نوشته‌ها

راحت ازبر کنید و کم نیاورید!

در این مبحث، با روش هایی مواجه می شوید که می توانید با استفاده از آن ها یک

سخنرانی را راحت ازبر کنید و کم نیاورید! همین طور راهبردهایی برای به ذهن

سپردن آن چه خوانده اید ارائه می شود، خواه مقاله ای در روزنامه باشد یا یک کتاب

داستان. به رمز و راز یادگیری واژگان زبان خارجی و یادآوری سریع و آسان آن پی خواهید

برد، و هرگز تاریخ یا قرار ملاقاتی را فراموش نخواهید کرد.  همین طور با قدرتمندترین روش

های حافظه ای مشهور آشنا خواهید شد، که شما را قادر می سازد برای انجام کارهای

برجستۀ حافظه ای از روش درست استفاده کنید.

به ذهن سپردن اسامی و چهره ها-روش تقویت کنندۀ حافظه

این روش تقویت کنندۀ حافظه نام دارد و روش دوم از اصول حافظه ای است که برای چاشنی دار

کردن نام و اتصال آن به چهره به کار می رود و همین طور برعکس، می تواند آن ها را به اسامی

و چهره هایی فراموش نشدنی تبدیل کند و با روش هشت مرحله ای روش اجتماعی که پیشتر

توضیح داده شد، ارتباط دارد.

شما شبیه…….هستید.

یکی از اصول به ذهن سپردن این است که موارد جدید را به نحوی به دانسته های قبلی خود

متصل سازیم. چگونه می توانیم این کار را در زمانی که اولین بار با کسی ملاقات می کنیم،

انجام دهیم؟

ابتدا، خصوصیتی را در ظاهر شخص پیدا کنید که فوری شما را به یاد چیزی یا کسی بیندازد که

از قبل می شناسید. اگر موردی به ذهنتان نرسید، می توانید از قوۀ تخیل خود استفاده کنید!

سعی کنید( شاید با کمی خلاقیت) از خودتان بپرسید آیا این شخص:

-شبیه کسی است که از قبل می شناسم؟

-شبیه فردی مشهور است؟

-شبیه فرد شاخصی ( مثل پلیس، خواننده، وکیل) است؟

-آیا ویژگی شاخص و برجسته ای دارد که او را همیشه قابل شناسایی کند؟

-آیا خصوصیتی دارد که من بتوانم آن را برجسته کنم یا به صورت کاریکاتور در آورم؟

تقویت رابطه

وقتی تصویر مناسب به ذهن سپردن را پیدا کردید، این ارتباط را با نگاه کردن به شخص و

هم زمان فکر کردن در بارۀ هماهنگی آن تقویت کنید. اگر هر بار که آن شخص را می بینید

این کار را انجام دهید، اتصال تصویر به طور خودکار به ذهن شما می پرد و وارد بایگانی

حافظۀ ذهنی تان می شود. یافتن اتصالات قدرتمند را با تماشای اخبار تقویت کنید.

به ذهن سپردن نام

سپس به خلق قلاب ها و تداعی های برای کمک به یادآوری نام شخص نیاز دارید. بهترین راه

انجام این کار تبدیل آن به تصویر و اتصال آن به بایگانی حافظه ای چهرۀ او است. به عنوان مثال،

شخصی که ملاقاتش کرده اید،(( پنلوپه سانچز)) نامیده می شود. برای تبدیل این نام به تصویر،

آن را به صورت نام و نام خانوادگی تقسیم بندی کنید.

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

گام اول-نام او را مجسم کنید.

سؤالات زیر را از خود بکنید، ممکن است برای همۀ آن ها پاسخی نداشته باشید. فقط روی مواردی

که پاسخ آن فوری به ذهنتان می آید، تمرکز کنید.

-آیا کسی را می شناسم که ((پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا فرد مشهوری هست که (( پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا ((پنلوپه)) فوری تصویری را به یاد می آورد؟

-آیا ((پنلوپه)) را به صورت قسمت هایی که بتوانم آن ها را به صورت تصویرهایی در آورم، تقسیم کنم؟

دیدن > فکر کردن > فکر کردن

گام دوم-نام خانوادگی را مجسم کنید.

همان سؤالاتی را که در بارۀ نام او از خودتان کردید، دربارۀ نام خانوادگی او هم بکنید.

-آیا کسی را می شناسم که (( سانچز)) نام داشته باشد؟

-آیا شخص مشهوری به نام(( سانچز)) وجود دارد؟

-آیا (( سانچز)) فوری تصویری را به یاد من می آورد؟

-آیا((سانچز)) به معنای این است که می توانم آن را به تصویر تبدیل کنم؟

-آیا می توانم(( سانچز)) را به قسمت های مختلفی تبدیل کنم که بتوانم از آن تصاویری بسازم؟

( تصور کنید صندلی ها از شن ساخته شده اند، صندلی های شنی )

( sand chairs)

گام سوم-تصویر نام و نام خانوادگی را به هم متصل کنید.

تصویر (( صندلی های شنی)) را به عنوان نام خانوادگی در نظر بگیرید. حالا لازم است که اتصال

قوی و مبالغه آمیز دیگری را بین تصویر(( پنلوپه کروز)) و ((صندلی های شنی)) ایجاد کنید.

دیدن شخص > فکر کردن > فکر کردن > صندلی ها > پنلوپه

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

ارتباط دادن اسامی به چهره ها

مشاهده، مهارتی کلیدی در به ذهن سپردن است. راه دیگر به ذهن سپردن اسامی، مرتبط کردن

آن ها به خصوصیات خاصی از چهره یا بدن شخص است.

به ذهن سپردن اعداد طولانی تر

متأسفانه، همۀ اعداد به کوتاهی عدد رمز چهار رقمی کارت اعتباری نیستند. به خصوص اعداد

طولانی تری چون شمارۀ تلفن، شمارۀ عضویت یا شماره های حساب بانکی برای به ذهن سپردن

و یادآوری مشکل اند. این بخش به شما نشان می دهد که چگونه آن ها را به ذهن بسپارید و در

هر جایی که نیاز داشتید، به یاد بیاورید.

چرا اعداد طولانی تر این قدر مشکل سازند؟

بسیاری از مردم با اعداد مشکلات دارند؟ اگر این مسئله در مورد شما هم صدق می کند، شما تنها

نیستید. عده ای فقط آن اعداد را دوست ندارند و علت آن خاطرۀ بدی است که از درس ریاضی در

مدرسه داشتند. دلیل دیگر آن این است که مغز ترجیح می دهد به عقاید مفاهیم و تصاویر توجه کند،

و با این که اعداد فقط قسمتی از آن ها را تشکیل می دهند، خود اعداد به آسانی با یکدیگر اشتباه

می شوند چون بسیار به هم شبیه هستند.

مردم هم با اعداد به شکل خام آن ها مشکل دارند. همان طور که روان شناسان کشف کرده اند، افراد

معمولی دارای طیف عددی محدودی هستند، آن ها فقط می توانند اعدادی پنج تا دوازده رقمی را به

حافظۀ کوتاه مدت خود منتقل کنند. این مشکل با این حقیقت که حافظه از لحاظ زمانی نیز محدود است،

در هم می آمیزد، فقط کافی است که شماره تلفنی را دریافت دارند و از آن استفاده کنند، بعد آن عدد

فراموش می شود.

در این جا به بعضی از روش های ساده اما مؤثر به ذهن سپردن اعداد طولانی تر به مدت زمانی طولانیتر

نگاه خواهیم کرد و بعد به شما بعضی از روش های پیچیده تر و بغرنج تر را نشان خواهیم داد.

آن را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید.

اصل حافظۀ مؤثر این است که موضوعات را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید. همین اصل برای

به ذهن سپردن اعداد نیز به کار می رود. به خاطر سپردن عددی مثل عدد زیر کمی سخت است:

۹۰۷۴۳۶۵۲۱۸

به هر حال، اگر آن را به روش زیر به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید، عدد به طور ناگهانی از حالت

ترسناک و مهیب خود بیرون می آید و قابل کنترل تر می شود:

۵۲۱۸                    ۴۳۶                ۹۰۷

بیشتر مردم به طور طبیعی هنگام دادن شماره تلفن خود بین گروه های اعشاری فاصله می اندازند و

برخورد با عدد را آسان تر می کنند.

حالا که این عدد را به ارقامی کوچک تر تقسیم بندی کردید، روش های مختلفی وجود دارد که می توانید

از آن ها برای تبدیل اعداد به صورت کلمات و تصاویر استفاده کنید تا بیشتر در یاد بمانند.

روش شکل عدد

این روش دارای تصویری برا عددصفر نیز هست.

اعداد را طوری آرایش دهید که به آسانی بتوانید مجسم شان کنید. به مدت بیست دقیقه آن ها را کنار

بگذارید و به کاری دیگر بپردازید. سپس با نوشتن اعداد و تصاویری که به آن ها شبیه است، حافظۀ خود

را بسنجید و ببینید چه تعدادی از آن ها به آن ها به آسانی به ذهنتان می آید. به تمرین ادامه دهید تا

با این تداعی و یادآوری به صورت خودکار درآید.

وقتی این تداعی ها به طور کامل و محکم در ذهن شما قرار گرفتند می توانید از آن ها برای حفظ کردن

طولانی ترین عدد استفاده کنید و هر تصویر را به موضوعی شاد و مفرح متصل سازید. بعنوان مثال، عدد

۸۱۶۷ را می توان به یک آدم برفی بزرگی که دماغ آن عدد ۸ است و یک چوب بیسبال به رنگی آبی روشن

در دست گرفته است ( ۱) و از پشت فیلی را می زند( ۶) و بعد به بالای تیر چراغ برق صورتی رنگ زرق و

برق داری می دود( ۷) ربط داد.

این روش را امتحان کنید ….

آموزش نصب نرم افزار ۵۰۴

امروزه یادگیری زبان انگلیسی برای هرکسی جزعه امور مهم زندگی تلقی می شود.

در مکالکه، سفر، کار، اینترنت، مطالعه و …

یادگیری این زبان تاثیر بسیار خوب و زیادی در پیشرفت در همه مراحل کاری و زندگی

را باعث خواهد شد.  تعداد زیادی از افرادی که امروزه می توانند انگلیسی را به خوبی

مکالمه و صحبت کنند و به داشتن این دانش افتخار کنند، یادگیری این زبان را از تکنیک

۵۰۴ شروع کرده اند.

استاد شاه بابایی پا را از  محدوده کتاب فراتر گذاشته اند و نرم افزار ساده اما بسیار

بسیار کاربردی و مفید را تحت عنوان نرم افزار آموزش ۵۰۴ واژه ی ضروری انگلیسی

آماده کرده اند تا یادگیری این زبان را بیش از پیش برای شما راحت تر و شیرین تر کنند.

با این نرم افزار شما از آموختن انگلیسی  خسته نخواهید شد، بلکه برعکس به مرور

هرچه بیشتر پیش بروید، شوق بیشتری برای بیشتر یادگرفتن این زبان پیدا خواهید کرد.

در فیلم زیر یک مثال برای آشنایی شما در استفاده از این نرم افزار  آورده ایم.

 

اگر یادگیری لغات انگلیسی برای شما سخت است، اگر لغات را می خوانید ولی بعد از

چند روز فراموش می کنید با تداعی یاد بگیرید این سریع ترین و آسان ترین را ه است.

از زمان خودتون بهینه استفاده کنید هم لغت یاد بگیرید هم به کارهای دیگر خود برسید این

نرم افزار به روش تداعی ،تصویر و خنده است . تداعی باعث بخاطر سپاری سریع شما میشود.

شما با دانستن تعداد بیشتری از لغات می توانید حوضه ی مکالمه ی خودتون رو افزایش بدید و

با اعتماد بنفس بیشتری مکالمه کنید.

صرف زمان کمتر ، هزینه ی کمتر =بخاطرسپاری بیشتر         

با گوش دادن به لغات میتوانید به راحتی لغات انگلیسی را یاد بگیرید

امکانات نرم افزار:

جستجوی سریع لغات
تداعی تمامی کلمات
با امکان autoplay کردن کلمات
به همراه تصاویر و معنی فارسی هر کلمه
رفتن به لغات قبلی و بعدی
امکان پخش کلمات تصادفی
امکان تکرار هر کلمه (تکرار باعث تقویت حافظه ی بلند مدت شما میشود)

برای خرید نرم افزار کلیک کنید

 

 

 

در فیلم های زیر دو نمونه از روش کار این نرم افزار برای شما قرار داده ایم.

 

   بیشتر بخوانید:  آموزش نرم افزار تندخوانی

 

 

۶ گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

گام اول: خواندن اجمالی

خواندن اجمالی یعنی بررسی سریع یک کتاب یا فصلی از کتاب یا قسمتی از

آن از روی نشانه های مختلفی مثل تیترها، سؤال ها، عکس ها و نمودارها.

خواندن اجمالی را با نگاه کردن سرسری به کتاب اشتباه نگیرید.

با مطالعۀ اجمالی:

-متوجه می شوید در بین مطالبی که می خوانید چه قسمت هایی مهم تر هستند.

-می توانید دقیق تر حساب کنید، خواندن مطلب چه قدر وقت می خواهد.

-دقت و تمرکز شما را بیشتر می کند.

-مرحلۀ بعدی، یعنی مطالعۀ دقیق را برای شما راحت تر می کند.

بنابر این انتظار نداشته باشید همین اول، با خواندن اجمالی، مفهوم اصلی مطلب را

خیلی دقیق بفهمید. خواندن اجمالی کم کم موتور شما را برای پرواز گرم می کند!

نحوۀ خواندن اجمالی:

-همۀ تیترها یا عنوان های کوچک و بزرگ را بخوانید.

-اگر خلاصۀ مطلب یا نکات مهم آن جدا نوشته شده( مثلاً اول یا آخر یک فصل یا در

حاشیۀ کتاب یا در کادرهایی خاص) آن ها را بخوانید.

-به کلماتی که به صورت رنگی یا حروف کج یا درشت نوشته شده اند دقت کنید.

-به شکل ها، نقشه ها، جدول ها و زیر نویس آن ها توجه کنید.

-اگر مطلب با سؤال هایی شروع شده یا در پایان مطلب سؤال هایی مطرح شده آن ها

را هم خوب بخوانید.( در این مرحله لازم نیست به سؤال ها جواب بدهید، سؤال ها به

شما کمک می کنند تا موضوعات مهم را بشناسید.)

گام دوم: مطالعه به روش پرسشی

در این روش مطالعه، شما مطلب مورد نظرتان را می خوانید تا از هر نکتۀ آن سؤال

طرح کنید. یعنی در متن به دنبال سؤال هستید و هر موضوعی را که می خوانید،

هر تصویر، هر نمودار هر مسئله ای را که می بینید از آن سؤال طرح می کنید.

خواندن به قصد طرح سؤال، به شما کمک می کند تا:

-کمک می کند تا حواس تان جمع باشد و تمرکز داشته باشید.

-چون فکر شما با مطالب کتاب در گیر می شود، از تنبلی بیرون می آیید.

-شما را خیلی خوب برای امتحان آماده می کند( چون قدرت پیش بینی شما بیشتر

می شود).

-به شما کمک می کند مطالب را بهتر بفهمید.

-یکی از روش های مرور کردن درس ها پاسخ دادن به سؤال هایی است که خودتان

طرح کرده اید.

طرح سؤال، چگونه؟

-خودتان را به جای معلم یا طراح سؤال فرض کنید.

-بهتر است هر فصل( یا هر قسمتی از کتاب را که می خوانید؛ یک بار فقط با هدف

طرح سؤال مطالعه کنید.

-البته می توانید طرح سؤال را هنگام خواندن اجمالی( برای سؤال های کلی) و خواندن

عمیق( سؤال های دقیق و جزئی) هم انجام دهید.

-از هر فرصتی برای طرح سؤال استفاده کنید. از جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی

سؤال طرح کنید.

-از سؤال های ساده تا سخت، تا می توانید سؤال طرح کنید( از هر جمله یا زیرنویس عکس).

-حتی می توانید با همکلاسی های تان مسابقه بگذارید چه کسی می تواند سؤالات

بیشتر و سخت تری طرح کند.

-هرچه مطلبی را بهتر بفهمید، سؤال های بیشتری می توانید طرح کنید.

-می توانید سؤال ها را به روش های مختلف دسته بندی کنید.

-اگر از هر فصل کتاب سؤال طرح کنید، پایان هر ترم یا هر سال تحصیلی دربارۀ هر درس

یک عالمه سؤال خواهید داشت.

-در بارۀ درس هایی مثل ریاضی، فیزیک و بعضی قسمتهای شیمی و زیست شناسی

باید هم سؤال و هم مسئله طرح کنید.

گام سوم: خواندن عمیق

یکی از بزرگ ترین اشکالات بچه ها در فهمیدن درس ها این است که نمی دانند عمیق

یعنی چه و چگونه است.

خواندن عمیق مثل کار پلیسی و کارآگاهی است. یعنی شما باید به ماجرایی که نمی دانید

پی ببرید. همان طور که در سریال های پلیسی دیده اید، پلیس یا کارآگاه از هر نشانه

و علامت مثل رد پا، اثر انگشت و هزار چیز دیگر به ماجرا پی می برد. تمام جزئیاتی که

در هر قسمت از کتاب می بینید مثل شواهد سرصحنه، باید شما را به ماجرای اصلی

هدایت کند.

خواندن عمیق به شما کمک می کند

-مطالب را بهتر و بیشتر بفهمید.

-مطالب به مدت طولانی در ذهن شما باقی بماند.

-بتوانید به سؤال های تشریحی و تستی راحت و سریع پاسخ دهید.

-چون مطالب را عمیق می فهمید از آن ها لذت می برید.

-با خواندن عمیق، مطالب در ذهن شما مرتب و منظم می شوند.

خواندن عمیق چگونه است؟

-چون این روشِ مطالعه تمرکز زیادی می خواهد، برای هر ساعت مطالعۀ عمیق مقدار

زیادی مطلب انتخاب نکنید.

-خواندن عمیق دو مرحله دارد: مرحلۀ اول، فهم و کشف، مرحلۀ دوم، مرور و خلاصه نویسی.

-مرحلۀ اول: فهم و کشف

-در این مرحله تمام حواس خود را روی فهم مطلب بگذارید.

-چیزی به عنوان خلاصه نویسی یادداشت نکنید. چون تا تمام مطلب را خوب نفهمید و

سازماندهی نکرده باشید، نمی دانید چه مطلبی مهم است و کدام مهم نیست. تازه

باعث می شود شما همان جمله های کتاب را رونویسی کنید( در حالی که در

خلاصه نویسی باید مطالب را به زبان خودتان بنویسید).

-مهم ترین مسئله در خواندن عمیق کشف سازماندهی موضوعی است که مطالعه

می کنید. هر نویسنده برای توضیح یک موضوع اصلی، به نکته هایی اشاره می کند و

برای توضیح هر نکته، مثال ها، رابطه ها و توضیحات جزئی ارائه می دهد( موضوع اصلی،

نکته ها و جزئیات).

-هر مطلبی را که مطالعه می کنید( درسی یا غیر درسی)، چند مفهوم اصلی دارد و

بین آن ها رابطه هایی برقرار است. مثل یک فیلم داستانی که چند شخصیت اصلی

دارد و بین آن ها روابطی وجود دارد. در مطالعۀ عمیق، هم باید مفهوم های اصلی را کشف

کنید و هم رابطۀ آن ها را باهم.

-نویسندۀ هر مطلب، مثل معماری که نقشۀ ساختمانی را در فکر خود می کشد و بعد

آن را می سازد، در ذهن خود بین همۀ مطالب ریز و درشت روابطی برقرار کرده است، و

درست همان روابط را در متن درس برای شما نوشته است. شما می توانید با چند بار

گردش دقیق در ساختمان، نقشه ای را که معمار در فکر خود داشته، روی کاغذ بکشید.

-نشانۀ فهمیدن هر مطلب این است که مفاهیم اصلی، و نکته های آن را به طور کامل

شناخته و رابطۀ آن ها را با هم کشف کرده باشید.

مرحلۀ دوم: مرور وخلاصه نویسی

-یک بار از ابتدا شروع می کنید به خواندن، با این هدف که متوجه شوید دقیقاً چه چیزهایی

را فهمیده اید و چه قسمت هایی برای شما مبهم است.

-بین موضوعاتی که قبلاً فهمیده اید ارتباط برقرار کنید. سعی کنید سازماندهی مطالب را

برای خودتان به هر شکلی که می توانید بکشید.

خلاصه نویسی کنید، یادداشت برداری کنید. یادداشت های تان فقط به صورت نوشته

( جمله ها و کلمه ها) نباشد. از هر روشی مثل شکل، نمودار، رنگ و هر ابتکاری که موضوع

را بهتر برای شما تجسم می کند و به فهم شما کمک می کند، استفاده کنید.

-نکته ها و مواردی را که متوجه نشده اید، جداگانه یادداشت کنید و مشخص کنید که چگونه

می توانید اشکالات خود را برطرف کنید( مثلا ً از کسی بپرسید یا کتاب بخوانید.)

-نگران نباشید همۀ افراد درخواندن هر متنی، چیزهایی را متوجه نمی شوند. فرق شما با

آن ها این است که شما متوجه ضعف های خود شده اید و بنابراین یک قدم جلوتر هستید.

گام چهارم: یادداشت برداری و خلاصه نویسی

یاداشت برداری و خلاصه نویسی یعنی فهمیدن دقیق مطلب، و نوشتن نکات و مطالب مهم آن

به زبان خودمان.

خلاصه نویسی:

-به شما نشان می دهد چه قدر مطلب را خوب فهمیده اید.

-خلاصه نویسی خوب، کار مرور کردن را برای شما راحت تر می کند.

-مطالبی که خوب خلاصه شده اند، راحت تر و طولانی تر در حافظه می مانند.

چگونه خلاصه نویسی کنیم؟

باید قبلاً مطلب را به طور عمیق خوانده باشید.

-بتوانید جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی را تشخیص دهید.

-در خلاصه نویسی فقط نکته ها و موضوعات اصلی نوشته می شود و از جزئیات

خبری نیست.

-خلاصه ها را باید به زبان خودتان بنویسید و جمله های کتاب را تکرار نکنید( این

کار خیلی مهم است). اگر نتوانید مطلبی را مطلبی را به زبان خودتان بنویسید،

یعنی هنوز در فهم آن اشکال دارید.

-بهتر است بعد از این که مطلبی رایک بار به طور عمیق مطالعه کردید، بار دوم هنگام

مرور مطلب، خلاصه های تان را بنویسید.

-یادداشت های تان را شناسنامه دار کنید. یعنی ابتدای هر مطلب نام درس، موضوع

اصلی، تاریخ یادداشت برداری، شمارۀ صفحه را ثبت کنید تا در استفاده های بعدی

سردرگم نشوید.

-در یادداشت برداری، از هر چیزی مثل شکل، نمودار و علامت استفاده کنید تا

یادداشت های تان کامل تر و قابل استفاده تر شوند.

گام پنجم: قدم به قدم تا مطالعۀ کامل

برای یادگیری کامل مطالب یک کتاب، مخصوصاً کتاب های درسی، هیچ کدام از این

مهارت ها به تنهایی کافی نیست. برای یادگیری کامل باید در جریان مطالعه، هر

مهارت را در جای خودش استفاده کنید. مطالعه مانند رانندگی، شنا یا هر مهارت

دیگر مجموعه ای از مهارت های ریز و درشت است.

مرحلۀ اول: در حال و هوای درس قرار بگیرید:

-شاید بیشترین مشکل خیلی ها همین جاست. یعنی از همین اول در حال و هوای

درس قرار نمی گیریند و تا آخر این مشکل ادامه دارد.

-جدی باشید و دقیقاً مشخص کنید چه قسمتی را  می خواهید بخوانید، تمام نکات

تمرکز را به خاطر بیاورید و رعایت کنید.

-به خودتان اعتماد و اطمینان داشته باشید که از پس کارها بر می آیید.

– هدف های با ارزش تان را به خاطر بیاورید.

مرحلۀ دوم: خواندن اجمالی:

-قبل از مطالعۀ دقیق، مطلب را به طور اجمالی مطالعه کنید. این هم یکی از

روش های قرار گرفتن در حال و هوای مطالعه است.

-حتی اگر قبلاً مطلب را مطالعه کرده اید، بد نیست یک بار دیگر آن را به طور اجمالی

مطالعه کنید.

مرحلۀ سوم: خواندن دقیق، کشف و سازماندهی:

در این مرحله، مطالب را به طور عمیق بخوانید.

-سعی کنید مطالبی را که در هر قسمت فهمیده اید، به مطالب قسمت های دیگر

کتاب ربط دهید.

-مطالب پیش نیاز یعنی مطالبی که قبل از فهم این مطلب لازم است بدانید را به یاد

بیاورید.

-نکتۀ اصلی، نکته های فرعی و جزئیات را مشخص کنید.

-آیا مقصود اصلی مطلب را متوجه شده اید؟ آِیا رابطه ها  و مفاهیم کلیدی را به خوبی

می شناسید؟

-نکتۀ بسیار مهم در این مرحله، کشف قسمت هایی است که متوجه نمی شوید و در

فهم آن ها مشکل دارید. تمام موارد را مشخص کنید. با رابطه ها و تجزیه تحلیلی که

می کنید به ضعف های خود پی می برید.

-قسمت هایی را که متوجه نمی شوید و در فهم آن ها ابهام دارید یادداشت و دسته بندی کنید.

-مطالبی را که نمی دانید: یا کلمه ها و واژه هایی هستند که باید معنی و مفهوم آن ها را

از فرهنگنامه ها یا کسی سؤال کنید. یا مطالبی هستند که برای فهم بهتر آن ها، لازم

است مطالب سال های قبل یا فصل های قبل را یادآوری کنید، و یاد بگیرید. شاید برای این

کار لازم باشد یک یا چند کتاب کمکی دیگر بخوانید یا از دوستان یا معلم های تان بپرسید.

-فکر می کنید به جز موارد بالا چه مسئلۀ دیگری مانع فهمیدن شما می شود؟

می توانید آن را شناسایی کنید؟ آیا راه بر طرف کردن آن را می دانید؟

مرحلۀ چهارم: مرور برای یادداشت برداری:

-مطالبی را که می خوانید و خوب متوجه می شوید خلاصه نویسی کنید و زیر نکته های

مهم خط بکشید و اگر لازم بود در حاشیۀ کتاب نکاتی را توضیح دهید و یادداشت کنید.

-مشخص کنید چه قسمت هایی را لازم است حفظ کنید،تا در وقت مناسب سراغ آن ها بروید.

مرحلۀ پنجم: طرح سؤال:

-آیا می توانید از همۀ قسمت هایی که خوانده اید سؤال طرح کنید؟ آیا به همۀ سؤال ها

می توانید بدون ابهام پاسخ دهید؟

-طرح سؤال را می توانید هم زمان با مرور مطالب هم انجام دهید.

-مرحلۀ ششم: مرور برای یادآوری:

حالا کتاب را ببندید و تمام مطالبی را که مطالعه کرده اید، به زبان خودتان، برای خود شرح

دهید. آیا همه چیز را واضح و بی ابهام به یاد می آورید؟

برای بعضی درس ها مثل ریاضی، مرور، یعنی حل کردن مسئله، آیا می توانید دربارۀ

مطلبی که خوانده اید مسائل بیشتری حل کنید؟

مرحلۀ هفتم: حفظ مطالب:

قسمت هایی را که لازم است، همین الان شروع کنید به حفظ کردن ، و اگر مطالب زیاد

است یا وقت ندارید، زمان هایی را برای حفظ آن ها معین کنید.

کلید طلایی درس خواندن: علاقه و لذت

کلید طلایی موفقیت در هر کاری، داشتن علاقه و لذت بردن از آن کار است.

وقتی از ته دل به کاری علاقه داشته باشید، ساعت ها بدون خستگی به آن مشغول

می شوید و به هر زحمتی که باشد هر مانعی را از سر راه بر می دارید. شما حتماً

از این انگیزه های قوی، فت و فراوان دور و برتان سراغ دارید.

در درس و تحصیل هم کسانی موفق هستند که انگیزه های قوی آن ها باعث می شود

نسبت به دیگران تلاش بیشتری کنند.

-مطالب کتاب های درسی، اطلاعات عمومی و مهارت های اولیه ای است که آشنایی

با آن ها برای زندگی در دنیای امروز لازم است.

-اطلاعات و دانستنی هایی که در هر پایۀ تحصیلی به دست می آورید، پایۀ کلاس های

بعدی است و همۀ این اطلاعات یکی از پایه های مهم شغلی است که در آینده انتخاب

می کنید. همۀ افراد سرشناس در دنیای علم، و حرفه های مختلف از همین مطالب

شروع کرده اند.

-موفقیت در مدرسه، یکی از موفقیت های طول زندگی هر انسان است. معمولاً کسانی

که در زندگی و شغل آدم های مفقی هستند، در مدرسه هم افراد موفقی بوده اند.

-اما علاقه یک شبه به وجود نمی آید بلکه باید در این باره برنامه هایی داشته باشید و

تلاش کنید تا به تدریج اشتیاق و انگیزۀ شما تقویت شود.

گام ششم: حواسپرتی و نداشتن تمرکز:

یکی از علت های حواسپرتی در هنگام مطالعه این است که همۀ مطلب یا قسمتی از

آن را متوجه نمی شوید، اما نمی دانید چرا؟ بعد از چند بار مطالعه خود به خود از آن

مطلب دلزده می شوید و هنگام مطالعه حواس تان جای دیگری می رود.

-یکی از علت های حواسپرتی، نداشتن مهارت های مطالعه و فعال نبودن در مطالعه

است. وقتی مطلبی را سطحی بخوانید و با مطلب در گیر نشوید، ذهن تان خیلی آمادۀ

حواسپرتی است.

-یکی از علت های حواسپرتی، خستگی زیاد است.

-یکی از علت های حواسپرتی، کسالت و نداشتن تحرک بدنی است. سعی کنید به طور

منظم، ورزش کنید( حتی انجام نرمش های ساده در خانه هم به شما نشاط می دهد).

-جمع شدن تکالیف و کارهای مدرسه، به دلیل اضطراب و نگرانی که در شما ایجاد می کند،

یکی از علت های مهم حواسپرتی است. هر چند تکالیف بیشتر جمع شوند تمرکز شما

در درس کمتر می شود. بهتر است از همین الان شروع به برنامه ریزی و تنظیم وقت کنید.

-بالاخره یکی از مهمترین علت های حواسپرتی انواع مشغولیت های فکری دورۀ نوجوانی است.

-افکار پراکنده گاهی مثل سیل می تواند همه چیز را خراب کند. اما افکار مهار شده و کنترل

شده مثل آب پشت سد می توانند سازنده باشند…

چرا باهوش‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟

امید به زندگی و طول عمر انسان زیاد شده است. بنابر گزارش سازمان جهانی

تحقیقات اپیدمیولوژیک پاسخ واحدی برای این پرسش یافته‌اند: سبک زندگی. در سال

۲۰۱۲ در نشریه پزشکی طب پیشگیری نتیجه تحقیقی را که روی ۸۰۰۰ نفر در طول ۵

سال انجام شده، منتشر شده است. ریسک مرگ به هر علت در میان افراد غیرسیگاری

۵۶ درصد، در افرادی که ورزش می‌کنند ۴۷ درصد و برای کسانی که رژیم غذایی سالم

دارند، ۲۶ درصد کمتر است. پژوهشگران ایتالیایی سبک زندگی ساکنین منطقه سیسیلی

را که تعداد شهروندان ۱۰۰ ساله در آنجا قابل توجه است، بررسی کردند. داشتن فعالیت

بدنی و رفت‌وآمد با بستگان و برخورداری از رژیم غذایی محلی مدیترانه‌ای عوامل سلامت

و طول عمر این افراد است.

ضریب هوشی بالاتر، یعنی طول عمر بیشتر

اما تعجب‌آورترین یافته این تحقیقات، ارتباط مستقیم ضریب هوشی با طول عمر است،

ضریب هوشی بالاتر به معنی طول عمر بیشتر است. در ۱۹۳۲ دولت اسکاتلند از تمامی

کودکان ۱۱ ساله آزمون هوش به عمل آورد. پس از ۶۰ سال دانشگاه ادینبرو در مورد

بازماندگان آن آزمون جستجویی به عمل آورد. نتیجه شوک‌آور بود. هر ۱۵ امتیاز ضریب

هوشی بیشتر ۲۱ درصد شانس طول عمر را افزایش می‌داد. به این معنی که فرد با ضریب

هوشی ۱۱۵ ، ۲۱ درصد احتمال بقایش در سن ۷۶ سالگی بیش از فرد با ضریب هوشی ۱۰۰ بود.

اکنون این آزمایش به صورت مطالعه تاثیر قدرت ادراک بر طول عمر درآمده است. فرضیه‌ای مطرح

شده دال بر تاثیر ژنتیک بر ارتباط ضریب هوشی و طول عمر. تیم تحقیقاتی دکتر آردن روی سه

زوج دوقلو از کشورهای آمریکا، سوئد و دانمارک آزمایش کردند که نتیجه آن را در ژورنال

بین‌المللی اپیدمیولوژی به چاپ رسانده‌اند. مطالعه روی دوقلوها این امتیاز را دارد که اثرات

محیطی و ژنتیکی در محاسبات ما حذف می‌شوند (دوقلوهای همسان ۱۰۰ درصد و

غیرهمسان حداقل ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند). نتیجه این مطالعات و مقایسه آن با دیگر

افراد دور از انتظار نبود. ژن‌ها مسئول بخش عمده‌ای از این رابطه بودند ولی علت وجود

این نقش بطور واضح مشخص نیست.

 

_69727520_mind

افراد با ضریب هوشی بالاتر، رفتارهای سالم‌تری دارند

برخی معتقدند که افراد با ضریب هوشی بالاتر رفتارهای سالم‌تری دارند. مثلا ورزش می‌کنند،

همیشه از کمربند ایمنی خودرو استفاده می‌کنند و سیگار هم نمی‌کشند.

امکان دیگر این است که ضریب هوشی بخش از ضریب تمامیت بدنی (Index of bodily integrity)

و خصوصا نمایانگر کارآمدی سیستم عصبی است. برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران

ارتباط بین ضریب هوش، فناپذیری و زمان عکس‌العمل (نسبت کارآمدی مغز در پردازش اطلاعات

داده شده و انجام عکس‌العمل مناسب) را آزمایش کردند. ارتباط مستقیمی بین کوتاهی زمان

عکس‌ و آسیب‌ ناپذیری افراد مشاهده شد.

از طرفی شکی نیست که IQ ارتباط مستقیم با زمان عکس‌العمل دارد. اطلاعات یاد شده در

کنار دیگر یافته‌های اپیدمیولوژی ادراکی تاثیر غیرمستقیم در ارتقا سلامت عمومی دارند.

فاکتورهای پیشینه خانوادگی، وجود یک بیماری، و IQ باهم می‌تواند برای پیش‌بینی امکان

وقوع مرگ پیش از موقع به کار گرفته شوند. محققین معتقدند که ضریب هوشی نمایانگر

چندین چیز باهم است. این‌جاست که رابطه بین آن و قومیت مطرح می‌شود که دربرگیرنده

تعریف میزان هوشمندی هر منطقه جغرافیایی می‌شود.

برای روشن شدن این جمله مثالی می‌زنیم: فرض کنیم که فردی با اطمینان خاطر از عملکردی

درخشان در آزمون هوش شرکت کند. این اعتمادبنفس ریشه درجنسیت و قومیت وی دارد و

در واقع امر هم نتیجه مثبتی روی عملکرد بهینه وی دارد. بدین ترتیب برچسب باهوش یا

کم‌هوش بر اتکا به‌نفس افراد تاثیر می‌گذارد.

باید معنی ضریب هوش را برای سیاستگذاران امر سلامت بازتعریف کرد. IQ بهتر از هر آزمون

روانکاوی دیگر می‌تواند عملکرد شغلی، دستاوردهای علمی و همانگونه که بحث شد،

فناپذیری را پیش‌بینی کند. ارتباط این فاکتور با میرا بودن ربطی به قسمت و سرنوشت ما ندارد.

تنها یک عامل است در میان عوامل دیگری، همچون علایق، انگیزه و خصوصیات فردی دیگر.

منبع: scientificamerican.com

 چشمان شگفت انگیز انسان

هر یک از چشم های انسان یک ابزار نوری فوق العاده شگفت انگیزی است که بسیار

بسیار پیچیده تر و دقیق تر از پیشرفته ترین تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی است که

تا کنون طراحی شده اند.

مردمک چشم اندازۀ خود را بر حسب شدت و ضعف نور و نیز دوری و نزدیکی اجسام

تنظیم می کند. هر چقدر جسم نورانی تر و نزدیک تر باشد، اندازۀ مردمک چشم

کوچکتر می شود. همچنین اندازۀ مردمک چشم برحسب احساسات نیز تغییر میکند

به نحوی که مثلاً وقتی به چیزی یا کسی که دوست دارید نگاه می کنید، اندازۀ مردمک

چشم مشا به صورت خودکار افزایش می یابد.

اگر در حال مطالعۀ مطلب مورد علاقه تان هستید و در نتیجه مردمک چشم شما گشادتر

شده است، مطالعۀ آن را در محیط پر نورتری انجام دهید. این کار باعث می شود که

مغز بدون  انجام کار اضافی، اطلاعات بیشتری را در هر ثانیه استخراج کند.

چشمان انسان چگونه اطلاعات را می خوانند؟

شبکیه در قسمت پشت چشم، محل دریافت نور است. وقتی چشمان شما تصویری را

مشاهده می کنند، دریافت کننده های نوری شبکیه، تصاویر را رمزگشایی می کنند و

آن ها را از طریق عصب بینایی به قسمت بصری مغز که استخوان پس سری نامیده

می شود، می فرستند. قسمت پس سری نه در پشت چشم، بلکه در پشت سر قرار

دارد. همین قسمت پس سری است که عمل خواندن و هدایت چشم ها را در صفه به

عهده دارد تا اطلاعات مورد نیاز گرد آوری شوند. آگاهی از این مطلب نقشی اسای در

فرآیند تندخوانی دارد.

-برداشت و حوزۀ دید خود را افزایش دهید:

چشمان شما در حین مطالعۀ خط به خط، در یک نگاه قادر به دیدن چندین لغت هستند.

مجموعۀ تمرینات بعدی برای افزایش میدان دید طراحی شده اند تا بتوانید با هر نگاه، کلمات

بیشتری را مد نظر قرار دهید.

-قدرت دید افقی و عمودی خود را ارزیابی کنید:

قبل از اجرای این تمرین، دستورالعمل های مربوط به آن را به دقت مطالعه کنید. سر خود را

به صورت صاف و مستقیم نگه دارید و به یک نقطه در دور دست خیره شوید. سعی کنید این

نقطه تا حد ممکن دور باشد.

-انگشتان اشارۀ دستان خود را به صورت افقی و به صورت نوک به نوک به یکدیگر بچسبانید،

به نحوی که دستان شما یک خط افقی درست کند. سپس آنها را به فاصلۀ تقریباً ۱۰

سانتیمتری از صورت خود موازی با بینی تان قرار دهید.

-بعد، در حالی که هنوز به نقطه ای در دور دست خیره شده اید، انگشتان خود را تکان دهید

و آن ها را به همان صورت افقی از یکدیگر جدا کنید.

-این حرکت را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیتان خارج شوند و حتی از

گوشۀ چشم تان نیز پیدا نباشند.

-در همین حالت، حرکت را متوقف کنید و فاصلۀ بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

یکبار دیگر این تمرین را انجام دهید، ولی این بار انگشتان اشارۀ دو دست خود را به

صورت عمودی به یکدیگر بچسبانید، به صورتی که یک خط عمودی درست کنند. این بار نیز

آن ها را به فاصلۀ ۱۰ سانتی متری از بینی و جلوی صورت تان بگیرید.

-در حالی که چشمان شما مستقیماً به یک نقطه در دور دست خیره شده اند، انگشتان

خود را تکان دهید و آن ها را در راستای یک خط عمودی از یکدیگر جدا کنید.

این کار را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیدتان خارج شوند. سپس فاصلۀ

بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

حتما شما نیز تعجب کرده اید که وقتی تنها ظاهراً به یک نقطه خیره شده اید، چشم شما

قادر است فضای بیشتری را مد نظر قرار دهد. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟

جواب این سؤال در طراحی منحصر به فرد چشم نهفته است. هر چشم انسان دارای

۱۳۰ میلیون گیرندۀ نوری در قسمت شبکیه است، یعنی مجموعاً ۲۶۰ میلیون گیرندۀ نوری.

نقطۀ مرکزی دید تنها از ۲۰ درصد گیرنده های نوری استفاده می کند و ۸۰ درصد بقیه به

دید پیرامونی یا دید محیطی اختصاص می یابد.

یادگیری استفادۀ بیشتر از دید پیرامونی یا محیطی، در هنگام مطالعه باعث افزایش میدان

دید و در نتیجه استفادۀ بیشتر از چشم ذهن می گردد. اما منظور از چشم ذهن چیست؟

منظور از این عبارت توانایی خواندن و دیدن با مغز است، نه فقط چشم ها. مفهوم

چشم ذهن برای کسانی که به یوگا یا مدیتیشن می پردازند و نیز کسانی که با تصاویر

سه بعدی کار کرده اند، آشناست.

توضیح بیشتر در مورد حوزۀ دیداری فضایی:

زمانی که چیزی می بینید یا وقتی کسی در مورد چیزی با شما صحبت می کند تصاویری

از آن را در ذهن خود خلق می کنید. این تصاویر بصری را در این حوزه قرار می دهید. مثلاً

وقتی فیلم یا یک برنامۀ تلویزیزونی را تماشا می کنیدی ک سری از تصاویر که بیشترین

قابلیت بخاطر سپاری را دارند به حافظۀ بلند مدت انتقال می یابند. هر جقدر که تلاش

کنید همۀ جزئیات این تصاویر را به خاطر بسپارید نمی توانید. چون هزاران عدد از چنین

عکس هایی در عرض یک دقیقه و با سرعت در حال حرکتند. اما حافظۀ شما همۀ این

عکس ها را د رکنار یکدیگر ردیف می کند. زمانی که حافظه در زمینۀ بصری یا دیداری بهبود

بخشیده شود قادر خواهید بود به این جزئیات توجه کرده و آن ها را بهتر به خاطر بیاورید.

این بخش همچنین همان بخشی از حافظه است که در مورد هر آن چه که می شنوید یا

در موردشان فکر می کنید کار کرده و آن ها را به تصاویر بصری تبدیل می کند. زمانی

که داستانی می خوانید یا می شنوید تصاویری از آنچه در حال شنیدن آن هستید را در ذهن

خود خلق می کنید.

اگرچه ممکن است توانایی بالایی در دیدن و به خاطر سپردن یک عکس داشته باشید ولی

با افزایش تعداد عکس ها این توانایی کم می شود و ممکن است عکس ها با همدیگر

تداخل کنند. مثلاً اگر در حال رانندگی تلاش کنید مسئله ای را به صورت ذهنی حل کنید یا

آن مسئله را فقط تصور کنید، افکارتان با عمل رانندگی تداخل پیدا می کند. مثلاً اگر در

حین رانندگی تلاش کنید اعدادی را در ذهن خود ضرب کنید احتمالاً در همان حال دوربرگردان

خیابان را اشتباه خواهید پیچید. این اشتباه به دلیل منحرف شدن ذهن تان به علت دیدن آن

مسئله در ذهن تان است. ولی اگر بدون خلق تصاویر فقط به موسیقی یا رادیو و یا حتی به

سخنان شخصی که در حال صحبت است گوش کنید دیگر تداخلی ایجاد نخواهد شد. و یا

حداقل تداخلی که ایجاد می شود به آن شدت نخواهد بود.

زمانی که تلاش می کنید همزمان با تجسم تصاویر زیاد کاری را انجام دهید تقریباً شبیه نگاه

کردن به صفحۀ کامپیوتری است که صفحاتی را همزمان با هم باز می کنید تا بر روی آن

ها کار کنید صفحات شخصی شما کوچک تر و کوچک تر می شوند. در نتیجه نمی توانید

هر کدام از تصاویر را به طور واضح و آشکار ببینید. و همچنین توجه و دقت شما از یک پنجره

با نمایش پنجرۀ دیگر از بین خواهد رفت.

تصاویری که در حوزۀ دیداری فضایی دیده می شوند با مکان های واقعی در مغز شما مرتبط

می باشند. طبق یافته های عصب شناسان زمانی که با تصاویر دیداری سر و کار دارید قشر

روی نیمکرۀ راست شما که در قسمت بالای مغز می باشد فعال می شود. در واقع قطعۀ

پس سری در قسمت عقب قشر رویی است فعال می شود. سپس زمانی که با کار ذهنی

که شامل این تصویر نیز می باشد درگیر می شوید بخش جلویی نیز فعال خواهد شد …

مقاله نقشۀ ذهنی

هزاران سال است که کلمات مکتوب ساختار مؤثری برای سازماندهی،

جایگیر شدن و تبادل افکار و نظریات داشته اند. به هر حال، در پژوهش

اخیر دربارۀ چگونگی عملکرد مغز مشخص شده است که امکان دارد

روش قدیمی سازماندهی کلمات به حالت طولی و روی کاغذ، بهترین

روش به کارگیری توانایی های شناختی ما نباشد. روش های قدرتمندتر

دیگری وجود دارد که می توان برای سازماندهی افکا ر به کار برد که نقشۀ

ذهنی مؤثرترین آن است. یک نقشۀ ذهنی، تکنیکی برای نت برداری و

ذهن انگیزی است و برای بهره برداری بهتر از مغز طراحی شده است.

این تکنیک باعث می شود تا همزمان تمام قابلیت های ذهنی به کار گرفته

شود و در یک لحظه، مغز از تمام مهارت های تداعی و خلاقیت برای تقویت

حافظه استفاده کند و ارتباط تنگاتنگ میان نیمکرۀ چپ و نیمکرۀ راست مغز

را ممکن سازد.

نقشه های ذهنی ارائه دهندۀ مرور کلی یک عنوان به صورت نمودار هستند

و کا رجذب و تحلیل اطلاعات را برای مغز آسان می کنند. نقشه های ذهنی

دو طرف مغز را به طور همزمان در گیر می کنند، سمت چپ بخش تحلیل گر

است و سمت راست، قسمت شهودی و تخیلی.در نکته برداری به کمک

نقشۀ ذهنی، به جای یادداشت تمام عبارات یا فهرست ها، ترکیبی از لغات

و تصاویر کلیدی برای برداشت اصل مطلب استفاده می شود و این لغات و

تصاویر به نوعی تداعی کنندۀ اطلاعات مهم می باشند.مغز شما نیز در کنار

نقشۀ ذهنی ساخت شما ، یک نقشۀ ذهنی مرتبط با تمام آن چه که به خاطر

می سپارید، ایجاد می کند. بنابر این یک نقشۀ ذهنی تبدیل به یک نقشۀ

چند بعدی می شود که هر بعد آن حاوی اطلاعات خاصی است که از مغز

خود شما نشأت گرفته است. این ابعاد مختلف در به خاطر سپردن مطالب،

یادآوری آن ها را نیز آسان می سازد و به همین دلیل است که نقشۀ ذهنی

را یک ابزار گرافیکی فوق العاده قدرتمند می دانند که بهره برداری از تمام قوای

ذهنی را فراهم می سازد.

نقشه های ذهنی برای تقویت حافظه طراحی شده اند تا بتوان در مواقع لزوم،

اطلاعات را سریع تر و راحت تر به خاطر آورد.

در زیر نقشۀ ذهن پایه ای را نشان می دهد که خصوصیات کلیدی را داراست:

-تصویر وسط که نشان دهندۀ عنوان نقشۀ ذهن است.

-ساختار انشعابی شاخه ها و کلمۀ کلیدی اصلی که موضوعات مبحث را تعیین می کند.

-کلمۀ کلیدی کوچکتر زیر شاخه ها که نشان دهندۀ جزئیات هر موضوع است.

مقاله نقشۀ ذهنی

نقشۀ ذهنی خوب دارای ویژگی های زیر است:

-از رنگ های مختلف جهت تحریک سمت راست مغز استفاده می کند و همین مسئله

فرق گذاشتن بین عناوین و موضوعات را ممکن می سازد.

-لغات کلیدی که به دقت انتخاب شده اند، بهتر است به صورت تکی و مجزا و واضح

نوشته شده باشند. هر کدام باید به طور مرتب در یک شاخه در اندازۀ مساوی قرار

داده شوند.

-تا جایی که امکان دارد از تصاویر استفاده شود. بعضی از زیر شاخه ها می توانند

در مقابل خود تصویر داشته باشند و در آن ها از کلمه استفاده نشود.

-بخش ها ارتباط بین کلمات کلیدی و تصاویر مربوط به آ ن ها را نشان دهند.

مهم است که طول شاخه ها با طول کلمات برابری کند، زیرا وقتی به خلق نقشۀ

ذهنی در حافظۀ خود مشغول می شوید، یکی از خصوصیات کلیدی که شما آن را

به یاد می آورید، اندازه است. به عنوان مثال، اگر به یاد آورید که شاخۀ  بلندی

از سمت راست منشعب شده است، ذهن شما به طور خودکار به دنبال کلمه ای

طولانی متناسب با آن می گردد.

 اگر شما نیازمند به ذهن سپردن اطلاعات هستید، به خصوص برای مدتی طولانی،

نقشۀ ذهنی ابزار حافظه ای قدرتمندی است. همین طور ابزار بی نهایت مؤثری است

که افکار شما را روی کاغذ سازماندهی می کنید، خواه برنامۀ شما طراحی یک گزارش

باشد یا ثبت و یادداشت آن چه خوانده یا شنیده اید. در حقیقت، متوجه خواهید شد

که از این فرآیندها نتایج بسیاری به دست خواهید آورد و اگر از نقشۀ دهنی به جای

نوشتن مطالب استفاده کنید، قدرت یادآوری شما بنا به دلایل زیر بهبود می یابد:

-از قسمت بیشتری از مغز خود استفاده می کنید و در نتیجه توانایی های قدرتمند

شما را بیشتر بر موضوعی که در مورد آن کار می کنید، متمرکز می سازد.

-ایجاد و طراحی نقشۀ ذهنی سریع تر از نوشتن مطالب انجام می شود و لذت بخشتر

و سرگرم کننده تر است.

-فرآیند نقشه کشی ذهنی شما را ملزم می دارد تا در بارۀ یک عنوان به چندین روش

متمرکز فکر می کنید، نه این که فقط آن را بنویسید.

-ویرایش و مرور اطلاعات در فرم نقشۀ ذهنی بسیار آسان تر از نوشتن آن به صورت

طولی است.

چگونه نقشۀ ذهنی خود را طراحی کنید

خلق نقشۀ فرآیندی درست است. جهت شروع، خودتان این تمرین را مبتنی بر عنوانی

آشنا امتحان کنید.

یک ورق کاغذ بردارید و آن را از وسط تا بزنید به طوری که از قسمت طولی تا بخورد

تا چشم انداز شما به عنوان چارچوب مشخص شود.

دست کم از سه مداد رنگی استفاده کنید و تصویر خود را در وسط کاغذ بکشید. نگران

نباشید، نیازی نیست نقاشی شما زیاد خوب باشد. قرار نیست که تصویر درست شکل

شما باشد: این تصویر فقط برای نقطۀ شروع آن جا قرار می گیرد.

همۀ زمینه های مهم زندگی خود را در نظر بیاورید و برای نشان دادن هر کدام

شاخه های اصلی را از تصویر مرکزی خود به سمت بیرون بکشید. برای هر شاخه از

یک مداد رنگی استفاده کنید. برای نمونه، ممکن است شاخه هایی از خانواده،

سرگرمی ها، کار ، دوستان، خانه، تعطیلات و هر آن چه برای شما مهم است، داشته

باشید. لغات کلیدی را بنویسید و برای شاخۀ اصلی یک تصویر بکشید.

شاخه ای کوچک تر بکشید که از شاخۀ اصلی بیرون می آید، تا جزئیات بیشتری را به

زمینۀ هر عنوان بیفزایید. هر کدام را با یک لغت کلیدی برچسب بزنید یا تصویری متناسب

با آن بکشید.