چه چیزی را می خواهید بازیابی کنید؟

چه چیزی را می خواهید بازیابی کنید؟

این تکنیک علاوه بر بازیابی اشیاء گم شده یا بازیابی رخدادهایی که مربوط به وقوع یک

جرم است در موقعیت های زیاد دیگری که می خواهید مواردی را از تجربیات قبلی خود

بازیابی کنید نیز بکار ببرید مثل:

-مکالمه ای با شخصی داشته اید. در این مورد نه تنها به خاطر می آورید با چه کسی

صحبت کرده اید بلکه به خاطر می آورید که چه گفته اید.

-مصاحبه با یک شخص برای انجام یک گزارش یا مقاله

-در یک جلسه یا مکالمه ای که در بیرون داشتید چه اتفاق افتاده است؟

-مسیر جایی که قبلاً آنجا بوده اید.

-برخورد یا بحثی که با کسی داشته اید.

-یک مهمانی بزرگ که در آن حضور داشته اید.

-لحظه ای که در گذشته وجود دارد و دوست دارید دوباره آن را تجربه کنید مثل گرفتن

یک ماهی بزرگ و بردن جایزه برای آن.

-فرآیندی که برای یادگیری یک مهارت یا انجام فعالیتی طی کرده اید.

-چیزی که برای شما در دوران کودکی یا نوجوانی رخ داده است.

-صحنه ای از یک فیلم که شما را تحت تأثیر قرار داده است.

-چگونگی بیان موضوع یا ایده ای توسط یک سخنران یا معلم

این تکنیک زمانی مؤثر تر است که به حادثه، رخداد و تجربیات مربوط باشد که با چشم

ذهن خود بتوانید آن را ببینید یا تصور کنید. اگر سعی کنید حجم وسیعی از اطلاعات

فرضی، انتزاعی یا واقعی را به خاطر بیاورید این تکنیک عملکرد خوبی نخواهد داشت.

در چنین مواردی استفاده از تکنیک مکان، روش اتاق رومی یا تکنیک خود ارجاعی مناسب تر

است. دلیل این که این روش برای تصاویر یا تجارب عینی مناسب تر است این است که

اساساً شما تصاویر یا فیلم هایی را در ذهن خود ایجاد می کنید که برای بازیابی آن ها

را بازپخش می کنید.

سبک نگه داشتن بازپخش

هدف از تکنیک بازپخش به خاطر آوردن تجربیات گذشته و بازیابی اطلاعاتی است که هم

اکنون به آن نیاز دارید. با این وجود برخی مواقع ممکن است متوجه شوید که احساسات

بسیار شدیدی را در مورد چیزی که بازیابی می کنید دارید. اگر دنبال خاطرات احساسی

هستید این فرآیند را با باز کردن چشمان خود متوقف کنید. یا توجه خود را معطوف چیز

دیگری کنید. مثلاً خاطرات احساسی می تواند سعی برای باز پخش رخدادهای مربوط به

دوران کودکی تان و یا در گیری با دوست یا عشق تان باشد. این فرآیند متوقف خواهد

شد چون نمی خواهید در حال حاضر مورد سنگینی را بررسی کنید. چنین احساسی را

از خود دور کنید یا در این لحظه به آن ها توجه نکنید.

اما ایدۀ خوبی است که با چنین احساساتی بعدها روبرو شوید و عملکرد مناسبی در

ارتباط با آن ها داشته باشید. برای مثال اگر متوجه شدید که وارد احساسات سنگین

شده اید بهتر است با کمک مشاور، متخصص یا دوست صمیمی و اعضای خانواده بر

روی آن کار کنید. در این روش سعی نمی کنید چیزی را که برایتان مهم است سرکوب کنید.

بلکه آن را به زمان دیگر موکول می کنید تا به روش مناسب تر و در محیطی با آن روبرو شوید.

رفتن به عمق آن

هر چند که عموماً استفاده از تصورات برای موقعیت های روزانه مثل پیدا کردن اشیاء گم

شده، بازیابی رخدادهای جلسه و بخاطر آوری آن چه که شب گذشته در مهمانی رخ داده

مناسب است ولی می توانید بیشتر به عمق رفته وبه خاطراتی که دسترسی کمی به آنها

دارید و یا مربوط به زمان های خیلی قبل است دسترسی پیدا کنید. کاربرد این روش برای

دانستن این که دوست داشتید در دوران دبیرستان یا دانشگاه چه کاری انجام دهید، تصمیم

گیری برای تغییر شغل یا به خاطر آوری جزئیات یک رخداد برای یک پرونده در دادگاه مفید

خواهد بود. ولی برای  روبرو شدن با مسائل شخصی جدی که از لحاظ احساسی در گیر

هستند خودتان به تنهایی از این تکنیک استفاده استفاده نکنید. به جای آن سعی کنید آن را

در یک محیط کنترل شده و حمایتی در حضور یک هیپنوتیزم کننده تعلیم دیده یا مشاور انجام دهید.

فرآیند اصلی برای بازپخش عمیق تر باید در حالت تعمق و تمدد و در یک محیط ساکت و آرام

باشید تا بتوانید وارد خودِ درونی یا ناهشیارتان شوید.

با استفاده از تکنیک ریلکس بودن خود را در حالت خیلی خیلی راحت قرار دهید و ذهن  خود

را هشیار کنید. سپس از خودتان سؤالاتی در مورد چیزی که می خواهید به خاطر بیاورید

بپرسید. و بعد از آن بگذارید خودِ درونی تان این فرآیند را هدایت کند. این روش را مثل یک سفر

به گذشتۀ خود در نظر بگیرید. که در این صورت هرآنچه که آن جا هست را تجربه خواهید کرد.

حتی می توانید هر چیزی که می بینید، می شنوید، می چشید و می بویید را بازیابی کنید به

گونه ای که واقعاً در آن زمان هستید.

در ادامه مثالی از این سفر آمده است که می توانید از آن استفاده کنید. سؤالات خودتان را

بکار گیرید. آن را ضبط کرده و بازپخش کنید. و وقتی به آن گوش می کنید به حافظۀ خود

سفر کنید. و یا می توانید آن را بخوانید تا یک راهنمایی کلی به شما بدهد. سپس قبل از

این که به هشیاری درونی خود برگردید به صورت ذهنی دستورالعمل آن را به خودتان بدهید.

بعد از این که به حالت عادی هشیاری برگشتید فوراً تجربۀ خود را بیان کنید. برای کمک بیشتر

برای بازخوانی خود موارد تجربه شده را یادداشت کنید تا بتوانید برای درون بینی های بیشتر

بعدها آن را مرور کنید. بسیار آرام بشینید. به تنفس خود دقت کنید. به دم و بازدم توجه تان

توجه کنید. در این حالت بیشتر و بیشتر احساس آرامش می کنید و بیشتر و بیشتر آرام می شوید.

حالا تصور کنید به زمانی برگشته اید که رخداد مورد نظر به وقوع پیوسته است یا شما سن

مورد نظر را دارید. فقط بازگشت به آن زمان را تجربه کنید. به عقب برگردید، به زمان و مکانی

بروید که دوست دارید باشید.الآن شما آنجایید. به اطراف نگاه کنید و به چیزهایی که آن جا

هستند دقت کنید. به محیط پیرامون خود توجه داشته باشید. آیا شما در روستا هستید، در

شهر هستید یا در یک ساختمان؟ هر جا که باشید چند دقیقه را صرف بودن در آن جا کنید.

حالا سؤالاتی که دوست داشتید با سفر به عقب به آن ها جواب دهید را از خودتان بپرسید.

می توانید این سؤالات را بر روی یک صفحه که در مقابل شما قرار دارد ببینید یا فقط آن را

بشنوید. اولین سؤال را بپرسید سپس گوش فرا دهید و مشاهده کنید. چه چیزی می بینید؟

چه چیزی می شنوید؟ یک یا دو دقیقه را اختصاص به این کار دهید.

حالا سؤال دوم را بپرسید. سپس گوش کنید و ببینید. به چیزی که می بینیددقت کنید. توجه

کنید چه می شنوید. دوباره یک یا دو دقیقه را صرف انجام این کار کنید.

حالا سؤالات دیگر را بپرسید و فرآیند مشاهده کردن وشنیدن را انجام دهید. نهایتاً زمانی که

پرسیدن سؤالات تان را تمام کردید به اتاق و به حالت هشیاری عادی خود برگردید. از ۵ تا ۱

بشمارید. پنج، چهار، با شمارش اعداد هشیار تر و هشیار تر می شوید. سه، دو، هشیار تر

و هشیار تر شده و با عدد ۱ به اتاق بر می گردید.

وقتی به حالت عادی برگشتید هر آن چه را که دیده اید و تجربه کرد ه اید را بیان کنید. حتی

می توانید آن ها را یادداشت کنید تا به شما کمک کند هر آن چه که در سفر خود به حافظه

کشف کرده اید را در ذهن خود تثبیت کنید.

تمرین این تکنیک

مدت زمانی را صرف تمرین این تکنیک کنید. حتی اگر چیزی وجود داشته باشد که بخواهید

همین الآن آن را به خاطر بیاورید. هر کدام از این تکنیک ها را به صورت زیر بکار گیرید:

مدت زمانی را صرف تمرین این تکنیک کنید حتی اگر چیزی وجود داشته باشد که بخواهید

همین الآن آن را به خاطر بیاورید. هر کدام از این تکنیک ها را به صورت زیر بکار گیرید:

۱-موردی را انتخاب کنید که اخیراً اتفاق افتاده است و برای مدتی به آن فکر نکرده اید. مثلاً

یک جلسه کاری یا گفتگویی که با دوست تان داشته اید. سپس بر روی آن رخداد تمرکز

کنید و آن را در ذهن خود تجسم کنید. به مواردی که حواستان را پرت می کنند اصلاً توجه

نکنید. اگر در یک محیط پر سرو صدا هستید مثلاً در یک دفتر کار که پر از صدای تق تق صفحه

کامپیوترها و زنگ تلفن است برای اجتناب از سر و صدا از گوش گیر استفاده کنید. می توانید

خودتان را مثل کارگردان یک گروه در نظر بگیرید که در حال تماشای فیلمی هستید که در مقابل

شماست. از ابتدای آن رخداد یا حادثه شروع کرده و آن را تماشا کنید. تا جایی که می توانید

رخداد مورد نظر را شفاف و واضح تجسم کنید به محیط اطراف، صداهایی که می شنوید و

رخدادهایی که می بینید توجه کنید. به مکالماتی که در یک جلسه گفته می شود گوش کنید.

تا جایی که امکان دارد سعی کنید کامل باشید.

سپس نکات برجستۀ مواردی که به خاطر می آورید را یادداشت کنید. تجربۀ خود نیز در بخاطرآوری

توجه کنید. بعداً که این تمرین را دوباره انجام دادید آن را با تجربۀ قبلی خود مقایسه کنید.

عموماً در خواهید یافت که توانایی شما در انجام این تمرین و بخاطرآوری رخدادها بهبود خواهد یافت.

۲-حالا از همان رخداد یا رخداد دیگری استفاده کنید. به مکانی بروید که آن رخداد واقعاً در آن جا

اتفاق افتاده است. رخدادی را انتخاب کنید که دسترسی به مکان آن  راحت تر باشد. مثلاً آن مکان

می تواند یکی از اتاق های خانه یا ساختمانی در یک مجتمع باشد که بتوانید به داخل آن بروید.

البته می توانید از این تکنیک برای مکان های دور یا چندگانه نیز استفاده کنید( معمولاً شاهدین

در پرونده های فضایی به مکان های متفاوت برده می شوند). از جایی شروع کنید که آن رخداد

اتفاق افتاده است. اگر نیاز است که از یک مکان به مکان دیگر بروید حتماً این کار را انجام دهید.

