مقاله ضبط و بازپخش

مقاله ضبط و بازپخش

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که سعی کنید به خاطر بیاورید کلیدهایتان را کجا

گذاشته اید، ماشین تان را کجا پارک کرده اید و یا چمدان و مدارک مهم را کجا قرار

داده اید؟ آیا تا به حال پیش آمده است سعی کنیدبه خاطر بیاورید که با چه کسی و در

چه موردی صحبت کرده اید؟ کجا؟

چنین تجربیاتی کاملاً عادی هستند و ممکن است برای هر کس اتفاق بیافتد. این موارد

نشانگر ناهنجاری های جدی حافظه مانند آلزایمر نمی باشد.

اما با بکارگیری این تکنیک ها می توانید چنین تجربیاتی را به حداقل برسانید و این که

چیزی را کجا گذاشته اید یا چه اتفاقی در آن جا افتاده بود را سریع تر و کامل تر بازیابی کنید.

ضبط کامل

اولین گام در به خاطر آوردن رخدادهای گذشته این است که در زمان اتفاق آن رخدادها

کاملاً هشیار باشید و دقت کنید. باید کاملاً دقت کنید و بهترین راه برای انجام آن یادآوری

به خودتان است که می توانید از تکنیک صحبت با خود استفاده کنید. و به خودتان بگویید

که من الان کاملاً هشیار هستم وتوجه می کنم. یک لحظه صبر کنید تا به طور کامل مرور

کنید کجا هستید و چه می کنید. مثلاً:

-تصور کنید دوربین عکاسی یا فیلم برداری هستید و به طور بسیار واضح یک سری از صحنه هایی

را که می بینید ضبط می کنید.

-اسامی افراد، علامت های خیابان های اطراف خانه تان، شمارۀ پارک ماشین تان در پارکینگ

و……. را تکرار و تمرین کنید.

مزیت استفاده از این گام های اولیه، این است که وقتی اطلاعات تان را ضبط می کنید

سرنخ های حافظۀ قوی تری بوجود می آورید که بعدها با استفاده از آن ها قادر خواهید بود

راحت تر به آن اطلاعات دست پیدا کنید.

مقاله ضبط و بازپخش

پخش مجدد آن

اما اگر نتوانید رخداد یا تجربه ای را بلافاصله باز یابی کنید چه اتفاقی می افتد؟ یک روش

خوب برای بازیابی آن قرار دادن ذهنی یا حتی فیزیکی خود در مکانی است که آن رخداد

یا تجربه روی داده است.

سپس با چشم ذهن تان خود را در حال تجربۀ آن عمل ببینید. تا جایی که می توانید از

لحاظ زمانی به عقب برگردید و خودتان آن رخداد را در آن جا تجربه کنید. البته اگر به صورت

فیزیکی در آن مکان حضور داشته باشید تأثیر این تکنیک بیشتر خواهد بود. مثلاً وقتی در یک

پارکینگ عمومی هستید و سعی می کنید به خاطر بیاورید ماشین تان را کجا پارک کرده اید.

ویا در خانه هستید و فکر می کنید که کلیدهایتان را کجا گذاشته اید. همچنین اگر یک مکان

ساکت برای تفکر پیدا کنید تجارب بسیار خوبی در مورد آن چه اتفاق افتاده است را نیز می توانید

بدست آورید. وقتی به آن مکان رفتید ریلکس باشید. چشمان خود را ببندید و خیلی خیلی

آرام بشینید. به طوری که حس کنید کاملاً در لحظۀ رخداد آن تجربه هستید. اجازه دهید آن

تجربه به سوی شما بیاید و دوباره آن را تجربه کنید به طوری که همین الآن در حال اتفاق

افتادن است. این تکنیکی است که معمولاً هر از چندگاهی برای پیدا کردن ماشین یا کلیدهایم

از آن استفاده می کنم. عموماً این مورد  زمانی اتفاق می افتد که حواسم پرت می شود و به

چیز دیگری فکر می کنم. و به همین دلیل نمی توانم آن رخداد را در جایگاه اولیۀ خود در ذهنم

ضبط کنم. آیا چنین چیزی برای شما هم اتفاق افتاده است؟ بعداً زمانی که به پارکینگ بر می گردم

با تعداد بسیار زیادی اتومبیل مواجه می شوم که در مقابل من قرار دارند. و من هیچ سرنخی

ندارم که بتوانم ماشین خود را پیدا کنم. و یا وقتی کلیدهایم را لازم دارم به کاسه ای که در هال است

و معمولاً کلیدهایم را در آن جا قرار می دهم مراجعه می کنم. ولی کلیدها آن جا نیستند و من

اصلاً نمی دانم کجا را باید بگردم. آیا تا حالا در چنین موقعیتی قرار گرفته اید؟

من فهمیدم که تصور خود در زمان گذشته و در لحظۀ وقوع آن رخداد ( زمانی که وارد پارکینگ

شدم ویا زمانی که به خانه رسیدم) و مسلط شدن ذهن شهودی و ضمیر ناخودآگاهم باعث بازیابی

آن اطلاعات می شوند.

من خود را در حال رانندگی با ماشینم به سمت پارکینگ می بینم، چندین ردیف را رد می کنم و

سپس ماشینم را پارک می کنم. ویا خودم را در حال رفتن به خانه می بینم د رحالی که کلیدهایم

در دستم است. سپس از چندین اتاق می گذرم تا این که کلیدها را در یک مکان خاص قرار

می دهم. سپس به زمان حال برمی گردم و می دانم که کجا باید دنبال ماشین یا کلیدهایم بگردم.

در برخی موارد زمانی که تازه شروع به استفاده از این تکنیک کردید حتی ممکن است نتوانید

خودتان را در حال انجام دوباره مراحل کار مورد نظر ببینید. بجای آن ضمیر ناخودآگاه تان به شما

کمک خواهد کرد و ناگهان احساس خواهید کرد در مکانی هستید که آن شیء را در آن جا قرار

داده اید.

اگر بتوانید همزمان با بازپخش ذهنی یک رخداد به صورت فیزیکی نیز به مکانی بروید که آن رخداد

در آن جا اتفاق افتاده است بهتر می توانید آن را بازیابی کنید. در واقع این همان تکنیکی است که

پلیس در بازجویی از شاهدان بکار می گیرد و سعی می کند بفهمد که چه اتفاقی افتاده است

و شاهد را تا محل وقوع آن حادثه همراهی می کند. وقتی شاهدان به مکان دقیق یا نزدیک

مکانی رسیدند که از آن جا شاهد وقوع آن رخداد بودند پلیس سؤالاتی در مورد این که آن ها

چه دیدند، شنیدند یا تجربه کردند از آن ها می پرسد. بازگشت به محل سرنخ هایی را برای

شاهدان نشان می دهد که در بازیابی حافظه به آن ها کمک می کند.

دلیل این که بازگشت به محل رخداد در بخاطر آوری رخداد کمک می کند قدرت بافت در بخاطر

سپاری است. این همان چیزی است که روانشناسان شناختی آن را(( اصل رمز گذاری اختصاصی))

می نامند و بیانگر این است که: (( اگر بافتی که در آن بازیابی صورت می گیرد شبیه به بافتی باشد

که کدگذاری در آن انجام گرفته است بازیابی بهتر انجام می گیرد)). واژۀ دیگری که روانشناسان

برای این پدیده استفاده می کنند((حافظۀ وابسته به بافت)) است. به عبارت دیگر اگر چیزی را در

یک مکان یاد بگیرید یا تجربه کنیدبا بازگشت دوباره به همان مکان خیلی بهتر می توانید آن را به

زمان وقوع آن رخداد یا تجربه برگشته اید و اجازه دهید ضمیر ناخود آگاه و ناهشیارتان با مرور

محرک های مکانی آن خاطره و یا راهنمایی به مکانی که میخواهید باشید شما را راهنمایی کند.

مقاله ضبط و بازپخش

استفاده از بازپخش دو مرحله ای

می توانید تکنیک باز پخش را با فرآیند دو مرحله ای مورد استفاده قرار دهید. در ابتدا سعی کنید

آن چه که اتفاق افتاده است را با رفتن به مسیری که رفته بودید یا توالی زمانی رخدادهایی که

انجام داده اید در ذهن خود تجسم کنید تا آن خاطره را زنده کنید. بعضی اوقات همین کار برای

بازیابی چیزی که می خواهید کافی خواهد بود.

با این وجود بعضی اوقات تجسم تنهایی کافی نیست. پس دومین مرحله رفتن به جایی است که

توالی رخدادها در آن جا شروع شده است. رفتن به مکان اغلب خاطرات تان را تحریک کرده و

شما را درآن قالب ذهنی قرار می دهد. و یا چیزهایی را در آ ن مکان می بینید که ذهن شما را

برای بازیابی آن مورد تحریک می کند.

برای مثال در ابتدا زمانی که با تعداد زیادی از ماشین های پارک شده روبرو می شوید و نمی توانید

به خاطر بیاورید ماشین تان را کجا پارک کرده اید اولین کار این است که خودتان را در حال

رانندگی به سمت پارکینگ و سپس داخل آن تصور کنید. یا می توانید به پارکینگ بروید و درب ورودی

آن بایستید. سپس تا جایی که می توانید مسیر اصلی را دنبال کنید. همان طور که مشغول هستید

اجازه دهید ضمیر ناخودآگاه تان شما را راهنمایی کند. شاید وقتی که در حال رانندگی هستید

به صورت آگاهانه هشیار نباشید. چون عمل راندن ماشین به صورت خودکار انجام می گیرد. ولی

ناخودآگاه یا ضمیر ناهشیارتان اطلاعات مربوط به این که کجا هستید را دریافت می کند. از این رو

به طور آگاهانه نمی دانید ولی ناخودآگاه تان از آن خبر دارد.

بهتر است زمانی که به محل مورد نظر رسیدید به خودتان یادآوری کنید و به خیابان ها و تقاطع ها

دقت کنید و به خاطر بسپارید که کجا پارک کرده اید. ولی اگر این کار را نکردید اجازه دهید

ناخودآگاه تان آن را برای شما پیدا کنید. حتی به طور ذهنی و یا به صورت فیزیکی واقعاً به آن جا

بروید و اجازه دهید که ناخودآگاهتان شما را به سوی ماشین تان هدایت کند. عموماً بهتر است

برای وسایل مهم مثل کلیدها جای مشخصی را تعیین کرده و از آن استفاده کنیم. اما با وجود

این احتمال دارد بعضی اوقات حواستان پرت شود. مثلاً وقتی از درب گاراژ به داخل می آیید و

چندین بسته در دست تان است تلفن تان زنگ می خورد و کلیدهایتان را بر روی کابینت آشپزخانه

یا کنار تلفن می گذارید. وقتی شروع به جستجو برای پیدا کردن کلیدهایتان می کنید ناخودآگاه تان

به شما کمک می کند به مسیر منتهی به محل قرار دادن کلیدها بروید من خودم بارها  و بارها

آن را تجربه کرده ام….

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *