرف شیر و پنیر مفید است

-مصرف تمام وعده های اصلی غذایی یعنی صبحانه، ناهار و شام و میان وعدۀ صبح و عصرانه مفید است و

خصوصاً وعده های اصلی غذایی اصلاً نباید حذف شوند.

-استفاده از نان و غلات و گوشت و حبوبات و ماهی و تخم مرغ ، به حفظ سلامت کمک می کند. در ضمن ویتامینها

و مواد معدنی لازم را به بدنشان می رساند.

-پروتئین موجود در ماهی و تخم مرغ از نوع بسیار خوب و با کیفیت بالاست و برای رشد ضروری است.

-خوردن صبحانه برای همۀ افراد به خصوص کودکان و نوجوانان لازم است و به تقویت حافظۀ آنان کمک زیادی میکند.

-مصرف آب میوه ها و سبزی هایی مانند مرکبات، گوجه فرنگی، هویج  در دوران امتحان مفید است، چون حاوی

ویتامین های ضروری برای تقویت قدرت حافظه، شادابی و افزایش مقاومت بدن در برابر بیماری ها است.

-مصرف حداقل روزانه یک لیوان شیر به همراه خرما موجب آرامش اعصاب می شود.

-از نوشیدن قهوه و چای زیاد و غذاهای پر ادویه پرهیز کنید که باعث تشدید استرس می شود.

-از مصرف غذاهای بسیار پر چرب مثل کره، خامه و انواع سس ها که باعث تجمع خون در دستگاه گوارش شده

و حالت خواب آلودگی را بوجود می آورد، اجتناب کنید…