نوشته‌ها

چرا باهوش‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟

ACA34034-E31B-4772-893A2306E868F400تحقیقات اپیدمیولوژیک پاسخ واحدی برای این پرسش یافته‌اند: سبک زندگی. در سال ۲۰۱۲ در نشریه پزشکی طب پیشگیری نتیجه تحقیقی را که روی ۸۰۰۰ نفر در طول ۵ سال انجام شده، منتشر شده است. ریسک مرگ به هر علت در میان افراد غیرسیگاری ۵۶ درصد، در افرادی که ورزش می‌کنند ۴۷ درصد و برای کسانی که رژیم غذایی سالم دارند، ۲۶ درصد کمتر است. پژوهشگران ایتالیایی سبک زندگی ساکنین منطقه سیسیلی را که تعداد شهروندان ۱۰۰ ساله در آنجا قابل توجه است، بررسی کردند. داشتن فعالیت بدنی و رفت‌وآمد با بستگان و برخورداری از رژیم غذایی محلی مدیترانه‌ای عوامل سلامت و طول عمر این افراد است.

ضریب هوشی بالاتر، یعنی طول عمر بیشتر

اما تعجب‌آورترین یافته این تحقیقات، ارتباط مستقیم ضریب هوشی با طول عمر است، ضریب هوشی بالاتر به معنی طول عمر بیشتر است. در ۱۹۳۲ دولت اسکاتلند ازتمامی کودکان ۱۱ ساله آزمون هوش به عمل آورد. پس از ۶۰ سال دانشگاه ادینبرو در مورد بازماندگان آن آزمون جستجویی به عمل آورد. نتیجه شوک‌آور بود. هر ۱۵ امتیاز ضریب هوشی بیشتر ۲۱ درصد شانس طول عمر را افزایش می‌داد. به این معنی که فرد با ضریب هوشی ۱۱۵ ، ۲۱ درصد احتمال بقایش در سن ۷۶ سالگی بیش از فرد با ضریب هوشی ۱۰۰ بود.

اکنون این آزمایش به صورت مطالعه تاثیر قدرت ادراک بر طول عمر درآمده است. فرضیه‌ای مطرح شده دال بر تاثیر ژنتیک بر ارتباط ضریب هوشی و طول عمر. تیم تحقیقاتی دکتر آردن روی سه زوج دوقلو از کشورهای آمریکا، سوئد و دانمارک آزمایش کردند که نتیجه آن را در ژورنال بین‌المللی اپیدمیولوژی به چاپ رسانده‌اند. مطالعه روی دوقلوها این امتیاز را دارد که اثرات محیطی و ژنتیکی در محاسبات ما حذف می‌شوند (دوقلوهای همسان ۱۰۰ درصد وغیرهمسان حداقل ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند). نتیجه این مطالعات و مقایسه آن با دیگر افراد دور از انتظار نبود. ژن‌ها مسئول بخش عمده‌ای از این رابطه بودند ولی علت وجود این نقش بطور واضح مشخص نیست.

_69727520_mindافراد با ضریب هوشی بالاتر، رفتارهای سالم‌تری دارند

برخی معتقدند که افراد با ضریب هوشی بالاتر رفتارهای سالم‌تری دارند. مثلا ورزش می‌کنند، همیشه از کمربند ایمنی خودرو استفاده می‌کنند و سیگار هم نمی‌کشند. امکان دیگر این است که ضریب هوشی بخش از ضریب تمامیت بدنی (Index of bodily integrity) و خصوصا نمایانگر کارآمدی سیستم عصبی است. برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران ارتباط بین ضریب هوش، فناپذیری و زمان عکس‌العمل (نسبت کارآمدی مغز در پردازش اطلاعات داده شده و انجام عکس‌العمل مناسب) را آزمایش کردند. ارتباط مستقیمی بین کوتاهی زمان عکس‌ و آسیب‌ ناپذیری افراد مشاهده شد.

از طرفی شکی نیست که IQ ارتباط مستقیم با زمان عکس‌العمل دارد. اطلاعات یاد شده در کنار دیگر یافته‌های اپیدمیولوژی ادراکی تاثیر غیرمستقیم در ارتقا سلامت عمومی دارند. فاکتورهای پیشینه خانوادگی، وجود یک بیماری، و IQ باهم می‌تواند برای پیش‌بینی امکان وقوع مرگ پیش از موقع بکار گرفته شوند. محققین معتقدند که ضریب هوشی نمایانگر چندین چیز باهم است. این‌جاست که رابطه بین آن و قومیت مطرح می‌شود که دربرگیرنده تعریف میزان هوشمندی هر منطقه جغرافیایی می‌شود. برای روشن شدن این جمله مثالی می‌زنیم: فرض کنیم که فردی با اطمینان خاطر از عملکردی درخشان در آزمون هوش شرکت کند. این اعتمادبنفس ریشه درجنسیت و قومیت وی دارد و در واقع امر هم نتیجه مثبتی روی عملکرد بهینه وی دارد. بدین ترتیب برچسب باهوش یا کم‌هوش بر اتکا به‌نفس افراد تاثیر می‌گذارد.

باید معنی ضریب هوش را برای سیاستگذاران امر سلامت بازتعریف کرد. IQ بهتر از هر آزمون روانکاوی دیگر می‌تواند عملکرد شغلی، دستاوردهای علمی و همانگونه که بحث شد، فناپذیری را پیش‌بینی کند. ارتباط این فاکتور با میرا بودن ربطی به قسمت و سرنوشت ما ندارد. تنها یک عامل است در میان عوامل دیگری، همچون علایق، انگیزه و خصوصیات فردی دیگر.

منبع: scientificamerican.com

خلاصه نویسی

خلاصه نویسی در هنگام یادگیری یکی از بهترین روش های حفظ و نگهداری مطالب برای بلند مدت می باشد. البته نوشتن مجدد یک کتاب دویست صفحه ای غیر ممکن بوده و وقت زیادی را احتیاج دارد. پس یادداشت برداری باید به صورت خلاصه از نکات مهم باشد وخلاصۀ مطالب نیز باید به صورت کلمات کلیدی و مهم نوشته شوند.

حدود 90 درصد مطالب یک کتاب، حروف و کلمات اضافه هستند و فقط 10 درصد یک کتاب شامل موارد اصل است. حروف و کلمات اضافه وظیفۀ ربط دادن کلمات مهم و تفهیم مطلب را دارند. برای روشن شدن موضوع به مطلب زیر توجه کنید:

ماهی در ارتباط با آب است و یک صیاد برای به دست آوردن ماهی از تور ماهی گیری استفاده می کند. تور ماهی گیری به صورتی ساخته شده که در ابتدا آب و ماهی را کنار هم در بر می شگیرد ولی آب از تور ماهی گیری به بیرون ریخته و فقط ماهی باقی می ماند. شما هم باید مانند تور ماهی گیری عمل کنید.

به این صورت که ابتدا کل مطلب را بفهمید و سپس کلمات کلیدی را برداشت نمایید. در هنگام یادداشت برداری از جمله نویسی بپرهیزید و حدالامکان چکیده و عصارۀ متن را به صورت کلمات مهم یادداشت نمایید. چرا که در هنگام یادداشت برداری، جستجوی کلمۀ کلیدی از متن و جملات، موجب فعالیت مغز و پویایی آن می شود و در نهایت مطلب بهتر به یاد سپرده می شود.

به طور کلی یادداشت برداری در هنگام مطالعه تمرکز حواس را افزایش داده و مانع از خواب آلودگی می شود. همچنین جستجوی کلمۀ کلید در متن دقت را بیشتر کرده و باز نویسی آن موجب مروری به خواندن خواهد بود و بالاخره مغز شما پویا و فعال عمل خواهد کرد.

در خلاصه نویسی یک متن یا یک کتاب، باید هر یک از مراحل زیر را انجام دهید:

1-یادداشت برداری

در یادداشت برداری، نکات به صورت اصلی و فرعی نوشته می شوند. بدین صورت که موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسیم.

به طور کلی برای یادداشت برداری موارد زیر را در نظر بگیرید:

الف) نکات به صورت شاخه های اصلی و فرعی از موضوع اصلی و مورد بحث منشعب می شوند.

ب) از جمله نویسی پرهیز کرده و از کلمات کلیدی استفاده کنید.

ج) برای رسم الگو و نوشتن هر یک از نکات اصلی و فرعی حدالامکان برای ایجاد تنوع، از رنگهای مختلف استفاده شود که در حفظ مطالب بسیار مؤثر است و مانع از خستگی چشم می شود.

د) در هر شاخه اگر مطلب احتیاج به توضیح بیشتر داشته باشد، به طوری که نتوان در کلمات کلیدی گنجاند، شاخه را با علامت(*) مشخص کرده و توضیح مربوطه را در قسمتی از صفحه به طور خلاصه یادداشت کنید.

ه) برای هر فصل، الگوی جداگانه ای در نظر بگیرید و به طور کلی برای هر کتابی که می خواهید مطالعه کنید ورق کاغذ جداگانه ای را در نظر بگیرید و بالای صفحه نام کتاب را بنویسید.

و)الگوهای یادآوری را در پوشه ای به طور منظم و تمیز نگه دارید تا هنگام لزوم بتوانید از آن ها استفاده کنید.

پس از پایان خلاصه نویسی بر روی الگو، مرحلۀ بازنگری و تکمیل را حتماً انجام دهید.

زمان یادداشت برداری:

از آنجا که خواندن و نوشتن، دو عمل جداگانه هستند و هر یک کار فیزیکی متفاوت از دیگری است لذا از خواندن، توأم با نوشتن( یادداشت برداری) بپرهیزید، که در کار یادگیری مغز ایجاد اختلال می کند. همچنین چون یادداشت برداری توأم با خواندن، مانند رونویسی مطالب است لذا باعث افزایش یادداشت ها به طور غیر ضروری شده و خستگی زودرس را موجب می شود. یادداشت برداری باید مجزا از خواندن انجام گیرد به این صورت که ابتدا تکه ای از متن یا پاراگرافی را بخوانید و سپس آن چه را که فهمیده و یاد گرفته اید با استفاده از کلمات کلیدی، خلاصه نویسی کنید وپس از یادداشت برداری ادامۀ مطلب را بخوانید از یادداشت کردن تمامی جزئیات بپرهیزید که یادداشت ها به طور غیر ضروری حجیم شده و عملاً ذهن را به تنبلی وا می دارد. در یادداشت کردن تمام مطالب، وسواس نداشته باشید بلکه جزئیات را به خاطر بسپارید و فقط آن چه را نیاز دارید یادداشت کنید.

2- مرحلۀ بازنگری و تکمیل

پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی آن، الگوی یادآوری را بررسی کنید و اگر احیاناً احتیاج به تکمیل و مرتب کردن باشد، با استفاده از متن، تکمیل و سپس مرتب نمایید. در مرتب کردن نیز سعی کنید کلمات کلیدی و مطالب، ارتباط بیشتری با هم داشته باشند.

3-مرحلۀ تعریف

پس از مرحلۀ بازنگری و تکمیل الگوی یادآوری، متن اصلی را کنار گذاشته و با نگاه کردن به الگو و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آن چه را که یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. در هنگام توضیح نیز به کلمات کلیدی اکتفاء نکنید و حتماً از مغز استفاده کرده و جملات گویا و پر مفهوم بسازید.این مرحله نه تنها مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد بلکه خواندن مجدد به حساب آمده و موجب بهتر به خاطر ماندن مطالب می شود.

 قبل از توضیح مرحلۀ بعد، نکات زیر را مجدداً تأکید می کنیم:

الف) این روش در یادگیری فقط برای کسانی کاربرد دارد که منظم بوده و در کارهای روزانه دارای برنامه می باشند، لذا این روش برای کسانی که عادت دارند فقط در شب امتحان مطالعه کنند، سودبخش نخواهد بود.

ب) این روش مطالعه گرچه در ابتدا وقت گیر است ولی با توجه به مزایای آن در دراز مدت بسیار مفید خواهد بود. چرا که شما فقط یک بار کتاب را می خوانید و با رعایت مرحلۀ مرور، مطالب خوانده شده را برای همیشه به خاطر می سپارید. بنابر این اگر منظم هستید نگران وقت نباشید.

ج) چون شما تا کنون( پس از چندین سال تحصیل) از یک روش خاصی برای  مطالعه استفاده می کردید، لذا ممکن است این روش در ابتدا برایتان مشکل باشد و یا وقت گیر به نظر برسد ولی با یک بار آزمایش ، اثر معجزه آسای آن را لمس خواهید کرد. بنابر این قبل از آزمایش قضاوت نکنید. شما تنها زمانی می توانید در مورد عملی قضاوت صحیح داشته باشید که آن عمل را حداقل یک بار آزموده باشید

 چشمان شگفت انگیز انسان

هر یک از چشم های انسان یک ابزار نوری فوق العاده شگفت انگیزی است که بسیار بسیار پیچیده تر و دقیق تر از پیشرفته ترین تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی است که تا کنون طراحی شده اند. مردمک چشم اندازۀ خود را بر حسب شدت و ضعف نور و نیز دوری و نزدیکی اجسام تنظیم می کند. هر چقدر جسم نورانی تر و نزدیک تر باشد، اندازۀ مردمک چشم کوچکتر می شود. همچنین اندازۀ مردمک چشم بر حسب احساسات نیز تغییر می کند به نحوی که مثلاً وقتی به چیزی یا کسی که دوست دارید نگاه می کنید، اندازۀ مردمک چشم مشا به صورت خودکار افزایش می یابد.

اگر در حال مطالعۀ مطلب مورد علاقه تان هستید و در نتیجه مردمک چشم شما گشادتر شده است، مطالعۀ آن را در محیط پر نورتری انجام دهید. این کار باعث می شود که مغز بدون  انجام کار اضافی، اطلاعات بیشتری را در هر ثانیه استخراج کند.

چشمان انسان چگونه اطلاعات را می خوانند؟

شبکیه در قسمت پشت چشم، محل دریافت نور است. وقتی چشمان شما تصویری را مشاهده می کنند، دریافت کننده های نوری شبکیه، تصاویر را رمزگشایی می کنند و آن ها را از طریق عصب بینایی به قسمت بصری مغز که استخوان پس سری نامیده می شود، می فرستند. قسمت پس سری نه در پشت چشم، بلکه در پشت سر قرار دارد. همین قسمت پس سری است که عمل خواندن و هدایت چشم ها را در صفه به عهده دارد تا اطلاعات مورد نیاز گرد آوری شوند. آگاهی از این مطلب نقشی اسای در فرآیند تندخوانی دارد.

-برداشت و حوزۀ دید خود را افزایش دهید:

چشمان شما در حین مطالعۀ خط به خط، در یک نگاه قادر به دیدن چندین لغت هستند. مجموعۀ تمرینات بعدی برای افزایش میدان دید طراحی شده اند تا بتوانید با هر نگاه، کلمات بیشتری را مد نظر قرار دهید.

-قدرت دید افقی و عمودی خود را ارزیابی کنید:

قبل از اجرای این تمرین، دستورالعمل های مربوط به آن را به دقت مطالعه کنید. سر خود را به صورت صاف و مستقیم نگه دارید و به یک نقطه در دور دست خیره شوید. سعی کنید این نقطه تا حد ممکن دور باشد.

-انگشتان اشارۀ دستان خود را به صورت افقی و به صورت نوک به نوک به یکدیگر بچسبانید، به نحوی که دستان شما یک خط افقی درست کند. سپس آن ها را به فاصلۀ تقریباً 10 سانتی متری از صورت خود موازی با بینی تان قرار دهید.

-بعد، در حالی که هنوز به نقطه ای در دور دست خیره شده اید، انگشتان خود را تکان دهید و آن ها را به همان صورت افقی از یکدیگر جدا کنید.

-این حرکت را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیتان خارج شوند و حتی از گوشۀ چشم تان نیز پیدا نباشند.

-در همین حالت، حرکت را متوقف کنید و فاصلۀ بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

یکبار دیگر این تمرین را انجام دهید، ولی این بار انگشتان اشارۀ دو دست خود را به صورت عمودی به یکدیگر بچسبانید، به صورتی که یک خط عمودی درست کنند. این بار نیز آن ها را به فاصلۀ 10 سانتی متری از بینی و جلوی صورت تان بگیرید.

-در حالی که چشمان شما مستقیماً به یک نقطه در دور دست خیره شده اند، انگشتان خود را تکان دهید و آن ها را در راستای یک خط عمودی از یکدیگر جدا کنید.

این کار را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیدتان خارج شوند. سپس فاصلۀ بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

حتما شما نیز تعجب کرده اید که وقتی تنها ظاهراً به یک نقطه خیره شده اید، چشم شما قادر است فضای بیشتری را مد نظر قرار دهد. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟

جواب این سؤال در طراحی منحصر به فرد چشم نهفته است. هر چشم انسان دارای 130 میلیون گیرندۀ نوری در قسمت شبکیه است، یعنی مجموعاً 260 میلیون گیرندۀ نوری. نقطۀ مرکزی دید تنها از 20 درصد گیرنده های نوری استفاده می کند و 80 درصد بقیه به دید پیرامونی یا دید محیطی اختصاص می یابد.

یادگیری استفادۀ بیشتر از دید پیرامونی یا محیطی، در هنگام مطالعه باعث افزایش میدان دید و در نتیجه استفادۀ بیشتر از چشم ذهن می گردد. اما منظور از چشم ذهن چیست؟ منظور از این عبارت توانایی خواندن و دیدن با مغز است، نه فقط چشم ها. مفهوم چشم ذهن برای کسانی که به یوگا یا مدیتیشن می پردازند و نیز کسانی که با تصاویر سه بعدی کار کرده اند، آشناست.

توضیح بیشتر در مورد حوزۀ دیداری فضایی:

زمانی که چیزی می بینید یا وقتی کسی در مورد چیزی با شما صحبت می کند تصاویری از آن را در ذهن خود خلق می کنید. این تصاویر بصری را در این حوزه قرار می دهید. مثلاً وقتی فیلم یا یک برنامۀ تلویزیزونی را تماشا می کنیدی ک سری از تصاویر که بیشترین قابلیت بخاطر سپاری را دارند به حافظۀ بلند مدت انتقال می یابند. هر جقدر که تلاش کنید همۀ جزئیات این تصاویر را به خاطر بسپارید نمی توانید. چون هزاران عدد از اچنین عکس هایی در عرض یک دقیقه و با سرعت در حال حرکتند. اما حافظۀ شما همۀ این عکس ها را د رکنار یکدیگر ردیف می کند. زمانی که حافظه در زمینۀ بصری یا دیداری بهبود بخشیده شود قادر خواهید بود به این جزئیات توجه کرده و آن ها را بهتر به خاطر بیاورید.

این بخش همچنین همان بخشی از حافظه است که در مورد هر آن چه که می شنوید یا در موردشان فکر می کنید کار کرده و آن ها را به تصاویر بصری تبدیل می کند. زمانی که داستانی می خوانید یا می شنوید تصاویری از آنچه در حال شنیدن آن هستید را در ذهن خود خلق می کنید.

اگرچه ممکن است توانایی بالایی در دیدن و به خاطر سپردن یک عکس داشته باشید ولی با افزایش تعداد عکس ها این توانایی کم می شود و ممکن است عکس ها با همدیگر تداخل کنند. مثلاً اگر در حال رانندگی تلاش کنید مسئله ای را به صورت ذهنی حل کنید یا آن مسئله را فقط تصور کنید، افکارتان با عمل رانندگی تداخل پیدا می کند. مثلاً اگر در حین رانندگی تلاش کنید اعدادی را در ذهن خود ضرب کنید احتمالاً در همان حال دوربرگردان خیابان را اشتباه خواهید پیچید. این اشتباه به دلیل منحرف شدن ذهن تان به علت دیدن آن مسئله در ذهن تان است. ولی اگر بدون خلق تصاویر فقط به موسیقی یا رادیو و یا حتی به سخنان شخصی که در حال صحبت است گوش کنید دیگر تداخلی ایجاد نخواهد شد. و یا حداقل تداخلی که ایجاد می شود به آن شدت نخواهد بود.

زمانی که تلاش می کنید همزمان با تجسم تصاویر زیاد کاری را انجام دهید تقریباً شبیه نگاه کردن به صفحۀ کامپیوتری است که صفحاتی را همزمان با هم باز می کنید تا بر روی آن ها کار کنید صفحات شخصی شما کوچک تر و کوچک تر می شوند. در نتیجه نمی توانید هر کدام از تصاویر را به طور واضح و آشکار ببینید. و همچنین توجه و دقت شما از یک پنجره با نمایش پنجرۀ دیگر از بین خواهد رفت.

تصاویری که در حوزۀ دیداری فضایی دیده می شوند با مکان های واقعی در مغز شما مرتبط می باشند. طبق یافته های عصب شناسان زمانی که با تصاویر دیداری سر و کار دارید قشر روی نیمکرۀ راست شما که در قسمت بالای مغز می باشد فعال می شود. در واقع قطعۀ پس سری در قسمت عقب قشر رویی است فعال می شود. سپس زمانی که با کار ذهنی که شامل این تصویر نیز می باشد درگیر می شوید بخش جلویی نیز فعال خواهد شد

استرس در مطالعه:

عوامل متعددی در مورد اضطراب و استرس در دانش آموزان و دانشجویان وجود دارد که از عوامل مهم آن می توان به عدم برنامه ریزی و نگرانی برای آینده و شک و تردید در مورد توانایی ها و خود کم بینی و اثرات ناشی از سوء تغذیه، اشاره نمود.

اضطراب و استرس در مطالعه معمولاً با نگرانی، تنش، تشویش، سردرگمی و اعصاب متشنج همراه است که این علائم عوارض جسمانی از قبیل سردرد و سرگیجه، بهم خوردن ساعات تغذیه و خواب و استراحت و مشکلات گوارشی و غیره را سبب خواهد شد.

پس افرادی که دچار این چنین عوارضی هستند برای آن ها در لحظات بحرانی چند توصیه ارائه می شود:

1-گرایش به یک کار هنری مانند نقاشی یا خطاطی یا موسیقی و………

2-نوشتن حالات آزار دهنده روی یک کاغذ و تکنیک خط زدن

3-انجام نرمش و حرکات کششی

4-استفاده از تلقینات مثبت و فکر کردن در مورد تواناییها

5-استفاده از تنفس درمانی

در شرایط بسیار حاد، حتماً به یک روانشناسی یا روانپزشک مجرب مراجعه نمایید.

مهارت های تندخوانی

هر کس امروز با شتاب عظیمی حرکت می کند. تحصیل شما در گرو سرعت شماست. همیشه در پی زمان وفرصت باقیمانده بوده و پیوسته گرایش به درس خواندن داشته باشید، در تمام فرصت پیش آمده درس بخوانید. وقتی از توانایی هایتان حداکثر استفاده را بکنید و اولویت کاری شما مشخص شود به سرعت به طرف هدف در حال پیشرفت خواهید بود.

رعایت نکات زیر مهارت تندخوانی را در مطالعه برای شما افزایش خواهد داد:

1-واژه ها را گروه بندی کنیم.

ما می دانیم که چگونه حروف را با یکدیکر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و بفهمیم حالا باید یاد بگیریم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را در آن واحد بخوانیم و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم کلی یک پاراگراف را درک کنیم.

ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوۀ ادراک و فهم را افزایش می دهد. به طور کلی مفهوم را آسان تر می توان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف تک.

2-مکث ها و توقف های دید خود را هنگام مطالعۀ سطور کم کنید.

این همان تمرکزهای لحظه ای روی حروف واژه هاست. در حین خواندن هر یک از سطرهای یک متن چشمان خود را به صورت جهشی به سمت جلو حرکت دهید. حال هر میزان که این مکث ها را کم کنید سرعت خواندنتان بیشتر می شود، تعداد این توقف ها معمولاً در افراد کند خوان به 8-7 بار در هر سطر می رسد، اما ما می توانیم این مکث ها را به 3-2 بار در هرسطح کاهش دهیم.

هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطرها به جای خود حرکت دهید.

برای کاهش مکث ها باید حوزۀ دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید تلاش کنید تا تصاویر واقع شده در گوشۀ چشمان خود را بدون آن که به طور مستقیم به آن ها نگاه کنید ببینید.

اجازه ندهید هنگام مطالعه دیدتان دچار سرگردانی شود.

3-هیچ گاه به عقب باز نگردید.

بیشتر افراد عادت دارند حین مطالعه به عقب باز گشته و واژه ها و یا قسمتی از متن را که به درستی متوجه نشده اند باز خوانی کنند. این کار فقط سرعت خواندن شما را کاهش می دهد. شما می توانید با مطالعۀ تکمیلی، قسمت هایی  را که به درستی متوجه نشده اید، درک کنید. شاید با خود بگویید که این بازخوانی مجدد هم زمان می برد، اما بازگشت مکرر به عقب برای بازخوانی قسمت های درک نشده، به مراتب وقت گیرتر از مطالعۀ مجدد یک مطلب به روش تند خوانی است.

4- مطالعۀ هدفمند.

هدف خود را در مطالعۀ هر متنی از قبل تعیین کنید که چه نوع اطلاعاتی را می خواهید به دست آورید. این کار باعث می شود تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را در حین مطالعه حذف کنید.

5-مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید.

ما برای نگاشتن مطالب ناگزیر هستیم برخی دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات را رعایت کنیم. اما بیش از 50 درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری ( البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط، بیاموزید، تنها اسم ها و افعال را بیشتر بخوانید.

6-با صدای بلند مطالعه نکنید.

7-در محیط مطالعۀ خود هر عاملی را که موجب پرت شدن حواس شما می شود حذف کنید.

8-تمرکز خود را هنگام مطالعه حفظ کنید. یعنی این که در حین خواند مطلبی در آن واحد به هر چیز دیگر فکر نکنید.

9-هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشناتر و مأنوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده با آن زبا ن خواهید داشت، بنابر این تا می توانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید

کجا و چگونه خرج کنیم؟

مثل همیشه سال نو در پیش است و بازار خرید عید، داغِِ داغ. همۀ ما طبق سنت دیرین نوروز باستانی، دوست داریم که در آستانۀ سال نو، لباس نو، کیف و کفش نو و حتی وسایل خانگی نو داشته باشیم. ولی دوست داشتن ما، دلیل عاقلانه ای برای هزینه های اضافی و دور از عقل نیست. اگر جزو کسانی هستید که در مقابل وسوسۀ خرید مقاومت ندارید و مدیریت اقتصادی ندارید با ما همراه شوید:

اکثر ما با پیروی از سنت، اقدام به نو کردن وسایل منزل، یا لباس و پوشاک مان می کنیم. این حرکت باعث می شود که هزینه های اضافی باعث شود کفگیرمان به ته دیگ بخورد. بنا بر این بهتر است قبل از خرید هر چیزی از خود بپرسیم:

-چرا باید این جنس را بخرم؟

-اگر آنرا نخرم چه اتفاقی می افتد؟

-این خرید را از کجا باید انجام دهم؟

برای جلوگیری از خرج اضافی از مایحتاج اولیه و نیازهای ضروری خود لیست تهیه کرده و خارج از لیست خرید نکنیم. اقدام بعدی برآورد هزینه است. مبلغ کالاهای داخل لیست را برآورد کرده و بیشتر از آن خرج نکنید. و هرگز پول اضافی بر ندارید. اگر از عابر کارت استفاده می کنید که پول زیادی در حساب کارتی شما موجود می باشد با خود عهد ببندید که بیشتر از حد مقرر خرج نخواهید کرد و بهترین راه این است که بیشتر از یک عابر کارت داشته باشید و از عابر کارتی که مبلغ مورد نیاز بیشتر در آن موجود است استفاده نکنید.

حین خرید به چند مغازه سر بزنید و جنس خوب با قیمت مناسب خریداری کنید. از خرید اجناس با کیفیت پایین خودداری کنید چون باعث تکرار خرید می شود و هزینۀ زیادی روی دست شما می گذارد. اجناسی که عمر طولانی دارند تهیه کرده و سعی کنید جنس خریداری شده کیفیت بالا داشته باشد.

از حراجی ها خرید نکنید. زیرا با وارد شدن به حراجی به خرید اجناسی اقدام خواهید کرد که هیچ نیازی به آن ها ندارید.

الگوهای مالی خود را بروز کنید:

 

زمانه در حال تغییر دائمی است و این تغییر شامل:

اقتصاد،علوم پزشکی، نجوم، فلسفه، مهندسی،…………. است. تغییرات بازار و نحوۀ زندگی و تغییر عادات و شرایط زندگی، موجب می شود که الگوهای مالی قدیمی را کنار گذاشته و بروز شویم. اولین قدم در این راه داشتن برنامۀ مالی مشخص است. دخل و خرج خود را معین کنید و در صد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیت های مورد نظرتان تخصیص دهید و سپس از این الگو ،حتماً ،پیروی کنید. به این ترتیب می توانید دخل و خرجتان را مدیریت کنید. برای مثال به الگوی زیر توجه کنید:

55درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:

خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، بهداشت، لوازم مورد نیاز خانگی و خلاصه ضروریات زندگی. این موارد هزینۀ بالایی دارند ولی قابل چشم پوشی نیستند و واقعاً ضروری می باشند.

10درصد برای یادگیری و آموزش:

برای تقویت قوای ذهنی و افزایش توانایی های خود و برای این که بیشتر بیاموزید و رشد کنید، نیاز به هزینه کردن دارید. با این اقدام فرصتهای جدیدی برای رشد و پیشرفت در هر زمینۀزندگی از جمله رشد اقتصادی دست می یابید.(( بهترین گزینه برای دستیابی به این پیشرفت، ثبت نام در کلاس تندخوانی می باشد)).  با این اقدام، به جای یک عمر هزینه کردن برای آموزش و اتلاف زمان به یک باره راه تند و درست خواندن و بیشتر دانستن را می آموزید.

10درصد برای تفریح و لذت:

شما به تفریح و لذت نیاز دارید. هرگز تصور نکنید که با این کار پولتان هدر می رود. با این اقدام به شادی و آرامش می رسید و احساس لذت و رضایت از زندگی درشما بالا می رود.

10درصد پس انداز:

برای برنامه های بلند مدت خود پس انداز کنید. این مبلغ می­تواند برای باز پرداخت وام هم مورد استفاده قرار گیرد.

10 درصد برای پیری و از کار افتادگی:

این حساب را از حساب های دیگر خود جدا کنید و خرج نکنید. اگر امکان سرمایه گذاری با این پول باشد و در دراز مدت بازده زیادی داشته باشد، حتماً اقدام کنید.

5 درصد برای امور خیریه و هدیه و چشم روشنی:

این کار حس خوبی به شما می دهد، حس بخشش و کمک به همنوعان در شما ارضا شده و همچنین با هدیه دادن به دوستانتان به اطرافیان و دوستانتان مهربانی خود را اثبات می کنید.

بیاد داشته باشید که اگر برنامۀ مالی شما بروز باشد، در دخل و خرج شما تعادل ایجاد می شود و از هزینه کردن شما فقط در یک یا دو بخش جلوگیری می شود. و به سایر بخش ها آسیب نمی رسد و دچار کمبود مالی نمی شوید.

روش های بهبود توجه

توجه، یکی از مهارت های شناختی است که بر اثر انواع آسیب های مغزی، مختل می شود. اما عوامل دیگری هم هستند که می توانند این مشکل را تشدید کنند، مانند: استرس، افسردگی، خستگی، کمبود خواب و انجام کاری که به آن علاقه ای ندارید.

بر همین اساس، روش هایی وجود دارند که به شما در بهبود قدرت تمرکز و توجه کمک می کنند:

-شب ها خوب بخوابید و در طول روز هنگام کار، استراحت های کوتاه مدت داشته باشید.

-برای برخی از کارهای خود برنامۀ منظم و ثابت روزانه، هفتگی و حتی ماهیانه داشته باشید.

-در هر زمان تنها به یک کار بپردازید.

-مطمئن شوید که در حین کار، روشنایی به اندازۀ کافی وجود دارد.

-بهتر است کارهای خود را در مکانی آرام و کم سر و صدا انجام دهید.

-تلویزیون و رادیو را در حین انجام کار خاموش کنید.

-میز کار خود را مرتب نگه دارید، زیرا شلوغی به راحتی حواس شما را پرت می کند.

-کارهایی را که به تمرکز و توجه زیادی نیاز دارد، زمانی انجام دهید که انرژی زیادی دارید مانند ابتدای روز.

-هنگامی که بادیگران صحبت می کنید، حرف های آن ها را برای خود خلاصه کنید و قسمت های مهم را مرتب با خود تکرار کنید.

-به جای تماس های تلفنی، ملاقات های حضوری را برای صحبت کردن با دیگران انتخاب کنید.

-زمانی که مشغول انجام کاری هستید، مرتب به مغز خود بگویید تمرکز کند.

بازی های کامپیوتری یا ورزش های مغزی؟

امروزه بازی های کامپوتری به یکی از پرطرفدارترین راهکارهای مورد استفاده در در دورۀ بازتوانی مغزی تبدیل شده اند. این بازی ها که برای سنین مختلف جذاب و هیجان انگیز هستند، مدتی طولانی کاربر را سرگرم می کنند. این سرگرمی علاوه بر احساس لذت، مغز را به طور باور نکردنی فعال نگه می دارد. انگیزه برای بردن در هر بازی، هوشیاری و چابکی فرد را بالا می برد و زمان واکنش را کوتاه می کند، ضمن آن که حافظه و توجه بازیکنان را نیز تقویت می کند. فردی که مشغول بازی است، باید هم زمان روی محرک های مختلف بصری و شنیداری تمرکز کند و مرتباً توجه خود را میان آن ها تغییر دهد.

اگر این بازی ها به صورت گروهی انجام شوند، فواید بازتوانی آن ها بیشتر می شود. علاوه بر حس رقابت، زمینه برای تعاملات اجتماعی میان افراد فراهم می شود که این امر برای بیماران آسیب مغزی بسیار اهمیت دارد.

علاوه بر کامپیوتر، امروزه در تلفن های همراه نیز می توان این بازی ها را انجام داد. پس شما می توانید مغز خود را به واسطۀ تلفن هایی که همیشه همراهتان هستند، فعال نگه دارید. امروزه بازی های که در آن ها فرد در یک دنیای مجازی که توسط خود او ساخته و طراحی می شود، در بازتوانی شناختی بسیار استفاده و توصیه می شوند. در این بازی ها افراد می توانند در یک دنیای خیالی، نقش و وظایفی را که در دنیای واقعی به عهده دارند تمرین کنند و در انجام آن ها توانمندتر شوند.

به این نکته هم توجه داشته باشید که در انجام بازی ها نیز مانند هر کار دیگری باید متعادل باشید، به ویژه اگر صفحۀ تلفنتان کوچک است.

انجام منظم بازی های کامپیوتری به صورت روزانه 10 الی 30 دقیقه، در صورت انتخاب صحیح بازی ها ، مثل یک ورزش مناسب ، مغز شما را چالاک تر می کند.

بهتر سخن بگویید:

بین توانایی درست صحبت کردن و موفقیت در زندگی، ارتباط مستقیمی وجود دارد. منظور ما از توانایی صحبت کردن، تنها به معنای حل جدول، گفتن واژه های مترادف و متضاد یا حتی پر کردن جاهای خالی در یک کتن نوشته شده نیست، بلکه منظور از درست صحبت کردن، انتخاب درست واژگان برای انتقال نظرات، تفکرات و احساسات خود به دیگران است. زمانی که شما بتوانید منظور خود را به افراد برسانید، به تبع آن می توانید روابط اجتماعی بهتری نیز با آن ها برقرار کنید و همین امر اعتماد به نفس شما را بالا می برد.

برای آن که بتوانید در حین صحبت از واژگان مناسبی استفاده کنید، باید به گنجینه ای از لغات دسترسی داشته باشید که این امر با کتاب خواندن و تمرین نوشتن به طور منظم محقق می شود. شما هنگام نوشتن با کلمات بازی می کنید و تمرین می کنید که هر کلمه را کجا استفاده کنید. اما تنها گنجینۀ لغات کافی نیست زیرا شما باید بتوانید لغات مورد نیاز را به موقع از حافظۀ خود فرابخوانید. پس برای بهبود مهارت های کلامی، باز هم به تقویت حافظه نیاز دارید که این مشکل نیز با تکرار واژگان و کاربرد آن ها رفع می شود. مسئلۀ دیگری که برای بالا بردن مهارت های کلامی باقی می ماند، شیوایی و روان صحبت کردن است. برای آن که بتوانید بدون اشتباهات لپی و لکنت در مقابل دیگران حرف بزنید،می توانید هر روز جلوی آینه با صدای بلند با خود صحبت کنید. از این کار خجالت نکشید. تقریباً تمام سخنران ها و خطیب های معروف برای ارتقای توانایی صحبت کردن خود، این تمرین ها را انجام می دهند.

این کار مانند تمرینات پشت صحنۀ تئاتری است که بازیگران  پیش از رفتن مقابل تماشاچیان انجام می دهند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

گاهی با شوق و علاقۀ بسیار کتابی را خوانده و لذت می برید و یا احیاناً با تمرکز کامل خود را برای امتحان آماده می کنید. پس از مدتی مطالعه متوجه می شوید که درک و میزان فهم شما از موضوع کاهش یافته و تدریجاً نمی توانید، حتی ساده ترین موضوعات را نیز تجزیه و تحلیل نمایید و در نهایت هر قدر بیشتر می خوانید کمتر می فهمید. این حالت بیشتر در دانشجویان و دانش آموزانی پیش می آید که خود را برای امتحان مشکلی آماده می کنند و ممکن است به خاطر عدم تمرکز حواس و یا خستگی مفرط مغز و همچنین عواملی مانند اضطراب و عجله و …… ایجاد شود. برای از بین بردن این حالت، مدتی استراحت، بسیار مؤثر می باشد. در حالت خستگی مغز، از مطالعه و کارهای فکری بپرهیزید، چرا که نه تنها بهره ای نخواهد داشت، بلکه موجب اشکال در آموخته های قبلی نیز می شود.

حتماً گاهی برایتان اتفاق می افتد که کتابی را جهت مطالعه برمی دارید. کتاب را باز کرده و مطالعه را شروع می نمایید، پس از خواندن یک صفحه و احیاناً صفحۀ دوم، کتاب را با بی حوصلگی، کنار می گذارید و سراغ کتاب دیگر یا کار دیگری می روید که باز هم آن را ناتمام گذاشته و با فکری آشفته و مبهم نمی دانید چگونه خود را سرگرم کنید. این حالت، افسردگی مغز است که ممکن است به خاطر تفکرات منفی و یا خیال بافی های غیر ممکن و مأیوس کننده و یا عوامل روحی و روانی ایجاد شود. حرکات بدنی و ورزش در برطرف نمودن این حالت مؤثر است همچنین می توانید با تفکرات مثبت راجع به هدف اصلی تان و ایجاد شور و شوق، ریشۀ افسردگی را از بین ببرید. شور و اشتیاق نیز با تجسم کردن هدف و آرزو ایجاد می شود. مثلاً اگر آرزو دارید پزشک شوید و یا اگر آرزو دارید صاحب باغ زیبا باشید، خود را در حالتی تجسم کنید که به آرزوهایتان رسیده اید، یعنی تجسم کنید که پزشک هستید و با قدرت فراوان در حال نجات دادن جان بهترین دوستتان هستید و یا تجسم کنید که در کنار آبشاری در زیر درخت مورد علاقۀ خودتان درحال مطالعه هستید و یا از مناظر اطراف لذت می برید.

تجسم کردنِ هدف در ایجاد روحیه بسیار مؤثر است. البته در صورتی که آرزوها غیر ممکن و غیر منطقی نباشند که ثمری جز نا امیدی ندارند همچنین دقت کنید که خیال پردازی برایتان عادت نشود و وقت زیادی را برای آن صرف نکنید که موجب تلف شدن وقت شده و خستگی مغز را به دنبال خواهد داشت.

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذایی و مراقبت دارد. همانطور که به وضع پوشش خود دقیق هستیم، باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز نیز دقت کنیم. در هنگام کارها و فعالیت های ذهنی برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد زیر را کاملاً رعایت نماییم:

1-تغذیۀ مناسب اعم از غذا و اکسیژن

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن برای فعالیت های روزانۀ خود به مواد غذایی و اکسیژن کافی نیازمند است. باید با تغذیۀ مناسب انرژی مورد نیاز مغز را تأمین کنیم. همچنین تغذیۀ مناسب، یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارآیی حافظه است.

کلسیم، فسفر و منیزیم سه عنصر اصلی و ضروری برای حافظه به شمار می آیند. وجود اسید گلوتامیک نیز در تغذیه مهم است که گاهی آن را اسید هوش نیز نامیده اند و بالاخره ویتامین های گروه( ب)، محاسبات و فعالیت های ذهنی را آسان تر می کنند. شما می توانید با استفاده از مواد غذایی مناسب هر یک از مواد مورد نیاز مغز را تأمین نمایید مانند: جوانۀ گندم، لبنیات، جگر سیاه، بادام، گردو، فندق؛ سبزیجات، تخم مرغ و نان کامل و………..

در فعالیت های شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی، نان و قند بپرهیزید و حدالامکان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ، گوشت، جگر سیاه و ماهی استفاده کنید. به طور کلی در نظر داشته باشید که پر خوری و معدۀ سنگین فعالیت های ذهنی را سست و محدود می کند.

2-عدم استفاده از دخانیات و مواد مخدر

استفاده از سیگار یا دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود، بلکه عمل طبیعی سیستم عصبی و حافظه را نیز مختل کرده و اثرات دایمی بر روی حافظه خواهد گذاشت. بنابر این منطقی نیست که دخانیات را وسیله ای برای رفق خستگی یا عاملی برای افزایش تمرکز حواس بدانیم.

3-استراحت

برای بهتر به خاطر سپردن و بهتر به یاد آوردن، تمرکز حواس ضروری است. تقریباً غیر ممکن است که شما در حال خستگی بتوانید برای یادآوری مطلب یا خاطره ای، تمرکز حواس داشته باشید. داشتن یک حافظۀ خوب به تمرکز کامل حواس وابسته است. شما فقط در صورتی می توانید به موضوعی تمرکز داشته و به خاطر بسپارید که در آرامش کامل باشید.

به طور کلی قبل و بعد از مطالعه و یا کارهای ذهنی باید مدتی استراحت کرد البته استراحت نه به معنای خوابیدن بلکه منظور عدم انجام کار و فعالیت ذهنی برای مدت کوتاهی است.استراحت قبل از فعالیت ذهنی تمرکز حواس را بالا برده و استراحت بعد از فعالیت های ذهنی موجب نظم بخشیدن به آموخته های قبلی در ذهن می شود. در هنگام استراحت، سعی کنید چندین بار تنفس عمیق داشته باشید. تنفس عمیق در ایجاد تمرکز حواس و آرامش ذهن بسیار مؤثر است. تنفس عمیق به روش صحیح به صورت زیر می باشدکه

سه برابر مدت عمل دم، هوا را در ریه ها حبس کنید و به مدت دو برابر زمان دم تدریجاً ریه ها را تخلیه کنید. مثلاً اگر عمل دم( کشیدن نفس به داخل ریه ها) 3 ثانیه طور بکشد، سه برابر این مدت یعنی 9 ثانیه هوا را تدریجاً از ریه ها خارج کنید. ممکن است در ابتدا، تنفس عمیق به این روش برایتان مشکل باشد و دچار سردرد خفیف بشوید ولی پس از چند بار تمرین، آثار معجزه آسای آن را خواهید دید. اثر تنفس صحیح از هر غذا یا ویتامین بیشتر است. همچنین ورزش روزانه در هوای آزاد به تنفس سالم و آرامش مغز کمک می کند.

4-اعتماد به حافظه

اساسی ترین عامل در به یاد سپردن و یادآوری موضوعات مختلف اعتماد به حافظه است.

هنگامی که شما حافظۀ خود را ضعیف می دانید به خود تلقین کرده اید که همه چیز را فراموش کنید. امروزه بعضی از روانشناسان بر روی نظریه ای به نام (( برنامه ریزی عصبی کلامی)) تأکید دارند. طبق این نظریه آنچه را که ما به زبان می آوریم، همان را به عصب خود القاء کرده و فرمان می دهیم. یعنی وقتی شخصی می گوید: (( حافظۀ من ضعیف است)) و یا (( هر چه می خوانم نمی فهمم)) شخص به عصب خود فرمان می دهد که همه چیز را فراموش کند و………

از طرف دیگر اگر حافظه را مورد اعتماد بدانید، از آن استفاده کرده و حافظۀ خود را مجبور می کنید که همه چیز را به خاطر داشته باشد.

بنابر این به حافظۀ خود اعتماد کنید و آن را به کار و تفکر وادارید( البته در حد قابلیت و معقول آن).

حافظه را تحقیر نکنید، آن را تقویت کرده و به اطاعت وادارید.

 

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

یکی از فعالیت هایی که تأثیر به سزایی در سرعت بهبود مهارت های مغزی می گذارد

مطالعه کردن است. شما با کتاب خواندن:

-مناطق مختلف مغز خود را فعال می کنید، زیرا در حین خواندن تلاش می کنید پایان

داستان را حدس بزنید یا حتی خود را جای شخصیت های داستان بگذارید. این کار،

قدرت تخیل و تجسم شما را بالا می برد.

-با لغات و اصطلاحات جدید آشنا می شوید و می توانید آن ها را در صحبت های

خود به کار ببرید. نتیجۀ این کار ، بهبود مهارت های کلامی است.

-شما به صورت ناخودآگاه برای خود تصویرهایی ذهنی می سازید که این تصاویر

بعداً برای شما کلید راهنمایی برای به یاد آوردن متنی هستند که قبلاً آن را

خوانده اید. این کار حافظۀ شما، به ویژه حافظۀ تصویری تان را تقویت می کند.

-می توانید توجه و قدرت تمرکز خود را بالا ببرید. البته اگر کتاب را با صدای بلند

بخوانید، این مهارت ها بیشتر تقویت می شوند.

-قدرت درک مطلب خود را نیز بالا می برید. این کار باعث می شود بتوانید در

حین تماشای فیلم یا شرکت در بحث و گفتگو، صحبت های افراد را به خوبی

متوجه شوید که این امر نیز به نوبۀ خود بخشی از مهارت های کلامی شما

را تقویت می کند.

اگر چه مطالعه کردن به تنهایی در توانمند سازی مغزی بسیار مؤثر است،

زمانی که بتوانید مطلب خوانده شده را برای دیگران یا حتی با صدای بلند

برای خودتان تعریف کنید، تأثیر این فعالیت چند برابر می شود. به یاد داشته

باشید که قصه گویی یک هنر ارزشمند است که به تقویت قوای مغزی شما

کمک می کند.

چند حرکت سادۀ ورزشی برای تقویت مغز

چند حرکت سادۀ ورزشی بیاموزیم……..

هر روز صبح پس از بیدار شدن، 3 بار نفس عمیق بکشید و چند حرکت سادۀ ورزشی انجام دهید.

-دستان خود را به هم قلاب کنید و به سمت بالا، پایین، چپ و راست نگه دارید. هر بار تا شمارۀ 10 بشمارید.

-راه بروید و در حین راه رفتن زانوی راست خود را به سمت آرنج چپتان بالا بیاورید. 5 تا 10 مرتبه این کار را تکرار کنید و سپس این حرکت را با زانوی چپ هم انجام دهید.

-شانه های خود را به آرامی در جهت عقربه های ساعت بچرخانید. بعد از 10 شماره این کار را خلاف جهت عقربه های ساعت انجام دهید.

-دست راست خود را بالا ببرید و تا 10 بشمارید. سپس دست چپتان را بالا ببرید و در نهایت دو دست را با هم بالا نگه دارید.

-کمی خم شوید و دست راست را به سمت جلو و پای چپ را از عقب بالا ببرید و تا 10 بشمارید. سپس این کار را برای دست و پای مخالف انجام دهید.

-گردن خود را به آرامی به جلو، عقب، چپ و راست خم کنید.

ورزش کردن به طور روزانه حتی به مدت 20 دقیقه تأثیر بسیار مهمی در سرعت پردازش اطلاعات و عملکرد حافظه دارد. مغز شما با ورزش کردن، حرکات و مهارت های جدید عضلانی می آموزد که در فاصله سنجی و حفظ تعادل به طور مؤثری کمک می کند. ورزش کردن میزان هورمون های استرس را کاهش می دهد و موجب بهبود افسردگی می شود. ضمن آن که ارتباطات جدید بین سلول های عصبی با انجام ورزش های متنوع تشکیل می شود که تمام این موارد برای داشتن یک مغز سالم بسیار مهم است.

چگونه درک مطلب خود را افزايش دهيم؟

يکي از مهمترين مهارتهاي يادگيري، درک مطلب مي‌‌باشد. هر چه ادراک و دريافت بهتر باشد، يادگيري و يادآوري مطالب نيز آسان‌تر مي‌‌شود. براي درک بهتر بايد هدف و انگيزه داشت. به خاطر داشته باشيد که مطالعه بدون هدف و پيش زمينه همچون گردابي است که فرد را در خود گرفتار مي‌‌کند. در اينجا توصيه‌هايي براي تقويت اين مهارت ذکر مي‌‌کنيم:

هدف مطالعه:

هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جديد با مطالبي است که از قبل مي‌‌دانيد، اگر راجع به موضوع پيش زمينه‌اي نداشته باشيد و بخواهيد آن را در ذهن خود جاي دهيد، مثل اين است که بخواهيد آب را در دستان خود نگه داريد. مي‌‌بينيد که اين کار غير ممکن است و به زودي مطالب از ذهن شما خارج مي‌‌شود.

به عنوان مثال سعي کنيد اين اعداد را بخوانيد و بخاطر بسپاريد:

خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ ۴ ۲ ۳ ۶ ۱ ۵ ۷

اين يکي آسان تر است، بخاطر اينکه کوتاهتر شده است. ۴ ۲ ۳ ۶ – ۱ ۵ ۷

و اين يکي از همه آسان‌تر است، چون به ترتيب اعداد نوشته شده و به خاطر پيش زمينه اي که داريد به راحتي آن را حفظ مي‌‌کنيد.

 ۷ ۶ ۵ ۴ – ۳ ۲ ۱

اگر ورزش را دوست داشته باشيد، چون پيش زمينه‌اي براي خواندن، فهميدن و به خاطر سپردن مطالب ورزشي در ذهن خود داريد، خواندن مطالب ورزشي براي شما بسيار آسان‌تر مي‌‌شود.

مطالعه اوليه

مطالعه اوليه همان گرفتن اطلاعات ابتدايي است. در مطالعه اوليه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتي است. در مطالعه اوليه شما متن را خط به خط نمي‌خوانيد بلکه نگاهي گذرا به متن مي‌اندازيد و يک سري مفاهيم اوليه را از متن مي‌گيريد که مثلاً متن حول و حوش چه موضوعي است. پس از آن بايد به خود رجوع کنيد و ببينيد که خودتان از پيش چه اطلاعاتي درباره موضوع داريد و يا اين که از قبل، از کسي چيزي شنيده‌ايد يا مطالعه کرده‌ايد. اطلاعات اوليه خودتان را به اطلاعات اوليه کتاب، در اين بررسي اجمالي بيافزاييد.

با ساختار پاراگراف آشنا شويد.

معمولا هر پاراگراف با مقدمه‌اي شروع شده و با نتيجه اي پايان مي‌‌يابد. اغلب اولين جمله به توصيف کلي مطالب مي‌‌پردازد و زمينه را براي توضيح بيشتر فراهم مي‌‌کند. پس به جملات اول هر پاراگراف بيشتر توجه کنيد تا بتوانيد موضوع بحث را بهتر تشخيص دهيد. همچنين به دنبال نشانه‌ها، کلمات و عباراتي باشيد که نشان دهنده تغيير موضوع مورد بحث مي‌‌باشند.

 حدس بزنيد و پيش بيني کنيد.

يک خواننده باهوش و زرنگ هميشه سعي مي‌‌کند تا نظرات نويسنده، سؤال‌ها و موضوع‌هاي بعدي را حدس بزند. اين کار باعث کنجکاوي و افزايش دقت خواننده مي‌‌شود.

 به شيوه تنظيم مطالب توجه کنيد.

آيا مطالب بر اساس ترتيب زماني نوشته شده‌اند و يا بر اساس درجه اهميت؟ ترتيب مطالب بر اساس کاربرد آنهاست و يا بر اساس دشواري آنها؟ اين کار به تنظيم مطالب در ذهن کمک مي‌‌کند.

 به نکاتي که به فهم مطلب کمک مي‌‌کند توجه کنيد.

به عکس ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنيد. اولين و آخرين پاراگراف هر بخش را بخوانيد.

مطالب را خلاصه نويسي و دوره کنيد.

يک بار خواندن کتاب هيچ گاه کافي نيست. براي فهم عميق تر بايد مطالب مهم را خلاصه کنيد و دوره نماييد.

از تکنيکي منظم و منسجم استفاده کنيد.

هنگام مطالعه از يک روش منظم استفاده کنيد تا به آن روش مسلط شويد. يکي از بهترين روش‌ها، شامل مراحل پيش‌خواني، پرسش، خواندن، بازگويي و تعريف و دوره مطالب مي‌‌باشد.

 با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنيد.

يک خواننده خوب هميشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه مي‌‌کند و هيچ مطلبي را نخوانده باقي نمي‌گذارد. پس تا موضوعي را کاملا نفهميده‌ايد، به سراغ موضوع بعدي نرويد.

 اطلاعات عمومي خود را افزايش دهيد.

با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومي خود را گسترش دهيد و به رويدادهاي اطراف خود علاقه نشان دهيد.

منابع:

یادگیری خلاق، ف شجری، انجمن قلم ایران

روش‌های یادگیری و مطالعه، دکتر علی‌اکبر سیف، نشر دوران

م.حورایی، مطالعه موفق با تمرکز، چاپ بیست و هشتم 1390

Studypro.ir مرجع تخصصی مهارت‌های مطالعه و یادگیری