دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

شاید شما بارها به خودتان گوشزد کرده باشید که “مشکل از خودم است،

باید به درستی اطلاعات را به ذهنم می سپردم”. و یا “اگر اطلاعات را

به خوبی در مغزم جاسازی می کردم، آن جا گم نمی شدند و به راحتی می توانستم

آن ها را بیرون بکشم. ” 

مغز شما مثل حفرۀ تاریک وتهی نیست. اگر این گونه بود مشکلات شما دور

از دسترس بودند و شما نمی توانستید کاری از پیش ببرید.

تقریباً همۀ ما به جای این که در مرحلۀ دادن اطلاعات وسواس به خرج دهیم

در مرحلۀ بازپس گیری داده ها، خودمان را عذاب می دهیم. ما عقیده داریم

که اگر مغزمان به درستی کار می کرد، به صورت خودکار اطلاعات وارد مغزمان

می شد و در مرحلۀ بازپس گرفتن اطلاعات هم دچار مشکل نمی شدیم.

وقتی اطلاعات با همان سرعتی که دلخواه ماست به حافظه مان نمی رسد،

بهانه تراشی می کنیم، فکرهای نادرستی در مورد خودمان می کنیم و

یا شکست و ناتوانی مان را امضا می کنیم. به خودمان می گوییم  

    “فکر می کنم پیر شده ام، یک مغز پیر به خوبی گذشته کار نمی کند،

انگار عقلم را از دست داده ام، دیگر هیچ چیز را به طور کامل به یاد نمی آورم. “

این نوع تفکرات ما را دچار اشتباه می سازند و در واقع فریب می دهند.

واقعیت امر این است که شما هیچ مشکلی در مورد گرفتن اطلاعات از

مغز ندارید بلکه نحوۀ دادن اطلاعات به مغزتان اشکال دارد. هرچه مرحلۀ

دادن اطلاعات بهتر باشد، اتصال شبکه های عصبی مغزتان قوی تر شده

و کارکرد مغز و حافظه تان بهتر می شود. پس به جای این که نگران این

باشیم که آیا مغزمان به ما ، در گرفتن اطلاعات وارد شده کمک می کند یا نه؟

بهتر است اطلاعات را به نحو احسن به مغزمان بفرستیم. دادن اطلاعات

اساس و پایۀ حافظه ای با کارکرد خوب است.

با وجود این که بخش دادن اطلاعات بسیار مهم تر از بخش گرفتن اطلاعات

است، اما این مسئله باعث کاهش اهمیت بخش بازخوانی اطلاعات نمی شود.

دادن اطلاعات

مرحلۀ دادن اطلاعات به دقت کردن زیادی نیاز دارد. دادن اطلاعات انرژی

شناختی زیاد ی می خواهد تا بتواند با مهارت شبکه های عصبی که

شامل خاطرات هستند را ساخته و به هم متصل کند. به عنوان مثال شما

برای به خاطر سپردن یک شماره تلفن می توانید از شر تمام آشفتگی های

محیطی خلاص شده و آن گاه به شماره  تلفن  نوشته شده روی کاغذ

خیره شوید. شاید شما بدین ترتیب آن شماره تلفن را از بر کنید. با این

وجود روش های بهتر دیگری وجود دارند که می توانید با استفاده از آن ها،

شماره تلفن را خیلی بهتر و عمیق تر حفظ کنید. اولین روش پیشنهادی،

مرور ذهنی می باشد.

مرور ذهنی

مرور ذهنی عمل تکرار یک چیز برای چندمین بار متوالی است تا زمانی

که در مغزتان حک شود. این عمل یکی از طبیعی ترین و کارآمدترین

روش هاست که می تواند فرآیند دادن اطلاعات را تقویتکند.

اگر شما بخواهید که شماره تلفنی را از بر کنید، ممکن است با

صدای بلند چندین بار متوالی آن را برای خودتان بازگو کنید تا زمانی

که اطمینان پیدا کنید که در مغزتان فرو رفته است. به عمل شما

مرور ذهنی می گویند.

همین حالا به مواردی فکر کنید که هرگز آن را فراموش نمی کنید.

مثلاً اسم همسرتان. چند دفعه آن را تکرار کرده اید؟ چند بار با

صدای بلند و چند بار در ذهن تان از او اسم برده اید؟ چندین میلیون بار ؟

چندین بیلیون بار؟ هر بار که آن اسم را بازگو می کنید، استحکام شبکه های

عصبی مربوط به آن اسم را افزایش می دهید و بدین ترتیب آن اسم

هرگز از خاطرتان محو نمی شود. و این اهمیت مرور ذهنی را مشخص می سازد.

اما به یاد داشته باشید که مرور ذهنی نمی تواند مستقل از مسئلۀ

دقت کردن تأثیری داشته باشد. اگر شما با بی میلی برای چندین بار

متوالی شماره تلفنی را بازگو کنید، به احتمال زیاد نمی توانید آن

شماره را به مدت طولانی به خاطر بسپارید.

 اگر از طرف دیگر، با در نظر گرفتن محیط اطراف تان، یکی از انواع

دقت داشتن را انتخاب کنید  و از مرور ذهنی استفاده کنید، شانس تان

در از بر کردن اطلاعات به صورت تصاعدی افزایش می یابد.

توصیه:

تکنیک دیگری که شاید شما بخواهید آن را امتحان کنید، تمرین کردن

به صورت چرخشی است. به جای این که نشسته و نیم ساعت وقت

صرف کنید تا یک شماره تلفن را از بر کنید، آن را با فواصل دو تا پنج

دقیقه ای انجام دهید. این روش بسیار مؤثرتر است و لازم نیست

تا با بی حوصلگی زمان زیادی را برای دادن اطلاعات صرف کنید.

عمل تکمیلی

این گونه شروع می کنیم که برای خرید از سوپر مارکت محله تان

از خانه خارج می شوید. درست دم در همسرتان صدا می زند که:

“عزیزم، می تونی مقداری پنیر خامه ای  و چند تا گوجه فرنگی

خورشتی هم بگیری؟ “

لیست خرید در ذهن تان آماده است و شما هم به دقت از راهبردهایی

که تاکنون آموخته اید استفاده می کنید تا مطمئن شوید که چیزی را

فراموش نخواهید کرد. حال در لحظۀ آخر، مجبورید که دو مورد جدید را

هم به این لیست اضافه کنید. چگونه این کار را انجام می دهید؟

استفاده از روش تکمیلی، روش کارآمد دیگری است که با استفاده از

آن می توانید فرآیند دادن اطلاعات را به خوبی انجام دهید تکمیل،

عمل توسعۀ فوری اطلاعات در همان زمینه ای است که شما می خواهید

آن ها را به خاطر بسپارید.

وقتی می خواهید چیزی را به خاطر بسپارید، زمانی که بخش های مختلف

مغزتان را مورد استفاده قرار می دهید، به همان اندازه رد پای عصبی

بیشتری باقی می ماند که بعد ها می توانید هر وقت که خواستید

از آن ها استفاده کرده و کارکرد حافظه تان را بهبود بخشید.

شواهد زیادی وجود دارد دال بر این که وقتی ما برای این که چیزی

را به حافظه بسپاریم از چندین ساختار قوۀ ادراکمان استفاده کنیم،

آن چیزها بسیار عمیق در حافظه مان فرو می روند. روش های

مختلف و متعددی وجود دارن که می توانید با آن ها خیلی ماهرانه

اطلاعات را در حافظه ذخیره کنید. این روش ها خیلی جالب هستند.

از حواس پنج گانه تان استفاده کنید.

شاید روش بی واسطه ای که می توانید برای دادن اطلاعات به مغز

 به صورت ماهرانه، از آن استفاده کنید، به کار بردن حواس تان در

مورد اطلاعات باشد. وقتی سعی می کنیم تا چیزی را به خاطر بسپاریم،

اکثراً از توانایی لفظی مان در موردآن چیز استفاده می کنیم. به عنوان

مثال می توانید روش مرور ذهنی را به کار برده و (( پنیر خامه ای و گوجه

فرنگی خورشتی)) را چندین بار متوالی تکرار نمایید. شاید برای تان

مفید هم باشد. اما به خاطر داشته باشید که کلمات فقط جنبۀ

توصیفی دارند وتنها در مورد چیزهای عینی و واقعی به کار می روند.

خیلی خوب است که تنها به کلمات بسنده نکنیم و روی این اطلاعات کار کنیم.

حال کمی در مورد پنیر خامه ای فکر کنید. پنیر خامه ای ماده ای سفید

و چرب است که می توانید به آسانی روی نان بمالید. حال در مورد

غلظت آن فکر کنید. مزۀ آن را در نظر بگیرید . در واقع تصویر پنیر خامه ای

را در ذهن تان مجسم می کنید. به عبارت دیگر، با چشم ذهن تان آن

را می بینید. وقتی پنیر خامه ای را لای دو انگشت تان می مالید،

چه احساسی می کنید؟ حال این کار را با گوجه فرنگی انجام دهید.

اگر گوجه فرنگی را کمی فشار دهید چه می شود؟ تصور کنید که

گوجه فرنگی هایی که همسرتان با آن ها شام درست کرده چگونه

هستند؟ می توانید تصورات خود را تا جایی که امکان دارد در ذهن تان مرور کنید.

دادن و گرفتن اطلاعات به مغز

داستان بسازید

مشکلی که در روش قبل وجود داشت این بود که شما در مورد هر نوع

اطلاعاتی نمی توانید از حواس تان استفاده کنید. چون بعضی از اطلاعات

به حواس مرتبط نیستند. در مثال قبلی از شما خواسته شده بود که

چند تا گوجه فرنگی خورشتی بخرید. این گوجه فرنگی های مخصوص

و از نوع جدیدی هستند. برای به خاطر سپردن خورشتی از چه حواسی

می توانید استفاده کنید؟ معلوم است. هیچکدام!

به همین خاطر، در بعضی مورد بایستی از روش های دیگری استفاده کرد.

یکی از این روش ها که کار آمد و بسیار بامزه است، داستان سازی است.

یعنی ساختن یک داستان در مورد همۀ اطلاعاتی که می خواهید آن ها

را همزمان به خاطر بسپارید. شاید کمی مسخره به نظر برسد اما اگر

خلاقیت به خرج دهید، خواهید دید که کاری آسان و پر جذبه است.

این روش سرگرم کننده در به خاطر سپردن اطلاعات بسیار مفید است.

سه مورد وجود دارد که هنگام ساختن داستان بایستی آن ها را در نظر بگیرید.

۱-از تمام مواردی که باید آن ها را به خاطر بسپارید، در داستان تان استفاده کنید.

۲-از شوخ طبعی تان استفاده کنید.

۳-همزمان از چند روش برای دادن اطلاعات استفاده کنید.

همۀ این روش ها به تنهایی می توانند مورد استفاده قرار گیرند اما شما

می توانید همزمان از چند روش هم بهره ببرید. شما در داستان تان

می توانید هم از مرورذهنی و هم از حواس تشخیصی تان استفاده کنید.

اگر هردوی آن ها را با هم به کارببرید، مطمئناً به حافظه تان کمک بیشتری کرده اید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *