نوشته‌ها

راحت ازبر کنید و کم نیاورید!

راحت ازبر کنید و کم نیاورید!

در این مبحث، با روش هایی مواجه می شوید که می توانید با استفاده از آن ها یک

سخنرانی را راحت ازبر کنید و کم نیاورید! همین طور راهبردهایی برای به ذهن

سپردن آن چه خوانده اید ارائه می شود، خواه مقاله ای در روزنامه باشد یا یک کتاب

داستان. به رمز و راز یادگیری واژگان زبان خارجی و یادآوری سریع و آسان آن پی خواهید

برد، و هرگز تاریخ یا قرار ملاقاتی را فراموش نخواهید کرد.  همین طور با قدرتمندترین روش

های حافظه ای مشهور آشنا خواهید شد، که شما را قادر می سازد برای انجام کارهای

برجستۀ حافظه ای از روش درست استفاده کنید.

به ذهن سپردن اسامی و چهره ها-روش تقویت کنندۀ حافظه

این روش تقویت کنندۀ حافظه نام دارد و روش دوم از اصول حافظه ای است که برای چاشنی دار

کردن نام و اتصال آن به چهره به کار می رود و همین طور برعکس، می تواند آن ها را به اسامی

و چهره هایی فراموش نشدنی تبدیل کند و با روش هشت مرحله ای روش اجتماعی که پیشتر

توضیح داده شد، ارتباط دارد.

شما شبیه…….هستید.

یکی از اصول به ذهن سپردن این است که موارد جدید را به نحوی به دانسته های قبلی خود

متصل سازیم. چگونه می توانیم این کار را در زمانی که اولین بار با کسی ملاقات می کنیم،

انجام دهیم؟

ابتدا، خصوصیتی را در ظاهر شخص پیدا کنید که فوری شما را به یاد چیزی یا کسی بیندازد که

از قبل می شناسید. اگر موردی به ذهنتان نرسید، می توانید از قوۀ تخیل خود استفاده کنید!

سعی کنید( شاید با کمی خلاقیت) از خودتان بپرسید آیا این شخص:

-شبیه کسی است که از قبل می شناسم؟

-شبیه فردی مشهور است؟

-شبیه فرد شاخصی ( مثل پلیس، خواننده، وکیل) است؟

-آیا ویژگی شاخص و برجسته ای دارد که او را همیشه قابل شناسایی کند؟

-آیا خصوصیتی دارد که من بتوانم آن را برجسته کنم یا به صورت کاریکاتور در آورم؟

تقویت رابطه

وقتی تصویر مناسب به ذهن سپردن را پیدا کردید، این ارتباط را با نگاه کردن به شخص و

هم زمان فکر کردن در بارۀ هماهنگی آن تقویت کنید. اگر هر بار که آن شخص را می بینید

این کار را انجام دهید، اتصال تصویر به طور خودکار به ذهن شما می پرد و وارد بایگانی

حافظۀ ذهنی تان می شود. یافتن اتصالات قدرتمند را با تماشای اخبار تقویت کنید.

به ذهن سپردن نام

سپس به خلق قلاب ها و تداعی های برای کمک به یادآوری نام شخص نیاز دارید. بهترین راه

انجام این کار تبدیل آن به تصویر و اتصال آن به بایگانی حافظه ای چهرۀ او است. به عنوان مثال،

شخصی که ملاقاتش کرده اید،(( پنلوپه سانچز)) نامیده می شود. برای تبدیل این نام به تصویر،

آن را به صورت نام و نام خانوادگی تقسیم بندی کنید.

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

گام اول-نام او را مجسم کنید.

سؤالات زیر را از خود بکنید، ممکن است برای همۀ آن ها پاسخی نداشته باشید. فقط روی مواردی

که پاسخ آن فوری به ذهنتان می آید، تمرکز کنید.

-آیا کسی را می شناسم که ((پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا فرد مشهوری هست که (( پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا ((پنلوپه)) فوری تصویری را به یاد می آورد؟

-آیا ((پنلوپه)) را به صورت قسمت هایی که بتوانم آن ها را به صورت تصویرهایی در آورم، تقسیم کنم؟

دیدن > فکر کردن > فکر کردن

گام دوم-نام خانوادگی را مجسم کنید.

همان سؤالاتی را که در بارۀ نام او از خودتان کردید، دربارۀ نام خانوادگی او هم بکنید.

-آیا کسی را می شناسم که (( سانچز)) نام داشته باشد؟

-آیا شخص مشهوری به نام(( سانچز)) وجود دارد؟

-آیا (( سانچز)) فوری تصویری را به یاد من می آورد؟

-آیا((سانچز)) به معنای این است که می توانم آن را به تصویر تبدیل کنم؟

-آیا می توانم(( سانچز)) را به قسمت های مختلفی تبدیل کنم که بتوانم از آن تصاویری بسازم؟

( تصور کنید صندلی ها از شن ساخته شده اند، صندلی های شنی )

( sand chairs)

گام سوم-تصویر نام و نام خانوادگی را به هم متصل کنید.

تصویر (( صندلی های شنی)) را به عنوان نام خانوادگی در نظر بگیرید. حالا لازم است که اتصال

قوی و مبالغه آمیز دیگری را بین تصویر(( پنلوپه کروز)) و ((صندلی های شنی)) ایجاد کنید.

دیدن شخص > فکر کردن > فکر کردن > صندلی ها > پنلوپه

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

ارتباط دادن اسامی به چهره ها

مشاهده، مهارتی کلیدی در به ذهن سپردن است. راه دیگر به ذهن سپردن اسامی، مرتبط کردن

آن ها به خصوصیات خاصی از چهره یا بدن شخص است.

به ذهن سپردن اعداد طولانی تر

متأسفانه، همۀ اعداد به کوتاهی عدد رمز چهار رقمی کارت اعتباری نیستند. به خصوص اعداد

طولانی تری چون شمارۀ تلفن، شمارۀ عضویت یا شماره های حساب بانکی برای به ذهن سپردن

و یادآوری مشکل اند. این بخش به شما نشان می دهد که چگونه آن ها را به ذهن بسپارید و در

هر جایی که نیاز داشتید، به یاد بیاورید.

چرا اعداد طولانی تر این قدر مشکل سازند؟

بسیاری از مردم با اعداد مشکلات دارند؟ اگر این مسئله در مورد شما هم صدق می کند، شما تنها

نیستید. عده ای فقط آن اعداد را دوست ندارند و علت آن خاطرۀ بدی است که از درس ریاضی در

مدرسه داشتند. دلیل دیگر آن این است که مغز ترجیح می دهد به عقاید مفاهیم و تصاویر توجه کند،

و با این که اعداد فقط قسمتی از آن ها را تشکیل می دهند، خود اعداد به آسانی با یکدیگر اشتباه

می شوند چون بسیار به هم شبیه هستند.

مردم هم با اعداد به شکل خام آن ها مشکل دارند. همان طور که روان شناسان کشف کرده اند، افراد

معمولی دارای طیف عددی محدودی هستند، آن ها فقط می توانند اعدادی پنج تا دوازده رقمی را به

حافظۀ کوتاه مدت خود منتقل کنند. این مشکل با این حقیقت که حافظه از لحاظ زمانی نیز محدود است،

در هم می آمیزد، فقط کافی است که شماره تلفنی را دریافت دارند و از آن استفاده کنند، بعد آن عدد

فراموش می شود.

در این جا به بعضی از روش های ساده اما مؤثر به ذهن سپردن اعداد طولانی تر به مدت زمانی طولانیتر

نگاه خواهیم کرد و بعد به شما بعضی از روش های پیچیده تر و بغرنج تر را نشان خواهیم داد.

آن را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید.

اصل حافظۀ مؤثر این است که موضوعات را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید. همین اصل برای

به ذهن سپردن اعداد نیز به کار می رود. به خاطر سپردن عددی مثل عدد زیر کمی سخت است:

۹۰۷۴۳۶۵۲۱۸

به هر حال، اگر آن را به روش زیر به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید، عدد به طور ناگهانی از حالت

ترسناک و مهیب خود بیرون می آید و قابل کنترل تر می شود:

۵۲۱۸                    ۴۳۶                ۹۰۷

بیشتر مردم به طور طبیعی هنگام دادن شماره تلفن خود بین گروه های اعشاری فاصله می اندازند و

برخورد با عدد را آسان تر می کنند.

حالا که این عدد را به ارقامی کوچک تر تقسیم بندی کردید، روش های مختلفی وجود دارد که می توانید

از آن ها برای تبدیل اعداد به صورت کلمات و تصاویر استفاده کنید تا بیشتر در یاد بمانند.

روش شکل عدد

این روش دارای تصویری برا عددصفر نیز هست.

اعداد را طوری آرایش دهید که به آسانی بتوانید مجسم شان کنید. به مدت بیست دقیقه آن ها را کنار

بگذارید و به کاری دیگر بپردازید. سپس با نوشتن اعداد و تصاویری که به آن ها شبیه است، حافظۀ خود

را بسنجید و ببینید چه تعدادی از آن ها به آن ها به آسانی به ذهنتان می آید. به تمرین ادامه دهید تا

با این تداعی و یادآوری به صورت خودکار درآید.

وقتی این تداعی ها به طور کامل و محکم در ذهن شما قرار گرفتند می توانید از آن ها برای حفظ کردن

طولانی ترین عدد استفاده کنید و هر تصویر را به موضوعی شاد و مفرح متصل سازید. بعنوان مثال، عدد

۸۱۶۷ را می توان به یک آدم برفی بزرگی که دماغ آن عدد ۸ است و یک چوب بیسبال به رنگی آبی روشن

در دست گرفته است ( ۱) و از پشت فیلی را می زند( ۶) و بعد به بالای تیر چراغ برق صورتی رنگ زرق و

برق داری می دود( ۷) ربط داد.

این روش را امتحان کنید ….

تشویق کودکان به مطالعه

تشویق کودکان به مطالعه

برای بچه‌ها کتاب بخرید و آن را در دسترس آنها قرار دهید. بچه‌هایی که کتابخوان می‌شوند، معمولاً

به خانواده‌هایی تعلق دارند که کتاب و سایر ابزار مطالعه در خانه مهیا است. برای تشویق کودکان

به مطالعه، به آنها کتاب هدیه دهید. کتاب هدیه‌ای نسبتاً ارزان و بسیار مفید است. به علاوه چیزی

که به صورت هدیه به کسی داده شود، ارزش و احترام بیشتری پیدا می‌کند.

نباید کتابهای بچه‌ها را خارج از دسترس نگه دارید که در دیدرس آنها نباشد یا دسترسی به آن

نداشته باشند. بهتر است کتابها را روی زمین، نه در جایی بلند و در دسترس آنها قرار دهید.

خودتان هم مطالعه کنید. یکی از بهترین راه‌ ها برای تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه این است

که خودتان الگوی آنها باشید. اگر بچه‌ها ببینند که خودتان هم کتاب می‌خوانید و از مطالعه لذت

می برید احتمال اینکه آنها هم چنین عادتی پیدا کنند و این فعالیت‌ها را پیش بگیرند، بیشتر است.

مطالعه را به صورت یک تفریح در آورید. چیزی که از آن لذت برده شود همیشه مورد علاقه است.

داستان کتابها را به صورت نمایش درآورید، صدایتان را عوض کنید و بچه‌ها را سرشوق بیاورید. اگر

داستان را خسته کننده و حوصله‌بر برای بچه‌ها بخوانید، هرچقدر هم که داستان جالب و جذابی

باشد، آنها اشتیاقی برای دنبال کردن آن نخواهند داشت.

مرتب کتاب بخوانید هر روز یا حتی چند بار در روز برای بچه‌های کوچکتان کتاب بخوانید. بچه‌های

بزرگتر را هم تشویق کنید که هر روز برای خود مطالعه کنند و در مورد کتابی که خوانده‌اند با آنها

صحبت و گفتگو کنید.

 تشویق کودکان به مطالعه

تلویزیون را خاموش کنید و کمی خانه را آرام کنید. خاموش بودن تلویزیون باعث می‌شود بچه‌ها به

دنبال سرگرمی دیگری برای خود باشند. تماشای بیش از اندازه تلویزیون برای بچه‌ها مضر است،

به ویژه اگربخواهید آنها را به مطالعه تشویق کنید.

هر هفته یا هر ماه بچه‌ها را به کتابخانه ببرید تا کتاب‌های مورد علاقه‌شان را خودشان انتخاب کنند.

یادتان باشد مجلات و کتاب‌های خنده‌دار و مفرح‌ راه بسیار خوبی برای ترغیب بچه‌ها به کتاب خواندن

است. یک راه خوب برای تشویق بچه‌ها به مطالعه استفاده از کتاب‌ هایی است که روی CD ضبط

شده است.

کتاب‌های چند فصلی بخوانید. کتاب‌های چندفصلی خواننده را بیشتر ترغیب به خواندن می‌کند وباعث

می‌شود برای اطلاع یافتن از آخر داستان دوباره به سراغ کتاب بیایند یا آنقدر خواندنشان را ادامه دهند

تا کتاب را به پایان برسانند.

از علاقه بچه‌ها استفاده کرده و کتاب‌هایی با آن نوع شخصیت‌هایی که دوست دارند برایشان بخرید.

کتاب‌ها را با هم بلند بلند بخوانید. این راه برای آموزش مطالعه به بچه‌ها بسیار خوب است چون بچه‌ه

ا عاشق درآوردن صدا هستند. پس هر زمان که وقت کردید، با هم نشسته و کتاب‌ها را بلند بخوانید.

مثلاً در آوردن تیک‌تیک ساعت یا تق‌تق زدن به در برای بچه‌ها می‌تواند سرگرم کننده باشد و علاقه آن‌

ها را به خواندن بیشتر می‌کند.

تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه کار چندان دشواری نیست. می‌بینید که راه‌های زیادی برای این کار

وجود دارد. به علایق آن‌ها توجه کنید و برحسب آن کتاب‌های مناسبی در اختیارشان قراردهید تا از

همین کودکی با ارزش کتاب و مطالعه آشنا شوند.

 

مقاله دور کردن افکار مزاحم

مقاله دور کردن افکار مزاحم

افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی

افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد.

برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری

روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر

جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت

آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه

ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قرار بدن هیچ وقت نباید

با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

افکار مزاحم ، عقاید ، تصاویر یا برانگیزش‌های ناخواسته ، مداوم و تکرارشونده‌ای

هستند که شما به‌طور غیرارادی تجربه می‌کنید و بی‌معنی به ‌نظر می‌رسند.

این عقاید به‌طور عموم ، وقتی شما سعی‌می‌کنید به چیزهای دیگری فکر کنید یا

کارهای دیگری را انجام دهید، به ذهن شما هجوم می­آورند.

در زیر، مثال‌هایی از این افکار آورده شده است:

– احساس پریشانی وقتی که اشیاء مرتب نیستند یا به‌طور مناسب در یک خط قرار

نگرفته‌اند یا در بهترین حالت خود قرار ندارند.

– شک در مورد این‌که درب را قفل کرده یا اجاق‌گاز را خاموش کرده‌اید.

– افکار تکرارشونده در مورد این‌که شما در یک تصادف به شخص صدمه زده‌اید.

– تصاویر ذهنی آزاردیدن فرزندتان

– برانگیختگی برای فریاد زدن به ‌طور وقیحانه در مکان های نامناسب

– ترس از سرایت بیماری از طریق دست‌ دادن یا لمس‌کردن اشیایی که دیگران لمس

کرده‌اند.

روش های دور کردن افکار مزاحم

اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه

از خودتون بپرسید:

– آیا این فکر درسته؟

– آیا این فکر مهمه؟

– آیا این فکر مفیده؟

با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم

برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه می کنه،

اما این ساده ترین و اولین قدم هست…

در اینجا کتابی را برای شما قرار داده ایم به نام” افکار مزاحم ” که

خواندن آن می تواند به شما در کنترل و دور کردن افکار مزاحم کمک

کند.

 

 

6 گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

۶ گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

گام اول: خواندن اجمالی

خواندن اجمالی یعنی بررسی سریع یک کتاب یا فصلی از کتاب یا قسمتی از

آن از روی نشانه های مختلفی مثل تیترها، سؤال ها، عکس ها و نمودارها.

خواندن اجمالی را با نگاه کردن سرسری به کتاب اشتباه نگیرید.

با مطالعۀ اجمالی:

-متوجه می شوید در بین مطالبی که می خوانید چه قسمت هایی مهم تر هستند.

-می توانید دقیق تر حساب کنید، خواندن مطلب چه قدر وقت می خواهد.

-دقت و تمرکز شما را بیشتر می کند.

-مرحلۀ بعدی، یعنی مطالعۀ دقیق را برای شما راحت تر می کند.

بنابر این انتظار نداشته باشید همین اول، با خواندن اجمالی، مفهوم اصلی مطلب را

خیلی دقیق بفهمید. خواندن اجمالی کم کم موتور شما را برای پرواز گرم می کند!

نحوۀ خواندن اجمالی:

-همۀ تیترها یا عنوان های کوچک و بزرگ را بخوانید.

-اگر خلاصۀ مطلب یا نکات مهم آن جدا نوشته شده( مثلاً اول یا آخر یک فصل یا در

حاشیۀ کتاب یا در کادرهایی خاص) آن ها را بخوانید.

-به کلماتی که به صورت رنگی یا حروف کج یا درشت نوشته شده اند دقت کنید.

-به شکل ها، نقشه ها، جدول ها و زیر نویس آن ها توجه کنید.

-اگر مطلب با سؤال هایی شروع شده یا در پایان مطلب سؤال هایی مطرح شده آن ها

را هم خوب بخوانید.( در این مرحله لازم نیست به سؤال ها جواب بدهید، سؤال ها به

شما کمک می کنند تا موضوعات مهم را بشناسید.)

گام دوم: مطالعه به روش پرسشی

در این روش مطالعه، شما مطلب مورد نظرتان را می خوانید تا از هر نکتۀ آن سؤال

طرح کنید. یعنی در متن به دنبال سؤال هستید و هر موضوعی را که می خوانید،

هر تصویر، هر نمودار هر مسئله ای را که می بینید از آن سؤال طرح می کنید.

خواندن به قصد طرح سؤال، به شما کمک می کند تا:

-کمک می کند تا حواس تان جمع باشد و تمرکز داشته باشید.

-چون فکر شما با مطالب کتاب در گیر می شود، از تنبلی بیرون می آیید.

-شما را خیلی خوب برای امتحان آماده می کند( چون قدرت پیش بینی شما بیشتر

می شود).

-به شما کمک می کند مطالب را بهتر بفهمید.

-یکی از روش های مرور کردن درس ها پاسخ دادن به سؤال هایی است که خودتان

طرح کرده اید.

طرح سؤال، چگونه؟

-خودتان را به جای معلم یا طراح سؤال فرض کنید.

-بهتر است هر فصل( یا هر قسمتی از کتاب را که می خوانید؛ یک بار فقط با هدف

طرح سؤال مطالعه کنید.

-البته می توانید طرح سؤال را هنگام خواندن اجمالی( برای سؤال های کلی) و خواندن

عمیق( سؤال های دقیق و جزئی) هم انجام دهید.

-از هر فرصتی برای طرح سؤال استفاده کنید. از جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی

سؤال طرح کنید.

-از سؤال های ساده تا سخت، تا می توانید سؤال طرح کنید( از هر جمله یا زیرنویس عکس).

-حتی می توانید با همکلاسی های تان مسابقه بگذارید چه کسی می تواند سؤالات

بیشتر و سخت تری طرح کند.

-هرچه مطلبی را بهتر بفهمید، سؤال های بیشتری می توانید طرح کنید.

-می توانید سؤال ها را به روش های مختلف دسته بندی کنید.

-اگر از هر فصل کتاب سؤال طرح کنید، پایان هر ترم یا هر سال تحصیلی دربارۀ هر درس

یک عالمه سؤال خواهید داشت.

-در بارۀ درس هایی مثل ریاضی، فیزیک و بعضی قسمتهای شیمی و زیست شناسی

باید هم سؤال و هم مسئله طرح کنید.

گام سوم: خواندن عمیق

یکی از بزرگ ترین اشکالات بچه ها در فهمیدن درس ها این است که نمی دانند عمیق

یعنی چه و چگونه است.

خواندن عمیق مثل کار پلیسی و کارآگاهی است. یعنی شما باید به ماجرایی که نمی دانید

پی ببرید. همان طور که در سریال های پلیسی دیده اید، پلیس یا کارآگاه از هر نشانه

و علامت مثل رد پا، اثر انگشت و هزار چیز دیگر به ماجرا پی می برد. تمام جزئیاتی که

در هر قسمت از کتاب می بینید مثل شواهد سرصحنه، باید شما را به ماجرای اصلی

هدایت کند.

خواندن عمیق به شما کمک می کند

-مطالب را بهتر و بیشتر بفهمید.

-مطالب به مدت طولانی در ذهن شما باقی بماند.

-بتوانید به سؤال های تشریحی و تستی راحت و سریع پاسخ دهید.

-چون مطالب را عمیق می فهمید از آن ها لذت می برید.

-با خواندن عمیق، مطالب در ذهن شما مرتب و منظم می شوند.

خواندن عمیق چگونه است؟

-چون این روشِ مطالعه تمرکز زیادی می خواهد، برای هر ساعت مطالعۀ عمیق مقدار

زیادی مطلب انتخاب نکنید.

-خواندن عمیق دو مرحله دارد: مرحلۀ اول، فهم و کشف، مرحلۀ دوم، مرور و خلاصه نویسی.

-مرحلۀ اول: فهم و کشف

-در این مرحله تمام حواس خود را روی فهم مطلب بگذارید.

-چیزی به عنوان خلاصه نویسی یادداشت نکنید. چون تا تمام مطلب را خوب نفهمید و

سازماندهی نکرده باشید، نمی دانید چه مطلبی مهم است و کدام مهم نیست. تازه

باعث می شود شما همان جمله های کتاب را رونویسی کنید( در حالی که در

خلاصه نویسی باید مطالب را به زبان خودتان بنویسید).

-مهم ترین مسئله در خواندن عمیق کشف سازماندهی موضوعی است که مطالعه

می کنید. هر نویسنده برای توضیح یک موضوع اصلی، به نکته هایی اشاره می کند و

برای توضیح هر نکته، مثال ها، رابطه ها و توضیحات جزئی ارائه می دهد( موضوع اصلی،

نکته ها و جزئیات).

-هر مطلبی را که مطالعه می کنید( درسی یا غیر درسی)، چند مفهوم اصلی دارد و

بین آن ها رابطه هایی برقرار است. مثل یک فیلم داستانی که چند شخصیت اصلی

دارد و بین آن ها روابطی وجود دارد. در مطالعۀ عمیق، هم باید مفهوم های اصلی را کشف

کنید و هم رابطۀ آن ها را باهم.

-نویسندۀ هر مطلب، مثل معماری که نقشۀ ساختمانی را در فکر خود می کشد و بعد

آن را می سازد، در ذهن خود بین همۀ مطالب ریز و درشت روابطی برقرار کرده است، و

درست همان روابط را در متن درس برای شما نوشته است. شما می توانید با چند بار

گردش دقیق در ساختمان، نقشه ای را که معمار در فکر خود داشته، روی کاغذ بکشید.

-نشانۀ فهمیدن هر مطلب این است که مفاهیم اصلی، و نکته های آن را به طور کامل

شناخته و رابطۀ آن ها را با هم کشف کرده باشید.

مرحلۀ دوم: مرور وخلاصه نویسی

-یک بار از ابتدا شروع می کنید به خواندن، با این هدف که متوجه شوید دقیقاً چه چیزهایی

را فهمیده اید و چه قسمت هایی برای شما مبهم است.

-بین موضوعاتی که قبلاً فهمیده اید ارتباط برقرار کنید. سعی کنید سازماندهی مطالب را

برای خودتان به هر شکلی که می توانید بکشید.

خلاصه نویسی کنید، یادداشت برداری کنید. یادداشت های تان فقط به صورت نوشته

( جمله ها و کلمه ها) نباشد. از هر روشی مثل شکل، نمودار، رنگ و هر ابتکاری که موضوع

را بهتر برای شما تجسم می کند و به فهم شما کمک می کند، استفاده کنید.

-نکته ها و مواردی را که متوجه نشده اید، جداگانه یادداشت کنید و مشخص کنید که چگونه

می توانید اشکالات خود را برطرف کنید( مثلا ً از کسی بپرسید یا کتاب بخوانید.)

-نگران نباشید همۀ افراد درخواندن هر متنی، چیزهایی را متوجه نمی شوند. فرق شما با

آن ها این است که شما متوجه ضعف های خود شده اید و بنابراین یک قدم جلوتر هستید.

گام چهارم: یادداشت برداری و خلاصه نویسی

یاداشت برداری و خلاصه نویسی یعنی فهمیدن دقیق مطلب، و نوشتن نکات و مطالب مهم آن

به زبان خودمان.

خلاصه نویسی:

-به شما نشان می دهد چه قدر مطلب را خوب فهمیده اید.

-خلاصه نویسی خوب، کار مرور کردن را برای شما راحت تر می کند.

-مطالبی که خوب خلاصه شده اند، راحت تر و طولانی تر در حافظه می مانند.

چگونه خلاصه نویسی کنیم؟

باید قبلاً مطلب را به طور عمیق خوانده باشید.

-بتوانید جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی را تشخیص دهید.

-در خلاصه نویسی فقط نکته ها و موضوعات اصلی نوشته می شود و از جزئیات

خبری نیست.

-خلاصه ها را باید به زبان خودتان بنویسید و جمله های کتاب را تکرار نکنید( این

کار خیلی مهم است). اگر نتوانید مطلبی را مطلبی را به زبان خودتان بنویسید،

یعنی هنوز در فهم آن اشکال دارید.

-بهتر است بعد از این که مطلبی رایک بار به طور عمیق مطالعه کردید، بار دوم هنگام

مرور مطلب، خلاصه های تان را بنویسید.

-یادداشت های تان را شناسنامه دار کنید. یعنی ابتدای هر مطلب نام درس، موضوع

اصلی، تاریخ یادداشت برداری، شمارۀ صفحه را ثبت کنید تا در استفاده های بعدی

سردرگم نشوید.

-در یادداشت برداری، از هر چیزی مثل شکل، نمودار و علامت استفاده کنید تا

یادداشت های تان کامل تر و قابل استفاده تر شوند.

گام پنجم: قدم به قدم تا مطالعۀ کامل

برای یادگیری کامل مطالب یک کتاب، مخصوصاً کتاب های درسی، هیچ کدام از این

مهارت ها به تنهایی کافی نیست. برای یادگیری کامل باید در جریان مطالعه، هر

مهارت را در جای خودش استفاده کنید. مطالعه مانند رانندگی، شنا یا هر مهارت

دیگر مجموعه ای از مهارت های ریز و درشت است.

مرحلۀ اول: در حال و هوای درس قرار بگیرید:

-شاید بیشترین مشکل خیلی ها همین جاست. یعنی از همین اول در حال و هوای

درس قرار نمی گیریند و تا آخر این مشکل ادامه دارد.

-جدی باشید و دقیقاً مشخص کنید چه قسمتی را  می خواهید بخوانید، تمام نکات

تمرکز را به خاطر بیاورید و رعایت کنید.

-به خودتان اعتماد و اطمینان داشته باشید که از پس کارها بر می آیید.

– هدف های با ارزش تان را به خاطر بیاورید.

مرحلۀ دوم: خواندن اجمالی:

-قبل از مطالعۀ دقیق، مطلب را به طور اجمالی مطالعه کنید. این هم یکی از

روش های قرار گرفتن در حال و هوای مطالعه است.

-حتی اگر قبلاً مطلب را مطالعه کرده اید، بد نیست یک بار دیگر آن را به طور اجمالی

مطالعه کنید.

مرحلۀ سوم: خواندن دقیق، کشف و سازماندهی:

در این مرحله، مطالب را به طور عمیق بخوانید.

-سعی کنید مطالبی را که در هر قسمت فهمیده اید، به مطالب قسمت های دیگر

کتاب ربط دهید.

-مطالب پیش نیاز یعنی مطالبی که قبل از فهم این مطلب لازم است بدانید را به یاد

بیاورید.

-نکتۀ اصلی، نکته های فرعی و جزئیات را مشخص کنید.

-آیا مقصود اصلی مطلب را متوجه شده اید؟ آِیا رابطه ها  و مفاهیم کلیدی را به خوبی

می شناسید؟

-نکتۀ بسیار مهم در این مرحله، کشف قسمت هایی است که متوجه نمی شوید و در

فهم آن ها مشکل دارید. تمام موارد را مشخص کنید. با رابطه ها و تجزیه تحلیلی که

می کنید به ضعف های خود پی می برید.

-قسمت هایی را که متوجه نمی شوید و در فهم آن ها ابهام دارید یادداشت و دسته بندی کنید.

-مطالبی را که نمی دانید: یا کلمه ها و واژه هایی هستند که باید معنی و مفهوم آن ها را

از فرهنگنامه ها یا کسی سؤال کنید. یا مطالبی هستند که برای فهم بهتر آن ها، لازم

است مطالب سال های قبل یا فصل های قبل را یادآوری کنید، و یاد بگیرید. شاید برای این

کار لازم باشد یک یا چند کتاب کمکی دیگر بخوانید یا از دوستان یا معلم های تان بپرسید.

-فکر می کنید به جز موارد بالا چه مسئلۀ دیگری مانع فهمیدن شما می شود؟

می توانید آن را شناسایی کنید؟ آیا راه بر طرف کردن آن را می دانید؟

مرحلۀ چهارم: مرور برای یادداشت برداری:

-مطالبی را که می خوانید و خوب متوجه می شوید خلاصه نویسی کنید و زیر نکته های

مهم خط بکشید و اگر لازم بود در حاشیۀ کتاب نکاتی را توضیح دهید و یادداشت کنید.

-مشخص کنید چه قسمت هایی را لازم است حفظ کنید،تا در وقت مناسب سراغ آن ها بروید.

مرحلۀ پنجم: طرح سؤال:

-آیا می توانید از همۀ قسمت هایی که خوانده اید سؤال طرح کنید؟ آیا به همۀ سؤال ها

می توانید بدون ابهام پاسخ دهید؟

-طرح سؤال را می توانید هم زمان با مرور مطالب هم انجام دهید.

-مرحلۀ ششم: مرور برای یادآوری:

حالا کتاب را ببندید و تمام مطالبی را که مطالعه کرده اید، به زبان خودتان، برای خود شرح

دهید. آیا همه چیز را واضح و بی ابهام به یاد می آورید؟

برای بعضی درس ها مثل ریاضی، مرور، یعنی حل کردن مسئله، آیا می توانید دربارۀ

مطلبی که خوانده اید مسائل بیشتری حل کنید؟

مرحلۀ هفتم: حفظ مطالب:

قسمت هایی را که لازم است، همین الان شروع کنید به حفظ کردن ، و اگر مطالب زیاد

است یا وقت ندارید، زمان هایی را برای حفظ آن ها معین کنید.

کلید طلایی درس خواندن: علاقه و لذت

کلید طلایی موفقیت در هر کاری، داشتن علاقه و لذت بردن از آن کار است.

وقتی از ته دل به کاری علاقه داشته باشید، ساعت ها بدون خستگی به آن مشغول

می شوید و به هر زحمتی که باشد هر مانعی را از سر راه بر می دارید. شما حتماً

از این انگیزه های قوی، فت و فراوان دور و برتان سراغ دارید.

در درس و تحصیل هم کسانی موفق هستند که انگیزه های قوی آن ها باعث می شود

نسبت به دیگران تلاش بیشتری کنند.

-مطالب کتاب های درسی، اطلاعات عمومی و مهارت های اولیه ای است که آشنایی

با آن ها برای زندگی در دنیای امروز لازم است.

-اطلاعات و دانستنی هایی که در هر پایۀ تحصیلی به دست می آورید، پایۀ کلاس های

بعدی است و همۀ این اطلاعات یکی از پایه های مهم شغلی است که در آینده انتخاب

می کنید. همۀ افراد سرشناس در دنیای علم، و حرفه های مختلف از همین مطالب

شروع کرده اند.

-موفقیت در مدرسه، یکی از موفقیت های طول زندگی هر انسان است. معمولاً کسانی

که در زندگی و شغل آدم های مفقی هستند، در مدرسه هم افراد موفقی بوده اند.

-اما علاقه یک شبه به وجود نمی آید بلکه باید در این باره برنامه هایی داشته باشید و

تلاش کنید تا به تدریج اشتیاق و انگیزۀ شما تقویت شود.

گام ششم: حواسپرتی و نداشتن تمرکز:

یکی از علت های حواسپرتی در هنگام مطالعه این است که همۀ مطلب یا قسمتی از

آن را متوجه نمی شوید، اما نمی دانید چرا؟ بعد از چند بار مطالعه خود به خود از آن

مطلب دلزده می شوید و هنگام مطالعه حواس تان جای دیگری می رود.

-یکی از علت های حواسپرتی، نداشتن مهارت های مطالعه و فعال نبودن در مطالعه

است. وقتی مطلبی را سطحی بخوانید و با مطلب در گیر نشوید، ذهن تان خیلی آمادۀ

حواسپرتی است.

-یکی از علت های حواسپرتی، خستگی زیاد است.

-یکی از علت های حواسپرتی، کسالت و نداشتن تحرک بدنی است. سعی کنید به طور

منظم، ورزش کنید( حتی انجام نرمش های ساده در خانه هم به شما نشاط می دهد).

-جمع شدن تکالیف و کارهای مدرسه، به دلیل اضطراب و نگرانی که در شما ایجاد می کند،

یکی از علت های مهم حواسپرتی است. هر چند تکالیف بیشتر جمع شوند تمرکز شما

در درس کمتر می شود. بهتر است از همین الان شروع به برنامه ریزی و تنظیم وقت کنید.

-بالاخره یکی از مهمترین علت های حواسپرتی انواع مشغولیت های فکری دورۀ نوجوانی است.

-افکار پراکنده گاهی مثل سیل می تواند همه چیز را خراب کند. اما افکار مهار شده و کنترل

شده مثل آب پشت سد می توانند سازنده باشند…

چرا با هوش ها بیشتر عمر می کنند؟

چرا باهوش‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟

امید به زندگی و طول عمر انسان زیاد شده است. بنابر گزارش سازمان جهانی

تحقیقات اپیدمیولوژیک پاسخ واحدی برای این پرسش یافته‌اند: سبک زندگی. در سال

۲۰۱۲ در نشریه پزشکی طب پیشگیری نتیجه تحقیقی را که روی ۸۰۰۰ نفر در طول ۵

سال انجام شده، منتشر شده است. ریسک مرگ به هر علت در میان افراد غیرسیگاری

۵۶ درصد، در افرادی که ورزش می‌کنند ۴۷ درصد و برای کسانی که رژیم غذایی سالم

دارند، ۲۶ درصد کمتر است. پژوهشگران ایتالیایی سبک زندگی ساکنین منطقه سیسیلی

را که تعداد شهروندان ۱۰۰ ساله در آنجا قابل توجه است، بررسی کردند. داشتن فعالیت

بدنی و رفت‌وآمد با بستگان و برخورداری از رژیم غذایی محلی مدیترانه‌ای عوامل سلامت

و طول عمر این افراد است.

ضریب هوشی بالاتر، یعنی طول عمر بیشتر

اما تعجب‌آورترین یافته این تحقیقات، ارتباط مستقیم ضریب هوشی با طول عمر است،

ضریب هوشی بالاتر به معنی طول عمر بیشتر است. در ۱۹۳۲ دولت اسکاتلند از تمامی

کودکان ۱۱ ساله آزمون هوش به عمل آورد. پس از ۶۰ سال دانشگاه ادینبرو در مورد

بازماندگان آن آزمون جستجویی به عمل آورد. نتیجه شوک‌آور بود. هر ۱۵ امتیاز ضریب

هوشی بیشتر ۲۱ درصد شانس طول عمر را افزایش می‌داد. به این معنی که فرد با ضریب

هوشی ۱۱۵ ، ۲۱ درصد احتمال بقایش در سن ۷۶ سالگی بیش از فرد با ضریب هوشی ۱۰۰ بود.

اکنون این آزمایش به صورت مطالعه تاثیر قدرت ادراک بر طول عمر درآمده است. فرضیه‌ای مطرح

شده دال بر تاثیر ژنتیک بر ارتباط ضریب هوشی و طول عمر. تیم تحقیقاتی دکتر آردن روی سه

زوج دوقلو از کشورهای آمریکا، سوئد و دانمارک آزمایش کردند که نتیجه آن را در ژورنال

بین‌المللی اپیدمیولوژی به چاپ رسانده‌اند. مطالعه روی دوقلوها این امتیاز را دارد که اثرات

محیطی و ژنتیکی در محاسبات ما حذف می‌شوند (دوقلوهای همسان ۱۰۰ درصد و

غیرهمسان حداقل ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند). نتیجه این مطالعات و مقایسه آن با دیگر

افراد دور از انتظار نبود. ژن‌ها مسئول بخش عمده‌ای از این رابطه بودند ولی علت وجود

این نقش بطور واضح مشخص نیست.

 

_69727520_mind

افراد با ضریب هوشی بالاتر، رفتارهای سالم‌تری دارند

برخی معتقدند که افراد با ضریب هوشی بالاتر رفتارهای سالم‌تری دارند. مثلا ورزش می‌کنند،

همیشه از کمربند ایمنی خودرو استفاده می‌کنند و سیگار هم نمی‌کشند.

امکان دیگر این است که ضریب هوشی بخش از ضریب تمامیت بدنی (Index of bodily integrity)

و خصوصا نمایانگر کارآمدی سیستم عصبی است. برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران

ارتباط بین ضریب هوش، فناپذیری و زمان عکس‌العمل (نسبت کارآمدی مغز در پردازش اطلاعات

داده شده و انجام عکس‌العمل مناسب) را آزمایش کردند. ارتباط مستقیمی بین کوتاهی زمان

عکس‌ و آسیب‌ ناپذیری افراد مشاهده شد.

از طرفی شکی نیست که IQ ارتباط مستقیم با زمان عکس‌العمل دارد. اطلاعات یاد شده در

کنار دیگر یافته‌های اپیدمیولوژی ادراکی تاثیر غیرمستقیم در ارتقا سلامت عمومی دارند.

فاکتورهای پیشینه خانوادگی، وجود یک بیماری، و IQ باهم می‌تواند برای پیش‌بینی امکان

وقوع مرگ پیش از موقع به کار گرفته شوند. محققین معتقدند که ضریب هوشی نمایانگر

چندین چیز باهم است. این‌جاست که رابطه بین آن و قومیت مطرح می‌شود که دربرگیرنده

تعریف میزان هوشمندی هر منطقه جغرافیایی می‌شود.

برای روشن شدن این جمله مثالی می‌زنیم: فرض کنیم که فردی با اطمینان خاطر از عملکردی

درخشان در آزمون هوش شرکت کند. این اعتمادبنفس ریشه درجنسیت و قومیت وی دارد و

در واقع امر هم نتیجه مثبتی روی عملکرد بهینه وی دارد. بدین ترتیب برچسب باهوش یا

کم‌هوش بر اتکا به‌نفس افراد تاثیر می‌گذارد.

باید معنی ضریب هوش را برای سیاستگذاران امر سلامت بازتعریف کرد. IQ بهتر از هر آزمون

روانکاوی دیگر می‌تواند عملکرد شغلی، دستاوردهای علمی و همانگونه که بحث شد،

فناپذیری را پیش‌بینی کند. ارتباط این فاکتور با میرا بودن ربطی به قسمت و سرنوشت ما ندارد.

تنها یک عامل است در میان عوامل دیگری، همچون علایق، انگیزه و خصوصیات فردی دیگر.

منبع: scientificamerican.com

6 راه برای استفاده بهینه از وقت

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

روش های مدیریت زمان

-خودارزیابی

-تندخوانی

-قانون رعایت سادگی و فشردگی

-قاطعیت

-انطباق با محیط و شرایط

-اتخاذ نگرش مثبت به زندگی

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می شوند.

۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته از کارهایی هستند که افراد موفق و نا موفق

را از هم جدا می کنند و معمولاً افراد ناموفق آنرا به تعویق می اندازند.

۳- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.

۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم

و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس) خود را به این کارها سرگرم

می کنند.

تأخیر در انجام کارهای دستۀ دوم اضطراب آور است و انرژی را از بین می برد. مثلاً با خودتان

می گویید که حالا سه ماه وقت دارم برای خواندن این درس، و همچنان مطالعه را به تعویق

می اندازید…

تمام موفقیت ها و  پیشرفت های انسان در گرو انجام کارهای نوع دوم است. افراد موفق

برای این دسته کارها اضطرار زمانی ایجاد کرده و آنرا انجام می دهند. مثلاً با خود می گوید:

من باید هر روز مقداری از کتاب را برای امتحانم بخوانم.

توجه داشته باشید که وقت کارهای مهم را باید از کارهای غیر اضطراری و غیر مهم در آورد.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است.

مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی:

۱-از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.

۲-کارها را اولویت بندی کنید.

۳-راهزنان وقت را بشناسید و راه های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

 –صحبت های کم اهمیت

-میهمان ناخوانده

– مطالعۀ مطالب کم اهمیت و غیر ضروری

روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه

– تلفن های مزاحم و غیر ضروری

– نداشتن

انضباط کاری

– سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری

– دوباره کاری

– ناتوانی نه گفتن به خواسته های نابج

ا- نداشتن تمرکز حواس

– عادت امروز و فردا کردن

– ترس از شکست

راه های ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده( مثل زمان هایی که در انتظار اتوبوس هستیم).

۲- انجام کارها به طور همزمان

۳- تنظیم وقت خواب

۴- کنترل بیشتر روی وقت تفریح

۵- نه گفتن به درخواست های غیر مهم

۶- عقب انداختن کارهای غیر مهم

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

سؤالاتی که برای مدیریت زمان باید از خود بپرسید:

-چه درصدی از کارهایم از پیش برنامه ریزی شده است؟

-آیا کارهای برنامه ریزی شده، بیش از حد انتظار به طول انجامید؟

-چند مورد وقفه در کارهایم ایجاد شد؟

-آیا بهره وری داشتم؟

-چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتم؟

-چگونه می توانم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشم؟

-برای چند درصد از وقت خود می توانستم برنامه ریزی درستی به عمل آورم؟

شناخت عوامل اتلاف زمان:

-جلسات

-تماس های تلفنی

-تعلل

-آشفتگی و عدم تمرکز

 

تغییر دادن عادت ها:

-برای ایجاد تغییر فرآیند چهار مرحله ای زیر را باید در مورد هر یک از عوامل

اتلاف زمان بکار ببریم:

-یادداشت کردن عامل اتلاف زمان

-تهیۀ فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت

-تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان

-پرورش عادت صرف جویی در زمان

مدیریت زمان یعنی استفادۀ بهینه از وقت

برای رسیدن به این هدف باید:

-عادتهای قبل را فراموش کنیم.

-روش های جدید را بیاموزیم.

-برای ترک عادات نادرست و یادگیری روش های جدید صبور باشیم.

چشمان شگفت انگیز انسان

 چشمان شگفت انگیز انسان

هر یک از چشم های انسان یک ابزار نوری فوق العاده شگفت انگیزی است که بسیار

بسیار پیچیده تر و دقیق تر از پیشرفته ترین تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی است که

تا کنون طراحی شده اند.

مردمک چشم اندازۀ خود را بر حسب شدت و ضعف نور و نیز دوری و نزدیکی اجسام

تنظیم می کند. هر چقدر جسم نورانی تر و نزدیک تر باشد، اندازۀ مردمک چشم

کوچکتر می شود. همچنین اندازۀ مردمک چشم برحسب احساسات نیز تغییر میکند

به نحوی که مثلاً وقتی به چیزی یا کسی که دوست دارید نگاه می کنید، اندازۀ مردمک

چشم مشا به صورت خودکار افزایش می یابد.

اگر در حال مطالعۀ مطلب مورد علاقه تان هستید و در نتیجه مردمک چشم شما گشادتر

شده است، مطالعۀ آن را در محیط پر نورتری انجام دهید. این کار باعث می شود که

مغز بدون  انجام کار اضافی، اطلاعات بیشتری را در هر ثانیه استخراج کند.

چشمان انسان چگونه اطلاعات را می خوانند؟

شبکیه در قسمت پشت چشم، محل دریافت نور است. وقتی چشمان شما تصویری را

مشاهده می کنند، دریافت کننده های نوری شبکیه، تصاویر را رمزگشایی می کنند و

آن ها را از طریق عصب بینایی به قسمت بصری مغز که استخوان پس سری نامیده

می شود، می فرستند. قسمت پس سری نه در پشت چشم، بلکه در پشت سر قرار

دارد. همین قسمت پس سری است که عمل خواندن و هدایت چشم ها را در صفه به

عهده دارد تا اطلاعات مورد نیاز گرد آوری شوند. آگاهی از این مطلب نقشی اسای در

فرآیند تندخوانی دارد.

-برداشت و حوزۀ دید خود را افزایش دهید:

چشمان شما در حین مطالعۀ خط به خط، در یک نگاه قادر به دیدن چندین لغت هستند.

مجموعۀ تمرینات بعدی برای افزایش میدان دید طراحی شده اند تا بتوانید با هر نگاه، کلمات

بیشتری را مد نظر قرار دهید.

-قدرت دید افقی و عمودی خود را ارزیابی کنید:

قبل از اجرای این تمرین، دستورالعمل های مربوط به آن را به دقت مطالعه کنید. سر خود را

به صورت صاف و مستقیم نگه دارید و به یک نقطه در دور دست خیره شوید. سعی کنید این

نقطه تا حد ممکن دور باشد.

-انگشتان اشارۀ دستان خود را به صورت افقی و به صورت نوک به نوک به یکدیگر بچسبانید،

به نحوی که دستان شما یک خط افقی درست کند. سپس آنها را به فاصلۀ تقریباً ۱۰

سانتیمتری از صورت خود موازی با بینی تان قرار دهید.

-بعد، در حالی که هنوز به نقطه ای در دور دست خیره شده اید، انگشتان خود را تکان دهید

و آن ها را به همان صورت افقی از یکدیگر جدا کنید.

-این حرکت را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیتان خارج شوند و حتی از

گوشۀ چشم تان نیز پیدا نباشند.

-در همین حالت، حرکت را متوقف کنید و فاصلۀ بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

یکبار دیگر این تمرین را انجام دهید، ولی این بار انگشتان اشارۀ دو دست خود را به

صورت عمودی به یکدیگر بچسبانید، به صورتی که یک خط عمودی درست کنند. این بار نیز

آن ها را به فاصلۀ ۱۰ سانتی متری از بینی و جلوی صورت تان بگیرید.

-در حالی که چشمان شما مستقیماً به یک نقطه در دور دست خیره شده اند، انگشتان

خود را تکان دهید و آن ها را در راستای یک خط عمودی از یکدیگر جدا کنید.

این کار را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیدتان خارج شوند. سپس فاصلۀ

بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

حتما شما نیز تعجب کرده اید که وقتی تنها ظاهراً به یک نقطه خیره شده اید، چشم شما

قادر است فضای بیشتری را مد نظر قرار دهد. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟

جواب این سؤال در طراحی منحصر به فرد چشم نهفته است. هر چشم انسان دارای

۱۳۰ میلیون گیرندۀ نوری در قسمت شبکیه است، یعنی مجموعاً ۲۶۰ میلیون گیرندۀ نوری.

نقطۀ مرکزی دید تنها از ۲۰ درصد گیرنده های نوری استفاده می کند و ۸۰ درصد بقیه به

دید پیرامونی یا دید محیطی اختصاص می یابد.

یادگیری استفادۀ بیشتر از دید پیرامونی یا محیطی، در هنگام مطالعه باعث افزایش میدان

دید و در نتیجه استفادۀ بیشتر از چشم ذهن می گردد. اما منظور از چشم ذهن چیست؟

منظور از این عبارت توانایی خواندن و دیدن با مغز است، نه فقط چشم ها. مفهوم

چشم ذهن برای کسانی که به یوگا یا مدیتیشن می پردازند و نیز کسانی که با تصاویر

سه بعدی کار کرده اند، آشناست.

توضیح بیشتر در مورد حوزۀ دیداری فضایی:

زمانی که چیزی می بینید یا وقتی کسی در مورد چیزی با شما صحبت می کند تصاویری

از آن را در ذهن خود خلق می کنید. این تصاویر بصری را در این حوزه قرار می دهید. مثلاً

وقتی فیلم یا یک برنامۀ تلویزیزونی را تماشا می کنیدی ک سری از تصاویر که بیشترین

قابلیت بخاطر سپاری را دارند به حافظۀ بلند مدت انتقال می یابند. هر جقدر که تلاش

کنید همۀ جزئیات این تصاویر را به خاطر بسپارید نمی توانید. چون هزاران عدد از چنین

عکس هایی در عرض یک دقیقه و با سرعت در حال حرکتند. اما حافظۀ شما همۀ این

عکس ها را د رکنار یکدیگر ردیف می کند. زمانی که حافظه در زمینۀ بصری یا دیداری بهبود

بخشیده شود قادر خواهید بود به این جزئیات توجه کرده و آن ها را بهتر به خاطر بیاورید.

این بخش همچنین همان بخشی از حافظه است که در مورد هر آن چه که می شنوید یا

در موردشان فکر می کنید کار کرده و آن ها را به تصاویر بصری تبدیل می کند. زمانی

که داستانی می خوانید یا می شنوید تصاویری از آنچه در حال شنیدن آن هستید را در ذهن

خود خلق می کنید.

اگرچه ممکن است توانایی بالایی در دیدن و به خاطر سپردن یک عکس داشته باشید ولی

با افزایش تعداد عکس ها این توانایی کم می شود و ممکن است عکس ها با همدیگر

تداخل کنند. مثلاً اگر در حال رانندگی تلاش کنید مسئله ای را به صورت ذهنی حل کنید یا

آن مسئله را فقط تصور کنید، افکارتان با عمل رانندگی تداخل پیدا می کند. مثلاً اگر در

حین رانندگی تلاش کنید اعدادی را در ذهن خود ضرب کنید احتمالاً در همان حال دوربرگردان

خیابان را اشتباه خواهید پیچید. این اشتباه به دلیل منحرف شدن ذهن تان به علت دیدن آن

مسئله در ذهن تان است. ولی اگر بدون خلق تصاویر فقط به موسیقی یا رادیو و یا حتی به

سخنان شخصی که در حال صحبت است گوش کنید دیگر تداخلی ایجاد نخواهد شد. و یا

حداقل تداخلی که ایجاد می شود به آن شدت نخواهد بود.

زمانی که تلاش می کنید همزمان با تجسم تصاویر زیاد کاری را انجام دهید تقریباً شبیه نگاه

کردن به صفحۀ کامپیوتری است که صفحاتی را همزمان با هم باز می کنید تا بر روی آن

ها کار کنید صفحات شخصی شما کوچک تر و کوچک تر می شوند. در نتیجه نمی توانید

هر کدام از تصاویر را به طور واضح و آشکار ببینید. و همچنین توجه و دقت شما از یک پنجره

با نمایش پنجرۀ دیگر از بین خواهد رفت.

تصاویری که در حوزۀ دیداری فضایی دیده می شوند با مکان های واقعی در مغز شما مرتبط

می باشند. طبق یافته های عصب شناسان زمانی که با تصاویر دیداری سر و کار دارید قشر

روی نیمکرۀ راست شما که در قسمت بالای مغز می باشد فعال می شود. در واقع قطعۀ

پس سری در قسمت عقب قشر رویی است فعال می شود. سپس زمانی که با کار ذهنی

که شامل این تصویر نیز می باشد درگیر می شوید بخش جلویی نیز فعال خواهد شد …

مقاله نقشۀ ذهنی

مقاله نقشۀ ذهنی

هزاران سال است که کلمات مکتوب ساختار مؤثری برای سازماندهی،

جایگیر شدن و تبادل افکار و نظریات داشته اند. به هر حال، در پژوهش

اخیر دربارۀ چگونگی عملکرد مغز مشخص شده است که امکان دارد

روش قدیمی سازماندهی کلمات به حالت طولی و روی کاغذ، بهترین

روش به کارگیری توانایی های شناختی ما نباشد. روش های قدرتمندتر

دیگری وجود دارد که می توان برای سازماندهی افکا ر به کار برد که نقشۀ

ذهنی مؤثرترین آن است. یک نقشۀ ذهنی، تکنیکی برای نت برداری و

ذهن انگیزی است و برای بهره برداری بهتر از مغز طراحی شده است.

این تکنیک باعث می شود تا همزمان تمام قابلیت های ذهنی به کار گرفته

شود و در یک لحظه، مغز از تمام مهارت های تداعی و خلاقیت برای تقویت

حافظه استفاده کند و ارتباط تنگاتنگ میان نیمکرۀ چپ و نیمکرۀ راست مغز

را ممکن سازد.

نقشه های ذهنی ارائه دهندۀ مرور کلی یک عنوان به صورت نمودار هستند

و کا رجذب و تحلیل اطلاعات را برای مغز آسان می کنند. نقشه های ذهنی

دو طرف مغز را به طور همزمان در گیر می کنند، سمت چپ بخش تحلیل گر

است و سمت راست، قسمت شهودی و تخیلی.در نکته برداری به کمک

نقشۀ ذهنی، به جای یادداشت تمام عبارات یا فهرست ها، ترکیبی از لغات

و تصاویر کلیدی برای برداشت اصل مطلب استفاده می شود و این لغات و

تصاویر به نوعی تداعی کنندۀ اطلاعات مهم می باشند.مغز شما نیز در کنار

نقشۀ ذهنی ساخت شما ، یک نقشۀ ذهنی مرتبط با تمام آن چه که به خاطر

می سپارید، ایجاد می کند. بنابر این یک نقشۀ ذهنی تبدیل به یک نقشۀ

چند بعدی می شود که هر بعد آن حاوی اطلاعات خاصی است که از مغز

خود شما نشأت گرفته است. این ابعاد مختلف در به خاطر سپردن مطالب،

یادآوری آن ها را نیز آسان می سازد و به همین دلیل است که نقشۀ ذهنی

را یک ابزار گرافیکی فوق العاده قدرتمند می دانند که بهره برداری از تمام قوای

ذهنی را فراهم می سازد.

نقشه های ذهنی برای تقویت حافظه طراحی شده اند تا بتوان در مواقع لزوم،

اطلاعات را سریع تر و راحت تر به خاطر آورد.

در زیر نقشۀ ذهن پایه ای را نشان می دهد که خصوصیات کلیدی را داراست:

-تصویر وسط که نشان دهندۀ عنوان نقشۀ ذهن است.

-ساختار انشعابی شاخه ها و کلمۀ کلیدی اصلی که موضوعات مبحث را تعیین می کند.

-کلمۀ کلیدی کوچکتر زیر شاخه ها که نشان دهندۀ جزئیات هر موضوع است.

مقاله نقشۀ ذهنی

نقشۀ ذهنی خوب دارای ویژگی های زیر است:

-از رنگ های مختلف جهت تحریک سمت راست مغز استفاده می کند و همین مسئله

فرق گذاشتن بین عناوین و موضوعات را ممکن می سازد.

-لغات کلیدی که به دقت انتخاب شده اند، بهتر است به صورت تکی و مجزا و واضح

نوشته شده باشند. هر کدام باید به طور مرتب در یک شاخه در اندازۀ مساوی قرار

داده شوند.

-تا جایی که امکان دارد از تصاویر استفاده شود. بعضی از زیر شاخه ها می توانند

در مقابل خود تصویر داشته باشند و در آن ها از کلمه استفاده نشود.

-بخش ها ارتباط بین کلمات کلیدی و تصاویر مربوط به آ ن ها را نشان دهند.

مهم است که طول شاخه ها با طول کلمات برابری کند، زیرا وقتی به خلق نقشۀ

ذهنی در حافظۀ خود مشغول می شوید، یکی از خصوصیات کلیدی که شما آن را

به یاد می آورید، اندازه است. به عنوان مثال، اگر به یاد آورید که شاخۀ  بلندی

از سمت راست منشعب شده است، ذهن شما به طور خودکار به دنبال کلمه ای

طولانی متناسب با آن می گردد.

 اگر شما نیازمند به ذهن سپردن اطلاعات هستید، به خصوص برای مدتی طولانی،

نقشۀ ذهنی ابزار حافظه ای قدرتمندی است. همین طور ابزار بی نهایت مؤثری است

که افکار شما را روی کاغذ سازماندهی می کنید، خواه برنامۀ شما طراحی یک گزارش

باشد یا ثبت و یادداشت آن چه خوانده یا شنیده اید. در حقیقت، متوجه خواهید شد

که از این فرآیندها نتایج بسیاری به دست خواهید آورد و اگر از نقشۀ دهنی به جای

نوشتن مطالب استفاده کنید، قدرت یادآوری شما بنا به دلایل زیر بهبود می یابد:

-از قسمت بیشتری از مغز خود استفاده می کنید و در نتیجه توانایی های قدرتمند

شما را بیشتر بر موضوعی که در مورد آن کار می کنید، متمرکز می سازد.

-ایجاد و طراحی نقشۀ ذهنی سریع تر از نوشتن مطالب انجام می شود و لذت بخشتر

و سرگرم کننده تر است.

-فرآیند نقشه کشی ذهنی شما را ملزم می دارد تا در بارۀ یک عنوان به چندین روش

متمرکز فکر می کنید، نه این که فقط آن را بنویسید.

-ویرایش و مرور اطلاعات در فرم نقشۀ ذهنی بسیار آسان تر از نوشتن آن به صورت

طولی است.

چگونه نقشۀ ذهنی خود را طراحی کنید

خلق نقشۀ فرآیندی درست است. جهت شروع، خودتان این تمرین را مبتنی بر عنوانی

آشنا امتحان کنید.

یک ورق کاغذ بردارید و آن را از وسط تا بزنید به طوری که از قسمت طولی تا بخورد

تا چشم انداز شما به عنوان چارچوب مشخص شود.

دست کم از سه مداد رنگی استفاده کنید و تصویر خود را در وسط کاغذ بکشید. نگران

نباشید، نیازی نیست نقاشی شما زیاد خوب باشد. قرار نیست که تصویر درست شکل

شما باشد: این تصویر فقط برای نقطۀ شروع آن جا قرار می گیرد.

همۀ زمینه های مهم زندگی خود را در نظر بیاورید و برای نشان دادن هر کدام

شاخه های اصلی را از تصویر مرکزی خود به سمت بیرون بکشید. برای هر شاخه از

یک مداد رنگی استفاده کنید. برای نمونه، ممکن است شاخه هایی از خانواده،

سرگرمی ها، کار ، دوستان، خانه، تعطیلات و هر آن چه برای شما مهم است، داشته

باشید. لغات کلیدی را بنویسید و برای شاخۀ اصلی یک تصویر بکشید.

شاخه ای کوچک تر بکشید که از شاخۀ اصلی بیرون می آید، تا جزئیات بیشتری را به

زمینۀ هر عنوان بیفزایید. هر کدام را با یک لغت کلیدی برچسب بزنید یا تصویری متناسب

با آن بکشید.

استرس در مطالعه

استرس در مطالعه

عوامل متعددی در مورد اضطراب و استرس در دانش آموزان و دانشجویان وجود دارد که

از عوامل مهم آن می توان به عدم برنامه ریزی و نگرانی برای آینده و شک و تردید در

مورد توانایی ها و خود کم بینی و اثرات ناشی از سوء تغذیه، اشاره نمود.

اضطراب و استرس در مطالعه معمولاً با نگرانی، تنش، تشویش، سردرگمی و اعصاب

متشنج همراه است که این علائم عوارض جسمانی از قبیل سردرد و سرگیجه، بهم

خوردن ساعات تغذیه و خواب و استراحت و مشکلات گوارشی و غیره را سبب خواهد شد.

پس افرادی که دچار این چنین عوارضی هستند برای آن ها در لحظات بحرانی

چند توصیه ارائه می شود:

۱-گرایش به یک کار هنری مانند نقاشی یا خطاطی یا موسیقی و………

۲-نوشتن حالات آزار دهنده روی یک کاغذ و تکنیک خط زدن

۳-انجام نرمش و حرکات کششی

۴-استفاده از تلقینات مثبت و فکر کردن در مورد تواناییها

۵-استفاده از تنفس درمانی

در شرایط بسیار حاد، حتماً به یک روانشناسی یا روانپزشک مجرب مراجعه نمایید.

مهارت های تندخوانی

هر کس امروز با شتاب عظیمی حرکت می کند. تحصیل شما در گرو سرعت شماست.

همیشه در پی زمان وفرصت باقیمانده بوده و پیوسته گرایش به درس خواندن داشته

باشید، در تمام فرصت پیش آمده درس بخوانید. وقتی از توانایی هایتان حداکثر استفاده

را بکنید و اولویت کاری شما مشخص شود به سرعت به طرف هدف در حال پیشرفت

خواهید بود.

رعایت نکات زیر مهارت تندخوانی را در مطالعه برای شما افزایش خواهد داد:

۱-واژه ها را گروه بندی کنیم.

ما می دانیم که چگونه حروف را با یکدیکر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و بفهمیم حالا

باید یاد بگیریم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را در آن واحد

بخوانیم و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم

کلی یک پاراگراف را درک کنیم.

ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوۀ ادراک و فهم را افزایش می دهد. به طور کلی

مفهوم را آسان تر می توان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی

حروف تک.

۲-مکث ها و توقف های دید خود را هنگام مطالعۀ سطور کم کنید.

این همان تمرکزهای لحظه ای روی حروف واژه هاست. در حین خواندن هر یک از

سطرهای یک متن چشمان خود را به صورت جهشی به سمت جلو حرکت دهید.

حال هر میزان که این مکث ها را کم کنید سرعت خواندنتان بیشتر می شود، تعداد

این توقف ها معمولاً در افراد کند خوان به ۸-۷ بار در هر سطر می رسد، اما ما می توانیم

این مکث ها را به ۳-۲ بار در هرسطح کاهش دهیم.

هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطرها به جای خود حرکت دهید.

برای کاهش مکث ها باید حوزۀ دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید

تلاش کنید تا تصاویر واقع شده در گوشۀ چشمان خود را بدون آن که به طور مستقیم

به آن ها نگاه کنید ببینید.

اجازه ندهید هنگام مطالعه دیدتان دچار سرگردانی شود.

۳-هیچ گاه به عقب باز نگردید.

بیشتر افراد عادت دارند حین مطالعه به عقب باز گشته و واژه ها و یا قسمتی از متن

را که به درستی متوجه نشده اند باز خوانی کنند. این کار فقط سرعت خواندن شما

را کاهش می دهد. شما می توانید با مطالعۀ تکمیلی، قسمت هایی را که به درستی

متوجه نشده اید، درک کنید. شاید با خود بگویید که این بازخوانی مجدد هم زمان میبرد،

اما بازگشت مکرر به عقب برای بازخوانی قسمت های درک نشده، به مراتب وقت گیرتر

از مطالعۀ مجدد یک مطلب به روش تند خوانی است.

استرس در مطالعه

۴- مطالعۀ هدفمند.

هدف خود را در مطالعۀ هر متنی از قبل تعیین کنید که چه نوع اطلاعاتی را می خواهید

به دست آورید. این کار باعث می شود تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را در

حین مطالعه حذف کنید.

۵-مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید.

ما برای نگاشتن مطالب ناگزیر هستیم برخی دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات

را رعایت کنیم. اما بیش از ۵۰ درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری

( البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط، بیاموزید، تنها اسم ها و افعال

را بیشتر بخوانید.

۶-با صدای بلند مطالعه نکنید.

۷-در محیط مطالعۀ خود هر عاملی را که موجب پرت شدن حواس شما می شود

حذف کنید.

۸-تمرکز خود را هنگام مطالعه حفظ کنید. یعنی این که در حین خواند مطلبی در آن

واحد به هر چیز دیگر فکر نکنید.

۹-هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشناتر و مأنوس تر باشید درک

بهتری نیز از متون نگاشته شده با آن زبا ن خواهید داشت، بنابر این تا می توانید

واژه و اصطلاح جدید بیاموزید

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

مثل همیشه سال نو در پیش است و بازار خرید عید، داغِِ داغ. همۀ ما طبق

سنت دیرین نوروز باستانی، دوست داریم که در آستانۀ سال نو، لباس نو،

کیف و کفش نو و حتی وسایل خانگی نو داشته باشیم. ولی دوست داشتن

ما، دلیل عاقلانه ای برای هزینه های اضافی و دور از عقل نیست. اگر جزو کسانی

هستید که در مقابل وسوسۀ خرید مقاومت ندارید و مدیریت اقتصادی ندارید با

ما همراه شوید:

اکثر ما با پیروی از سنت، اقدام به نو کردن وسایل منزل، یا لباس و پوشاک مان

می کنیم. این حرکت باعث می شود که هزینه های اضافی باعث شود کفگیرمان

به ته دیگ بخورد. بنا بر این بهتر است قبل از خرید هر چیزی از خود بپرسیم:

-چرا باید این جنس را بخرم؟

-اگر آنرا نخرم چه اتفاقی می افتد؟

-این خرید را از کجا باید انجام دهم؟

برای جلوگیری از خرج اضافی از مایحتاج اولیه و نیازهای ضروری خود لیست

تهیه کرده و خارج از لیست خرید نکنیم. اقدام بعدی برآورد هزینه است. مبلغ

کالاهای داخل لیست را برآورد کرده و بیشتر از آن خرج نکنید. و هرگز پول اضافی

بر ندارید. اگر از عابر کارت استفاده می کنید که پول زیادی در حساب کارتی

شما موجود می باشد با خود عهد ببندید که بیشتر از حد مقرر خرج نخواهید کرد

و بهترین راه این است که بیشتر از یک عابر کارت داشته باشید و از عابر کارتی

که مبلغ مورد نیاز بیشتر در آن موجود است استفاده نکنید.

حین خرید به چند مغازه سر بزنید و جنس خوب با قیمت مناسب خریداری کنید.

از خرید اجناس با کیفیت پایین خودداری کنید چون باعث تکرار خرید می شود و

هزینۀ زیادی روی دست شما می گذارد. اجناسی که عمر طولانی دارند تهیه کرده

و سعی کنید جنس خریداری شده کیفیت بالا داشته باشد.

از حراجی ها خرید نکنید. زیرا با وارد شدن به حراجی به خرید اجناسی اقدام خواهید

کرد که هیچ نیازی به آن ها ندارید.

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

الگوهای مالی خود را بروز کنید

زمانه در حال تغییر دائمی است و این تغییر شامل:

اقتصاد،علوم پزشکی، نجوم، فلسفه، مهندسی،…………. است. تغییرات بازار و نحوۀ

زندگی و تغییر عادات و شرایط زندگی، موجب می شود که الگوهای مالی قدیمی را

کنار گذاشته و بروز شویم. اولین قدم در این راه داشتن برنامۀ مالی مشخص است.

دخل و خرج خود را معین کنید و در صد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیت های

مورد نظرتان تخصیص دهید و سپس از این الگو ،حتماً ،پیروی کنید.

به این ترتیب می توانید دخل و خرجتان را مدیریت کنید. برای مثال به الگوی زیر توجه کنید:

۵۵درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:

خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، بهداشت، لوازم مورد نیاز خانگی و خلاصه ضروریات زندگی.

این موارد هزینۀ بالایی دارند ولی قابل چشم پوشی نیستند و واقعاً ضروری می باشند.

۱۰درصد برای یادگیری و آموزش:

برای تقویت قوای ذهنی و افزایش توانایی های خود و برای این که بیشتر بیاموزید و رشد

کنید، نیاز به هزینه کردن دارید. با این اقدام فرصتهای جدیدی برای رشد و پیشرفت در هر

زمینۀزندگی از جمله رشد اقتصادی دست می یابید. (بهترین گزینه برای دستیابی به این

پیشرفت، ثبتنام در کلاس تندخوانی می باشد). با این اقدام، به جای یک عمر هزینه کردن

برای آموزش و اتلاف زمان به یک باره راه تند و درست خواندن و بیشتر دانستن را می آموزید.

۱۰درصد برای تفریح و لذت:

شما به تفریح و لذت نیاز دارید. هرگز تصور نکنید که با این کار پولتان هدر می رود. با این اقدام

به شادی و آرامش می رسید و احساس لذت و رضایت از زندگی درشما بالا می رود.

۱۰درصد پس انداز:

برای برنامه های بلند مدت خود پس انداز کنید. این مبلغ می­تواند برای باز پرداخت وام

هم مورد استفاده قرار گیرد.

۱۰ درصد برای پیری و از کار افتادگی:

این حساب را از حساب های دیگر خود جدا کنید و خرج نکنید. اگر امکان سرمایه گذاری

با این پول باشد و در دراز مدت بازده زیادی داشته باشد، حتماً اقدام کنید.

۵ درصد برای امور خیریه و هدیه و چشم روشنی:

این کار حس خوبی به شما می دهد، حس بخشش و کمک به همنوعان در شما ارضا

شده و همچنین با هدیه دادن به دوستانتان به اطرافیان و دوستانتان مهربانی خود را اثبات

می کنید.

بیاد داشته باشید که اگر برنامۀ مالی شما بروز باشد، در دخل و خرج شما تعادل ایجاد

می شود و از هزینه کردن شما فقط در یک یا دو بخش جلوگیری می شود. و به سایر

بخش ها آسیب نمی رسد و دچار کمبود مالی نمی شوید.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

گاهی با شوق و علاقۀ بسیار کتابی را خوانده و لذت می برید و یا احیاناً با تمرکز

کامل خود را برای امتحان آماده می کنید. پس از مدتی مطالعه متوجه می شوید

که درک و میزان فهم شما از موضوع کاهش یافته و تدریجاً نمی توانید، حتی ساده ترین

موضوعات را نیز تجزیه و تحلیل نمایید و در نهایت هر قدر بیشتر می خوانید کمتر می فهمید.

این حالت بیشتر در دانشجویان و دانش آموزانی پیش می آید که خود را برای امتحان

مشکلی آماده می کنند و ممکن است به خاطر عدم تمرکز حواس و یا خستگی مفرط

مغز و همچنین عواملی مانند اضطراب و عجله و …… ایجاد شود. برای از بین بردن این حالت،

مدتی استراحت، بسیار مؤثر می باشد. در حالت خستگی مغز، از مطالعه و کارهای فکری

بپرهیزید، چرا که نه تنها بهره ای نخواهد داشت، بلکه موجب اشکال در آموخته های قبلی

نیز می شود.

حتماً گاهی برایتان اتفاق می افتد که کتابی را جهت مطالعه برمی دارید. کتاب را باز کرده و

مطالعه را شروع می نمایید، پس از خواندن یک صفحه و احیاناً صفحۀ دوم، کتاب را با

بی حوصلگی، کنار می گذارید و سراغ کتاب دیگر یا کار دیگری می روید که باز هم آن را ناتمام

گذاشته و با فکری آشفته و مبهم نمی دانید چگونه خود را سرگرم کنید. این حالت، افسردگی

مغز است که ممکن است به خاطر تفکرات منفی و یا خیال بافی های غیر ممکن و مأیوس کننده

و یا عوامل روحی و روانی ایجاد شود. حرکات بدنی و ورزش در برطرف نمودن این حالت مؤثر

است همچنین می توانید با تفکرات مثبت راجع به هدف اصلی تان و ایجاد شور و شوق، ریشۀ

افسردگی را از بین ببرید. شور و اشتیاق نیز با تجسم کردن هدف و آرزو ایجاد می شود. مثلاً

اگر آرزو دارید پزشک شوید و یا اگر آرزو دارید صاحب باغ زیبا باشید، خود را در حالتی تجسم کنید

که به آرزوهایتان رسیده اید، یعنی تجسم کنید که پزشک هستید و با قدرت فراوان در حال نجات

دادن جان بهترین دوستتان هستید و یا تجسم کنید که در کنار آبشاری در زیر درخت مورد علاقۀ

خودتان درحال مطالعه هستید و یا از مناظر اطراف لذت می برید.

تجسم کردنِ هدف در ایجاد روحیه بسیار مؤثر است. البته در صورتی که آرزوها غیر ممکن و غیر

منطقی نباشند که ثمری جز نا امیدی ندارند همچنین دقت کنید که خیال پردازی برایتان عادت

نشود و وقت زیادی را برای آن صرف نکنید که موجب تلف شدن وقت شده و خستگی مغز را به

دنبال خواهد داشت.

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذایی و مراقبت دارد. همانطور که به وضع

پوشش خود دقیق هستیم، باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز نیز دقت کنیم. در

هنگام کارها و فعالیت های ذهنی برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید

موارد زیر را کاملاً رعایت نماییم:

۱-تغذیۀ مناسب اعم از غذا و اکسیژن

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن برای فعالیت های روزانۀ خود به مواد غذایی و اکسیژن کافی

نیازمند است. باید با تغذیۀ مناسب انرژی مورد نیاز مغز را تأمین کنیم. همچنین تغذیۀ مناسب،

یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارآیی حافظه است.

کلسیم، فسفر و منیزیم سه عنصر اصلی و ضروری برای حافظه به شمار می آیند. وجود اسید گلوتامیک

نیز در تغذیه مهم است که گاهی آن را اسید هوش نیز نامیده اند و بالاخره ویتامین های گروه( ب)،

محاسبات و فعالیت های ذهنی را آسان تر می کنند. شما می توانید با استفاده از مواد غذایی

مناسب هر یک از مواد مورد نیاز مغز را تأمین نمایید مانند: جوانۀ گندم، لبنیات، جگر سیاه، بادام،

گردو، فندق؛ سبزیجات، تخم مرغ و نان کامل و………..

در فعالیت های شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی، نان و قند بپرهیزید و حدالامکان از غذاهای

دارای پروتئین مانند تخم مرغ، گوشت، جگر سیاه و ماهی استفاده کنید. به طور کلی در نظر داشته

باشید که پر خوری و معدۀ سنگین فعالیت های ذهنی را سست و محدود می کند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

۲-عدم استفاده از دخانیات و مواد مخدر

استفاده از سیگار یا دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود، بلکه

عمل طبیعی سیستم عصبی و حافظه را نیز مختل کرده و اثرات دایمی بر روی حافظه خواهد

گذاشت. بنابر این منطقی نیست که دخانیات را وسیله ای برای رفق خستگی یا عاملی برای

افزایش تمرکز حواس بدانیم.

۳-استراحت

برای بهتر به خاطر سپردن و بهتر به یاد آوردن، تمرکز حواس ضروری است. تقریباً غیر ممکن

است که شما در حال خستگی بتوانید برای یادآوری مطلب یا خاطره ای، تمرکز حواس داشته

باشید. داشتن یک حافظۀ خوب به تمرکز کامل حواس وابسته است. شما فقط در صورتی

می توانید به موضوعی تمرکز داشته و به خاطر بسپارید که در آرامش کامل باشید.

به طور کلی قبل و بعد از مطالعه و یا کارهای ذهنی باید مدتی استراحت کرد البته استراحت

نه به معنای خوابیدن بلکه منظور عدم انجام کار و فعالیت ذهنی برای مدت کوتاهی است.

استراحت قبل از فعالیت ذهنی تمرکز حواس را بالا برده و استراحت بعد از فعالیت های ذهنی

موجب نظم بخشیدن به آموخته های قبلی در ذهن می شود. در هنگام استراحت، سعی کنید

چندین بار تنفس عمیق داشته باشید. تنفس عمیق در ایجاد تمرکز حواس و آرامش ذهن بسیار

مؤثر است. تنفس عمیق به روش صحیح به صورت زیر می باشدکه

سه برابر مدت عمل دم، هوا را در ریه ها حبس کنید و به مدت دو برابر زمان دم تدریجاً ریه ها

را تخلیه کنید. مثلاً اگر عمل دم( کشیدن نفس به داخل ریه ها) ۳ ثانیه طور بکشد، سه برابر

این مدت یعنی ۹ ثانیه هوا را تدریجاً از ریه ها خارج کنید. ممکن است در ابتدا، تنفس عمیق به

این روش برایتان مشکل باشد و دچار سردرد خفیف بشوید ولی پس از چند بار تمرین، آثار معجزه

آسای آن را خواهید دید. اثر تنفس صحیح از هر غذا یا ویتامین بیشتر است. همچنین ورزش روزانه

در هوای آزاد به تنفس سالم و آرامش مغز کمک می کند.

۴-اعتماد به حافظه

اساسی ترین عامل در به یاد سپردن و یادآوری موضوعات مختلف اعتماد به حافظه است.

هنگامی که شما حافظۀ خود را ضعیف می دانید به خود تلقین کرده اید که همه چیز را فراموش

کنید. امروزه بعضی از روانشناسان بر روی نظریه ای به نام (( برنامه ریزی عصبی کلامی)) تأکید

دارند. طبق این نظریه آنچه را که ما به زبان می آوریم، همان را به عصب خود القاء کرده و فرمان

می دهیم. یعنی وقتی شخصی می گوید: (( حافظۀ من ضعیف است)) و یا (( هر چه می خوانم

نمی فهمم)) شخص به عصب خود فرمان می دهد که همه چیز را فراموش کند و………

از طرف دیگر اگر حافظه را مورد اعتماد بدانید، از آن استفاده کرده و حافظۀ خود را مجبور می کنید

که همه چیز را به خاطر داشته باشد.

بنابر این به حافظۀ خود اعتماد کنید و آن را به کار و تفکر وادارید( البته در حد قابلیت و معقول آن).

حافظه را تحقیر نکنید، آن را تقویت کرده و به اطاعت وادارید.

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

یکی از فعالیت هایی که تأثیر به سزایی در سرعت بهبود مهارت های مغزی می گذارد

مطالعه کردن است. شما با کتاب خواندن:

-مناطق مختلف مغز خود را فعال می کنید، زیرا در حین خواندن تلاش می کنید پایان

داستان را حدس بزنید یا حتی خود را جای شخصیت های داستان بگذارید. این کار،

قدرت تخیل و تجسم شما را بالا می برد.

-با لغات و اصطلاحات جدید آشنا می شوید و می توانید آن ها را در صحبت های

خود به کار ببرید. نتیجۀ این کار ، بهبود مهارت های کلامی است.

-شما به صورت ناخودآگاه برای خود تصویرهایی ذهنی می سازید که این تصاویر

بعداً برای شما کلید راهنمایی برای به یاد آوردن متنی هستند که قبلاً آن را

خوانده اید. این کار حافظۀ شما، به ویژه حافظۀ تصویری تان را تقویت می کند.

-می توانید توجه و قدرت تمرکز خود را بالا ببرید. البته اگر کتاب را با صدای بلند

بخوانید، این مهارت ها بیشتر تقویت می شوند.

-قدرت درک مطلب خود را نیز بالا می برید. این کار باعث می شود بتوانید در

حین تماشای فیلم یا شرکت در بحث و گفتگو، صحبت های افراد را به خوبی

متوجه شوید که این امر نیز به نوبۀ خود بخشی از مهارت های کلامی شما

را تقویت می کند.

اگر چه مطالعه کردن به تنهایی در توانمند سازی مغزی بسیار مؤثر است،

زمانی که بتوانید مطلب خوانده شده را برای دیگران یا حتی با صدای بلند

برای خودتان تعریف کنید، تأثیر این فعالیت چند برابر می شود. به یاد داشته

باشید که قصه گویی یک هنر ارزشمند است که به تقویت قوای مغزی شما

کمک می کند.

چند حرکت سادۀ ورزشی برای تقویت مغز

چند حرکت سادۀ ورزشی برای تقویت مغز

هر روز صبح پس از بیدار شدن، ۳ بار نفس عمیق بکشید و چند حرکت

سادۀ ورزشی انجام دهید.

  • دستان خود را به هم قلاب کنید و به سمت بالا، پایین، چپ و راست نگه دارید. هر بار تا شمارۀ بشمارید.
  • راه بروید و در حین راه رفتن زانوی راست خود را به سمت آرنج چپتان بالا بیاورید. ۵ تا ۱۰ مرتبه

    این کار را تکرار کنید و سپس این حرکت را با زانوی چپ هم انجام دهید.

  • شانه های خود را به آرامی در جهت عقربه های ساعت بچرخانید. بعد از ۱۰ شماره این کار را

    خلاف جهت عقربه های ساعت انجام دهید.

 

  • -دست راست خود را بالا ببرید و تا ۱۰ بشمارید. سپس دست چپتان را بالا ببرید و در نهایت دو دست

را با هم بالا نگه دارید.

  • -کمی خم شوید و دست راست را به سمت جلو و پای چپ را از عقب بالا ببرید و تا ۱۰ بشمارید. سپس

این کار را برای دست و پای مخالف انجام دهید.

  • -گردن خود را به آرامی به جلو، عقب، چپ و راست خم کنید.

 

ورزش کردن به طور روزانه حتی به مدت ۲۰ دقیقه تأثیر بسیار مهمی در سرعت پردازش اطلاعات و عملکرد حافظه

دارد. مغز شما با ورزش کردن، حرکات و مهارت های جدید عضلانی می آموزد که در فاصله سنجی و حفظ تعادل

به طور مؤثری کمک می کند.

 

ورزش کردن میزان هورمون های استرس را کاهش می دهد و موجب بهبود افسردگی می شود. ضمن آن که ارتباطات

جدید بین سلول های عصبی با انجام ورزش های متنوع تشکیل می شود که تمام این موارد برای داشتن یک مغز سالم

بسیار مهم است…

مقاله توجه و تمرکز

مقاله توجه و تمرکز

توجه یکی از مهارت های پیچیدۀ شناختی است که نقش مهمی در زندگی

ما ایفا می کند. توجه، توانایی دریافت اطلاعات مناسب از اتفاقات یا اشیای

مورد نظر و حذف اطلاعات نا مناسب از اطراف ( مانند صدای ساعت روی دیوار)

است. (( استمرار توجه)) یا همان(( تمرکز))، این امکان را فراهم می کند تا

شما بتوانید یک کار مهم را با کیفیت و دقت بالا تا انتها به انجام برسانید.

همچنین توجه به شما اجازه می دهد تا بعد از یک بازۀ زمانی، دوباره به کار

یا فکر قبلی خود بازگردید و روی آن تمرکز کنید. جالب است بدانید که حواس پرتی

و نداشتن توجه، روی حافظۀ شما نیز اثر می گذارد،زیرا این مشکلات نمی گذارد

شما اطلاعات مناسب را دریافت و آن ها را ذخیره کنید.

توجه به شما این امکان را می دهد که:

-ورودی های حواس خود را به یک موضوع اختصاص دهید و روی آن متمرکز شوید.

-اتفاقات و اشیای مهم اطراف خود را درک کنید.

-در یک محیط شلوغ مانند مهمانی، حواس خود را به صحبت های دوستتان بدهید و

سرو صدا را نادیده بگیرید.

-ورودی اطلاعات مغز خود را از یک موضوع به موضوع دیگر جلب کنید. برای مثال شما

در یک پارک، ابتدا متوجه بازی کودکان، بعد متوجه شیر آب که باز است، سپس صدای

دوچرخه و …. می شوید.

-به طور هم زمان بر روی چند کار متمرکز شوید. برای مثال در حالی که تلویزیون نگاه

می کنید، با تلفن هم صحبت کنید.

زمانی که این مهارت مغزی آسیب می بیند، مشکلاتی از قبیل حواس پرتی در حین

کار و رانندگی، متوجه نشدن صحبت های دیگران در حین تماشای برنامه های

تلویزیونی و کاهش قدرت تمرکز و یادگیری برای شما پیش می آید.

چگونه با آزاد کردن در عضلات خود، استرس را کم کنیم؟

همۀ ما انسان ها در طول روز با استرس های زیادی روبه رو می شویم. استرس

در میزان کم می تواند توانمندی مغزی شما را افزایش دهد اما استرس زیاد و به

خصوص مزمن برای سلامتی مغز بسیار مضر است. استرس زیاد و طولانی

مدت عامل تخریب توجه، افت سرعت پردازش اطلاعات و مانع یادگیری مهارت های

جدید است.

حال چگونه می توانیم این استرس ها را با استراحت دادن به عضلات کم کنیم:

-روی یک صندلی که تکیه گاه دارد بنشینید و پاهای خود را کاملاً روی زمین قرار دهید.

-دست راست خود را مشت کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دست راست خود را بالا بیاورید، آرنج را خم کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دو مرحلۀ قبل را برای دست چپ خود به همان ترتیب انجام دهید.

-ابروهای خود را بالا ببرید، تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-چشمان خود را محکم ببندید و فشار دهید، تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دستان خود را پشت گردن به هم قلاب کنید و سرتان را به عقب فشار دهید، تا ۲۰

بشمارید، سپس آزاد کنید. شانه های خود را بالا ببرید و تا ۲۰ بشمارید.

-هوا را از بینی بگیرید و نفستان را نگه دارید، شانه های خود را آویزان کنید، سپس

هوا را آرام آرام از دهان خارج کنید.

-عضلات شکم را منقبض کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-کف پای راست را تا ۲۰ شماره محکم به زمین فشار دهید، بعد پاشنه و سپس پنجه

را بالا بیاورید.

-این مراحل را برای پای چپ هم به ترتیب انجام دهید.

اجرای این این تمرین ابتدا اندکی سخت و نیازمند صرف توجه و زمان است اما پس از

یادگیری دقیق آن خواهید توانست به راحتی با استفاده از آن استرس خود را کاهش دهید.

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری، درک مطلب می‌‌باشد. هر چه ادراک و دریافت بهتر باشد،

یادگیری و یادآوری مطالب نیز آسان‌تر می‌‌شود. برای درک بهتر باید هدف و انگیزه داشت.

به خاطر داشته باشید که مطالعه بدون هدف و پیش زمینه همچون گردابی است که فرد را

در خود گرفتار می‌‌کند.

در اینجا توصیه‌هایی برای تقویت این مهارت ذکر می‌‌کنیم:

هدف مطالعه:

هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جدید با مطالبی است که از قبل می‌‌دانید، اگر راجع به موضوع

پیش زمینه‌ای نداشته باشید و بخواهید آن را در ذهن خود جای دهید، مثل این است که بخواهید

آب را در دستان خود نگه دارید. می‌‌بینید که این کار غیر ممکن است و به زودی مطالب از ذهن

شما خارج می‌‌شود.

به عنوان مثال سعی کنید این اعداد را بخوانید و بخاطر بسپارید:

خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ ۴ ۲ ۳ ۶ ۱ ۵ ۷

این یکی آسان تر است، بخاطر اینکه کوتاهتر شده است. ۴ ۲ ۳ ۶ – ۱ ۵ ۷

و این یکی از همه آسان‌تر است، چون به ترتیب اعداد نوشته شده و به خاطر پیش زمینه ای که

دارید به راحتی آن را حفظ می‌‌کنید.

 ۷ ۶ ۵ ۴ – ۳ ۲ ۱

اگر ورزش را دوست داشته باشید، چون پیش زمینه‌ای برای خواندن، فهمیدن و به خاطر سپردن

مطالب ورزشی در ذهن خود دارید، خواندن مطالب ورزشی برای شما بسیار آسان‌تر می‌‌شود.

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

مطالعه اولیه

مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. در مطالعه اولیه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن

با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط

نمی‌خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می‌اندازید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می‌گیرید که

مثلاً متن حول و حوش چه موضوعی است. پس از آن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان

از پیش چه اطلاعاتی درباره موضوع دارید و یا این که از قبل، از کسی چیزی شنیده‌اید یا مطالعه

کرده‌اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.

با ساختار پاراگراف آشنا شوید.

معمولا هر پاراگراف با مقدمه‌ای شروع شده و با نتیجه ای پایان می‌‌یابد. اغلب اولین جمله به توصیف

کلی مطالب می‌‌پردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم می‌‌کند. پس به جملات اول هر پاراگراف

بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه‌ها، کلمات و

عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث می‌‌باشند.

 حدس بزنید و پیش بینی کنید.

یک خواننده باهوش و زرنگ همیشه سعی می‌‌کند تا نظرات نویسنده، سؤال‌ها و موضوع‌های

بعدی را حدس بزند. این کار باعث کنجکاوی و افزایش دقت خواننده می‌‌شود.

 به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید.

آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده‌اند و یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس

کاربرد آنهاست و یا بر اساس دشواری آنها؟ این کار به تنظیم مطالب در ذهن کمک می‌‌کند.

 به نکاتی که به فهم مطلب کمک می‌‌کند توجه کنید.

به عکس ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنید. اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید.

مطالب را خلاصه نویسی و دوره کنید.

یک بار خواندن کتاب هیچ گاه کافی نیست. برای فهم عمیق تر باید مطالب مهم را خلاصه کنید و دوره نمایید.

از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید.

هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلط شوید. یکی از بهترین روش‌ها، شامل

مراحل پیش‌خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب می‌‌باشد.

 با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید.

یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه می‌‌کند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی‌گذارد.

پس تا موضوعی را کاملا نفهمیده‌اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.

 اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.

با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومی خود را گسترش دهید و به رویدادهای اطراف خود علاقه

نشان دهید.

منابع:

یادگیری خلاق، ف شجری، انجمن قلم ایران

روش‌های یادگیری و مطالعه، دکتر علی‌اکبر سیف، نشر دوران

م.حورایی، مطالعه موفق با تمرکز، چاپ بیست و هشتم ۱۳۹۰

Studypro.ir مرجع تخصصی مهارت‌های مطالعه و یادگیری

نیمکره های مغز

نیمکره های مغزنیمکره های مغز

مغز پیچیده ترین شیء شناخته شده در جهان است. هر لحظه میلیون ها پیام به

سرعت از سیستم عصبی شما عبور می کند که مغز را برای دریافت، پردازش و

ذخیرۀ اطلاعات و ارسال دستور به سراسر بدن قادر می سازد. مغز بسیار بیشتر از

آن چه که شما فکر می کنید اهمیت دارد. شما می توانید فکر کنید، رویا پردازی کنید،

بادیگران صحبت کنید و حرفهای آن ها را بفهمید، برای کارهای روزانۀ خود برنامه ریزی

کنید، خاطرات خود را مرور کنید  و احساسات خود را ابراز نمایید.

بسیاری از خصوصیات فردی ما به نیمکره های راست و چپ مغزمان بستگی دارند بسته

به این که کدام یک از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمند تر کردن کدامیک از آنها

بیشتر تلاش کنید، نوع موفقیت های شما در زندگی رقم می خورد.

قشر مخ عالی ترین ناحیۀ مغز است . عالی ترین کارهای ذهنی، مثل فکر کردن و برنامه

ریزی در قشر مخ انجام می شوند. بافت عصبی سازندۀ قشر مخ، از لحاظ حجم بزرگترین

قسمت مغز است. سطح پرچین و چروک قشر مخ دو نیمکره دارد. نیمۀ چپ و نیمۀ راست.

قبل از هر چیز بدانید که وظیفۀ هر نیمکره با نیمکرۀ دیگر متفاوت است. توانایی های شما

بسته به میزان فعال بودن نیمکره های مغزی شماست، یعنی بسته به این که نیمکرۀ راست

مغز شما فعالتر باشد یا چپ تان، نوع توانمندی ها و علایق و رفتار هایتان متفاوت خواهد بود.

نیمکرۀ راست، اطلاعات نیمۀ چپ بدن را دریافت می کند و نیمکرۀ چپ، اطلاعات نیمۀ راست

بدن را. وقتی شیئی را در دست چپ تان گرفته اید فقط نیمکرۀ راست مغزتان آن شیء را

شناسایی می کند. و وقتی آن را با دست راست تان می گیرید، فقط نیمکرۀ چپ تان این کار

را می کند. در واقع، نیمکرۀ چپ مغز، بخش راست بدن را کنترل می کندو نیمکرۀ راست، بخش

چپ را.

اشخاصی که دارای نیمکرۀ چپ قوی هستند، در زمینۀ ریاضیات و فلسفه تواناترند. آن ها به

تجزیه و تحلیل علاقه دارند و به راحتی می توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپارند. آن ها منطقی،

منظم و سخنورانی ماهرند ولی در زمینۀ توضیح امثال و اشکال، ضعیف هستند و حتی ممکن

است در موسیقی و نقاشی و خلاقیت استعداد چندانی نداشته باشند.

نیمکرۀ راست، مسئولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد . این نیمکره مرکز حس لامسه،

درک سه بعدی اشیاء، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن، صداست و با توجه به توانمندی نیمکرۀ راست

در درک تصاویر، به یاد سپاری آن ها و قدرت تشخیص چهره ها را نیز بر عهده دارد. ما معماها را

با نیمکرۀ راست مغز حل می کنیم و این نشان می دهد توانایی خلاقیت و کشف کردن هم به

همین بخش مربوط است. این نیمکره مسئولیت رؤیاسازی را برعهده دارد و توانایی ورزش و انجام

حرکات موزون را به ما می دهد. میانۀ این نیمکره با هنر بسیار عالی است. آن ها که نیمکرۀ راست

قوی تری دارند معمولاً هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به

طور کلی ذوق هنری به این بخش مربوط می شود. از همه مهمتر این است که این نیمکره مرکز

احساسات و دوست داشتن در آدم ها نیز هست.

پردازش کلامی:

گسترده ترین تحقیقات انجام شده روی نیمکره های مغز، در زمینۀ زبان بوده اند و گفتار و

دستور زبان با نیمکرۀ چپ مغز انجام می شود. برخی از جنبه های زبان مثل استفادۀ

مناسب از زبان در بافت های مختلف، استعاره و مقدار زیادی از شوخ طبعی به نیمکرۀ

راست مربوط است.

پردازش غیر کلامی:

نیمکرۀ راست در پردازش اطلاعات غیر کلامی مثل ادراک فضایی، بازشناسی بصری و هیجانی،

غالبتر است. مثلاً: وقتی در حال پردازش اطلاعات مربوط به صورت آدم ها هستیم، بیشتر نیمکرۀ

راست دخالت دارد. نیمکرۀ راست در عین حال در پردازش اطلاعات مربوط به هیجانات هم بیشتر

دخالت دارد، چه وقتی هیجانات خودمان را بروز می دهیم و چه وقتی به هیجانات دیگران پی

می بریم.

رایجترین افسانه در بارۀ اختصاصی بودن نیمکره های مغز این است که آدم چپ مغز، منطقی است

و آدم راست مغز، خلاق. نیمکرۀ چپ در منطق مورد استفاده برای اثبات قضایای هندسی برتری دارد.

ولی حل مسائل منطقی زندگی روزمره مستلزم اطلاعات و نتیجه گیری های یکپارچه است. در این

موارد نیمکرۀ راست نقش بسیار مهمی دارد. اما در اکثر فعالیت های پیچیدۀ آدم ها، دو نیمکرۀ مغز

با هم مبادله دارند.

مثلاً هنگام خواندن، نیمکرۀ چپ، نحو و دستور زبان را درک می کند. در عوض نیمکرۀ راست در فهمیدن

آهنگ یک داستان و هیجان بهتر عمل می کند. تأثیر متقابلی هم در زمینۀ موسیقی و هنر دیده میشود.

روانشناسی عامیانه، موسیقی و هنر را به نیمکرۀ راست مغز نسبت می دهند. اما نیمکرۀ راست در

مورد برخی از مهارت های موسیقایی مثل تشخیص آکوردها بهتر عمل می کند و نیمکرۀ چپ در تشخیص

اول و دوم بودن صداها.

در کل، کارهای نیمکره های چپ( مثلاً پردازش برخی اطلاعات کلامی) و راست( مثلاً پردازش برخی

اطلاعات غیر کلامی) تا حدودی اختصاصی هستند. ولی در بسیاری از کارهای پیچیدۀ انسان ها، هر

دو نیمکره به صورت یکپارچه عمل می کند.

 راه های تقویت نیمکرۀ راست:

برای تقویت نیمکرۀ راست گاهی کودک شوید و دنیا را کودکانه ببینید. از اشتباه کردن نترسید، به

نمایشگاه های نقاشی و کنسرت موسیقی بروید. برای هر مسئله به تعداد زیادی راه حل بیندیشید.

رؤیا پردازی کنید. داستان بخوانید. در طبیعت گردش کنید و به هنر نقاشی، طراحی و موسیقی بپردازید.

راه های تقویت نیمکرۀ چپ:

برای آن که نیمکرۀ چپ تان را قوی کنید باید به ریاضی و فلسفه بپردازید. در طبیعت گردش کنید و از

حس شنوایی تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن کمک بگیرید. هر کار و هر مسئله ای را به بخش های

کوچکتر برای حل تقسیم کنید، چون توانایی شما در جزئی نگری بیشتر از کلی نگری است. جدول

و پازل حل کنید و برای هر روزتان برنامه ای مدون بنویسید.

حافظه

حافظه یادداری اطلاعات با رمز گردانی، اندوزش و بازیابی آن هاست. حافظه برای آن که کار کند،

باید اطلاعات را بگیرد، بیندوزد یا اطلاعات را به نحوی بازنمایی و برای منظور خاصی بازیابی کند.

حافظه به سه حیطۀ ( رمزگردانی، اندوزش و بازیابی) تقسیم می شود.

رمزگردانی:

به پردازش اطلاعات برای اندوزش در حافظه اطلاق می شود. وقتی در حال گوش دادن به صحبتهای

استادتان، فیلم دیدن، موسیقی گوش دادن یا صحبت کردن با دوستتان هستید، مشغول رمزگردانی

اطلاعات در حافظه تان می باشید. در تمام تجارب روزمره، رمزگردانی و یادگیری وجوه اشتراک زیادی

دارند.

اندوزش:

کیفیت رمزگردانی ، تنها عامل تعیین کنندۀ کیفیت حافظه نیست. بعد از رمز گردانی، اندوزش مناسب

هم لازم است. اندوزش به نحوۀ نگهداری و بازنمایی اطلاعات در حافظه اطلاق می شود. ما، بعضی

اطلاعات را کمتر از یک ثانیه به یاد می سپاریم و بعضی دیگر را ظرف نیم دقیقه و برخی را برای چند

دقیقه، چند ساعت و حتی یک عمر. باید توجه کرد در اندوزش حافظه، نظامی از چهار چوب های زمانی

دخالت دارد:

۱-حافظۀ حسی:

چهار چوبهای زمانیِ کسر ثانیه ای تا چند ثانیه ای

حافظۀ حسی، اطلاعات گرفته شده از دنیا را به همان صورت حسی اولیه و برای مدتی که در معرض

حواس بینایی، شنوایی و حواس دیگر قرار گرفته اند، نگاه می دارد. حافظۀ حسی بسیار غنی است

ولی اطلاعاتش خیلی سریع از دست می روند مگر آن که برخی فرآیندهای خاص، زمینۀ انتقال آن ها

به حافظۀ کوتاه مدت یا بلند مدت را فراهم آورند.

به صداها و مناظری که هر روز صبح هنگام رفتن به کلاس با آن ها مواجه می شوید، فکر کنید.

بی اغراق، هزاران محرک وارد میدان بینایی و شنوایی شما می شوند، مثلاً صداهای پیاده رو،

صدای پرندگان، صدای وسایط نقلیه، رنگ آبی آسمان و صورت های مردم. شما نیز برخی از این

محرک ها را پردازش می کنید نه تمام آن ها را. به طور کلی شما بدون آن که خودتان متوجه

باشید، محرک های خیلی زیادی را پردازش می کنید. حافظۀ حسی، این اطلاعات حسی و بخش

زیادی از اطلاعاتی را که تصور می کنید نگرفته اید، نگهداری می کند.

۲-حافظۀ کوتاه مدت: چهار چوب های زمانیِ تا ۳۰ ثانیه

مقدار زیادی از اطلاعات از محدودۀ حافظۀ حسی صداها و مناظر، فراتر نمی روند. در آن جا نیز فقط

برای لحظاتی می مانند. اما بخشی از اطلاعات، خصوصاً اطلاعاتی که به آن ها توجه شده است، به

حافظۀ کوتاه مدت منتقل می شود. حافظۀ کوتاه مدت یک نظام حافظه ایِ ظرفیتِ محدود است که

اطلاعات در آن فقط ۳۰ ثانیه دوام می یابند مگر آن که از راهبرهایی برای نگهداری طولانی تر آن ها

استفاده شود. حافظۀ کوتاه مدت در مقایسه با حافظۀ حسی، ظرفیت محدودی دارد ولی اطلاعات

را برای مدت بیشتری می اندوزد.

۳-حافظۀ بلند مدت: چهار چوب های زمانیِ مادام العمر.

حافظۀ بلند مدت، حافظۀ نسبتاً پایداری است که مقدار بسیار زیادی اطلاعات را برای مدتی طولانی

نگاه می دارد. ظرفیت این حافظه حیرت آور است. حافظۀ بلند مدت حافظۀ پیچیده ای است. حافظۀ

بلند مدت در سطح فوقانی، به دو ساختار فرعی حافظۀ صریح و ضمنی تقسیم می شود. حافظۀ

صریح به حافظۀ رویدادها و حافظۀ معنایی تقسیم می شود. حافظۀ ضمنی هم شامل حافظۀ رویه ای،

به یاد افتادن و شرطی شدن کلاسیک است.

حافظۀ صریح( یا حافظۀ خبری) به بیان ساده، با به یاد آوردن کی، چی، کجا، چه وقت و چرا

سرو کار دارد، حافظۀ ضمنی( غیر خبری) نیز با به یاد آوردن چطور.

توضیح بیشتر:

حافظۀ صریح، به یاد آوردن هشیارانۀ اطلاعات، مثلاً حقایق و رویدادهای خاص و حداقل در انسان ها،

به یاد آوردن اطلاعات کلامی است. برخی از مثال های حافظۀ صریح یا خبری، نقل فیلمی که قبلاً آن

را دیده اید و تشرح یک اصل بنیادی روان شناسی برای شخصی دیگر می باشند. ولی برای استفاده

کردن از حافظۀ صریح، نیازی نیست حتماً حرف بزنید. شما می توانید یک جا بنیشینید و به نظریۀ

نسبیت اینشتین یا قرار آخر هفتۀ گذشته تان که هر دو مصداق حافظۀ صریح اند فکر کنید.

حافظۀ رویداها و حافظۀ معنایی: یادداری اطلاعات مربوط به محل و زمان رویدادهای زندگی است.

حافظۀ رویدادها، حافظۀ زندگینامه ای است. برای مثال در حافظۀ رویدادها، جزئیات تولد برادر و خواهر

کوچکتر تان، جزئیات اولین قرار زندگی تان، جزئیات کارهایی که پس از شنیدن خبر حملات تروریستی

نیویورک و واشینگتن انجام دادید و این که امروز صبح چه خورده اید ثبت می شود.

حافظۀ معنایی: دانش شخص در بارۀ دنیا است. حافظۀ معنایی شامل اطلاعات تخصصی، اطلاعات

عمومی حاصل از تحصیل و دانش شما در بارۀ معانی کلمات، اشخاص مشهور، اماکن مهم و امور

متداول است. برای مثال، دانش شطرنج، هندسه و این که نلسون ماندلا یا ماهاتما گاندی کیست اند،

در این حافظه جا دارند. یک جنبۀ مهم حافظۀ معنایی این است که ظاهراً مستقل از گذشتۀ شخص

است. برای مثال، بی آن که بدانید کجا و چه موقع یاد گرفته اید لیما پایتخت پرو است، می توانید به

یاد آورید که لیما پایتخت پرو است.

حافظۀ آینده نگر:

به یاد آوردن کارهای آتی مان از جمله قصد هاست. وقتی حافظۀ آینده نگر ما کار نمی کند به زحمت

می افتیم و نگران می شویم. مثلاً فراموش کردن خرید فلان مادۀ غذایی از فروشگاه، فراموش کردن

یک قرار یا فراموش کردن تکالیف منزل، نمونه هایی از کار نکردن حافظۀ آینده نگرند. حافظۀ آینده نگر،

زمان و محتوای کار را که قرار است انجام بدهیم در بر می گیرد.

حافظۀ آینده نگر به دو بخش زمانی و رویدادی تقسم می شود. حافظۀ آینده نگر زمانی شامل کارهایی

می شود که می خواهید بعد از گذشت مدت زمان معینی انجام بدهید( مثلاً یک ساعت بعد به کسی

تلفن بزنید). در حافظۀ آینده نگر رویدادی، قرار می گذارید که اگر فلان اتفاق افتاد یا فلان نشانه وجود

داشت، رفتار مورد نظر را انجام بدهید( مثلاً اگر هم اتاقی تان را دیدید، فلان پیغام را به او بدهید).

فراموش کاری در واقع همان اشکالات حافظۀ آینده نگر است. ما وقتی کاری را فراموش می کنیم که

با چیز دیگری اشتغال ذهنی داریم یا چیزی حواس مان را پرت می کند و یا تنگ بودن وقت، ما را در تنگنا

قرار می دهد. حواس پرتی غالباً ناشی از وقوع اختلال بین دو فرآیند توجه و اندوزش است. وقتی وقتمان

خیلی تنگ است یا حواس مان چنان پرت است که نمی توانیم چیزی را که باید به یادآوریم دقیقاً رمزگردانی

کنیم، فراموش کاری مان به یک مشکل تبدیل می شود. اگرچه ما اختیار بخش اعظم زندگی مان را به

خلبان خودکار درون مان که ما را در انجام مؤثر کارهای معمول کمک می کند می سپاریم، ولی این کار

گاهی باعث فراموش کاری مان می شود.

حافظۀ ضمنی( غیر خبری):

علاوه بر حافظۀ صریح، نوعی حافظۀ بلند مدت نیز داریم که بیشتر با به یاد آوردن ناهشیارانۀ مهارتها

و ادراکات حسی سرو کار دارد تابه یاد آوردن هشیارانۀ حقایق. در حافظۀ ضمنی رفتار بدون به یاد آمدن

هشیارانۀ تجربه ها تحت تأثیر تجربه ها قرار می گیرد. تنیس بازی کردن، دوچرخه سواری و تایپ، کردن

نمونه هایی از حافظۀ ضمنی هستند. مثال دیگر حافظۀ ضمنی، تکرار آهنگی که در سوپرمارکت شنیده اید

در سرتان است حتی اگر آگاهانه به آن توجه نکرده باشید.

حافظۀ رویه ای:

حافظه مهارت ها است. برای مثال وقتی رانندگی یاد گرفتید، از آن پس می دانید چطور رانندگی کنید. یعنی

دیگر هشیارانه به این فکر نمی کنید که باید سویچ را وارد کنید، فرمان را بچرخانید، پدال گاز را فشار بدهید،

ترمز دستی را بخوابانید و الی آخر…

 

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

چگونه می توانیم خودمان یوگا انجام دهیم؟

یوگا یکی از ورزش هایی است که فواید آن برای سلامت مغز بارها و بارها مورد تأکید

قرار گرفته است. شما هم می توانید بدون هیچ وسیلۀ خاصی، این ورزش را در هر

کجا که هستید، انجام دهید. برای این کار:

  • محیطی آرام و بی سرو صدا فراهم کنید.
  •  روی یک صندلی بدون تکیه گاه، صاف بنشینید.
  • شروع به نفس کشیدن کنید. به آرامی هوا را از بینی بگیرید و از دهان خارج کنید. فقط

      به صدای نفس های خود توجه کنید. به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

  • اکنون آرام آرام جملاتی مانند (( نگران هیچ چیز نباش، همه چیز درست می شود، من

خوشحالم و …..)) را در ذهن خود تکرار کنید. می توانید به جای این جملات یک ذکر مذهبی

نظیر صلوات را تکرارکنید

  • -پنج دقیقه این کار را انجام دهید. بعد از این مدت احساس خوبی خواهید داشت.
  • -این ورزش را حتماً به صورت روزانه انجام دهید.
  • -ورزش یوگا در توانمند سازی مغزی بسیار اهمیت دارد زیرا:
  1. خواب را منظم می کند.
  2. جریان خون مغز را بهبود می بخشد.
  3. ارتباطات بین سلول های عصبی را تقویت می کند و بدین طریق حافظه را بهبود می بخشد.
  4. استرس را کم می کند.
  5. افسردگی را بهبود می بخشد.
  6. فرد را در رسیدن به اهدافش مصمم می کند.
  7. باعث سلامت روح و روان می شود.

 

تمرین هایی برای افزایش توان مغز

تمرین هایی برای افزایش توان مغز

پاراگراف های زیر را با دقت بخوانید و دور تمام حروف مورد نظر خط بکشید

و تعداد آن را یادداشت کنید.

الف)حرف (( م)) :

به تازگی، تحقیقات گسترده ای برای سنجش میزان سلامت افراد تن پرور یا

کارمندانی که بنا به اقتضای کاری، ساعات زیادی پشت میز می نشینند،

صورت گرفته است. متأسفانه نتیجۀ عمومی این تحقیقات نشان می دهد

افرادی که سبک زندگی کم تحرکی دارند، حتی با انجام فعالیت های ورزشی

نیز از خطرات مربوط به نشستن در امان نخواهند بود.  

تحقیقات جدید نشان می دهد که یکی از راه های اصلی حفظ سلامت،

ایستادن و پرهیز از نشستن در ساعات طولانی است. کسانی که بیش از

۱۱ ساعت در روز می نشینند فارغ از این که در ساعات دیگر روز چقدر فعال

و در حرکت باشند، به نسبت سایرین احتمال بیشتری از مرگ زودرس روبه رو

هستند.

 اگر محیط و سبک زندگی تان به گونه ای است که نمی توانید از نشستن

اجتناب کنید، توصیه می کنیم ارتفاع میز را طوری تغییر دهید که به حالت

ایستاده نیز بتوانید امور روزمرۀ خود را به انجام برسانید یا زمانی که از کار

روزانه فارغ شده، در تعطیلات آخر هفته به سر می برید، تحرک بیشتری از

خود نشان می دهید.

تعداد حروف(( م))………………….

ب)حرف (( ت)):

از نیازهای گروهی انسان می توان نیاز به عشق و محبت، تعلق و مورد

توجه دیگران قرار گرفتن را نام برد. انسان احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد

یا از مقام و موقعیت خاصی برخوردار شده، عنصری ارزشمند تلقی شود.

در آخر نیاز به کمال، والاترین و بالاترین سطح نیازهای انسانی است. هر فرد

مهارت ها، توانایی ها و قابلیت هایی دارد. چنانچه به شخص فرصت و امکان

داده شود و محیط مناسبی برایش فراهم شود تا بتواند با قضاوت و تشخیص

خود، از استعدادهایش بهره گیرد و تصمیم اتخاذ کند، در جهت خودیابی گام

برداشته است. از سوی دیگر، محیطی که در آن به شخص کم تر ابراز وجود

و تصمیمات مستقل داده می شود، ارضای نیاز خودیابی دچار اختلال می شود.

تعداد حروف(( ت))……………………………..

برای استفاده از تمرینات بیشتر می توانید به این صفحه مراجعه کنید.

برای افزایش سرعت مطالعه فقط یک خط را ببینید

روی کلماتی که خوندید رو بپوشونید

روی کلماتی که خوندید رو بپوشونید

چشمهای شما موقع مطالعه اغلب به کلمات ماقبل برمی گردد اغلب اوقات

این نگاه کوتاه، یادگیری رو هم افزایش نمیده. وقتی می گوییم روی کلماتی

که خوندید رو بپوشونید یعنی اینکه  یک کارت را روی کلمات و جملاتی که قبلاً

خوندید قرار دهید تا دیگر توجهتان به آن جملات جلب نشود.

و خودتان رو عادت بدهید که کم کم این عادت غلط به عقب برگشتن را ترک

کنید.

عمل نگاه به عقب بیشتر مواقعی اتفاق می افتد که نتونستند خونده هاتون رو

درک کنید. اگر چشمهاتون به چندین کلمه یا سطر عقب برمی گردد، علامتی

است که نشان می دهد باید سرعت مطالعه تون رو کمتر کنید.

آدامس بجوید تا تندتر بخوانید

آدامس بجوید تا تندتر بخوانید

الف) با این روش ها می تونید این عادت رو به حداقل برسونید:

۱- آدامس بجوید تا تندتر بخوانید: در این حالت ماهیچه هاتون مشغول

میشن و دیگه کلمات رو با صدای توی سرتون تکرار نمی کنید.

۲- اگر به هنگام خواندن لب هاتون رو تکون می دید، انگشتتون رو جلوی

دهنتون بگیرید.

ب) صحبت کردن با خود را متوقف کنید.

اغلب وقتی مطالعه می کنیم، مطالب خوانده شده رو توی سرمون

با صدا تکرار می کنیم (ساب وکالیست) یا اینکه گلومون رو به حالتی

که انگار داریم کلمات رو ادا می کنیم، حرکت می دهیم. این ممکنه

برای به یاد سپاری مفاهیم کمکتون کنه، ولی سرعت مطالعه رو کاهش

خواهد داد.

پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین عضو بدن

پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین عضو بدن

مغز شما پیچیده ترین شیء شناخته شده در جهان است. در هر لحظه میلیون ها

پیام به سرعت از سیستم عصبی شما عبور می کند که مغز را برای دریافت، پردازش

و ذخیرۀ اطلاعات و ارسال دستور به سراسر بدن قادر می سازد. مغز بسیار بیشتر

از آن چه که شما فکر می کنید اهمیت دارد.

شما می توانید فکر کنید، رویا پردازی کنید، با دیگران صحبت کنید و حرف های آنها را

بفهمید، برای کارهای روزانۀ خود برنامه ریزی کنید، خاطرات خود را مرور کنید و احساسات

خود ابراز نمایید. این موارد تنها بخشی از مهارت های یک مغز سالم است که مانند

ساعت کار می کند. اما این ساعت نیز گاهی بر اثر عوامل مختلف از کار می افتد و

نیاز به تعمیر پیدا می کند. اما این ساعت نیز گاهی بر اثر عوامل مختلف از کار می افتد

و نیاز به تعمیر پیدا می کند.

شرایط مختلف مانند استرس ها و فشارهای مزمن، مصرف مواد یا ضربه به سر، از

عواملی هستند که می توانند به طور جدی به مغز آسیب برسانند و توانایی های آن

را به طور چشم گیری کاهش دهند.

افزایش سن نیز ممکن است منجر به افت عملکردهای مغزی شود. در این شرایط، به

کار بردن راهکارهای بازتوانی برای ترمیم مغز آسیب دیده یا کم توان و بازگرداندن توانمندی

های اولیه، لازم و ضروری است. یکی از این راهکارها، حل منظم تمریناتی است که با

هدف بهبود مهارت های ذهنی از قبیل حافظه، توجه و حل مسئله طراحی شده است.

برای مثال تمریناتی مانند : یافتن تفاوت دو تصویر یا انجام محاسبات ریاضی.

غداهای مغز چه چیزهایی است؟

برای داشتن مغزی سالم و جوان، باید مراقب رژیم غذایی خود باشید و از غذاهایی

استفاده کنید که به بهبود تقویت مغز آسیب دیدۀ شما کمک کند. برخی از مهم ترین این

غذاها عبارتند از:

-ماهی از هر نوعی که در دسترس شما قرار دارد. ماهی سرشار از یک مادۀ غذایی مهم

به نام امگا۳ است که برای سلامت سلول های مغزی بسیار اهمیت دارد.

-میوه ها و سبزیجات به ویژه انواع رنگی آن ها مانند انار، انگور، توت فرنگی، اسفناج،

هویج و….. که منبعی غنی از آنتی اکسیدان ها هستند وبرای ترمیم سلول های آسیب

دیدۀ مغزی لازمند.

-آجیل و دانه های روغنی مانند گردو، فندق، بادام، کشمش و مویز که سرشار از ویتامین

(( ایی)) و انواع املاح ضروری هستند و فعالیت مغزی را افزایش می دهند.

-حبوبات مانند عدس و لوبیا که حاوی مواد مغذی مثل پروتئین، فیبر، ویتامین، مواد معدنی

و آهن هستند.

-تخم مرغ که علاوه بر این که یکی از مهم ترین منابع تأمین کنندۀ انرژی برای مغز است،

به بهبود حافظه نیز کمک زیادی می کند.

-آب که ساده ترین و در دسترس ترین نوشیدنی است و خواص مفید بسیار زیادی دارد.

در طول روز به اندازۀ کافی آب بخورید، حتی اگر هم تشنه نمی شوید.

-گوشت قرمز در مقدار کم نیز می تواند بخشی مفید در رژیم غذایی برای تقویت توان مغزی

باشد.

مطالعات نشان می دهد رژیم غذایی متنوع و همراه میوه جات و سبزیجات تازه احتمال ابتلا

به بیماری آلزایمر را تا ۴۰ درصد کاهش می هد.

پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین عضو بدن

معجزه ای برای تقویت مغز

برخلاف گذشته که تصور می شد آسیب به مغز، صدمه ای غیر قابل بازگشت و درمان است،

امروز می بینیم که بسیاری از این بیماران می توانند بخش قابل توجهی از توانایی ای از

دست رفتۀ خود را در فرآیند بازتوانی به دست آورند. در واقع دورۀ بازتوانی همان معجزه ای

است که مغز آسیب دیدۀ شما را ترمیم می کند یا مغز کم کار شما را دوباره تقویت می کند

و به تدریج توانایی های آن را بهبود می بخشد. برای آن که بتوانید مفهوم بازتوانی مغزی را

بهتر درک کنید، بیایید با یک مثال شروع کنیم:

تصور کنید وارد شهر بازی شده اید. وسایل بازی مختلفی در این شهر بازی وجود دارد که تنها

برخی از آن ها توجه همه را به خود جلب می کند. این بازی های پرطرفدار، در واقع همان

مناطقی از مغز شما هستند که به خاطر داشتن فعالیت بالای سلول های عصبی ، بسیار

قوی هستند. اگر می توانید به خوبی محاسبات ریاضی را انجام دهید، پس منطقۀ مربوط

به مهارت های محاسباتی در مغز شما خوب کار می کند. اما در مقابل، مناطق کم کار و

تنبل، همان قسمت های آسیب دیده ای هستند که به فعال سازی و تحریک نیاز دارند و

این همان چیزی است که در دورۀ بازتوانی مغزی صورت می گیرد. مغز شما هم مانند عضلات

بدن به ورزش نیاز دارد که البته کمی باورزش های معمول متفاوت است. در عین حال هردو

نوع ورزش مغزی و عضلانی باعث بهبود خون رسانی وقوی تر شدن این اعضا می شوند.

برای مثال حل جدول همانند انجام حرکات کششی برای مغز است که نتیجۀ آن بالا رفتن

مقاومت مغز شماست.

چگونه شبها راحت تر بخوابیم؟

خواب کافی در شب، برای همه حتی افراد سالم نیز اهمیت دارد. اگر شما تنها یک شب

نتوانید خوب بخوابید، بدون شک روز بعد متوجه نتایج آن در قالب خستگی و کاهش عملکرد

ذهنی خواهید شد. راهکارهایی وجود دارند که به شما کمک می کنند تا شب ها راحت تر

به خواب بروید:

-هر شب سر ساعت معینی بخوابید و هر روز صبح رأس ساعتی مشخص بیدار شوید. با این

کار بدن شما نیز به این نظم درونی عادت می کند.

-سعی کنید شام را حداقل سه ساعت قبل از خواب بخورید.

-به طور منظم و روزانه ورزش کنید، البته ورزش نباید قبل از خواب شب انجام شود.

-هنگام خواب، اتاق خوابتان باید تاریک و بی سروصدا باشد.

-اگر پانزده تا بیست دقیقۀ اول خوابتان نبرد، خود را مجبور به خوابیدن نکنید. خواندن یک

صفحه کتاب یا روزنامه به سرعت چشم هایتان را خسته و شما را آمادۀ خواب می کند.

-در طول روز استراحت های کوتاه مدت داشته باشید. خوابیدن طولانی مدت در طول روز

ساعت خواب شب را برهم می زند اما خواب مناسب در میان روز توانمندی مغزی شما را

افزایش می دهد.

اضطراب، استرس، درد، آشفتگی های درونی و برخی داروها کیفیت و کمیت خواب شبانه

را کاهش می دهند. پس اگر می بینید شب ها نمی توانید خوب بخوابید، علت آن را پیدا

کنید و به دنبال رفع آن باشید.

خواب ناکافی نه تنها عملکرد مغزی را کاهش می دهد، بلکه با تضعیف سیستم ایمنی بدن،

آن را مستعد ابتلا به بیماری های متعدد می کند.

اگر تنها پنج دقیقه فرصت دارید

اگر تنها پنج دقیقه فرصت دارید

مغز شما عضوی توانمند است که در کیفیت و طول عمر شما نقش بسیار مهمی ایفا می کند. مغز همچون فرماندهی است که تمام فعالیت های انسان را در طول روز کنترل و هدایت می کند. واضح است که اگر این عضو به خوبی کار نکند یا دچار خطا شود، زندگی مختل و حتی متوقف می شود. اما از سویی دیگر، آسیب و ضعیف شدن مغز هم به معنای آخر خط نیست و عموماً در صورت خواست و تلاش شما، راه برگشتی وجود دارد. دانش آموزی که نمی تواند مطالب درسی خوانده شدۀ شب قبل را هنگام امتحان به یاد بیاورد،خانمی که نمی تواند حین آشپزی نسبت مواد لازم را متناسب با تعداد افراد رعایت کند، کارمندی که برای انجام محاسبات ریاضی حتماً به ماشین حساب نیاز دارد، پزشکی که نام بیماران خود را فراموش می کند یا حتی بیمارانی که بر اثر آسیب مغزی بخش عمده ای از توانایی های ذهنی خود را از دست داده اند، نباید این مشکلات را ساده بپندارند  و به آن ها توجه نکنند، زیرا با گذشت زمان این  مشکلات شدیدتر می شوند و خود را با عواقب جدی تری مانند اختلال در جریان کار و زندگی و از دست دادن موقعیت های شغلی و اجتماعی نشان می دهند. همان طور که سلامت قلب، برای شما اهمیت دارد و با کوچک ترین احساس درد در آن نگران می شوید و حتی به پزشک مراجعه می کنید، مغز هم باید برایتان اهمیت داشته باشد. شما حتی نباید منتظر نشانه هایی از ضعیف شدن مغز باشید و بعد به دنبال را حل بگردید. همان طور که ورزش کرده، سعی می کنید غذاهای سالم مصرف کنید تا قلب خود را سالم نگه دارید، باید به مغز خود هم رسیدگی کنید. مغز از شما انتظار دارد علاوه بر این که مراقب رژیم غذایی و استراحت آن هستید، به درستی از آن استفاده کنید و نگذارید تنبل شود. برای مغز خود فعالیت های تفریحی و سرگرم کننده ای پیدا کنید که خودتان هم از انجام آن ها لذت می برید. حل جدول، بازی های کامپیوتری، بازی های فکری گروهی ، حل جداول واژگان و سودوکو علاوه بر این که مغز شما را برای مدتی درگیر فعالیت های مفید و سازنده می کند، به شما احساس نشاط و شادی هم می دهد. اگر شما این فعالیت ها را به طور مرتب و روزانه انجام دهید، بعد از مدتی می بینید که فراموش کردن و حواس پرتی دیگر برای شما معنی ندارد.

اما به این نکته هم توجه داشته باشید که در این مسیر باید صبور باشید. بهبود توانایی مغز اتفاقی نیست که یک شبه رخ دهد، باید صبور باشید و با پشتکار این راه را ادامه دهید. تغییرات در هر مرحله، کوچک و تدریجی است.

اگر تنها سی ثانیه فرصت دارید:

برای یک لحظه چشم های خود را ببندید و چنین تصویری را در ذهن خود تصور کنید:

شما در نود سالگی هستید و هنوز می توانید به راحتی عملیات ریاضی را به صورت ذهنی انجام دهید، یاد خاطرات دوران کودکی و اولین روز مدرسه بیفتید، نقطۀ اتکای دیگر اعضای خانواده برای ارائۀ مشاوره و انجام تصمیم گیری های خردمندانه باشید و برای خود بهترین غذاها را درست کنید. اگر چه در ظاهر ،این تصویر، یک ایده آل ذهنی است، می توان به واقعیت هم تبدیل شود. اگر شما بتوانید از مغز خود در سنین پایین تر درست استفاده کنید و مراقب سلامت آن باشید، مغز هم با شما همکاری می کند و تا آخر عمر شما را تنها نمی گذارد. همان طور که با بالا رفتن سن، پوست چروکیده می شود و موها سفید، مغز هم در این سنین دچار تغییراتی می شود که شاید در ابتدا برای ما نگران کننده و حتی غیر قابل باور باشد. این که نمی توانیم مانند گذشته به سرعت تصمیم بگیریم، نسبت به رخدادهای اطراف خود به موقع واکنش نشان دهیم، خاطرات جدید را به آسانی به یاد آوریم و…….. همگی واقعیت هایی طبیعی هستند، که یک روز برای همۀ افراد رخ می دهند و همۀ ما باید به طور منطقی آن ها را بپذیریم. البته در همین شرایط، برخی از مهارت های شناختی ما قدرتمند تر هم می شود و در حقیقت به بلوغ کامل می رسند. این که افراد میان سال می توانند با تکیه بر دانش و تجربه ای که طی سال ها کسب کرده اند، تصمیمات خردمندانه ای بگیرند یا قضاوت درستی انجام دهند، مصداق همین بلوغ و پختگی است. آن چه اهمیت دارد این است که بتوانیم با استفاده از روش ها و ابزارهایی که دردست داریم نقاط ضعف خود را جبران کنیم و بر توانمندی های خود بیفزاییم. برای آن که بتوانید سلامت کارکرد مغز خود را در سنین بالاتر بیمه کنید، از همین امروز شروع کنید و بدانی که هیچ گاه برای شروع دیر نشده است، اگر چه ممکن است این آغاز در سنین بالا کمی دشوارتر باشد. برای مغز خود برنامۀ منظمی بچینید و در آن رژیم غذایی سالم، خواب کافی و ورزش مناسب را در نظر بگیرید. برای کار و استراحت مغز زمان بندی درست تعریف کنید. مغز شما باید حتماً هر روز در گیر یک فعالیت ذهنی سرگرم کنندۀ جهت دار باشد. برای مثال یک روز بر فعالیتی که جهت بهبود حافظه و توجه است، متمرکز شوید و روز بعد به عملیات محاسباتی بپردازید. این برنامه باید در شروع، سبک و ساده باشد تا مغز را زیاد خسته نکند.

اینک قلم و کاغذ بردارید و با دقت و آرامش شروع کنید:

چالش های مغزی بین جلسه ای:

کدام فعالیت ها در زندگی روزانه به بهبود فعالیت مغز من کمک می کنند؟

تحقیقاتی که امروزه در حوزۀ توانمند سازی عملکردهای مغزی انجام می شوند، نشان می دهند که علاوه بر حل منظم و پیوستۀ تمرینات مغزی مانند تمریناتی که در ادامه ارائه خواهد شد، تمرینات خاصی در فعالیت های روزمره نیز می تواند در ارتقای سلامت مغز و عملکردهای آن بسیار مؤثر باشد. این تمرینات که تحت عنوان استراتژی ها کاربردی برای توانمند سازی مغز خوانده می شود، اغلب به گونه ای طراحی می شوند که افراد بتوانند بدون نیاز به امکانات خاصی آن ها را به طور منظم انجام دهند ودر برنامۀ روزانۀ خود بگنجانند.

گام اول: چالش طبقه بندی مفاهیم

برای گام اول چالش به نسبت آسان و آشنایی را برای شما در نظر گرفته ایم. انجام این تمرین، علاوه بر ارتقای سرعت پردازش های ذهنی، حافظه و تمرکز شما را نیز تقویت می کند. برای انجام این چالش، ابتدا با طبقۀ میوه ها شروع می کنیم. کاغذ سفیدی بردارید و سعی کنید در یک دقیقه هر تعداد میوه که به ذهنتان می رسد روی کاغذ بنویسید. بعد از اتمام یک دقیقه، تعداد میوه هایی را که نوشته بودید، بشمارید وآن رایادداشت کنید. اکنون به سراغ طبقۀ حیوانات می رویم. همین کار را در مدت زمان یک دقیقه با نام حیوانات انجام دهید. بعد از پایان این مدت زمان، تعداد را یادداشت کنید. حال در طول روزهای هفته تا قبل از شروع انجام تمرینات بخش بعدی هر روز پنج طبقۀ دیگر را که اعضای متعددی دارند نظیر انواع ماشین ها یا انواع گل ها پیدا کنید و همین تمرین یک دقیقه ای را دربارۀ هر کدام از آن ها انجام دهید.

گام دوم: چالش داستان نویسی

برای گام دوم، می خواهیم نقش یک نویسنده را به شما بدهیم و شما را به چالش نوشتن یک داستان کوتاه دعوت کنیم. هدف از این تمرین ارتقای مهارت های کلامی و منطق است که در قالب نوشتن جملات معنادار ،منسجم و منطقی در مدت زمان تعیین شده صورت می گیرد. برای انجام این تمرین کاغذ سفیدی بردارید ادامۀ جملۀ زیر را در قالب یک داستان کوتاه بنویسید:

(( دیروز برای خرید به فروشگاه رفته بودم، هنگام عبور از مقابل قفسۀ خوراکی ها ناگهان متوجه شدم…))

سعی کنید ادامۀ جملۀ بالا را در حداکثر پنج دقیقه بنویسید. بعد از پایان این مدت زمان، تعداد واژه های نوشته شدۀ خود را بشمارید و یادداشت کنید. هرچه تعداد واژگان شما بیشتر باشد، تمرین را بهتر انجام داده اید. هر روز برای خود یک چالش داستان نویسی طراحی کنید و در پنج دقیقه حل کنید.

گام سوم: چالش حفظ شعر

حتماً شما هم یک یا چند تا از شعرهای درس فارسی دوران مدرسه تان را به خاطر دارید و هر از چندگاهی بیتهایی از آن را برای خود می خوانید و به یاد خاطرات دوران تحصیل خود می افتید. از آن جا که حفظ شعر و تکرار آن، یکی از فعالیت هایی است که در تقویت حافظه و گنجایش آن برای ذخیرۀ اطلاعات، مؤثر است، ما می خواهیم امروز شما را به چالش حفظ شعر دعوت کنیم. برای این کار شعری کوتاه از یک دیوان اشعار مانند حافظ انتخاب کنید واز روی آن چند مرتبه با دقت بخوانید. سعی کنید در حین خواندن شعر، تصاویر مرتبط با واژگان به کار رفته در شعر را در ذهن خود بسازید. در طول روز، چند مرتبه این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید شعر را به طور کامل حفظ کرده اید. در روزهای بعد، سعی کنید بدون نگاه کردن به شعر آن را از حفظ برای خود تکرار کنید.

گام چهارم: چالش ساعت برعکس

آیا تا به حال تجربۀ بستن ساعت مچی خود را به طور وارونه داشته اید؟ این تمرین، چالش امروز است. برای این کار از صبح که بیدار می شوید، ساعت مچی خود را بر عکس ببندید و سعی کنید در طول روز چندین بار به آن نگاه کنید وزمان را تشخیص دهید. بدون شک این تمرین ابتدا برایتان دشوار است، زیرا با این کار تغییری جدید در فعالیت معمول مغز ایجاد کرده ایم که به آن عادت ندارد. هر بار که بخواهیم از روی ساعت وارونه زمان را بگوییم، مغز مجبور می شود با صرف انرژی بیشتر به زمان توجه کند و با در نظر گرفتن جهت جدید قرار گیری اعداد و عقربه ها، زمان را درک کند. این تمرین یکی از تمرینات نوروبیک است که سعی دارد مغز را با شیوه ای جدید و غیر معمول فعال کند.

گام پنجم: چالش پرتاب توپ

یکی از تمریناتی که در تقویت و ارتقای توجه و تمرکز شما مؤثر خواهد بود، تمرین با توپ است. در صورتی که این تمرین به درستی انجام شود، مهارت بصری فضایی و سرعت واکنش شما را هم بالا می برد. برای انجام این تمرین، توپ کوچک نسبتاً سبکی را که هم اندازۀ توپ های تنیس است، بردارید و در حالی که ایستاده اید یا نشسته اید، آن را مستقیم به بالا پرتاب کنید و سعی کنید با تمرکز روی حرکاتش، آن را در حین پایین آمدن در دستانتان بگیرید و دوباره پرتاب کنید. در طول روز چند مرتبه این تمرین را انجام دهید. پرتاب یک توپ، نوع آسان این تمرین است و در صورتی که بتوانید این کار را با دو توپ یا تعدا بیشتری انجام دهید، فشار بیشتری بر تقویت تمرکز، سرعت عمل و مهارت های بصری فضایی خود اعمال کرده اید.

گام ششم: چالش دوران مدرسه

حافظۀ طولانی مدت، انبار ذخیرۀ اطلاعات قدیمی و گذشتۀ ما است که بخشی از اطلاعاتش در گذر زمان، به تدریج محو می شود. در صورتی که بتوانیم این اطلاعات را هر چند یک بار به یادآوریم، می توانیم از این حافظۀ خود مراقبت کنیم. یکی از تمریناتی که در این خصوص مؤثر خواهد بود، چالش دوران مدرسه است که ما امروز شما را به انجام آن دعوت می کنیم. برای این کار کاغذی بردارید و سعی کنید اسامی مربیان و  معلمانتان را از دوران دبستان خود به ترتیب بنویسید. این تمرین را می توانید با به خاطر آوردن اسامی همکلاسی های خود نیز انجام دهید.

گام هفتم: چالش بازی با لغات

یکی از تمریناتی که تأثیر قابل ملاحظه ای در بهبود سطح توجه و تمرکز شما دارد، تمرین بازی با لغات است. برای انجام این تمرین، صفحه ای از روزنامه یا کتابی که در اختیار دارید، انتخاب کنید و سعی کنید تعداد واژگان  به کار رفته با حرف(( ب)) را در متن بشمارید و دور آن ها خط بکشید. در تمرین بعدی، پاراگرافی از همان روزنامه یا کتاب را به دلخواه انتخاب کنید و این بار تعداد لغات استفاده شده در آن را صرف نظر از حروف الفبا، بشمارید و زمان آن را یادداشت کنید. این تمرین به صورت روزانه تکرار کنید.

گام هشتم: چالش انجام همزمان دو کار

تمرینی که امروز باید آن را انجام دهید، تلاش برای انجام همزمان دو کار است. انجام مؤثر این تمرین عملکرد مغز شما را در توجه همزمان به بیش از یک عامل افزایش می دهد و آن را قادر می سازد تا به راحتی بین دو فعالیت در حال انجام جابه جا شود. برای انجام این تمرین، کاغذ سفیدی بردارید و شروع به نوشتن جملۀ (( انجام همزمان چند کار، دشوار است)) کنید. به این ترتیب که با نوشتن هر حرف به کار رفته در این جمله، یک عدد نیز در پایین آن یادداشت کنید. اعداد را از یک شروع کنید و تا جایی پیش بروید که به آخرین حرف به کار رفته در جمله یعنی(( ت)) برسید. برای مثال اولین حرف این جمله(( الف)) است که بعد از نوشتن آن باید عدد ۱ را بنویسید، دومین حرف(( ن )) است که باید برای آن عدد ۲ را بنویسید. با این کار توجه شما به طور مداوم بین حروف و اعداد جابه جا می شود.

گام نهم: چالش ببین و بگو

این تمرین برای تقویت حافظۀ تصویری شما ارائه شده است.برای انجام این تمرین هر کجا هستید، سعی کنید یک دقیقه به اطرافتان با دقت نگاه کنید  هر آن چه در محیط می بینید، به خاطر بسپارید. بعد از پایان یک دقیقه، چشمانتان را ببندید واز اعدد ۱ تا ۳۰ به طور معکوس بشمارید. سپس هر آن چه در اطرافتان مشاهده کردید، برای خود بیان کنید. این تمرین را در فضاهای مختلف و به صورت روزانه انجام دهید.

گام دهم: چالش انجام محاسبات ذهنی

حال می خواهیم شما را به چالش انجام محاسبات ذهنی دعوت کنیم. این تمرین را باید در طول چندین مرتبه انجام دهید. برای شروع، عددی مانند ۱۰۰ را در نظر بگیرید و سعی کنید به طور ذهنی عدد ۳ را به صورت متوالی از آن کم کنید. برای مثال(( ۱۰۰، ۹۷،۹۴، ۹۱٫٫٫٫٫٫٫)) و سعی کنید سرعت انجام آن را به تدریج بالا ببرید و به خاطر داشته باشید که نمی توانید از انگشتان دست یا نوشتن روی کاغذ استفاده کنید. بعد از انجام اولین مرتبه، عدد دیگری مانند ۲۰۰ را انتخاب کرده، این بار سعی کنید۷ تا ۷ تا به آن اضافه کنید. انجام دهید. شما با این روش، حرکات دستانتان را تنها با استفاده از دستوراتی که از مغزتان و آیینه می رسد، هدایت می کنید.

گام دوازدهم: چالش در نقاشی

بسیاری از ما در دوران کودکی، اوقات فراغتمان را به نقاشی و رنگ آمیزی می گذراندیم و حتی نقاشی هایی را که بیش از بقیه دوست داشتیم به دیوار اتاقمان می چسباندیم. اما گذر زمان وغرق شدن در فعالیت های درسی و شغلی دیگر زمانی برای این کار نگذاشته  و مدت هاست از نقاشی و رنگ آمیزی دور مانده ایم. نقاشی و به ویژه رنگ کردن آن، تأثیر قابل توجهی در بهبود تقویت توجه و تمرکز خواهد داشت. زمانی که سعی می کنیم طرحی مشابه از روی مدل واقعی یا ذهنی بکشیم و بدون بیرون زدن از خطوط، طرح رسم شده را رنگ کنیم، مغز را برای صرف منابع توجه خود فعال کرده ایم. پس برای امروز کاغذ سفیدی بردارید و طرحی دلخواه روی آن بکشید و با رنگ های مناسب آن را رنگ آمیزی کنید. این تمرین را به صورت روزانه ادامه دهید.

گام سیزدهم: چالش برای پیروزی در بازی

حتماً شما هم با بازی های فکری همچون شطرنج،راز جنگل، مونوپولی، فکر بکر، دبرنا، مارو پله، اسم فامیل و پازل آشنایی دارید و حداقل یک بار آن ها را انجام داده اید. هر یک از این بازی ها سطحی از عملکردهای مختلف مغزی را درگیر می کند و بر تقویت آن ها اثر می گذارد. این فعالیت های فکری و سرگرم کننده، در صورتی که گروهی انجام شوند، عملکرد مغز را در برقراری ارتباطات اجتماعی و به ویژه درک احساسات دیگران افزایش می دهد. سعی کنید در طول هفته حداقل یک بار با اعضای خانواده یا دوستانتان به انجام چنین بازی هایی بپردازد. انگیزۀ شما برای بردن در این بازی ها، نیرویی مضاعف به مغزتان می دهد.

گام چهاردهم: چالش برای بحث

نظرتان راجع به اتفاقات روز چیست؟ با کدام یک از نظرات دوستتان موافق هستید و با کدام مخالف؟ از رفتار همکارتان در مقابل مدیر دفاع می کنید؟ به نظرتان نتیجۀ تصمیمی که امروز گرفتید چه می شود؟ و مواردی از این قبیل، مسائلی هستند که می توانید ساعاتی را در طول روز با خود یا با دیگران در موردشان بحث کنید و به صورت منطقی از نظریات خود دفاع کنید. در حقیقت چالش برای بحث، تمرینی کاربردی است برای تحریک عملکردهای متعدد مغزی مانند منطق، استدلال ، حافظه، توجه و سیالی کلامی. بنابر این از مقابل اتفاقاتی که در اطرافتان رخ می دهد، ساده نگذرید و در مورد آن ها صحبت کنید، نظر دهید و به نظرات دیگران گوش کنید.

گام پانزدهم: چالش احساسات

بسیاری افراد در تشخیص و درک احساسات خود و دیگران دچار مشکل هستند و نمی توانند به درستی بین احساسات مختلف تمایز قائل شوند. همین مسئله باعث می شود آن ها نتوانند درموقعیت های اجتماعی، رفتار درستی انجام دهند. چالش امروز برای درک و شناخت بهتر احساساتمان ارائه شده است. کاغذ سفیدی بردارید و از ابتدای روز احساساتی را که تجربه می کنید بنویسید. این کار را تا پایان روز ادامه دهید و در پایان نوشته های خود را مرور کنید. مطمئناً در طول روز در موقعیت هایی قرار میگیرید که نمی توانید عنوان مناسبی برای نوع احساستان پیدا کنید. در این شرایط، حالت های هیجانی خود را با واژگانی که برایتان ملموس است، توصیف کنید. در انتها می توانید برای درک بهتر این احساسات نامشخص از دیگران کمک بخواهید. با این کار به تدریج می آموزید که هر لحظه از حالات هیجانی و احساسات خود شناخت کامل داشته باشید.

گام شانزدهم: چالش ارزیابی

با پایان تمرینات جلسات شانزده گانۀ کتاب، مطمئن هستیم که به شناخت درستی از توانمند های مغزی خود رسیده اید و می دانید نقاط ضعف و قوت شما چیست. ما شما را به چالش ارزیابی مغز خود دعوت می کنیم. برای این کار کاغذ سفیدی بردارید و با رسم دو خط، آن را به سه بخش تقسیم کنید. بالای بخش اول عنوان (( نقاط قوت من)) بالای بخش دوم عنوان(( نقاط ضعف من)) و بالای بخش سوم نیز (( پیشرفت های من)) را بنویسید. حال خوب فکر کنید و از صفحۀ اول ورق بزنید. کدام تمرینات برای شما آسان بوده، کدام دشوار و کدام یک به تدریج و با پیشرفت جلسات بهتر شده اند. مهارت مغزی مرتبط با هر یک از این تمرینات را در یکی از سه ستون تعیین شده بنویسید. با انجام این کار، نقشه ای از وضعیت عملکردهای مغزی خود در اختیار دارید. از این پس باید بتوانید با بهره گیری از امکانات متعدد برای ارتقای نقاط قوت، بهبود نقاط ضعف و حفظ سیر پیشرفتتان تلاش کنید.

فرآیند یادگیری

فرآیند یادگیری

علیرغم اهمیت خطیری که یادگیری در امر آموزش دارد، مشکل موجود در توضیح

اینکه یادگیری چگونه به وقوع می پیوندد و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر آن،

موضوعی مبهم و مغشوش مانده است. یادگیری فعالیتی بسیار پیچیده است. هر

یک از ما با جریان سیالی از تجربیات مستمر و گوناگون در سراسر لحظات هشیاری

و آگاهی خود، مواجه می شویم، که هر یک از آن ها می تواند به طور بالقوه باعث

افزایش یادگیری شود، در عین حال که اغلب آن ها ظاهراً بدون هیچ گونه اثر و ردپایی

از حیات ذهنی ما محو می شوند.

 این چه عاملی است که بعضی چیزها را به یاد ماندنی می سازد و بقیه را نه؟ چرا

چنین است که یک اتفاق و یا مسئلۀ خاص می تواند یادگیری را در یک نفر تهییج کند،

در حالی که هیچ اثر قابل ملاحظه ای بر نفر دیگر ندارد؟ چرا شخصی می تواند به

آسانی و سریع از معلمی فراگیری داشته باشد ولی از معلم دیگر نداشته باشد؟

چگونه است که ما می توانیم از تجربۀ خود درکی داشته، و هنگام مواجه شدن با

موقعیت ها و مشکلات جدید، از آن تجربه و معلومات به خوبی بهره برداری کنیم؟

خیلی از کارهای شما، حاصل یادگیری های تان است. اگر در جای دیگری از دنیا بزرگ

می شدید، به زبان دیگری حرف می زدید و غذاهای دیگری را دوست داشتید و به

نحوی که مشخصۀ آن فرهنگ بود، رفتار میکردید. چرا؟ چون محتوای یادگیری های تان

در آن فرهنگ فرق می کرد.

در یادگیری حروف الفبا آنقدر اشتباه می کنید تا بالاخره تمام حروف الفبا را یاد می گیرید.

به این ترتیب آدمی که حروف الفبا را نمی دانسته به آدمی تبدیل می شود که

حروف الفبا را می داند. یاد گرفتن هرچیز جدیدی، تغییر به دنبال دارد. وقتی الفبا را

یاد گرفتید، دیگر شما را ول نخواهد کرد. وقتی یاد گرفتید رانندگی کنید دیگر نیازی

به تکرار فرآیند یادگیری رانندگی ندارید. وقتی تصمیم می گیرید اسکیت سواری یاد بگیرید،

احتمالاً چند بار دست و پای تان می شکند تا بالاخره با یاد گرفتن یکی دو کلک ، از یک

مبتدی به آدمی که می تواند حداقل روی اسکیت بایستد تبدیل می شوید.

یادگیری، تأثیر نسبتاً پایداری بر رفتار می گذارد. شما الفبا را با تجربه کردن حروف یاد

گرفته اید. در عین حال به تجربه یاد گرفته اید که برای موفقیت در  امتحان باید درس بخوانید.

همچنین به تجربه یاد گرفته اید که برای موفقیت در امتحان باید درس بخوانید. همچنین

به تجربه یاد گرفته اید که شوت کردن توپ به بالای میلۀ دروازه در فوتبال آمریکایی، سه

امتیاز دارد یا کنسرت موسیقی راک، معمولاً با یک حرکت نمایشی افتتاحی شروع میشود.

با کنار هم چیدن این مثال ها به تعریف یادگیری می رسیم که عبارت است از تغییر نسبتاً

پایدار در رفتار بر اثر تجربه.

فرآیند یادگیری

روان شناسان تجربه های فراوان انسان را با چند فرآیند اساسی یادگیری، تبیین می کنند:

یکی از راه های یادگیری، مشاهدۀ اعمال و حرف های دیگران است. به این نوع یادگیری،

یادگیری مشاهده ای گفته می شود. یادگیری مشاهده ای در قرن بیستم و قرن بیست

و یکم به دلیل اختراع تلویزیون و نفوذ فراگیرش که تقریباً زندگی تمام مردم را تحت

الشعاع قرار داده ، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است.

یادگیری مشاهده ای، شیوۀ معمول یادگیری در مراکز تربیتی و سایر مراکز است. یادگیری

در بسیاری از حوزه ها جهت فراگیری رفتارها، مهارت ها و دانش جدید کاربرد دارد.

دومین نوع یادگیری، یادگیری تداعی گرا است که در آن دو رویداد به یکدیگر پیوند می خورند

یا باهم متداعی میشوند. شرطی شدن، فرآیند یادگیری تداعی ها است. دونوع شرطی

شدن وجود دارد: کلاسیک و کنشگر. در شرطی شدن کلاسیک، ارگانیسم ها تداعی دو محرک

را یاد می گیرند و می فهمند که برق همیشه قبل از رعد می آید. بنابر این وقتی برق را

می بینید پیش بینی می کنید که لحظاتی بعد صدای رعد را خواهید شنید.

 در شرطی شدن کنشگر، ارگانیسم ها تداعی رفتار و پیامد را یاد می گیرند. آن ها در

نتیجۀ این تداعی یاد می گیردند رفتارهایی را که پاداش به دنبال دارند بیشتر انجام بدهند و

رفتارهایی را که تنبیه به دنبال دارند، کمتر. برای مثال، اگر پدر و مادرها بعد از انجام هر رفتار

خوبی از سوی فرزندشان ، به او شکلات بدهند، فرزند رفتار خوبش را تکرار خواهد کرد. همچنین

اگر بعد از رفتار بد فرزندشان با لحن تقریباً تندی با او حرف بزنند و کمی نگاه غضب آلود به او

بکنند، احتمال تکرار آن رفتار کم خواهد شد.

یادگیری نه تنها در زندگی انسان بلکه در زندگی حیوانات رده پایین نیز نقش حیاتی دارد. حیوانات

از جمله موش ها و خرگوش ها برای زنده ماندن و کار کردن باید همچون انسان، یاد بگیرند و خود

را تطبیق بدهند، حجم زیادی از تحقیقات یادگیری روی حیوانات انجام شده است، چون محققان

در بررسی حیوانات ردۀ پایین تر می توانند کنترل زیادی داشته باشند. یک قرن تحقیق روی

یادگیری حیوانات رده پایین و انسان ها نشان می دهد اصولی که ابتدا در تحقیقات حیوانی کشف

شده اند در مورد انسان ها نیز کاربرد دارند.

شرطی شدن کلاسیک چیست؟

یک روز زیبای بهاری است. پدری بچه اش را برای قدم زدن بیرون برده است. بچه دستش را دراز

می کند تا گلی صوتی را بگیرد. اما زنبوری که روی گلبرگ آن گل نشسته، بچه را نیش میزند.

روز بعد، مادرش چند گل صورتی می آورد. گلها را از گلدان بیرون می آورد تا بچه آن را بو کند. بچه

به محض دیدن گل صورتی، زیر گریه می زند. ترس این بچه از دیدن گل صورتی ، فرآیند یادگیری از

طریق شرطی شدن کلاسیک را نشان می دهد که در آن محرکی خنثی( گل) با محرکی با

اهمیت( درد نیش زنبور) متداعی می شود و ظرفیت فراخوانی پاسخی مشابه( ترس ) را کسب

می کند.

مطالعات پاولف

(( ایوان پاولف))، فیزیولوژیست روس در اوایل دهۀ ۱۹۰۰ به جریان هضم غذا در بدن علاقه مند

شد. (( پاولف)) در آزمایشاتش، پودر گوشت در دهان سگ می ریخت و این کار باعث ترشح

بزاق در سگ می شد. پاولف متوجه شد پودر گوشت تنها محرکی نبود که موجب ترشح بزاق

سگ می شد. سگ در پاسخ به دیگر محرک های متداعی شده با غذا مثل رؤیت ظرف غذا،

رؤیت شخصی که برایش غذا می آورد و صدای بسته شدن در اتاق هنگام آورده شدن غذا نیز

بزاق ترشح می کرد.

پاولف متوجه شد تداعی این منظره ها و صداها با غذا در سگ، نوع مهمی از یادگیری است

که بعداً شرطی شدن کلاسیک نامیده شد.

پاولف می خواست بداند چرا سگ قبل از خوردن پودر گوشت در برابر منظره ها و صداهای

مختلف، بزاق ترشح می کند. او مشاهده کرد که این رفتار سگ، مؤلفه های آموخته شده

و آموخته نشده ای دارد. بخش آموخته نشدۀ شرطی شدن کلاسیک به این حقیقت اشاره

دارد که برخی محرک ها به صورت خودکار و صرف نظر از یادگیری های قبلی، برخی پاسخ ها

را تولید می کنند؛ به عبارت دیگر، آن ها فطری یا ذاتی هستند. بازتاب ها جزء پیوندهای محرک

و پاسخی خودکارند.

 برخی از بازتاب ها عبارتند از ترشح بزاق در پاسخ به غذا، استفراغ به دنبال خوردن غذای

فاسد، لرزیدن در پاسخ به سرما، سرفه کردن در پاسخ به مسدود شدن گلو، تنگ شدن مردمک

چشم در پاسخ به نور و عقب کشیدن بدن در پاسخ به ضربه یا حرارت.

محرک غیر شرطی محرکی است که بدون نیاز به یادگیری قبلی، پاسخ تولید می کند، غذا

در آزمایشات پاولف، محرک غیر شرطی بود. پاسخ غیر شرطی هم پاسخی آموخته نشده است

که به صورت خودکار به محرک غیر شرطی داده می شود. در آزمایش پاولف، بزاقی که از دهان

سگ در پاسخ غذا ترشح می شد، پاسخ غیر شرطی بود.

در مورد آن بچه و گل صورتی، گریه کردن بچه هنگام نیش خوردن ربطی به یادگیری و تجربۀ

قبلی او نداشت. گریۀ او آموخته نشده و خودکار بود. نیش زنبور محرک غیر شرطی و گریۀ بچه،

پاسخ غیر شرطی بود…

آموزش مهارت های مربوط به انتخاب هدف و تصمیم گیری

آموزش مهارت های مربوط به انتخاب هدف و تصمیم گیری

امروزه، مطالعه از ضروریات پیشرفت و همچنین یکی از مهمترین و ساده ترین وسایل ارتباطی

جهان امروز،می باشد. قبل از هر اقدامی شما باید  هدف خود را مشخص کنید. انتخاب هدف،

فرآیندی شبیه به حل مسئله است که به آسانی آموخته و فراگرفته می شود. به خاطر

داشته باشید که تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. هدف مسیر حرکت را

مشخص می کند. شما باید در انتخاب هدف از آرمان گرایی بپرهیزید، و اهداف خود را واقع

بینانه انتخاب کنید. اهدافی که با توجه به توانایی ها و امکانات شما انتخاب شوند، هرچقدر

هم که بزرگ باشند، قابل دسترس خواهند بود.

انتخاب هدف نه تنها شما را در تعریف بهتر آن چه برایتان مهم است، کمک می کند، بلکه برای

آموختن ارزش فعالیت هایی که شما را به هدفتان می رساند، مفید است. علاوه بر این شما

در حین انتخاب هدف، مهارت های مربوط به تصمیم گیری، ارزیابی نفع و ضرر و ارزیابی پیشرفت

را نیز می آموزید.

در انتخاب هدف باید به علایق و توانایی ها و خصوصیات منحصر بفرد خود توجه کنید.  

ضرورت تندخوانی

همگامی با قافلۀ علم ملزم به افزایش وقت مطالعه است. اما جامعۀ امروزی با مشکل کمبود

وقت مواجه است. امروزه که دسترسی به اطلاعات بسیار سریع و ارزان است، برای طبقه

بندی و به خاطر سپردن اطلاعات لازم و مفید به مطالعه با سرعت بالا نیازمندیم. و این با آموختن

مهارت تندخوانی امکان پذیر است.

متأسفانه اکثر ما یادگیریِ بهتر را صرفاً در تکرار و مطالعۀ بیشتر یک موضوع می دانیم و کمتر سعی

می کنیم که مطلبی در مورد شیوه های بهتر مطالعه کردن و به خاطر سپردن بیاموزیم. در مدارس

و دبیرستان ها و حتی در دانشگاه های ماهنوز هم از همان شیوۀ قدیم و اولیۀ خواندن (خواندن

کلمه به کلمه) استفاده می شود و احتمالاً کمتر کسی با متد تندخوانی( درست خوانی) و نحوۀ

استفادۀ بهتر از توانایی حافظه و مغز آشنا است. تجدیدی یا مردودی دانش آموزی را اکثراً به علت

عدم جدیت و یا عدم توانایی او می دانیم ولی توجه کنید که شیوۀ مطالعه و یادگیری، بیشترین تأثیر

را در شکست یا پیروزی ما دارد.

اگر می خواهید از کمترین وقت خود بیشترین استفاده را ببرید، با مهارت تندخوانی آشنا شوید.

اهداف اصلی یادگیری مهارت تندخوانی عبارتند از:

*افزایش چشمگیر سرعت مطالعه.

*افزایش میزان درک مطلب.

*افزایش آگاهی از نحوۀ عملکرد چشم ها و مغز.

*گسترش دامنۀ لغات و افزایش اعتماد به نفس.

*کاهش زمان مطالعه و افزایش میزان یادگیری.

*ایجاد کشش ذهنی در فراگیری مطالب در زمان کمتر

*ارتقاء بازدهی در امتحانات.

*مقابله با استرس ناشی از امتحانات.

*ایجاد اعتماد به نفس در یادگیری.

آموختن مهارت تندخوانی بهترین راه حل برای کسانی است که مشغلۀ زیاد و زمان کمی دارند و

در عین حال، علاقمند هستند که اطلاعات بیشتری را از دنیای پیرامون خود کسب کنند.

این مهارت حتی در ابعاد مختلف زندگی کاربرد دارد و باعث افزایش وقت آزاد برای بهره مندی بیشتر

از دیگر جنبه های مثبت زندگی می شود. با یادگیری تندخوانی ، دیگر لازم نیست یک متن را دوبار

بخوانید و دیگر ملاقات کاری خود را به خاطر دوباره خوانی آن چه که باید در جلسه مطرح شود، عقب

نمی اندازید.

فراموش نکنید که(( مطالعه برای ذهن، مانند تمرینات آیروبیک برای بدن است)). کار آیی حافظۀ

خود را تقویت کنید و نیروهای بالقوه ای را که در نهادتان وجود دارد به مرحلۀ ظهور برسانید و آن

چه را که مایلید، به خاطر بسپارید و این ها همه مستلزم به کارگیری تکنیک های نوین و پیشرفتۀ

مطالعه و نحوۀ استفادۀ درست از حافظه می باشد…

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۱-نقش مغز در کیفیت و طول عمر شما غیر قابل انکار است، سلامت آن را جدی بگیرید!

بسیاری از ما ضرب المثل (( عقل سالم در بدن سالم است)) را بارها و بارها شنیده ایم و بنا

به معنا و مفهوم آن همیشه سعی کرده ایم بیشترین توجه خود را معطوف به سلامت و

مراقبت از بدنمان کنیم. برای مثال اشیای سنگین بلند نمی کنیم تا کمرمان درد نگیرد،

کفشی می خریم که پاهایمان در آن راحت باشند، در هوای آلوده ماسک می زنیم تا ریه هایمان

آسیب نبیند، ورزش می کنیم تا وزن مناسب خود را حفظ کنیم و چاق نشویم و………..

اما آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که برای سلامت مغزمان چه کاری انجام داده ایم

و آیا اصلاً آن طور که شایسته است، به مغز خود توجه کرده ایم، به نظر شما آیا برای داشتن

بدن سالم، مغز سالم ضروری تر نیست؟

برای این که بتوانید به اهمیت مغز در زندگی پی ببرید، لحظه ای خود را بدون آن در نظر بگیرید.

در چنین شرایطی نه تنها فعالیت های پیچیده ای مانند تفکر، زبان، حافظه، تصمیم گیری،

احساس، ادراک و تمرکز از بین می روند، بلکه حتی نمی توانید کارهای ساده ای مانند خوابیدن،

غذا خوردن، راه رفتن، صحبت کردن، نوشتن، خواندن و …را انجام دهید. آیا در چنین وضعی،

زندگی شما با زندگی یک گیاه تفاوت دارد؟

۲- اگر تا کنون این اتفاق برای شما افتاده است که در یک فروشگاه به کسی خیره

شوید و تلاش کنید نام او را به خاطر بیاورید اما موفق نشوید، لطفاً به مغز خود

بیشتر توجه کنید!

تا چند سال اخیر، این تصور برای بسیاری از افراد وجود داشت که تنها با بالا رفتن سن، مغز

انسان ها ضعیف می شود و دیگر نمی تواند مانند دوران جوانی و نوجوانی کار کند و انگار که

کم کم بازنشسته میشود. اما این باورها با مشاهدۀ دانش آموزانی که در یادگیری دروس

مدرسه مشکل داشتند یا افرادی که حتی در ۹۰ سالگی، هم چنان در حال کسب علم و

دانش بودن، کاملاً تغییر کرد و رازهای جدیدی از توانایی مغز فاش شد. این که مغز، ساختاری

تغییر پذیر است و نه ثابت، به محققان کمک کرد تا در پی کشف روش هایی باشند که با

استفاده از آن ها به یاری مغز بروند و مانع از تحلیل و تضعیف آن شوند. پس اگر امروز نتوانستید

نام دوست صمیمی خود را به یاد آورید، چهرۀ او را در بین جمعیت ایستگاه اتوبوس تشخیص

دهید یا این که فراموش کردید بعد از خروج از خانه، در را قفل کنید، از مغز خود نا امید نشوید.

این ها همه هشدارهایی هستند که به شما می گویند مغزتان را جدی بگیرید.

۳- مهم نیست مغز شما چقدر قدرتمند است. آن چه اهمیت دارد این است که بدانیم

این عضو به جبران و احیای خود نیاز دارد!

انجام دادن سریع محاسبات ذهنی، بیرون کشیدن خاطرات دوران کودکی، نوشتن یک نامۀ اداری

در حین گوش دادن به اخبار و تندتند حل کردن جدول، نشان دهندۀ توان بالای ذهنی و قدرتمندی

مغز شماست. اما آیا بعد از ۲۰ دقیقه با سرعت دویدن، دوست ندارید روی یک صندلی بنشینید

و به پاهای خود استراحت بدهید؟ مغز هم دقیقاً شرایط مشابهی دارد وبعد از فعالیت ذهنی به

استراحت نیاز دارد  تا انرژی مصرف شده را به دست بیاورد. مغز خسته، جسم سالم را نیز از

فعالیت باز می دارد. استراحت های کوتاه در طول روز، گوش دادن به موسیقی آرامش بخش

مانند صدای آب و طبیعت، انجام مدیتیشن به طور منظم و مسافرت کردن از جمله مواردی هستند

که مغز خسته برای به دست آوردن انرژی مصرف شدۀ خود به آن ها نیاز دارد.

ده نکتۀ کلیدی در مورد افزایش توانایی مغز

۴- مغز خود را با صبحانه ای مقوی بیدار کنید و با تغذیۀ سالم در طول روز، آن را بیدار نگه دارید.

علت این که چرا پزشکان تغذیه همیشه بر خوردن صبحانۀ کامل تأکید می کنند و آن را مهمترین

وعدۀ غذایی در طول روز می دانند، این است که صبحانۀ کامل برای مغز مانند ساعت زنگ دار

است که هر روز صبح باید مغز را سر موقع از خواب بیدار کند. هر چقدر مواد غذایی مقوی تری

سر سفرۀ صبحانه قرار گیرد، مغز هم سریع تر بیدار می شود و بیداری آن تا مدت بیشتری ادامه

می یابد. در کنار این وعدۀ مهم غذایی، میوه ها و سبزی ها، لبنیات، گردو، کشمش و بادام هم

به مغز شما نیرو می دهند.

۵- تنها جسم شما نیست که نیاز به استراحت دارد، مغز شما هر شب، منتظر خواب

حداقل ۷ ساعته است!

بسیاری از شب ها این اتفاق برای ما افتاده است که با این که در بدنمان احساس خستگی

نمی کنیم، به استراحت نیاز داریم. در این شرایط است که مغز شما بیشتر از جسمتان

نیاز به خواب دراد. اگر همچنان به مقاومت برای بیدار ماندن ادامه دهید، مغز هم دیگر با

شما همکاری نمی کند. این همان شریطی است که شما به علت آن نمی توانید ساعت ۳

صبح یک متن ده خطی را با کم تر از حداقل ۱۰ اشتباه املایی تایپ کنید. پس خمیازه های

مغز خود را جدی بگیرید.

با خواب کافی و منظم شبانه، مغز شما می تواند اطلاعاتی را که در طول روز به آن وارد

شده است، به خوبی طبقه بندی و ذخیره کند، در واقع، مغز با این کار به شما کمک

می کند تا این اطلاعات را در آینده به راحتی به خاطر آورید یا از آن ها برای تصمیم گیری و

برنامه ریزی استفاده کنید. این را هم فراموش نکنید که خواب منظم، توان مغزی را به طور

قابل توجهی بالا می برد. در مقابل برهم خوردن نظم خواب و بی خوابی، مغز را ضعیف و فعالیتهای

آن را مختل می کند.

۶-در روز ساعاتی را به ورزش کردن اختصاص دهید، حتی اگر این ورزش، بالارفتن و

پایین آمدن از پله ها باشد!

ورزش های بدنی، برای سلامت مغز بسیار اهمیت دارد. بهتر و بیشتر شدن جریان خون به

قسمت های مختلف مغز، آن را به طور کامل تغذیه می کند و خستگی مغز را از بین می برد.

برای ورزش کردن، نیازی به ثبت نام در باشگاه های ورزشی و خریدن وسایل و دستگاه های

ورزشی ندارید. اگر هم در طول روز وقت کافی برای ورزش کردن ندارید و مدام پشت میز کار

خود نشسته اید، همین الآن از روی صندلی بلند شوید و چند حرکت سادۀ کششی در ناحیۀ

دست و پاها خود انجام دهید. اگر زمان انجام این تمرینات راهم ندارید، به هر بهانه ای پیاده

روی کنید. این پیاده روی ممکن است مسیر محل کار/ مدرسه تا خانه یا حتی بالا رفتن و پایین

آمدن از پله های خانه باشد.

۷-برای داشتن مغزی فعال و سالم، در باشگاه ورزش مغز ثبت نام کنید، همین امروز!

تمرینات هوازی یکی از مهمترین قسمت های برنامه های ورزشی است که به واسطۀ آن

اکسیژن بیشتری به نواحی مختلف مغز می رود و توانایی آن را به طور چشم گیری افزایش

می دهد. ورزش هایی مانند طناب زدن، فوتبال و والیبال، نقش مؤثری در توانمند سازی مغز

دارند. اما جدا از ورزش های بدنی، آیا می دانستید که می توانید ورزش های مغزی هم

داشته باشید و روزانه آن ها را انجام دهید؟ هدف از انجام این تمرینات، به فعالیت

واداشتن مغز و مانع شدن از استراحت طولانی مدت و تنبل شدن آن است. برای انجام

ورزش های مغزی، تنها کافی است که یک پازل یا جدول تهیه کرده، آن را حل کنید یا این که

یک بازی کامپیوتری انجام دهید.

۸-خندیدن، تفریح کردن و داشتن احساسات مثبت مانند یک باتری پر قدرت، مغز

شما را شارژمی کند و استرس آن را از بین می برد!

مغز عضوی از بدن است که طرفدار سرگرمی و تفریح است، به طوری که خندیدن و احساس

لذت شما در طول روز مانند یک جریان پر قدرت، انرژی زیادی به آن منتقل می کند. اما در مقابل،

احساسات منفی مانند استرس و اضطراب، اتصالاتی در این جریان ایجاد می کند و می تواند

انرژی مغز را یک باره تخلیه کند. زمانی که احساس نا امیدی می کنید، نمی توانید واقعیات را

به صورت منطقی بررسی و برای حل مشکلات راه حلی پیدا کنید. پس تا جایی که می توانید

در طول روز از احساسات منفی دور شوید و بگذارید مغزتان کاملاً شارژ شود.

۹- مغز شما مانند مدیر یک کارخانۀ بزرگ است. این مدیر را برای کارهای جزئی

خسته نکنید و به جای آن از معاونان خود استفاده کنید!

برای مدیر کارخانه که درگیر مسئولیت های سنگین اجرایی است و باید تصمیم گیری های مهمی

انجام دهد و ریسک های زیادر را بپذیرد، مسائلی چون چیدمان دستگاه ها، ساعت کار و استراحت

کارکنان و نظم کاری توزیع کنندگان، مسائل بسیار ساده و کم اهمیتی است که انجام آن ها را باید

به عهدۀ معاونان خود بگذارد و در عوض زمان و انرژی خود را صرف امور مهم تری کند. مغز هم همین

شرایط را دارد. اگر بخواهید در طول روز انرژی مغز خود را صرف کارهای کم اهمیت بکنید، مغز خیلی

زود خسته می شود و دیگر نمی تواند تا آخر روز به شما کمک کنید. برای مثال به جای آن که بخواهید

مدام با آن بگردید، برنامۀ ملاقات را به تلفن همراهتان بدهید و آن را طوری تنظیم کنید که ۳۰-۴۵

دقیقه قبل از موعد آن ، زنگ هشدار بزند یا آن را روی برگه ای یادداشت کرده، روی میز خود قرار دهید.

۱۰-هیچ وقت باور نکنید که می توانید با مصرف دارو، یک شبه مغز خود را جوان کنید،

چون چنین دارویی هنوز کشف نشده است!

در بسیاری از بازارهای تجاری، تولید کنندگان از احساس ناامیدی و درماندگی مشتریان سوء استفاده

می کنند و با ترکیبی غیر واقعی و کمک گرفتن از قدرت تلقین، افراد را فریب می دهند. برای مثال

دارویی را تبلیغ می کنند که مصرف دوبار در روز آن، شما را باهوش می کند و نمی گذارد حافظۀ خود

را از دست بدهید.

این تبلیغات در حقیقت داستان های ساختگی هستند، زیرا تاکنون هیچ دارویی کشف نشده

است که بتواند مغز شما را قدرتمند سازد…

برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

سیستم های حافظه شگفت انگیزند. اما در برخی موارد رجوع به درون خود برای

بازیابی و مرور خاطره ای که در گذشتۀ نزدیک یا دور اتفاق افتاده، تنها چیزی

است که واقعاً به آن نیاز دارید. برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید:

استفاده از ناهشیارتان حتی به شما کمک می کند خواب تان را بازیابی کنید و یا

حتی چیزهایی را که در طول یک مکالمه با شخصی بیان کرده اید را به خاطر بیاورید.

مطمئناً عملکردهای حافظه از جمله استفاده از ناهشیار زمانی بهتر خواهند بود که

تصویر واضحی از آن چیز را داشته باشید. دلیل این امر روشن است چون در این حالت

تأثیر حافظه روشن تر، بلندتر و یا به عبارت دیگر بیشتر است.

پس از این طریق می توانید آن را بهتر ببینید، بهتر بشنوید و بهتر تجربه کنید. حتی

اگر چیزی را به صورت گذرا ثبت کرده اید و یا تأثیرات آن به دلایلی از جمله گذشت

زمان کمرنگ تر شده است استفاده از تکنیک های ناهشیار به شما کمک خواهد کرد

تا به تأثیرات جزئی ناهشیار خود برگردید و آن اطلاعات را بازیابی کنید.

یک روش خوب برای تفکر در مورد این فرآیند تشخیص هرگونه تأثیر و احساس است.

مهم نیست که این تأثیر یا احساس چقدر اندک و ناچیز است. چون باعث ثبت آن در

نورون های مغزتان می شود. محققان در یافته اند که این عمل با فعال کردن

بخش های خاص مغز با استفاده از پروب های مخصوص برای تحریک خاطرات خاصی

انجام می شود. آن ها همچنین از تکنیک اسکن توموگرافی برون تابی پوزیترونی

( پی ای تی) استفاده می کنند تا نشان دهند زمانی که کارهای مختلف مربوط به

حافظه را انجام می دهید کدام بخش از مغز فعال می شوند.

در نتیجه محققان بر این باورند که هر احساسی که خاطرات را بوجود می آورند در

جایی از مغز پیدا می شوند. به عبارت دیگر هر تصویری که می بینیم، هر صدا یا

مکالمه ای که می شنویم و هر چیزی که تجربه می کنیم  و از حافظۀ کاری ما به

حافظۀ بلند مدت مان منتقل می شوند در قسمتی از مغز ثبت می شوند. هر چند

که اکثر این خاطرات از بخش خودآگاه محو می شوند و اکثراً بسیار کمرنگ ضبط

می شوند. ولی آن ها در جایی از مغز وجود دارند. اما تجربیاتی که تأثیر اندکی

از خود برجای می گذارند به حافظۀ بلند مدت منتقل نمی شوند. به همین دلیل

است که با روش های خاصی مثل هیپنوتیزم و تفکر عمیق و همچنین محرک های

فیزیکی می توانید خاطرات انتقال یافته را بازیابی کنید.

با این حال دستیابی به مورادی که تأثیر آن ها محو شده و واضح نیست سختتر

است. چون ضعیف تر هستند. ولی با این حال وجود دارند. در حالی که برخی از

محققان ادعا می کنند که تمامی تجربه ها ثبت می شوند ولی برخی نیز بر این

باورند که فقط تجربه هایی ثبت می شوند که بخشی از حافظۀ کاری هستند.

می توانید این فرآیند را مانند سفر با اتوبوس در نظر بگیرید. بعضی از خاطرات به

انتهای اتوبوس( حافظۀ کاری) می روند که در آن جا ثبت می شوند و در آن جا

می مانند تا بعدها بازیابی شوند.

اما برخی دیگر مثل خاطرات کاری روزمره زودتر پیاده می شوند و وقتی پیاده شدند

برای همیشه می روند.

پس یک روش خوب برای تحریک و بازیابی یک خاطره تلاش برای بازگشت به آن و

یا خلق زمانی است که تأثیر آن را برای اولین بار در سلولهای مغز خود ایجاد کردید.

این بازگشت در کنار تمرکز دقیق به شما کمک خواهد کرد که آن مکان ویا رخداد

برایتان زنده شود و در نتیجه آن خاطره را به شما یادآوری کرده و آن را به زمان حال

بیاورد. این روش بسیار سودمند است. چون شبیه زنده کردن دوبارۀ آن خاطره است.

ویا مثل این است که کتابی را واقعاً مورد بحث قرار دهید. کتاب را باز می کنید، آن

را می خوانید، سپس به صفحات قبل رجوع می کنید. و چیزی را که در آن صفحات

است ،واقعاً تجربه می کنید. بجای استنباط بی ربط از چیزی که در آن جا وجود دارد

آن را تجربه می کنید و باعث می شوید آن صفحه از کتاب که شبیه حافظه تان

است زنده شود. و به این صورت آن را به طور واضح و کامل واقعی تر می کنید.

برای مثال برای بازیابی نام یک فرد تصور کنید آن فرد در مقابل تان ایستاده است.

شاید تصویری از او که در اولین دیدارتان داشته اید به ذهن تان بیاید. برای بازیابی

یک شماره تلفن زمانی را تجسم کنید که آن شماره را از دفتر تلفن پیدا کرده اید

و آن را بر روی تکه ای از کاغذ نوشته و یا آن را شماره گیری کرده اید. برای بازیابی

این که چیزی را کجا قرار داده اید تصور کنید که خودتان در موقعیت و مکانی قرار

دارید که برای آخرین بار آن شیء را در آن جا گذاشتید. برای بازیابی مسیر تصور

کنید در ماشین هستید و یا در جایی که از آن جا شروع کردید قدم می زنید. برای

بازیابی اطلاعات موجود در یک کتاب یا فیلم تصور کنید در حال خواندن آن کتاب یا

تماشای آن فیلم هستید. برای بازیابی این که در یک رخداد یا موقعیت خاص چه

اتفاق افتاده است. خودتان را بسیار واضح در آن جا تصور کرده و صحنه را در ذهن

خود بازپخش کنید.

برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

سعی کنید فقط در مورد چیزی که در حال تجربۀ آن هستید فکر نکنید، بلکه آن

مکان را تصور کرده و خودتان را در یک جایگاه پذیرنده فرض کنید. احساس کنید و به

ناهشیار خودتان اجازه دهید که آن خاطره را برایتان بازیابی کند. این فرآیند مثل

این است  که بگذارید ناخودآگاه تان با شما سخن گوید. تصویری را بکشید یا با

چسم ذهن تان متنی را بنویسید در حالی که مثل یک تماشاچی فقط به چیزی

که اتفاق می افتد نگاه کرده، گوش فراداده یا تجربه می کنید.

به طور خلاصه می توان گفت کلید بازیابی چیزها وقتی که نمی توانید آن ها را

به خاطر بیاورید این است که ناخودآگاه خود را تحریک کنید تا آن خاطره را برایتان

بازیابی کند. به این صورت که خودتان را در موقعیت بسیار آرام و تفکری قرار دهید

که در آن با استفاده از حواس پنجگانه تصویری از آن صحنه را می کشید و به

این صورت تجربۀ اصلی که قبلاً داشته اید را بازسازی می کنید تا خودتان را واقعاً

در آن جا احساس کنید. این روش شبیه تلاش برای بخاطر آوردن چیزی که

قبلاً اتفاق افتاده است نیست. بلکه با کمک ناهشیارتان آن رخداد را دوباره می بینید

و تجربه می کنید و با بازسازی و تجربۀ دوبارۀ آن می توانید آن رخداد را بیشتر بازیابی

کنید.

استفاده از قدرت ناهشیار

روش های مختلفی برای استفاده از ناهشیارتان وجود دارد. این تکنیک ها به شما

کمک خواهند کرد که جریان ناهشیارتان رها شده و به این طریق می توانید به ناحیۀ

ذخیرۀ درونی ناهشیارتان برگردید و آن را بازیابی کنید.

وقتی می خواهید چیزی را مثل اسم، شماره تلفن، محل قرار دادن یک شیء و یا

مسیری که قبلاً رفته اید را به خاطر بیاورید. برای بازیابی آن تا جایی که ممکن است

باید تجربۀ اصلی را به صورت واقعی در ذهن تان بازسازی کنید. اگر جایی هستید که

می توانید آن تجربه را در واقعیت تکرار کنید حتماً آن را انجام دهید. این کار باعث

می شود آن خاطره را دوباره به خاطر آورید.

وقتی برای اولین بار از تکنیک استفاده می کنید باید خودتان را آماده کنید تا خودتان

را در حالت تفکر یا خیالی متناوب ذهن قرار دهید. به خود آرامش دهید با به این تغییر

حالت برسید. دقت کنید خودتان را زیاد در حال آرامش قرار ندهید تا خواب تان ببرد.

مثال های دیگر از این مورد برای رها کردن ناهشیار حالت خواب و بیدار است که در آن

هنوز کاملاً به خواب فرو نرفته اید و یا تازه از خواب بیدار شده اید. در هر دو حالت فقط

تا حدودی هشیار هستید و در عین حال خواب هم نیستید. پس اگر صبح ها بیدار

شوید ولی از جای خود بلند نشوید احتمال بخاطر آوردن خوابی که دیده اید زیاد است.

ولی وقتی از این تکنیک استفاده کرده و به آن عادت کردید می توانید همه جا از آن

استفاده کنید. در این صورت حتی نیاز ندارید که چشمان خود را نیز ببندید. به راحتی

بر رهاسازی ذهن ناهشیار تمرکز کنید. سپس تمرکزتان را بر روی صحنۀ درونی

ذهن تان معطوف کرده و قبل از این که به دستگاه پخش درونی تان گوش کنید تصویر

را بر روی صحنه ببینید. فقط سعی کنید پذیرنده باشید و بگذارید تصویر یا صدا در ذهن

تان جاری شود. وقتی خودتان را به گذشته می برید تارخداد خاصی که مربوط به

زمان های بسیار دور و در نتیجه حافظۀ بلند مدت است و یا مربوط به رخدادهای

اخیر را دوباره تجربه کنید اگرخودتان را در موقعیت واقعی آن رخداد قرار دهید به شما

کمک خواهد کرد.

برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

وقتی که برای اولین بار از این تکنیک استفاده می کنید انتظار نداشته باشید که مطلب

مورد نظر را بلافاصله به خاطر بیاورید. چند دقیقه تمرکز کنید و خودتان را در آن موقعیت

تصور کنید. بعد از گذشت مدت زمان و با تمرین کافی می توانید این فرآیند را سریع تر

انجام دهید. و به زودی قادر خواهید بود رخداد مورد نظر را در چند دقیقه بازیابی کنید.

تکنیک هایی که در ادامه شرح داده خواهد شد به شما کمک می کند که اسامی،

شماره تلفن ها، این که چیزی را کجا قرار داده اید، مسیر منتهی به یک مکان خاص

و یا چیزی را که خوانده اید یا در یک فیلم دیده اید را بهتر به خاطر بسپارید. این تکنیکها

همچنین در بازیابی رخدادها و موقعیت ها نیز به شما کمک خواهد کرد. به گونه ای

برنامه ریزی کنید که هر کدام از تکنیک ها را چند روز تمرین کنید. سپس وقتی با آن

تکنیک احساس راحتی کردید در مواقعی از آن استفاده کنید که به آن نیاز دارید. در هر

تکنیک در ابتدا آرام باشید و چشمان خود را ببندید. بعد از گذشت مدت زمانی متوجه

خواهید شد که می توانید این کار را بدون بستن چشمان تان نیز انجام دهید.

می توانید این تکنیک ها را مکمل تکنیک های بخاطر سپاری دیگر مثل مرور و قطعه بندی

در نظر بگیرید. اساساً همۀ این تکنیک ها با باز گرداندن شما به موقعیتی که در آن برای

اولین بار فعالیت خاصی را انجام داده اید به شما کمک می کند و فرقی نمی کند که در

آن زمان به صورت آگاهانه آن عمل را در ذهن خود کدگذاری کرده باشید یا نه. یکبار

که به صورت ذهنی یا فیزیکی به صحنۀ اصلی که در آن رخدادی اتفاق افتاده است

برگردید ذهن هشیار خود را رها کنید  و بگذارید ذهن ناهشیارتان مواردی را که به صورت

ناخودآگاه در ذهن تان ضبط شده است را بازیابی کنید.

بازیابی اسم

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد تا اسمی که می خواهید به خاطر بسپارید را

بازیابی کنید.

شخصی را در مقابل خودتان تجسم کنید. تصور کنید که برای اولین بار است که آن

شخص را می بینید. اولین دیدار را خیلی دقیق مرور کنید. دقت کنید که چه افراد

دیگری در آن جا هستند، محیط چگونه است، و…. تا جایی که امکان دارد تصویر

خود را کامل کنید. سپس با این شخص مثل زمانی که برای اولین بار او را دیدید

احوالپرسی کنید و وقتی او اسمش را به شما می گوید با دقت گوش کنید.

بازیابی شماره تلفن

این تکنیک شبیه تکنیک قبلی است و به شما کمک می کند شماره تلفن مورد نظر

را بازیابی کنید.

تصور کنید که در مقابلتان یک تلفن قرار دارد. سپس فردی را که قرار است با او تماس

بگیرید را نیز تجسم کنید که در کنار تلفن ایستاده و منتظر تماس شماست.

حالا تصور کنید دفتر تلفن یا لیست مخاطبین تان را که در کامپیوتر تان است باز می کنید.

و نام آن شخص را پیدا می کنید. اغلب در این مرحله شماره ظاهر خواهد شد ولی

اگر شماره باز هم مبهم است شروع به شماره گیری کنید. همان طور که شماره را می گیرید

شماره واضح خواهد شد.

اگر اخیراً شماره تلفن آن شخص را یادداشت کرده اید خودتان را در آن موقعیت تجسم

کنید. شخص شماره تلفنش را به شما می گوید و شما آن را یادداشت می کنید. به مکانی

که در آن هستید دقت کنید. به نوع کاغذی که برای یادداشت برداری استفاده می کنید

دقت کنید. سپس خودتان را تصور کنید که شماره را می نویسید و همزمان با نوشتن،

آن را برای خود تکرار کنید. شمارۀ مورد نظر به طور واضح در مقابلتان ظاهر می شود و

می توانید آن را به خاطر بیاورید.

بازیابی مکانی که شیئی را در آن قرار داده اید

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد اشیایی که دنبال آن ها میگردید را پیدا کنید. به

زمانی فکر کنید که برای آخرین بار آن شیء را داشته اید. کجا بودید؟ با آن شیء چه

می کردید. خودتان را در حال استفاده از آن شیء تجسم کنید. سپس وقتی کارتان

تمام شد ببینید زمانی که آن را کنار گذاشتید با آن چه کردید.

بازیابی مسیر

تصور کنید بر اساس تجربه ای که می خواهید بازیابی کنید سوار ماشین یا پیاده

هستید. سعن نکنید مسیر را برگردید. بلکه از جایی شروع کنید که در ابتدا آن جا

بودید. حالا خودتان را در حال ترک نقطۀ شروع فرض کنید. توجه کنید که تا کجا

می روید. دنبال علایم مسیر یا نشانه ها بگردید. در مسیرهای مستقیم با سرعت

حرکت کنید و وقتی می پیچید به چیزهایی که در اطرافتان هستند با دقت نگاه کنید.

به رفتن ادامه دهید تا به مقصدتان برسید.

بازیابی اطلاعات یک کتاب

این تکنیک یکی از تکنیک های مطالعه نمی باشد و مطمئناً به معنی جایگزینی با

روش های مطالعۀ عادی مثل قطعه بندی، گروه بندی، مرور، تمرین و تکرار نیست.

با این وجود این تکنیک به شما کمک خواهد کرد اطلاعاتی را که از یک کتاب یا مقاله

می خوانید بازیابی کنید.

خودتان را در حال خواندن آن تجسم کنید. کتاب را در دستانتان گرفته و آن را احساس

کنید. به اندازه، شکل و جنس آن دقت کنید. اگر مطلب مورد نظر مقالۀ موجود در

یک مجله است به خاطر بیاورید که روی جلد مجله چه تصویری بود. صفحات روغنی

آن را احساس کنید. بوی خاص مجله را استشمام کنید.

شروع به ورق زدن مجله کنید تا به صفحۀ مورد نظرتان برسید. سپس صفحه، پاراگراف

یا خط مورد نظرتان را پیدا کنید و بخوانید.

بازیابی صحنه ای از یک فیلم

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد صحنه ای که در یک فیلم دیده اید را بازیابی کنید.

سعی کنید بودن در سینما را تا جایی که امکان دارد به طور کامل تجربه کنید. تاریکی

اطرافتان را احساس کنید. در صندلی خود فرو روید، بوی ذرت بو داده را استشمام کرده

و آن را بچشید.

وقتی که فیلم شروع شد عنوان آن را به طور واضح ببینید و فیلم را به سرعت رد کرده

و به جایی برسانید که می خواهید آن را بازیابی کنید. وقتی به صحنۀ مورد نظر

رسید سرعت فیلم را دوباره به حالت عادی برگردانید و به صحنه ای که می خواهید

نگاه کنید. بازی شخصیت ها را تماشا کنید. همان طور که فیلم را به عقب برگردانده اید

فیلم را در ذهن خود به طور واضح ببینید.

برای تقویت حافظه، ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

بازیابی موقعیت یا رخداد

آیا خوش شانس نیستید؟ فیلم از موقعیت های زیادی ساخته شده است و شما

کارگردان آن هستید. رخدادهای روزانه را تماشا کنید. خودتان را به طور کاملاً واضح

در موقعیتی تصور کنید. به مکان آن موقعیت، ساختمان ها و افراد اطراف خود

دقت کنید. تصور کنیدکه کارگردان فیلم هستید و این صحنه ای است که در

مقابلتان ظاهر می شود. فیلمنامه را در دستانتان گرفته اید وبا حرکت و اشارۀ

دست شما هنرپیشه های آن صحنه شروع به بازی می کنند. در این حالت

قادرید که به همه چیز دقت کنید و همه چیز را بشنوید.

اگر می خواهید سریع تر پیش روید صفحۀ فیلمنامه را ورق بزنید و فیلم برداری

را متوقف کنید. و به هنر پیشه ها بگویید که صحنۀ دیگری را اجرا کنند. وقتی یکبار

که تکنیک بازیابی خاطرات را با استفاده از این تکنیک ها تمرین کردید به راحتی

می توانید تصورات خود را گسترش دهید تا به شما کمک کند آن رخداد یا موقعیت

را بازیابی کنید. برای مثال می توانید به جای کارگردانی که در حال ساخت فیلم

است خودتان را بعنوان گزارشگر در نظر بگیرید که داستانی را پوشش می دهید.

کلید بازیابی تصور کاملاً واضح خودتان در موقعیتی است که می خواهید به خاطر

بسپارید. سپس با استفاده از تصویر یا صداهای ضبط شدۀ ذهنی مربوط به آن

موقعیت حافظۀ ناهشیار خود را در مورد آن رخداد تحریک کنید.

بخاطر سپاری اسامی و چهره ها

بخاطر سپاری اسامی و چهره ها

یکی از بزرگ ترین دلایلی که افراد می خواهند حافظه شان بهبود

یابد بخاطر سپاری بهتر اسامی و چهره هاست. این چیزی است

که مخصوصاً افرادی مانند فروشندگان و سیاستمداران که معمولاً

با افراد سر و کار دارند نگران آن هستند. و اغلب در فروش اجناس

یا بدست آوردن رأی تأثیر می گذارد. اما زمانی که نام شخص را

به خاطر می سپارید آن فرد را خوشحال می کنید. افراد معمولاً

قدردان این هستند که آن ها را در خاطر دارید. و همین مسئله

منجر به رأی دادن، خرید کالا، جذب مشتری، بازگشت و …. می شوند.

توجه کنید:

وقتی کسی را می بینید اولین قدم توجه کردن است. پس به اسم او

گوش کرده چهره اش را ببینید. در واقع یکی از دلایل اصلی فراموشی

اسامی این است که در یادگیری آن ها در جایگاه اولیه شان به آن ها

توجهی نکرده اید. شما با این تجربه آشنا هستید. در زمان معرفی

دیگران گیج می شوید یا به این فکر می کنید که تأثیر خوبی از خودتان

بجا بگذارید. و یا اطراف اتاق را می گردید تا شخصی که قرار است با

او ملاقات کنید را ببینید. و یا موارد دیگر.

 شما از قبل با افراد زیادی مواجه شده اید و زمانی که یک شخص

جدید را ملاقات می کنید ذهن تان درگیر می شود. مهم نیست که

تا حالا چند نفر را ملاقات کرده اید. باید به خودتان یادآوری کنید که

هشیار باشید و بر روی شخصی که او را ملاقات می کنید تمرکز کنید.

از یک کلمۀ محرک ذهنی یا یک محرک فیزیکی استفاده کنید تا

ذهن تان را وادار کند در اتاق حضور داشته باشید. و اگر برای اولین

بار نام شخص مورد نظر را متوجه نشدید خجالت نکشید، بپرسید

تا آن شخص نامش را تکرار کند. عموماً افراد با دیدن علاقۀ شما در

پرسیدن اسم شان و تکرار آن احساس شادی می کنند. پس سعی

کنید نام آن ها را به درستی یاد بگیرید.

تکرار و تمرین

علاوه بر شنیدن نام فرد سعی کنید آن رابه طور ذهنی برای خودتان

تکرار کرده و در طول مکالمه تان با آن فرد اسم او را نیز بکار برید. به

این طریق نام او را  از حافظۀ کاری خود به حافظۀ بلند مدت تان انتقال

می دهید. بعلاوه اگر اسم او را در مکالمه با صدای بلند بگویید مطمئن

خواهید شد که نام شخص را به درستی فهمیده اید و اگر درست

نباشد نیز شخص مورد نظر آن را برایتان اصلاح خواهد کرد.اما در

گفتن اسامی با صدای بلند زیاده روی نکنید. دو یا سه بار مناسب

است. موقع خداحافظی کردن و شب بخیر گفتن نیز نام شخص را بگویید

و سپس آن جا را ترک کنید.

موارد خاص را در مورد اسم بیان کنید:

اگر متوجه چیز غیر عادی یا برجسته در مورد اسم شدید و یا اگر

آن نام شما را به یاد کسی یا چیزی می اندازد که می شناسید،

حتماً آن را بگویید. اگر موقعیت مناسب باشد مشاهدات خود را در مورد

آن اسم با صدای بلند بگویید. مثلاً بگویید: (( نام ………. اسم یکی

از اعضای شورای شهر ماست)). و یا اگر افرادی را برای مدت کوتاه

ملاقات می کنید و نمی توانید به چیز خاصی اشاره کنید واقعیت

عجیب در مورد اسم را فقط به صورت ذهنی و برای خودتان تکرار کنید.

ایجاد تداعی گر تصویری و ذهنی برای اسم:

مثل بخاطر سپاری لیست عناوین، ایجاد تداعی گرهای تصویری و

ذهنی باعث می شود که آن اسم پویا شود. برای اسامی مختلف،

سه روش برای ایجاد تداعی گرهای تصویری و ذهنی وجود دارد.

-اگر اسم دارای معنی باشد: مثل فاکس( به معنی روباه)، بیکر(

به معنی نانوا)، کارپینتر( به معنی نجار) و یا براون( به معنی قهوه ای).

مثلاً نام جیم فاکس را بعنوان روباه حیله گر در نظر بگیرید که با دستگاه

های موجود در باشگاه( جیم) تمرین می کند. و یا کارول بیکر را بعنوان

یک زن در نظر بگیرید که در حال پختن نان( بیکر) سرود ( کارول) کریسمس

را می خواند.

-اما اگر اسم مورد نظر مثل اکثر نام های موجود معنی ندارد سعی کنید

تداعی کنندۀ معنی داری را برای آن پیدا کنید. مثلاً اسم شخصی

واشینگتن است. در این حالت می توانید به رئیس جمهور جورج واشینگتن

فکر کنید. اگر اسم هیچ معنایی ندارد می توانید کلمه را به چندین بخش

تقسیم کرده و یک کلمه یا ایدۀ جایگزین برای هر بخش پیدا کنید. مثلاً

اگر آقای والاس، را ملاقات کرده اید به کلمۀ ( وال) به معنی دیوار و ( آس)

به معنی تک خال در یک دست ورق فکر کنید. فقط به اولین چیزی که

به ذهن تان می آید فکر کنید. شما مجبور نیستید صداهایی را درست

شبیه اسم مورد نظر جایگزین کنید و یا برای هر بخش از اسم از کلمات

مختلف استفاده کنید. چون اگر ایدۀ اصلی را به خاطر بسپارید جزئیات

کوچک در جای صحیح خود قرار خواهند گرفت.

-برای بخاطر سپاری عناوینی مثل دکتر، از تصاویر ذهنی اضافی استفاده

کنید. مثلاً فرد را در حالی که گوشی پزشکی در دست دارد تصور کنید.



اگر شرایط مناسب بود از شخص بپرسید که ترجیح می دهد نام او

را چگونه صدا کنید. مثلاً زمانی که شخص دارای اسم طولانی مثل

ویلیام یگوولین است ممکن است ترجیح دهد که او را بیل یاگون

صدا کنید. اگر شخص دیگری شما را به فرد مورد نظر معرفی کرده

و سپس شروع به صحبت کرده اید پرسیدن این سؤال مناسبتر است.

در بسیاری موارد افراد از هر دو نام استفاده می کنند ولی در

موقعیت های غیر رسمی مثل مهمانی ها یا مناسبت های فامیلی نام

کوتاه تر را ترجیح می دهند. در برخی موارد اگر اسم نا آشنا یا غیر معمول

است می توانید از شخص بخواهید که اسمش را برایتان هجی کند.

معنی دار کردن اسم برای خودتان:

یک روش فکر کردن به افراد دیگری است که همان نام را دارند و شما آن ها

را خوب می شناسید. روش دیگر این است که فکر کنید چرا شناخت آن

فرد برایتان مهم است. مثلاً آیا احتمال دارد آن شخص مشتری کالا یا خدمات

خاصی باشد. و یا آیا فعالیتی وجود دارد که دوست داشته باشید با آن

شخص انجام دهید؟ آیا دوست مشترکی دارید؟ ارتباط دادن به خودتان

کمک خواهد کرد که نام شخص در ذهن تان برجسته شود.

گرفتن کارت ویزیت:

شما می توانید همیشه از کمک حافظه ها استفاده کنید.مخصوصاً اگر در

جلسه یا نمایشگاه تجاری همزمان اسامی زیادی را یاد بگیرید. ممکن است

با استفاده از تداعی کننده های خلاقانه و ارتباطات معنی دار به خودتان

زمان کافی برای کدگذاری هر نام را نداشته باشید. و یا حتی ممکن است

قادر نباشید که چندین بار نام آن شخص را در مکالمۀ خودتان تکرار کنید.

در این شرایط مشکل را می توان به سادگی و با گرفتن کارت ویزیت حل

کنید. برای این که بتوانید بعداً دلیل تماس با آن شخص را از دیگر

کارت هایی که جمع کرده اید تشخیص دهید، یادداشت مختصری را بر

روی کارت یا پشت آن بنویسید. مثلاً بنویسید: (( تماس در بارۀ خرید گل)).

سپس کارت های خود را مرور کنید. حتی می توانید برای بخاطر سپاری

اسامی دلیل گرفتن کارت آن شخص و کاری که با آن شخص دارید را برای

خود تکرار کنید.

تفکر و مرور:

وقتی مکان و جایی که در آن شخص را ملاقات کرده اید را ترک می کنید

دوباره به آن فکر کنید واسامی افرادی که در آن جا دیده اید را بازیابی کنید.

اسامی را با صدای بلند تکرار کنید. در اولین فرصت اسامی آن ها را به

صورت لیست یادداشت کنید. وقتی اسامی آن ها را بازیابی می کنید

به این بیاندیشید که چهرۀ آن ها به چه شکل بوده است. حتی می توانید

در مورد آن ها با افراد یگر صحبت کنید.

استفاده از روش چهار مرحله ای ( اس اِی ال تی):

۱-اسم مورد نظر را بلند بگویید.

۲-با استفاده از اسامی افراد از فرد سؤال بپرسید.

۳-حداقل یکبار از نام فرد در مکالمه تان استفاده کنید.

۴-با گفتن دوباره نام شخص به مکالمۀ خود خاتمه دهید.

بخاطر سپاری چهره ها:

اگر نام شخص را که به خاطر می سپارید با چهرۀ فرد دیگری

ارتباط دهید این بخاطر سپاری بی فایده خواهد بود. در ادامه

روش ها و تکنیک های خاصی معرفی می شوند که به شما در

بخاطر سپاری چهره ها کمک می کنند.

توجه به موارد شاخص:

همان طور که باید به اسم شخص دقت کنید باید بر روی چهرۀ

شخص نیز تمرکز کنید. مطمئن شوید که مستقیماً به شخص

نگاه می کنید و وقتی به هم معرفی می شوید حتماً با او تماس

چشمی داشته باشید. وقتی به چهرۀ فرد نگاه می کنید به موارد

شاخص موجود در چهرۀ او دقت کنید. برای کمک به خود می توانید

سؤالاتی نظیر این را از خودتان بپرسید: (( آیا بینی او بزرگ

است یا کوچک؟ ))، (( آیا گوش های او بزرگند یا این که آیا او

گوشواره دارد یا نه؟))، (( چشمانش چه رنگی است؟))،(( شکل

چانۀ او چگونه است؟)) حتی می توانید خودتان را پلیسی فرض

کنید که سعی می کند طرح چهرۀ یک مجرم را ترسیم کند و از

قربانی می خواهد که موارد شاخص شخص مظنون را شرح دهد.

ویا تصور کنید که اگر یک کاریکاتوریست بودید و می خواستید کاریکاتور

آن شخص را بکشید چه می کردید؟ کدام بخش از صورت شخص

قابلیت اغراق را دارد تا آن را برجسته تر کنید. برخی مواردی که می توانند

شاخص شوند عبارتند از:

-کوچکی یا بزرگی چشم ها

-لب های نازک یا کلفت، دهان کوچک یا بزرگ

-پیشانی کوتاه یا بلند، پیشانی صاف یا پر از چین و چروک

-بینی دراز یا کوچک، بینی بزرگ یا عریض یا نازک

-گوش های کوچک یا بزرگ، گوش هایی که بیرون زده اند

-چال یا کک و مک، شکاف

-چانۀ بزرگ، برجسته یا عقب رفته

-نوع چانه

-گوشواره ها

به طور خلاصه می توان گفت هر بخش از چهره می تواند بخش

شاخص و مشخص آن فرد باشد.

همچنین باید در مورد چیزهایی که می آیند و می روند، مثل

ریش، سبیل، عینک و مدل مو نیز دقت کنید. چون احتمال دارد

وقتی آن ها را می بینید این موارد برجسته باشند، ولی در

ملاقات های بعدی ممکن است آن ویژگی شاخص را نداشته

باشند. پس در این موارد آن ها را جزو ویژگی های مشخص قرار ندهید.

توجه به ویژگی های شخصی:

وقتی متوجه خصوصیت بارزی شدید ، سعی کنید خصوصیات

دیگری را تعیین کنید تا خصوصیت مورد نظر را برجسته تر کند.

برای مثال علاوه بر توجه به چشمان آبی شخص به این نیز

دقت کنید که این چشم ها چقدر درخشان هستند. اگر شخصی

دارای چانۀ برجسته است به این دقت کنید که این چانه

چقدر قوی است. همچنین توجه کنید چهرۀ شخص نشان

دهنده چیست. مثلاً آیا چهرۀ فرد شاد است یا غمگین؟ پر از

انرژی است یا خسته؟ خوش برخورد است یا خجالتی؟

پیدا کردن مکانی برای چهره ها:

یکی دیگر از روش های بخاطر سپاری چهره ها، تکنیکی است

که توسط ((دومینیک اُبرین)) معرفی شده است. او چهرۀ افراد

را با پیدا کردن مکانی برای آن چهره به خاطر می سپارد. چون

تمایل داریم شخصی را به مکان خاصی مربوط کنیم. این

همان تجربه ای است که وقتی شخصی را می بینید که چهرۀ

او آشناست دارید و تلاش می کنید به خاطر بیاورید که آن شخص

را از کجا می شناسید. وقتی به مکان آن فکر می کنید خاطرۀ

مربوط به نام آن شخص و دیگر خاطرات مرتبط با آن شخص در

ذهن تان تحریک می شود. برای استفاده از این تکنیک سعی کنید

با تصور این که انتظار دارید آن شخص را کجا پیدا کنید او را به

مکانی مرتبط کنید.

برای مثال اگر شخصی را ببینید که شبیه یک کتابدار است.

می توانید به کسی فکر کنید که او را شخصاً می شناسید و یا

شخصی مانند یک سیاستمدار یا یک آدم مشهور که همنام اوست.

سپس تصور کنید که او در کتابخانۀ محله تان کار می کند. مثلاً

فرض کنید شخصی را می بینید که نام او جولیا است. سپس