نوشته‌ها

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

روش های مدیریت زمان

-خودارزیابی

-تندخوانی

-قانون رعایت سادگی و فشردگی

-قاطعیت

-انطباق با محیط و شرایط

-اتخاذ نگرش مثبت به زندگی

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می شوند.

۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته از کارهایی هستند که افراد موفق و نا موفق

را از هم جدا می کنند و معمولاً افراد ناموفق آنرا به تعویق می اندازند.

۳- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.

۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم

و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس) خود را به این کارها سرگرم

می کنند.

تأخیر در انجام کارهای دستۀ دوم اضطراب آور است و انرژی را از بین می برد. مثلاً با خودتان

می گویید که حالا سه ماه وقت دارم برای خواندن این درس، و همچنان مطالعه را به تعویق

می اندازید…

تمام موفقیت ها و  پیشرفت های انسان در گرو انجام کارهای نوع دوم است. افراد موفق

برای این دسته کارها اضطرار زمانی ایجاد کرده و آنرا انجام می دهند. مثلاً با خود می گوید:

من باید هر روز مقداری از کتاب را برای امتحانم بخوانم.

توجه داشته باشید که وقت کارهای مهم را باید از کارهای غیر اضطراری و غیر مهم در آورد.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است.

مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی:

۱-از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.

۲-کارها را اولویت بندی کنید.

۳-راهزنان وقت را بشناسید و راه های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

 –صحبت های کم اهمیت

-میهمان ناخوانده

– مطالعۀ مطالب کم اهمیت و غیر ضروری

روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه

– تلفن های مزاحم و غیر ضروری

– نداشتن

انضباط کاری

– سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری

– دوباره کاری

– ناتوانی نه گفتن به خواسته های نابج

ا- نداشتن تمرکز حواس

– عادت امروز و فردا کردن

– ترس از شکست

راه های ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده( مثل زمان هایی که در انتظار اتوبوس هستیم).

۲- انجام کارها به طور همزمان

۳- تنظیم وقت خواب

۴- کنترل بیشتر روی وقت تفریح

۵- نه گفتن به درخواست های غیر مهم

۶- عقب انداختن کارهای غیر مهم

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

سؤالاتی که برای مدیریت زمان باید از خود بپرسید:

-چه درصدی از کارهایم از پیش برنامه ریزی شده است؟

-آیا کارهای برنامه ریزی شده، بیش از حد انتظار به طول انجامید؟

-چند مورد وقفه در کارهایم ایجاد شد؟

-آیا بهره وری داشتم؟

-چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتم؟

-چگونه می توانم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشم؟

-برای چند درصد از وقت خود می توانستم برنامه ریزی درستی به عمل آورم؟

شناخت عوامل اتلاف زمان:

-جلسات

-تماس های تلفنی

-تعلل

-آشفتگی و عدم تمرکز

 

تغییر دادن عادت ها:

-برای ایجاد تغییر فرآیند چهار مرحله ای زیر را باید در مورد هر یک از عوامل

اتلاف زمان بکار ببریم:

-یادداشت کردن عامل اتلاف زمان

-تهیۀ فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت

-تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان

-پرورش عادت صرف جویی در زمان

مدیریت زمان یعنی استفادۀ بهینه از وقت

برای رسیدن به این هدف باید:

-عادتهای قبل را فراموش کنیم.

-روش های جدید را بیاموزیم.

-برای ترک عادات نادرست و یادگیری روش های جدید صبور باشیم.

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

یوگا یکی از ورزش هایی است که فواید آن برای سلامت مغز بارها و بارها مورد تأکید

قرار گرفته است. شما هم می توانید بدون هیچ وسیلۀ خاصی، این ورزش را در هر

کجا که هستید، انجام دهید. برای این کار:

  • محیطی آرام و بی سرو صدا فراهم کنید.
  •  روی یک صندلی بدون تکیه گاه، صاف بنشینید.
  • شروع به نفس کشیدن کنید. به آرامی هوا را از بینی بگیرید و از دهان خارج کنید. فقط

      به صدای نفس های خود توجه کنید. به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

  • اکنون آرام آرام جملاتی مانند (( نگران هیچ چیز نباش، همه چیز درست می شود، من

خوشحالم و …..)) را در ذهن خود تکرار کنید. می توانید به جای این جملات یک ذکر مذهبی

نظیر صلوات را تکرارکنید

  • -پنج دقیقه این کار را انجام دهید. بعد از این مدت احساس خوبی خواهید داشت.
  • -این ورزش را حتماً به صورت روزانه انجام دهید.
  • -ورزش یوگا در توانمند سازی مغزی بسیار اهمیت دارد زیرا:
  1. خواب را منظم می کند.
  2. جریان خون مغز را بهبود می بخشد.
  3. ارتباطات بین سلول های عصبی را تقویت می کند و بدین طریق حافظه را بهبود می بخشد.
  4. استرس را کم می کند.
  5. افسردگی را بهبود می بخشد.
  6. فرد را در رسیدن به اهدافش مصمم می کند.
  7. باعث سلامت روح و روان می شود.

 

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!، یک روش خوب برای بخاطر سپاری چیزهایی

که می بینید یا تجربه می کنید این است که خودتان را بعنوان یک دوربین یا دستگاه

ضبط صوت تصور کنید. هدف از این تکنیک این است که  به شما یادآوری کند به جزئیات

توجه بیشتری کنید و به این ترتیب مطالب بیشتری را ضبط کنید.

در این صورت اطلاعات کدگذاری شده، کامل تر و بهتری برای بازیابی های بعدی خواهید

داشت. اساس این روش ها به این گونه است که از یک محرک استفاده کنید.

مثلاً با انگشت خود به یک روش خاص ضربه زده و به خودتان بگویید:

(( من الآن یک دوربین هستم….حالا من یک ضبط صوت هستم))

سپس به حالت ضبط می روید که در آن جا توجه زیادی را معطوف به چیزهایی می کنید

که می بینید، می شنوید و یا تجربه می کنید. وقتی به خودتان یادآوری می کنید که از هر

کدام از این تکنیک ها استفاده کنید هشیار تر و دقیق تر می شوید و به جزئیات اطلاعات

توجه بیشتری می کنید.

وقتی می خواهید از یکی از این تکنیک ها استفاده کنید زمان های خاصی را انتخاب کنید

چون اگر به طور مداوم در این سطح بالای هشیاری قرار گیرید بسیار خسته خواهید شد و

حس خواهید کرد که در حال غرق شدن توسط حجم وسیعی از اطلاعات هستید. اما وقتی

انتخاب می کنید که برای مدت زمان محدودی دوربین یا دستگاه ضبط صوت شوید میزان به

خاطر سپاری تان را بهبود می دهید. برای مثال من از این تکنیک زمانی استفاده کردم که

مشغول تحقیق برای درس جامعه شناسی و مردم شناسی بودم. و در آن افرادی با من

مشارکت می کردند. من نتوانسته بودم یادداشت برداری کرده یا از دستگاه ضبط صوت

استفاده کنم چون استفاده از آن باعث عصبانیت افرادی می شد که در تحقیقات من شرکت

می کردند. در این شرایط مجبور بودم تا جایی که می توانم اطلاعات درست و جزئیات کامل

آن ها را به خاطر بسپارم. معمولاً مدت زمان مشاهدات و گوش کردن های متمرکز به مدت

یک تا سه ساعت طول می کشید.هر چند که بعضی اوقات کل روز باید آن را انجام می دادم.

به محض این که به خانه می رسیدم بلافاصله سراغ کامپیوترم می رفتم و یادداشت هایم را

که جامعه شناسان و مردم شناسان آن را یادداشت های زمینه ای می نامند یادداشت

می کردم. (( من خودم را به عنوان دوربین فیلم برداری یا دستگاه ضبط صوت در نظر می گرفتم

تا به من کمک کند رخدادها را دقیق تر به خاطر بسپارم و بنابر این قادر بودم آن را بعدها بهتر

بازیابی کنم.

زمانی که از این تکنیک استفاده می کنید بهتر است بعد از این که تجربه ای را ضبط می کنید

بلافاصله آن را بازیابی کنید. به عبارت دیگر وقتی شروع به انجام کار دیگری می کنید آن حافظه

کم رنگ تر خواهد شد  وممکن است قادر نباشید جزئیات زیادی را به خاطر آورید.

در ادامه توضیح دقیقی از هر تکنیک ارائه خواهد شد. سعی کنید در موقعیت های مختلف آن

را تمرین کنید. سپس بعد از یک یا دو ساعت مواردی که تجربه کرده اید را یادداشت کنید و

ببینید چقدر از جزئیات آن را بخاطر می آورید.

وقتی این تکنیک ها را تمرین می کنید توانایی تان در کد گذاری و بازیابی اکثر جزئیات آن

اطلاعات بالا خواهد رفت.

من یک دوربین هستم:

در تکنیک (( من یک دوربین هستم)) تصور کنید یک دوربین عکاسی یا دوربین فیلمبرداری

هستید. در هنگام تماشا فرض کنید قابی دور چیزی که به آن نگاه می کنید وجود دارد. در

نتیجه باعث می شود آن صحنه را به صورت بسته تر ببینید.

من یک دوربین ثابت هستم:

با یک دوربین ثابت می توانید صحنه را کاملاً ببینید. این تکنیک برای مواردی بسیار مفید

است که حرکت کمی دارند. مثل نگاه کردن به یک منظره یا چشم انداز، اتاق یک خانه

و یا تصویری در نمایشگاه هنری یا موزه. تصور کنید که از آن صحنه عکس می گیرید و

همۀ موارد موجود در عکس را با دقت می بینید. به رنگ ها، شکل ها، خطوط، اشیاء،

افراد و رابطۀ یک شیء یا شخص با شیء یا شخص دیگر توجه کنید. می توانید به صورت

کلی به تصویر نگاه کنید. یا علاقمند باشید که بر روی یک بخش از تصویر زوم کنید. در

تمرین این تکنیک یک یا دو دقیقه کافی است. ولی اگر صحنه دارای جزئیات زیادی است

۲ دقیقه زمان اختصاص دهید. می توانید با نوشتن مواردی که در عکس یا نقاشی مورد

نظر دیده اید خودتان را امتحان کنید. سپس دوباره به تصویر نگاه کنید. برای مواردی که

درست تشخیص داده اید یک امتیاز مثبت و برای موارد نادرست یک امتیاز منفی در نظر

بگیرید. سپس تعداد اشیاء یا افراد مختلف صحنه یا تصویر را بشمارید و به امتیاز خودتان

تقسیم کنید تا در صد امتیاز خود را محاسبه کنید. با بکارگیری این تکنیک امتیاز شما بالاتر

خواهد رفت.

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

من یک دوربین فیلم برداری هستم:

در این روش بجای دیدن صحنه با دوربین بی حرکت و ثابت همۀ موارد را در حال حرکت

ببینید. برای شروع این فرآیند فرض کنید قابی در دور مواردی که مشاهده می کنید وجود

دارد. سپس تصور کنید در حال فیلم برداری با یک دوربین هستید. می توانید فرض کنید که

خود دوربین هستید و یا تصور کنید شخصی هستید که از داخل لنز دوربین به صحنه نگاه

می کنید.

سپس با دقت به موارد موجود در صحنه نگاه کنید. مثل تکنیک دوربین ثابت به رنگ ها، اشکال،

خطوط، اشیاء، افراد و رابطه بین اشیاء و افراد با یکدیگر دقت کنید. می توانید به کل صحنه نگاه

کنید و یا بر روی بخشی از صحنه که بنظرتان جالب می آید زوم کنید. بعلاوه به هر نوع حرکت یا

ارتباط بین افراد و صحنه دقت کنید. اگر به اندازۀ کافی به صحنه نزدیک هستید و صداهای موجود

را می شنوید با دقت به گفته های افراد گوش فرا دهید و در غیر این صورت فقط بر روی چیزهایی

که می بینید تمرکز کنید.

این تکنیک برای چیزهای در حال حرکت مناسب است. می توانید مشاهدات خود را در حالی که

در وسیلۀ نقلیۀ خود در حال حرکتید انجام دهید. مثلاً ارتباط بین ۲ نفر را ببینید. یا افرادی را که

برای دیدن یک رخداد ورزشی می روند را مشاهده کنید. بعد از آن تصور کنید که دکمۀ پخش را

می زنید و آن صحنه را در ذهن خود دوباره می بینید. وقتی صحنه را بازپخش می کنید با دقت به

چیزهایی که می بینید نگاه کنید. برای تمرکز بر روی جزئیات خاص دکمۀ ذهنی مکث را فشار دهید.

و با دقت به آن نگاه کنید.سپس دکمه را دوباره فشار داده و به دیدن صحنه ادامه دهید.

نمی توانید استفاده از تکنیک دوربین فیلم برداری خودتان را با دقت دوربین امتحان کنید. چون در

تکنیک دوم همه چیز در حال حرکت است و نمی توانید دوباره به صحنه برگردید و ببینید تا چه

اندازه اطلاعات را صحیح نوشته اید. با این وجود می توانید با توجه به توانایی بازخوانی چیزهایی

که دیده اید یک امتیاز نسبی به خود بدهید. در باز پخش صحنه چقدر توانسته اید جزئیات را ببینید؟

سپس دقت کنید که پس از چندین بار استفاده از این تکنیک چقدر پیشرفت حاصل کرده اید.

عموماً با گذشت زمان و کاربرد این روش بکار گیری آن برای شما راحت تر خواهد شد و وقتی

به آن عادت کردید اطلاعات بیشتری را می توانید بازیابی کنید.

من دستگاه ضبط صدا هستم:

در این تکنیک خودتان را مثل یک دستگاه ضبط صدا یا ضبط صوت تصور کنید. سپس سعی کنید

تا جایی که می توانید جزئیات را کد گذاری و بازیابی کنید. زمانی که به چیزی گوش می کنید

عملکرد این روش بهتر از زمانی است که به چیزی نگاه می کنید. مثلاً زمانی که به یک میزگرد

رادیویی، سخنرانی یا مکالمۀ تلفنی گوش فرا می دهید.

در این روش تصور کنید که دستگاه ضبط صدا هستید. دکمۀ روشن خود را فشار داده و هر چیزی

که می شنوید را ضبط می کنید. اگر یک تصویر دیداری مثل استادی که در کلاس درس می دهد

یا شخصی که سخنرانی می کند وجود دارد در صورتی که به ضبط صداهایی که می شنوید کمک

می کند فقط به آن نگاه کنید. برای مثال ممکن است حرکات دست و سر و حالات صورت شخصی

که سخنرانی می کند مربوط به پیام مطلبی باشد که می گوید اما دقت کنید تمرکز شما باید بر

روی پیام صوتی باشد که می شنوید.

تا زمانی که بتوانید حواس خود را جمع کرده و با دقت گوش کنید عمل ضبط کردن را ادامه دهید.

اگر حس کردید که حواستان پرت می شود عمل ضبط را متوقف کرده و ۵ تا ۱۰ دقیقه استراحت ک

نید. سپس دوباره با دقت گوش کنید. وقتی حس کردید به اندازۀ کافی ضبط کرده اید یا احساس

کردید که دیگر نمی توانید تمرکز کنید این فرآیند را متوقف کنید. در این روش نیز نمی توانید به

خودتان امتیاز دقیق دهید. چون شما به کلماتی گوش می کنید که مدام د رحال تغییر هستند و

روشی برای دریافت آن کلمات وجود ندارد. اما مثل تکنیک دوربین فیلم برداری می توانید به خودتان

یک امتیاز نسبی بدهید. در این مورد به توانایی بازیابی کلماتی که شنیده اید امتیاز دهید. از خودتان

بپرسید: (( قادرم چه مقدار از جزئیات را دربازپخش آن بازیابی کنم؟))

دوباره دقت کنید و ببینید که هر بار چه مقدار می توانید بازیابی کنید. عموماً با گذشت زمان و کاربرد

این روش بکارگیری آن برای شما راحت تر شده و اطلاعات صحیح بیشتری را می توانید بازیابی کنید.

تقویت حافظه با…. ضبط صوت!!!!

نمودار پیشرفت:

تکنیک های مختلف را بکار بگیرید و ببینید کدام یک برای شما مناسب تر است در ابتدا به خودتان

یادآوری کنید که عمل ضبط شروع شده است که این کار را می تواند با یادآوری آگاهانه به خودتان

باشد.

با گذشت زمان عملکرد این تکنیک به صورت خودکار خواهد شد. یعنی هر زمان چیزی را می بینید

یا می شنوید که میخواهید دقت بیشتری به آن بکنید فوراً دوربین یا ضبط صوت ذهنی تان کلید

خورده و شروع به ضبط می کند.

یک روش خوب برای به نمودار در آوردن پیشرفت تان این است که دقت کنید و ببینید که توانایی

شما در بازیابی اطلاعات دیده یا شنیده شده زمانی که دوربین تان روشن است چقدر است. اگر

دوربین ضبط خاموش باشد چه مقدار از اطاعت را می توانید بازیابی کنید بعلاوه دقت کنید که در

هنگام استفاده از این تکنیک توانایی تان در مدت زمان ضبط اطلاعات چقدر است. برای به نمودار

در آوردن آن ها به توانایی هایتان امتیاز دهید. این امتیاز میتواند از ۱ تا ۵ متغییر باشد.( برای زمانی

که عملکردتان خوب نبوده  امتیاز ۱ و ۵ برای زمانی که در انجام آن عالی بوده اید.)

 

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

اگر شما جزو افراد معدودی نباشید که دارای حافظۀ تصویری یا ذهنی هستند،

عموماً باید مطالبی که یاد گرفته اید را چندین بار مرور کنید تا مطالب جدید را به

طور کامل وارد حافظۀ خود کنید. اگر برای مدتی به آن مطالب دسترسی نداشته

باشید برای بهتر کردن حافظه باید آن را دوباره مرور کنید. برای بخاطر آوری مجدد

آن باید مطالب را تکرار کنید.

بارها در کلاس ها و کارگاه های درسی شنیده ام که شما ۷۰ درصد مطالبی که

در طی یک روز یاد می گیرید را فراموش می کنید. با گذشت چند روز این میزان به

۹۰ درصد می رسد. اما با استفاده از مدل های چندگانه در حافظه انجام می شود.

احتمالاً هر کدام از شما بیش از یکبار شرایط زیر را تجربه کرده اید:

-یک فیلم را دیده اید. اما چند روز بعد یک ایدۀ مبهم در مورد طرح داستانی آن

دارید. حتی ممکن است قادر نباشید اسامی شخصیت های فیلم را بدون این که

تلاشی بکنید به خاطر بیاورید.

-کتابی را در مورد جریانات جاری می خوانید و تحت تأثیر نظر نویسنده در مورد آن

جریان قرار می گیرید. اما بعد از یک هفته اگر از شما پرسیده شود کدام بخش از

بحث های نویسنده شما را چنین تحت تأثیر قرار داده است نمی توانید به خاطر

بیاورید که او در آن کتاب چه گفته بود. فقط تأثیرات کلی را به خاطر می آورید که

نشان می دهد کتاب خوبی است.

-سخنرانی کلاسی دارید و یادداشت های زیادی نوشته اید اما زمانی که بعد از

چند هفته به یادداشت های خود  نگاه می کنید تا خود را برای امتحان آماده کنید

تشخیص نمی دهید که چه چیزی نوشته اید.

-در یک رخداد شبکه ای مجموعه ای از کارت های ویزیت را جمع آوری کرده اید.

اما بعد از چند روز که به آن ها نگاه می کنید نمی توانید به خاطر بیاورید که آن

نام ها متعلق به چه کسی هستند. حتی به سختی به خاطر می آورید که در چه

موردی با آن افراد صحبت کرده  اید.

چنین فراموشی هایی عادی هستند که در مسیر تطابق ما با جریان اطلاعات در

هر روز بوجود می آیند. این جریان های روزانه نه تنها شامل اطلاعاتی می شوند

که دوست دارید به خاطر بسپارید بلکه شامل اطلاعاتی است که دوست دارید

فراموششان کنید. ( مثل آگهی های تجاری آزار دهنده ای که در طول پخش

آگهی های بازرگانی دیده اید و باعث شده است تمایلی برای برخاستن و انجام

کار دیگری را برای چندین دقیقه نداشته باشید.)

پس زمانی که می خواهید چیزی را به خاطر بسپارید مرور و تمرین به شما

کمک خواهد کرد آن خاطره را در ذهن خود تثبیت کنید. از دیگر تکنیک های بازیابی

نیز می توانید استفاده کنید چون این روش جدا از هر نوع روشی است که

اطلاعات را وارد حافظه تان می کنید( مانند قطعه بندی، تصویر سازی اطلاعات

مرتبط، استفاده از کلمات محرک و اصل همه چیزدربارۀ من).

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

در تکنیک مرور، مطالبی که به تازگی یاد گرفته اید را مرور می کنید و آن ها را

در جایگاه اولیه شان به طور کامل کدگذاری می کنید. ولی در تمرین با مراجعه

به مطالب، مرور اولیۀ خود را تکمیل تر می کنید تا به این ترتیب مطلب کدگذاری

شده را در جای آن ثابت تر کنید.

این فرآیند شبیه عملکرد یک هنرپیشه در یادگیری نقش خود از فیلمنامه است.

اولین خوانش او مثل فرآیند مرور است. پس هنر پیشه نقش خود را بارها و

بارها تمرین می کند وبعد از آن تمرین های سخت تری با گروه دیگر هنرپیشه ها

انجام می دهد.

نتیجۀ این کار اجرای بی نقص بر روی صحنه ویا حداقل تعداد برداشت ها برای

فیلم است.

این فرآیند برای تمامی کارهای مربوط به حافظه کاربرد دارد:

-بازیابی اسامی افرادی که در یک کنفرانس یا رخداد با آن ها ملاقات کرده اید.

-مرور یادداشت های خود که از یک کلاس یا جلسه برداشته اید.

-بخاطر آوری چیزهایی که در تقویم روزانۀ خود برای روزهای آینده یادداشت کرده اید.

-داشتن یک سخنرانی یا ارئۀ درسی

-نامگذاری

استفادۀ مؤثر از فرآیند مرور

یک روش خوب برای استفاده از فرآیند مرور مراجعه به مطالبی که نوشته اید یا

جمع آوری کرده اید بلافاصله بعد از ثبت اولیۀ اطلاعات است. اگر قرار است در

جایی سخنرانی کنید طرح کلی چیزی را که می خواهید بگویید یادداشت کرده

و آن را مرور کنید. در هنگام مرور یادداشت های مرتبط با اطلاعات موجود در آن

را به طرح خود اضافه کنید تا بعداً به ذهن شما کمک کند. از کروشه ها، کشیدن

خط زیر برخی کلمات یا هایلایت استفاده کنید تا چیزی که می خواهید به خاطر

بسپارید را برجسته تر کنید. حتی می توانید دور کلمات کلیدی خاص خط بکشید

یا هایلایت کنید  تا بعنوان محرکِ ذهن شما عمل کند.

مزیت انجام زود هنگام فرآیند مرور این است که با آن مطالب آشناتر هستید.

( به خاطر داشته باشید که ما بعد از چند روز ۹۰ درصد چیزهایی را که یاد می گیریم

فراموش می کنیم.) و در نتیجه به شما در فهم بهتر یادداشت هایتان یا مطالبی

را که در مورد آن جمع کرده اید، کمک خواهد کرد. اگر یادداشت هایی که نوشته اید

شامل جزئیات زیاد است  ویا کلمات محرکی را در آن زمان یادداشت کرده اید

( مانند یادداشت این که چرا در آن زمان کارت های ویزیت خاصی را جمع کرده اید)

می توانید عموماً مرحلۀ مرور اولیه را انجام ندهید. چون به اندازۀ کافی یادداشت

برداری انجام داده اید که اگر بعدها بخواهید آن را مرور کنید کاملاً متوجه خواهید شد

که مطلب در مورد چیست. اما اگر از سری دیگر بعد از این که یادداشت برداری اولیه

انجام دادید یا مطالبی را جمع آوری کردید خیلی زود آن ها را مرور کنید. در این

صورت بعدها با خواندن یادداشت ها و مطالب جمع آوری شده و یا حتی مطالبی

که آن ها را نمی فهمید گیج نخواهید شد. واضح است که نمی خواهید برای چیزهایی

که بعنوان سرگرمی آن ها را انجام داده اید مثل خواندن رمان وقت گذاشته و آن ها

را مرور کنید. در این مورد فراموش کردن اطلاعات اهمیت چندانی ندارد. اما در مورد

هر چیزی که در مدرسه یا سر کار به آن ها احتیاج پیدا خواهید کرد وقت اضافه بگذارید

و آن ها را مرور کنید.

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

تمرین برای انجام صحیح کار

بعد از این که مرور اولیه را انجام دادید حداقل یکبار دیگر آن را تمرین کنید تا آن ها را

\در ذهن خود تثبیت کنید. هر چقدر که از این روش بیشتر استفاده کنید خواهید فهمید

که برای انواع مختلف مطالب چقدر نیاز به تمرین دارید. بعنوان یک قانون کلی هرچقدر

که مطالبتان زیاد باشد نیاز به تمرین بیشتر برای بخاطر سپاری آن مطلب زیاد میشود.

اگر قرار است سخنرانی، ارائه و هر گونه اجرایی داشته باشید می توانید محتوای آن را

جمع کرده و یک طرح کلی برای آن ایجاد کنید.

و یا می توانید طرح کلی را در ابتدا بنویسید و بر اساس آن محتوا را بنویسید. اما در هر

دو مورد تسلط کافی به طرح کلی خود داشته باشید تا مطالب را به طور کامل وارد ذهن

خود کنید. چون طرح کلی نقش محرک را برای محتوای آن بخش ایفا می کند. سپس

یکبار که محتوا را به طور کامل وارد حافظۀ خود کردید می توانید استعداد و شوری را که

برای برنامۀ نهایی خود می خواهید را، به آن اضافه کنید.

این فرآیند کمی شبیه کاری است که هنر پیشه ها مجبورند برای آماده سازی خود

برای یک فیلم یا یک صحنۀ نمایش انجام دهد. اگر هنرپیشه فقط چند خط برای ارائه در

آن صحنه داشته باشد برای کدگذاری آن ها در حافظۀ خود قبل از این که با هنرپیشه ها

تمرین گروهی انجام دهد فقط به چندین بار تمرین نیاز دارد. ولی اگر هنرپیشه صحنۀ

طولانی تری برای ارائه داشته باشد تمرین بیشتری مورد نیاز است. اگر هنرپیشه مجبور

است یک نمایشنامۀ کامل را آماده کند و نقش کلیدی در اجرای آن دارد تمرین بیشتری

نیاز است.

بهترین زمان برای تمرین چند روز و یا حتی شب قبل از زمانی است که باید آن مطالب

را ارایه دهید. اگر باید چندین بار مطالب را تمرین کنید بهتر است بجای این که در یک روز

۲ بار تمرین کنید ۲ یا سه روز بین تمرین های خود فاصله ایجاد کنید. چون فرآیند ناخودآگاه

ذهن که در زمان خواب اتفاق می افتد مطالبی که به تثبیت ذهنی مطالبی که یاد گرفته اید

کمک می کند.

یک بار که تعداد تمرین های لازم را برای انواع مختلف کارهای حافظه به مقدار مشخص

انجام دادید آن تعداد را در آینده در یادگیری و وارد کردن آن مطالب به حافظه ، به عنوان

راهنما در نظر گرفته و استفاده کنید. بعدها با بهبود حافظه متوجه خواهید شد که برای

بخاطر سپاری مطالب به تمرین کمتری نیاز دارید. چرا؟ چون مطالب را با جزئیات بیشتری

کد گذاری می کنید، مخصوصاً اگر تمرین را با دیگر تکنیک های حافظه ترکیب کنید.

همچنین چون مطالب را در یک زمینۀ خاص یاد می گیرید در ذهن خود الگویی خواهید

ساخت که همین الگو باعث می شود یادگیری دیگر مطالب که مربوط به آن الگوست

برای شما راحت تر باشد.

تمرین، تمرین، تمرین، برای تقویت حافظه

مرور و تمرین با افراد دیگر

در کنار تمرین و تکرار با خودتان می توانید از افراد دیگر نیز برای تمرین استفاده کنید تا

توانایی تان را در بخاطر سپاری از طریق تقویت و حمایت افراد دیگر بالا ببرید. بعلاوه

این روش برای فعالیت های حافظه که با حضور افراد دیگر است سرگرم کننده است.

دلیل تشکل گروه های کلاسی که اکثر دانش آموزان انجام می دهند نیز ترکیب تقویت،

حمایت و سرگرمی است. در این گروه ها دانش آموزان هم مطالب را در جایگاه اولیه

یاد می گیرند و هم آن را به خاطر می سپارند تا بعدها بازیابی کنند.

اگر قصد تشکیل گروه دارید سعی کنیدگروه کوچکی داشته باشید تا همۀ افراد گروه

بتوانند در فعالیت ها مشارکت کنند. حضور سه یا چهار نفر در یک گروه ایده آل است.

سعی کنید گروه تان بیشتر از پنج یا شش نفر نباشد. اگر گروه تان افراد بیشتری دارد

می توانید گروه خود را به دو گروه کوچکتر تقسیم کنید.

یک مکان راحت برای انجام فعالیت های گروهی خود پیدا کنید. چیزهایی که حواس

شما را پرت می کنند نباید در آن جا باشد.گوشی های همراه خود را خاموش کنید.

به این معنی که الان و در این لحظه من در دسترس نیستم. بعد از آن داشتن یک گپ

دوستانۀ کوتاه غیر قابل اجتناب است.

 پس از آن باید بر روی چیزی که می خواهید یاد بگیرید یا به خاطر بسپارید تمرکز کنید.

یک روش خوب خلاصه نویسی نکات اصلی بدست آمده از مطالب توسط افراد گروه

است که باید به نوبت صورت گیرد. و یا فرد اول خلاصه نویسی می کند و افرا دیگر

به نوبت مطالب جدید را به آن اضافه می کنند. بعد از این که همۀ افراد خلاصه نویسی

کردند یا مطالبی را به خلاصه در اول اضافه کردند، نفر اول با صدای بلند شروع به خواندن

مطالب خلاصه نویسی شده می کند.

وقتی افراد دیگر گروه صحبت می کنند در صورت تمایل می توانید در کتاب یا بر روی یک

برگ کاغذ دیگر نکات مهم را یادداشت کنید تا مواردی که برای بخاطر سپاری مهم

هستند را هایلایت کنید. بعدها می توانید مطالب و مواردی که از مرور یا تمرین گروهی

یاد گرفته اید را خودتان تمرین کنید. مزیت روش گروهی وارد کردن مطالب به حافظه از

طرق و کانال های چندگانه است. چون علاوه بر محتوای مطالب، تجربۀ روش گروهی

را همراه خوانش خودتان کدگذاری می کنید.

افزایش قدرت مرور و تمرین

برای بالا بردن توانایی کدگذاری و بازیابی در مرحلۀ مرور و تمرین این روش ها را با

تکنیک های دیگر حافظه ترکیب کنید. زمانی که مرور و تمرین می کنید حافظۀ قویتر

و دارای جزئیات بیشتری خواهید داشت چون از کانال های حافظه ای چندگانه

استفاده می کنید. در ادامه چگونگی عملکرد مفید این تکنیک ها آمده است.

-از اصل همه چیز در بارۀ من استفاده کنید و در مورد چیزی که می خواهید کدگذاری

کرده و وارد حافظۀ خود کنید فکر کنید. چرا این مطلب برای من مهم است؟ سپس زمانی

که تمرین می کنید به خودتان یادآوری کنید که چرا این مطلب برای من مهم است.

-از اصل قطعه بندی استفاده کنید و چیزی که می خواهید به خاطر بسپارید را به

بخش های مختلف تقسیم بندی کنید. مثل مشخص کردن چندین کلمۀ محرک در سخنرانی،

مقاله یا یک بخش از کتاب. سپس به این گروه بندی و این که کدام بخش اطلاعات در

زمان مرور و تمرین مطالب مناسب شماست دقت کنید.

-از تداعی گرهای تصویری استفاده کنید تا زمانی که مرور و تمرین می کنید تصویری را

در ذهن خود ببینید که این خود به تقویت بخاطر سپاری مطلبی که به صورت شفاهی

حفظ می کنید کمک می کند. یا در برخی موارد خود را در صحنه ای که در حال خواندن

یا شنیدن در بارۀ آن هستید تصور کنید. این روش مخصوصاً زمانی که مشغول خواندن

مطلب روایی هستید بسیار مفید است.

-برای تقویت بیشتر مطلبی که در حال یادگیری آن هستید بحث گروهی انجام دهید.

-علاوه بر این ها از تکنیک های کاربردی دیگر حافظه که برای بخاطر سپاری مطلبی که

آن را می خوانید مناسبند استفاده کنید.

تمرین عملی مرور و تمرین

برای یادگیری مطالب مختلف چقدر تمرین و تکرار نیاز است؟ برای فهمیدن این مطلب

باید انواع مطالب را تمرین کنید و تعداد مناسب را به دست آورید.

یک روش خوب برای شروع ، می تواند یک مقاله، یک فصل از کتاب یا بخشی از

سخنرانی باشد که قرار است آنرا ارائه دهید. برای مرور اولیه مطلب را بخوانید، گروهبندی

کنید، یادداشت بنویسید و زیر کلمات مهم خط بکشید.

سپس تصور کنید در حال توضیح آن مطالب به فرد دیگر هستید. می توانید هم به صورت

ذهنی و یا  در واقعیت آن مطالب را با صدای بلند بگویید.

نکات هایلایت شده و مهم مطلب را نیز بیان کنید. بعد از انجام آن دقت کنید و ببینید

چقدر از مطالب را یاد گرفته اید. آیا قادرید جزئیات آن را نیز به خاطر آورید؟ آیا فقط بازیابی

مبهمی از این دارید که آن مطلب در مورد چیست؟ بازتاب این تجربه را به طور خلاصه

یادداشت کنید.

حالا اولین تمرین مطلب را انجام دهید. می توانید از مقالات یا فصول مشابه و یا بخش

دیگری از سخنرانی خود را انتخاب کرده ، مرور کنید سپس آن را تمرین کنید. در طول

مدت تمرین کل مطلب را مرور کنید ولی به قسمت هایی که گروه بندی کرده اید یا

کلمات مهمی که زیرشان خط کشیده اید یا مواردی که یادداشت  کرده اید توجه ویژه

داشته باشید. بعد از آن بیان دوباره ذهنی خود را که در قسمت قبل داده شده تکرار کنید

و ببینید چه مقدار از مطالب را به خاطر سپرده اید. از خودتان بپرسید آیا توانایی این را

دارم که جزئیات را به خاطر بیاورم یا فقط در مورد این که مطلب در مورد چیست اطلاعات

مبهمی دارم؟ نتیجۀ تجربۀ خود در تمرین اول و مرور اولیه را با هم مقایسه کنید. آیا

جزئیات بیشتری را باز یابی کرده اید؟ به صورت خلاصه بازتاب تجربۀ خود را یادداشت کنید.

سپس تمرین مطلب را برای بار دوم انجام دهید. می توانید مقالات و فصول مشابه و

بخش دیگری از سخنرانی خود را انتخاب کرده سپس آن را تمرین کنید. بعد از آن تمرین

اول و دوم را انجام دهید. از فرآیندی که در مثال قبل ذکر شده استفاده کنید تا مقدار بازیابی

حافظۀ خود را مشخص کنید.

عموماً با هر بار تمرین متوجه خواهید شد حافظه تان قوی تر و قوی تر می شود.

نتایج بدست آمده از فرآیند تمرین مطالب طولانی تر و متفاوت را با تمرین مطالب کوتاه تر

مقایسه کنید.

برای مطالب طولانی تر و پیچیده تر بسته به این که توانایی تان در یادگیری جزئیات تا

چه حد است مدت زمان طولانی تری را اختصاص دهید. برای مثال بعضی اوقات نیاز دارید

که فقط مفاهیم و اصولی را که در یک مقاله یا فصل شرح داده شده است بدانید. در دیگر

موارد شاید نیاز باشد که جزئیات را نیز یاد بگیرید مثل مثال ها یا داستان هایی که این

اصول را نشان می دهند. خودتان را با فرآیند های ذهنی خودتان تطبیق دهید تا ببینید

برای هر مطلب چقدر باید تمرین کنید. بکار گیری این روش ها به شما کمک خواهد کرد

تا بسته به نوع مطلب ، حجم آن و مقدار جزئیاتی که باید از آن بدانید درک بهتری داشته

باشید…

بهترین روش های تست زنی

سعی کنید صورت سؤال را کامل خوانده و به نکات کلیدی سؤال توجه

کنید. سپس تمام گزینه ها را با دقت خوانده حتی اگر مطمئن هستید

که گزینۀ اول، پاسخ سؤال است بقیۀ گزینه ها را نیز بخوانید. چون

بعضی وقت ها بعد از خواندن هر ۴ گزینه ممکن است به نکتۀ انحرافی

سؤال پی ببرید.

زمانی که مشغول پاسخ دادن به یک سؤال هستید، فقط به همان

فکر کنید و در فکر سؤالات قبلی یا بعدی نباشید. هر چند سؤالی که

پاسخ دادید، شمارۀ آن را چک کنید تا در پاسخنامه، جا به جا علامت

نزده باشید.

اگر در سر جلسۀ آزمون پاسخ تعدادی از سؤالات را نمی دانستید،

مضطرب و مأیوس نشوید. مطمئن باشید که سایر داوطلبان نیز پاسخ

همۀ سؤال ها را نمی دانند و قرار نیست که شما به همۀ آن ها

پاسخ دهید. همچنین توجه داشته باشید که ارزش تمام سؤالات یک

درس باهم برابر است. پس بیهوده سر سؤال های وقت گیر یا آنهایی

که در مورد پاسخ صحیح آن ها شک دارید، وقت خود را تلف نکنید و به

سراغ بقیه رفته و سعی کنید آن هایی را که آسانتر به نظر می رسند،

ابتدا وقت خود را صرف آن ها کنید.

اگر دیدید به خاطر استرس و یا هر علت دیگری نمی توانید به سؤالهای

یک درس پاسخ دهید، آن درس را کنار گذاشته و به سراغ درس دیگری

بروید، زیرا پاسخ دادن به درسی دیگر، به شما احساس آرامش و اطمینان

خاطر می دهد و سپس می توانید با آمادگی بیشتر یکبار دیگر به سؤالهای

درسی که مطلب آن برای مدتی از صفحۀ ذهنتان پاک شده بود بروید.

مطمئن باشید که گزینه های صحیح از یک نمودار با حالت خاصی پیروی

نمی کنند. پس با استفاده از دانش و اطلاعات خود و اطمینان از درست

بودن یک گزینه، گزینۀ مورد نظر را در برگۀ پاسخ نامه علامت بزنید.

چند احتمال مهم در مورد تست زنی

هماهنگی از لحاظ دستوری

پاسخ هایی که از نظر قواعد دستوری، با سؤال هماهنگی ندارند، غالباً

غلط هستند. مثلاً صورت مسأله به صورت جای خالی است و از شما

خواسته می شود، جاهای خالی را با جواب درست پر کنید و یکی از

گزینه ها اصلاً مناسب آن جای خالی نیست. چرا که از لحاظ گرامری

جایش آن جا نیست. توجه داشته باشید که ۲۰درصد مواقع این شیوه

جواب نمی دهد.

تست های جستجو کردنی

در این تست ها لازمۀ یافتن جواب این است که هر ۴ گزینه را جستجو

کرده و جواب صحیح را پیدا کنید. در چنین تست هایی سعی کنید که

برای جستجو همیشه از گزینۀ (ج) و( د) شروع کنید.

همچنین مواظب باشید که انتخاب گزینۀ ( الف) به عنوان جواب درست

باید با وسواس و احتیاط زیاد و بعد از این که مطمئن شدید گزینه های

( ب) و ( ج) و ( د) درست نیستند صورت گیرد. همچنین سعی کنید از

گزینه های طولانی فرار نکنید. گزینه ای که بررسی آن به ظاهر مشکلتر

است در ۸۰ درصد اوقات در تست های جستجو کردنی همان گزینه

جواب است. توجه داشته باشید که ۲۰ درصد مواقع این شیوه جواب

نمی دهد.

دانستن همۀ مطالب یک تست لازم نیست.

برای پاسخ دادن به بعضی از تست ها، نیاز به دانستن همۀ مطالب مورد

نظر طراح نیست و فقط با دانستن بخشی از تست می توانید گزینه های

نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحیح برسانید. بنابر این اگر

همۀ بخش های کتاب را نخوانده اید، جا نزنید.

نیاز به حل طولانی نداریم:

در بیشتر حالات در سؤالات کنکور بخصوص دروس فیزیک و شیمی و ریاضی

که به صورت مسأله می باشند، سؤالات نیازی به راه حل های طولانی و

استفاده از فرمول های زیاد ندارند، بلافاصله باید فهمید که از نکتۀ مورد نظر

طراح دور افتاده اید و یا در جایی اشتباه کرده اید!

قیدهای تأکید و نفی نشان دهندۀ جواب غلط اند:

گزینه هایی که دارای لغاتی مانند، همیشه، هرگز، حتماً از این قبیل هستند،

در ۹۰ درصد اوقات صحیح نمی باشند.

در حالی که گزینه هایی که دارای کلماتی مانند: ممکن است، احتمالاً و

مانند این ها، ۸۰ درصد اوقات صحیح می باشند. توجه داشته باشید که ۲۰

درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

بررسی جواب های محاسباتی:

بعضی اوقات از شما خواسته می شود درستی یک جواب را در چهار

فرمول داده شده بررسی نمایید. به جای حل کامل محاسبۀ جواب کافی

است. جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببینید آیا تساوی داده

شده برقرار می شود یا خیر؟ در این موارد اغلب اوقات بهتر است ابتدا با

گزینه های ( ج) و ( د) شروع کنید. توجه داشته باشید که ۳۰ درصد مواقع

این شیوه جواب نمی دهد.

تغییر فضای فکری:

اگر به هنگام حل چند تست پیاپی چیزی به ذهنتان نرسید، سریعاً متوقف

شوید و با تنفس عمیق و در صورت امکان خوردن کیک و بیسکویت و

کشمش و نوشیدنی چند دقیقه ای استراحت کنید. به مغز خود اکسیژن

و به بدن خود قند کافی برسانید، و سپس شروع به ادامۀ پاسخ گویی

نمایید که مشکلتان حل خواهد شد.

دروس با انحراف منفی بالا:

برخی دروس که دانش آموزان مشکل دارند و در کنکور به آن ها اعتنایی

نمی کنند، می توانند در اکثر مواقع برای شما مفید باشند.

مثلاً در رشتۀ انسانی داوطلبان از تست های ریاضی بیزارند. در رشتۀ

تجربی درس های ریاضی و فیزیک کمتر طرفدار دارند. در رشتۀ ریاضی

درس شیمی دچار نفرت شده است. حال آن که ارزش واقعی یک تست

از یک درس بعد از کنکور مشخص می شود، یعنی زمانی که معلوم شود

چند نفر به این درس پاسخگو بوده اند. به عبارتی امتیاز سؤالات درسی

که عدۀ کمی به آن پاسخ صحیح داده اند، مانند ریاضی در رشتۀ تجربی

و یا شیمی در رشتۀ ریاضی. مثلاً این موضوع که فیزیک ضریب ۲ دارد

و ریاضیات هم ضریب ۲، پس ارزش تستی این دو درس باهم برابر است

کاملاً غلط می باشد.

بهترین روش های تست زنی

عدد خنثی:

وقتی عدد صفر بین دو گزینه قرار می گیرد، در بیشتر مواقع حتماً جواب

عدد صفر است. توجه داشته باشید که ۲۰ درصد مواقع این شیوه جواب

نمی دهد.

ربط دادن از روی شباهت:

ربط شباهتی از مرسوم ترین و رایج ترین روش های ربط دهی گزینۀ نادرست

با غلط میباشد. اساس این ربط دهی، استفاده از شباهت ظاهری، فرمولی،

شکل و یا هم آوایی و یا نوشتاری بین گزینه های درست ونادرست می باشد.

برای مثال ۲ و ۳ خیلی به هم شبیه هستند.

این شباهت به دو دلیل است یکی شباهت غیر قابل انکار ۲ و ۳ به یکدیگر و

دیگری زیر رادیکال بودن هردو که اگر در یک تست ریاضی این دو عدد کنار هم

قرار گرفتند، باید به احتمال زیاد حدس زد که جواب درست باید بین این دو

عدد قرار داشته باشد، البته همیشه هم جواب نمی دهد.

رابطۀ تضاد بین گزینه ها:

۴+ و ۴_ با هم متضاد می باشند. همین طور سفید و سیاه. خیلی ها با

استفاده از اصل تضاد مطلبی را حفظ می کنند و طراحان تست نیز از این

یاد سپاری بی خبر نیستند.

به همین خاطر آن ها سعی می کنند با گنجاندن گزینۀ متضاد در بین این

گزینه ها شما را سردرگم کرده تا شک شما را زیاد کنند. هدف طراح

این است که شما را از گزینۀ درست دور سازد. توجه داشته باشید که ۳۰

درصد مواقع این شیوه جواب نمی دهد.

رابطۀ تناسب در گزینه ها:

مانند رابطۀ بین اعداد ۲/۱ ، ۴/۱، ۸/۴، که هر گزینه نصف قبلی می باشد،

این گونه ارتباطات اغلب در تست های ریاضی وجود دارد. چرا که بی دقتی

روی یک ضریب می تواند باعث بروز اشتباه در نتیجۀ نهایی شود. در این

موارد طراح با فرض قرار دادن احتمال اشتباه در ضرایب حین محاسبه،

خود شخصاً آن مسیر اشتباه را تا آخر طی می کند و نتیجه ای را که به

دست می آورد، در گزینه ها قرار می دهد.

بهترین روش های تست زنی

رابطۀ معکوس بین گزینه ها:

مانند رابطۀ بین اعداد که بیشتر در تست های مربوط به مسائل وجود دارد.

بی دقتی در انجام یک عمل تقسیم معمولاً باعث انحراف داوطلب از گزینۀ

درست به سوی گزینۀ غلط خواهد شد. در ۶۰ درصد مواقع جواب درست

معمولاً بین دو گزینۀ معکوس است.

ربط دهی گزینه ها بوسیلۀ زنجیرۀ تداعی معانی:

سیستم یاد سپاری، یادگیری و یادآوری انسان بر اساس اصل تداعی

معانی کار می کند. به این ترتیب که اگر یک (( نشانۀ کلیدی)) به

عنوان ورودی به این سیستم اعمال شود، زنجیره ای از حافظه ها و

خاطره ها و یادداشت ها از همان نشانۀ کلیدی شروع و به صورت یک

زنجیرۀ بی انتها اما به هم مرتبط ادامه می یابد. برای مثال به محض

این که نشانۀ کلیدی(( نیوتن)) به طریقی، مثلاً نوشتن نیوتن یا تصویر

نیوتن در حالی که به یک سیب خیره شده است، می تواند شما

را به یاد قوانین اول و دوم و سوم نیوتن و فرمول شتاب و محاسبۀ مسافت

در حرکت شتابدار و…… بیاندازد.

نشانۀ کلیدی در گزینه ها:

اگر در یک سؤال متوجه شدید که طراح قصد دارد با استفاده از ویژگی تداعی

معانی، نشانه های کلیدی گمراه کننده در ذهن شما ایجاد کند و مسیر

تصمیم گیری شما را در جهتی دیگر هدایت کند، سریعاً گزینه های با ارتباط

اشتقاقی و مشتق گرفته شده از هم جدا و دسته بندی کنید و در بین آنها

دنبال پاسخ صحیح بگردید. ۸۰ درصد مواقع این روش گزینه های تردیدی شما

را از چهار گزینه به دو یا سه گزینه تقلیل می دهد.

جمع بندی کردن مطالب:

در مدت زمان باقیمانده قبل از شروع امتحانات و یا آزمون های ورودی و کنکورها

به دلیل حجم زیاد مطالب و احتمال کمرنگ شدن آن ها در ذهن و یا شاید

فراموشی و برای بسط دادن و برقراری ارتباط مطالب گوناگون بایکدیگر در ذهن،

ما نیاز به یک برنامۀ جمع بندی داریم.

در جمع بندی مطالب دو موضوع مد نظر است: یکی این که آموخته های خود

را مرور کرده و باعث تقویت اعتماد به نفس مان می شود و دوم این که تنظیم

نمودن وقت در آزمون را تمرین کنیم تا بعداً دچار مشکل نشویم.

حالا بستگی دارد آزمون به چه شکل برگزار شود. در صورتی که به صورت

سؤالات چهار گزینه ای یا تستی باشد ما باید مطالب جمع بندی خود را

ابتدا طبق یک برنامه ریزی با مرور خلاصه نویسی ها حول محور تست زنی

سازمان دهیم. ما می توانیم جمع بندی به صورت تست زنی را به دو حالت

زماندار و بدون در نظر گرفتن زمان انجام دهیم. لازمۀ این مطلب آن است

که از قبل بدانیم از هر درس در آزمون چند سؤال پرسش می شود و مدت

زمان در نظر گرفته شده برای آن درس چند دقیقه می باشد. ابتدا تعداد

مشخص سؤالات چهار گزینه ای مطابق با آزمون همان درس برای خود

انتخاب می کنیم و در زمان مشخص اندازه گیری شده شروع به پاسخ

دهی خواهیم کرد. بعد از اتمام زمان و مشخص نمودن مقدار پاسخگویی،

مشغول ادامۀ همان سؤال ها بدون توجه به زمان خواهیم شد و هنگامی

که مطمئن شدیم به طور کامل پاسخ دهی انجام شد، هر دو حالت زماندار

و بدون زمان را امتیاز دهی خواهیم نمود. اگر فاصلۀ این دو امتیاز با یکدیگر

بیشتر باشد پس ما مطلب را خوب یاد گرفته و نیاز به حل تست و تمرین

بیشتری داریم ولی اگر فاصلۀ امتیاز هر دو کم باشد و نسبتاً پایین، پس

نشان خواهد داد ما آن چنان که باید مسلط به این مبحث نیستیم و باید

بیشتر یاد بگیریم.

بعضی دانش آموزان در دوران جمع بندی این سؤال را مطرح می کنند که

مقداری از مباحث را هنوز نخوانده و تمام نکرده ام، آن ها را چه کنم؟ جواب

ما به این گونه دانش آموزان این است که اگر در مدت زمان باقی مانده، وقت

خود را صرف این چند مبحث کنیم شاید یک مطلبی را که در طول دوره برای

آن ها زحمت  کشیده و آموخته اید، فراموش کنید. پس به همین دلیل

مجبوریم این چند مبحث را کنار گذاشته و تسلط خود را روی تمام مطالب

گذشته بیشتر کنیم. توصیه می شود در دوران جمع بندی بیشتر اشکالات

موجود خود در گذشته را بررسی نماییم و برای تمرین از مجموعه سؤالات

استاندارد آزمون های سال های گذشته بهره ببریم….

انشتین و شیطانانشتین و شیطان

استاد دانشگاه با این سؤال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند:

(( آیا خدا هر چیزی را که وجود دارد خلق کرده ؟))

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: (( بله، او خلق کرده.))

استاد پرسید: (( آیا خدا همه چیز را خلق کرده؟))

شاگرد پاسخ داد: (( بله!))

استاد گفت: (( اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرده!

چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق این قانون که کردار ما نمایانگر ماست،

خدا نیز شیطان است.)) شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت

از خودش خیال کرد که توانسته ثابت کند که عقیده به مذهب، افسانه و خرافه ای

بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: (( استاد، می توانم از شما سؤالی

بپرسم؟))

استاد پاسخ داد: (( البته!))

شاگرد ایستاد و پرسید: (( استاد، سرما وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( این چه سؤالی است؟ البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش

نکرده ای؟ ))

شاگردان به سؤال مرد جوان خندیدند.

داستان انشتین و شیطان

مرد جوان گفت: (( در واقع آقا، سرما وجود ندارد! مطابق قانون فیزیک، چیزی که

ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شیء ای

را می توان مطالعه و آزمایش کرد، وقتی که انرژی داشته باشد یا آن را انتقال دهد.

گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شیء انرژی را انتقال دهد، یا آن

را دارا باشد. صفر مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه، بدون حیات

و بازده می شوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر، برای این که نبودن گرما

توصیفی داشته باشد، خلق کرد.))

شاگرد ادامه داد: (( استاد تاریکی وجود دارد؟))

استاد پاسخ داد: (( البته که وجود دارد.))

شاگرد گفت: (( دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد! تاریکی در حقیقت

فقدان نور است. نور چیزی است که می توان آن را مطالعه و آزمایش کرد، اما تاریکی

را نمی توان. می توان نور را به رنگ های مختلف شکست و طول موج هر رنگ

را جداگانه مطالعه کرد، اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. شما چطور

می توانید تعیین کنید که یک مکان به چه میزان تاریکی دارد؟

فقط می توانید میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟

تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد، به کار می برد.))

بالاخره، مرد جوان از استاد پرسید: (( آقا، شیطان وجود دارد؟ ))

استاد پاسخ داد: (( البته همان طور که قبلاً هم گفتم ما او را هر روز می بینیم.

او هر روز در مثال هایی از رفتارهایی غیر انسانی بشر به هم نوع خود دیده میشود.

او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد

وجود دارد. این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.))

و آن شاگرد پاسخ داد: (( شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست! درست

مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد.

شیطان، نتیجۀ آن چیزی است که وقتی، بشر، عشق به خدا را در قلب خودش

حاضر نبیند، مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست، خود به خود می آید و تاریکی

که در نبود نور می آید.))

نام آن مرد جوان (( آلبرت اینشتین )) بود.

 

 

فلسفه و تاریخچۀ شب یلدا

در این مقاله قصدداریم در مورد فلسفه و تاریخچه شب یلدا صحبت کنیم.شب یلدا، درازترین

شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است.

ایرانیان همواره شیفتۀ شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند.

آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در

درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد مردمان سرزمین ایران با

بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند

و آن را ستایش کنند. خوردن خوراکی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای است برای بیدار ماندن.

ریشۀ کلمۀ یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. یلدا یک جشن آریایی

است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند.

برخی بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود،

اما در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یمن شناخته نمی شده است.

خورشید در حرکت سالانۀ خود، در آخر پاییز به پایین ترین نقطۀ افق جنوب شرقی می رسد که موجب

کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می شود.

اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دوباره به سوی شمال شرقی باز می گردد که نتیجۀ

آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش ماهه آغاز تابستان تا آغاز

زمستان، در هر شبانه روز خورشید اندکی پایین تر از محل پیشین خود در افق طلوع می کند تا در نهایت

در آغاز زمستان به پایین ترین حد جنوبی خود با فاصلۀ ۵/۲۳ درجه از شرق یا نقطۀ انقلاب تابستانی باز

می گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم

باستان به انقلاب تابستانی باز می گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال شرقی و افزایش طول

روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می شد

و آن را گرامی و فرخنده می داشتند.

 در گذشته، آیین هایی در این هنگام برگزار می شده است که یکی از آن ها جشنی شبانه و بیداری تا

بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمه های آن، حضور کهنسالان

و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکی های فراوان برای

بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده اند، سخت گرامی و

بزرگ دانسته می شد و از آن با نام (( خرم روز)) یاد می کرده و آیین هایی ویژه داشته اند. این مراسم و

نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می شود که نمونۀ آن تقویم محلی پامیر و

بدخشان( در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین

ماه سال نو با نام (( ناواسارد)) یاد شده است که با واژۀ اوستایی(( نوسرذه)) به معنای (( سال نو)) در

پیوند است.

امروزه می توان تولد خورشید را آن گونه که پیشینیان ما به نظاره می نشسته اند تماشا کرد: در دوران

باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می شده که

از مهمترین آن ها ((چارتاقی نیاسر کاشان)) است که فعلاً تنها بنای سالم باقی مانده در این زمینه در

ایران است. این بنا به گونه ای طراحی و ساخته شده است که می توان زمان رسیدن خورشید به برخی

از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد.

چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید بگونه ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می شود. این

ویژگی را چارتاقی(( بازه هور))در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز دارا

است که البته فعلاً دیواری نو ساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می شود.

فلسفه و تاریخچۀ شب یلدا

حافظ در شب یلدا

معمولاً در شب یلدا رسم بر این است که صاحب خانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل که سواد دارد،

می دهد. سپس هر یک از میهمانان نیت کرده و بزرگ مجلس، این جمله را می گوید و تفعلی به گنجینۀ

حافظ می زند. این رسم یکی از رسوم پرطرفدار شب یلداست.

پیشینۀ جشن

یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است و پیروان میترائیسم آن را

هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر

است. این جشن در ماه پارسی(( دی)) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است

که بعدها او به نام آفرینندۀ نور معروف شد.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی

از اهریمن. مشاهدۀ تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و

تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی بود، در حالی که روزهای

کوتاه تر نشانه ای از غلبۀ تاریکی.

در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در

نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما

هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عدۀ زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در

شب چله بخورند در سراسر چلۀ بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آن ها

غلبه نخواهد کرد.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در (خرم روز) مکرر می شود.

(( ماه دلدادۀ مهر است و این هردو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید.

ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد

که ماه را در آن راهی نیست. سر انجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر

به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک

شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از

رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند

و مهر دیر بر می آید و این شب، (( یلدا)) نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر

می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند وسیاه و طولانی است که همانا شب یلداست.))

در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، (( خور ماه)) ( خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام

داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین

شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده

می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

بیشتر بخوانید: مقالات تربیت کودک