مقاله شیدایی قبل از ازدواج

مقاله شیدایی قبل از ازدواج

از جمله معماهای جامعۀ ما این است که چرا عشقی که می تواند به اوج

برسد، تنزل می کند و در ورای ابری از نومیدی و دلتنگی پنهان می شود.

چه بسیار زوج هایی که زندگی زناشویی سعادتمندی را انتظار داشتند و

کارشان به ملامت کشید، چه زوج هایی که زندگی زناشویی سعادتمندانه ای

داشتند و حالا در کسالت زندگی می کنند، و سرانجام، چه بسیار زن و شوهر

هایی که قبلاً بر سر همه چیز توافق داشتند و حالا بر سر هیچ چیز توافق ندارند.

زن و شوهر، وقتی یکدیگر را با دید مثبت نگاه می کنند، خشنود می شوند و

چون در مقام نفی ارزش های یکدیگر بر می آیند، دلگیر می گردند. موضوعی که

فیلسوف بزرگ، اپیکور، دوهزار سال پیش بیان می کند: (( انسان نه از خود اشیاء،

بلکه از برداشتی که از آن ها دارد ناراحت می شود.))

بسیاری از زوج ها از ناراحتی مشابهی رنج می برند. اما می توانند اگر بخواهند

تعادل جدیدی ایجاد کنند. بسیاری از زوج ها مشکلات خود را منحصر به فرد میداند

و متوجه نیستند که تجربۀ آن ها عمومی و فراگیر است و نمی دانند نیروهایی که

زندگی مشترک دیگران را از هم می پاشد، می تواند، زندگی زناشویی آنان را

نیز از هم بپاشد. در عین حال متوجه نیستند همان اصولی که برای برقراری صمیمیت

مجدد روابط پریشان دیگران قابل استفاده است، در مورد آنها هم صدق می کند.

البته هستند  زوج هایی که میان آن ها احساس احترام متقابل برقرار است و در

نتیجه ازدواجشان عاری از بحران و پریشانی است.

برای از میان برداشتن اختلافات خانوادگی به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. باید بدانیم

که چرا روابط عاشقانه، همۀ احساسی که بدواً میان زن و شوهر حاکم است، به

سردی می انجامد. اما عجیب این جاست که ریشه های گرفتاری اغلب به هما

ن آغاز روابط و به همان دوران شیفتگی و شیدایی باز می گردد.

بس ترانه های دل انگیز که در وصف عشق و شیدایی سروده اند و بسا اشعار عاشقانه

که در وصف شیرینی عشق بر زبان ها وبر قلم ها روان گشته است. حتی زوج هایی

که دیگر دچار توهم نیستند نیز هنوز از احساسات و خیالات شاعرانه، داستان ها و فیلمها

و سروده ها دست بردار نیستند.

در این شرایط، کالبد شکافی عشق و رسیدن به ذات شکل دهندۀ آن گاه به نظر موهن

می رسد و با این حال ، برای درک علت فروپاشی پیوند های عاشقانه، باید قبل از هر

چیز از علت بوجود آمدن احساس عشق با خبر شویم.

احساس عشق، البته یکی از زیبا ترین و لطیف ترین احساساتی است که داریم. به

ندرت کسانی پیدا می شوند که بتوانند از اشتیاق لذت و هیجان و نشاط ناشی از

عشق چشم بپوشند. عشق در حادترین شکل خودکه شیدایی و شیفتگی است چیزی

بیش از احساسات شدید و اشتیاق دوست داشتن است. گاه شدتش چنان است که بر

هوشیاری و حس آگاهی انسان تأثیر می گذارد. توصیفاتی نظیر(( پرواز در آسمان ها))،

((در عرش سیر کردن))، (( سر در ابرها داشتن)) نشانۀ فاصله گرفتن از ارزیابی و واکنش

واقع بینانه است، نشانۀ رؤیای رضایت و نشاط است.

گاه افسون عشق به اختلالات روانی منجر می شود. در حقیقت، شیدایی را نوعی سیری

ناپذیری و به تعبیری جنون و حماقت دانسته اند. عاشقی که به مرحلۀ شیدایی می رسد

و فکر و خیال معشوق زوایای

وجود او را اشغال می کند، اغلب نشانه هایی دال بر اختلالات روانی بروز می دهد.

بعضی از جنبه های شیدایی با اندیشه و احساس مجنون ها شباهت پیدا می کند.

توهم تب عشق، همراه با مبالغۀ خصوصیات مثبت معبود و همه چیز او را آرمانی

دانستن تنها توجه به نقاط مثبت و ندیدن نقاط ضعف، نمونه های احساسی است

که در اشخاص مجنون مشاهده می شود. تصویر پر جلای معبود در حالت شیدایی،

نقطۀ مقابل توجه به جنبه های منفی در شرایط رهایی از توهم و شیدایی است.

 بسیاری از عشاق به قدری شیفتۀ احساس لذت بخش عشق می شوند که حتی

به ذهنشان هم خطور نمی کند که ممکن است خصوصیاتی که موجب این شیدایی

شده اند توهم آمیز باشند. حتی اگر قبول کنند که ممکن است دربارۀ طرف مقابل

برخورد غیر واقع بینانه داشته اند، مثلاً اگر بپذیرند که در شرح شخصیت، هوش و ذکاوت

و سایر خصوصیات او راه مبالغه رفته اند، به ظاهر نمی توانند برای این عوامل بالقوه

نفاق انگیز وزن و اهمیت معقولی در نظر بگیرند.

مقاله شیدایی قبل از ازدواج

برنامۀ شیدایی

علل بروز شیدایی، با توجه به نیازهای روانی، امیال و سلیقه های اشخاص متفاوت

است. از این رو، در حالی که بعضی ها تحت تأثیر معیار متعارف جذابیت و زیبایی به

شیدایی می رسند، دیگران زیر نفوذ یک یا چند عامل منحصر به فرد قرار می گیرند.

جذابیت جسمانی محرک بسیار قدرتمندی است و با این حال، به هیچ وجه تنها

محرک موجود نیست. برای بعضی ها، خصوصیات اخلاقی و شخصیت اجتماعی،

سلوک، مهارت های کلامی و خلق و خو ومشرب مهم است و برای جمعی دیگر،

صفاتی نظیر تکیه گاه بودن و صمیمیت، اهمیت دارد و بالاخره، گروهی هم به مهربانی،

قدرت یا قاطعیت اشخاص بها می دهند.

اما با وجود سلیقه های مختلف، ماهیت شیدایی از همگونی قابل ملاحظه ای

برخوردار است. اندیشیدن به معبود و در سر داشتن هوای او نیروی قدرتمندی است.

چشم انداز عاشقان شیدا، نوعی آرمان گرایی و تنها توجه به جنبه های مثبت است

که بدین لحاظ می توان آن را با چشم انداز منفی دیدن همۀ امور به هنگام گسستن

پیوندهای مهر و الفت قیاس کرد. تنها مثبت را دیدن، چنان تصویر آرمانگرایانه ای از

معبود فراهم می سازد که در پرتو آن همۀ نکات و خصوصیات منفی در هاله ای از

ابهام قرار می گیرد. گاه خصوصیات جاذب، همۀ اکناف چشم انداز را پر می کند، آن

گونه که حتی یک عنصر ناخوشایند، امکان خود نمایی نمی یابد.

 در حقیقت به نظر می رسد که در دوران شیدایی، شخص توان تحلیل منفی خود را

یا به کلی از دست می دهد یا در انجام آن به شدت ضعیف می شود. زن یا مرد شیدا،

با توجه تنها به جنبه ها و خاطرات مثبت و رعایت انتظارات معبود، تمام نیروی خود را در

جهت برقراری ارتباط هرچه بیشتر با او صرف  می کند. روحیۀ شیدایی با پویایی تمام

در برابر توجه به کیفیات نامطلوب شخص مقاومت کرده، مانع لمس جنبه های منفی

و دلسرد کننده می شوند. گاه با آن که عشاق به بی تناسبی عشق و علاقۀ خود پی

می برند و با آن که می فهمند که در اثر جنون شهوت، معبود را از هرگونه پیرایه مبرا

دانستن می تواند در بلند مدت عواقب مصیبت باری در پی داشته باشد، نمی توانند

کاریصورت دهند. به عبارت دیگر، ملاحظات واقع بینانه نمی تواند به پوشش شیدایی

آن ها نفوذ کند.

گاه، پس از ازدواج، زن یا شوهر شیفتۀ شخصیت ثالثی می شوند و چنان شیدای این

ثالث از راه رسیده می گردند که مناسبات زناشویی خود را با آن که متناسب و عاقلانه

به نظر می رسد به خطر می اندازند.

کتاب: عشق هرگز کافی نیست

نویسنده: پروفسور آرن تی بک

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *