نوشته‌ها

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

روش های مدیریت زمان

-خودارزیابی

-تندخوانی

-قانون رعایت سادگی و فشردگی

-قاطعیت

-انطباق با محیط و شرایط

-اتخاذ نگرش مثبت به زندگی

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می شوند.

۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته از کارهایی هستند که افراد موفق و نا موفق

را از هم جدا می کنند و معمولاً افراد ناموفق آنرا به تعویق می اندازند.

۳- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.

۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم

و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس) خود را به این کارها سرگرم

می کنند.

تأخیر در انجام کارهای دستۀ دوم اضطراب آور است و انرژی را از بین می برد. مثلاً با خودتان

می گویید که حالا سه ماه وقت دارم برای خواندن این درس، و همچنان مطالعه را به تعویق

می اندازید…

تمام موفقیت ها و  پیشرفت های انسان در گرو انجام کارهای نوع دوم است. افراد موفق

برای این دسته کارها اضطرار زمانی ایجاد کرده و آنرا انجام می دهند. مثلاً با خود می گوید:

من باید هر روز مقداری از کتاب را برای امتحانم بخوانم.

توجه داشته باشید که وقت کارهای مهم را باید از کارهای غیر اضطراری و غیر مهم در آورد.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است.

مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی:

۱-از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.

۲-کارها را اولویت بندی کنید.

۳-راهزنان وقت را بشناسید و راه های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

 –صحبت های کم اهمیت

-میهمان ناخوانده

– مطالعۀ مطالب کم اهمیت و غیر ضروری

روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه

– تلفن های مزاحم و غیر ضروری

– نداشتن

انضباط کاری

– سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری

– دوباره کاری

– ناتوانی نه گفتن به خواسته های نابج

ا- نداشتن تمرکز حواس

– عادت امروز و فردا کردن

– ترس از شکست

راه های ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده( مثل زمان هایی که در انتظار اتوبوس هستیم).

۲- انجام کارها به طور همزمان

۳- تنظیم وقت خواب

۴- کنترل بیشتر روی وقت تفریح

۵- نه گفتن به درخواست های غیر مهم

۶- عقب انداختن کارهای غیر مهم

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

سؤالاتی که برای مدیریت زمان باید از خود بپرسید:

-چه درصدی از کارهایم از پیش برنامه ریزی شده است؟

-آیا کارهای برنامه ریزی شده، بیش از حد انتظار به طول انجامید؟

-چند مورد وقفه در کارهایم ایجاد شد؟

-آیا بهره وری داشتم؟

-چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتم؟

-چگونه می توانم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشم؟

-برای چند درصد از وقت خود می توانستم برنامه ریزی درستی به عمل آورم؟

شناخت عوامل اتلاف زمان:

-جلسات

-تماس های تلفنی

-تعلل

-آشفتگی و عدم تمرکز

 

تغییر دادن عادت ها:

-برای ایجاد تغییر فرآیند چهار مرحله ای زیر را باید در مورد هر یک از عوامل

اتلاف زمان بکار ببریم:

-یادداشت کردن عامل اتلاف زمان

-تهیۀ فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت

-تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان

-پرورش عادت صرف جویی در زمان

مدیریت زمان یعنی استفادۀ بهینه از وقت

برای رسیدن به این هدف باید:

-عادتهای قبل را فراموش کنیم.

-روش های جدید را بیاموزیم.

-برای ترک عادات نادرست و یادگیری روش های جدید صبور باشیم.

مقاله حوزۀ شنیداری

زمانی که مشغول فعالیت ذهنی هستید درست وقتی که حوزۀ دیداری فضایی تان

به طور خلاصه تصاویر را ذخیره می کند حلقۀ شنیداری تان نیز تعداد اندکی از صداها

را برای مدت زمان کوتاهی ذخیره می کند. شما می توانید همان تعداد لغتی را که

برای خود عرض ۵/۱ ثانیه تلفظ می کنید در ذهن خود نگه دارید. بنابر این لغات کوتاه

را بیشتر از لغات بلند می توانیدب ه خاطر بسپارید.

مثال خوب برای درک این مطلب زمانی است که تلاش می کنید گفته های شخصی

که در حال صحبت بوده است را به خاطر بسپارید. در حالت عادی و بدون این که آموزشی

برای قرار دادن این اطلاعات در حافظۀ بلند مدت خود دیده باشید فقط می توانید به طور

واضح و آشکار کلماتی را به خاطر بیاورید که در ۵/۱ ثانیۀ آخر گفته شده است. هر چند

که نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هر چند که

نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هم چنین به دلیل

محدودیت ۵/۱ ثانیه ای توانایی شما در بخاطر سپاری اسامی کوتاه تر نسبت به

اسامی طولانی تر بیشتر خواهد بود. مثل زمانی که شما به تعدادی از افراد نا آشنا

در یک مراودۀ کاری یا در یک مهمانی معرفی می شوید.

چنانچه کار با انواعغ مختلف تصاویر دیداری باعث بروز تداخل می شود کار با انواع مختلف

صداهای شنیداری نیز باعث بروز تداخل خواهد شد، مثلاً زمانی که سعی می کنید شماره

تلفنی را به خاطر بیاورید و همزمان با آن شخص مطلبی را به شما بگوید در توانایی شما

در به خاطر آوردن شماره تداخل ایجاد خواهد شد. در حالی که اگر همزمان که تلاش می کنید

شماره ای را به خاطر بیاورید به چیزی نگاه کنید تداخلی در به خاطر آوردن آن شماره ایجاد

نخواهد شد. چون فرآیند دریافت تصویری در حوزۀ دیداری فضایی انجام می گیرد.

همانطور که تصویر دیداری می تواند باعث اشتباهات حافظه ای شود شنیدن کلمات یا اعدادی

با صداهای مشابه نیز می تواند همچنین باعث بروز اشتباه شود. اما دلیل این که تصاویر

دیداری در زمان یادآوری کلمات یا صداهای شنیداری وقتی به طور همزمان به هر دو مورد

مشغول هستید تداخل ایجاد نمی کنند این است که فرآیند های صوتی رد ر بخش دیگری از

مغز که نیمکرۀ چپ می باشد انجام می گیرند. این بخش کنار بخشی است که که با زبان

سر و کار دارد. به علاوه زمانی که اطلاعات صوتی در قطعۀ آهیانۀ مغز ذخیره می شود و

شما با این اطلاعات کار می کنید قطعۀ قدامی که فرآیند گفتار در آن بخش انجام می گیرد

نیز فعال می شود.

مقاله حوزۀ شنیداری

حافظۀ رویدادی

اساساً این بخش از حافظۀ کاری یک انبار موقت است که می تواند اطلاعاتی را که از

حوزۀ دیدار ی فضایی، حلقۀ شنیداری و همچنین حافظۀ بلند مدت خود می گیرند باهم

ترکیب کند. این مورد مانند دفتر یا صفحه ای است که بر روی آن برنامه پردازش کلمات

را انجام می دهید. یعنی با جملات و عکس های تصویری کار کرده  سپس فکر می کنید

دوست دارید به اطلاعاتی که از قبل در حافظۀ خود دارید چه چیز دیگری را اضافه کنید.

حافظۀ رویدادی به طور فعال اطلاعات را اداره می کند تا بتواند تجارب گذشتۀ خود را تفسیر

کند، مسئله های جدید را حل کرده و برای فعالیت های آینده برنامه ریزی کند.

برای مثال به همکارتان بگویید وقتی سرکار هستید چیزی به شما بگوید تا شما را برنجاند

در اینجا ممکن است کلمات گفته شده توسط آن فرد و شرایطی که در آن  اینکلمات گفته

شده است را در نظر بگیرید و همچنین به این فکر کنید و به خاطر بیاورید که همکارتان قبلاً

با شما چطور رفتار می کرد سپس این حافظه رویدادی است که به شما کمک می کند تا

با چگونگی تفسیر این رفتار رنجش بار سریعاً تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید.

مدیریت مرکزی

نهایتاً این مدیر مرکزی است که اطلاعات را از سه سیستم دیگر جمع کرده و کامل

می کند. به علاوه عملکرد مدیر مرکزی به شما کمک می کند تعیین کنید تمرکز خود

را بر روی چه چیزی معطوف کنید و همچنین اطلاعات غیر مربوط و بی اهمیت را سرکوب

می کند تا بتوانیدتمرکز خود را بر روی مواردی که مهم است حفظ کرده و حواس خود را برای

مواردی که مهم نیستند پرت نکنید.

این بخش همچنین به شما کمک می کند تا با طرح استراتژی ها و رفتارهای هماهنگ

بتوانید تصمیم بگیرید و در گام بعدی چه کاری باید انجام داده و چه کاری را نباید انجام دهید.

و به این ترتیب است که نمی توانید از کاری که می خواهید انجام دهید کناره گیری کنید.

این بخش مانند یک مدیر ارشد و مسئول کل سیستم های دیگر در نظر بگیرید که خودش

هیچ اطلاعاتی را ذخیره نیم کند. بلکه مانند مدیر یک شرکت چیزهایی را که بخش های

دیگر حافظه باید انجام دهند را اولویت بندی می کند. مدیر مرکزی مانند سوپروایزراجرایی

یک سازمان تصمیم می گیرد کدام مورد مستحق توجه کردن است و کدام مورد باید نادیده

گرفته شود.