مهندسی معکوس در طراحی سوالات کنکور

مهندسی معکوس در طراحی سوالات کنکور

شیوۀ متداول آموزش غالباً متکی بر معلومات و حافظه می باشد، به عبارتی

ذهن دانش آموزان طی سالها آموزش یاد میگیرد که تنها به توانایی معلوماتی

و ضبط اطلاعات متکی باشد.

آیا واقعاً این تنها راه استفاده از مغز می باشد؟

توجه به مضمون و محتوای یک پرسش یا موضوع مورد مطالعه، تنها روشی

است که مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که عدم شناخت و توجه به

ساختار یک موضوع یا پرسش، نقطۀ مناسب برای شروع و مسیر مناسبی

برای سازماندهی اطلاعات در ذهن را معوق گذاشته و موجب ابهام و

سرگردانی در مواجهه با موضوع می شود. در روش مهندسی معکوس

توجه اصلی به ساختار پرسش ها است و با توجه به محدود بودن ساختار،

دستیابی به گزینۀ صحیح حتی بدون رجوع به صورت سؤال را ممکن میسازد.

مهندسی معکوس چیست؟

مهندسی معکوس یعنی حرکت معکوس از یک پدیده به منظور کشف نقشه

و مقصود اصلی از طراحی آن پدیده می باشد.

به طور مثال برای تولید و ساخت یک خودرو نیاز به تکنولوژی طراحی آن میباشد.

حال اگر یک خودرو ساخته شده را مورد بررسی و مشاهدۀ دقیق قرار داده،

اجزاء آن را شناخته و نسبت و اندازۀ آن ها را دقیقاً به دست آوریم، به پلان و

نقشۀ اولیۀ آن دسترسی پیدا می کنیم.

مهندسی معکوس در طراحی سوالات کنکور(( بررسی روش تفکر)) :

آیا تفکر قانونمند است؟

اگر شکل و ساختار یک پرسش و همچنین گزینه ها و نظام آن ها را محصول

یک تفکر هدفمند بدانیم در صورت آشنایی با قوانین و اصول تفکر و نسبت آن

با پدیدۀ مورد نظر می توان به مقصود اصلی نزدیک و آن را کشف نمود.

شاید بپرسید که چگونه می توان قانونی برای تفکر در نظر گرفت؟

نزدیک ترین نتیجۀ مستقیم تفکر عبارات و جملاتی است که هر روز به کار

می گیریم تا روابط خودمان را با محیط تنظیم و از طریق آن بهتر بیندیشیم و

زندگی کنیم.

آیا یک جمله و عبارت، قانونمند است؟

دستور زبان در ادبیات قوانینی است که در جملات و عبارات هر زبانی وجود

دارد و اگر این نظم در عبارات رعایت نشود هیچ عبارتی نه شکل می گیرد و

نه معنی خواهد داشت.

جالبتر این که این نظم و قانونمندی که در جملات و عبارات بوجود می آوریم

کاملاً ناخودآگاهانه و یک فرایند خودبخودی است.

پس معمولی ترین محصول تفکر که جمله سازی است از نظم و قانونی بسیار

دقیق و استوار تبعیت می کند.

به مثالهای زیر توجه کنید.

جملۀ اول: سگ کودک را گاز گرفت.

جملۀ دوم: کودک سگ را گاز گرفت.

در جملۀ دوم با جابجایی یک کلمه معنی عبارت همچنین احساس و واکنش

نسبت به آن کاملاً تغییر میکند، با این که همۀ واژه های قبلی راحفظ کرده ایم،

اما معنی کاملاً تغییر کرده است.

پس نتیجه می گیریم که این ساختار است که معنی یک جمله را حفظ می کند

و از یک تفکر منشأ گرفته است، یعنی بخشی در درون مغز انسان وجود دارد که

بسیار دقیق و قانونمند تفکر را تبدیل به یک الگو و ساختار مشخص می کند.

که این ساختار به قوانین و نظم معین، همچنین به مقصود از تفکر قبلی وابسته

است.

گزینه ها، انتخابی تصادفی، یا زنجیره ای قانونمند؟

انتخاب گزینه هایی که در کنار گزینۀ اصلی قرار می گیرند هیچ گاه تصادفی نیستند.

منظور از انتخاب تصادفی این است که  فرض کنیم طراح کیسه ای حاوی اعداد

و علائم و کلمات دارد و برای انتخاب گزینه های دیگر، هر بار عدد یا عبارتی را

از کیسه بیرون می آورد و کنار گزینۀ اصلی قرار می دهد.

شما یک طراح سؤال هستید!

فرض کنید به عنوان یک طراح سؤال تستی را طرح کرده اید و جواب آن تست

مثلاً عدد( ۱-۲√) است. حال میخواهید این عدد را در کنار سه گزینۀ دیگر با

این فرض که گزینۀ شما مشخص نباشد قرار دهید، به این منظور چهار دسته

گزینه های چهارتایی را طراحی کنید.

حال روش کار خود را بررسی کنید.

-آیا برای این کار فکر کردید؟

-فکر شما برای این کار چه مدت زمان طول کشید؟

-چه روابطی بین گزینه ها برقرار کرده اید؟

-آیا گزینه ای را تغییر دادید و یا آنرا جابه جا کردید؟

 پرسش مهم:

چرا این تغییرات، روابط و جابه جایی ها را بین گزینه ها برقرار کرده اید؟

شما بطور ناخودآگاه در حال برقراری یک نظم و قانونمندی هستید، زیرا با یک

مقصود در مورد این موضوع در حال فکر کردن بودید و همان طور که گفتیم تفکر،

ساختارهایی قانونمند ایجاد می کند.

سرانجام یک یا دو چیدمان از زنجیره های طراحی شده را به عنوان انتخاب

اصلی در نظر می گیرید، این انتخاب ناشی از حس اطمینانی است که مقصود

شما یعنی مشخص نبودن گزینۀ اصلی را تأمین کرده است.

این احساس نتیجۀ اعمال همان قانونمندی تفکر است.

این مطلب بسیار ظریف، رابطۀ قانونمندیِ تفکر و احساس فردی را بیان می کند.

مهندسی معکوس در طراحی سوالات کنکور

آیا روابطی بین گزینه ها وجود دارد؟

در بین گزینه ها آنچه مشاهده می کنیم یا اعداد و علائم ریاضی یا عبارات و

جملات کلامی و یا اشکال و تصاویر می باشد.

روابط بین گزینه ها همواره دارای ساختار محدودی است.

منظور از ساختار یعنی حالت های مختلفی که چهار گزینه می توانند نسبت به

هم پیدا کنند.

گزینه ها ممکن است دو به دو باهم رابطه داشته باشند که تشکیل دو زوج ارتباط

را می دهند.

ممکن است تشکیل یک ربط سه تایی را بدهند. یعنی سه گزینه مرتبط، و گزینۀ

چهارم بی ارتباط با سایر گزینه ها به نظر برسد.

حالت دیگر این است که هر چهار گزینه ممکن است باهم ارتباط داشته باشند

و در آخرین حالت ممکن است که گزینه ها هیچ رابطه ای باهم نداشته باشند

به این معنا که با منطق خاصی نتوان گزینه ها را به هم مربوط کرد.

همانطور که بیان شد ساختارهای روابط بین گزینه ها محدود و بیش از چهار

حالت نمی تواند باشد . این که در هر یک از ساختارهای ذکر شده، گزینۀ

صحیح عموماً در کجا قرار می گیرد، بحث اصلی مهندسی معکوس در طراحی

آزمون ها می باشد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *