نوشته‌ها

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

یوگا یکی از ورزش هایی است که فواید آن برای سلامت مغز بارها و بارها مورد تأکید

قرار گرفته است. شما هم می توانید بدون هیچ وسیلۀ خاصی، این ورزش را در هر

کجا که هستید، انجام دهید. برای این کار:

  • محیطی آرام و بی سرو صدا فراهم کنید.
  •  روی یک صندلی بدون تکیه گاه، صاف بنشینید.
  • شروع به نفس کشیدن کنید. به آرامی هوا را از بینی بگیرید و از دهان خارج کنید. فقط

      به صدای نفس های خود توجه کنید. به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

  • اکنون آرام آرام جملاتی مانند (( نگران هیچ چیز نباش، همه چیز درست می شود، من

خوشحالم و …..)) را در ذهن خود تکرار کنید. می توانید به جای این جملات یک ذکر مذهبی

نظیر صلوات را تکرارکنید

  • -پنج دقیقه این کار را انجام دهید. بعد از این مدت احساس خوبی خواهید داشت.
  • -این ورزش را حتماً به صورت روزانه انجام دهید.
  • -ورزش یوگا در توانمند سازی مغزی بسیار اهمیت دارد زیرا:
  1. خواب را منظم می کند.
  2. جریان خون مغز را بهبود می بخشد.
  3. ارتباطات بین سلول های عصبی را تقویت می کند و بدین طریق حافظه را بهبود می بخشد.
  4. استرس را کم می کند.
  5. افسردگی را بهبود می بخشد.
  6. فرد را در رسیدن به اهدافش مصمم می کند.
  7. باعث سلامت روح و روان می شود.

 

تمرین هایی برای افزایش توان مغز

پاراگراف های زیر را با دقت بخوانید و دور تمام حروف مورد نظر خط بکشید

و تعداد آن را یادداشت کنید.

الف)حرف (( م)) :

به تازگی، تحقیقات گسترده ای برای سنجش میزان سلامت افراد تن پرور یا

کارمندانی که بنا به اقتضای کاری، ساعات زیادی پشت میز می نشینند،

صورت گرفته است. متأسفانه نتیجۀ عمومی این تحقیقات نشان می دهد

افرادی که سبک زندگی کم تحرکی دارند، حتی با انجام فعالیت های ورزشی

نیز از خطرات مربوط به نشستن در امان نخواهند بود.  

تحقیقات جدید نشان می دهد که یکی از راه های اصلی حفظ سلامت،

ایستادن و پرهیز از نشستن در ساعات طولانی است. کسانی که بیش از

۱۱ ساعت در روز می نشینند فارغ از این که در ساعات دیگر روز چقدر فعال

و در حرکت باشند، به نسبت سایرین احتمال بیشتری از مرگ زودرس روبه رو

هستند.

 اگر محیط و سبک زندگی تان به گونه ای است که نمی توانید از نشستن

اجتناب کنید، توصیه می کنیم ارتفاع میز را طوری تغییر دهید که به حالت

ایستاده نیز بتوانید امور روزمرۀ خود را به انجام برسانید یا زمانی که از کار

روزانه فارغ شده، در تعطیلات آخر هفته به سر می برید، تحرک بیشتری از

خود نشان می دهید.

تعداد حروف(( م))………………….

ب)حرف (( ت)):

از نیازهای گروهی انسان می توان نیاز به عشق و محبت، تعلق و مورد

توجه دیگران قرار گرفتن را نام برد. انسان احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد

یا از مقام و موقعیت خاصی برخوردار شده، عنصری ارزشمند تلقی شود.

در آخر نیاز به کمال، والاترین و بالاترین سطح نیازهای انسانی است. هر فرد

مهارت ها، توانایی ها و قابلیت هایی دارد. چنانچه به شخص فرصت و امکان

داده شود و محیط مناسبی برایش فراهم شود تا بتواند با قضاوت و تشخیص

خود، از استعدادهایش بهره گیرد و تصمیم اتخاذ کند، در جهت خودیابی گام

برداشته است. از سوی دیگر، محیطی که در آن به شخص کم تر ابراز وجود

و تصمیمات مستقل داده می شود، ارضای نیاز خودیابی دچار اختلال می شود.

تعداد حروف(( ت))……………………………..

برای استفاده از تمرینات بیشتر می توانید به این صفحه مراجعه کنید.

روی کلماتی که خوندید رو بپوشونید

چشمهای شما موقع مطالعه اغلب به کلمات ماقبل برمی گردد اغلب اوقات

این نگاه کوتاه، یادگیری رو هم افزایش نمیده. وقتی می گوییم روی کلماتی

که خوندید رو بپوشونید یعنی اینکه  یک کارت را روی کلمات و جملاتی که قبلاً

خوندید قرار دهید تا دیگر توجهتان به آن جملات جلب نشود.

و خودتان رو عادت بدهید که کم کم این عادت غلط به عقب برگشتن را ترک

کنید.

عمل نگاه به عقب بیشتر مواقعی اتفاق می افتد که نتونستند خونده هاتون رو

درک کنید. اگر چشمهاتون به چندین کلمه یا سطر عقب برمی گردد، علامتی

است که نشان می دهد باید سرعت مطالعه تون رو کمتر کنید.

آدامس بجوید تا تندتر بخوانید

الف) با این روش ها می تونید این عادت رو به حداقل برسونید:

۱- آدامس بجوید تا تندتر بخوانید: در این حالت ماهیچه هاتون مشغول

میشن و دیگه کلمات رو با صدای توی سرتون تکرار نمی کنید.

۲- اگر به هنگام خواندن لب هاتون رو تکون می دید، انگشتتون رو جلوی

دهنتون بگیرید.

ب) صحبت کردن با خود را متوقف کنید.

اغلب وقتی مطالعه می کنیم، مطالب خوانده شده رو توی سرمون

با صدا تکرار می کنیم (ساب وکالیست) یا اینکه گلومون رو به حالتی

که انگار داریم کلمات رو ادا می کنیم، حرکت می دهیم. این ممکنه

برای به یاد سپاری مفاهیم کمکتون کنه، ولی سرعت مطالعه رو کاهش

خواهد داد.

پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین عضو بدن

مغز شما پیچیده ترین شیء شناخته شده در جهان است. در هر لحظه میلیون ها

پیام به سرعت از سیستم عصبی شما عبور می کند که مغز را برای دریافت، پردازش

و ذخیرۀ اطلاعات و ارسال دستور به سراسر بدن قادر می سازد. مغز بسیار بیشتر

از آن چه که شما فکر می کنید اهمیت دارد.

شما می توانید فکر کنید، رویا پردازی کنید، با دیگران صحبت کنید و حرف های آنها را

بفهمید، برای کارهای روزانۀ خود برنامه ریزی کنید، خاطرات خود را مرور کنید و احساسات

خود ابراز نمایید. این موارد تنها بخشی از مهارت های یک مغز سالم است که مانند

ساعت کار می کند. اما این ساعت نیز گاهی بر اثر عوامل مختلف از کار می افتد و

نیاز به تعمیر پیدا می کند. اما این ساعت نیز گاهی بر اثر عوامل مختلف از کار می افتد

و نیاز به تعمیر پیدا می کند.

شرایط مختلف مانند استرس ها و فشارهای مزمن، مصرف مواد یا ضربه به سر، از

عواملی هستند که می توانند به طور جدی به مغز آسیب برسانند و توانایی های آن

را به طور چشم گیری کاهش دهند.

افزایش سن نیز ممکن است منجر به افت عملکردهای مغزی شود. در این شرایط، به

کار بردن راهکارهای بازتوانی برای ترمیم مغز آسیب دیده یا کم توان و بازگرداندن توانمندی

های اولیه، لازم و ضروری است. یکی از این راهکارها، حل منظم تمریناتی است که با

هدف بهبود مهارت های ذهنی از قبیل حافظه، توجه و حل مسئله طراحی شده است.

برای مثال تمریناتی مانند : یافتن تفاوت دو تصویر یا انجام محاسبات ریاضی.

غداهای مغز چه چیزهایی است؟

برای داشتن مغزی سالم و جوان، باید مراقب رژیم غذایی خود باشید و از غذاهایی

استفاده کنید که به بهبود تقویت مغز آسیب دیدۀ شما کمک کند. برخی از مهم ترین این

غذاها عبارتند از:

-ماهی از هر نوعی که در دسترس شما قرار دارد. ماهی سرشار از یک مادۀ غذایی مهم

به نام امگا۳ است که برای سلامت سلول های مغزی بسیار اهمیت دارد.

-میوه ها و سبزیجات به ویژه انواع رنگی آن ها مانند انار، انگور، توت فرنگی، اسفناج،

هویج و….. که منبعی غنی از آنتی اکسیدان ها هستند وبرای ترمیم سلول های آسیب

دیدۀ مغزی لازمند.

-آجیل و دانه های روغنی مانند گردو، فندق، بادام، کشمش و مویز که سرشار از ویتامین

(( ایی)) و انواع املاح ضروری هستند و فعالیت مغزی را افزایش می دهند.

-حبوبات مانند عدس و لوبیا که حاوی مواد مغذی مثل پروتئین، فیبر، ویتامین، مواد معدنی

و آهن هستند.

-تخم مرغ که علاوه بر این که یکی از مهم ترین منابع تأمین کنندۀ انرژی برای مغز است،

به بهبود حافظه نیز کمک زیادی می کند.

-آب که ساده ترین و در دسترس ترین نوشیدنی است و خواص مفید بسیار زیادی دارد.

در طول روز به اندازۀ کافی آب بخورید، حتی اگر هم تشنه نمی شوید.

-گوشت قرمز در مقدار کم نیز می تواند بخشی مفید در رژیم غذایی برای تقویت توان مغزی

باشد.

مطالعات نشان می دهد رژیم غذایی متنوع و همراه میوه جات و سبزیجات تازه احتمال ابتلا

به بیماری آلزایمر را تا ۴۰ درصد کاهش می هد.

پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین عضو بدن

معجزه ای برای تقویت مغز

برخلاف گذشته که تصور می شد آسیب به مغز، صدمه ای غیر قابل بازگشت و درمان است،

امروز می بینیم که بسیاری از این بیماران می توانند بخش قابل توجهی از توانایی ای از

دست رفتۀ خود را در فرآیند بازتوانی به دست آورند. در واقع دورۀ بازتوانی همان معجزه ای

است که مغز آسیب دیدۀ شما را ترمیم می کند یا مغز کم کار شما را دوباره تقویت می کند

و به تدریج توانایی های آن را بهبود می بخشد. برای آن که بتوانید مفهوم بازتوانی مغزی را

بهتر درک کنید، بیایید با یک مثال شروع کنیم:

تصور کنید وارد شهر بازی شده اید. وسایل بازی مختلفی در این شهر بازی وجود دارد که تنها

برخی از آن ها توجه همه را به خود جلب می کند. این بازی های پرطرفدار، در واقع همان

مناطقی از مغز شما هستند که به خاطر داشتن فعالیت بالای سلول های عصبی ، بسیار

قوی هستند. اگر می توانید به خوبی محاسبات ریاضی را انجام دهید، پس منطقۀ مربوط

به مهارت های محاسباتی در مغز شما خوب کار می کند. اما در مقابل، مناطق کم کار و

تنبل، همان قسمت های آسیب دیده ای هستند که به فعال سازی و تحریک نیاز دارند و

این همان چیزی است که در دورۀ بازتوانی مغزی صورت می گیرد. مغز شما هم مانند عضلات

بدن به ورزش نیاز دارد که البته کمی باورزش های معمول متفاوت است. در عین حال هردو

نوع ورزش مغزی و عضلانی باعث بهبود خون رسانی وقوی تر شدن این اعضا می شوند.

برای مثال حل جدول همانند انجام حرکات کششی برای مغز است که نتیجۀ آن بالا رفتن

مقاومت مغز شماست.

چگونه شبها راحت تر بخوابیم؟

خواب کافی در شب، برای همه حتی افراد سالم نیز اهمیت دارد. اگر شما تنها یک شب

نتوانید خوب بخوابید، بدون شک روز بعد متوجه نتایج آن در قالب خستگی و کاهش عملکرد

ذهنی خواهید شد. راهکارهایی وجود دارند که به شما کمک می کنند تا شب ها راحت تر

به خواب بروید:

-هر شب سر ساعت معینی بخوابید و هر روز صبح رأس ساعتی مشخص بیدار شوید. با این

کار بدن شما نیز به این نظم درونی عادت می کند.

-سعی کنید شام را حداقل سه ساعت قبل از خواب بخورید.

-به طور منظم و روزانه ورزش کنید، البته ورزش نباید قبل از خواب شب انجام شود.

-هنگام خواب، اتاق خوابتان باید تاریک و بی سروصدا باشد.

-اگر پانزده تا بیست دقیقۀ اول خوابتان نبرد، خود را مجبور به خوابیدن نکنید. خواندن یک

صفحه کتاب یا روزنامه به سرعت چشم هایتان را خسته و شما را آمادۀ خواب می کند.

-در طول روز استراحت های کوتاه مدت داشته باشید. خوابیدن طولانی مدت در طول روز

ساعت خواب شب را برهم می زند اما خواب مناسب در میان روز توانمندی مغزی شما را

افزایش می دهد.

اضطراب، استرس، درد، آشفتگی های درونی و برخی داروها کیفیت و کمیت خواب شبانه

را کاهش می دهند. پس اگر می بینید شب ها نمی توانید خوب بخوابید، علت آن را پیدا

کنید و به دنبال رفع آن باشید.

خواب ناکافی نه تنها عملکرد مغزی را کاهش می دهد، بلکه با تضعیف سیستم ایمنی بدن،

آن را مستعد ابتلا به بیماری های متعدد می کند.

اگر تنها پنج دقیقه فرصت دارید

مغز شما عضوی توانمند است که در کیفیت و طول عمر شما نقش بسیار مهمی ایفا می کند. مغز همچون فرماندهی است که تمام فعالیت های انسان را در طول روز کنترل و هدایت می کند. واضح است که اگر این عضو به خوبی کار نکند یا دچار خطا شود، زندگی مختل و حتی متوقف می شود. اما از سویی دیگر، آسیب و ضعیف شدن مغز هم به معنای آخر خط نیست و عموماً در صورت خواست و تلاش شما، راه برگشتی وجود دارد. دانش آموزی که نمی تواند مطالب درسی خوانده شدۀ شب قبل را هنگام امتحان به یاد بیاورد،خانمی که نمی تواند حین آشپزی نسبت مواد لازم را متناسب با تعداد افراد رعایت کند، کارمندی که برای انجام محاسبات ریاضی حتماً به ماشین حساب نیاز دارد، پزشکی که نام بیماران خود را فراموش می کند یا حتی بیمارانی که بر اثر آسیب مغزی بخش عمده ای از توانایی های ذهنی خود را از دست داده اند، نباید این مشکلات را ساده بپندارند  و به آن ها توجه نکنند، زیرا با گذشت زمان این  مشکلات شدیدتر می شوند و خود را با عواقب جدی تری مانند اختلال در جریان کار و زندگی و از دست دادن موقعیت های شغلی و اجتماعی نشان می دهند. همان طور که سلامت قلب، برای شما اهمیت دارد و با کوچک ترین احساس درد در آن نگران می شوید و حتی به پزشک مراجعه می کنید، مغز هم باید برایتان اهمیت داشته باشد. شما حتی نباید منتظر نشانه هایی از ضعیف شدن مغز باشید و بعد به دنبال را حل بگردید. همان طور که ورزش کرده، سعی می کنید غذاهای سالم مصرف کنید تا قلب خود را سالم نگه دارید، باید به مغز خود هم رسیدگی کنید. مغز از شما انتظار دارد علاوه بر این که مراقب رژیم غذایی و استراحت آن هستید، به درستی از آن استفاده کنید و نگذارید تنبل شود. برای مغز خود فعالیت های تفریحی و سرگرم کننده ای پیدا کنید که خودتان هم از انجام آن ها لذت می برید. حل جدول، بازی های کامپیوتری، بازی های فکری گروهی ، حل جداول واژگان و سودوکو علاوه بر این که مغز شما را برای مدتی درگیر فعالیت های مفید و سازنده می کند، به شما احساس نشاط و شادی هم می دهد. اگر شما این فعالیت ها را به طور مرتب و روزانه انجام دهید، بعد از مدتی می بینید که فراموش کردن و حواس پرتی دیگر برای شما معنی ندارد.

اما به این نکته هم توجه داشته باشید که در این مسیر باید صبور باشید. بهبود توانایی مغز اتفاقی نیست که یک شبه رخ دهد، باید صبور باشید و با پشتکار این راه را ادامه دهید. تغییرات در هر مرحله، کوچک و تدریجی است.

اگر تنها سی ثانیه فرصت دارید:

برای یک لحظه چشم های خود را ببندید و چنین تصویری را در ذهن خود تصور کنید:

شما در نود سالگی هستید و هنوز می توانید به راحتی عملیات ریاضی را به صورت ذهنی انجام دهید، یاد خاطرات دوران کودکی و اولین روز مدرسه بیفتید، نقطۀ اتکای دیگر اعضای خانواده برای ارائۀ مشاوره و انجام تصمیم گیری های خردمندانه باشید و برای خود بهترین غذاها را درست کنید. اگر چه در ظاهر ،این تصویر، یک ایده آل ذهنی است، می توان به واقعیت هم تبدیل شود. اگر شما بتوانید از مغز خود در سنین پایین تر درست استفاده کنید و مراقب سلامت آن باشید، مغز هم با شما همکاری می کند و تا آخر عمر شما را تنها نمی گذارد. همان طور که با بالا رفتن سن، پوست چروکیده می شود و موها سفید، مغز هم در این سنین دچار تغییراتی می شود که شاید در ابتدا برای ما نگران کننده و حتی غیر قابل باور باشد. این که نمی توانیم مانند گذشته به سرعت تصمیم بگیریم، نسبت به رخدادهای اطراف خود به موقع واکنش نشان دهیم، خاطرات جدید را به آسانی به یاد آوریم و…….. همگی واقعیت هایی طبیعی هستند، که یک روز برای همۀ افراد رخ می دهند و همۀ ما باید به طور منطقی آن ها را بپذیریم. البته در همین شرایط، برخی از مهارت های شناختی ما قدرتمند تر هم می شود و در حقیقت به بلوغ کامل می رسند. این که افراد میان سال می توانند با تکیه بر دانش و تجربه ای که طی سال ها کسب کرده اند، تصمیمات خردمندانه ای بگیرند یا قضاوت درستی انجام دهند، مصداق همین بلوغ و پختگی است. آن چه اهمیت دارد این است که بتوانیم با استفاده از روش ها و ابزارهایی که دردست داریم نقاط ضعف خود را جبران کنیم و بر توانمندی های خود بیفزاییم. برای آن که بتوانید سلامت کارکرد مغز خود را در سنین بالاتر بیمه کنید، از همین امروز شروع کنید و بدانی که هیچ گاه برای شروع دیر نشده است، اگر چه ممکن است این آغاز در سنین بالا کمی دشوارتر باشد. برای مغز خود برنامۀ منظمی بچینید و در آن رژیم غذایی سالم، خواب کافی و ورزش مناسب را در نظر بگیرید. برای کار و استراحت مغز زمان بندی درست تعریف کنید. مغز شما باید حتماً هر روز در گیر یک فعالیت ذهنی سرگرم کنندۀ جهت دار باشد. برای مثال یک روز بر فعالیتی که جهت بهبود حافظه و توجه است، متمرکز شوید و روز بعد به عملیات محاسباتی بپردازید. این برنامه باید در شروع، سبک و ساده باشد تا مغز را زیاد خسته نکند.

اینک قلم و کاغذ بردارید و با دقت و آرامش شروع کنید:

چالش های مغزی بین جلسه ای:

کدام فعالیت ها در زندگی روزانه به بهبود فعالیت مغز من کمک می کنند؟

تحقیقاتی که امروزه در حوزۀ توانمند سازی عملکردهای مغزی انجام می شوند، نشان می دهند که علاوه بر حل منظم و پیوستۀ تمرینات مغزی مانند تمریناتی که در ادامه ارائه خواهد شد، تمرینات خاصی در فعالیت های روزمره نیز می تواند در ارتقای سلامت مغز و عملکردهای آن بسیار مؤثر باشد. این تمرینات که تحت عنوان استراتژی ها کاربردی برای توانمند سازی مغز خوانده می شود، اغلب به گونه ای طراحی می شوند که افراد بتوانند بدون نیاز به امکانات خاصی آن ها را به طور منظم انجام دهند ودر برنامۀ روزانۀ خود بگنجانند.

گام اول: چالش طبقه بندی مفاهیم

برای گام اول چالش به نسبت آسان و آشنایی را برای شما در نظر گرفته ایم. انجام این تمرین، علاوه بر ارتقای سرعت پردازش های ذهنی، حافظه و تمرکز شما را نیز تقویت می کند. برای انجام این چالش، ابتدا با طبقۀ میوه ها شروع می کنیم. کاغذ سفیدی بردارید و سعی کنید در یک دقیقه هر تعداد میوه که به ذهنتان می رسد روی کاغذ بنویسید. بعد از اتمام یک دقیقه، تعداد میوه هایی را که نوشته بودید، بشمارید وآن رایادداشت کنید. اکنون به سراغ طبقۀ حیوانات می رویم. همین کار را در مدت زمان یک دقیقه با نام حیوانات انجام دهید. بعد از پایان این مدت زمان، تعداد را یادداشت کنید. حال در طول روزهای هفته تا قبل از شروع انجام تمرینات بخش بعدی هر روز پنج طبقۀ دیگر را که اعضای متعددی دارند نظیر انواع ماشین ها یا انواع گل ها پیدا کنید و همین تمرین یک دقیقه ای را دربارۀ هر کدام از آن ها انجام دهید.

گام دوم: چالش داستان نویسی

برای گام دوم، می خواهیم نقش یک نویسنده را به شما بدهیم و شما را به چالش نوشتن یک داستان کوتاه دعوت کنیم. هدف از این تمرین ارتقای مهارت های کلامی و منطق است که در قالب نوشتن جملات معنادار ،منسجم و منطقی در مدت زمان تعیین شده صورت می گیرد. برای انجام این تمرین کاغذ سفیدی بردارید ادامۀ جملۀ زیر را در قالب یک داستان کوتاه بنویسید:

(( دیروز برای خرید به فروشگاه رفته بودم، هنگام عبور از مقابل قفسۀ خوراکی ها ناگهان متوجه شدم…))

سعی کنید ادامۀ جملۀ بالا را در حداکثر پنج دقیقه بنویسید. بعد از پایان این مدت زمان، تعداد واژه های نوشته شدۀ خود را بشمارید و یادداشت کنید. هرچه تعداد واژگان شما بیشتر باشد، تمرین را بهتر انجام داده اید. هر روز برای خود یک چالش داستان نویسی طراحی کنید و در پنج دقیقه حل کنید.

گام سوم: چالش حفظ شعر

حتماً شما هم یک یا چند تا از شعرهای درس فارسی دوران مدرسه تان را به خاطر دارید و هر از چندگاهی بیتهایی از آن را برای خود می خوانید و به یاد خاطرات دوران تحصیل خود می افتید. از آن جا که حفظ شعر و تکرار آن، یکی از فعالیت هایی است که در تقویت حافظه و گنجایش آن برای ذخیرۀ اطلاعات، مؤثر است، ما می خواهیم امروز شما را به چالش حفظ شعر دعوت کنیم. برای این کار شعری کوتاه از یک دیوان اشعار مانند حافظ انتخاب کنید واز روی آن چند مرتبه با دقت بخوانید. سعی کنید در حین خواندن شعر، تصاویر مرتبط با واژگان به کار رفته در شعر را در ذهن خود بسازید. در طول روز، چند مرتبه این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید شعر را به طور کامل حفظ کرده اید. در روزهای بعد، سعی کنید بدون نگاه کردن به شعر آن را از حفظ برای خود تکرار کنید.

گام چهارم: چالش ساعت برعکس

آیا تا به حال تجربۀ بستن ساعت مچی خود را به طور وارونه داشته اید؟ این تمرین، چالش امروز است. برای این کار از صبح که بیدار می شوید، ساعت مچی خود را بر عکس ببندید و سعی کنید در طول روز چندین بار به آن نگاه کنید وزمان را تشخیص دهید. بدون شک این تمرین ابتدا برایتان دشوار است، زیرا با این کار تغییری جدید در فعالیت معمول مغز ایجاد کرده ایم که به آن عادت ندارد. هر بار که بخواهیم از روی ساعت وارونه زمان را بگوییم، مغز مجبور می شود با صرف انرژی بیشتر به زمان توجه کند و با در نظر گرفتن جهت جدید قرار گیری اعداد و عقربه ها، زمان را درک کند. این تمرین یکی از تمرینات نوروبیک است که سعی دارد مغز را با شیوه ای جدید و غیر معمول فعال کند.

گام پنجم: چالش پرتاب توپ

یکی از تمریناتی که در تقویت و ارتقای توجه و تمرکز شما مؤثر خواهد بود، تمرین با توپ است. در صورتی که این تمرین به درستی انجام شود، مهارت بصری فضایی و سرعت واکنش شما را هم بالا می برد. برای انجام این تمرین، توپ کوچک نسبتاً سبکی را که هم اندازۀ توپ های تنیس است، بردارید و در حالی که ایستاده اید یا نشسته اید، آن را مستقیم به بالا پرتاب کنید و سعی کنید با تمرکز روی حرکاتش، آن را در حین پایین آمدن در دستانتان بگیرید و دوباره پرتاب کنید. در طول روز چند مرتبه این تمرین را انجام دهید. پرتاب یک توپ، نوع آسان این تمرین است و در صورتی که بتوانید این کار را با دو توپ یا تعدا بیشتری انجام دهید، فشار بیشتری بر تقویت تمرکز، سرعت عمل و مهارت های بصری فضایی خود اعمال کرده اید.

گام ششم: چالش دوران مدرسه

حافظۀ طولانی مدت، انبار ذخیرۀ اطلاعات قدیمی و گذشتۀ ما است که بخشی از اطلاعاتش در گذر زمان، به تدریج محو می شود. در صورتی که بتوانیم این اطلاعات را هر چند یک بار به یادآوریم، می توانیم از این حافظۀ خود مراقبت کنیم. یکی از تمریناتی که در این خصوص مؤثر خواهد بود، چالش دوران مدرسه است که ما امروز شما را به انجام آن دعوت می کنیم. برای این کار کاغذی بردارید و سعی کنید اسامی مربیان و  معلمانتان را از دوران دبستان خود به ترتیب بنویسید. این تمرین را می توانید با به خاطر آوردن اسامی همکلاسی های خود نیز انجام دهید.

گام هفتم: چالش بازی با لغات

یکی از تمریناتی که تأثیر قابل ملاحظه ای در بهبود سطح توجه و تمرکز شما دارد، تمرین بازی با لغات است. برای انجام این تمرین، صفحه ای از روزنامه یا کتابی که در اختیار دارید، انتخاب کنید و سعی کنید تعداد واژگان  به کار رفته با حرف(( ب)) را در متن بشمارید و دور آن ها خط بکشید. در تمرین بعدی، پاراگرافی از همان روزنامه یا کتاب را به دلخواه انتخاب کنید و این بار تعداد لغات استفاده شده در آن را صرف نظر از حروف الفبا، بشمارید و زمان آن را یادداشت کنید. این تمرین به صورت روزانه تکرار کنید.

گام هشتم: چالش انجام همزمان دو کار

تمرینی که امروز باید آن را انجام دهید، تلاش برای انجام همزمان دو کار است. انجام مؤثر این تمرین عملکرد مغز شما را در توجه همزمان به بیش از یک عامل افزایش می دهد و آن را قادر می سازد تا به راحتی بین دو فعالیت در حال انجام جابه جا شود. برای انجام این تمرین، کاغذ سفیدی بردارید و شروع به نوشتن جملۀ (( انجام همزمان چند کار، دشوار است)) کنید. به این ترتیب که با نوشتن هر حرف به کار رفته در این جمله، یک عدد نیز در پایین آن یادداشت کنید. اعداد را از یک شروع کنید و تا جایی پیش بروید که به آخرین حرف به کار رفته در جمله یعنی(( ت)) برسید. برای مثال اولین حرف این جمله(( الف)) است که بعد از نوشتن آن باید عدد ۱ را بنویسید، دومین حرف(( ن )) است که باید برای آن عدد ۲ را بنویسید. با این کار توجه شما به طور مداوم بین حروف و اعداد جابه جا می شود.

گام نهم: چالش ببین و بگو

این تمرین برای تقویت حافظۀ تصویری شما ارائه شده است.برای انجام این تمرین هر کجا هستید، سعی کنید یک دقیقه به اطرافتان با دقت نگاه کنید  هر آن چه در محیط می بینید، به خاطر بسپارید. بعد از پایان یک دقیقه، چشمانتان را ببندید واز اعدد ۱ تا ۳۰ به طور معکوس بشمارید. سپس هر آن چه در اطرافتان مشاهده کردید، برای خود بیان کنید. این تمرین را در فضاهای مختلف و به صورت روزانه انجام دهید.

گام دهم: چالش انجام محاسبات ذهنی

حال می خواهیم شما را به چالش انجام محاسبات ذهنی دعوت کنیم. این تمرین را باید در طول چندین مرتبه انجام دهید. برای شروع، عددی مانند ۱۰۰ را در نظر بگیرید و سعی کنید به طور ذهنی عدد ۳ را به صورت متوالی از آن کم کنید. برای مثال(( ۱۰۰، ۹۷،۹۴، ۹۱٫٫٫٫٫٫٫)) و سعی کنید سرعت انجام آن را به تدریج بالا ببرید و به خاطر داشته باشید که نمی توانید از انگشتان دست یا نوشتن روی کاغذ استفاده کنید. بعد از انجام اولین مرتبه، عدد دیگری مانند ۲۰۰ را انتخاب کرده، این بار سعی کنید۷ تا ۷ تا به آن اضافه کنید. انجام دهید. شما با این روش، حرکات دستانتان را تنها با استفاده از دستوراتی که از مغزتان و آیینه می رسد، هدایت می کنید.

گام دوازدهم: چالش در نقاشی

بسیاری از ما در دوران کودکی، اوقات فراغتمان را به نقاشی و رنگ آمیزی می گذراندیم و حتی نقاشی هایی را که بیش از بقیه دوست داشتیم به دیوار اتاقمان می چسباندیم. اما گذر زمان وغرق شدن در فعالیت های درسی و شغلی دیگر زمانی برای این کار نگذاشته  و مدت هاست از نقاشی و رنگ آمیزی دور مانده ایم. نقاشی و به ویژه رنگ کردن آن، تأثیر قابل توجهی در بهبود تقویت توجه و تمرکز خواهد داشت. زمانی که سعی می کنیم طرحی مشابه از روی مدل واقعی یا ذهنی بکشیم و بدون بیرون زدن از خطوط، طرح رسم شده را رنگ کنیم، مغز را برای صرف منابع توجه خود فعال کرده ایم. پس برای امروز کاغذ سفیدی بردارید و طرحی دلخواه روی آن بکشید و با رنگ های مناسب آن را رنگ آمیزی کنید. این تمرین را به صورت روزانه ادامه دهید.

گام سیزدهم: چالش برای پیروزی در بازی

حتماً شما هم با بازی های فکری همچون شطرنج،راز جنگل، مونوپولی، فکر بکر، دبرنا، مارو پله، اسم فامیل و پازل آشنایی دارید و حداقل یک بار آن ها را انجام داده اید. هر یک از این بازی ها سطحی از عملکردهای مختلف مغزی را درگیر می کند و بر تقویت آن ها اثر می گذارد. این فعالیت های فکری و سرگرم کننده، در صورتی که گروهی انجام شوند، عملکرد مغز را در برقراری ارتباطات اجتماعی و به ویژه درک احساسات دیگران افزایش می دهد. سعی کنید در طول هفته حداقل یک بار با اعضای خانواده یا دوستانتان به انجام چنین بازی هایی بپردازد. انگیزۀ شما برای بردن در این بازی ها، نیرویی مضاعف به مغزتان می دهد.

گام چهاردهم: چالش برای بحث

نظرتان راجع به اتفاقات روز چیست؟ با کدام یک از نظرات دوستتان موافق هستید و با کدام مخالف؟ از رفتار همکارتان در مقابل مدیر دفاع می کنید؟ به نظرتان نتیجۀ تصمیمی که امروز گرفتید چه می شود؟ و مواردی از این قبیل، مسائلی هستند که می توانید ساعاتی را در طول روز با خود یا با دیگران در موردشان بحث کنید و به صورت منطقی از نظریات خود دفاع کنید. در حقیقت چالش برای بحث، تمرینی کاربردی است برای تحریک عملکردهای متعدد مغزی مانند منطق، استدلال ، حافظه، توجه و سیالی کلامی. بنابر این از مقابل اتفاقاتی که در اطرافتان رخ می دهد، ساده نگذرید و در مورد آن ها صحبت کنید، نظر دهید و به نظرات دیگران گوش کنید.

گام پانزدهم: چالش احساسات

بسیاری افراد در تشخیص و درک احساسات خود و دیگران دچار مشکل هستند و نمی توانند به درستی بین احساسات مختلف تمایز قائل شوند. همین مسئله باعث می شود آن ها نتوانند درموقعیت های اجتماعی، رفتار درستی انجام دهند. چالش امروز برای درک و شناخت بهتر احساساتمان ارائه شده است. کاغذ سفیدی بردارید و از ابتدای روز احساساتی را که تجربه می کنید بنویسید. این کار را تا پایان روز ادامه دهید و در پایان نوشته های خود را مرور کنید. مطمئناً در طول روز در موقعیت هایی قرار میگیرید که نمی توانید عنوان مناسبی برای نوع احساستان پیدا کنید. در این شرایط، حالت های هیجانی خود را با واژگانی که برایتان ملموس است، توصیف کنید. در انتها می توانید برای درک بهتر این احساسات نامشخص از دیگران کمک بخواهید. با این کار به تدریج می آموزید که هر لحظه از حالات هیجانی و احساسات خود شناخت کامل داشته باشید.

گام شانزدهم: چالش ارزیابی

با پایان تمرینات جلسات شانزده گانۀ کتاب، مطمئن هستیم که به شناخت درستی از توانمند های مغزی خود رسیده اید و می دانید نقاط ضعف و قوت شما چیست. ما شما را به چالش ارزیابی مغز خود دعوت می کنیم. برای این کار کاغذ سفیدی بردارید و با رسم دو خط، آن را به سه بخش تقسیم کنید. بالای بخش اول عنوان (( نقاط قوت من)) بالای بخش دوم عنوان(( نقاط ضعف من)) و بالای بخش سوم نیز (( پیشرفت های من)) را بنویسید. حال خوب فکر کنید و از صفحۀ اول ورق بزنید. کدام تمرینات برای شما آسان بوده، کدام دشوار و کدام یک به تدریج و با پیشرفت جلسات بهتر شده اند. مهارت مغزی مرتبط با هر یک از این تمرینات را در یکی از سه ستون تعیین شده بنویسید. با انجام این کار، نقشه ای از وضعیت عملکردهای مغزی خود در اختیار دارید. از این پس باید بتوانید با بهره گیری از امکانات متعدد برای ارتقای نقاط قوت، بهبود نقاط ضعف و حفظ سیر پیشرفتتان تلاش کنید.

فرآیند یادگیری

علیرغم اهمیت خطیری که یادگیری در امر آموزش دارد، مشکل موجود در توضیح

اینکه یادگیری چگونه به وقوع می پیوندد و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر آن،

موضوعی مبهم و مغشوش مانده است. یادگیری فعالیتی بسیار پیچیده است. هر

یک از ما با جریان سیالی از تجربیات مستمر و گوناگون در سراسر لحظات هشیاری

و آگاهی خود، مواجه می شویم، که هر یک از آن ها می تواند به طور بالقوه باعث

افزایش یادگیری شود، در عین حال که اغلب آن ها ظاهراً بدون هیچ گونه اثر و ردپایی

از حیات ذهنی ما محو می شوند.

 این چه عاملی است که بعضی چیزها را به یاد ماندنی می سازد و بقیه را نه؟ چرا

چنین است که یک اتفاق و یا مسئلۀ خاص می تواند یادگیری را در یک نفر تهییج کند،

در حالی که هیچ اثر قابل ملاحظه ای بر نفر دیگر ندارد؟ چرا شخصی می تواند به

آسانی و سریع از معلمی فراگیری داشته باشد ولی از معلم دیگر نداشته باشد؟

چگونه است که ما می توانیم از تجربۀ خود درکی داشته، و هنگام مواجه شدن با

موقعیت ها و مشکلات جدید، از آن تجربه و معلومات به خوبی بهره برداری کنیم؟

خیلی از کارهای شما، حاصل یادگیری های تان است. اگر در جای دیگری از دنیا بزرگ

می شدید، به زبان دیگری حرف می زدید و غذاهای دیگری را دوست داشتید و به

نحوی که مشخصۀ آن فرهنگ بود، رفتار میکردید. چرا؟ چون محتوای یادگیری های تان

در آن فرهنگ فرق می کرد.

در یادگیری حروف الفبا آنقدر اشتباه می کنید تا بالاخره تمام حروف الفبا را یاد می گیرید.

به این ترتیب آدمی که حروف الفبا را نمی دانسته به آدمی تبدیل می شود که

حروف الفبا را می داند. یاد گرفتن هرچیز جدیدی، تغییر به دنبال دارد. وقتی الفبا را

یاد گرفتید، دیگر شما را ول نخواهد کرد. وقتی یاد گرفتید رانندگی کنید دیگر نیازی

به تکرار فرآیند یادگیری رانندگی ندارید. وقتی تصمیم می گیرید اسکیت سواری یاد بگیرید،

احتمالاً چند بار دست و پای تان می شکند تا بالاخره با یاد گرفتن یکی دو کلک ، از یک

مبتدی به آدمی که می تواند حداقل روی اسکیت بایستد تبدیل می شوید.

یادگیری، تأثیر نسبتاً پایداری بر رفتار می گذارد. شما الفبا را با تجربه کردن حروف یاد

گرفته اید. در عین حال به تجربه یاد گرفته اید که برای موفقیت در  امتحان باید درس بخوانید.

همچنین به تجربه یاد گرفته اید که برای موفقیت در امتحان باید درس بخوانید. همچنین

به تجربه یاد گرفته اید که شوت کردن توپ به بالای میلۀ دروازه در فوتبال آمریکایی، سه

امتیاز دارد یا کنسرت موسیقی راک، معمولاً با یک حرکت نمایشی افتتاحی شروع میشود.

با کنار هم چیدن این مثال ها به تعریف یادگیری می رسیم که عبارت است از تغییر نسبتاً

پایدار در رفتار بر اثر تجربه.

فرآیند یادگیری

روان شناسان تجربه های فراوان انسان را با چند فرآیند اساسی یادگیری، تبیین می کنند:

یکی از راه های یادگیری، مشاهدۀ اعمال و حرف های دیگران است. به این نوع یادگیری،

یادگیری مشاهده ای گفته می شود. یادگیری مشاهده ای در قرن بیستم و قرن بیست

و یکم به دلیل اختراع تلویزیون و نفوذ فراگیرش که تقریباً زندگی تمام مردم را تحت

الشعاع قرار داده ، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است.

یادگیری مشاهده ای، شیوۀ معمول یادگیری در مراکز تربیتی و سایر مراکز است. یادگیری

در بسیاری از حوزه ها جهت فراگیری رفتارها، مهارت ها و دانش جدید کاربرد دارد.

دومین نوع یادگیری، یادگیری تداعی گرا است که در آن دو رویداد به یکدیگر پیوند می خورند

یا باهم متداعی میشوند. شرطی شدن، فرآیند یادگیری تداعی ها است. دونوع شرطی

شدن وجود دارد: کلاسیک و کنشگر. در شرطی شدن کلاسیک، ارگانیسم ها تداعی دو محرک

را یاد می گیرند و می فهمند که برق همیشه قبل از رعد می آید. بنابر این وقتی برق را

می بینید پیش بینی می کنید که لحظاتی بعد صدای رعد را خواهید شنید.

 در شرطی شدن کنشگر، ارگانیسم ها تداعی رفتار و پیامد را یاد می گیرند. آن ها در

نتیجۀ این تداعی یاد می گیردند رفتارهایی را که پاداش به دنبال دارند بیشتر انجام بدهند و

رفتارهایی را که تنبیه به دنبال دارند، کمتر. برای مثال، اگر پدر و مادرها بعد از انجام هر رفتار

خوبی از سوی فرزندشان ، به او شکلات بدهند، فرزند رفتار خوبش را تکرار خواهد کرد. همچنین

اگر بعد از رفتار بد فرزندشان با لحن تقریباً تندی با او حرف بزنند و کمی نگاه غضب آلود به او

بکنند، احتمال تکرار آن رفتار کم خواهد شد.

یادگیری نه تنها در زندگی انسان بلکه در زندگی حیوانات رده پایین نیز نقش حیاتی دارد. حیوانات

از جمله موش ها و خرگوش ها برای زنده ماندن و کار کردن باید همچون انسان، یاد بگیرند و خود

را تطبیق بدهند، حجم زیادی از تحقیقات یادگیری روی حیوانات انجام شده است، چون محققان

در بررسی حیوانات ردۀ پایین تر می توانند کنترل زیادی داشته باشند. یک قرن تحقیق روی

یادگیری حیوانات رده پایین و انسان ها نشان می دهد اصولی که ابتدا در تحقیقات حیوانی کشف

شده اند در مورد انسان ها نیز کاربرد دارند.

شرطی شدن کلاسیک چیست؟

یک روز زیبای بهاری است. پدری بچه اش را برای قدم زدن بیرون برده است. بچه دستش را دراز

می کند تا گلی صوتی را بگیرد. اما زنبوری که روی گلبرگ آن گل نشسته، بچه را نیش میزند.

روز بعد، مادرش چند گل صورتی می آورد. گلها را از گلدان بیرون می آورد تا بچه آن را بو کند. بچه

به محض دیدن گل صورتی، زیر گریه می زند. ترس این بچه از دیدن گل صورتی ، فرآیند یادگیری از

طریق شرطی شدن کلاسیک را نشان می دهد که در آن محرکی خنثی( گل) با محرکی با

اهمیت( درد نیش زنبور) متداعی می شود و ظرفیت فراخوانی پاسخی مشابه( ترس ) را کسب

می کند.

مطالعات پاولف

(( ایوان پاولف))، فیزیولوژیست روس در اوایل دهۀ ۱۹۰۰ به جریان هضم غذا در بدن علاقه مند

شد. (( پاولف)) در آزمایشاتش، پودر گوشت در دهان سگ می ریخت و این کار باعث ترشح

بزاق در سگ می شد. پاولف متوجه شد پودر گوشت تنها محرکی نبود که موجب ترشح بزاق

سگ می شد. سگ در پاسخ به دیگر محرک های متداعی شده با غذا مثل رؤیت ظرف غذا،

رؤیت شخصی که برایش غذا می آورد و صدای بسته شدن در اتاق هنگام آورده شدن غذا نیز

بزاق ترشح می کرد.

پاولف متوجه شد تداعی این منظره ها و صداها با غذا در سگ، نوع مهمی از یادگیری است

که بعداً شرطی شدن کلاسیک نامیده شد.

پاولف می خواست بداند چرا سگ قبل از خوردن پودر گوشت در برابر منظره ها و صداهای

مختلف، بزاق ترشح می کند. او مشاهده کرد که این رفتار سگ، مؤلفه های آموخته شده

و آموخته نشده ای دارد. بخش آموخته نشدۀ شرطی شدن کلاسیک به این حقیقت اشاره

دارد که برخی محرک ها به صورت خودکار و صرف نظر از یادگیری های قبلی، برخی پاسخ ها

را تولید می کنند؛ به عبارت دیگر، آن ها فطری یا ذاتی هستند. بازتاب ها جزء پیوندهای محرک

و پاسخی خودکارند.

 برخی از بازتاب ها عبارتند از ترشح بزاق در پاسخ به غذا، استفراغ به دنبال خوردن غذای

فاسد، لرزیدن در پاسخ به سرما، سرفه کردن در پاسخ به مسدود شدن گلو، تنگ شدن مردمک

چشم در پاسخ به نور و عقب کشیدن بدن در پاسخ به ضربه یا حرارت.

محرک غیر شرطی محرکی است که بدون نیاز به یادگیری قبلی، پاسخ تولید می کند، غذا

در آزمایشات پاولف، محرک غیر شرطی بود. پاسخ غیر شرطی هم پاسخی آموخته نشده است

که به صورت خودکار به محرک غیر شرطی داده می شود. در آزمایش پاولف، بزاقی که از دهان

سگ در پاسخ غذا ترشح می شد، پاسخ غیر شرطی بود.

در مورد آن بچه و گل صورتی، گریه کردن بچه هنگام نیش خوردن ربطی به یادگیری و تجربۀ

قبلی او نداشت. گریۀ او آموخته نشده و خودکار بود. نیش زنبور محرک غیر شرطی و گریۀ بچه،

پاسخ غیر شرطی بود…

آموزش مهارت های مربوط به انتخاب هدف و تصمیم گیری

امروزه، مطالعه از ضروریات پیشرفت و همچنین یکی از مهمترین و ساده ترین وسایل ارتباطی

جهان امروز،می باشد. قبل از هر اقدامی شما باید  هدف خود را مشخص کنید. انتخاب هدف،

فرآیندی شبیه به حل مسئله است که به آسانی آموخته و فراگرفته می شود. به خاطر

داشته باشید که تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. هدف مسیر حرکت را

مشخص می کند. شما باید در انتخاب هدف از آرمان گرایی بپرهیزید، و اهداف خود را واقع

بینانه انتخاب کنید. اهدافی که با توجه به توانایی ها و امکانات شما انتخاب شوند، هرچقدر

هم که بزرگ باشند، قابل دسترس خواهند بود.

انتخاب هدف نه تنها شما را در تعریف بهتر آن چه برایتان مهم است، کمک می کند، بلکه برای

آموختن ارزش فعالیت هایی که شما را به هدفتان می رساند، مفید است. علاوه بر این شما

در حین انتخاب هدف، مهارت های مربوط به تصمیم گیری، ارزیابی نفع و ضرر و ارزیابی پیشرفت

را نیز می آموزید.

در انتخاب هدف باید به علایق و توانایی ها و خصوصیات منحصر بفرد خود توجه کنید.  

ضرورت تندخوانی

همگامی با قافلۀ علم ملزم به افزایش وقت مطالعه است. اما جامعۀ امروزی با مشکل کمبود

وقت مواجه است. امروزه که دسترسی به اطلاعات بسیار سریع و ارزان است، برای طبقه

بندی و به خاطر سپردن اطلاعات لازم و مفید به مطالعه با سرعت بالا نیازمندیم. و این با آموختن

مهارت تندخوانی امکان پذیر است.

متأسفانه اکثر ما یادگیریِ بهتر را صرفاً در تکرار و مطالعۀ بیشتر یک موضوع می دانیم و کمتر سعی

می کنیم که مطلبی در مورد شیوه های بهتر مطالعه کردن و به خاطر سپردن بیاموزیم. در مدارس

و دبیرستان ها و حتی در دانشگاه های ماهنوز هم از همان شیوۀ قدیم و اولیۀ خواندن (خواندن

کلمه به کلمه) استفاده می شود و احتمالاً کمتر کسی با متد تندخوانی( درست خوانی) و نحوۀ

استفادۀ بهتر از توانایی حافظه و مغز آشنا است. تجدیدی یا مردودی دانش آموزی را اکثراً به علت

عدم جدیت و یا عدم توانایی او می دانیم ولی توجه کنید که شیوۀ مطالعه و یادگیری، بیشترین تأثیر

را در شکست یا پیروزی ما دارد.

اگر می خواهید از کمترین وقت خود بیشترین استفاده را ببرید، با مهارت تندخوانی آشنا شوید.

اهداف اصلی یادگیری مهارت تندخوانی عبارتند از:

*افزایش چشمگیر سرعت مطالعه.

*افزایش میزان درک مطلب.

*افزایش آگاهی از نحوۀ عملکرد چشم ها و مغز.

*گسترش دامنۀ لغات و افزایش اعتماد به نفس.

*کاهش زمان مطالعه و افزایش میزان یادگیری.

*ایجاد کشش ذهنی در فراگیری مطالب در زمان کمتر

*ارتقاء بازدهی در امتحانات.

*مقابله با استرس ناشی از امتحانات.

*ایجاد اعتماد به نفس در یادگیری.

آموختن مهارت تندخوانی بهترین راه حل برای کسانی است که مشغلۀ زیاد و زمان کمی دارند و

در عین حال، علاقمند هستند که اطلاعات بیشتری را از دنیای پیرامون خود کسب کنند.

این مهارت حتی در ابعاد مختلف زندگی کاربرد دارد و باعث افزایش وقت آزاد برای بهره مندی بیشتر

از دیگر جنبه های مثبت زندگی می شود. با یادگیری تندخوانی ، دیگر لازم نیست یک متن را دوبار

بخوانید و دیگر ملاقات کاری خود را به خاطر دوباره خوانی آن چه که باید در جلسه مطرح شود، عقب

نمی اندازید.

فراموش نکنید که(( مطالعه برای ذهن، مانند تمرینات آیروبیک برای بدن است)). کار آیی حافظۀ

خود را تقویت کنید و نیروهای بالقوه ای را که در نهادتان وجود دارد به مرحلۀ ظهور برسانید و آن

چه را که مایلید، به خاطر بسپارید و این ها همه مستلزم به کارگیری تکنیک های نوین و پیشرفتۀ

مطالعه و نحوۀ استفادۀ درست از حافظه می باشد…

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۱-نقش مغز در کیفیت و طول عمر شما غیر قابل انکار است، سلامت آن را جدی بگیرید!

بسیاری از ما ضرب المثل (( عقل سالم در بدن سالم است)) را بارها و بارها شنیده ایم و بنا

به معنا و مفهوم آن همیشه سعی کرده ایم بیشترین توجه خود را معطوف به سلامت و

مراقبت از بدنمان کنیم. برای مثال اشیای سنگین بلند نمی کنیم تا کمرمان درد نگیرد،

کفشی می خریم که پاهایمان در آن راحت باشند، در هوای آلوده ماسک می زنیم تا ریه هایمان

آسیب نبیند، ورزش می کنیم تا وزن مناسب خود را حفظ کنیم و چاق نشویم و………..

اما آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که برای سلامت مغزمان چه کاری انجام داده ایم

و آیا اصلاً آن طور که شایسته است، به مغز خود توجه کرده ایم، به نظر شما آیا برای داشتن

بدن سالم، مغز سالم ضروری تر نیست؟

برای این که بتوانید به اهمیت مغز در زندگی پی ببرید، لحظه ای خود را بدون آن در نظر بگیرید.

در چنین شرایطی نه تنها فعالیت های پیچیده ای مانند تفکر، زبان، حافظه، تصمیم گیری،

احساس، ادراک و تمرکز از بین می روند، بلکه حتی نمی توانید کارهای ساده ای مانند خوابیدن،

غذا خوردن، راه رفتن، صحبت کردن، نوشتن، خواندن و …را انجام دهید. آیا در چنین وضعی،

زندگی شما با زندگی یک گیاه تفاوت دارد؟

۲- اگر تا کنون این اتفاق برای شما افتاده است که در یک فروشگاه به کسی خیره

شوید و تلاش کنید نام او را به خاطر بیاورید اما موفق نشوید، لطفاً به مغز خود

بیشتر توجه کنید!

تا چند سال اخیر، این تصور برای بسیاری از افراد وجود داشت که تنها با بالا رفتن سن، مغز

انسان ها ضعیف می شود و دیگر نمی تواند مانند دوران جوانی و نوجوانی کار کند و انگار که

کم کم بازنشسته میشود. اما این باورها با مشاهدۀ دانش آموزانی که در یادگیری دروس

مدرسه مشکل داشتند یا افرادی که حتی در ۹۰ سالگی، هم چنان در حال کسب علم و

دانش بودن، کاملاً تغییر کرد و رازهای جدیدی از توانایی مغز فاش شد. این که مغز، ساختاری

تغییر پذیر است و نه ثابت، به محققان کمک کرد تا در پی کشف روش هایی باشند که با

استفاده از آن ها به یاری مغز بروند و مانع از تحلیل و تضعیف آن شوند. پس اگر امروز نتوانستید

نام دوست صمیمی خود را به یاد آورید، چهرۀ او را در بین جمعیت ایستگاه اتوبوس تشخیص

دهید یا این که فراموش کردید بعد از خروج از خانه، در را قفل کنید، از مغز خود نا امید نشوید.

این ها همه هشدارهایی هستند که به شما می گویند مغزتان را جدی بگیرید.

۳- مهم نیست مغز شما چقدر قدرتمند است. آن چه اهمیت دارد این است که بدانیم

این عضو به جبران و احیای خود نیاز دارد!

انجام دادن سریع محاسبات ذهنی، بیرون کشیدن خاطرات دوران کودکی، نوشتن یک نامۀ اداری

در حین گوش دادن به اخبار و تندتند حل کردن جدول، نشان دهندۀ توان بالای ذهنی و قدرتمندی

مغز شماست. اما آیا بعد از ۲۰ دقیقه با سرعت دویدن، دوست ندارید روی یک صندلی بنشینید

و به پاهای خود استراحت بدهید؟ مغز هم دقیقاً شرایط مشابهی دارد وبعد از فعالیت ذهنی به

استراحت نیاز دارد  تا انرژی مصرف شده را به دست بیاورد. مغز خسته، جسم سالم را نیز از

فعالیت باز می دارد. استراحت های کوتاه در طول روز، گوش دادن به موسیقی آرامش بخش

مانند صدای آب و طبیعت، انجام مدیتیشن به طور منظم و مسافرت کردن از جمله مواردی هستند

که مغز خسته برای به دست آوردن انرژی مصرف شدۀ خود به آن ها نیاز دارد.

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۴- مغز خود را با صبحانه ای مقوی بیدار کنید و با تغذیۀ سالم در طول روز، آن را بیدار نگه دارید.

علت این که چرا پزشکان تغذیه همیشه بر خوردن صبحانۀ کامل تأکید می کنند و آن را مهمترین

وعدۀ غذایی در طول روز می دانند، این است که صبحانۀ کامل برای مغز مانند ساعت زنگ دار

است که هر روز صبح باید مغز را سر موقع از خواب بیدار کند. هر چقدر مواد غذایی مقوی تری

سر سفرۀ صبحانه قرار گیرد، مغز هم سریع تر بیدار می شود و بیداری آن تا مدت بیشتری ادامه

می یابد. در کنار این وعدۀ مهم غذایی، میوه ها و سبزی ها، لبنیات، گردو، کشمش و بادام هم

به مغز شما نیرو می دهند.

۵- تنها جسم شما نیست که نیاز به استراحت دارد، مغز شما هر شب، منتظر خواب

حداقل ۷ ساعته است!

بسیاری از شب ها این اتفاق برای ما افتاده است که با این که در بدنمان احساس خستگی

نمی کنیم، به استراحت نیاز داریم. در این شرایط است که مغز شما بیشتر از جسمتان

نیاز به خواب دراد. اگر همچنان به مقاومت برای بیدار ماندن ادامه دهید، مغز هم دیگر با

شما همکاری نمی کند. این همان شریطی است که شما به علت آن نمی توانید ساعت ۳

صبح یک متن ده خطی را با کم تر از حداقل ۱۰ اشتباه املایی تایپ کنید. پس خمیازه های

مغز خود را جدی بگیرید.

با خواب کافی و منظم شبانه، مغز شما می تواند اطلاعاتی را که در طول روز به آن وارد

شده است، به خوبی طبقه بندی و ذخیره کند، در واقع، مغز با این کار به شما کمک

می کند تا این اطلاعات را در آینده به راحتی به خاطر آورید یا از آن ها برای تصمیم گیری و

برنامه ریزی استفاده کنید. این را هم فراموش نکنید که خواب منظم، توان مغزی را به طور

قابل توجهی بالا می برد. در مقابل برهم خوردن نظم خواب و بی خوابی، مغز را ضعیف و فعالیتهای

آن را مختل می کند.

۶-در روز ساعاتی را به ورزش کردن اختصاص دهید، حتی اگر این ورزش، بالارفتن و

پایین آمدن از پله ها باشد!

ورزش های بدنی، برای سلامت مغز بسیار اهمیت دارد. بهتر و بیشتر شدن جریان خون به

قسمت های مختلف مغز، آن را به طور کامل تغذیه می کند و خستگی مغز را از بین می برد.

برای ورزش کردن، نیازی به ثبت نام در باشگاه های ورزشی و خریدن وسایل و دستگاه های

ورزشی ندارید. اگر هم در طول روز وقت کافی برای ورزش کردن ندارید و مدام پشت میز کار

خود نشسته اید، همین الآن از روی صندلی بلند شوید و چند حرکت سادۀ کششی در ناحیۀ

دست و پاها خود انجام دهید. اگر زمان انجام این تمرینات راهم ندارید، به هر بهانه ای پیاده

روی کنید. این پیاده روی ممکن است مسیر محل کار/ مدرسه تا خانه یا حتی بالا رفتن و پایین

آمدن از پله های خانه باشد.

۷-برای داشتن مغزی فعال و سالم، در باشگاه ورزش مغز ثبت نام کنید، همین امروز!

تمرینات هوازی یکی از مهمترین قسمت های برنامه های ورزشی است که به واسطۀ آن

اکسیژن بیشتری به نواحی مختلف مغز می رود و توانایی آن را به طور چشم گیری افزایش

می دهد. ورزش هایی مانند طناب زدن، فوتبال و والیبال، نقش مؤثری در توانمند سازی مغز

دارند. اما جدا از ورزش های بدنی، آیا می دانستید که می توانید ورزش های مغزی هم

داشته باشید و روزانه آن ها را انجام دهید؟ هدف از انجام این تمرینات، به فعالیت

واداشتن مغز و مانع شدن از استراحت طولانی مدت و تنبل شدن آن است. برای انجام

ورزش های مغزی، تنها کافی است که یک پازل یا جدول تهیه کرده، آن را حل کنید یا این که

یک بازی کامپیوتری انجام دهید.

۸-خندیدن، تفریح کردن و داشتن احساسات مثبت مانند یک باتری پر قدرت، مغز

شما را شارژمی کند و استرس آن را از بین می برد!

مغز عضوی از بدن است که طرفدار سرگرمی و تفریح است، به طوری که خندیدن و احساس

لذت شما در طول روز مانند یک جریان پر قدرت، انرژی زیادی به آن منتقل می کند. اما در مقابل،

احساسات منفی مانند استرس و اضطراب، اتصالاتی در این جریان ایجاد می کند و می تواند

انرژی مغز را یک باره تخلیه کند. زمانی که احساس نا امیدی می کنید، نمی توانید واقعیات را

به صورت منطقی بررسی و برای حل مشکلات راه حلی پیدا کنید. پس تا جایی که می توانید

در طول روز از احساسات منفی دور شوید و بگذارید مغزتان کاملاً شارژ شود.

۹- مغز شما مانند مدیر یک کارخانۀ بزرگ است. این مدیر را برای کارهای جزئی

خسته نکنید و به جای آن از معاونان خود استفاده کنید!

برای مدیر کارخانه که درگیر مسئولیت های سنگین اجرایی است و باید تصمیم گیری های مهمی

انجام دهد و ریسک های زیادر را بپذیرد، مسائلی چون چیدمان دستگاه ها، ساعت کار و استراحت

کارکنان و نظم کاری توزیع کنندگان، مسائل بسیار ساده و کم اهمیتی است که انجام آن ها را باید

به عهدۀ معاونان خود بگذارد و در عوض زمان و انرژی خود را صرف امور مهم تری کند. مغز هم همین

شرایط را دارد. اگر بخواهید در طول روز انرژی مغز خود را صرف کارهای کم اهمیت بکنید، مغز خیلی

زود خسته می شود و دیگر نمی تواند تا آخر روز به شما کمک کنید. برای مثال به جای آن که بخواهید

مدام با آن بگردید، برنامۀ ملاقات را به تلفن همراهتان بدهید و آن را طوری تنظیم کنید که ۳۰-۴۵

دقیقه قبل از موعد آن ، زنگ هشدار بزند یا آن را روی برگه ای یادداشت کرده، روی میز خود قرار دهید.

۱۰-هیچ وقت باور نکنید که می توانید با مصرف دارو، یک شبه مغز خود را جوان کنید،

چون چنین دارویی هنوز کشف نشده است!

در بسیاری از بازارهای تجاری، تولید کنندگان از احساس ناامیدی و درماندگی مشتریان سوء استفاده

می کنند و با ترکیبی غیر واقعی و کمک گرفتن از قدرت تلقین، افراد را فریب می دهند. برای مثال

دارویی را تبلیغ می کنند که مصرف دوبار در روز آن، شما را باهوش می کند و نمی گذارد حافظۀ خود

را از دست بدهید.

این تبلیغات در حقیقت داستان های ساختگی هستند، زیرا تاکنون هیچ دارویی کشف نشده

است که بتواند مغز شما را قدرتمند سازد…