از همان ابتدا( مثل رانندگی کردن به یک شهر کوچک یا قدم زدن از یک اتاق به اتاق دیگر) به

اطرف خود نگاه کنید. سپس فرآیند مجسم سازی که در بالا به آن اشاره شد را شروع کنید.

اطراف خود را با تمرکز بالایی مشاهده یا تجربه کنید تا بتوانید مجسم سازی آن رخداد را تا جایی

که می توانید واضح انجام دهید. در واقعیت و یا با چشم ذهن خود به محیط اطراف خود و حتی

به صداهایی که می شنوید یا چیزهایی که اتفاق می افتد دقت کنید. سپس اگر در طول آن

رخداد مجبور به حرکت از جایی به جای دیگر شدید حتماً دوباره از همان مسیر عبور کنید و به

سرنخ های محرک محیطی دقت کنید. تا جایی که می توانید رخدادهایی را که در گذشته در آن

مکان اتفاق افتاده  را بازیابی کنید. تا جایی که امکان دارد اطلاعات خود را کامل کنید.

سپس نکات مهم مواردی که به خاطر می آورید را یادداشت کنید. به بخاطر سپاری خود نیز دقت

کنید و آن را با مواردی مقایسه کنید که برای بخاطر سپاری فقط از قوۀ مجسم سازی خود استفاده

کرده اید. عموماً اگر واقعاً در مکان وقوع آن رخداد باشید بدلیل قدرت سرنخ های محیطی و بافت آن

جا اطلاعات را واضح تر به خاطر می آورید.

 اگر رخداد ذکر شده در تمرین قبل را انتخاب کرده اید یادآوری کرده اید یادآوری آن رخداد کمک

می کند که آن را بهتر بازیابی کنید. اما همزمان نیز باید دقت خود را بالا ببرید تا اگر در ذهن تان

شکافی در رفتن به آن جا برای بار اول وجود داشته باشد توانایی پر کردن آن را داشته باشید.

بعدها که دوباره فرآیند بازپخش جهان واقعی را انجام می دهید با تجربیات قبلی خود مقایسه کنید.

عموماً با تمرین این فرآیند توانایی شما در بخاطر سپاری بهبود خوهید یافت.

۳-نهایتاً فرآیند بازیابی عمیق تر را امتحان کنید. از رخدادهای گذشته که می خواهید به خاطر بسپارید

چند نمونه انتخاب کنید. سعی کنید آن رخداد مربوط به کارتان باشد و یا به رخدادهای مربوط به

اوقات فراغت تان باشد تا بتوانید آنر ا به طور کامل و واضح تجربه کنید. رخدادی را انتخاب کنید که

محتوای خیلی احساسی نداشته باشد. برای  مثال رجوع به رخدادی مثل طلاق و کارهای آشفته

مربوط به آن، درگیری بایک  شخص خاص یا تجربیاتی با بار منفی ایدۀ خوبی برای انتخاب نیست.

باید مواردی را انتخاب کنید که واضح و سرگرم کننده باشد.

سپس یک مکان ساکت و راحت انتخاب کنید تا بتوانید در آن جا راحت باشید و از راهنمایی هایی

که ارائه شده استفاده کرده و تجربۀ مورد نظر را مرور کنید. زمانی که به آن جا رفتید به همۀ موارد

اطراف خود دقت کنید. به مناظر، صداها، بوها و مزه ها توجه کرده و همان طور که به خاطر می آورید

  آن مکان در زمان مورد نظر چگونه بوده است سفر خود را شروع کنید.

۵ الی ۱۵ دقیقه را صرف این تجربه کنید. سپس با توجه به تجربۀ خود نکات برجستۀ آن را یادداشت

کنید. بعدها که دوباره می خواهید آن را انحام دهید دقت کنید که هر بار آن تجربه شبیه به چه چیزی

است. عموماً با تمرین بیشتر می فهمید که بازگشت به عقب و به خاطر آوردن آن رخداد راحت تر و

راحت تر می شود و از این رو موارد زیادی را به خاطر می سپارید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *