چرا تا به حال شکست خورده اید؟

چرا تا به حال شکست خورده اید؟

(توانگران چگونه می اندیشند؟)

یکی از علت های ترس از شکست، که توان اندیشۀ صحیح را سلب، و تمرکز

و انسجام تلاش  آدمی را پراکنده می کند، تجربه های ناموفق گذشته است.

در چنین شرایطی، فرد تصویر تیره و تاری از شکست و ناکامی را به اشکال

مختلف در ذهن خویش تصور می کند. هر مانعی در مسیر هدف هایش به این

احساس ویرانگر دامن می زند، اعتماد به نفس او را در هم می شکند و سلطان

بی رقیب وجودش می شود. به بیانی دیگر، هر ناکامی چنان ذهنیت شکست

را در فرد تقویت می کند که آن ذهنیت جزیی از سرشت او می شود. او نتیجه

می گیرد که زندگی یعنی تحمل ضربه های سخت پی در پی و شکست ها و

نامرادی های مداوم. هرگاه کسی را هم رأی و متفق خود نیابد، انگ نادانی و

دورویی بر او می زند.تردیدی نیست که امواج منفی، تأثیر فوق العاده زیادی بر

روند زندگی انسان دارد، و او را به سوی تنگدستی و ناشادمانی سوق می دهد.

به عکس، گرمی و نشاط از چهرۀ کسانی که معتقدند اقبالشان با نیکبختی آمیخته،

نمایان است.

در دیدگاه خود تجدید نظر کنید و به طور شگفت انگیزی ثروت و شوکت را که

حق طبیعی و حیات شماست، از خزانۀ بیکران هستی به دست آورید.

راستی علت شکست شما چه بوده است؟ چه بسا، در درونی ترین نقطۀ ذهن

خود، در جستجوی شکست بوده اید. آیا فکر می کنید که دست سرنوشت شما

را محکوم کرده است تا در تمام عمر با زندگی فقیرانه بسازید، یا در خود توان گریز

از این مهلکه را می بینید؟

جای نگرانی نیست. حتی قویترین احساس ذهنی منفی را می توان به سرعت

تغییر داد. شگفتی آور است که بعضی از افراد، در برابر موفقیت از خود مقاومت

زیادی نشان می دهند. در اندرون ناکامان، گویی نیروی سهمگینی هست که اجازه

نمی دهد علت شکست و فقر را بشناسند. آنان به طور مداوم سخنان یأس آمیزی

می گویند و گویی با منفی بافی هایی چون: به هیچ وجه از پس این کار بر نمی آیم،

من بد اقبالم، یک عمر فقر و فلاکت در پیشانی ام نوشته شده، خود را هیپنوتیزم

می کنند.

حال وقت آن است که قلمی به دست گیرید و با مرور زندگی گذشتۀ خویش، بهانه

هایی را که مانع دستیابی شما به موفقیت شده گرد آوری کنید. به هنگام تهیۀ این

فهرست، بکوشید که با خود رک و رو راست باشید. بگذارید اندیشه های کهنه و

محدود کننده  که در مسیر توانگری شما قد علم کرده اند، از عمق ذهنتان بجوشد

و بالا آید.

دکارت، فیلسوف و ریاضی دان مشهور فرانسوی، پیش از اثبات اصول فلسفۀ

مدرن، به کند و کاو درون خود پرداخت تا لوح ضمیرش را از زوائد، پاک و آن را آمادۀ

پذیرش نقطه نظرهای مثبت و سازنده کند.

پس از تجدید نظردر نظام باورهای خود و پالایش آن از باورهای کاذب و دستاویزهای

باطل، ضرورت دارد اصل دیگر را بیاموزید.

چه بسا این اصل، در برخورد نخست بسیار پیش پا افتاده به نظر برسد، حتی

تعجب کنید که چرا چنین موضوع ساده ای مطرح می شود. عجله نکنید، لحظه ای

در قضاوت درنگ کنید.

اوضاع و احوال زندگی شما، زمانی تغییر می کند که برای تغییر آن اقدام کنید.

بیشتر مردم تصور می کنند که دست یافتن به ثروت و تمول خود به خودی است.

آنان باور کرده اند که اگر بخت یاری کند، روزی مشکلات مالی آن ها نیز برطرف

خواهد شد، چه بسا آقای مدیر روزی دلش بسوزد و حقوقشان را پنج تا ده درصد

افزایش دهد. اگر بیکار باشند، نیم امیدی دارند که روزی کسی شغل دلخواه آنان

را با سلام و صلوات تقدیمشان کند!

مردم، در زمان بی پولی هم واکنشهای متفاوتی نشان می دهند. عده ای به

قرض روی می آورند و بر مشکلات مالی می افزایند. شماری دیگر در جای خود

می مانند و به جای این که در آمدشان را با نیازهایشان هماهنگ کنند، نیازها را

با در آمد اندک خود همتراز می کنند.

در حقیقت اینان به جای این که دنیا را وادارند که رویاهایشان را تحقق بخشد، به

پیروی از قید و بندهای زندگی، آمال و آرزوهای خود را محدود می کنند. عجله

نکنید، به زودی درخواهید یافت که متعادل کردن درآمد با نیازمندی های زندگی

یک ضرورت است.

شمار زیادی از مردم بر این باورند که باید در انتظار نشست و دید که دست روزگار

چه سرنوشتی را برایشان تدارک می بیند. معنای این اعتقاد این است که باید

نشست و دید که آیا معجزه ای رخ خواهد داد یا خیر؟

چرا تا به حال شکست خورده اید؟

به هر تقدیر، وضعیت زندگی به خودی خود تغییر نمی کند. باید دست به عمل زد،

نتایج اقدامات را پیوسته سنجید و در وضعیت مالی، افزایش حقوق، یافتن کار در

مدت بیکاری و در نهایت دستیابی به ثروت و مکنت کاری صورت داد، باید با تمام

وجود طالب پیشرفت بود و خواسته های خود را به وسواسی دایمی مبدل کرد،

آن گاه به راستی برای رسیدن به خواسته ها پای فشرد و سرانجام این فرمول

را که با تمام شرایط صدق می کند، تحقق بخشید:

(( میزان موفقیت من با میزان جدیت و استقامتی که از خود نشان

می دهم، نسبت مستقیم دارد.))

این دو کلمه را همواره بر لوح ضمیرتان ثبت کنید: جدیت و پایداری.

ناپلئون گفته: (( آن چه را که با عشق و اشتیاق بخواهیم و در دستیابی به

آن پافشاری کنیم، بی تردید به دست خواهیم آورد)).

مردان موفق قبل از هر چیز به ابزار ارادۀ نیرومند و عزم راسخ مجهزند، بیش از هر

چیزی در تمنای کسب موفقیتند، بدون توجه به موانع و مشکلات مداومت نشان

می دهند.جماعتی دیگر، به رغم جد و جهد بسیار هرگز به در آمدی کلان دست

نمی یابند. اگر چه این گروه هم در آرزوی کسب موفقیتند، اما آرزو کردن را با

خواستن اشتباه گرفته اند. در حقیقت، ذهنیت آرزومندانه برای دستیابی به موفقیت

متداول تر از تمنای باطنی و از سر اشتیاق است. میل و آرزو احساسی ضعیف،

انفعالی و ناپایدار است که هرگز به یک اقدام قاطع منتهی نمی شود. این احساس

توان غلبه بر مسامحه و تعلل را ندارد، اما اگر فرد در آتش شوق و دستیابی به

هدف بسوزد و خواسته اش از عمق وجودش برخیزد، سختی ها را به آسانی

پشت سر خواهد گذاشت و با بال های شور و اشتیاق خویش برای گذر از روی

موانع به پرواز در خواهد آمد. اگر آرزوی پیشرفت، تنعم و ثروت را دارید و با تلاش

فراوان هم به نتیجه نمی رسید، از خود بپرسید که آیا فقط آرزوی چیزی را دارید

و یا از ژرفای ذهن و قلب خویش خواستار آن هستید؟

برای رسیدن به هر خواسته ای در دنیا، باید تشنۀ رسیدن به آن باشید. اگر به

زندگی بخور و نمیری رضایت می دهید، بی گمان راهی برای گریز از وضعیت

کنونی نخواهید داشت. انتظار معجره نداشته باشید. چشم به راه کسی نمانید

که از سر دلسوزی و همدردی، پول هنگفت، یا کسب دلخواهتان را تقدیمتان کند.

اگر به پیشرفت اندک در زندگی قانعید، سهم شما از ثروت، موهبت و فراوانی

های جهان به همان اندازه اندک خواهد بود.آرزوهایی که در اعماق قلبتان رخنه

کرده و جای گرفته با شکوه ترین بخش وجود شما شده است. هرگز امیال و

آرزوهای باطنی خود را مکتوم نگذارید. در حقیقت ناخشنودی از وضعیت کنونی،

رویاهای شما را مطرح می کند. رویاها برای این که به نیروی محرکه ای تبدیل

شوند باید روشن، دقیق و پویا باشند. هرگز تمایلات و آرزوهای خود را در دل نگه

ندارید، بلکه آن را وادارید تا خود را بروز دهد و به این ترتیب راهی برای جریان

نیروهای خلاق خود بگشایید. تجربه ثابت کرده است که هیچ کار بزرگی بدون

حضور یک رویا و یک تخیل خالص و بی تکلف انجام نشده است.

قبل از هر اقدامی باید به رویاهای خود میدان عمل دهیم، در غیر این صورت،

ارابه را به اسبی بسته ایم که هنوز آن را تیمار و آماده نکرده ایم.

برای کسب ثروت و تمول، باید این سه شرط اساسی را جامۀ عمل بپوشانید:

۱)باور کنید که می توانید توانگر شوید.

۲)بپذیرید که تا  کاری را شروع نکنید، تغییری در زندگی پدید نخواهد آمد.

۳)بگذارید شعله های آتش شور و اشتیاق، جزءجزء وجودتان را در بر گیرد و

زبانه های آن به انرژی عضلانی تبدیل شود.

پیش نیاز هر موفقیتی ایمان است. باید خود را سزاوار کسب ثروت و تمول بدانید.

برای پرورش اعتماد به نفس، می توان از روش تلقین به خود استفاده کرد. این

روش تنها زمانی مفید است که به طرح هایی که در سر می پرورانید، ایمان

کامل داشته باشید. در غیر این صورت نخواهید توانست دیگران را برای حمایت

از خود برانگیزید، زیرا خود به برنامه های آتی خویش اعتقاد ندارید. افزون بر این،

برای رویارویی با موانع و حرکت به سوی اهداف، ناگزیرید که به سلاح ایمان

مجهز شوید. اگر به کار و تلاش کنونی، یا برنامه های آتی اعتقاد کامل ندارید،

بهتر است آن ها را رها کنید، زیرا تردید و دو دلی، بی گمان شما را با شکست

روبه رو خواهد کرد. موفقیت نیازمند تعهد قطعی و مستحکم است. تا به اهداف

و برنامه های خود ایمان نداشته باشید، نخواهید توانست از انرژی خود بهرۀ کافی ببرید.

افراد موفق چنان به اهداف خود ایمان داشته اند که توصیه های این و آن نتوانسته

کوچکترین خدشه ای به تصمیمشان وارد کند. آنان هر گونه شک و شبهه ای را از

صفحۀ ذهن خود زدوده اند.

کتاب توانگران چگونه می اندیشند.

مؤلف: چارلز آلبرت پویسانت

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *