غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

چگونه بر ترس و نگرانی هایی که باعث ایجاد استرس و تنش می شوند غلبه کنیم؟

۱-با یک جایگزین خود را مفرح و شاد کنید. در این حالت می توانید طوری عمل کنید

که بر آن موقعیت مؤثر باشید.

۲-نتیجه ای که می خواهید به آن برسید را تجسم کنید. تمرکز بر روی آن به شما

کمک خواهد کرد تا به نتیجۀ دلخواه برسید.

۳-به خودتان یادآوری کنید که برای بوجود آوردن اعتماد به نفس آن کار را انجام خواهید داد.

۴-تأکید کنید چیزی که اتفاق می افتد درست همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.

در این صورت می توانید چیزی که اتفاق می افتد را قبول کرده و احساس رضایت کنید.

تجسم نقش جدید

خودتان را به عنوان کارگردان یک فیلم در نظر بگیرید. بر روی صندلی کارگردان

در صحنه نشسته اید و آن صحنه همان جایی است که دقیقاً مشکل الآن

شما در آن جا اتفاق می افتد. شما یک نوشته در دستتان دارید که در مورد

همین مشکل است.هنر پیشه ها منتظرند به آن ها اشاره شود تا بر اساس

نوشته نقش خود رابازی کنند. یکی از این هنر پیشه ها خود شمایید.

حالا همان طور که برای چند لحظه نگاه می کنید. شخصیت ها رخدادهایی

را کهمنتهی به حال حاضر می شود را بازی می کند. برای مثال اگر 

مورد شما در ارتباطبا کار است بازیگران رئیس تان یا کارمندان یا هر چیز

و هر کس مرتبط با کار خواهند بود.اگر نگرانی شما در بارۀ معاملۀ تجاری

است می توانید خودتان را درحال مذاکرهو گفتگو با بازیگران تاجر ببینید.

شخصیت ها صحنه را دقیقاً مثل آن چیزی که شمابه خاطر سپرده اید

بازی خواهند کرد.همان طور که بازی به زمان حال می رسد بازیگری

که نقش شما را بازی می کندپیش کارگردان رفته و می پرسد:

(( سناریو چه می گوید و من الان باید چکار کنم؟ ))به پاسخ گوش کنید.

کارگردان که همان صدای درونی شماست ممکن است چندینپیشنهاد

داشته باشد که می توانید آن ها را امتحان کنید. یا ممکن است به شما

بگوید منتظر باشید و استراحت کنید. اگر کارگردان مطمئن نباشد به این

معنیاست که باید الان به صورت فعال کاری انجام ندهید که برروی آن

صحنه تأثیر بگذارد.نتیجه هرچه که باشد احساس کنید می توانید به این

صدای درونی اعتماد کنید،پس بنابر این دیگر نیازی به نگرانی وجود ندارد.

سپس می توانید همان طور کهپیشنهاد شد رفتار کنید. یعنی عمل کنید،

منتظر بمانید یا آرام باشید و مطمئن باشید

که نتیجۀ مناسب اتفاق خواهد افتاد.

تجسم نتیجۀ دلخواه

اگردر حال حاضر  می دانید نتیجه ای که دوست دارید چیست پس تجسم

کنید که آن نتیجه اتفاق افتاده است تا احتمال وقوع آن نتیجه را بالا ببرید.

برای مثال اگر می خواهید همکارتان با پیشنهادهای شما در جلسه کنار

بیاید خودتان را در حالارائۀ یک بحث مؤثر و آن ها را در حال موافقت با

چیزی که گفته اید ببینید.ضمناً در حالی که این نتیجه را می بینید مطمئن

باشید که آن نتیجه اتفاق افتادهو به این ترتیب می توانید هر گونه نگرانی

را درمورد نتایج از ذهن خود دور کنید.تصور کنید در سر کار و در یک اتاق

خصوصی هستید. حتی اگر در حال حاضر دفتر خصوصی ندارید تصور کنید

که دارید و خیلی هم راحت و ساکت است.حالا تصور کنید زمان حال است

و در حال تفکر در مورد موقعیتی هستید کهشما را آزار میدهد. ناگهان

شخصی در را می زند. بلند می شوید و در را بازمی کنید. یک نامه رسان

پاکتی را به شما می دهد که روی آن با خط قرمزینوشته شده(( فوری ومهم)).

پاکت را باز کرده آن را خوانده و به وجد می آیید.چون در نامه به شما

اطلاع داده شد که همه چیز دقیقاً به صورتی استکه شما دوست

دارید باشد.برای مثال اگر در مورد سخنرانی خود نگرانهستید یک سخنرانی

خوب ارائه خواهید داد. اگر در مورد ترفیع خود نگرانیدترفیع خواهید گرفت و یا

اگر با همکار خود مشکل دارید تمامی مشکلات شما با او حل خواهند شد.

حالا برای چند دقیقه بر روی دیدن موقعیت دلخواهی که پیش روی

شماستتمرکز کنید. دقیقاً چیزی را که می خواهید دارید.

یادآوریِ (( من آن را انجام خواهم داد)) به خود

در مورد کارهایی که مجبور به انجام آن ها هستید می توانید

با بوجود آوردناعتماد بنفس دربارۀ این که می توانید آن را انجام

دهید بر ترس های خود غلبه کنید.یک روش ساده برای انجام

این کار وجود دارد و آن یادآوری چندین باره این جملهبه خودتان

در طول روز است که (( من می توانم پس آن را انجام خواهم داد.))

اغلب اوقات چندین دقیقه صرف کنید تا آرام شده و تمرکز بیابید و

چندین باربا دقت و تمرکز بسیار زیاد به خودتان بگویید:

(( من می توانم آن را انجام دهم. من آن را انجام خواهم داد)).

نکتۀ اصلی دیدن خودتان در حال انجام عملی است که دوست دارید

الان ودر این جا آن را انجام دهید. در این صورت ذهن درون شما به

انجام آن کار توسط شما عادت می کند. همچنین شما حس اعتماد

و اطمینان خواهید داشت که می توانید آن کار را به صورت مؤثر و

صحیح و با جدیت انجام دهید.شاید تصور این که افراد دیگر از کاری

که شما انجام داده اید. راضی و خشنودهستند نیز مؤثر است.در

این صورت حس خوبی خواهید داشت. آرام تر و راحت تر بوده و در مورد

کاری که مجبورید انجام دهید نگرانی کمتری خواهید داشت. بعلاوه

هنگامی که زمان انجام آن کار برسد عملکردتان بهتر خواهد بود.

چون اطمینان بیشتری خواهید داشت. زیرا قبلاً آن را در ذهن خود تمرین کرده اید.

غلبه بر نگرانی ها و ترس ها

تأکید بر موافقت خود

بعضی اوقات با این که تمام تلاش خود را می کنید و به صورت ذهنی تأثیر

رخدادها را بررسی می کنید اما شرایط به گونه ای که شما می خواهید

پیش نمی رود. مثلاً ترفیع یا انتقال دلخواه شما رخ نمی دهد. یا ناگهان

می فهمید از مشتری که توقع داشتید به شما مراجعه کند خبری نمی شود.

با این وجود اگر صبور باشید اغلب در انتها بهترین نتایج به دست خواهد آمد.

از این رو یکی از کلیدهای مهم غلبه بر نگرانی ها تشخیص این است که

اغلب ممکن است کارها درست از آب در نیایند. اما می توانید آن ها را به نفع خود

تمام کنید و یا از این تجربه یاد بگیرید  به موقعیت بهتری برسید. پس روش

دیگر برای تفکر دربارۀ کارها و نتایج نامطلوب تشخیص این است که اغلب

خواسته ها ونیازهای شما با هم متفاوتند.

زمانی که آن اتفاق رخ می دهد تازه می فهمید که به چه چیزی نیاز دارید.

برای مثال شخصی آرزو دارد یک عنوان شغلی جدید با مسئولیت های

اضافی و یک دفتر جدید داشته باشد.

اما در واقع آن شخص تجربۀ کافی برای انجام صحیح آن شغل را ندارد و

اگر همین حالا ارتقاء شغلی بیابد ممکن است اخراج شود.

بنابر این در کنار تلاش برای دستیابی به اهداف پرورش حسِ قبولِ چیزی که

اتفاق می افتد بسیار مهم است. به عبارت دیگر اگر احساس کنید همۀ کارهای

ممکن برای دستیابی به هدفی را انجام داده اید ولی به آن نرسیده اید

نتیجه را بپذیرید. مهم ترین چیز این است که تمام تلاش خود را کرده اید و اکنون

زمان این است که بپذیرید و صبور باشید تا که فرصت دیگری برای دستیابی

به آن هدف پیش آید.

ارزش این روش این است که به جای این که در مقابل رخدادها قرار گرفته

وبا آن ها بجنگید خود را با جریان رخدادها  قرار گرفته و با آن ها بجنگید

خود را با جریان رخدادها تطبیق می دهید. بعلاوه اساس کارهای خود را

بر روی این اصل استوار کنید که هیچ چیز در این جهان اتفاقی رخ نمی دهد.

بلکه به نظر می رسد جهان به نیازهایی که به صورت دقیق عنوان می کنیم

و بیان می کنیم که به آن ها نیاز داریم پاسخ می دهد. پس چیزی که اتفاق

می افتد دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.

در مقابل اگر از این اصل برای هدایت زندگی خود استفاده کنید می فهمید

که همه چیز برای شما راحت تر خواهد شد. تمام تلاش خود را برای

دستیابی به اهدافتان خواهید کرد و در عین حال بدون در نظر گرفتن

این که چه چیزی اتفاق خواهد افتاد حس رضایت و خرسندی خواهید

کرد. چون می دانید که به نوعی از این تجربه سود خواهید برد و در

دراز مدت برای شما منفعت خواهد داشت.

یک مثال برای تجسم سازی:

تصور کنید بر روی نیمکت پارک نزدیک محل کار خود نشسته اید. خورشید می درخشد.

پارک بسیار آرام و ساکت است. شما از وقت استراحت ناهار خود لذت می برید بسیار

آرام و ریلکس و پذیرندۀ رخدادهایی هستید که همیشه اتفاق می افتد.

حالا از دور چند نفر که در دست خود بسته های کوچکی که با روبان بسته شده اند دارند.

به شما نزدیک می شوند و بسته ها را بعنوان هدیه به شما می دهند.

همان طور که بسته ها را باز می کنید هدایای مختلفی را داخل آن ها می بینید.

این هدایا ممکن است پول یا یک شیء و یا مجوز استفاده از خدماتی باشد. شما برخی

از این هدایا را می خواهید، به بعضی نیاز دارید و به بعضی ها هم نیاز ندارید. اما همانطور

که هر هدیه را باز می کنید آن ها را با پذیرش یکسانی قبول کرده و به شخصی که

آن هدیه ها را به شما می دهند می گویید: (( متشکرم، قبول می کنم)).

شما هدیه ها را باز می کنید تا زمانی که هدیه اشخاصی که آن هدیه ها را برایتان

آورده اند تمام شده و آن جا را ترک می کنند. به خودتان بگویید که این هدایا بیانگر تجربیات

و تلاش هایی است که در زندگی با آن ها روبرو می شوید و درست همان طور که هر

هدیه را دریافت کرده و می پذیرید باید تجربیات را هم که مثل یک هدیه هستید

دریافت کنید و بپذیرید. باید از تمامی توانایی خود استفاده کرده و تجربیات خود را

بکار گیرید و رشد کنید. اما هرچه که باشد باید بگیرید که آن را بپذیرید.

چون این رمز آرام و ریلکس ماندن، غلبه بر استرس و خلاص شدن از نگرانی ها

می باشد. باید یاد بگیرید در کنار تلاش برای دستیابی و رشد بپذیرید و قبول کنید.

استرس و حافظه:

ممکن است تحت فشار و استرس تمامی راه هایی که ذهن و جسم شما را

تحت تأثیر قرار می دهد را تشخیص ندهید.  هرچند که به راحتی می توانید

ارتباط بین تنش و حافظه را تشخیص دهید. مثلاً به زمانی فکر کنید که حافظه تان

خوب عمل نکرده است ، فقط به این دلیل که مضطرب بودید. برای مثال رئیس تان

در طول یک جلسۀ کاری پیش بینی شده ناگهان در مورد یک واقعیت کلیدی یا

یک شماره سؤال می کند. شما خشک تان می زند و نمی توانید آن را به خاطر بیاورید.

با وجود این که شب قبل به خوبی آن را به خاطر داشتید. اما اگر یکی از همکاران تان

همان سال را در حال عبور از سالن از شما برسد به راحتی اطلاعات را در مغز خود

پردازش کرده و فوراً پاسخ صحیح را می دهید.

کاهش تنش و استرس با استفاده از این تکنیک ها به شما کمک خواهد کرد تا

حافظۀ خود را بیشتر بهبود دهید. فقط با دستیابی به نگرش آرام و متمرکز در هر

کاری که انجام می دهید قادر خواهید بود تأثیرات منفی اضطراب بالا را از بین برده

یا کاهش دهید تا بتوانید آن کار را به بهترین شکل انجام دهید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *