این دسته شامل مقالات و نوشته های سایت استاد شاه بابایی می باشد که همگی جدید وتازه هستند و از جایی کپی برداری نشده اند.
همگی به صورت دستی تایپ شده اند. این مقالات در مورد روانشناسی و امور تربیتی و بهداشت روان صحبت می کنند…

راحت ازبر کنید و کم نیاورید!

راحت ازبر کنید و کم نیاورید!

در این مبحث، با روش هایی مواجه می شوید که می توانید با استفاده از آن ها یک

سخنرانی را راحت ازبر کنید و کم نیاورید! همین طور راهبردهایی برای به ذهن

سپردن آن چه خوانده اید ارائه می شود، خواه مقاله ای در روزنامه باشد یا یک کتاب

داستان. به رمز و راز یادگیری واژگان زبان خارجی و یادآوری سریع و آسان آن پی خواهید

برد، و هرگز تاریخ یا قرار ملاقاتی را فراموش نخواهید کرد.  همین طور با قدرتمندترین روش

های حافظه ای مشهور آشنا خواهید شد، که شما را قادر می سازد برای انجام کارهای

برجستۀ حافظه ای از روش درست استفاده کنید.

به ذهن سپردن اسامی و چهره ها-روش تقویت کنندۀ حافظه

این روش تقویت کنندۀ حافظه نام دارد و روش دوم از اصول حافظه ای است که برای چاشنی دار

کردن نام و اتصال آن به چهره به کار می رود و همین طور برعکس، می تواند آن ها را به اسامی

و چهره هایی فراموش نشدنی تبدیل کند و با روش هشت مرحله ای روش اجتماعی که پیشتر

توضیح داده شد، ارتباط دارد.

شما شبیه…….هستید.

یکی از اصول به ذهن سپردن این است که موارد جدید را به نحوی به دانسته های قبلی خود

متصل سازیم. چگونه می توانیم این کار را در زمانی که اولین بار با کسی ملاقات می کنیم،

انجام دهیم؟

ابتدا، خصوصیتی را در ظاهر شخص پیدا کنید که فوری شما را به یاد چیزی یا کسی بیندازد که

از قبل می شناسید. اگر موردی به ذهنتان نرسید، می توانید از قوۀ تخیل خود استفاده کنید!

سعی کنید( شاید با کمی خلاقیت) از خودتان بپرسید آیا این شخص:

-شبیه کسی است که از قبل می شناسم؟

-شبیه فردی مشهور است؟

-شبیه فرد شاخصی ( مثل پلیس، خواننده، وکیل) است؟

-آیا ویژگی شاخص و برجسته ای دارد که او را همیشه قابل شناسایی کند؟

-آیا خصوصیتی دارد که من بتوانم آن را برجسته کنم یا به صورت کاریکاتور در آورم؟

تقویت رابطه

وقتی تصویر مناسب به ذهن سپردن را پیدا کردید، این ارتباط را با نگاه کردن به شخص و

هم زمان فکر کردن در بارۀ هماهنگی آن تقویت کنید. اگر هر بار که آن شخص را می بینید

این کار را انجام دهید، اتصال تصویر به طور خودکار به ذهن شما می پرد و وارد بایگانی

حافظۀ ذهنی تان می شود. یافتن اتصالات قدرتمند را با تماشای اخبار تقویت کنید.

به ذهن سپردن نام

سپس به خلق قلاب ها و تداعی های برای کمک به یادآوری نام شخص نیاز دارید. بهترین راه

انجام این کار تبدیل آن به تصویر و اتصال آن به بایگانی حافظه ای چهرۀ او است. به عنوان مثال،

شخصی که ملاقاتش کرده اید،(( پنلوپه سانچز)) نامیده می شود. برای تبدیل این نام به تصویر،

آن را به صورت نام و نام خانوادگی تقسیم بندی کنید.

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

گام اول-نام او را مجسم کنید.

سؤالات زیر را از خود بکنید، ممکن است برای همۀ آن ها پاسخی نداشته باشید. فقط روی مواردی

که پاسخ آن فوری به ذهنتان می آید، تمرکز کنید.

-آیا کسی را می شناسم که ((پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا فرد مشهوری هست که (( پنلوپه)) نام داشته باشد؟

-آیا ((پنلوپه)) فوری تصویری را به یاد می آورد؟

-آیا ((پنلوپه)) را به صورت قسمت هایی که بتوانم آن ها را به صورت تصویرهایی در آورم، تقسیم کنم؟

دیدن > فکر کردن > فکر کردن

گام دوم-نام خانوادگی را مجسم کنید.

همان سؤالاتی را که در بارۀ نام او از خودتان کردید، دربارۀ نام خانوادگی او هم بکنید.

-آیا کسی را می شناسم که (( سانچز)) نام داشته باشد؟

-آیا شخص مشهوری به نام(( سانچز)) وجود دارد؟

-آیا (( سانچز)) فوری تصویری را به یاد من می آورد؟

-آیا((سانچز)) به معنای این است که می توانم آن را به تصویر تبدیل کنم؟

-آیا می توانم(( سانچز)) را به قسمت های مختلفی تبدیل کنم که بتوانم از آن تصاویری بسازم؟

( تصور کنید صندلی ها از شن ساخته شده اند، صندلی های شنی )

( sand chairs)

گام سوم-تصویر نام و نام خانوادگی را به هم متصل کنید.

تصویر (( صندلی های شنی)) را به عنوان نام خانوادگی در نظر بگیرید. حالا لازم است که اتصال

قوی و مبالغه آمیز دیگری را بین تصویر(( پنلوپه کروز)) و ((صندلی های شنی)) ایجاد کنید.

دیدن شخص > فکر کردن > فکر کردن > صندلی ها > پنلوپه

تمرین هایی برای دستیابی به پیروزی

ارتباط دادن اسامی به چهره ها

مشاهده، مهارتی کلیدی در به ذهن سپردن است. راه دیگر به ذهن سپردن اسامی، مرتبط کردن

آن ها به خصوصیات خاصی از چهره یا بدن شخص است.

به ذهن سپردن اعداد طولانی تر

متأسفانه، همۀ اعداد به کوتاهی عدد رمز چهار رقمی کارت اعتباری نیستند. به خصوص اعداد

طولانی تری چون شمارۀ تلفن، شمارۀ عضویت یا شماره های حساب بانکی برای به ذهن سپردن

و یادآوری مشکل اند. این بخش به شما نشان می دهد که چگونه آن ها را به ذهن بسپارید و در

هر جایی که نیاز داشتید، به یاد بیاورید.

چرا اعداد طولانی تر این قدر مشکل سازند؟

بسیاری از مردم با اعداد مشکلات دارند؟ اگر این مسئله در مورد شما هم صدق می کند، شما تنها

نیستید. عده ای فقط آن اعداد را دوست ندارند و علت آن خاطرۀ بدی است که از درس ریاضی در

مدرسه داشتند. دلیل دیگر آن این است که مغز ترجیح می دهد به عقاید مفاهیم و تصاویر توجه کند،

و با این که اعداد فقط قسمتی از آن ها را تشکیل می دهند، خود اعداد به آسانی با یکدیگر اشتباه

می شوند چون بسیار به هم شبیه هستند.

مردم هم با اعداد به شکل خام آن ها مشکل دارند. همان طور که روان شناسان کشف کرده اند، افراد

معمولی دارای طیف عددی محدودی هستند، آن ها فقط می توانند اعدادی پنج تا دوازده رقمی را به

حافظۀ کوتاه مدت خود منتقل کنند. این مشکل با این حقیقت که حافظه از لحاظ زمانی نیز محدود است،

در هم می آمیزد، فقط کافی است که شماره تلفنی را دریافت دارند و از آن استفاده کنند، بعد آن عدد

فراموش می شود.

در این جا به بعضی از روش های ساده اما مؤثر به ذهن سپردن اعداد طولانی تر به مدت زمانی طولانیتر

نگاه خواهیم کرد و بعد به شما بعضی از روش های پیچیده تر و بغرنج تر را نشان خواهیم داد.

آن را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید.

اصل حافظۀ مؤثر این است که موضوعات را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید. همین اصل برای

به ذهن سپردن اعداد نیز به کار می رود. به خاطر سپردن عددی مثل عدد زیر کمی سخت است:

۹۰۷۴۳۶۵۲۱۸

به هر حال، اگر آن را به روش زیر به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید، عدد به طور ناگهانی از حالت

ترسناک و مهیب خود بیرون می آید و قابل کنترل تر می شود:

۵۲۱۸                    ۴۳۶                ۹۰۷

بیشتر مردم به طور طبیعی هنگام دادن شماره تلفن خود بین گروه های اعشاری فاصله می اندازند و

برخورد با عدد را آسان تر می کنند.

حالا که این عدد را به ارقامی کوچک تر تقسیم بندی کردید، روش های مختلفی وجود دارد که می توانید

از آن ها برای تبدیل اعداد به صورت کلمات و تصاویر استفاده کنید تا بیشتر در یاد بمانند.

روش شکل عدد

این روش دارای تصویری برا عددصفر نیز هست.

اعداد را طوری آرایش دهید که به آسانی بتوانید مجسم شان کنید. به مدت بیست دقیقه آن ها را کنار

بگذارید و به کاری دیگر بپردازید. سپس با نوشتن اعداد و تصاویری که به آن ها شبیه است، حافظۀ خود

را بسنجید و ببینید چه تعدادی از آن ها به آن ها به آسانی به ذهنتان می آید. به تمرین ادامه دهید تا

با این تداعی و یادآوری به صورت خودکار درآید.

وقتی این تداعی ها به طور کامل و محکم در ذهن شما قرار گرفتند می توانید از آن ها برای حفظ کردن

طولانی ترین عدد استفاده کنید و هر تصویر را به موضوعی شاد و مفرح متصل سازید. بعنوان مثال، عدد

۸۱۶۷ را می توان به یک آدم برفی بزرگی که دماغ آن عدد ۸ است و یک چوب بیسبال به رنگی آبی روشن

در دست گرفته است ( ۱) و از پشت فیلی را می زند( ۶) و بعد به بالای تیر چراغ برق صورتی رنگ زرق و

برق داری می دود( ۷) ربط داد.

این روش را امتحان کنید ….

آموزش نصب نرم افزار 504

آموزش نصب نرم افزار ۵۰۴

امروزه یادگیری زبان انگلیسی برای هرکسی جزعه امور مهم زندگی تلقی می شود.

در مکالکه، سفر، کار، اینترنت، مطالعه و …

یادگیری این زبان تاثیر بسیار خوب و زیادی در پیشرفت در همه مراحل کاری و زندگی

را باعث خواهد شد.  تعداد زیادی از افرادی که امروزه می توانند انگلیسی را به خوبی

مکالمه و صحبت کنند و به داشتن این دانش افتخار کنند، یادگیری این زبان را از تکنیک

۵۰۴ شروع کرده اند.

استاد شاه بابایی پا را از  محدوده کتاب فراتر گذاشته اند و نرم افزار ساده اما بسیار

بسیار کاربردی و مفید را تحت عنوان نرم افزار آموزش ۵۰۴ واژه ی ضروری انگلیسی

آماده کرده اند تا یادگیری این زبان را بیش از پیش برای شما راحت تر و شیرین تر کنند.

با این نرم افزار شما از آموختن انگلیسی  خسته نخواهید شد، بلکه برعکس به مرور

هرچه بیشتر پیش بروید، شوق بیشتری برای بیشتر یادگرفتن این زبان پیدا خواهید کرد.

در فیلم زیر یک مثال برای آشنایی شما در استفاده از این نرم افزار  آورده ایم.

 

اگر یادگیری لغات انگلیسی برای شما سخت است، اگر لغات را می خوانید ولی بعد از

چند روز فراموش می کنید با تداعی یاد بگیرید این سریع ترین و آسان ترین را ه است.

از زمان خودتون بهینه استفاده کنید هم لغت یاد بگیرید هم به کارهای دیگر خود برسید این

نرم افزار به روش تداعی ،تصویر و خنده است . تداعی باعث بخاطر سپاری سریع شما میشود.

شما با دانستن تعداد بیشتری از لغات می توانید حوضه ی مکالمه ی خودتون رو افزایش بدید و

با اعتماد بنفس بیشتری مکالمه کنید.

صرف زمان کمتر ، هزینه ی کمتر =بخاطرسپاری بیشتر         

با گوش دادن به لغات میتوانید به راحتی لغات انگلیسی را یاد بگیرید

امکانات نرم افزار:

جستجوی سریع لغات
تداعی تمامی کلمات
با امکان autoplay کردن کلمات
به همراه تصاویر و معنی فارسی هر کلمه
رفتن به لغات قبلی و بعدی
امکان پخش کلمات تصادفی
امکان تکرار هر کلمه (تکرار باعث تقویت حافظه ی بلند مدت شما میشود)

برای خرید نرم افزار کلیک کنید

 

 

 

در فیلم های زیر دو نمونه از روش کار این نرم افزار برای شما قرار داده ایم.

 

   بیشتر بخوانید:  آموزش نرم افزار تندخوانی

 

 

آموزش نحوه استفاده از نرم افزار تندخوانی

آموزش نحوه استفاده از نرم افزار تندخوانی

ابتدا نرم افزار را از اینجا دانلود کنید سپس بعد از نصب می توانید

آموزش نحوه استفاده از نرم افزار تندخوانی را در فیلم زیر تماشا کنید.

با این نرم افزار می توانید سرعت مطالعه ی خود را تنظیم کنید و از

سایر امکانات ویژه ی نرم افزار استفاده کنید.

چرا تند خوانی بیاموزیم؟

آیا ما همانطور به مسافرت می رویم که در دویست سال گذشته، گذشتگانمان

به مسافرت می رفتند؟ پس چرا همانطور مطالعه می کنیم که آن ها مطالعه می کردند؟

طبق تحقیقات انجام شده از سال ۲۰۰۰ میلادی بالای ۸۰% از پیشرفت ها در کلیۀ زمینه ها

در اثر مطالعه و تحقیق به دست آمده است. پس در این صورت مسلماً باید به صورت پیشرفته

و با سرعت بیشتری مطالعه کنیم. تندخوانی برای افرادی که دارای مشغله هستند و وقت

زیادی برای اشخاصی که با مطالعه سرو کار دارند نیست، بلکه برای همه امری است ضروری.

هر شخصی در هر مقطع و شغلی که هست: معلم، مهندس، محصل، دانشجو، پزشک، خانم

خانه دار، یک شخص مغازه دار، بازداری، کارمند، و ….. همه نیاز دارند این روش ها را یاد بگیرند.

در جامعه ای که ما زندگی می کنیم کسی پیروز میدان است که از دیگران بیشتر بداند و بیشتر

عمل کند. در کشوری که ما زندگی می کنیم فقط کافی است ذره ای بیشتر بدانیم. خیلی سریع

به خواسته هایمان می رسیم. روزانه در هر حیطۀ زندگی، هزاران کتاب چاپ می شود. آیا عمر ما

کفاف این را می دهد که همه چیز را خودمان یک تنه تجربه کنیم؟

 برگرفته از کتاب: آموزش تندخوانی

مؤلف: رامین براتی

تشویق کودکان به مطالعه

تشویق کودکان به مطالعه

برای بچه‌ها کتاب بخرید و آن را در دسترس آنها قرار دهید. بچه‌هایی که کتابخوان می‌شوند، معمولاً

به خانواده‌هایی تعلق دارند که کتاب و سایر ابزار مطالعه در خانه مهیا است. برای تشویق کودکان

به مطالعه، به آنها کتاب هدیه دهید. کتاب هدیه‌ای نسبتاً ارزان و بسیار مفید است. به علاوه چیزی

که به صورت هدیه به کسی داده شود، ارزش و احترام بیشتری پیدا می‌کند.

نباید کتابهای بچه‌ها را خارج از دسترس نگه دارید که در دیدرس آنها نباشد یا دسترسی به آن

نداشته باشند. بهتر است کتابها را روی زمین، نه در جایی بلند و در دسترس آنها قرار دهید.

خودتان هم مطالعه کنید. یکی از بهترین راه‌ ها برای تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه این است

که خودتان الگوی آنها باشید. اگر بچه‌ها ببینند که خودتان هم کتاب می‌خوانید و از مطالعه لذت

می برید احتمال اینکه آنها هم چنین عادتی پیدا کنند و این فعالیت‌ها را پیش بگیرند، بیشتر است.

مطالعه را به صورت یک تفریح در آورید. چیزی که از آن لذت برده شود همیشه مورد علاقه است.

داستان کتابها را به صورت نمایش درآورید، صدایتان را عوض کنید و بچه‌ها را سرشوق بیاورید. اگر

داستان را خسته کننده و حوصله‌بر برای بچه‌ها بخوانید، هرچقدر هم که داستان جالب و جذابی

باشد، آنها اشتیاقی برای دنبال کردن آن نخواهند داشت.

مرتب کتاب بخوانید هر روز یا حتی چند بار در روز برای بچه‌های کوچکتان کتاب بخوانید. بچه‌های

بزرگتر را هم تشویق کنید که هر روز برای خود مطالعه کنند و در مورد کتابی که خوانده‌اند با آنها

صحبت و گفتگو کنید.

 تشویق کودکان به مطالعه

تلویزیون را خاموش کنید و کمی خانه را آرام کنید. خاموش بودن تلویزیون باعث می‌شود بچه‌ها به

دنبال سرگرمی دیگری برای خود باشند. تماشای بیش از اندازه تلویزیون برای بچه‌ها مضر است،

به ویژه اگربخواهید آنها را به مطالعه تشویق کنید.

هر هفته یا هر ماه بچه‌ها را به کتابخانه ببرید تا کتاب‌های مورد علاقه‌شان را خودشان انتخاب کنند.

یادتان باشد مجلات و کتاب‌های خنده‌دار و مفرح‌ راه بسیار خوبی برای ترغیب بچه‌ها به کتاب خواندن

است. یک راه خوب برای تشویق بچه‌ها به مطالعه استفاده از کتاب‌ هایی است که روی CD ضبط

شده است.

کتاب‌های چند فصلی بخوانید. کتاب‌های چندفصلی خواننده را بیشتر ترغیب به خواندن می‌کند وباعث

می‌شود برای اطلاع یافتن از آخر داستان دوباره به سراغ کتاب بیایند یا آنقدر خواندنشان را ادامه دهند

تا کتاب را به پایان برسانند.

از علاقه بچه‌ها استفاده کرده و کتاب‌هایی با آن نوع شخصیت‌هایی که دوست دارند برایشان بخرید.

کتاب‌ها را با هم بلند بلند بخوانید. این راه برای آموزش مطالعه به بچه‌ها بسیار خوب است چون بچه‌ه

ا عاشق درآوردن صدا هستند. پس هر زمان که وقت کردید، با هم نشسته و کتاب‌ها را بلند بخوانید.

مثلاً در آوردن تیک‌تیک ساعت یا تق‌تق زدن به در برای بچه‌ها می‌تواند سرگرم کننده باشد و علاقه آن‌

ها را به خواندن بیشتر می‌کند.

تشویق کردن بچه‌ها به مطالعه کار چندان دشواری نیست. می‌بینید که راه‌های زیادی برای این کار

وجود دارد. به علایق آن‌ها توجه کنید و برحسب آن کتاب‌های مناسبی در اختیارشان قراردهید تا از

همین کودکی با ارزش کتاب و مطالعه آشنا شوند.

 

نکات مهم در انتخاب کتاب مناسب برای کودک

نکات مهم در انتخاب کتاب مناسب برای کودک

در پاسخ به این پرسش که چه کتابی برای کودک ما مناسب است؟ باید گفت که این مسئله مستقیما به

سن کودک بستگی دارد. با توجه به کودکتان  نکاتی را در زیر عنوان می کنیم که به شما کمک می‌کند کتاب

مناسب فرزندتان را انتخاب و خریداری کنید.

نکته اول: کتاب خردسالان باید پر از تصاویر با رنگ های شاد و براق باشد و نوشته های کمی داشته‌باشد.

در حالی که کتابی که برای کودکان بزرگتر طراحی و نوشته می‌شود. مثلا؛ بچه‌های رده سنی ۱۰ سال، باید

نوشته‌های بیشتری داشته باشد. البته وجود تصاویر هیجان انگیز و رنگی در کتاب برای هر سنی جالب توجه

است. یک تصویر بهتر از هزار کلمه مفهوم را می‌رساند. برای آموزش و خلاقیت نیز تصویر حرف اول را می‌زند.

نکته دوم: کتاب باید محتوای خلاقانه‌ داشته باشد و خواندن آن برای کودک هیجان انگیز و جالب باشد. علاوه

بر آن باید اتفاقات در داستان سریع باشد. شخصیت های داستان باید به خوبی معرفی شده و برای کودک

باور پذیر باشند.

مشکلات و مسائل شخصیت های داستان باید مشابه مشکلات و مسائلی باشند که کودک در آن سن با آنها

مواجه می‌شود.

نکته سوم: وجود صحبت‌های خنده‌دار و لطیفه‌های بامزه در لابه‌لای گفتگوهای شخصیت‌ها ضروری است.

نکته چهارم: تقسیم بندی کتاب باید به گونه‌ای باشد که خواندن کتاب را برای کودک آسان کند. قلم و خط

نوشته‌های کتاب باید به چشم کودکان آشنا باشد. این نکته به فهم و شناخت بیشتر کلمات توسط کودک

کمک می کند.

نکته پنجم: بهتر است کتاب با اطلاعات کمی شروع شود. فقط اطلاعات ضروری مانند اطلاعات کلی در مورد

شخصیت  اصلی داستان، اسامی و محل زندگی آنها باید در ابتدای کتاب باشد. اطلاعات اضافی کودک را

خسته کرده و دیگر میلی به کتاب خوانی نشان نخواهد داد.

 

نکات مهم درباره انتخاب کتاب مناسب کودکان

نکات مهم در انتخاب کتاب مناسب برای کودک

نکته ششم: قسمت پایانی کتاب هم بسیار مهم است. در انتها، همه مشکلات و مسائل باید حل شده‌

باشد و کتاب پایان خوشی داشته باشد. به ویژه اگر مخاطبان و خوانندگان آن کودکان خردسال باشند.

 

نکته هفتم: تعداد صفحه‌های کتاب هم از اهمیت خاصی برخوردار است. کتاب هایی که نوشته و عکس

با هم دارند. باید بین ۲۵ تا ۳۵ صفحه باشند و کتابهای مصور نباید بیشتر از ۱۶ صفحه داشته باشند 

حتی در حین مطالعه کتاب‌های مصور والدین می توانند با پرسیدن تعداد تصاویر کتاب کودک را با اعداد

آشنا کرد و آموزش بدهند.

نکته هشتم: کتاب با جلد مقاوم، دوام بیشتری خواهد داشت. دقت کنید که گوشه های کتاب گرد باشد

تا آسیبی به کودکان وارد نشود.

کودکان عاشق داستان های تخیلی هستند و آن ها را به داستان واقعی ترجیح می دهند. آن ها عاشق

شخصیت ها و اتفاقات تخیلی و مهیج هستند. بطور کلی هر آنچه که قوه تخیل و کنجکاوی آنها را تحریک

کرده و زمینه و انگیزه کشف رمز و رازها را برای آنها فراهم کند.

نکته نهم: داستان باید دارای محتوای آموزشی نیز باشد. یک داستان خوب باید به کودک نکات اخلاقی،

فرهنگی و ارزش‌های مذهبی را بطور غیر مستقیم آموزش دهد.

برای اینکه کودک آینده‌ای موفق و شادی داشته باشد باید قدرت دوست داشتن و مهر ورزی را بشناسد.

در باره صداقت، شجاعت، عدالت، حس همدردی با دیگران و نیز فرق بین خوب و بد را از هم تمیز دهد.

نکته دهم: کتاب خوب برای کودکان باید شخصیت های داشته باشد که بتوانند در شرایط سخت قادر به

تصمیم گیری درست شود. شجاعانه برای زنده ماندن و زندگی خود تلاش کرده و در تمام مراحل از اصول

صحیح اخلاقی پیروی کنند.

والدین و مربیان کودک همچنین نویسندگان و ناشران کتاب کودکان با درایت و آگاهی از این اصول

و نکات ساده می توانند، کودکان امروز را به افراد سالم و موفق آینده تبدیل کنند. افرادی که مایه

افتخار و  سرمایه‌های انسانی بی‌بدل برای جامعه بشری باشند.

ایجاد اعتماد به نفس در کودک

ایجاد اعتماد به نفس در کودک

ایجاد اعتماد به نفس در کودک ممکن است دشوار به نظر برسد. اما احساس

ارزش فردی، پایه‌های آینده‌ی فرزندتان را پی می‌ریزد، زمانی که باید چیزهای

تازه را به تنهایی تجربه کند.

هدف شما در مقام والد، اطمینان خاطر از این است که فرزندتان غرور و احترام

به خود را در درون خود و همین طور ایمان به توانایی‌ خود در مقابله با چالش های

زندگی را رشد داده است.

در اینجا ده استراتژی ساده که به شما در تقویت اعتماد به نفس 

کودکتان کمک می‌کند آورده می‌شود:

۱- بی قید و شرط عشق بورزید: اعتماد به نفس کودک وقتی شکوفا می‌شود

که نوعی علاقه بی قید و شرط را ببیند، عشقی که می‌گوید «دوستت دارم،

هرکه باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی کودکتان را صرف نظر از تواناییهایش،

مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش می‌پذیرید، به او بیشترین کمک را می‌کنید.

۲- به فرزندتان توجه کنید: وقتی را برای توجه کامل به کودک خود کنار بگذارید. 

این بسیار به احساس اعتماد به نفس کودک شما کمک می کند چون به او این

 پیغام  را می‌دهد که شما فکر می‌کنید او مهم و ارزشمند است.

۳- محدودیت‌ها را یادش بدهید: چند قانون منطقی برای کودک خود وضع کنید.

مثلا، اگر به او می‌گویید که موقع دوچرخه سواری در خیابان باید کلاه سرش بگذارد،

اجازه ندهید بدون کلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند که بعضی قوانین خانوادگی

نقشِ  روی سنگ شده اند، احساس امنیت بیشتری می‌کند و به زودی بر طبق انتظارات 

شما  زندگی خواهد کرد.

۴- از ریسک کردن‌های سالم استقبال کنید: کودکتان را به کشف چیزی تازه، مثل

خوردن غذایی متفاوت، یافتن دوستان تازه، یا اسکیت سواری تشویق کنید. با این که

همیشه احتمال شکست وجود دارد اما بدونریسک کردن موفقیت هم به دست نمی آید.

پس به کودک خود اجازه‌ی تجربه‌های کم خطر را بدهید.

۵- اجازه بدهید اشتباه کند: البته یک جنبه حق انتخاب دادن و خطر پذیری این است

که کودکتان در  معرض اشتباه قرار می‌گیرد. اینها درسهای باارزشی برای اعتماد به نفس

کودکتان هستند …

ایجاد اعتماد به نفس در کودک

۶- از اتفاقات مثبت تجلیل کنید: همه تشویق پذیر هستند، بنابراین سعی کنید

چیزهای خوبی را که کودکتان در روز انجام می‌دهد با صدای بلند اعلام کنید.

۷- به حرفای فرزندتان خوب گوش کنید: اگر کودکتان نیاز به حرف زدن دارد،

بایستید و به چیزی که برای گفتن دارد خوب گوش دهید. او نیاز دارد احساس

کند که افکارش، احساساتش، خواسته‌ها و نظراتش مهم هستند.

۸- از مقایسه اجتناب کنید: نظراتی مثل «چرا سعی نمی‌کنی مثل برادرت باشی؟» 

یا «چرا مثل دوستت مودب نیستی؟» فقط کودکتان را به یاد مشکلاتش می‌اندازد

 در او احساس خجالت، حسادت و رقابت را تشدید می‌کند.

۹- احساس همدردی کنید: اگر کودکتان خودش را به شکلی ناخوشایند با خواهر

برادرها یا همسالانش مقایسه می‌کند مثلا می گوید:«چرا نمی تونم مثل دوستم

توپ پرت کنم»، با او همدردی کنید و بعد روی یکی از توانایی‌هایش تاکید کنید.

مثلا بگویید، «آره راست می‌گی. دوستت توپ پرت کن ِخوبیه. تو هم خیلی تند می‌دوی».

این به کودکتان کمک می‌کند متوجه شود که ما همه نقاط قوت و ضعفی داریم و لازم

نیست که حتما بی عیب باشد تا احساس خوبی درباره خودش داشته باشد.

۱۰- تشویق کنید: هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که

پیغام  می‌دهند «ما به تو ایمان داریم. ما تلاشهایت را می‌بینیم. ادامه بده!»

تشویق یعنی تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه ای.

پس اگر کودکتان با مسئله‌ی ریاضی دست و پنجه نرم می‌کند، به جای این که

بگویی «نه اینطوری نیست. بگذار برات حلش کنم»، بگویید «خیلی داری تلاش

 می‌کنی. تقریبا به جواب رسیدی» …

گواهی پزشکی تاثیر تمرینات تندخوانی بر چشمان انسان

گواهی پزشکی تاثیر تمرینات تندخوانی بر چشمان انسان هر یک از چشم های انسان یک ابزار نوری فوق العاده شگفت انگیزی است که بسیار بسیار پیچیده تر و دقیق تر از پیشرفته ترین تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی است که تا کنون طراحی شده اند. مردمک چشم اندازۀ خود را بر حسب شدت و ضعف نور […]

تکنیک های افزایش دقت در تحصیل و کنکور

تکنیک های افزایش دقت در تحصیل و کنکور

بارها اتفاق افتاده است که دانش‌آموزها به‌دلیل بی‌دقتی (با وجود داشتن اطلاعات بالا)

در امتحان‌ها،نمره از دست داده‌اند. به‌طور قطع، برای شما هم اتفاق افتاده است که

بعد از امتحان، دچار افسوس شوید که با وجودی که پاسخ‌ها را می‌دانستید، به‌دلیل

”بی‌دقتی“ نتوانستید به سؤال‌ها پاسخ صحیح دهید.

البته بی‌دقتی انواع متفاوتی دارد: ندیدن قسمت‌هائی از صورت سؤال، اشتباه‌های

محاسبات و… برخی از انواع بی‌دقتی است.

یادمان باشد که برای موفقیت در تحصیل، داشتن اطلاعات علمی کافی نیست.

استفاده از مهارت‌هائیکه بتواند میزان بهره‌وری ما از این اطلاعات را افزایش دهد

نیز امری بسیار مهم است.

دقت به معنی توجه غیرارادی از طریق حواس پنجگانه است. برای اینکه بتوانید

معنی و مفهوم دقت رابهتر لمس کنید به اطراف خود نگاه کنید. سعی کنید

تمام اجسام و وسایلی را که به‌طور نمونه به رنگآبی هستند، به خاطر بسپارید.

اکنون چشم‌های خود را ببندید و سعی کنید اجسام و وسایلی را که به رنگ

دیگری (به طور نمونه سفید)هستند، یادآوری کنید!

این کار، بسیار دشوار خواهد بود. توانائی حفظ ”توجه ارادی“ به موضوعی بدون

اینکه موضوع‌های دیگر توجه ما را از بین ببرد، به معنی ”تمرکز“ است. اما دقت

به معنی ”توجه غیرارادی“ است. در مثالی که زده شد، رنگی که آگاهانه به خاطر

سپرده می‌شد (رنگ آبی)، نمادی از مطلب‌های مهم و یا قسمت‌هائی از سؤال

است که ما می‌دانیم باید به آن توجه کنیم و رنگ دیگر (رنگ سفید)، نماد مطلب‌ها 

و قسمت‌هائی است که ما فکر می‌کنیم مهم نیستند و به همین دلیل به آن

بی‌توجهی می‌کنیم.

اگر در هنگام حل سؤال یا مطالعه، اهمیت مطلبی را بدانیم؛ به طور قطع به آن توجه

خواهیم کرد و بی‌دقتی زمانی رخ می‌دهد که ما از کنار مطلبی می‌گذریم (به صورت

ناآگاهانه). پس برای تقویت دقت باید ”توجه غیرارادی“ خود را تقویت نمائیم.

ندیدن، شنیدن و … همگی از نشانه‌های بی‌دقتی هستند. به‌طور نمونه اگر ما قسمتی

از گفته‌های معلم را نشنویم او می‌گوید: ”دقت کن!“

باز هم تأکید می‌کنم: ”دقت“ یعنی دیدن، شنیدن، لمس کردن و .. همهٔ آن چیزهائی

که با حس ما درارتباط هستند نه فقط آن چیزهائی که ما فکر می‌کنیم مهم هستند.

یعنی به طور نمونه اگر در حال خواندن مطلبی هستیم، دقت یعنی دیدن کامل همهٔ مطلب.

طبق تحقیق‌های صورت گرفته، ۷۵ درصد از اطلاعات از طریق حس بینائی وارد حافظهٔ

ما می‌شوند. این موضوع نشان از میزان اهمیت حس بینائی دارد.

ـ جدول درصد ورود اطلاعات از طریق حواس پنجگانه به حافظهٔ انسان در زیر آمده است:

حس          درصد ورود اطلاعات

بینائی             ۷۵ درصد

شنوائی           ۱۳ درصد

بویائی            ۶ درصد

چشائی – لامسه/ هرکدام ۳ درصد

 

البته این موضوع به‌منزلهٔ بی‌اهمیت بودن حس‌های دیگر نیست؛ ولی می‌توانید کمک

قابل توجهی در روش‌های افزایش دقت داشته باشید.

▪ دو نکته مهم

۱) دقت ذاتی نیست.

دقت یک مهارت است نه یک دانش و هر مهارتی با تمرین قابل پرورش است.

بنابراین یقین داشته باشید که خواهید توانست دقت خود را با انجام تمرین‌های

زیر افزایش دهید.

۲) دقت، اولین مرحله از مرحله‌های انتقال اطلاعات به حافظهٔ بلندمدت است.

در مبحثی حافظه، مرحله‌ها یانتقال مطلب به حافظهٔ بلندمدت به ترتیب زیر گفته شد:

اطلاعات/ حافظه حسی/ حواس پنجگاه/ دقت/ فراموشی/ حافظه کوتاه مدت/

مرور تداعی/ تصویر/ حافظه بلندمدت

همانطور که در شکل نیز می‌بینید، اولین شرط انتقال اطلاعات ”توجه یا دقت“ است.

شاهد این مدعی مطلب‌های بسیار زیادی است که ما در طول روز می‌بینیم، می‌شنویم

و …. ولی فقط آنهائی وارد حافظهٔ بلندمدت می‌شود که ما به آنها دقت“ می‌کنیم.

پس ”دقت“ موضوع سبیار مهمی است. چرا که اگر به موضوعی ”دقت“ نکنیم، هرگز وارد

مرحله‌های انتقال مطلب به حافظهٔ بلندمدت نخواهد شد. تکنیک‌های افزایش ”دقت“ را

در دو بخش ”راهبردهای رفتاری“ و ”راهبردهای ذهنی“ مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم:

الف) راهبردهای رفتاری

همانطور که گفته شد، ”دقت“ به معنی توانائی حفظ توجه از طریق حواس پنجگانه

به‌صورت غیرارادی است. پس اگر حواس پنجگانه خود را تقویت کنیم، گام بزرگی

در افزایش دقت برداشته‌ایم.

با توجه به اینکه بیشترین حجم ورودی اطلاعات از طریق حس بینائی (۷۵ درصد)

رخ می‌دهد، تقویت حس بینائی، امری بیسیار مهم است، برای تقویت حس بینائی

۲ راهکار زیر پیشنهاد می‌گردد:

۱) شستن چشم‌ها در آب زلال

برای تقویت حس بینائی، هر روز چشم‌های خود را داخل یک کاسه آب سرد باز کنید

و چند دقیقیه این کار را ادامه دهید. این کار، علاوه بر افزایش قدرت حس بینائی، به

زلال و شفاف‌تر شدن چشم‌ها (زیبائی) کمک می‌کند.

۲) خوردن مواردی که دارای ویتامین A یا C هستند

مصرف روزانه‌ٔ یک لیوان آب‌هویج و یک عدد گوجه‌فرنگی در درازمدت، تأثیر بسیار زیادی

در افزایش قدرت بینائی و در نتیجه افزایش دقت خواهد داشت. البته برای تقویت

حس‌های دیگر نیز راه‌های گوناگونی وجود دارد که با توجه به میزان اهمیت آنها

فقط اشارهٔ کوتاهی به آنها می‌کنیم۶

برای تقویت حس شنوائی (دقت در شنیدن)، سعی کنید زمانی که موسیقی گوش

می‌دهید انواع سازها را تشخیص دهید و تعداد آنها را معین کنید و برای تقویت

”حس بویائی“، سعی کنید با چشم‌های بسته، میوه‌ها و غذاهای مختلف را با

استفاده از حس بویائی خود تشخیص دهید. برای تقویت ”حس لامسه“ نیز سعی

کنید با لمس انواع پارچه با نوک انگشت‌ها حس آنها را تشخیص دهید.

تکنیک های افزایش دقت در تحصیل و کنکور

▪ تذکر مهم

تمامی تمرین‌های ارائه شده، فقط در صورت داشتن تکرار، نتیجه‌بخش خواهد بود

و باید در این مورد صبور باشید.

در تمرین مهم برای تقویت حس بینائی و شنوائی (دقت در دیدن و شنیدن)

با توجه به اهمیت استفادهٔ دانش‌آموزهای کنکوری از دو حس ”بینائی و شنوائی“

دو تمرین جدید جهت تقویت این دو حس ارائه می‌گردد:

۱) در این تمرین که هدف، تقویت حس بینائی است، باید زمانی که تلویزیون در

حال پخش یک برنامهٔ گفتاری – تصویری (اخبار، سریال و …ـ است، صدای

تلویزیون را قطع کرده و تلاش کنید تا با استفاده از لب‌خوانی کلمه‌ها را دریابید.

البته این‌کار، بسیار دشوار است ولی یادتان باشد که این یک تمرین است و هدف

تنها افزایش توانائی حفظ توجه است.

۳) در این تمرین که شباهت بسیار زیادی با تمرین قبل دارد، باید صدای رادیو را

بسیار کم کنید تا جائی که صدای بسیار کمی شنیده شود، سپس سعی کنید

(تأکید می‌کنم: سعی کنید) صدای گوینده را بشنوید؛ لازم به ذکر است که این

تمرین نیز بسیار دشوار است. یعنی ممکن است از هر ۱۰ کلمه فقط یک کلمه

بشنوید ولی هیچ اشکالی ندارد، هدف فقط تمرین است.

  • انواع بی‌دقتی

دانش‌آموزها و داوطلب‌های کنکوری بیشتر در سه زمان (مطالعه، کلاس و آزمون)

بی‌دقتی می‌کنند. در زیر به‌دلیل بی‌دقتی در این سه مورد و نیز راهبردهای ذهنی

برای افزایش دقت می‌پردازیم، ولی قبل از آن می‌خواهیم ببینیم که چرا بی‌دقتی

می‌کنیم.

روانشناس‌ها و متخصص‌های مطالعه و یادگیری بر این باور هستند که بی‌دقتی در

هنگام مطالعه و آزمون، به سه دلیل رخ می‌دهد:

۱) داشتن عجله

به‌طور حتم برای شما رخ داده است که می‌خواستید در مدت زمان کوتاهی، کاری را

انجام دهید (به‌طور نمونه لحظه‌ای آخر که از منزل خارج می‌شویم، خیلی هم عجله

داریم، یادمان می‌افتد که باید به کسی تلفن بزنیم) در این مواقع ما به‌طور معمول،

بی‌دقتی می‌کنیم و به برخی از موارد مهم توجه نمی‌کنیم. این مورد در آزمون نیز

رخ می‌دهد. داوطلب‌هائی که در حل سؤال‌ها یا خواندن سؤال عجله می‌کنند،

از ضریب دقت بسیار پائینی برخوردار هستند.

۲) سرگردانی چشم بین خط‌ ها و برگشت‌های غیرارادی چشم به عقب

به‌طور حتم در هنگام مطالعه و یا آزمون، برای شما اتفاق افتاده است که خط‌ ها

را گم کرده‌اید و حتی گاهی چشم‌های شما چند کلمه عقب‌تر را نگاه کرده است.

۳) کاهش غیرارادی توجه

تحقیق‌ها نشان می‌دهد بیشترین بی‌دقتی‌ها در جلسه‌ٔ آزمون مربوط به سؤال‌های

ساده است. این موضوع اشاره به کاهش ناآگاهانهٔ توجه دارد. در جلسه آزمون، زمانی

که ما با یک نسبت (سؤال) ساده مواجه می‌شویم. احساس خوشایند موفقیت و

رضایت درونی سبب می‌شود تا تصور کنیم پاسخ دادن به این سؤال، بسیار ساده

است. این فرآیند پیچیدهٔ ذهنی حتی گاهی سبب می‌شود تا ما سؤال بعدی را بخوانیم.

در اصل، ضمیر ناخودآگاه ما با خود می‌گوید: ”این سؤال که ساده است؛ سؤال بعدی

را هم می‌توانم جواب دهم“ بنابراین میزان توجه ما کاهش می‌یابد.

اکنون می‌خواهیم روش‌های ذهنی افزایش دقت و کاهش بی‌دقتی را بررسی کنیم.

ب) راهبردهای ذهنی

۱) افزایش هوشیاری، هنگام روبروئی با سؤال‌های ساده

همان‌طور که کلمه شد، عمده‌ترین دلیل بی‌دقتی، کاهش غیرارادی توجه در هنگام

حل سؤال‌های ساده است. مؤثرترین راه‌حل مقابله با این مورد، افزایش هوشیاری

در هنگام روبه‌رو شدن با سؤال‌های ساده است. بسیار ساده است. کافی است

هر وقت که سؤال ساده دیدید، حالت جسمانی‌تان تغییر کند، گوئی موضوع بسیار

مهم و خطرناکی را دیده‌اید چرا که در این لحظه‌ها، احتمال بی‌دقتی، بسیار زیاد

وجود دارد و شما در خطر آن قرار دارید.

۲) خواندن کامل همهٔ جزئیات

یکی دیگر از دلیل‌های بی‌دقتی در مطالعه و آزمون، توجه نکردن به جزئیات و هماهنگ

نبودن سرعت چشم با ذهن است. برای رفع این مشکل باید از روش خطربر، استفاده

کنید. در این روش مداد یا انگشت اشارهٔ خود را زیر خطاهائی که مطالعه می‌کنید،

حرکت دهید و هماهنگ با آن، چشم‌های خود را حرکت دهید.

▪ دو نکتهٔ مهم

۱) اگر چشم‌های شما با حرکت انگشت خط‌بر هماهنگ نیست، تمرین زیر را انجام دهید:

کتاب درسی خود را وارونه بگیرید و از اولین کلمهٔ بالای صفحه، سمت راست شروع

کنید و انگشت خطابر خود را از زیر خط‌ ها حرکت دهید و سعی کنید چشم‌های خود

را با آن هماهنگ کنید. هدف از این تمرین، فقط هماهنگ کردن چشم شما با انگشت

خط‌بر است و نیاز به فهمیدن مطالب نیست.

۲) در آزمون‌ها و امتحان‌ها خواندن کامل صورت سؤال، موضوع بسیار مهمی است که

ما به‌طور معمول به آن توجهی نمی‌کنیم.

در اینجا ذکر دو نکته لازم است:

۱) یادمان باشد که در هر امتحان، فرصت خواندن سؤال برای ما در نظر گرفته شده است.

به‌طور معمول تصور ما بر این است که زمانی‌که ۱۰ سؤال داریم و ۲۰ دقیقه وقت، یعنی

برای پاسخگوئی به هر سؤال، ۲ دقیقه وقت داریم در حالی‌که برای خواندن و پاسخ دادن

به هر سؤال، ۲ دقیقه وقت داریم.

۲) در امتحان‌ها سعی کنید زیر کلمه‌های مهم مانند (نیست، ندارد و…) در صورت سؤال،

خط بکشید.

۳) فعال بودن

با افزایش سرعت مطالعه دقت بیشتر می‌شود تا زمانی که به ناحیهٔ مطالعه فعال برسیم

و پس از آن با افزایش سرعت، ”دقت“ کاش می‌یابد. علت بی‌دقتی در هنگام حل سؤال‌های

ساده، مطالعهٔ درس‌های عمومی، کلاس‌هائی که معلم، آرام صحبت می‌کند، به‌طور کامل

به فعال نبودن ما مربوط می‌شود. برای افزایش دقت از طریق ”فعال بودن“، کافی است از

تکنیک ”یادداشت‌برداری“ استفاده کنیم. یعنی در آزمون با یادداشت کردن محاسبه‌ها و

در هنگام مطالعه، با یادداشت کردن کلمه‌ها و نکته‌های کلیدی.

۴) تنظیم وقت

همان‌طور که گفته شد، ”عجله“ یکی دیگر از عامل‌های بی‌دقتی است. برای حذف این مورد

در امتحان‌ها با استفاده از ”تکنیک‌های مدیریت زمان“ وقت خود را تنظیم کنید و در هر درس

فقط به اندازهٔ همان درس وقت بگذارید.

در هنگام مطالعه نیز در هدفگذاری هر واحد مطالعه دقت کنید تا بر مبنای سرعت واقعی

خود پیش‌بینی نمائید. چرا که اگر بیشتر معین کنید، به طور قطع عجله خواهید کرد و اگر

کمتر معین کنید، با فعال نبودن مطالعه، باز هم بی‌دقتی خواهید کرد.

▪ یک توصیه مهم

به داوطلب‌های کنکوری توصیه می‌کنیم. هر شب ۳۰ دقیقه را به زدن تست زمان‌دار

اختصاص دهند. این کار تأثیر بسیار زیادی در کنترل زمان و در نتیجه کاهش بی‌دقتی

خواهد داشت. این کار را به‌طور حتم، هر روز به مدت ۳۰ دقیقه (۱۰ سؤال عمومی و

۱۰ سؤال اختصاصی) انجام دهید.

مقاله آگاه زندگی کنید

مقاله آگاه زندگی کنید

در هر لحظه آگاهی خودمان را حفظ کنیم. حتما برای شما پیش آمده که وقتی مثلا از خانه

بیرون آمدید فکر کنید که آیا درب رو قفل کرده اید یا از ماشین که خارج میشوید بعد از کمی

دور شدن فکر میکنید آیا درب خودروتون رو قفل کردین یا نه؟

معمولا هم وقتی که برمیگردید و چک می کنید میبینید که بله قفل کردین. دلیل این اتفاق

چیست؟

عدم آگاهی در لحظه از محیط و رخدادهای پیرامونتان

این عدم آگاهی باعث می شود که کنترل خود را از اتفاقات پیرامونتان از دست بدهید و

استرس شما افزایش پیدا کند. بسیاری از کارها برای ما بصورت اتومات شده اند و این

اتومات شدن کارها باعث پایین آمدن سطح آگاهی از خودمان می شود.

خیلی وقتها در هنگام رانندگی از محل کار تا خانه که هر روز انجام می شود بعد از رسیدن

به خانه فکر که میکنیم میبینیم که اصلا از اتفاقات راه هیچ چیزی در خاطر ما نیست و کلا

در تمام زمان رانندگی روی حالت اتومات بوده ایم.

مثلا همین الان که نشسته اید و این تجربه را مطالعه میکنید آیا از نحوه نشستن، قرار

گرفتن پاها و دیگر اندامتان آگاه هستید؟ آیا می دانید ممکن است این نحوه نشستن

به اندام شما آسیب برساند.

مقاله آگاه زندگی کنید

در کتابی با نام “چگونه بر خود مسلط شویم” با روشی آشنا میشویم و با تمرین آن می توانید

زندگی خودتون رو  از حالت اتومات خارج کنید و از تک تک لحظه های زندگیتون لذت ببرید.

مثلا در هنگام رانندگی  برای اینکه حواستون به افکار بیهوده پرت نشه کاری که میکنید اینه که

کلا رانندگی خودتونو رو مثل یک گزارشگر برای خودتون با صدای بلند گزارش میکنید. مثلا الان

سرعت من ۶۰ هست و در لاین دوم بزرگ راه فلان در حال رانندگی هستم. اوه الان یک خودروی

ناشناخته شبیه سفینه از کنار با سرعتت بسیار زیاد رد شد، فرصت نشده ببینم چیه. میتونم

بگیرمش ولی نمی خوام !!! در سمت چپ من الان درختان کاج دیده می شوند و کمی اونطرف تر

تعدادی بروبچ دارن با هم گفتگو میکنن و الان دارم میرسم به چراغ قرمز باید سرعتم رو کاهش

بدم و …خلاصه با اینکار هم از رانندگی خودتون لذت میبرید و هم اینکه کلا تمرکزتون روی کاری

هست که دارید انجام میدید. امتحان کنید خیلی لذت بخشه.

یا هنگام راه رفتن به تمامی اتفاقاتی که در خودتون میفته دقت کنید مثلا حرکت پاها، فشارهایی

که به کفشتون وارد میشه یا حرکت پارچه لباستون روی پاتون حس میکنید و بهش دقت می کنید.

همچنین به تمامی حرکتها و اتفاقاتی که مردم در اطرافتان انجام میدهند دقیق نگاه کنید و کلا

تمرکز کنید روی همون کاری که در حال انجامش هستم.

درسته اولش سخته شما تصمیم میگیرین اینکارو انجام بدین ولی بعد از چند دقیقه که به خودتون

میاین میبینید که دوباره تو افکار خودتون غوطه ور شدین. بله چون ذهن شما عادت کرده به بلغور

کردن گذشته و نگران آینده بودن. در واقع ما همیشه در حال جویدن آدامسهای ذهنی هستیم.

از جمله خواص آدامس اینه که چیزی رو می خوریم ولی در واقع نمی خوریم! می جویم ولی قورت

نمی دهیم و کلا فقط اسباب زحمت دهان و دندان رو فراهم میکنیم.

بیایید از این لحظه همیشه در حال زندگی کنیم و روی همون چیزی تمرکز کنیم که درحال انجامش

هستیم. آگاه زندگی کنید، لازم نیست با افکار مزاحم بجنگیم فقط باید با هاشون کنار بیایم و بهشون

بفهمونیم که به وقتش به اونها هم میرسیم الان وقت نداریم.

در کتاب “آیین زندگی” نوشته دیل کارنگی یک جمله معروف داشت که از قول یک پزشک که

توانست به بالاترین مراتب علم خودش برسه و بعد از فوتش دوتا کتاب بیش از ۱۰۰۰ صفحه ای

در مورد زندگیش نوشتن و خلاصه اون فقط یک جمله بود:

به روی پنجره های گذشته و آینده یک درب فولادی بکشیم و تنها در حال زندگی کنیم

یعنی دیل کارنگی تمام موفقیت و آرامش در زندگی را در انجام همین عمل می دونست و

بسیار زیبا و همراه مصداقهای زیاد اونو تعریف و تبیین میکنه.

مقاله دور کردن افکار مزاحم

مقاله دور کردن افکار مزاحم

افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی

افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد.

برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری

روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر

جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت

آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه

ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قرار بدن هیچ وقت نباید

با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

افکار مزاحم ، عقاید ، تصاویر یا برانگیزش‌های ناخواسته ، مداوم و تکرارشونده‌ای

هستند که شما به‌طور غیرارادی تجربه می‌کنید و بی‌معنی به ‌نظر می‌رسند.

این عقاید به‌طور عموم ، وقتی شما سعی‌می‌کنید به چیزهای دیگری فکر کنید یا

کارهای دیگری را انجام دهید، به ذهن شما هجوم می­آورند.

در زیر، مثال‌هایی از این افکار آورده شده است:

– احساس پریشانی وقتی که اشیاء مرتب نیستند یا به‌طور مناسب در یک خط قرار

نگرفته‌اند یا در بهترین حالت خود قرار ندارند.

– شک در مورد این‌که درب را قفل کرده یا اجاق‌گاز را خاموش کرده‌اید.

– افکار تکرارشونده در مورد این‌که شما در یک تصادف به شخص صدمه زده‌اید.

– تصاویر ذهنی آزاردیدن فرزندتان

– برانگیختگی برای فریاد زدن به ‌طور وقیحانه در مکان های نامناسب

– ترس از سرایت بیماری از طریق دست‌ دادن یا لمس‌کردن اشیایی که دیگران لمس

کرده‌اند.

روش های دور کردن افکار مزاحم

اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه

از خودتون بپرسید:

– آیا این فکر درسته؟

– آیا این فکر مهمه؟

– آیا این فکر مفیده؟

با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم

برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه می کنه،

اما این ساده ترین و اولین قدم هست…

در اینجا کتابی را برای شما قرار داده ایم به نام” افکار مزاحم ” که

خواندن آن می تواند به شما در کنترل و دور کردن افکار مزاحم کمک

کند.

 

 

فیلم رکورددار تندخوانی جهان

فیلم رکورددار تندخوانی جهان

در این فیلم می توانید سرعت مطالعه ی رکوردار تندخوانی جهان را ببینید.

آزمون های تندخوانی ابتدا براساس خواندن رمان ها بود. خواننده کتاب باید

یک رمان کامل را تا حد ممکن، سریع می خواند و بعد برای فردی که آن رمان

را خوب و عمیق خوانده بود، خلاصه ای از آن را بازگو می کرد.

متن بازگو شده باید شامل شرح و تفسیرهایی پر از اطلاعات درباره حوضه های

اصلی داستان مثل شخصیت ها، محل و زمان وقوع داستان، طرح داستان،

فلسفه داستان، نمادها و سمبل ها، سطح زبانی، سبک ادبی،استعارات، موضوع

داستان و شرایط تاریخی داستان بود.

از مشاهیر تندخوان اولیه، مایکل ج. گلب از آمریکاست با سرعت ۱۸۰۵ لغت در

دقیقه و نیز میتیمنا کورک از هلند، که رکورد ۲۰۰۰ کلمه در دقیقه را با ۲۱۰۰ کلمه

در دقیقه شکست.

هم وطن کورک، کجتیل گونارسون، رکورد ۳۰۰۰ کلمه در دقیقه را با ۳۰۵۰ کلمه در

دقیقه شکست و سین آدام از آمریکا با کسب رکورد وسوسه انگیز ۳۸۵۰ کلمه در

دقیقه به مرز ۴۰۰۰ کلمه در دقیقه نزدیک شد.

در سال ۲۰۰۷  آنا جونز که ۶ بار قهرمان مسابقات جهانی تندخوانی شده بود،

کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ را در ۴۷ دقیقه و ۱ ثانیه خواند و به سرعت شگفت انگیز

۴۲۵۱ کلمه در دقیقه دست یافت.

او سپس به نقد و بررسی این کتاب برای نشریه ایندیپندنت و شبکه تلویزیونی اسکای

پرداخت و طی این نقدها، سخاوتمندانه تجربه تندخوانی اش در خواندن  این کتاب را

به دیگران به مشارکت گذاشت.

این فیلم را در آپارات هم می توانید ببینید.

iMindMap 9 Ultimate 9.0.1 ترسیم نقشه های ذهنی

iMindMap 9 Ultimate 9.0.1 ترسیم نقشه های ذهنی

نرم‌افزاری برای کشیدن نقشه‌ذهنی (Mind Map) می‌باشد و در این زمینه کاربرد فراوانی

دارد و امکانات ویژه و زیادی برای کشیدن آن در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

iMindMap نرم‌افزاری خوش‌دست، رایگان و کاربردیست که به شما این امکان را می‌دهد

که با سرعت و به‌آسانی نقشه‌های ذهنی خود را به صورت گرافیکی و با تفهیم‌پذیری

بالا ترسیم نمایید. ترسیم ایده‌ها و طرح‌ها به‌صورت گرافیکی سبب می‌شود که راه‌‌حل

مشکلات پدیدار و تجزیه و تحلیل طرح‌ها راحت‌تر و ساده‌تر گردد. تهیه و ترسیم نقشه‌ها

به‌ راحتی چسباندن تمبر بر روی نامه است، به راحتی گرفتن و انداختن نمودارها،

چارت‌ها و اشکال به درون محیط کار. نقشه‌ها ، دیاگرام‌ها و فلوچارت‌ها و اشکال گرافیکی

از پیش ساخته‌شده توسط iMindMap به‌صورت تصاویربرداری هستند که کمترین افت

کیفیت را در بزرگنمایی‌ها دارند. این نرم افزار به پرورش ایده‌های شما و تقویت تفکر و به

ثمر رساندن آنها شما در بهتر زندگی‌کردن یاری می‌هد.

نقشه‌ذهنی چیست؟

نقشه‌ذهنی مجموعه‌ای از دیاگرام‌ها برای نمایش کلمات، ایده‌ها، فعالیتها و موارد دیگر

است که حول یک نقطه مرکزی یا کلمه کلیدی به‌طور محوری کشیده می‌شود.

نقشه ذهنی برای ایجاد، تصویرکردن، ساختاردهی و طبقه‌بندی ایده‌ها در زمینه‌های

مطالعات و تحقیق، حل مسئله و تصمیم‌سازی کاربرد دارد. با استفاده از نقشه‌ذهنی

می‌توان به‌سرعت ساختار یک موضوع را شناسایی نمود و همچنین ارتباط بین اجزای

سازنده موضوع را درک کرد. استفاده از نقشه ذهنی بسیار آسان است. کافی است

برای استفاده از آن یک برگ کاغذ بردارید، یک دایره یا بیضی وسط صفحه بکشید و

عنوان موضوع مورد نظر را درون آن بنویسید. سپس با اضافه‌کردن شاخه‌های مختلف

متصل به مرکز، موضوعات جانبی را اضافه نمایید. هر شاخته می‌تواند زیر شاخه‌های

مختلف داشته باشد. می‌توان برای هر موضوع در هر شاخه از رنگ‌های مختلف

استفاده نمود و حتی می‌توان شکل‌های مختلفی را کنار موضوعات اضافه نمود.

 

چگونه فرزندانی درس خوان تربیت کنیم؟

چگونه فرزندانی درس خوان تربیت کنیم؟

متأسفانه بسیاری از والدین، خود از خواندن کتاب فراری هستند، اما به

فرزندانشان فشار می‌آورند تا به کتابخوانی حرفه‌ای تبدیل شوند؛ پس در

واقع اصل نخست آموزش یعنی”الگوی خوب بودن” را زیر سؤال می‌برند.

همچنین بیشتر والدین برای فرزندشان تا پیش از ورود به سن مدرسه و

باسواد شدن ، کتاب نمی‌خوانند یا کم می‌خوانند ولی انتظار دارند که کودک

هنگامی که با سواد شد، هر روز زمانی را به کتاب‌خواندن اختصاص دهد.

تحقیقات نشان داده که شما می‌توانید از بدو تولد، فرزند خود را با مقوله

کتاب آشنا کنید.

کودکانی که از کوچکی با کتاب و کتاب‌خواندن آشنا می‌شوند، در بزرگسالی

گرایش بیشتری به مطالعه خواهند داشت.

علاوه بر این، خواندن کتاب از سنین پایین که تکامل مغز و سیستم عصبی

پیشرفت بیشتری دارد، به رشد هوشی آنها نیز کمک می‌کند.

شما می‌توانید کتاب‌هایی که دارای تصاویر واضح و رنگارنگ هستند استفاده

کنید

در واقع هر قدر بیشتر برای فرزندتان قصه بخوانید،در حرف زدن موفق شده

و رشد مهارت‌های کلامی بهتری خواهد داشت و در آینده بهتر صحبت خواهد

کرد.

کودکانی که مهارت‌های کلامی بهتری دارند، در انجام کارهای گروهی و بیان

منظور خود به دیگران و همچنین داشتن روابط اجتماعی بهتر، موفق‌تر هستند؛

پس در واقع با انجام کار ساده‌ای چون خواندن کتاب می‌توانید به موفقیت کودک

خود در جامعه کمک کنید.

همچنین کتاب‌خواندن برای کودکان، آنها را تشویق می‌کند تا بیشتر ببینند، لمس

کنند و سؤال بپرسند و در مجموع علاوه بر رشد کلامی، مهارت‌های فکری و اجتماعی

آنها نیز بهتر می‌شود.

در سنین بالاتر( ۳-۶) سالگی ،خواندن کتاب پیش از زمان خواب، علاوه بر آنکه ذهن

کودک را از تنش‌ها و هیجانات روزانه خالی می‌کند، به او کمک می‌کند تا نظم خاصی

نیز به زمان خواب خود دهد. با این کار کودک می‌آموزد که بعد از خواندن کتاب ،زمان

خواب است و دیگر بحث زیادی برای کمی بیشتر بیدار ماندن با شما نمی‌کند.

چگونه فرزندانی درس خوان تربیت کنیم؟

چند نکته برای آنکه فرزندی کتابخوان داشته باشیم

۱- کودک نوپای خود را در هنگام کتاب‌خواندن بغل کنید تا علاوه بر لذت شنیدن صدای

شما، احساس امنیت و آرامش را نیز از در آغوش شما بودن دریافت کند. همچنین

می‌توانید کودکان بزرگ‌تر را هم درصورت تمایل خودشان بغل کرده و سپس کتاب بخوانید..

۲- در هنگام خواندن کتاب، تنها به تمام شدن آن فکر نکنید. حین خواندن کتاب،

از او سؤالاتی در مورد داستان بپرسید و اجازه دهید قوه تخیل او فعال شود.

برای پاسخ‌های خلاقانه او ارزش قائل شده و تشویق‌اش کنید.

۳- کتاب‌های فرزندتان را در معرض دید او بگذارید و از اینکه با بد ورق زدن، آنها

را پاره کند نهراسید. به او اجازه دهید ابتدا با کتاب دوست شده و سپس کم‌کم

با آداب صحیح کتاب‌خواندن آشنا شود.

۴- در هنگام خواندن کتاب، از تن‌های مختلف صدا استفاده کنید تا از یکنواختی

جلوگیری شود. احساسی خواندن والدین، موجب رشد احساس در کودک می‌شود.

۵- کودکان زیر ۳ سال عاشق تکرار هستند و از تکرارکردن است که می‌آموزند. بنابراین

از اینکه بخواهید کتابی را بیش از ۱۰ بار برای او بخوانید، فرار نکنید.

شاید تکرار داستانی کودکانه برای چندمین بار، برای شما ناخوشایند باشد اما مطمئن

باشید که کودکتان باز هم در حال آموختن چیز جدیدی از بین این کلمات است..

خلق خوب

خلق خوب

خُلق روزمره:

اغلب افراد تقریباً روزی ۱۰۰۰ دقیقه بیدارند، ولی مقدار کمی از این زمان،

هیجانهایی چون خشم، ترس، یا شادی را بردارند.

ما طول شبانه روز جریان خلق های دائمی را تجربه می کنیم. همیشه چیزی

را حساس می کنیم. آنچه که احساس می کنیم، خُلق است. یعنی نوعی

احساس که اغلب به صورت اثر بعدی رویداد هیجانی که قبلاً تجربه کرده ایم،

وجود دارد.

خُلق به صورت حالت عاطفۀ مثبت یا حالت عاطفۀ منفی  وجود دارد. که ما آن

را به عنوان: خُلق خوب و خُلق بد می شناسیم.

عاطفۀ مثبت در طول چرخۀ خواب- بیداری، نوسان می کند. طبق تحقیقات، سطح

عاطفۀ مثبت هنگام بیدار شدن کاملاً پایین است، در طول صبح به سرعت بالا میرود،

و تا بعد از ظهر به تدریج همچنان بالا می رود تا این که بین ۶ تا ۹ بعد از ظهر به اوج

خود می رسد. عاطفۀ مثبت از آن پس به سرعت در اواخر شب پایین می آید و به

سطح پایین اوایل صبح، بر می گردد.

عاطفۀ مثبت بیانگر مشغولیت لذت بخش است که به صورت سطح لذت جاری، اشتیاق

و پیشروی به سمت هدف وجود دارد.

وقتی عاطفۀ مثبت شما بالاست احساس می کنید، علاقمند، پر انرژی، هوشیار و خوش

بین هستید، در حالی که وقتی عاطفۀ مثبت تان پایین است، احساس می کنید خموده،

بی تفاوت و خسته هستید.

هنگامی که مشغولیتی ناخوشایند را تجربه می کنید، حالت عاطفۀ منفی شما را فرا خواهد

گرفت و با بالا رفتن عاطفۀ منفی، احساس می کنید ، ناخشنود، عصبی و تحریکپذیر هستید

و در حین عاطفۀ منفی پایین، آرام و آرمیده خواهید بود.

خلق خوب

این احساس های هوشیاری در برابر ملالت( عاطفۀ مثبت)  و تحریک پذیری در برابر آرمیدگی

( عاطفۀ منفی) ماهیت ضروری تجربۀ عاطفی روزمره و جاری می باشند.

به این نکته توجه کنید که عاطفۀ مثبت و منفی رفتار شما را تحت تأثیر قرار می دهد.

پاداش ، انگیزه و اشتیاق را بر می انگیزد و در پی رفتاری که از شما سر می زند و پاداش

دریافت می کنید، عاطفۀ مثبت در شما ایجاد می شود.

در مقابل تنبیه موجب آزار شده و عاطفۀ منفی ایجاد می کند.

وقتی کاری انجام می دهید و پاداش دریافت می کنید، حس خوبی در شما ایجاد می شود،

در انجام دوبارۀ آن کار مداومت ایجاد شده و تبدیل به عادت می شود.

عاطفۀ منفی و خلق ناخوش، اجتناب ایجاد می کند.

6 گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

۶ گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

گام اول: خواندن اجمالی

خواندن اجمالی یعنی بررسی سریع یک کتاب یا فصلی از کتاب یا قسمتی از

آن از روی نشانه های مختلفی مثل تیترها، سؤال ها، عکس ها و نمودارها.

خواندن اجمالی را با نگاه کردن سرسری به کتاب اشتباه نگیرید.

با مطالعۀ اجمالی:

-متوجه می شوید در بین مطالبی که می خوانید چه قسمت هایی مهم تر هستند.

-می توانید دقیق تر حساب کنید، خواندن مطلب چه قدر وقت می خواهد.

-دقت و تمرکز شما را بیشتر می کند.

-مرحلۀ بعدی، یعنی مطالعۀ دقیق را برای شما راحت تر می کند.

بنابر این انتظار نداشته باشید همین اول، با خواندن اجمالی، مفهوم اصلی مطلب را

خیلی دقیق بفهمید. خواندن اجمالی کم کم موتور شما را برای پرواز گرم می کند!

نحوۀ خواندن اجمالی:

-همۀ تیترها یا عنوان های کوچک و بزرگ را بخوانید.

-اگر خلاصۀ مطلب یا نکات مهم آن جدا نوشته شده( مثلاً اول یا آخر یک فصل یا در

حاشیۀ کتاب یا در کادرهایی خاص) آن ها را بخوانید.

-به کلماتی که به صورت رنگی یا حروف کج یا درشت نوشته شده اند دقت کنید.

-به شکل ها، نقشه ها، جدول ها و زیر نویس آن ها توجه کنید.

-اگر مطلب با سؤال هایی شروع شده یا در پایان مطلب سؤال هایی مطرح شده آن ها

را هم خوب بخوانید.( در این مرحله لازم نیست به سؤال ها جواب بدهید، سؤال ها به

شما کمک می کنند تا موضوعات مهم را بشناسید.)

گام دوم: مطالعه به روش پرسشی

در این روش مطالعه، شما مطلب مورد نظرتان را می خوانید تا از هر نکتۀ آن سؤال

طرح کنید. یعنی در متن به دنبال سؤال هستید و هر موضوعی را که می خوانید،

هر تصویر، هر نمودار هر مسئله ای را که می بینید از آن سؤال طرح می کنید.

خواندن به قصد طرح سؤال، به شما کمک می کند تا:

-کمک می کند تا حواس تان جمع باشد و تمرکز داشته باشید.

-چون فکر شما با مطالب کتاب در گیر می شود، از تنبلی بیرون می آیید.

-شما را خیلی خوب برای امتحان آماده می کند( چون قدرت پیش بینی شما بیشتر

می شود).

-به شما کمک می کند مطالب را بهتر بفهمید.

-یکی از روش های مرور کردن درس ها پاسخ دادن به سؤال هایی است که خودتان

طرح کرده اید.

طرح سؤال، چگونه؟

-خودتان را به جای معلم یا طراح سؤال فرض کنید.

-بهتر است هر فصل( یا هر قسمتی از کتاب را که می خوانید؛ یک بار فقط با هدف

طرح سؤال مطالعه کنید.

-البته می توانید طرح سؤال را هنگام خواندن اجمالی( برای سؤال های کلی) و خواندن

عمیق( سؤال های دقیق و جزئی) هم انجام دهید.

-از هر فرصتی برای طرح سؤال استفاده کنید. از جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی

سؤال طرح کنید.

-از سؤال های ساده تا سخت، تا می توانید سؤال طرح کنید( از هر جمله یا زیرنویس عکس).

-حتی می توانید با همکلاسی های تان مسابقه بگذارید چه کسی می تواند سؤالات

بیشتر و سخت تری طرح کند.

-هرچه مطلبی را بهتر بفهمید، سؤال های بیشتری می توانید طرح کنید.

-می توانید سؤال ها را به روش های مختلف دسته بندی کنید.

-اگر از هر فصل کتاب سؤال طرح کنید، پایان هر ترم یا هر سال تحصیلی دربارۀ هر درس

یک عالمه سؤال خواهید داشت.

-در بارۀ درس هایی مثل ریاضی، فیزیک و بعضی قسمتهای شیمی و زیست شناسی

باید هم سؤال و هم مسئله طرح کنید.

گام سوم: خواندن عمیق

یکی از بزرگ ترین اشکالات بچه ها در فهمیدن درس ها این است که نمی دانند عمیق

یعنی چه و چگونه است.

خواندن عمیق مثل کار پلیسی و کارآگاهی است. یعنی شما باید به ماجرایی که نمی دانید

پی ببرید. همان طور که در سریال های پلیسی دیده اید، پلیس یا کارآگاه از هر نشانه

و علامت مثل رد پا، اثر انگشت و هزار چیز دیگر به ماجرا پی می برد. تمام جزئیاتی که

در هر قسمت از کتاب می بینید مثل شواهد سرصحنه، باید شما را به ماجرای اصلی

هدایت کند.

خواندن عمیق به شما کمک می کند

-مطالب را بهتر و بیشتر بفهمید.

-مطالب به مدت طولانی در ذهن شما باقی بماند.

-بتوانید به سؤال های تشریحی و تستی راحت و سریع پاسخ دهید.

-چون مطالب را عمیق می فهمید از آن ها لذت می برید.

-با خواندن عمیق، مطالب در ذهن شما مرتب و منظم می شوند.

خواندن عمیق چگونه است؟

-چون این روشِ مطالعه تمرکز زیادی می خواهد، برای هر ساعت مطالعۀ عمیق مقدار

زیادی مطلب انتخاب نکنید.

-خواندن عمیق دو مرحله دارد: مرحلۀ اول، فهم و کشف، مرحلۀ دوم، مرور و خلاصه نویسی.

-مرحلۀ اول: فهم و کشف

-در این مرحله تمام حواس خود را روی فهم مطلب بگذارید.

-چیزی به عنوان خلاصه نویسی یادداشت نکنید. چون تا تمام مطلب را خوب نفهمید و

سازماندهی نکرده باشید، نمی دانید چه مطلبی مهم است و کدام مهم نیست. تازه

باعث می شود شما همان جمله های کتاب را رونویسی کنید( در حالی که در

خلاصه نویسی باید مطالب را به زبان خودتان بنویسید).

-مهم ترین مسئله در خواندن عمیق کشف سازماندهی موضوعی است که مطالعه

می کنید. هر نویسنده برای توضیح یک موضوع اصلی، به نکته هایی اشاره می کند و

برای توضیح هر نکته، مثال ها، رابطه ها و توضیحات جزئی ارائه می دهد( موضوع اصلی،

نکته ها و جزئیات).

-هر مطلبی را که مطالعه می کنید( درسی یا غیر درسی)، چند مفهوم اصلی دارد و

بین آن ها رابطه هایی برقرار است. مثل یک فیلم داستانی که چند شخصیت اصلی

دارد و بین آن ها روابطی وجود دارد. در مطالعۀ عمیق، هم باید مفهوم های اصلی را کشف

کنید و هم رابطۀ آن ها را باهم.

-نویسندۀ هر مطلب، مثل معماری که نقشۀ ساختمانی را در فکر خود می کشد و بعد

آن را می سازد، در ذهن خود بین همۀ مطالب ریز و درشت روابطی برقرار کرده است، و

درست همان روابط را در متن درس برای شما نوشته است. شما می توانید با چند بار

گردش دقیق در ساختمان، نقشه ای را که معمار در فکر خود داشته، روی کاغذ بکشید.

-نشانۀ فهمیدن هر مطلب این است که مفاهیم اصلی، و نکته های آن را به طور کامل

شناخته و رابطۀ آن ها را با هم کشف کرده باشید.

مرحلۀ دوم: مرور وخلاصه نویسی

-یک بار از ابتدا شروع می کنید به خواندن، با این هدف که متوجه شوید دقیقاً چه چیزهایی

را فهمیده اید و چه قسمت هایی برای شما مبهم است.

-بین موضوعاتی که قبلاً فهمیده اید ارتباط برقرار کنید. سعی کنید سازماندهی مطالب را

برای خودتان به هر شکلی که می توانید بکشید.

خلاصه نویسی کنید، یادداشت برداری کنید. یادداشت های تان فقط به صورت نوشته

( جمله ها و کلمه ها) نباشد. از هر روشی مثل شکل، نمودار، رنگ و هر ابتکاری که موضوع

را بهتر برای شما تجسم می کند و به فهم شما کمک می کند، استفاده کنید.

-نکته ها و مواردی را که متوجه نشده اید، جداگانه یادداشت کنید و مشخص کنید که چگونه

می توانید اشکالات خود را برطرف کنید( مثلا ً از کسی بپرسید یا کتاب بخوانید.)

-نگران نباشید همۀ افراد درخواندن هر متنی، چیزهایی را متوجه نمی شوند. فرق شما با

آن ها این است که شما متوجه ضعف های خود شده اید و بنابراین یک قدم جلوتر هستید.

گام چهارم: یادداشت برداری و خلاصه نویسی

یاداشت برداری و خلاصه نویسی یعنی فهمیدن دقیق مطلب، و نوشتن نکات و مطالب مهم آن

به زبان خودمان.

خلاصه نویسی:

-به شما نشان می دهد چه قدر مطلب را خوب فهمیده اید.

-خلاصه نویسی خوب، کار مرور کردن را برای شما راحت تر می کند.

-مطالبی که خوب خلاصه شده اند، راحت تر و طولانی تر در حافظه می مانند.

چگونه خلاصه نویسی کنیم؟

باید قبلاً مطلب را به طور عمیق خوانده باشید.

-بتوانید جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی را تشخیص دهید.

-در خلاصه نویسی فقط نکته ها و موضوعات اصلی نوشته می شود و از جزئیات

خبری نیست.

-خلاصه ها را باید به زبان خودتان بنویسید و جمله های کتاب را تکرار نکنید( این

کار خیلی مهم است). اگر نتوانید مطلبی را مطلبی را به زبان خودتان بنویسید،

یعنی هنوز در فهم آن اشکال دارید.

-بهتر است بعد از این که مطلبی رایک بار به طور عمیق مطالعه کردید، بار دوم هنگام

مرور مطلب، خلاصه های تان را بنویسید.

-یادداشت های تان را شناسنامه دار کنید. یعنی ابتدای هر مطلب نام درس، موضوع

اصلی، تاریخ یادداشت برداری، شمارۀ صفحه را ثبت کنید تا در استفاده های بعدی

سردرگم نشوید.

-در یادداشت برداری، از هر چیزی مثل شکل، نمودار و علامت استفاده کنید تا

یادداشت های تان کامل تر و قابل استفاده تر شوند.

گام پنجم: قدم به قدم تا مطالعۀ کامل

برای یادگیری کامل مطالب یک کتاب، مخصوصاً کتاب های درسی، هیچ کدام از این

مهارت ها به تنهایی کافی نیست. برای یادگیری کامل باید در جریان مطالعه، هر

مهارت را در جای خودش استفاده کنید. مطالعه مانند رانندگی، شنا یا هر مهارت

دیگر مجموعه ای از مهارت های ریز و درشت است.

مرحلۀ اول: در حال و هوای درس قرار بگیرید:

-شاید بیشترین مشکل خیلی ها همین جاست. یعنی از همین اول در حال و هوای

درس قرار نمی گیریند و تا آخر این مشکل ادامه دارد.

-جدی باشید و دقیقاً مشخص کنید چه قسمتی را  می خواهید بخوانید، تمام نکات

تمرکز را به خاطر بیاورید و رعایت کنید.

-به خودتان اعتماد و اطمینان داشته باشید که از پس کارها بر می آیید.

– هدف های با ارزش تان را به خاطر بیاورید.

مرحلۀ دوم: خواندن اجمالی:

-قبل از مطالعۀ دقیق، مطلب را به طور اجمالی مطالعه کنید. این هم یکی از

روش های قرار گرفتن در حال و هوای مطالعه است.

-حتی اگر قبلاً مطلب را مطالعه کرده اید، بد نیست یک بار دیگر آن را به طور اجمالی

مطالعه کنید.

مرحلۀ سوم: خواندن دقیق، کشف و سازماندهی:

در این مرحله، مطالب را به طور عمیق بخوانید.

-سعی کنید مطالبی را که در هر قسمت فهمیده اید، به مطالب قسمت های دیگر

کتاب ربط دهید.

-مطالب پیش نیاز یعنی مطالبی که قبل از فهم این مطلب لازم است بدانید را به یاد

بیاورید.

-نکتۀ اصلی، نکته های فرعی و جزئیات را مشخص کنید.

-آیا مقصود اصلی مطلب را متوجه شده اید؟ آِیا رابطه ها  و مفاهیم کلیدی را به خوبی

می شناسید؟

-نکتۀ بسیار مهم در این مرحله، کشف قسمت هایی است که متوجه نمی شوید و در

فهم آن ها مشکل دارید. تمام موارد را مشخص کنید. با رابطه ها و تجزیه تحلیلی که

می کنید به ضعف های خود پی می برید.

-قسمت هایی را که متوجه نمی شوید و در فهم آن ها ابهام دارید یادداشت و دسته بندی کنید.

-مطالبی را که نمی دانید: یا کلمه ها و واژه هایی هستند که باید معنی و مفهوم آن ها را

از فرهنگنامه ها یا کسی سؤال کنید. یا مطالبی هستند که برای فهم بهتر آن ها، لازم

است مطالب سال های قبل یا فصل های قبل را یادآوری کنید، و یاد بگیرید. شاید برای این

کار لازم باشد یک یا چند کتاب کمکی دیگر بخوانید یا از دوستان یا معلم های تان بپرسید.

-فکر می کنید به جز موارد بالا چه مسئلۀ دیگری مانع فهمیدن شما می شود؟

می توانید آن را شناسایی کنید؟ آیا راه بر طرف کردن آن را می دانید؟

مرحلۀ چهارم: مرور برای یادداشت برداری:

-مطالبی را که می خوانید و خوب متوجه می شوید خلاصه نویسی کنید و زیر نکته های

مهم خط بکشید و اگر لازم بود در حاشیۀ کتاب نکاتی را توضیح دهید و یادداشت کنید.

-مشخص کنید چه قسمت هایی را لازم است حفظ کنید،تا در وقت مناسب سراغ آن ها بروید.

مرحلۀ پنجم: طرح سؤال:

-آیا می توانید از همۀ قسمت هایی که خوانده اید سؤال طرح کنید؟ آیا به همۀ سؤال ها

می توانید بدون ابهام پاسخ دهید؟

-طرح سؤال را می توانید هم زمان با مرور مطالب هم انجام دهید.

-مرحلۀ ششم: مرور برای یادآوری:

حالا کتاب را ببندید و تمام مطالبی را که مطالعه کرده اید، به زبان خودتان، برای خود شرح

دهید. آیا همه چیز را واضح و بی ابهام به یاد می آورید؟

برای بعضی درس ها مثل ریاضی، مرور، یعنی حل کردن مسئله، آیا می توانید دربارۀ

مطلبی که خوانده اید مسائل بیشتری حل کنید؟

مرحلۀ هفتم: حفظ مطالب:

قسمت هایی را که لازم است، همین الان شروع کنید به حفظ کردن ، و اگر مطالب زیاد

است یا وقت ندارید، زمان هایی را برای حفظ آن ها معین کنید.

کلید طلایی درس خواندن: علاقه و لذت

کلید طلایی موفقیت در هر کاری، داشتن علاقه و لذت بردن از آن کار است.

وقتی از ته دل به کاری علاقه داشته باشید، ساعت ها بدون خستگی به آن مشغول

می شوید و به هر زحمتی که باشد هر مانعی را از سر راه بر می دارید. شما حتماً

از این انگیزه های قوی، فت و فراوان دور و برتان سراغ دارید.

در درس و تحصیل هم کسانی موفق هستند که انگیزه های قوی آن ها باعث می شود

نسبت به دیگران تلاش بیشتری کنند.

-مطالب کتاب های درسی، اطلاعات عمومی و مهارت های اولیه ای است که آشنایی

با آن ها برای زندگی در دنیای امروز لازم است.

-اطلاعات و دانستنی هایی که در هر پایۀ تحصیلی به دست می آورید، پایۀ کلاس های

بعدی است و همۀ این اطلاعات یکی از پایه های مهم شغلی است که در آینده انتخاب

می کنید. همۀ افراد سرشناس در دنیای علم، و حرفه های مختلف از همین مطالب

شروع کرده اند.

-موفقیت در مدرسه، یکی از موفقیت های طول زندگی هر انسان است. معمولاً کسانی

که در زندگی و شغل آدم های مفقی هستند، در مدرسه هم افراد موفقی بوده اند.

-اما علاقه یک شبه به وجود نمی آید بلکه باید در این باره برنامه هایی داشته باشید و

تلاش کنید تا به تدریج اشتیاق و انگیزۀ شما تقویت شود.

گام ششم: حواسپرتی و نداشتن تمرکز:

یکی از علت های حواسپرتی در هنگام مطالعه این است که همۀ مطلب یا قسمتی از

آن را متوجه نمی شوید، اما نمی دانید چرا؟ بعد از چند بار مطالعه خود به خود از آن

مطلب دلزده می شوید و هنگام مطالعه حواس تان جای دیگری می رود.

-یکی از علت های حواسپرتی، نداشتن مهارت های مطالعه و فعال نبودن در مطالعه

است. وقتی مطلبی را سطحی بخوانید و با مطلب در گیر نشوید، ذهن تان خیلی آمادۀ

حواسپرتی است.

-یکی از علت های حواسپرتی، خستگی زیاد است.

-یکی از علت های حواسپرتی، کسالت و نداشتن تحرک بدنی است. سعی کنید به طور

منظم، ورزش کنید( حتی انجام نرمش های ساده در خانه هم به شما نشاط می دهد).

-جمع شدن تکالیف و کارهای مدرسه، به دلیل اضطراب و نگرانی که در شما ایجاد می کند،

یکی از علت های مهم حواسپرتی است. هر چند تکالیف بیشتر جمع شوند تمرکز شما

در درس کمتر می شود. بهتر است از همین الان شروع به برنامه ریزی و تنظیم وقت کنید.

-بالاخره یکی از مهمترین علت های حواسپرتی انواع مشغولیت های فکری دورۀ نوجوانی است.

-افکار پراکنده گاهی مثل سیل می تواند همه چیز را خراب کند. اما افکار مهار شده و کنترل

شده مثل آب پشت سد می توانند سازنده باشند…

چرا با هوش ها بیشتر عمر می کنند؟

چرا باهوش‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟

امید به زندگی و طول عمر انسان زیاد شده است. بنابر گزارش سازمان جهانی

تحقیقات اپیدمیولوژیک پاسخ واحدی برای این پرسش یافته‌اند: سبک زندگی. در سال

۲۰۱۲ در نشریه پزشکی طب پیشگیری نتیجه تحقیقی را که روی ۸۰۰۰ نفر در طول ۵

سال انجام شده، منتشر شده است. ریسک مرگ به هر علت در میان افراد غیرسیگاری

۵۶ درصد، در افرادی که ورزش می‌کنند ۴۷ درصد و برای کسانی که رژیم غذایی سالم

دارند، ۲۶ درصد کمتر است. پژوهشگران ایتالیایی سبک زندگی ساکنین منطقه سیسیلی

را که تعداد شهروندان ۱۰۰ ساله در آنجا قابل توجه است، بررسی کردند. داشتن فعالیت

بدنی و رفت‌وآمد با بستگان و برخورداری از رژیم غذایی محلی مدیترانه‌ای عوامل سلامت

و طول عمر این افراد است.

ضریب هوشی بالاتر، یعنی طول عمر بیشتر

اما تعجب‌آورترین یافته این تحقیقات، ارتباط مستقیم ضریب هوشی با طول عمر است،

ضریب هوشی بالاتر به معنی طول عمر بیشتر است. در ۱۹۳۲ دولت اسکاتلند از تمامی

کودکان ۱۱ ساله آزمون هوش به عمل آورد. پس از ۶۰ سال دانشگاه ادینبرو در مورد

بازماندگان آن آزمون جستجویی به عمل آورد. نتیجه شوک‌آور بود. هر ۱۵ امتیاز ضریب

هوشی بیشتر ۲۱ درصد شانس طول عمر را افزایش می‌داد. به این معنی که فرد با ضریب

هوشی ۱۱۵ ، ۲۱ درصد احتمال بقایش در سن ۷۶ سالگی بیش از فرد با ضریب هوشی ۱۰۰ بود.

اکنون این آزمایش به صورت مطالعه تاثیر قدرت ادراک بر طول عمر درآمده است. فرضیه‌ای مطرح

شده دال بر تاثیر ژنتیک بر ارتباط ضریب هوشی و طول عمر. تیم تحقیقاتی دکتر آردن روی سه

زوج دوقلو از کشورهای آمریکا، سوئد و دانمارک آزمایش کردند که نتیجه آن را در ژورنال

بین‌المللی اپیدمیولوژی به چاپ رسانده‌اند. مطالعه روی دوقلوها این امتیاز را دارد که اثرات

محیطی و ژنتیکی در محاسبات ما حذف می‌شوند (دوقلوهای همسان ۱۰۰ درصد و

غیرهمسان حداقل ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند). نتیجه این مطالعات و مقایسه آن با دیگر

افراد دور از انتظار نبود. ژن‌ها مسئول بخش عمده‌ای از این رابطه بودند ولی علت وجود

این نقش بطور واضح مشخص نیست.

 

_69727520_mind

افراد با ضریب هوشی بالاتر، رفتارهای سالم‌تری دارند

برخی معتقدند که افراد با ضریب هوشی بالاتر رفتارهای سالم‌تری دارند. مثلا ورزش می‌کنند،

همیشه از کمربند ایمنی خودرو استفاده می‌کنند و سیگار هم نمی‌کشند.

امکان دیگر این است که ضریب هوشی بخش از ضریب تمامیت بدنی (Index of bodily integrity)

و خصوصا نمایانگر کارآمدی سیستم عصبی است. برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران

ارتباط بین ضریب هوش، فناپذیری و زمان عکس‌العمل (نسبت کارآمدی مغز در پردازش اطلاعات

داده شده و انجام عکس‌العمل مناسب) را آزمایش کردند. ارتباط مستقیمی بین کوتاهی زمان

عکس‌ و آسیب‌ ناپذیری افراد مشاهده شد.

از طرفی شکی نیست که IQ ارتباط مستقیم با زمان عکس‌العمل دارد. اطلاعات یاد شده در

کنار دیگر یافته‌های اپیدمیولوژی ادراکی تاثیر غیرمستقیم در ارتقا سلامت عمومی دارند.

فاکتورهای پیشینه خانوادگی، وجود یک بیماری، و IQ باهم می‌تواند برای پیش‌بینی امکان

وقوع مرگ پیش از موقع به کار گرفته شوند. محققین معتقدند که ضریب هوشی نمایانگر

چندین چیز باهم است. این‌جاست که رابطه بین آن و قومیت مطرح می‌شود که دربرگیرنده

تعریف میزان هوشمندی هر منطقه جغرافیایی می‌شود.

برای روشن شدن این جمله مثالی می‌زنیم: فرض کنیم که فردی با اطمینان خاطر از عملکردی

درخشان در آزمون هوش شرکت کند. این اعتمادبنفس ریشه درجنسیت و قومیت وی دارد و

در واقع امر هم نتیجه مثبتی روی عملکرد بهینه وی دارد. بدین ترتیب برچسب باهوش یا

کم‌هوش بر اتکا به‌نفس افراد تاثیر می‌گذارد.

باید معنی ضریب هوش را برای سیاستگذاران امر سلامت بازتعریف کرد. IQ بهتر از هر آزمون

روانکاوی دیگر می‌تواند عملکرد شغلی، دستاوردهای علمی و همانگونه که بحث شد،

فناپذیری را پیش‌بینی کند. ارتباط این فاکتور با میرا بودن ربطی به قسمت و سرنوشت ما ندارد.

تنها یک عامل است در میان عوامل دیگری، همچون علایق، انگیزه و خصوصیات فردی دیگر.

منبع: scientificamerican.com

6 راه برای استفاده بهینه از وقت

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

روش های مدیریت زمان

-خودارزیابی

-تندخوانی

-قانون رعایت سادگی و فشردگی

-قاطعیت

-انطباق با محیط و شرایط

-اتخاذ نگرش مثبت به زندگی

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می شوند.

۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته از کارهایی هستند که افراد موفق و نا موفق

را از هم جدا می کنند و معمولاً افراد ناموفق آنرا به تعویق می اندازند.

۳- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.

۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم

و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس) خود را به این کارها سرگرم

می کنند.

تأخیر در انجام کارهای دستۀ دوم اضطراب آور است و انرژی را از بین می برد. مثلاً با خودتان

می گویید که حالا سه ماه وقت دارم برای خواندن این درس، و همچنان مطالعه را به تعویق

می اندازید…

تمام موفقیت ها و  پیشرفت های انسان در گرو انجام کارهای نوع دوم است. افراد موفق

برای این دسته کارها اضطرار زمانی ایجاد کرده و آنرا انجام می دهند. مثلاً با خود می گوید:

من باید هر روز مقداری از کتاب را برای امتحانم بخوانم.

توجه داشته باشید که وقت کارهای مهم را باید از کارهای غیر اضطراری و غیر مهم در آورد.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است.

مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی:

۱-از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.

۲-کارها را اولویت بندی کنید.

۳-راهزنان وقت را بشناسید و راه های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

 –صحبت های کم اهمیت

-میهمان ناخوانده

– مطالعۀ مطالب کم اهمیت و غیر ضروری

روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه

– تلفن های مزاحم و غیر ضروری

– نداشتن

انضباط کاری

– سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری

– دوباره کاری

– ناتوانی نه گفتن به خواسته های نابج

ا- نداشتن تمرکز حواس

– عادت امروز و فردا کردن

– ترس از شکست

راه های ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده( مثل زمان هایی که در انتظار اتوبوس هستیم).

۲- انجام کارها به طور همزمان

۳- تنظیم وقت خواب

۴- کنترل بیشتر روی وقت تفریح

۵- نه گفتن به درخواست های غیر مهم

۶- عقب انداختن کارهای غیر مهم

۶ راه برای استفاده بهینه از وقت

سؤالاتی که برای مدیریت زمان باید از خود بپرسید:

-چه درصدی از کارهایم از پیش برنامه ریزی شده است؟

-آیا کارهای برنامه ریزی شده، بیش از حد انتظار به طول انجامید؟

-چند مورد وقفه در کارهایم ایجاد شد؟

-آیا بهره وری داشتم؟

-چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتم؟

-چگونه می توانم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشم؟

-برای چند درصد از وقت خود می توانستم برنامه ریزی درستی به عمل آورم؟

شناخت عوامل اتلاف زمان:

-جلسات

-تماس های تلفنی

-تعلل

-آشفتگی و عدم تمرکز

 

تغییر دادن عادت ها:

-برای ایجاد تغییر فرآیند چهار مرحله ای زیر را باید در مورد هر یک از عوامل

اتلاف زمان بکار ببریم:

-یادداشت کردن عامل اتلاف زمان

-تهیۀ فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت

-تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان

-پرورش عادت صرف جویی در زمان

مدیریت زمان یعنی استفادۀ بهینه از وقت

برای رسیدن به این هدف باید:

-عادتهای قبل را فراموش کنیم.

-روش های جدید را بیاموزیم.

-برای ترک عادات نادرست و یادگیری روش های جدید صبور باشیم.

مرحلۀ مرور

مرحلۀ مرور

در سال های قبل، مطالب بسیار زیادی را آموخته و به خاطر سپرده بودید ولی اکنون

اکثر آن ها را فراموش کرده اید.

تا کنون اشخاص زیادی را دیده و با آن ها آشنا شده اید ولی فقط نام تعداد محدودی

از آن ها را به خاطر دارید، چرا؟

علت اکثر فراموشی ها در چنین مواردی به خاطر عدم یادآوری می باشد، به عبارت

دیگر پس از مطالعه و یا به خاطر سپردن موضوعی، اکثراً آموخته ها با یک شیب تندی

رو به فراموشی می روند که مرور و یادآوری، از فراموشی آن ها جلوگیری می کند،

مثلاً صمیمی ترین دوست خود را در دوران کودکی به خاطر آورید حتماً نام او را می دانید،

چون خاطرات دوران کودکی را بعضی از مواقع در ذهن مرور کرده اید.

حفظ و یادآوری مطالب نیز به همین منوال است. اگر مطالب خوانده شده در زمان های

مشخصی مرور و تکرار شوند مانع از فراموشی آن ها می شوید. در هنگام مرور مطالب

درسی لازم نیست کل مطلب را دوباره بخوانید بلکه خواندن خلاصه و مرور الگوی آن

درس کافی بوده و موجب حفظ و ضبط مطالب در حافظۀ بلند مدت شده و فراموش

نمی شوند. کسانی که خود را برای امتحان سخت یا کنکور آماده می کنند، می توانند

با استفاده از اصول الگو برداری، یک بار کتاب را بخوانند  و مرحلۀ مرور را رعایت نمایند

که در این صورت قبولی آن ها تضمین شده و به راحتی موفقیت را لمس خواهند کرد.

مرور باید در فواصل زمانی مشخص انجام گردد.

بیش از ۸۰ درصد مطالب خوانده شده بعد از ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالی که

مرحلۀ مرور مانع از فراموشی مطالب خوانده شده می شود مراحل مرور در زمان های

مختلف به صورت زیر است:

الف) مرور بلافاصله

در اکثر مواقع وقتی تصمیم به خواندن دوبارۀ یک مطلب می گیرید، متوجه می شوید که

بعضی از مطالب برایتان تازه می باشد و به نظر می آید که دفعۀ اول نخوانده بودید، با

وجود این که در مرتبۀ اول همان مطالب را فهمیده بودید.

به خاطر داشته باشید که فهمیدن مطلب دلیل بر یاد سپردن و یادآوری آن نیست. بدین

معنی که درک و فهمیدن، کار مغز است در حالی که به یاد سپردن، کار حافظه می باشد

و فهمیدن ضامن یادآوری نیست. شما فقط وقتی می توانید مطلبی را به یاد آورید که پس

از فهمیدن، آن را به حافظه سپرده باشید. خواندنِ بار اول موجب درک و فهمیدن آن شده

و مرور بلافاصله موجب ضبط و نگهداری در حافظه می شود. به عبارت دیگر فقط به فهمیدن

چیزی اکتفا نکنید بلکه آن را به خاطر بسپارید.

مرور را با استفاده از الگوهای یادآوری انجام دهید، نه با خواندن دوبارۀ مطلب.منظور از

مرور بلافاصله، مرور مطلب در همان روز خوانده شده می باشد. وقتی مطلب و یا کتاب

تمام شد در همان روز، کلیۀ الگوها را مرور نمایید. در هنگام شب قبل از خوابیدن نیز به مدت

کوتاهی ( ۱۰ – ۵ دقیقه به ازای هر یک ساعت مطالعه) الگوها را مرور نموده یا از ذهن

بگذرنید مرور بلافاصلۀ مطلب در به خاطر سپردن آن بسیار مؤثر خواهد بود.

ب) مرور روز بعد

هر روز مطالب روز قبل را به طور کامل مرور نمایید. قبل از مرور، اصرار در خواندن مطالب

بیشتر یا خواندن ادامۀ مطلب نداشته باشید.

بلکه ابتدا مطالب روز قبل را مرور نموده و سپس به مطالعه بپردازید. چرا که زیاد خواندن

مهم نیست، بلکه اهمیت خواندن در یاد گرفتن است. همان طوری که در برنامۀ خود،

ساعت معینی را جهت مطالعه اختصاص می دهید، باید مدت زمان کوتاهی را نیز جهت

مرور مطالب، اختصاص دهید. حتی اگر روزی وقت لازم جهت مطالعه نیافتید، مرور مطالب

گذشته را حتماً انجام دهید. مرور در یادگیری معجزه خواهد کرد. مرحلۀ دوم مرور، میزان

یادسپاری مطالب را تقریباً تا ۱۰-۷ روز ثابت نگه می دارد و بعد از این مدت در صورت مرور

نکردن، آموخته های شما رو به فراموشی خواهند رفت.

ج)مرور یک هفته بعد

یک هفته بعد سومین مرور را انجام دهید. مرور مرحلۀ سوم آموخته های شما را تقریباً

برای یک ماه حفظ می کند و در نظر داشته باشید که مرور مطالب آموخته شده مهمتر

از خواندن کل مطلب است.

برحسب نیاز می توانید زمان دیگری را برای مرور در نظر بگیرید. مثلاً اگر قرار است چهار

ماه بعد یا آخر ترم امتحان بدهید، مرور یک ماه بعد را در نظر بگیرید و یا اگر قصد دارید

یک سال بعد کنکور بدهید یک ماه بعد از مرور مرحلۀ سوم، یک بار دیگر مرور را انجام

دهید به همین ترتیب چهار ماه بعد، نیز مرور را تکرار کنید. مرور تضمین کنندۀ آموخته های

شما خواهد بود.

تذکر: منظور از مرور تکرار کلمات کلیدی نوشته شده در الگو، با ساختن جمله های پر

مفهوم و واضح، مغز را وادار به فعالیت نمایید و آموخته های خود را با صدای بلند و با

حوصله تکرار کنید.

تکرار کلمات کلیدی پشت سر هم بدون کمک گرفتن از مغز، کاری عبث بوده و فقط وقت

تلف کردن می باشد. همچنین در هنگام مرور اگر قسمتی از الگو را متوجه نشدید یا

فراموش کرده اید، با مراجعه به متن و تکمیل دوبارۀ الگو مرور را ادامه دهید.

جهت نظم بخشیدن به برنامۀ مطالعۀ خود، می توانید تمامی الگوهای یادآوری خود را

در داخل یک پوشه و یا کلاسور بطور منظم قرار دهید و بر بالای هر صفحه نام کتاب یا

متن مربوطه را نوشته و تاریخ های مرور را نیز یادداشت کنید.

در هنگام مرور، تمام الگوهای یادآوری را مرور نکنید بلکه فقط آن دسته از الگوهایی را که

موعدشان رسیده، مرور نمایید.

در نهایت مرور را جزو برنامه های روزانۀ خود قرار دهید، مانند غذا خوردن. به عبارت دیگر

آن را برای خود به عنوان یک کار ضروری تلقی کنید. کمتر و مفید خواندن بهتر از بیهوده و

زیاد خواندن است

خلاصه نویسی

خلاصه نویسی

خلاصه نویسی در هنگام یادگیری یکی از بهترین روش های حفظ و نگهداری مطالب

برای بلند مدت می باشد. البته نوشتن مجدد یک کتاب دویست صفحه ای غیر

ممکن بوده و وقت زیادی را احتیاج دارد. پس یادداشت برداری باید به صورت خلاصه

از نکات مهم باشد وخلاصۀ مطالب نیز باید به صورت کلمات کلیدی و مهم نوشته شوند.

حدود ۹۰ درصد مطالب یک کتاب، حروف و کلمات اضافه هستند و فقط ۱۰ درصد یک

کتاب شامل موارد اصل است. حروف و کلمات اضافه وظیفۀ ربط دادن کلمات مهم و

تفهیم مطلب را دارند.

برای روشن شدن موضوع به مطلب زیر توجه کنید:

ماهی در ارتباط با آب است و یک صیاد برای به دست آوردن ماهی از تور ماهی گیری

استفاده می کند. تور ماهی گیری به صورتی ساخته شده که در ابتدا آب و ماهی

را کنار هم در بر می شگیرد ولی آب از تور ماهی گیری به بیرون ریخته و فقط ماهی

باقی می ماند. شما هم باید مانند تور ماهی گیری عمل کنید.

به این صورت که ابتدا کل مطلب را بفهمید و سپس کلمات کلیدی را برداشت نمایید.

در هنگام یادداشت برداری از جمله نویسی بپرهیزید و حدالامکان چکیده و عصارۀ متن

را به صورت کلمات مهم یادداشت نمایید. چرا که در هنگام یادداشت برداری، جستجوی

کلمۀ کلیدی از متن و جملات، موجب فعالیت مغز و پویایی آن می شود و در نهایت

مطلب بهتر به یاد سپرده می شود.

به طور کلی یادداشت برداری در هنگام مطالعه تمرکز حواس را افزایش داده و مانع

از خواب آلودگی می شود. همچنین جستجوی کلمۀ کلید در متن دقت را بیشتر کرده و

باز نویسی آن موجب مروری به خواندن خواهد بود و بالاخره مغز شما پویا و فعال عمل

خواهد کرد.

در خلاصه نویسی یک متن یا یک کتاب، باید هر یک از مراحل زیر را انجام دهید:

۱-یادداشت برداری

در یادداشت برداری، نکات به صورت اصلی و فرعی نوشته می شوند. بدین صورت که

موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه

های اصلی و فرعی می نویسیم.

به طور کلی برای یادداشت برداری موارد زیر را در نظر بگیرید:

الف) نکات به صورت شاخه های اصلی و فرعی از موضوع اصلی و مورد بحث منشعب

می شوند.

ب) از جمله نویسی پرهیز کرده و از کلمات کلیدی استفاده کنید.

ج) برای رسم الگو و نوشتن هر یک از نکات اصلی و فرعی حدالامکان برای ایجاد تنوع،

از رنگهای مختلف استفاده شود که در حفظ مطالب بسیار مؤثر است و مانع از خستگی

چشم می شود.

د) در هر شاخه اگر مطلب احتیاج به توضیح بیشتر داشته باشد، به طوری که نتوان

در کلمات کلیدی گنجاند، شاخه را با علامت(*) مشخص کرده و توضیح مربوطه را در

قسمتی از صفحه به طور خلاصه یادداشت کنید.

ه) برای هر فصل، الگوی جداگانه ای در نظر بگیرید و به طور کلی برای هر کتابی که

می خواهید مطالعه کنید ورق کاغذ جداگانه ای را در نظر بگیرید و بالای صفحه نام کتاب

را بنویسید.

و)الگوهای یادآوری را در پوشه ای به طور منظم و تمیز نگه دارید تا هنگام لزوم بتوانید از

آن ها استفاده کنید.

پس از پایان خلاصه نویسی بر روی الگو، مرحلۀ بازنگری و تکمیل را حتماً انجام دهید.

خلاصه نویسی

زمان یادداشت برداری:

از آنجا که خواندن و نوشتن، دو عمل جداگانه هستند و هر یک کار فیزیکی متفاوت از

دیگری است لذا از خواندن، توأم با نوشتن( یادداشت برداری) بپرهیزید، که در کار یادگیری

مغز ایجاد اختلال می کند. همچنین چون یادداشت برداری توأم با خواندن، مانند

رونویسی مطالب است لذا باعث افزایش یادداشت ها به طور غیر ضروری شده و خستگی

زودرس را موجب می شود. یادداشت برداری باید مجزا از خواندن انجام گیرد به این صورت

که ابتدا تکه ای از متن یا پاراگرافی را بخوانید و سپس آن چه را که فهمیده و یاد گرفته اید

با استفاده از کلمات کلیدی، خلاصه نویسی کنید وپس از یادداشت برداری ادامۀ مطلب

را بخوانید از یادداشت کردن تمامی جزئیات بپرهیزید که یادداشت ها به طور غیر ضروری

حجیم شده و عملاً ذهن را به تنبلی وا می دارد. در یادداشت کردن تمام مطالب، وسواس

نداشته باشید بلکه جزئیات را به خاطر بسپارید و فقط آن چه را نیاز دارید یادداشت کنید.

۲- مرحلۀ بازنگری و تکمیل

پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی آن، الگوی یادآوری را بررسی کنید و اگر

احیاناً احتیاج به تکمیل و مرتب کردن باشد، با استفاده از متن، تکمیل و سپس مرتب

نمایید. در مرتب کردن نیز سعی کنید کلمات کلیدی و مطالب، ارتباط بیشتری با هم داشته

باشند.

۳-مرحلۀ تعریف

پس از مرحلۀ بازنگری و تکمیل الگوی یادآوری، متن اصلی را کنار گذاشته و با نگاه کردن به

الگو و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آن چه را که یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح

دهید. در هنگام توضیح نیز به کلمات کلیدی اکتفاء نکنید و حتماً از مغز استفاده کرده و جملات

گویا و پر مفهوم بسازید.این مرحله نه تنها مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد بلکه خواندن مجدد

به حساب آمده و موجب بهتر به خاطر ماندن مطالب می شود.

 قبل از توضیح مرحلۀ بعد، نکات زیر را مجدداً تأکید می کنیم:

الف) این روش در یادگیری فقط برای کسانی کاربرد دارد که منظم بوده و در کارهای روزانه دارای

برنامه می باشند، لذا این روش برای کسانی که عادت دارند فقط در شب امتحان مطالعه کنند،

سودبخش نخواهد بود.

ب) این روش مطالعه گرچه در ابتدا وقت گیر است ولی با توجه به مزایای آن در دراز مدت بسیار

مفید خواهد بود. چرا که شما فقط یک بار کتاب را می خوانید و با رعایت مرحلۀ مرور، مطالب

خوانده شده را برای همیشه به خاطر می سپارید. بنابر این اگر منظم هستید نگران وقت نباشید.

ج) چون شما تا کنون( پس از چندین سال تحصیل) از یک روش خاصی برای  مطالعه استفاده

می کردید، لذا ممکن است این روش در ابتدا برایتان مشکل باشد و یا وقت گیر به نظر برسد

ولی با یک بار آزمایش ، اثر معجزه آسای آن را لمس خواهید کرد. بنابر این قبل از آزمایش

قضاوت نکنید. شما تنها زمانی می توانید در مورد عملی قضاوت صحیح داشته باشید که آن

عمل را حداقل یک بار آزموده باشید

الگوهای یادآوری

الگوهای یادآوری

هر یک از شما برای مطالعه روش خاصی دارید. بعضی زیر سطرهای مهم کتاب خط

می کشید و یا سطرها و کلمات مهم را با ماژیک های رنگی مشخص می نمایید.

بعضی افراد ترجیح می دهند مطالب مهم کتاب را خارج کرده و در جای دیگر بنویسند.

خلاصه، هر کس روش خاصی برای خود دارد.

مغز اساساً با مفهوم کل جمله ها و متن سر و کار دارد نه با مفهوم تک تک کلمه ها.

در روش استفاده از الگوهای یادآوری آن چه که از مطلب و متن خوانده شده درک

می شود، به صورت کلمات کلیدید و در ارتباط با مطالب دیگر بر روی الگو یادداشت

می شود.

خلاصه نویسی در هنگام یادگیری یکی از بهترین روش های حفظ و نگهداری

مطالب برای بلند مدت می باشد.البته نوشتن محدد یک کتاب دویست صفحه ای

غیر ممکن بوده و وقت زیادی را احتیاج دارد. پس یادداشت برداری باید به صورت

خلاصه از نکات مهم باشد وخلاصۀ مطالب نیز باید به صورت کلمات کلیدی و مهم

نوشته شوند.

حدود ۹۰ درصد مطالب یک کتاب، حروف و کلمات اضافه هستند و فقط ۱۰ درصد

یک کتاب شامل موارد اصل است. حروف و کلمات اضافه وظیفۀ ربط دادن کلمات

مهم و تفهیم مطلب را دارند.

برای روشن شدن موضوع به مطلب زیر توجه کنید:

ماهی در ارتباط با آب است و یک صیاد برای به دست آوردن ماهی از تور ماهیگیری

استفاده می کند. تور ماهی گیری به صورتی ساخته شده که در ابتدا آب و ماهی

را کنار هم در بر می گیرد ولی آب از تور ماهی گیری به بیرون ریخته و فقط ماهی

باقی می ماند. شما هم باید مانند تور ماهی گیری عمل کنید.

به این صورت که ابتدا کل مطلب را بفهمید و سپس کلمات کلیدی را برداشت نمایید.

در هنگام یادداشت برداری از جمله نویسی بپرهیزید و حدالامکان چکیده و عصارۀ متن

را به صورت کلمات مهم یادداشت نمایید.چرا که در هنگام  ادداشت برداری، جستجوی

کلمۀ کلیدی از متن و جملات، موجب فعالیت مغز و پویایی آن می شود و در نهایت

مطلب بهتر به یاد سپرده می شود.

به طور کلی یادداشت برداری در هنگام مطالعه تمرکز حواس را افزایش داده و

مانع از خواب آلودگی می شود. همچنین جستجوی کلمۀ کلید در متن دقت را بیشتر

کرده و باز نویسی آن موجب مروری به خواندن خواهد بود و بالاخره مغز شما پویا و فعال

عمل خواهد کرد.

در خلاصه نویسی یک متن یا یک کتاب، باید هر یک از مراحل زیر را انجام دهید:

۱-یادداشت برداری

در یادداشت برداری، نکات به صورت اصلی و فرعی نوشته می شوند. بدین صورت که

موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی

شاخه های اصلی و فرعی می نویسیم.

به طور کلی برای یادداشت برداری موارد زیر را در نظر بگیرید:

الف) نکات به صورت شاخه های اصلی و فرعی از موضوع اصلی و مورد بحث منشعب

می شوند.

ب) از جمله نویسی پرهیز کرده و از کلمات کلیدی استفاده کنید.

ج) برای رسم الگو و نوشتن هر یک از نکات اصلی و فرعی حدالامکان برای ایجاد تنوع،

از رنگهای مختلف استفاده شود که در حفظ مطالب بسیار مؤثر است و مانع از خستگی

چشم می شود.

د) در هر شاخه اگر مطلب احتیاج به توضیح بیشتر داشته باشد، به طوری که نتوان

در کلمات کلیدی گنجاند، شاخه را با علامت (*) مشخص کرده و توضیح مربوطه را در

قسمتی از صفحه به طور خلاصه یادداشت کنید.

ه) برای هر فصل، الگوی جداگانه ای در نظر بگیرید و به طور کلی برای هر کتابی که

می خواهید مطالعه کنید ورق کاغذ جداگانه ای را در نظر بگیرید و بالای صفحه نام کتاب

را بنویسید.

و) الگوهای یادآوری را در پوشه ای به طور منظم و تمیز نگه دارید تا هنگام لزوم بتوانید

از آن ها استفاده کنید.

پس از پایان خلاصه نویسی بر روی الگو، مرحلۀ بازنگری و تکمیل را حتماً انجام دهید.

زمان یادداشت برداری:

از آنجا که خواندن و نوشتن، دو عمل جداگانه هستند و هر یک کار فیزیکی متفاوت از

دیگری است لذا از خواندن، توأم با نوشتن ( یادداشت برداری) بپرهیزید، که در کار یادگیری

مغز ایجاد اختلال می کند. همچنین چون یادداشت برداری توأم با خواندن، مانند

رونویسی مطالب است لذا باعث افزایش یادداشت ها به طور غیر ضروری شده و خستگی

زودرس را موجب می شود. یادداشت برداری باید مجزا از خواندن انجام گیرد به این صورت

که ابتدا تکه ای از متن یا پاراگرافی را بخوانید و سپس آن چه را که فهمیده و یاد گرفته اید

با استفاده از کلمات کلیدی، خلاصه نویسی کنید وپس از یادداشت برداری ادامۀ مطلب

را بخوانید از یادداشت کردن تمامی جزئیات بپرهیزید که یادداشت ها به طور غیر ضروری

حجیم شده و عملاً ذهن را به تنبلی وا می دارد. در یادداشت کردن تمام مطالب، وسواس

نداشته باشید بلکه جزئیات را به خاطر بسپارید و فقط آن چه را نیاز دارید یادداشت کنید.

۲- مرحلۀ بازنگری و تکمیل

پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی آن، الگوی یادآوری را بررسی کنید و اگر

احیاناً احتیاج به تکمیل و مرتب کردن باشد، با استفاده از متن، تکمیل و سپس مرتب

نمایید. در مرتب کردن نیز سعی کنید کلمات کلیدی و مطالب، ارتباط بیشتری با هم داشته

باشند.

۳-مرحلۀ تعریف

پس از مرحلۀ بازنگری و تکمیل الگوی یادآوری، متن اصلی را کنار گذاشته و با نگاه کردن به

الگو و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آن چه را که یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید.

در هنگام توضیح نیز به کلمات کلیدی اکتفاء نکنید و حتماً از مغز استفاده کرده و جملات گویا

و پر مفهوم بسازید.این مرحله نه تنها مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد بلکه خواندن مجدد

به حساب آمده و موجب بهتر به خاطر ماندن مطالب می شود.

 قبل از توضیح مرحلۀ بعد، نکات زیر را مجدداً تأکید می کنیم:

الف) این روش در یادگیری فقط برای کسانی کاربرد دارد که منظم بوده و در کارهای روزانه

دارای برنامه می باشند، لذا این روش برای کسانی که عادت دارند فقط در شب امتحان مطالعه

کنند، سودبخش نخواهد بود.

ب) این روش مطالعه گرچه در ابتدا وقت گیر است ولی با توجه به مزایای آن در دراز مدت

بسیار مفید خواهد بود. چرا که شما فقط یک بار کتاب را می خوانید و با رعایت مرحلۀ مرور،

مطالب خوانده شده را برای همیشه به خاطر می سپارید. بنابر این اگر منظم هستید نگران وقت

نباشید.

ج) چون شما تا کنون( پس از چندین سال تحصیل) از یک روش خاصی برای  مطالعه استفاده

می کردید، لذا ممکن است این روش در ابتدا برایتان مشکل باشد و یا وقت گیر به نظر برسد

ولی با یک بار آزمایش ، اثر معجزه آسای آن را لمس خواهید کرد. بنابر این قبل از آزمایش

قضاوت نکنید. شما تنها زمانی می توانید در مورد عملی قضاوت صحیح داشته باشید که آن

عمل را حداقل یک بار آزموده باشید.

۴-مرحلۀ مرور

در سال های قبل، مطالب بسیار زیادی را آموخته و به خاطر سپرده بودید ولی اکنون اکثر

آن ها را فراموش کرده اید.

تا کنون اشخاص زیادی را دیده و با آن ها آشنا شده اید ولی فقط نام تعداد محدودی از آن ها

را به خاطر دارید، چرا؟

علت اکثر فراموشی ها در چنین مواردی به خاطر عدم یادآوری می باشد، به عبارت دیگر

پس از مطالعه و یا به خاطر سپردن موضوعی، اکثراً آموخته ها با یک شیب تندی رو به

فراموشی می روند که مرور و یادآوری، از فراموشی آن ها جلوگیری می کند، مثلاً صمیمی ترین

دوست خود را در دوران کودکی به خاطر آورید حتماً نام او را می دانید، چون خاطرات دوران

کودکی را بعضی از مواقع در ذهن مرور کرده اید.

حفظ و یادآوری مطالب نیز به همین منوال است. اگر مطالب خوانده شده در زمان های

مشخصی مرور و تکرار شوند مانع از فراموشی آن ها می شوید. در هنگام مرور مطالب درسی

لازم نیست کل مطلب را دوباره بخوانید بلکه خواندن خلاصه و مرور الگوی آن درس کافی بوده

و موجب حفظ و ضبط مطالب در حافظۀ بلند مدت شده و فراموش نمی شوند. کسانی که

خود را برای امتحان سخت یا کنکور آماده می کنند، می توانند با استفاده از اصول الگو برداری،

یک بار کتاب را بخوانند  و مرحلۀ مرور را رعایت نمایند که در این صورت قبولی آن ها تضمین

شده و به راحتی موفقیت را لمس خواهند کرد.

مرور باید در فواصل زمانی مشخص انجام گردد.

بیش از ۸۰ درصد مطالب خوانده شده بعد از ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالی که

مرحلۀ مرور مانع از فراموشی مطالب خوانده شده می شود مراحل مرور در زمان های مختلف

به صورت زیر است:

الف) مرور بلافاصله

در اکثر مواقع وقتی تصمیم به خواندن دوبارۀ یک مطلب می گیرید، متوجه می شوید که

بعضی از مطالب برایتان تازه می باشد و به نظر می آید که دفعۀ اول نخوانده بودید، با وجود

این که در مرتبۀ اول همان مطالب را فهمیده بودید.

به خاطر داشته باشید که فهمیدن مطلب دلیل بر یاد سپردن و یادآوری آن نیست. بدین

معنی که درک و فهمیدن، کار مغز است در حالی که به یاد سپردن، کار حافظه می باشد

و فهمیدن ضامن یادآوری نیست. شما فقط وقتی می توانید مطلبی را به یاد آورید که پس

از فهمیدن، آن را به حافظه سپرده باشید. خواندنِ بار اول موجب درک و فهمیدن آن شده و

مرور بلافاصله موجب ضبط و نگهداری در حافظه می شود. به عبارت دیگر فقط به فهمیدن

چیزی اکتفا نکنید بلکه آن را به خاطر بسپارید.

مرور را با استفاده از الگوهای یادآوری انجام دهید، نه با خواندن دوبارۀ مطلب.منظور از مرور

بلافاصله، مرور مطلب در همان روز خوانده شده می باشد. وقتی مطلب و یا کتاب تمام

شد در همان روز، کلیۀ الگوها را مرور نمایید. در هنگام شب قبل از خوابیدن نیز به مدت کوتاهی

( ۱۰ – ۵ دقیقه به ازای هر یک ساعت مطالعه) الگوها را مرور نموده یا از ذهن بگذرنید مرور

بلافاصلۀ مطلب در به خاطر سپردن آن بسیار مؤثر خواهد بود.

ب) مرور روز بعد

هر روز مطالب روز قبل را به طور کامل مرور نمایید. قبل از مرور، اصرار در خواندن مطالب بیشتر

یا خواندن ادامۀ مطلب نداشته باشید.

بلکه ابتدا مطالب روز قبل را مرور نموده و سپس به مطالعه بپردازید. چرا که زیاد خواندن مهم

نیست، بلکه اهمیت خواندن در یاد گرفتن است. همان طوری که در برنامۀ خود، ساعت معینی

را جهت مطالعه اختصاص می دهید، باید مدت زمان کوتاهی را نیز جهت مرور مطالب، اختصاص

دهید. حتی اگر روزی وقت لازم جهت مطالعه نیافتید، مرور مطالب گذشته را حتماً انجام دهید.

مرور در یادگیری معجزه خواهد کرد. مرحلۀ دوم مرور، میزان یادسپاری مطالب را تقریباً تا ۱۰-۷

روز ثابت نگه می دارد و بعد از این مدت در صورت مرور نکردن، آموخته های شما رو به فراموشی

خواهند رفت.

ج)مرور یک هفته بعد

یک هفته بعد سومین مرور را انجام دهید. مرور مرحلۀ سوم آموخته های شما را تقریباً

برای یک ماه حفظ می کند و در نظر داشته باشید که مرور مطالب آموخته شده مهمتر از خواندن

کل مطلب است.

برحسب نیاز می توانید زمان دیگری را برای مرور در نظر بگیرید. مثلاً اگر قرار است چهار ماه

بعد یا آخر ترم امتحان بدهید، مرور یک ماه بعد را در نظر بگیرید و یا اگر قصد دارید یک سال

بعد کنکور بدهید یک ماه بعد از مرور مرحلۀ سوم، یک بار دیگر مرور را انجام دهید به همین

ترتیب چهار ماه بعد، نیز مرور را تکرار کنید. مرور تضمین کنندۀ آموخته های شما خواهد بود.

تذکر: منظور از مرور تکرار کلمات کلیدی نوشته شده در الگو، با ساختن جمله های پر مفهوم

و واضح، مغز را وادار به فعالیت نمایید و آموخته های خود را با صدای بلند و با حوصله تکرار کنید.

تکرار کلمات کلیدی پشت سر هم بدون کمک گرفتن از مغز، کاری عبث بوده و فقط وقت تلف

کردن می باشد. همچنین در هنگام مرور اگر قسمتی از الگو را متوجه نشدید یا فراموش

کرده اید، با مراجعه به متن و تکمیل دوبارۀ الگو مرور را ادامه دهید.

جهت نظم بخشیدن به برنامۀ مطالعۀ خود، می توانید تمامی الگوهای یادآوری خود را در داخل

یک پوشه و یا کلاسور بطور منظم قرار دهید و بر بالای هر صفحه نام کتاب یا متن مربوطه را

نوشته و تاریخ های مرور را نیز یادداشت کنید.

در هنگام مرور، تمام الگوهای یادآوری را مرور نکنید بلکه فقط آن دسته از الگوهایی را که موعدشان

رسیده، مرور نمایید.

در نهایت مرور را جزو برنامه های روزانۀ خود قرار دهید، مانند غذا خوردن. به عبارت دیگر آن را برای

خود به عنوان یک کار ضروری تلقی کنید. کمتر و مفید خواندن بهتر از بیهوده و زیاد خواندن است

مقاله حوزۀ شنیداری

مقاله حوزۀ شنیداری

زمانی که مشغول فعالیت ذهنی هستید درست وقتی که حوزۀ دیداری فضایی تان

به طور خلاصه تصاویر را ذخیره می کند حلقۀ شنیداری تان نیز تعداد اندکی از صداها

را برای مدت زمان کوتاهی ذخیره می کند. شما می توانید همان تعداد لغتی را که

برای خود عرض ۵/۱ ثانیه تلفظ می کنید در ذهن خود نگه دارید. بنابر این لغات کوتاه

را بیشتر از لغات بلند می توانیدب ه خاطر بسپارید.

مثال خوب برای درک این مطلب زمانی است که تلاش می کنید گفته های شخصی

که در حال صحبت بوده است را به خاطر بسپارید. در حالت عادی و بدون این که آموزشی

برای قرار دادن این اطلاعات در حافظۀ بلند مدت خود دیده باشید فقط می توانید به طور

واضح و آشکار کلماتی را به خاطر بیاورید که در ۵/۱ ثانیۀ آخر گفته شده است. هر چند

که نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هر چند که

نکات مهم گفته های خود یا دیگران را نیز می توانید به خاطر بیاورید. هم چنین به دلیل

محدودیت ۵/۱ ثانیه ای توانایی شما در بخاطر سپاری اسامی کوتاه تر نسبت به

اسامی طولانی تر بیشتر خواهد بود. مثل زمانی که شما به تعدادی از افراد نا آشنا

در یک مراودۀ کاری یا در یک مهمانی معرفی می شوید.

چنانچه کار با انواعغ مختلف تصاویر دیداری باعث بروز تداخل می شود کار با انواع مختلف

صداهای شنیداری نیز باعث بروز تداخل خواهد شد، مثلاً زمانی که سعی می کنید شماره

تلفنی را به خاطر بیاورید و همزمان با آن شخص مطلبی را به شما بگوید در توانایی شما

در به خاطر آوردن شماره تداخل ایجاد خواهد شد. در حالی که اگر همزمان که تلاش می کنید

شماره ای را به خاطر بیاورید به چیزی نگاه کنید تداخلی در به خاطر آوردن آن شماره ایجاد

نخواهد شد. چون فرآیند دریافت تصویری در حوزۀ دیداری فضایی انجام می گیرد.

همانطور که تصویر دیداری می تواند باعث اشتباهات حافظه ای شود شنیدن کلمات یا اعدادی

با صداهای مشابه نیز می تواند همچنین باعث بروز اشتباه شود. اما دلیل این که تصاویر

دیداری در زمان یادآوری کلمات یا صداهای شنیداری وقتی به طور همزمان به هر دو مورد

مشغول هستید تداخل ایجاد نمی کنند این است که فرآیند های صوتی رد ر بخش دیگری از

مغز که نیمکرۀ چپ می باشد انجام می گیرند. این بخش کنار بخشی است که که با زبان

سر و کار دارد. به علاوه زمانی که اطلاعات صوتی در قطعۀ آهیانۀ مغز ذخیره می شود و

شما با این اطلاعات کار می کنید قطعۀ قدامی که فرآیند گفتار در آن بخش انجام می گیرد

نیز فعال می شود.

مقاله حوزۀ شنیداری

حافظۀ رویدادی

اساساً این بخش از حافظۀ کاری یک انبار موقت است که می تواند اطلاعاتی را که از

حوزۀ دیدار ی فضایی، حلقۀ شنیداری و همچنین حافظۀ بلند مدت خود می گیرند باهم

ترکیب کند. این مورد مانند دفتر یا صفحه ای است که بر روی آن برنامه پردازش کلمات

را انجام می دهید. یعنی با جملات و عکس های تصویری کار کرده  سپس فکر می کنید

دوست دارید به اطلاعاتی که از قبل در حافظۀ خود دارید چه چیز دیگری را اضافه کنید.

حافظۀ رویدادی به طور فعال اطلاعات را اداره می کند تا بتواند تجارب گذشتۀ خود را تفسیر

کند، مسئله های جدید را حل کرده و برای فعالیت های آینده برنامه ریزی کند.

برای مثال به همکارتان بگویید وقتی سرکار هستید چیزی به شما بگوید تا شما را برنجاند

در اینجا ممکن است کلمات گفته شده توسط آن فرد و شرایطی که در آن  اینکلمات گفته

شده است را در نظر بگیرید و همچنین به این فکر کنید و به خاطر بیاورید که همکارتان قبلاً

با شما چطور رفتار می کرد سپس این حافظه رویدادی است که به شما کمک می کند تا

با چگونگی تفسیر این رفتار رنجش بار سریعاً تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید.

مدیریت مرکزی

نهایتاً این مدیر مرکزی است که اطلاعات را از سه سیستم دیگر جمع کرده و کامل

می کند. به علاوه عملکرد مدیر مرکزی به شما کمک می کند تعیین کنید تمرکز خود

را بر روی چه چیزی معطوف کنید و همچنین اطلاعات غیر مربوط و بی اهمیت را سرکوب

می کند تا بتوانیدتمرکز خود را بر روی مواردی که مهم است حفظ کرده و حواس خود را برای

مواردی که مهم نیستند پرت نکنید.

این بخش همچنین به شما کمک می کند تا با طرح استراتژی ها و رفتارهای هماهنگ

بتوانید تصمیم بگیرید و در گام بعدی چه کاری باید انجام داده و چه کاری را نباید انجام دهید.

و به این ترتیب است که نمی توانید از کاری که می خواهید انجام دهید کناره گیری کنید.

این بخش مانند یک مدیر ارشد و مسئول کل سیستم های دیگر در نظر بگیرید که خودش

هیچ اطلاعاتی را ذخیره نیم کند. بلکه مانند مدیر یک شرکت چیزهایی را که بخش های

دیگر حافظه باید انجام دهند را اولویت بندی می کند. مدیر مرکزی مانند سوپروایزراجرایی

یک سازمان تصمیم می گیرد کدام مورد مستحق توجه کردن است و کدام مورد باید نادیده

گرفته شود.

چشمان شگفت انگیز انسان

 چشمان شگفت انگیز انسان

هر یک از چشم های انسان یک ابزار نوری فوق العاده شگفت انگیزی است که بسیار

بسیار پیچیده تر و دقیق تر از پیشرفته ترین تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی است که

تا کنون طراحی شده اند.

مردمک چشم اندازۀ خود را بر حسب شدت و ضعف نور و نیز دوری و نزدیکی اجسام

تنظیم می کند. هر چقدر جسم نورانی تر و نزدیک تر باشد، اندازۀ مردمک چشم

کوچکتر می شود. همچنین اندازۀ مردمک چشم برحسب احساسات نیز تغییر میکند

به نحوی که مثلاً وقتی به چیزی یا کسی که دوست دارید نگاه می کنید، اندازۀ مردمک

چشم مشا به صورت خودکار افزایش می یابد.

اگر در حال مطالعۀ مطلب مورد علاقه تان هستید و در نتیجه مردمک چشم شما گشادتر

شده است، مطالعۀ آن را در محیط پر نورتری انجام دهید. این کار باعث می شود که

مغز بدون  انجام کار اضافی، اطلاعات بیشتری را در هر ثانیه استخراج کند.

چشمان انسان چگونه اطلاعات را می خوانند؟

شبکیه در قسمت پشت چشم، محل دریافت نور است. وقتی چشمان شما تصویری را

مشاهده می کنند، دریافت کننده های نوری شبکیه، تصاویر را رمزگشایی می کنند و

آن ها را از طریق عصب بینایی به قسمت بصری مغز که استخوان پس سری نامیده

می شود، می فرستند. قسمت پس سری نه در پشت چشم، بلکه در پشت سر قرار

دارد. همین قسمت پس سری است که عمل خواندن و هدایت چشم ها را در صفه به

عهده دارد تا اطلاعات مورد نیاز گرد آوری شوند. آگاهی از این مطلب نقشی اسای در

فرآیند تندخوانی دارد.

-برداشت و حوزۀ دید خود را افزایش دهید:

چشمان شما در حین مطالعۀ خط به خط، در یک نگاه قادر به دیدن چندین لغت هستند.

مجموعۀ تمرینات بعدی برای افزایش میدان دید طراحی شده اند تا بتوانید با هر نگاه، کلمات

بیشتری را مد نظر قرار دهید.

-قدرت دید افقی و عمودی خود را ارزیابی کنید:

قبل از اجرای این تمرین، دستورالعمل های مربوط به آن را به دقت مطالعه کنید. سر خود را

به صورت صاف و مستقیم نگه دارید و به یک نقطه در دور دست خیره شوید. سعی کنید این

نقطه تا حد ممکن دور باشد.

-انگشتان اشارۀ دستان خود را به صورت افقی و به صورت نوک به نوک به یکدیگر بچسبانید،

به نحوی که دستان شما یک خط افقی درست کند. سپس آنها را به فاصلۀ تقریباً ۱۰

سانتیمتری از صورت خود موازی با بینی تان قرار دهید.

-بعد، در حالی که هنوز به نقطه ای در دور دست خیره شده اید، انگشتان خود را تکان دهید

و آن ها را به همان صورت افقی از یکدیگر جدا کنید.

-این حرکت را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیتان خارج شوند و حتی از

گوشۀ چشم تان نیز پیدا نباشند.

-در همین حالت، حرکت را متوقف کنید و فاصلۀ بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

یکبار دیگر این تمرین را انجام دهید، ولی این بار انگشتان اشارۀ دو دست خود را به

صورت عمودی به یکدیگر بچسبانید، به صورتی که یک خط عمودی درست کنند. این بار نیز

آن ها را به فاصلۀ ۱۰ سانتی متری از بینی و جلوی صورت تان بگیرید.

-در حالی که چشمان شما مستقیماً به یک نقطه در دور دست خیره شده اند، انگشتان

خود را تکان دهید و آن ها را در راستای یک خط عمودی از یکدیگر جدا کنید.

این کار را تا جایی ادامه دهید که انگشتان شما از میدان دیدتان خارج شوند. سپس فاصلۀ

بین انگشتان تان را اندازه بگیرید.

حتما شما نیز تعجب کرده اید که وقتی تنها ظاهراً به یک نقطه خیره شده اید، چشم شما

قادر است فضای بیشتری را مد نظر قرار دهد. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟

جواب این سؤال در طراحی منحصر به فرد چشم نهفته است. هر چشم انسان دارای

۱۳۰ میلیون گیرندۀ نوری در قسمت شبکیه است، یعنی مجموعاً ۲۶۰ میلیون گیرندۀ نوری.

نقطۀ مرکزی دید تنها از ۲۰ درصد گیرنده های نوری استفاده می کند و ۸۰ درصد بقیه به

دید پیرامونی یا دید محیطی اختصاص می یابد.

یادگیری استفادۀ بیشتر از دید پیرامونی یا محیطی، در هنگام مطالعه باعث افزایش میدان

دید و در نتیجه استفادۀ بیشتر از چشم ذهن می گردد. اما منظور از چشم ذهن چیست؟

منظور از این عبارت توانایی خواندن و دیدن با مغز است، نه فقط چشم ها. مفهوم

چشم ذهن برای کسانی که به یوگا یا مدیتیشن می پردازند و نیز کسانی که با تصاویر

سه بعدی کار کرده اند، آشناست.

توضیح بیشتر در مورد حوزۀ دیداری فضایی:

زمانی که چیزی می بینید یا وقتی کسی در مورد چیزی با شما صحبت می کند تصاویری

از آن را در ذهن خود خلق می کنید. این تصاویر بصری را در این حوزه قرار می دهید. مثلاً

وقتی فیلم یا یک برنامۀ تلویزیزونی را تماشا می کنیدی ک سری از تصاویر که بیشترین

قابلیت بخاطر سپاری را دارند به حافظۀ بلند مدت انتقال می یابند. هر جقدر که تلاش

کنید همۀ جزئیات این تصاویر را به خاطر بسپارید نمی توانید. چون هزاران عدد از چنین

عکس هایی در عرض یک دقیقه و با سرعت در حال حرکتند. اما حافظۀ شما همۀ این

عکس ها را د رکنار یکدیگر ردیف می کند. زمانی که حافظه در زمینۀ بصری یا دیداری بهبود

بخشیده شود قادر خواهید بود به این جزئیات توجه کرده و آن ها را بهتر به خاطر بیاورید.

این بخش همچنین همان بخشی از حافظه است که در مورد هر آن چه که می شنوید یا

در موردشان فکر می کنید کار کرده و آن ها را به تصاویر بصری تبدیل می کند. زمانی

که داستانی می خوانید یا می شنوید تصاویری از آنچه در حال شنیدن آن هستید را در ذهن

خود خلق می کنید.

اگرچه ممکن است توانایی بالایی در دیدن و به خاطر سپردن یک عکس داشته باشید ولی

با افزایش تعداد عکس ها این توانایی کم می شود و ممکن است عکس ها با همدیگر

تداخل کنند. مثلاً اگر در حال رانندگی تلاش کنید مسئله ای را به صورت ذهنی حل کنید یا

آن مسئله را فقط تصور کنید، افکارتان با عمل رانندگی تداخل پیدا می کند. مثلاً اگر در

حین رانندگی تلاش کنید اعدادی را در ذهن خود ضرب کنید احتمالاً در همان حال دوربرگردان

خیابان را اشتباه خواهید پیچید. این اشتباه به دلیل منحرف شدن ذهن تان به علت دیدن آن

مسئله در ذهن تان است. ولی اگر بدون خلق تصاویر فقط به موسیقی یا رادیو و یا حتی به

سخنان شخصی که در حال صحبت است گوش کنید دیگر تداخلی ایجاد نخواهد شد. و یا

حداقل تداخلی که ایجاد می شود به آن شدت نخواهد بود.

زمانی که تلاش می کنید همزمان با تجسم تصاویر زیاد کاری را انجام دهید تقریباً شبیه نگاه

کردن به صفحۀ کامپیوتری است که صفحاتی را همزمان با هم باز می کنید تا بر روی آن

ها کار کنید صفحات شخصی شما کوچک تر و کوچک تر می شوند. در نتیجه نمی توانید

هر کدام از تصاویر را به طور واضح و آشکار ببینید. و همچنین توجه و دقت شما از یک پنجره

با نمایش پنجرۀ دیگر از بین خواهد رفت.

تصاویری که در حوزۀ دیداری فضایی دیده می شوند با مکان های واقعی در مغز شما مرتبط

می باشند. طبق یافته های عصب شناسان زمانی که با تصاویر دیداری سر و کار دارید قشر

روی نیمکرۀ راست شما که در قسمت بالای مغز می باشد فعال می شود. در واقع قطعۀ

پس سری در قسمت عقب قشر رویی است فعال می شود. سپس زمانی که با کار ذهنی

که شامل این تصویر نیز می باشد درگیر می شوید بخش جلویی نیز فعال خواهد شد …

مقاله نقشۀ ذهنی

مقاله نقشۀ ذهنی

هزاران سال است که کلمات مکتوب ساختار مؤثری برای سازماندهی،

جایگیر شدن و تبادل افکار و نظریات داشته اند. به هر حال، در پژوهش

اخیر دربارۀ چگونگی عملکرد مغز مشخص شده است که امکان دارد

روش قدیمی سازماندهی کلمات به حالت طولی و روی کاغذ، بهترین

روش به کارگیری توانایی های شناختی ما نباشد. روش های قدرتمندتر

دیگری وجود دارد که می توان برای سازماندهی افکا ر به کار برد که نقشۀ

ذهنی مؤثرترین آن است. یک نقشۀ ذهنی، تکنیکی برای نت برداری و

ذهن انگیزی است و برای بهره برداری بهتر از مغز طراحی شده است.

این تکنیک باعث می شود تا همزمان تمام قابلیت های ذهنی به کار گرفته

شود و در یک لحظه، مغز از تمام مهارت های تداعی و خلاقیت برای تقویت

حافظه استفاده کند و ارتباط تنگاتنگ میان نیمکرۀ چپ و نیمکرۀ راست مغز

را ممکن سازد.

نقشه های ذهنی ارائه دهندۀ مرور کلی یک عنوان به صورت نمودار هستند

و کا رجذب و تحلیل اطلاعات را برای مغز آسان می کنند. نقشه های ذهنی

دو طرف مغز را به طور همزمان در گیر می کنند، سمت چپ بخش تحلیل گر

است و سمت راست، قسمت شهودی و تخیلی.در نکته برداری به کمک

نقشۀ ذهنی، به جای یادداشت تمام عبارات یا فهرست ها، ترکیبی از لغات

و تصاویر کلیدی برای برداشت اصل مطلب استفاده می شود و این لغات و

تصاویر به نوعی تداعی کنندۀ اطلاعات مهم می باشند.مغز شما نیز در کنار

نقشۀ ذهنی ساخت شما ، یک نقشۀ ذهنی مرتبط با تمام آن چه که به خاطر

می سپارید، ایجاد می کند. بنابر این یک نقشۀ ذهنی تبدیل به یک نقشۀ

چند بعدی می شود که هر بعد آن حاوی اطلاعات خاصی است که از مغز

خود شما نشأت گرفته است. این ابعاد مختلف در به خاطر سپردن مطالب،

یادآوری آن ها را نیز آسان می سازد و به همین دلیل است که نقشۀ ذهنی

را یک ابزار گرافیکی فوق العاده قدرتمند می دانند که بهره برداری از تمام قوای

ذهنی را فراهم می سازد.

نقشه های ذهنی برای تقویت حافظه طراحی شده اند تا بتوان در مواقع لزوم،

اطلاعات را سریع تر و راحت تر به خاطر آورد.

در زیر نقشۀ ذهن پایه ای را نشان می دهد که خصوصیات کلیدی را داراست:

-تصویر وسط که نشان دهندۀ عنوان نقشۀ ذهن است.

-ساختار انشعابی شاخه ها و کلمۀ کلیدی اصلی که موضوعات مبحث را تعیین می کند.

-کلمۀ کلیدی کوچکتر زیر شاخه ها که نشان دهندۀ جزئیات هر موضوع است.

مقاله نقشۀ ذهنی

نقشۀ ذهنی خوب دارای ویژگی های زیر است:

-از رنگ های مختلف جهت تحریک سمت راست مغز استفاده می کند و همین مسئله

فرق گذاشتن بین عناوین و موضوعات را ممکن می سازد.

-لغات کلیدی که به دقت انتخاب شده اند، بهتر است به صورت تکی و مجزا و واضح

نوشته شده باشند. هر کدام باید به طور مرتب در یک شاخه در اندازۀ مساوی قرار

داده شوند.

-تا جایی که امکان دارد از تصاویر استفاده شود. بعضی از زیر شاخه ها می توانند

در مقابل خود تصویر داشته باشند و در آن ها از کلمه استفاده نشود.

-بخش ها ارتباط بین کلمات کلیدی و تصاویر مربوط به آ ن ها را نشان دهند.

مهم است که طول شاخه ها با طول کلمات برابری کند، زیرا وقتی به خلق نقشۀ

ذهنی در حافظۀ خود مشغول می شوید، یکی از خصوصیات کلیدی که شما آن را

به یاد می آورید، اندازه است. به عنوان مثال، اگر به یاد آورید که شاخۀ  بلندی

از سمت راست منشعب شده است، ذهن شما به طور خودکار به دنبال کلمه ای

طولانی متناسب با آن می گردد.

 اگر شما نیازمند به ذهن سپردن اطلاعات هستید، به خصوص برای مدتی طولانی،

نقشۀ ذهنی ابزار حافظه ای قدرتمندی است. همین طور ابزار بی نهایت مؤثری است

که افکار شما را روی کاغذ سازماندهی می کنید، خواه برنامۀ شما طراحی یک گزارش

باشد یا ثبت و یادداشت آن چه خوانده یا شنیده اید. در حقیقت، متوجه خواهید شد

که از این فرآیندها نتایج بسیاری به دست خواهید آورد و اگر از نقشۀ دهنی به جای

نوشتن مطالب استفاده کنید، قدرت یادآوری شما بنا به دلایل زیر بهبود می یابد:

-از قسمت بیشتری از مغز خود استفاده می کنید و در نتیجه توانایی های قدرتمند

شما را بیشتر بر موضوعی که در مورد آن کار می کنید، متمرکز می سازد.

-ایجاد و طراحی نقشۀ ذهنی سریع تر از نوشتن مطالب انجام می شود و لذت بخشتر

و سرگرم کننده تر است.

-فرآیند نقشه کشی ذهنی شما را ملزم می دارد تا در بارۀ یک عنوان به چندین روش

متمرکز فکر می کنید، نه این که فقط آن را بنویسید.

-ویرایش و مرور اطلاعات در فرم نقشۀ ذهنی بسیار آسان تر از نوشتن آن به صورت

طولی است.

چگونه نقشۀ ذهنی خود را طراحی کنید

خلق نقشۀ فرآیندی درست است. جهت شروع، خودتان این تمرین را مبتنی بر عنوانی

آشنا امتحان کنید.

یک ورق کاغذ بردارید و آن را از وسط تا بزنید به طوری که از قسمت طولی تا بخورد

تا چشم انداز شما به عنوان چارچوب مشخص شود.

دست کم از سه مداد رنگی استفاده کنید و تصویر خود را در وسط کاغذ بکشید. نگران

نباشید، نیازی نیست نقاشی شما زیاد خوب باشد. قرار نیست که تصویر درست شکل

شما باشد: این تصویر فقط برای نقطۀ شروع آن جا قرار می گیرد.

همۀ زمینه های مهم زندگی خود را در نظر بیاورید و برای نشان دادن هر کدام

شاخه های اصلی را از تصویر مرکزی خود به سمت بیرون بکشید. برای هر شاخه از

یک مداد رنگی استفاده کنید. برای نمونه، ممکن است شاخه هایی از خانواده،

سرگرمی ها، کار ، دوستان، خانه، تعطیلات و هر آن چه برای شما مهم است، داشته

باشید. لغات کلیدی را بنویسید و برای شاخۀ اصلی یک تصویر بکشید.

شاخه ای کوچک تر بکشید که از شاخۀ اصلی بیرون می آید، تا جزئیات بیشتری را به

زمینۀ هر عنوان بیفزایید. هر کدام را با یک لغت کلیدی برچسب بزنید یا تصویری متناسب

با آن بکشید.

تأثیر استرس بر روی مغز(فیلم)

استرس در مطالعه

استرس در مطالعه

عوامل متعددی در مورد اضطراب و استرس در دانش آموزان و دانشجویان وجود دارد که

از عوامل مهم آن می توان به عدم برنامه ریزی و نگرانی برای آینده و شک و تردید در

مورد توانایی ها و خود کم بینی و اثرات ناشی از سوء تغذیه، اشاره نمود.

اضطراب و استرس در مطالعه معمولاً با نگرانی، تنش، تشویش، سردرگمی و اعصاب

متشنج همراه است که این علائم عوارض جسمانی از قبیل سردرد و سرگیجه، بهم

خوردن ساعات تغذیه و خواب و استراحت و مشکلات گوارشی و غیره را سبب خواهد شد.

پس افرادی که دچار این چنین عوارضی هستند برای آن ها در لحظات بحرانی

چند توصیه ارائه می شود:

۱-گرایش به یک کار هنری مانند نقاشی یا خطاطی یا موسیقی و………

۲-نوشتن حالات آزار دهنده روی یک کاغذ و تکنیک خط زدن

۳-انجام نرمش و حرکات کششی

۴-استفاده از تلقینات مثبت و فکر کردن در مورد تواناییها

۵-استفاده از تنفس درمانی

در شرایط بسیار حاد، حتماً به یک روانشناسی یا روانپزشک مجرب مراجعه نمایید.

مهارت های تندخوانی

هر کس امروز با شتاب عظیمی حرکت می کند. تحصیل شما در گرو سرعت شماست.

همیشه در پی زمان وفرصت باقیمانده بوده و پیوسته گرایش به درس خواندن داشته

باشید، در تمام فرصت پیش آمده درس بخوانید. وقتی از توانایی هایتان حداکثر استفاده

را بکنید و اولویت کاری شما مشخص شود به سرعت به طرف هدف در حال پیشرفت

خواهید بود.

رعایت نکات زیر مهارت تندخوانی را در مطالعه برای شما افزایش خواهد داد:

۱-واژه ها را گروه بندی کنیم.

ما می دانیم که چگونه حروف را با یکدیکر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و بفهمیم حالا

باید یاد بگیریم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را در آن واحد

بخوانیم و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم

کلی یک پاراگراف را درک کنیم.

ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوۀ ادراک و فهم را افزایش می دهد. به طور کلی

مفهوم را آسان تر می توان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی

حروف تک.

۲-مکث ها و توقف های دید خود را هنگام مطالعۀ سطور کم کنید.

این همان تمرکزهای لحظه ای روی حروف واژه هاست. در حین خواندن هر یک از

سطرهای یک متن چشمان خود را به صورت جهشی به سمت جلو حرکت دهید.

حال هر میزان که این مکث ها را کم کنید سرعت خواندنتان بیشتر می شود، تعداد

این توقف ها معمولاً در افراد کند خوان به ۸-۷ بار در هر سطر می رسد، اما ما می توانیم

این مکث ها را به ۳-۲ بار در هرسطح کاهش دهیم.

هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطرها به جای خود حرکت دهید.

برای کاهش مکث ها باید حوزۀ دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید

تلاش کنید تا تصاویر واقع شده در گوشۀ چشمان خود را بدون آن که به طور مستقیم

به آن ها نگاه کنید ببینید.

اجازه ندهید هنگام مطالعه دیدتان دچار سرگردانی شود.

۳-هیچ گاه به عقب باز نگردید.

بیشتر افراد عادت دارند حین مطالعه به عقب باز گشته و واژه ها و یا قسمتی از متن

را که به درستی متوجه نشده اند باز خوانی کنند. این کار فقط سرعت خواندن شما

را کاهش می دهد. شما می توانید با مطالعۀ تکمیلی، قسمت هایی را که به درستی

متوجه نشده اید، درک کنید. شاید با خود بگویید که این بازخوانی مجدد هم زمان میبرد،

اما بازگشت مکرر به عقب برای بازخوانی قسمت های درک نشده، به مراتب وقت گیرتر

از مطالعۀ مجدد یک مطلب به روش تند خوانی است.

استرس در مطالعه

۴- مطالعۀ هدفمند.

هدف خود را در مطالعۀ هر متنی از قبل تعیین کنید که چه نوع اطلاعاتی را می خواهید

به دست آورید. این کار باعث می شود تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را در

حین مطالعه حذف کنید.

۵-مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید.

ما برای نگاشتن مطالب ناگزیر هستیم برخی دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات

را رعایت کنیم. اما بیش از ۵۰ درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری

( البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط، بیاموزید، تنها اسم ها و افعال

را بیشتر بخوانید.

۶-با صدای بلند مطالعه نکنید.

۷-در محیط مطالعۀ خود هر عاملی را که موجب پرت شدن حواس شما می شود

حذف کنید.

۸-تمرکز خود را هنگام مطالعه حفظ کنید. یعنی این که در حین خواند مطلبی در آن

واحد به هر چیز دیگر فکر نکنید.

۹-هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشناتر و مأنوس تر باشید درک

بهتری نیز از متون نگاشته شده با آن زبا ن خواهید داشت، بنابر این تا می توانید

واژه و اصطلاح جدید بیاموزید

عزت نفس،خیلی کم یا خیلی زیاد؟

عزت نفس،خیلی کم یا خیلی زیاد؟

فیلم های سینمایی و برنامه های تلویزیونی این طور نشان می دهند که

نمی توانیم عزت نفس کافی داشته باشیم. آن ها به ما یاد می دهند

کسانی را که عزت نفس بالایی دارند تحسین کنیم، کسانی که سرریز

از اعتماد به نفس هستند و اطمینان دارند به خواسته های شان می رسند.

این تقریباً تصویر یک برنده است، تصویر مرد یا زنی که از حد متوسط

بالاتر است. این آدم ها همیشه موفق هستند، آن هم با تلاشی جزئی

و در زمینه هایی که دیگران در آن شکست می خورند. آن ها بدون تمرین

یا راهنمایی دیگران موفق می شوند، حتی در نجات دادن آدم هایی که

ناخوشایندترین شرایط انسانی را دارند که همانا عزت نفس کم است.

ادبیات عزت نفس در روان شناسی عمدتاً بر صدمات ناشی از عزت نفس

ضعیف متمرکز است. بسیاری از آدم ها خودشان را دست کم می گیرند،

خود را از دیگران کمتر می بینند و اعتقاد دارند نمی توانند به خوبی دیگران

کار کنند. بی شک تعداد این آدم ها در دنیا زیاد است. آن ها کمرو، افتاده

و تسلیم هستند و پیشرفت های مهم خود را نادیده می گیرند. تأسف بار

است که این آدم ها به ارزش درونی و ذاتی خود توجه کافی نمی کنند.

آن ها در بسیاری از زمینه ها، انسان های خوشایندی هستند، از معاشرت

با آن ها لذت می بریم و مهربان و دلسوز به نظر می رسند.

اما چیزی که معمولاً ازآن غافل هستیم، عزت نفس بیش از حد بالا است.

چنین چیزی در فرهنگ ما غیر ممکن به نظر می رسد. ریشۀ آن هم به یک

حقۀ نابخشودنی بر می گردد که در عین حال جزء تصورات غلط جامعه است.

این حقه آن است که عزت نفس بالا، آرمانی المپیکی شده است. کودکان را

از این که افکار بدی راجع به خودشان داشته باشند باز می داریم و با جدیت

به آن ها هشدار می دهیم اگر توصیۀ ما را نادیده بگیرند، زندگی شان تباه

خواهد شد. چطور انتظار داریم، چنین توصیه ای به بچه ها کمک کند؟

در سال های اخیر مردم در معرض بمباران شدیدِ عزت نفس بالا بوده اند.

مشاوران، استادان دانشگاه و محققان، مربیان و ناصحان غیر تحصیل کرده،

یکسره بر عزت نفس بالا و درستی آن تأکید و برای کسانی که عزت نفس

بالا دارند، آرزوی سعادت کرده اند.

عدۀ کمی هستند که تصور کنند هیچکس نمی تواند عزت نفس خیلی بالا

داشته باشد شاید دوست داریم از توسری خورها حمایت کنیم.هر کس

می تواند هر کاری را انجام بدهد به شرط آن که فکر خود را در آن راه بسیج

کند. به هر حال، عزت نفس خیلی زیاد می تواند مشکلات مهمی در کودکان

ایجاد کند. در این قسمت برخی از مشکلات ناشی از عزت نفس بیش حد بیان

می شود:

-عزت نفس بیش از حد زیاد باعث می شود بچه ها تصور کنند دنیا به آن ها

بدهکار است. این بچه ها نمی فهمند چرا اتفاقات دلخواه آن ها رخ نمی دهد.

-در حال که سعی می کنیم عشق و محبت خود را به بچه ها نشان بدهیم و

می خواهیم بفهمانیم آن ها را قبول داریم و در آنان احساس امنیت بنیادی

ایجاد کنیم، گاهی اوقات به آنان بیش از حد امنیت می دهیم. بله سخت است

که بپذیریم امنیت و کامل بودن بیش از حد می تواند باعث شود کودکان راه

و رسم رسیدگی به اختلافات یا ناکامی ها را یاد نگیرند. آن ها هرگز مجبور

نیستد به شکست شان رسیدگی کنند چون اصولاً اجازه نمی دهیم شکست

بخورند. آن ها مجبور نمی شوند با مشکلات کنار بیایند و روی مشکلات کار کنند.

-این همه باد کردن من می تواند لطمات سنگینی به بچه ها بزند . ممکن است

دچار نقص اخلاقی شوند. بچه ها باید بفهمند از دیگران برتر و بهتر نیستند.

بچه ها باید بفهمند تمام انسان ها ارزشمندند. اگر خودشان را بیش از حد

ارزشمند بدانند، دیگران را بی ارزش خواهند دانست. تقریباً تمام دیکتاتورها و

مستبدان قرن گذشته، در مورد دیگران چنین نظری داشتند. آن ها معتقد بودند

به خاطر آن که از مردم برترند، پس حق دارند بر مردم حکومت کنند.

-آدم هایی که عزت نفس بیش از حدی دارند معمولاً به راحتی و به طرز غیر

منتظره ای خشمگین می شوند.

آن ها توقع دارند به هر چیزی که می خواهند ، برسند. اما وقتی واقعیت طبق

میل آن ها نیست، به خاطر طلبکار بودن از دیگران، به آنان حمله می کنند.

-انتظار موفقیت همیشگی به این معنا است که بچه ها برای کارهایی که

استعداد چندانی در آن ها ندارند، بیش از حد وقت بگذارند و از اموری که می توانند

در آن ها توفیق حاصل کنند، غافل شوند. در ضمن، برخی از اصولی را که از

ملزومات زندگی هستند، یاد نمی گیرند. این اصول عبارتند از :

ما نمی توانیم هر کاری بکنیم.

دیگران هم حقوقی دارند.

آدم های خوب هم بد می آورند.

-کسانی که عزت نفس بسیار بالایی دارند، شکست را به عوامل بیرونی

نسبت می دهند نه به خودشان. بنابر این وقتی به هدف شان نمی رسند

یا به مشکلی جدی بر می خورند، محیط را مقصر می دانند نه خودشان را.

به این ترتیب اشتباهات شان را رفع نمی کنند. سرزنش کنندگان و ملامتگرها،

را حل را در جای غلطی جستجو می کنند. آن ها برای مقصر جلوه دادن دیگران،

تصویری منفی از دنیا رسم می کنند.

-عزت نفس بیش از حد، جلوی یادگیری را می گیرد. اگر بچه هایی که عزت

نفس بیش از حدی دارند بعداً در گیر رفتارهای مضری مثل مصرف مواد، جرم

یا آزار و اذیت دیگران شوند، دیگر انگیزه ای برای عوض شدن نخواهند داشت.

آن ها باید یاد بگیرند وقتی دیگران را کتک می زنند، کوکایین مصرف می کنند،

در امتحان تقلب می کنند یا به دوست شان تهمت می زنند، آدم خوبی نیستند.

نارضایتی از خود، تغییر ایجاد می کند و خود پسندی، رکود.آدمی که عزت نفس

المپیکی دارد، نیازی به تغییر کردن نمی بیند.

امروزه صنعت تأیید به ما یاد می دهد نگذاریم تجارب منفی، عزت نفس ما را

پایین آورد. مربیان و معلمان به ما یاد می دهند حتی وقتی مرتکب اشتباه

دیگری می شویم یا گندکاری دیگری می کنیم، خودمان را همچنان تأیید و تصدیق

کنیم. این تعالیم به شکل های زیر به ما لطمه می زنند.


لطمات ناشی از تأیید خود

           مشکل                                         تأیید خود

از مدرسه اخراج شده اید؟                        (( ارزش ذاتی انسان مهم است نه دستاوردهایش)).

اعتیاد به مواد مخدر دارید؟                        (( من مقصر نیستم، تربیتم خوب نبوده است)).

زن تان را کتک می زنید؟                          (( هیچکس بی عیب نیست. همه جایزالخطا هستیم)).

به همکاران تان کلک می زنید؟                 (( این ذاتِ کار است. اگر می خواهی پیشرفت کنی،

                                                         باید به هر چیزی متوسل بشی)).

 


عزت نفس،خیلی کم یا خیلی زیاد؟

ما باید از این که پدر و مادر ها فرزندشان را بابت کارهای معمولی تحسین

می کنند و دور فرزنشان را بابت کارهای معمولی تحسین می کنند و دور

فرزندشان حبابی می سازند که او را از شکست و ناکامی مصون می دارد،

بترسیم. همچنین باید از این که پدر و مادرها سعی می کنند تمام تقاضاها

و هوس های فرزندشان را برآورده کنند یا حتی دنبال این باشند که ببینند

آیا فرزندشان میل برآورده نشده دارد یا خیر، بترسیم.

عزت نفس به تجربه ای که از دنیا داریم، بستگی دارد. عزت نفس، محصول

جانبی موفقیت ها  و شکست ها، تصمیمات خوب و بد و اعمال درست و

غلط است. عزت نفس واقع بینانه، محصول دادو ستد مستمر ما و دنیا می باشد.

عزت نفس واقع بینانه در مورد وضعیت عملکرد و این که باید چه کار کنیم،

به ما بازخورد می دهد. عزت نفس عملاً با پیشرفت ها و شکست های ما

رابطه دارد و بازخوردهای دنیا در آن نقش دارند. وقتی به عزت نفس واقعی

که معلول معاشرت ما با دنیا است و نه معلول تصدیق دروغین نفس، فکر

می کنیم نمی تواند جعلی، غیر ارزشی و عاری از شأن باشد. عزت نفس

واقعی، موهبتی بزرگ و تصویری حقیقی از خود است. این موهبت می تواند

راهنمای انسان در طول زندگی باشد.

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

مثل همیشه سال نو در پیش است و بازار خرید عید، داغِِ داغ. همۀ ما طبق

سنت دیرین نوروز باستانی، دوست داریم که در آستانۀ سال نو، لباس نو،

کیف و کفش نو و حتی وسایل خانگی نو داشته باشیم. ولی دوست داشتن

ما، دلیل عاقلانه ای برای هزینه های اضافی و دور از عقل نیست. اگر جزو کسانی

هستید که در مقابل وسوسۀ خرید مقاومت ندارید و مدیریت اقتصادی ندارید با

ما همراه شوید:

اکثر ما با پیروی از سنت، اقدام به نو کردن وسایل منزل، یا لباس و پوشاک مان

می کنیم. این حرکت باعث می شود که هزینه های اضافی باعث شود کفگیرمان

به ته دیگ بخورد. بنا بر این بهتر است قبل از خرید هر چیزی از خود بپرسیم:

-چرا باید این جنس را بخرم؟

-اگر آنرا نخرم چه اتفاقی می افتد؟

-این خرید را از کجا باید انجام دهم؟

برای جلوگیری از خرج اضافی از مایحتاج اولیه و نیازهای ضروری خود لیست

تهیه کرده و خارج از لیست خرید نکنیم. اقدام بعدی برآورد هزینه است. مبلغ

کالاهای داخل لیست را برآورد کرده و بیشتر از آن خرج نکنید. و هرگز پول اضافی

بر ندارید. اگر از عابر کارت استفاده می کنید که پول زیادی در حساب کارتی

شما موجود می باشد با خود عهد ببندید که بیشتر از حد مقرر خرج نخواهید کرد

و بهترین راه این است که بیشتر از یک عابر کارت داشته باشید و از عابر کارتی

که مبلغ مورد نیاز بیشتر در آن موجود است استفاده نکنید.

حین خرید به چند مغازه سر بزنید و جنس خوب با قیمت مناسب خریداری کنید.

از خرید اجناس با کیفیت پایین خودداری کنید چون باعث تکرار خرید می شود و

هزینۀ زیادی روی دست شما می گذارد. اجناسی که عمر طولانی دارند تهیه کرده

و سعی کنید جنس خریداری شده کیفیت بالا داشته باشد.

از حراجی ها خرید نکنید. زیرا با وارد شدن به حراجی به خرید اجناسی اقدام خواهید

کرد که هیچ نیازی به آن ها ندارید.

مقاله کجا و چگونه خرج کنیم؟

الگوهای مالی خود را بروز کنید

زمانه در حال تغییر دائمی است و این تغییر شامل:

اقتصاد،علوم پزشکی، نجوم، فلسفه، مهندسی،…………. است. تغییرات بازار و نحوۀ

زندگی و تغییر عادات و شرایط زندگی، موجب می شود که الگوهای مالی قدیمی را

کنار گذاشته و بروز شویم. اولین قدم در این راه داشتن برنامۀ مالی مشخص است.

دخل و خرج خود را معین کنید و در صد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیت های

مورد نظرتان تخصیص دهید و سپس از این الگو ،حتماً ،پیروی کنید.

به این ترتیب می توانید دخل و خرجتان را مدیریت کنید. برای مثال به الگوی زیر توجه کنید:

۵۵درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:

خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، بهداشت، لوازم مورد نیاز خانگی و خلاصه ضروریات زندگی.

این موارد هزینۀ بالایی دارند ولی قابل چشم پوشی نیستند و واقعاً ضروری می باشند.

۱۰درصد برای یادگیری و آموزش:

برای تقویت قوای ذهنی و افزایش توانایی های خود و برای این که بیشتر بیاموزید و رشد

کنید، نیاز به هزینه کردن دارید. با این اقدام فرصتهای جدیدی برای رشد و پیشرفت در هر

زمینۀزندگی از جمله رشد اقتصادی دست می یابید. (بهترین گزینه برای دستیابی به این

پیشرفت، ثبتنام در کلاس تندخوانی می باشد). با این اقدام، به جای یک عمر هزینه کردن

برای آموزش و اتلاف زمان به یک باره راه تند و درست خواندن و بیشتر دانستن را می آموزید.

۱۰درصد برای تفریح و لذت:

شما به تفریح و لذت نیاز دارید. هرگز تصور نکنید که با این کار پولتان هدر می رود. با این اقدام

به شادی و آرامش می رسید و احساس لذت و رضایت از زندگی درشما بالا می رود.

۱۰درصد پس انداز:

برای برنامه های بلند مدت خود پس انداز کنید. این مبلغ می­تواند برای باز پرداخت وام

هم مورد استفاده قرار گیرد.

۱۰ درصد برای پیری و از کار افتادگی:

این حساب را از حساب های دیگر خود جدا کنید و خرج نکنید. اگر امکان سرمایه گذاری

با این پول باشد و در دراز مدت بازده زیادی داشته باشد، حتماً اقدام کنید.

۵ درصد برای امور خیریه و هدیه و چشم روشنی:

این کار حس خوبی به شما می دهد، حس بخشش و کمک به همنوعان در شما ارضا

شده و همچنین با هدیه دادن به دوستانتان به اطرافیان و دوستانتان مهربانی خود را اثبات

می کنید.

بیاد داشته باشید که اگر برنامۀ مالی شما بروز باشد، در دخل و خرج شما تعادل ایجاد

می شود و از هزینه کردن شما فقط در یک یا دو بخش جلوگیری می شود. و به سایر

بخش ها آسیب نمی رسد و دچار کمبود مالی نمی شوید.

روش های بهبود توجه

روش های بهبود توجه

توجه، یکی از مهارت های شناختی است که بر اثر انواع آسیب های مغزی،

مختل می شود. اما عوامل دیگری هم هستند که می توانند این مشکل را

تشدید کنند، مانند: استرس، افسردگی، خستگی، کمبود خواب و انجام کاری

که به آن علاقه ای ندارید.

بر همین اساس، روش هایی وجود دارند که به شما در بهبود قدرت

تمرکز و توجه کمک می کنند:

-شب ها خوب بخوابید و در طول روز هنگام کار، استراحت های کوتاه مدت داشته باشید.

-برای برخی از کارهای خود برنامۀ منظم و ثابت روزانه، هفتگی و حتی ماهیانه داشته باشید.

-در هر زمان تنها به یک کار بپردازید.

-مطمئن شوید که در حین کار، روشنایی به اندازۀ کافی وجود دارد.

-بهتر است کارهای خود را در مکانی آرام و کم سر و صدا انجام دهید.

-تلویزیون و رادیو را در حین انجام کار خاموش کنید.

-میز کار خود را مرتب نگه دارید، زیرا شلوغی به راحتی حواس شما را پرت می کند.

-کارهایی را که به تمرکز و توجه زیادی نیاز دارد، زمانی انجام دهید که انرژی زیادی دارید

مانند ابتدای روز.

-هنگامی که بادیگران صحبت می کنید، حرف های آن ها را برای خود خلاصه کنید و

قسمت های مهم را مرتب با خود تکرار کنید.

-به جای تماس های تلفنی، ملاقات های حضوری را برای صحبت کردن با دیگران انتخاب کنید.

-زمانی که مشغول انجام کاری هستید، مرتب به مغز خود بگویید تمرکز کند.

بازی های کامپیوتری یا ورزش های مغزی؟

امروزه بازی های کامپوتری به یکی از پرطرفدارترین راهکارهای مورد استفاده در در دورۀ

بازتوانی مغزی تبدیل شده اند. این بازی ها که برای سنین مختلف جذاب و هیجان انگیز

هستند، مدتی طولانی کاربر را سرگرم می کنند. این سرگرمی علاوه بر احساس لذت،

مغز را به طور باور نکردنی فعال نگه می دارد. انگیزه برای بردن در هر بازی، هوشیاری و

چابکی فرد را بالا می برد و زمان واکنش را کوتاه می کند، ضمن آن که حافظه و توجه

بازیکنان را نیز تقویت می کند. فردی که مشغول بازی است، باید هم زمان روی محرک های

مختلف بصری و شنیداری تمرکز کند و مرتباً توجه خود را میان آن ها تغییر دهد.

اگر این بازی ها به صورت گروهی انجام شوند، فواید بازتوانی آن ها بیشتر می شود. علاوه

بر حس رقابت، زمینه برای تعاملات اجتماعی میان افراد فراهم می شود که این امر برای

بیماران آسیب مغزی بسیار اهمیت دارد.

علاوه بر کامپیوتر، امروزه در تلفن های همراه نیز می توان این بازی ها را انجام داد. پس

شما می توانید مغز خود را به واسطۀ تلفن هایی که همیشه همراهتان هستند، فعال

نگه دارید. امروزه بازی های که در آن ها فرد در یک دنیای مجازی که توسط خود او

ساخته و طراحی می شود، در بازتوانی شناختی بسیار استفاده و توصیه می شوند.

در این بازی ها افراد می توانند در یک دنیای خیالی، نقش و وظایفی را که در دنیای

واقعی به عهده دارند تمرین کنند و در انجام آن ها توانمندتر شوند.

به این نکته هم توجه داشته باشید که در انجام بازی ها نیز مانند هر کار دیگری باید

متعادل باشید، به ویژه اگر صفحۀ تلفنتان کوچک است.

انجام منظم بازی های کامپیوتری به صورت روزانه ۱۰ الی ۳۰ دقیقه، در صورت انتخاب

صحیح بازی ها ، مثل یک ورزش مناسب ، مغز شما را چالاک تر می کند.

بهتر سخن بگویید:

بین توانایی درست صحبت کردن و موفقیت در زندگی، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

منظور ما از توانایی صحبت کردن، تنها به معنای حل جدول، گفتن واژه های مترادف و

متضاد یا حتی پر کردن جاهای خالی در یک کتن نوشته شده نیست، بلکه منظور از

درست صحبت کردن، انتخاب درست واژگان برای انتقال نظرات، تفکرات و احساسات

خود به دیگران است. زمانی که شما بتوانید منظور خود را به افراد برسانید، به تبع آن

می توانید روابط اجتماعی بهتری نیز با آن ها برقرار کنید و همین امر اعتماد به نفس

شما را بالا می برد.

برای آن که بتوانید در حین صحبت از واژگان مناسبی استفاده کنید، باید به گنجینه ای از

لغات دسترسی داشته باشید که این امر با کتاب خواندن و تمرین نوشتن به طور منظم

محقق می شود. شما هنگام نوشتن با کلمات بازی می کنید و تمرین می کنید که

هر کلمه را کجا استفاده کنید. اما تنها گنجینۀ لغات کافی نیست زیرا شما باید بتوانید

لغات مورد نیاز را به موقع از حافظۀ خود فرابخوانید. پس برای بهبود مهارت های کلامی،

باز هم به تقویت حافظه نیاز دارید که این مشکل نیز با تکرار واژگان و کاربرد آن ها رفع

می شود. مسئلۀ دیگری که برای بالا بردن مهارت های کلامی باقی می ماند، شیوایی

و روان صحبت کردن است. برای آن که بتوانید بدون اشتباهات لپی و لکنت در مقابل دیگران

حرف بزنید،می توانید هر روز جلوی آینه با صدای بلند با خود صحبت کنید. از این کار خجالت

نکشید. تقریباً تمام سخنران ها و خطیب های معروف برای ارتقای توانایی صحبت کردن خود،

این تمرین ها را انجام می دهند.

این کار مانند تمرینات پشت صحنۀ تئاتری است که بازیگران  پیش از رفتن مقابل

تماشاچیان انجام می دهند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

گاهی با شوق و علاقۀ بسیار کتابی را خوانده و لذت می برید و یا احیاناً با تمرکز

کامل خود را برای امتحان آماده می کنید. پس از مدتی مطالعه متوجه می شوید

که درک و میزان فهم شما از موضوع کاهش یافته و تدریجاً نمی توانید، حتی ساده ترین

موضوعات را نیز تجزیه و تحلیل نمایید و در نهایت هر قدر بیشتر می خوانید کمتر می فهمید.

این حالت بیشتر در دانشجویان و دانش آموزانی پیش می آید که خود را برای امتحان

مشکلی آماده می کنند و ممکن است به خاطر عدم تمرکز حواس و یا خستگی مفرط

مغز و همچنین عواملی مانند اضطراب و عجله و …… ایجاد شود. برای از بین بردن این حالت،

مدتی استراحت، بسیار مؤثر می باشد. در حالت خستگی مغز، از مطالعه و کارهای فکری

بپرهیزید، چرا که نه تنها بهره ای نخواهد داشت، بلکه موجب اشکال در آموخته های قبلی

نیز می شود.

حتماً گاهی برایتان اتفاق می افتد که کتابی را جهت مطالعه برمی دارید. کتاب را باز کرده و

مطالعه را شروع می نمایید، پس از خواندن یک صفحه و احیاناً صفحۀ دوم، کتاب را با

بی حوصلگی، کنار می گذارید و سراغ کتاب دیگر یا کار دیگری می روید که باز هم آن را ناتمام

گذاشته و با فکری آشفته و مبهم نمی دانید چگونه خود را سرگرم کنید. این حالت، افسردگی

مغز است که ممکن است به خاطر تفکرات منفی و یا خیال بافی های غیر ممکن و مأیوس کننده

و یا عوامل روحی و روانی ایجاد شود. حرکات بدنی و ورزش در برطرف نمودن این حالت مؤثر

است همچنین می توانید با تفکرات مثبت راجع به هدف اصلی تان و ایجاد شور و شوق، ریشۀ

افسردگی را از بین ببرید. شور و اشتیاق نیز با تجسم کردن هدف و آرزو ایجاد می شود. مثلاً

اگر آرزو دارید پزشک شوید و یا اگر آرزو دارید صاحب باغ زیبا باشید، خود را در حالتی تجسم کنید

که به آرزوهایتان رسیده اید، یعنی تجسم کنید که پزشک هستید و با قدرت فراوان در حال نجات

دادن جان بهترین دوستتان هستید و یا تجسم کنید که در کنار آبشاری در زیر درخت مورد علاقۀ

خودتان درحال مطالعه هستید و یا از مناظر اطراف لذت می برید.

تجسم کردنِ هدف در ایجاد روحیه بسیار مؤثر است. البته در صورتی که آرزوها غیر ممکن و غیر

منطقی نباشند که ثمری جز نا امیدی ندارند همچنین دقت کنید که خیال پردازی برایتان عادت

نشود و وقت زیادی را برای آن صرف نکنید که موجب تلف شدن وقت شده و خستگی مغز را به

دنبال خواهد داشت.

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذایی و مراقبت دارد. همانطور که به وضع

پوشش خود دقیق هستیم، باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز نیز دقت کنیم. در

هنگام کارها و فعالیت های ذهنی برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید

موارد زیر را کاملاً رعایت نماییم:

۱-تغذیۀ مناسب اعم از غذا و اکسیژن

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن برای فعالیت های روزانۀ خود به مواد غذایی و اکسیژن کافی

نیازمند است. باید با تغذیۀ مناسب انرژی مورد نیاز مغز را تأمین کنیم. همچنین تغذیۀ مناسب،

یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارآیی حافظه است.

کلسیم، فسفر و منیزیم سه عنصر اصلی و ضروری برای حافظه به شمار می آیند. وجود اسید گلوتامیک

نیز در تغذیه مهم است که گاهی آن را اسید هوش نیز نامیده اند و بالاخره ویتامین های گروه( ب)،

محاسبات و فعالیت های ذهنی را آسان تر می کنند. شما می توانید با استفاده از مواد غذایی

مناسب هر یک از مواد مورد نیاز مغز را تأمین نمایید مانند: جوانۀ گندم، لبنیات، جگر سیاه، بادام،

گردو، فندق؛ سبزیجات، تخم مرغ و نان کامل و………..

در فعالیت های شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی، نان و قند بپرهیزید و حدالامکان از غذاهای

دارای پروتئین مانند تخم مرغ، گوشت، جگر سیاه و ماهی استفاده کنید. به طور کلی در نظر داشته

باشید که پر خوری و معدۀ سنگین فعالیت های ذهنی را سست و محدود می کند.

بهداشت حافظه (علائم مغز افسرده)

۲-عدم استفاده از دخانیات و مواد مخدر

استفاده از سیگار یا دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود، بلکه

عمل طبیعی سیستم عصبی و حافظه را نیز مختل کرده و اثرات دایمی بر روی حافظه خواهد

گذاشت. بنابر این منطقی نیست که دخانیات را وسیله ای برای رفق خستگی یا عاملی برای

افزایش تمرکز حواس بدانیم.

۳-استراحت

برای بهتر به خاطر سپردن و بهتر به یاد آوردن، تمرکز حواس ضروری است. تقریباً غیر ممکن

است که شما در حال خستگی بتوانید برای یادآوری مطلب یا خاطره ای، تمرکز حواس داشته

باشید. داشتن یک حافظۀ خوب به تمرکز کامل حواس وابسته است. شما فقط در صورتی

می توانید به موضوعی تمرکز داشته و به خاطر بسپارید که در آرامش کامل باشید.

به طور کلی قبل و بعد از مطالعه و یا کارهای ذهنی باید مدتی استراحت کرد البته استراحت

نه به معنای خوابیدن بلکه منظور عدم انجام کار و فعالیت ذهنی برای مدت کوتاهی است.

استراحت قبل از فعالیت ذهنی تمرکز حواس را بالا برده و استراحت بعد از فعالیت های ذهنی

موجب نظم بخشیدن به آموخته های قبلی در ذهن می شود. در هنگام استراحت، سعی کنید

چندین بار تنفس عمیق داشته باشید. تنفس عمیق در ایجاد تمرکز حواس و آرامش ذهن بسیار

مؤثر است. تنفس عمیق به روش صحیح به صورت زیر می باشدکه

سه برابر مدت عمل دم، هوا را در ریه ها حبس کنید و به مدت دو برابر زمان دم تدریجاً ریه ها

را تخلیه کنید. مثلاً اگر عمل دم( کشیدن نفس به داخل ریه ها) ۳ ثانیه طور بکشد، سه برابر

این مدت یعنی ۹ ثانیه هوا را تدریجاً از ریه ها خارج کنید. ممکن است در ابتدا، تنفس عمیق به

این روش برایتان مشکل باشد و دچار سردرد خفیف بشوید ولی پس از چند بار تمرین، آثار معجزه

آسای آن را خواهید دید. اثر تنفس صحیح از هر غذا یا ویتامین بیشتر است. همچنین ورزش روزانه

در هوای آزاد به تنفس سالم و آرامش مغز کمک می کند.

۴-اعتماد به حافظه

اساسی ترین عامل در به یاد سپردن و یادآوری موضوعات مختلف اعتماد به حافظه است.

هنگامی که شما حافظۀ خود را ضعیف می دانید به خود تلقین کرده اید که همه چیز را فراموش

کنید. امروزه بعضی از روانشناسان بر روی نظریه ای به نام (( برنامه ریزی عصبی کلامی)) تأکید

دارند. طبق این نظریه آنچه را که ما به زبان می آوریم، همان را به عصب خود القاء کرده و فرمان

می دهیم. یعنی وقتی شخصی می گوید: (( حافظۀ من ضعیف است)) و یا (( هر چه می خوانم

نمی فهمم)) شخص به عصب خود فرمان می دهد که همه چیز را فراموش کند و………

از طرف دیگر اگر حافظه را مورد اعتماد بدانید، از آن استفاده کرده و حافظۀ خود را مجبور می کنید

که همه چیز را به خاطر داشته باشد.

بنابر این به حافظۀ خود اعتماد کنید و آن را به کار و تفکر وادارید( البته در حد قابلیت و معقول آن).

حافظه را تحقیر نکنید، آن را تقویت کرده و به اطاعت وادارید.

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

فواید مطالعه برای بازتوانی مغز

یکی از فعالیت هایی که تأثیر به سزایی در سرعت بهبود مهارت های مغزی می گذارد

مطالعه کردن است. شما با کتاب خواندن:

-مناطق مختلف مغز خود را فعال می کنید، زیرا در حین خواندن تلاش می کنید پایان

داستان را حدس بزنید یا حتی خود را جای شخصیت های داستان بگذارید. این کار،

قدرت تخیل و تجسم شما را بالا می برد.

-با لغات و اصطلاحات جدید آشنا می شوید و می توانید آن ها را در صحبت های

خود به کار ببرید. نتیجۀ این کار ، بهبود مهارت های کلامی است.

-شما به صورت ناخودآگاه برای خود تصویرهایی ذهنی می سازید که این تصاویر

بعداً برای شما کلید راهنمایی برای به یاد آوردن متنی هستند که قبلاً آن را

خوانده اید. این کار حافظۀ شما، به ویژه حافظۀ تصویری تان را تقویت می کند.

-می توانید توجه و قدرت تمرکز خود را بالا ببرید. البته اگر کتاب را با صدای بلند

بخوانید، این مهارت ها بیشتر تقویت می شوند.

-قدرت درک مطلب خود را نیز بالا می برید. این کار باعث می شود بتوانید در

حین تماشای فیلم یا شرکت در بحث و گفتگو، صحبت های افراد را به خوبی

متوجه شوید که این امر نیز به نوبۀ خود بخشی از مهارت های کلامی شما

را تقویت می کند.

اگر چه مطالعه کردن به تنهایی در توانمند سازی مغزی بسیار مؤثر است،

زمانی که بتوانید مطلب خوانده شده را برای دیگران یا حتی با صدای بلند

برای خودتان تعریف کنید، تأثیر این فعالیت چند برابر می شود. به یاد داشته

باشید که قصه گویی یک هنر ارزشمند است که به تقویت قوای مغزی شما

کمک می کند.

چند حرکت سادۀ ورزشی برای تقویت مغز

چند حرکت سادۀ ورزشی برای تقویت مغز

هر روز صبح پس از بیدار شدن، ۳ بار نفس عمیق بکشید و چند حرکت

سادۀ ورزشی انجام دهید.

  • دستان خود را به هم قلاب کنید و به سمت بالا، پایین، چپ و راست نگه دارید. هر بار تا شمارۀ بشمارید.
  • راه بروید و در حین راه رفتن زانوی راست خود را به سمت آرنج چپتان بالا بیاورید. ۵ تا ۱۰ مرتبه

    این کار را تکرار کنید و سپس این حرکت را با زانوی چپ هم انجام دهید.

  • شانه های خود را به آرامی در جهت عقربه های ساعت بچرخانید. بعد از ۱۰ شماره این کار را

    خلاف جهت عقربه های ساعت انجام دهید.

 

  • -دست راست خود را بالا ببرید و تا ۱۰ بشمارید. سپس دست چپتان را بالا ببرید و در نهایت دو دست

را با هم بالا نگه دارید.

  • -کمی خم شوید و دست راست را به سمت جلو و پای چپ را از عقب بالا ببرید و تا ۱۰ بشمارید. سپس

این کار را برای دست و پای مخالف انجام دهید.

  • -گردن خود را به آرامی به جلو، عقب، چپ و راست خم کنید.

 

ورزش کردن به طور روزانه حتی به مدت ۲۰ دقیقه تأثیر بسیار مهمی در سرعت پردازش اطلاعات و عملکرد حافظه

دارد. مغز شما با ورزش کردن، حرکات و مهارت های جدید عضلانی می آموزد که در فاصله سنجی و حفظ تعادل

به طور مؤثری کمک می کند.

 

ورزش کردن میزان هورمون های استرس را کاهش می دهد و موجب بهبود افسردگی می شود. ضمن آن که ارتباطات

جدید بین سلول های عصبی با انجام ورزش های متنوع تشکیل می شود که تمام این موارد برای داشتن یک مغز سالم

بسیار مهم است…

مقاله توجه و تمرکز

مقاله توجه و تمرکز

توجه یکی از مهارت های پیچیدۀ شناختی است که نقش مهمی در زندگی

ما ایفا می کند. توجه، توانایی دریافت اطلاعات مناسب از اتفاقات یا اشیای

مورد نظر و حذف اطلاعات نا مناسب از اطراف ( مانند صدای ساعت روی دیوار)

است. (( استمرار توجه)) یا همان(( تمرکز))، این امکان را فراهم می کند تا

شما بتوانید یک کار مهم را با کیفیت و دقت بالا تا انتها به انجام برسانید.

همچنین توجه به شما اجازه می دهد تا بعد از یک بازۀ زمانی، دوباره به کار

یا فکر قبلی خود بازگردید و روی آن تمرکز کنید. جالب است بدانید که حواس پرتی

و نداشتن توجه، روی حافظۀ شما نیز اثر می گذارد،زیرا این مشکلات نمی گذارد

شما اطلاعات مناسب را دریافت و آن ها را ذخیره کنید.

توجه به شما این امکان را می دهد که:

-ورودی های حواس خود را به یک موضوع اختصاص دهید و روی آن متمرکز شوید.

-اتفاقات و اشیای مهم اطراف خود را درک کنید.

-در یک محیط شلوغ مانند مهمانی، حواس خود را به صحبت های دوستتان بدهید و

سرو صدا را نادیده بگیرید.

-ورودی اطلاعات مغز خود را از یک موضوع به موضوع دیگر جلب کنید. برای مثال شما

در یک پارک، ابتدا متوجه بازی کودکان، بعد متوجه شیر آب که باز است، سپس صدای

دوچرخه و …. می شوید.

-به طور هم زمان بر روی چند کار متمرکز شوید. برای مثال در حالی که تلویزیون نگاه

می کنید، با تلفن هم صحبت کنید.

زمانی که این مهارت مغزی آسیب می بیند، مشکلاتی از قبیل حواس پرتی در حین

کار و رانندگی، متوجه نشدن صحبت های دیگران در حین تماشای برنامه های

تلویزیونی و کاهش قدرت تمرکز و یادگیری برای شما پیش می آید.

چگونه با آزاد کردن در عضلات خود، استرس را کم کنیم؟

همۀ ما انسان ها در طول روز با استرس های زیادی روبه رو می شویم. استرس

در میزان کم می تواند توانمندی مغزی شما را افزایش دهد اما استرس زیاد و به

خصوص مزمن برای سلامتی مغز بسیار مضر است. استرس زیاد و طولانی

مدت عامل تخریب توجه، افت سرعت پردازش اطلاعات و مانع یادگیری مهارت های

جدید است.

حال چگونه می توانیم این استرس ها را با استراحت دادن به عضلات کم کنیم:

-روی یک صندلی که تکیه گاه دارد بنشینید و پاهای خود را کاملاً روی زمین قرار دهید.

-دست راست خود را مشت کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دست راست خود را بالا بیاورید، آرنج را خم کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دو مرحلۀ قبل را برای دست چپ خود به همان ترتیب انجام دهید.

-ابروهای خود را بالا ببرید، تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-چشمان خود را محکم ببندید و فشار دهید، تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-دستان خود را پشت گردن به هم قلاب کنید و سرتان را به عقب فشار دهید، تا ۲۰

بشمارید، سپس آزاد کنید. شانه های خود را بالا ببرید و تا ۲۰ بشمارید.

-هوا را از بینی بگیرید و نفستان را نگه دارید، شانه های خود را آویزان کنید، سپس

هوا را آرام آرام از دهان خارج کنید.

-عضلات شکم را منقبض کنید و تا ۲۰ بشمارید، سپس آزاد کنید.

-کف پای راست را تا ۲۰ شماره محکم به زمین فشار دهید، بعد پاشنه و سپس پنجه

را بالا بیاورید.

-این مراحل را برای پای چپ هم به ترتیب انجام دهید.

اجرای این این تمرین ابتدا اندکی سخت و نیازمند صرف توجه و زمان است اما پس از

یادگیری دقیق آن خواهید توانست به راحتی با استفاده از آن استرس خود را کاهش دهید.

روش نظام مطالعه برتر برای یادگیری بدون فراموشی

روش نظام مطالعه برتر برای یادگیری بدون فراموشی

پیش مطالعه: در مدت دو تا شش دقیقه پیش از مطالعه اصلی:

* بررسی اجمالی کتاب: قبل از مطالعه باید دید که هدف از خواندن کتاب

چیست؟ بعد از مشخص شدن هدف در مدت یک یا دو دقیقه به مطالعه

آن بپردازید.

* بررسی اجمالی هر فصل: مطالعه اجمالی در مدت دو دقیقه. تصاویر و

جداول و نمودارها و نکات برجسته و تیترهای اصلی و فرعی و نتیجه گیری

و پرسش‌های آن فصل از مهم‌ترین نکات است و مطالعه تفصیلی را باید فصل

به فصل انجام داد.

* سؤال گذاری: مطرح کردن پرسش‌هایی قبل از خواندن. مدت طرح هر

سوال یک تا دو دقیقه می‌باشد. سوال را می‌توان از تیترهای اصلی و فرعی

و نکات برجسته و… طرح کرد، و هنگام طرح سوال نباید نگران جواب آن باشیم.

زمان مطالعه: در هنگام مطالعه باید به برخی نکات توجه داشت:

* مطالعه و یادداشت برداری: ضمن خواندن متن با سرعت متناسب، نکات

مهم را براساس طرح شبکه‌ای یادداشت کنیم.

* بازنگری و بازخوانی طرح شبکه‌ای

* بازیابی و سنجش خود: پرسیدن سوال هایی از خود تا ببینیم که آیا مطلب

در ذهن ما با اشکالی مواجه نیست تا در صورت نیاز درصدد رفع آن براییم.

روش نظام مطالعه برتر برای یادگیری بدون فراموشی

پس از مطالعه: تببین این بخش وابسته به تبیین مسئله مرور است که

ما در ذیل به آن اشاره می‌کنیم:

مرور:

یادگیری در مرحله پیش‌مطالعه و مطالعه صورت می‌گیرد و مرحله مرور شامل

چند مرحله است. در دو مرحله یادگیری ۱۰۰درصد مطالب فرا گرفته شده در

حافظه کوتاه مدت قرار می‌گیرد، اما برای ثبت و پایداری دایمی مطالب در حافظه،

نیازمند ثبت و انتقال به حافظه بلندمدت هستیم که این کار با مرور مطالب میسر

می‌شود. برای تبیین مرحله مرور باید منحنی فراموشی را توضیح دهیم.

منحنی فراموشی: فراموشی هم مثل اصل یادگیری تابع قوانینی است. برای

این که ذهن دچار فراموشی نشود می‌بایست اولین مرور ده ساعت پس از مطالعه

اول و دومین مرور ده روز پس از مرور اول و مرور سوم یک ماه پس از مرور دوم و

چهارمین مرور، چهار ماه پس از مرور سوم صورت گیرد با انجام مرور چهارم، تمامی

اطلاعات تا یک سال پس از آن در خاطر باقی می‌ماند. بعد از آن لازم است مرور پنجم

یک سال پس از مرور چهارم، مرور ششم، دو سال پس از مرور پنجم، مرور هفتم

پنج سال پس از مرور ششم، مرور هشتم ده سال پس از مرور هفتم و مرور نهم

بیست سال پس از مرور هشتم صورت گیرد.

یادگیری خلاق، ف شجری، انجمن قلم ایران

Studypro.ir مرجع تخصصی مهارت‌های مطالعه و یادگیری

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری، درک مطلب می‌‌باشد. هر چه ادراک و دریافت بهتر باشد،

یادگیری و یادآوری مطالب نیز آسان‌تر می‌‌شود. برای درک بهتر باید هدف و انگیزه داشت.

به خاطر داشته باشید که مطالعه بدون هدف و پیش زمینه همچون گردابی است که فرد را

در خود گرفتار می‌‌کند.

در اینجا توصیه‌هایی برای تقویت این مهارت ذکر می‌‌کنیم:

هدف مطالعه:

هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جدید با مطالبی است که از قبل می‌‌دانید، اگر راجع به موضوع

پیش زمینه‌ای نداشته باشید و بخواهید آن را در ذهن خود جای دهید، مثل این است که بخواهید

آب را در دستان خود نگه دارید. می‌‌بینید که این کار غیر ممکن است و به زودی مطالب از ذهن

شما خارج می‌‌شود.

به عنوان مثال سعی کنید این اعداد را بخوانید و بخاطر بسپارید:

خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ ۴ ۲ ۳ ۶ ۱ ۵ ۷

این یکی آسان تر است، بخاطر اینکه کوتاهتر شده است. ۴ ۲ ۳ ۶ – ۱ ۵ ۷

و این یکی از همه آسان‌تر است، چون به ترتیب اعداد نوشته شده و به خاطر پیش زمینه ای که

دارید به راحتی آن را حفظ می‌‌کنید.

 ۷ ۶ ۵ ۴ – ۳ ۲ ۱

اگر ورزش را دوست داشته باشید، چون پیش زمینه‌ای برای خواندن، فهمیدن و به خاطر سپردن

مطالب ورزشی در ذهن خود دارید، خواندن مطالب ورزشی برای شما بسیار آسان‌تر می‌‌شود.

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

مطالعه اولیه

مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. در مطالعه اولیه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن

با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط

نمی‌خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می‌اندازید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می‌گیرید که

مثلاً متن حول و حوش چه موضوعی است. پس از آن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان

از پیش چه اطلاعاتی درباره موضوع دارید و یا این که از قبل، از کسی چیزی شنیده‌اید یا مطالعه

کرده‌اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.

با ساختار پاراگراف آشنا شوید.

معمولا هر پاراگراف با مقدمه‌ای شروع شده و با نتیجه ای پایان می‌‌یابد. اغلب اولین جمله به توصیف

کلی مطالب می‌‌پردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم می‌‌کند. پس به جملات اول هر پاراگراف

بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه‌ها، کلمات و

عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث می‌‌باشند.

 حدس بزنید و پیش بینی کنید.

یک خواننده باهوش و زرنگ همیشه سعی می‌‌کند تا نظرات نویسنده، سؤال‌ها و موضوع‌های

بعدی را حدس بزند. این کار باعث کنجکاوی و افزایش دقت خواننده می‌‌شود.

 به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید.

آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده‌اند و یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس

کاربرد آنهاست و یا بر اساس دشواری آنها؟ این کار به تنظیم مطالب در ذهن کمک می‌‌کند.

 به نکاتی که به فهم مطلب کمک می‌‌کند توجه کنید.

به عکس ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنید. اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید.

مطالب را خلاصه نویسی و دوره کنید.

یک بار خواندن کتاب هیچ گاه کافی نیست. برای فهم عمیق تر باید مطالب مهم را خلاصه کنید و دوره نمایید.

از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید.

هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلط شوید. یکی از بهترین روش‌ها، شامل

مراحل پیش‌خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب می‌‌باشد.

 با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید.

یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه می‌‌کند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی‌گذارد.

پس تا موضوعی را کاملا نفهمیده‌اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.

 اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.

با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومی خود را گسترش دهید و به رویدادهای اطراف خود علاقه

نشان دهید.

منابع:

یادگیری خلاق، ف شجری، انجمن قلم ایران

روش‌های یادگیری و مطالعه، دکتر علی‌اکبر سیف، نشر دوران

م.حورایی، مطالعه موفق با تمرکز، چاپ بیست و هشتم ۱۳۹۰

Studypro.ir مرجع تخصصی مهارت‌های مطالعه و یادگیری

نیمکره های مغز

نیمکره های مغزنیمکره های مغز

مغز پیچیده ترین شیء شناخته شده در جهان است. هر لحظه میلیون ها پیام به

سرعت از سیستم عصبی شما عبور می کند که مغز را برای دریافت، پردازش و

ذخیرۀ اطلاعات و ارسال دستور به سراسر بدن قادر می سازد. مغز بسیار بیشتر از

آن چه که شما فکر می کنید اهمیت دارد. شما می توانید فکر کنید، رویا پردازی کنید،

بادیگران صحبت کنید و حرفهای آن ها را بفهمید، برای کارهای روزانۀ خود برنامه ریزی

کنید، خاطرات خود را مرور کنید  و احساسات خود را ابراز نمایید.

بسیاری از خصوصیات فردی ما به نیمکره های راست و چپ مغزمان بستگی دارند بسته

به این که کدام یک از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمند تر کردن کدامیک از آنها

بیشتر تلاش کنید، نوع موفقیت های شما در زندگی رقم می خورد.

قشر مخ عالی ترین ناحیۀ مغز است . عالی ترین کارهای ذهنی، مثل فکر کردن و برنامه

ریزی در قشر مخ انجام می شوند. بافت عصبی سازندۀ قشر مخ، از لحاظ حجم بزرگترین

قسمت مغز است. سطح پرچین و چروک قشر مخ دو نیمکره دارد. نیمۀ چپ و نیمۀ راست.

قبل از هر چیز بدانید که وظیفۀ هر نیمکره با نیمکرۀ دیگر متفاوت است. توانایی های شما

بسته به میزان فعال بودن نیمکره های مغزی شماست، یعنی بسته به این که نیمکرۀ راست

مغز شما فعالتر باشد یا چپ تان، نوع توانمندی ها و علایق و رفتار هایتان متفاوت خواهد بود.

نیمکرۀ راست، اطلاعات نیمۀ چپ بدن را دریافت می کند و نیمکرۀ چپ، اطلاعات نیمۀ راست

بدن را. وقتی شیئی را در دست چپ تان گرفته اید فقط نیمکرۀ راست مغزتان آن شیء را

شناسایی می کند. و وقتی آن را با دست راست تان می گیرید، فقط نیمکرۀ چپ تان این کار

را می کند. در واقع، نیمکرۀ چپ مغز، بخش راست بدن را کنترل می کندو نیمکرۀ راست، بخش

چپ را.

اشخاصی که دارای نیمکرۀ چپ قوی هستند، در زمینۀ ریاضیات و فلسفه تواناترند. آن ها به

تجزیه و تحلیل علاقه دارند و به راحتی می توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپارند. آن ها منطقی،

منظم و سخنورانی ماهرند ولی در زمینۀ توضیح امثال و اشکال، ضعیف هستند و حتی ممکن

است در موسیقی و نقاشی و خلاقیت استعداد چندانی نداشته باشند.

نیمکرۀ راست، مسئولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد . این نیمکره مرکز حس لامسه،

درک سه بعدی اشیاء، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن، صداست و با توجه به توانمندی نیمکرۀ راست

در درک تصاویر، به یاد سپاری آن ها و قدرت تشخیص چهره ها را نیز بر عهده دارد. ما معماها را

با نیمکرۀ راست مغز حل می کنیم و این نشان می دهد توانایی خلاقیت و کشف کردن هم به

همین بخش مربوط است. این نیمکره مسئولیت رؤیاسازی را برعهده دارد و توانایی ورزش و انجام

حرکات موزون را به ما می دهد. میانۀ این نیمکره با هنر بسیار عالی است. آن ها که نیمکرۀ راست

قوی تری دارند معمولاً هنرمندانی ذاتی