,

6 گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

۶ گام برای رسیدن به اهداف مطالعه ای

گام اول: خواندن اجمالی

خواندن اجمالی یعنی بررسی سریع یک کتاب یا فصلی از کتاب یا قسمتی از آن از روی نشانه های مختلفی مثل تیترها، سؤال ها، عکس ها و نمودارها. خواندن اجمالی را با نگاه کردن سرسری به کتاب اشتباه نگیرید.

با مطالعۀ اجمالی:

-متوجه می شوید در بین مطالبی که می خوانید چه قسمت هایی مهم تر هستند.

-می توانید دقیق تر حساب کنید، خواندن مطلب چه قدر وقت می خواهد.

-دقت و تمرکز شما را بیشتر می کند.

-مرحلۀ بعدی، یعنی مطالعۀ دقیق را برای شما راحت تر می کند.

بنابر این انتظار نداشته باشید همین اول، با خواندن اجمالی، مفهوم اصلی مطلب را خیلی دقیق بفهمید. خواندن اجمالی کم کم موتور شما را برای پرواز گرم می کند!

نحوۀ خواندن اجمالی:

-همۀ تیترها یا عنوان های کوچک و بزرگ را بخوانید.

-اگر خلاصۀ مطلب یا نکات مهم آن جدا نوشته شده( مثلاً اول یا آخر یک فصل یا در حاشیۀ کتاب یا در کادرهایی خاص) آن ها را بخوانید.

-به کلماتی که به صورت رنگی یا حروف کج یا درشت نوشته شده اند دقت کنید.

-به شکل ها، نقشه ها، جدول ها و زیر نویس آن ها توجه کنید.

-اگر مطلب با سؤال هایی شروع شده یا در پایان مطلب سؤال هایی مطرح شده آن ها را هم خوب بخوانید.( در این مرحله لازم نیست به سؤال ها جواب بدهید، سؤال ها به شما کمک می کنند تا موضوعات مهم را بشناسید.)

گام دوم: مطالعه به روش پرسشی

در این روش مطالعه، شما مطلب مورد نظرتان را می خوانید تا از هر نکتۀ آن سؤال طرح کنید. یعنی در متن به دنبال سؤال هستید و هر موضوعی را که می خوانید، هر تصویر، هر نمودار هر مسئله ای را که می بینید از آن سؤال طرح می کنید.

خواندن به قصد طرح سؤال، به شما کمک می کند تا:

-کمک می کند تا حواس تان جمع باشد و تمرکز داشته باشید.

-چون فکر شما با مطالب کتاب در گیر می شود، از تنبلی بیرون می آیید.

-شما را خیلی خوب برای امتحان آماده می کند( چون قدرت پیش بینی شما بیشتر می شود).

-به شما کمک می کند مطالب را بهتر بفهمید.

-یکی از روش های مرور کردن درس ها پاسخ دادن به سؤال هایی است که خودتان طرح کرده اید.

طرح سؤال، چگونه؟

-خودتان را به جای معلم یا طراح سؤال فرض کنید.

-بهتر است هر فصل( یا هر قسمتی از کتاب را که می خوانید؛ یک بار فقط با هدف طرح سؤال مطالعه کنید.

-البته می توانید طرح سؤال را هنگام خواندن اجمالی( برای سؤال های کلی) و خواندن عمیق( سؤال های دقیق و جزئی) هم انجام دهید.

-از هر فرصتی برای طرح سؤال استفاده کنید. از جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی سؤال طرح کنید.

-از سؤال های ساده تا سخت، تا می توانید سؤال طرح کنید( از هر جمله یا زیرنویس عکس).

-حتی می توانید با همکلاسی های تان مسابقه بگذارید چه کسی می تواند سؤالات بیشتر و سخت تری طرح کند.

-هرچه مطلبی را بهتر بفهمید، سؤال های بیشتری می توانید طرح کنید.

-می توانید سؤال ها را به روش های مختلف دسته بندی کنید.

-اگر از هر فصل کتاب سؤال طرح کنید، پایان هر ترم یا هر سال تحصیلی دربارۀ هر درس یک عالمه سؤال خواهید داشت.

-در بارۀ درس هایی مثل ریاضی، فیزیک و بعضی قسمتهای شیمی و زیست شناسی باید هم سؤال و هم مسئله طرح کنید.

گام سوم: خواندن عمیق

یکی از بزرگ ترین اشکالات بچه ها در فهمیدن درس ها این است که نمی دانند عمیق یعنی چه و چگونه است.

خواندن عمیق مثل کار پلیسی و کارآگاهی است. یعنی شما باید به ماجرایی که نمی دانید پی ببرید. همان طور که در سریال های پلیسی دیده اید، پلیس یا کارآگاه از هر نشانه و علامت مثل رد پا، اثر انگشت و هزار چیز دیگر به ماجرا پی می برد. تمام جزئیاتی که در هر قسمت از کتاب می بینید مثل شواهد سرصحنه، باید شما را به ماجرای اصلی هدایت کند.

خواندن عمیق به شما کمک می کند

-مطالب را بهتر و بیشتر بفهمید.

-مطالب به مدت طولانی در ذهن شما باقی بماند.

-بتوانید به سؤال های تشریحی و تستی راحت و سریع پاسخ دهید.

-چون مطالب را عمیق می فهمید از آن ها لذت می برید.

-با خواندن عمیق، مطالب در ذهن شما مرتب و منظم می شوند.

خواندن عمیق چگونه است؟

-چون این روشِ مطالعه تمرکز زیادی می خواهد، برای هر ساعت مطالعۀ عمیق مقدار زیادی مطلب انتخاب نکنید.

-خواندن عمیق دو مرحله دارد: مرحلۀ اول، فهم و کشف، مرحلۀ دوم، مرور و خلاصه نویسی.

-مرحلۀ اول: فهم و کشف

-در این مرحله تمام حواس خود را روی فهم مطلب بگذارید.

-چیزی به عنوان خلاصه نویسی یادداشت نکنید. چون تا تمام مطلب را خوب نفهمید و سازماندهی نکرده باشید، نمی دانید چه مطلبی مهم است و کدام مهم نیست. تازه باعث می شود شما همان جمله های کتاب را رونویسی کنید( در حالی که در خلاصه نویسی باید مطالب را به زبان خودتان بنویسید).

-مهم ترین مسئله در خواندن عمیق کشف سازماندهی موضوعی است که مطالعه می کنید. هر نویسنده برای توضیح یک موضوع اصلی، به نکته هایی اشاره می کند و برای توضیح هر نکته، مثال ها، رابطه ها و توضیحات جزئی ارائه می دهد( موضوع اصلی، نکته ها و جزئیات).

-هر مطلبی را که مطالعه می کنید( درسی یا غیر درسی)، چند مفهوم اصلی دارد و بین آن ها رابطه هایی برقرار است. مثل یک فیلم داستانی که چند شخصیت اصلی دارد و بین آن ها روابطی وجود دارد. در مطالعۀ عمیق، هم باید مفهوم های اصلی را کشف کنید و هم رابطۀ آن ها را باهم.

-نویسندۀ هر مطلب، مثل معماری که نقشۀ ساختمانی را در فکر خود می کشد و بعد آن را می سازد، در ذهن خود بین همۀ مطالب ریز و درشت روابطی برقرار کرده است، و درست همان روابط را در متن درس برای شما نوشته است. شما می توانید با چند بار گردش دقیق در ساختمان، نقشه ای را که معمار در فکر خود داشته، روی کاغذ بکشید.

-نشانۀ فهمیدن هر مطلب این است که مفاهیم اصلی، و نکته های آن را به طور کامل شناخته و رابطۀ آن ها را با هم کشف کرده باشید.

مرحلۀ دوم: مرور وخلاصه نویسی

-یک بار از ابتدا شروع می کنید به خواندن، با این هدف که متوجه شوید دقیقاً چه چیزهایی را فهمیده اید و چه قسمت هایی برای شما مبهم است.

-بین موضوعاتی که قبلاً فهمیده اید ارتباط برقرار کنید. سعی کنید سازماندهی مطالب را برای خودتان به هر شکلی که می توانید بکشید.

خلاصه نویسی کنید، یادداشت برداری کنید. یادداشت های تان فقط به صورت نوشته( جمله ها و کلمه ها) نباشد. از هر روشی مثل شکل، نمودار، رنگ و هر ابتکاری که موضوع را بهتر برای شما تجسم می کند و به فهم شما کمک می کند، استفاده کنید.

-نکته ها و مواردی را که متوجه نشده اید، جداگانه یادداشت کنید و مشخص کنید که چگونه می توانید اشکالات خود را برطرف کنید( مثلا ً از کسی بپرسید یا کتاب بخوانید.)

-نگران نباشید همۀ افراد درخواندن هر متنی، چیزهایی را متوجه نمی شوند. فرق شما با آن ها این است که شما متوجه ضعف های خود شده اید و بنابراین یک قدم جلوتر هستید.

گام چهارم: یادداشت برداری و خلاصه نویسی

یاداشت برداری و خلاصه نویسی یعنی فهمیدن دقیق مطلب، و نوشتن نکات و مطالب مهم آن به زبان خودمان.

خلاصه نویسی:

-به شما نشان می دهد چه قدر مطلب را خوب فهمیده اید.

-خلاصه نویسی خوب، کار مرور کردن را برای شما راحت تر می کند.

-مطالبی که خوب خلاصه شده اند، راحت تر و طولانی تر در حافظه می مانند.

چگونه خلاصه نویسی کنیم؟

باید قبلاً مطلب را به طور عمیق خوانده باشید.

-بتوانید جزئیات، نکته ها و موضوعات اصلی را تشخیص دهید.

-در خلاصه نویسی فقط نکته ها و موضوعات اصلی نوشته می شود و از جزئیات خبری نیست.

-خلاصه ها را باید به زبان خودتان بنویسید و جمله های کتاب را تکرار نکنید( این کار خیلی مهم است). اگر نتوانید مطلبی را مطلبی را به زبان خودتان بنویسید، یعنی هنوز در فهم آن اشکال دارید.

-بهتر است بعد از این که مطلبی رایک بار به طور عمیق مطالعه کردید، بار دوم هنگام مرور مطلب، خلاصه های تان را بنویسید.

-یادداشت های تان را شناسنامه دار کنید. یعنی ابتدای هر مطلب نام درس، موضوع اصلی، تاریخ یادداشت برداری، شمارۀ صفحه را ثبت کنید تا در استفاده های بعدی سردرگم نشوید.

-در یادداشت برداری، از هر چیزی مثل شکل، نمودار و علامت استفاده کنید تا یادداشت های تان کامل تر و قابل استفاده تر شوند.

گام پنجم: قدم به قدم تا مطالعۀ کامل

برای یادگیری کامل مطالب یک کتاب، مخصوصاً کتاب های درسی، هیچ کدام از این مهارت ها به تنهایی کافی نیست. برای یادگیری کامل باید در جریان مطالعه، هر مهارت را در جای خودش استفاده کنید. مطالعه مانند رانندگی، شنا یا هر مهارت دیگر مجموعه ای از مهارت های ریز و درشت است.

مرحلۀ اول: در حال و هوای درس قرار بگیرید:

-شاید بیشترین مشکل خیلی ها همین جاست. یعنی از همین اول در حال و هوای درس قرار نمی گیریند و تا آخر این مشکل ادامه دارد.

-جدی باشید و دقیقاً مشخص کنید چه قسمتی را  می خواهید بخوانید، تمام نکات تمرکز را به خاطر بیاورید و رعایت کنید.

-به خودتان اعتماد و اطمینان داشته باشید که از پس کارها بر می آیید.

– هدف های با ارزش تان را به خاطر بیاورید.

مرحلۀ دوم: خواندن اجمالی:

-قبل از مطالعۀ دقیق، مطلب را به طور اجمالی مطالعه کنید. این هم یکی از روش های قرار گرفتن در حال و هوای مطالعه است.

-حتی اگر قبلاً مطلب را مطالعه کرده اید، بد نیست یک بار دیگر آن را به طور اجمالی مطالعه کنید.

مرحلۀ سوم: خواندن دقیق، کشف و سازماندهی:

در این مرحله، مطالب را به طور عمیق بخوانید.

-سعی کنید مطالبی را که در هر قسمت فهمیده اید، به مطالب قسمت های دیگر کتاب ربط دهید.

-مطالب پیش نیاز یعنی مطالبی که قبل از فهم این مطلب لازم است بدانید را به یاد بیاورید.

-نکتۀ اصلی، نکته های فرعی و جزئیات را مشخص کنید.

-آیا مقصود اصلی مطلب را متوجه شده اید؟ آِیا رابطه ها  و مفاهیم کلیدی را به خوبی می شناسید؟

-نکتۀ بسیار مهم در این مرحله، کشف قسمت هایی است که متوجه نمی شوید و در فهم آن ها مشکل دارید. تمام موارد را مشخص کنید. با رابطه ها و تجزیه تحلیلی که می کنید به ضعف های خود پی می برید.

-قسمت هایی را که متوجه نمی شوید و در فهم آن ها ابهام دارید یادداشت و دسته بندی کنید.

-مطالبی را که نمی دانید: یا کلمه ها و واژه هایی هستند که باید معنی و مفهوم آن ها را از فرهنگنامه ها یا کسی سؤال کنید. یا مطالبی هستند که برای فهم بهتر آن ها، لازم است مطالب سال های قبل یا فصل های قبل را یادآوری کنید، و یاد بگیرید. شاید برای این کار لازم باشد یک یا چند کتاب کمکی دیگر بخوانید یا از دوستان یا معلم های تان بپرسید.

-فکر می کنید به جز موارد بالا چه مسئلۀ دیگری مانع فهمیدن شما می شود؟

می توانید آن را شناسایی کنید؟ آیا راه بر طرف کردن آن را می دانید؟

مرحلۀ چهارم: مرور برای یادداشت برداری:

-مطالبی را که می خوانید و خوب متوجه می شوید خلاصه نویسی کنید و زیر نکته های مهم خط بکشید و اگر لازم بود در حاشیۀ کتاب نکاتی را توضیح دهید و یادداشت کنید.

-مشخص کنید چه قسمت هایی را لازم است حفظ کنید،تا در وقت مناسب سراغ آن ها بروید.

مرحلۀ پنجم: طرح سؤال:

-آیا می توانید از همۀ قسمت هایی که خوانده اید سؤال طرح کنید؟ آیا به همۀ سؤال ها می توانید بدون ابهام پاسخ دهید؟

-طرح سؤال را می توانید هم زمان با مرور مطالب هم انجام دهید.

-مرحلۀ ششم: مرور برای یادآوری:

حالا کتاب را ببندید و تمام مطالبی را که مطالعه کرده اید، به زبان خودتان، برای خود شرح دهید. آیا همه چیز را واضح و بی ابهام به یاد می آورید؟

برای بعضی درس ها مثل ریاضی، مرور، یعنی حل کردن مسئله، آیا می توانید در بارۀ مطلبی که خوانده اید مسائل بیشتری حل کنید؟

مرحلۀ هفتم: حفظ مطالب:

قسمت هایی را که لازم است، همین الان شروع کنید به حفظ کردن ، و اگر مطالب زیاد است یا وقت ندارید، زمان هایی را برای حفظ آن ها معین کنید.

کلید طلایی درس خواندن: علاقه و لذت

کلید طلایی موفقیت در هر کاری، داشتن علاقه و لذت بردن از آن کار است. وقتی از ته دل به کاری علاقه داشته باشید، ساعت ها بدون خستگی به آن مشغول می شوید و به هر زحمتی که باشد هر مانعی را از سر راه بر می دارید. شما حتماًاز این انگیزه های قوی، فت و فراوان دور و برتان سراغ دارید.

در درس و تحصیل هم کسانی موفق هستند که انگیزه های قوی آن ها باعث می شود نسبت به دیگران تلاش بیشتری کنند.

-مطالب کتاب های درسی، اطلاعات عمومی و مهارت های اولیه ای است که آشنایی با آن ها برای زندگی در دنیای امروز لازم است.

-اطلاعات و دانستنی هایی که در هر پایۀ تحصیلی به دست می آورید، پایۀ کلاس های بعدی است و همۀ این اطلاعات یکی از پایه های مهم شغلی است که در آینده انتخاب می کنید. همۀ افراد سرشناس در دنیای علم، و حرفه های مختلف از همین مطالب شروع کرده اند.

-موفقیت در مدرسه، یکی از موفقیت های طول زندگی هر انسان است. معمولاً کسانی که در زندگی و شغل آدم های مفقی هستند، در مدرسه هم افراد موفقی بوده اند.

-اما علاقه یک شبه به وجود نمی آید بلکه باید در این باره برنامه هایی داشته باشید و تلاش کنید تا به تدریج اشتیاق و انگیزۀ شما تقویت شود.

گام ششم: حواسپرتی و نداشتن تمرکز:

یکی از علت های حواسپرتی در هنگام مطالعه این است که همۀ مطلب یا قسمتی از آن را متوجه نمی شوید، اما نمی دانید چرا؟ بعد از چند بار مطالعه خود به خود از آن مطلب دلزده می شوید و هنگام مطالعه حواس تان جای دیگری می رود.

-یکی از علت های حواسپرتی، نداشتن مهارت های مطالعه و فعال نبودن در مطالعه است. وقتی مطلبی را سطحی بخوانید و با مطلب در گیر نشوید، ذهن تان خیلی آمادۀ حواسپرتی است.

-یکی از علت های حواسپرتی، خستگی زیاد است.

-یکی از علت های حواسپرتی، کسالت و نداشتن تحرک بدنی است. سعی کنید به طور منظم، ورزش کنید( حتی انجام نرمش های ساده در خانه هم به شما نشاط می دهد).

-جمع شدن تکالیف و کارهای مدرسه، به دلیل اضطراب و نگرانی که در شما ایجاد می کند، یکی از علت های مهم حواسپرتی است. هر چند تکالیف بیشتر جمع شوند تمرکز شما در درس کمتر می شود. بهتر است از همین الان شروع به برنامه ریزی و تنظیم وقت کنید.

-بالاخره یکی از مهمترین علت های حواسپرتی انواع مشغولیت های فکری دورۀ نوجوانی است.

-افکار پراکنده گاهی مثل سیل می تواند همه چیز را خراب کند. اما افکار مهار شده و کنترل شده مثل آب پشت سد می توانند سازنده باشند.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *