مدلی برای تقویت حافظه و رمزگذاری اطلاعات

بعد از ظهری آفتابی مشغول شستن ظروف در آشپزخانه هستید. رادیو روشن

است و شما به ترانه ای گوش می دهید که تا به حال آن را نشنیده اید. در

حالی که اسفنج را روی بشقاب می کشید و پوست زیبای دست تان را همچون

آلوی خشک پر از چین و چروک می کنید، متوجه می شوید که شما ترانه را

همراه با رادیو زمزمه می کنید. خیلی زود می توانید آهنگ آن ترانه را هم بسازید.

در نهایت، شما قاشق چوبی رابه عنوان میکروفون به دست گرفته و در حالی

که پیش بند آشپزخانه را به تن دارید شروع به رقص و پایکوبی می کنید و خیال

می کنید که در سن قرار گرفته اید. امیدوارید که کسی شما را در این حالت

نبیند. ترانه به پایان می رسد، شما از آن حالت رقص و آواز در می آیید و متوجه

می شوید که تمام ظرف ها هم شسته شده اند.

بعد از آن ماجرا برای خرید از سوپر مارکت سوار ماشین تان شده و باز هم

شروع به خواندن همان آواز می کنید. افرادی که در خیابان شما را می بینند

با تعجب شما را نگاه می کنند، اما برای تان هیچ اهمیتی ندارد. زمانی که

پشت چراغ قرمز هستید با صدای بلند و غرش مانند، قسمت هم خوانی ترانه

را چندین مرتبه تکرار می کنید. وقتی چراغ سبز شد پایتان را به شدت روی

پدال گاز گذاشته و به سمت جلو حرکت می کنید و خودتان را در محوطۀ

پارکینگ سوپر مارکت می یابید.

این جا چه اتفاقی برای مغز و حافظه تان می افتد؟

وقتی آوازی را سر می دهید و همزمان ظرف را هم می شویید، این بدان

معنی است که حافظۀ خواندن شما از طریقی به سیستم شستن ظروف

متصل می شود، یعنی هر وقت که اقدام به شستن ظرف ها می کنید،

همان ترانه هم به ذهن تان خطور می کند. به همان ترتیب وقتی به دستان

پرچین و چروک تان نگاه می کنید ممکن است به یاد همان ترانه هم بیفتید.

این اتصالات ذهنی در واقع یکی از دلایل مهم بودن فرآیند دادن اطلاعات

می باشد، هر اندازه که مرحلۀ دادن اطلاعات با انرژی بیشتری انجام پذیرد،

شبکۀ عصبی شما قدرتمند تر و پیچیده تر خواهد بود.

چگونه اطلاعات را رمزگذاری کنیم؟

برای این که بتوانید چیزی را بعداً به خاطر بیاورید، هنگامی که می خواهید

آن چیز را به خاطر بسپارید، در مورد مرحلۀ رمز گذاری فکر کنید. اگر شما

همیشه دسته کلید تان را گم می کنید، وقتی که آن ها را جایی می گذارید،

به خودتان بگویید که(( همین حالا، اطلاعات محل دسته کلید را به مغزم

می دهم)). دنبال کارتان بروید و همچنان با صدای بلند این جمله را تکرار کنید.

اگر شما در جمعی قرار گرفته و افر ادی را تحت نظر گرفته و فکر می کنند که

دیوانه شده اید تنها کافی است به آنها بگویید که من تنها روی حافظه ام کار

می کنم و و اگر شما هم همین کار را انجام دهید، به نفعتان تمام می شود.

به هر حال این جا پای حافظۀ شما در میان است، پس اهمیتی ندهید.

از این که چه اتفاقی در مغزتان می افتد، آگاه باشید. در بارۀ این فکر کنید که

وقتی شما دسته کلید را روی میز می گذارید شبکه های عصبی در مغز شما

تشکیل می شوند. چند لحظه ای به دسته کلیدتان نگاه کنید و اطمینان یابید

که مکان آن ها به حافظه تان سپرده شد.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *