رسیدن به آرامش در ازدواج

رسیدن به آرامش در ازدواج

دیدگاه های مختلف

 اختلافاتی که میان زن و شوهر فاصله می اندازد، گاه از تفاوت های

اصولی طرز تلقی آن ها نسبت به خود و در رابطه با یکدیگر ناشی

می شود. این قبیل اختلافات و برخوردهای جزئی و کم اهمیت، روابط

زن و شوهر را به جاهای باریک می کشاند.

زن و شوهر با آماج حمله قرار دادن یکدیگر، تنها مقاومت های هم را

افزایش می دهند و موجبات تشدید باورهای منفی خود را فراهم

می سازند و آن قدر ادامه می دهند که به کلی از هم جدا می شوند

و هر کدام در دریای طرز تلقی های خودمدارانۀ خویش فرو می روند.

هر کدام دیگری را غیر ممکن و غیر قابل تحمل می پندارند و ادامۀ

زندگی زناشویی را فاجعه آمیز تلقی می کنند. اغلب زوج ها می گویند

(( از همسرم سر در نمی آورم)). به نظر می رسد طرز تلقی زن و

شوهر، در نظر خودشان درست می نماید، اما چون دیدگاه های یکدیگر

را درک نمی کنند، در هر مورد، گناه را به گردن همسر خود می اندازند

و متوجه نیستند که برداشت های متفاوت آن هاست که مسئله ساز شده

و تقصیری متوجه هیچکدام آن ها نیست.

چشم اندازهای باز و بسته

چشم انداز ما تصویر مرکبی است که نه تنها جزئیات یک حادثه، بلکه

معانی و مفاهیمی را که به آن نسبت می دهیم در بر می گیرد. در مفهوم

وسیع تر، طرز تلقی های ما به وسیلۀ باورها و تجربه هایی که داریم شکل

می گیرند.

در شرایط طبیعی، چشم اندازها به اصطلاح (( باز)) هستند. اشخاص در

برخورد با یکدیگر طرز تلقی هایی بدست می آورند و با دریافت اطلاعات تازه

در این طرز تلقی تجدید نظر می کنند. بنابراین تصویر زن یا شوهر از همسر

خود، ترکیبی از خصوصیات مطلوب یا نامطلوب اوست. با تغییر طرز تلقی

همسر، طرز تلقی آن ها نیز تغییر می کند. این تصویر بی آن که مبتنی بر

پیش داوری و برداشت های تخیلی باشد، ناشی از درک درست و منطقی

انگیزه های همسر است.

در شرایط طرز تلقی های بسته، شخص با توجه به برداشتهای خود حادثه

را تحلیل می کند. این برداشت تنها مبتنی بر مفاهیم شخصی ا

ست. مفهوم حادثه برای دیگران مد نظر قرار نمی گیرد و حتی وقتی شخص

می خواهد از زاویۀ دید دیگران به حادثه نگاه کند، بی آن که بداند از چارچوب

فکری خود استفاده می نماید.

وقتی زن و شوهر با طرز تلقی بسته و خودمدارانه با مسائل برخورد می کنند

ایجاد اصطکاک میان آن ها اجتناب ناپذیر می شود. اختلافات زناشویی بر شدت

برخوردهای خودمدارانه می افزاید. زن یا شوهری که خود را در معرض تهدید

می بیند به عنوان یک اقدام تدافعی به یک طرز تلقی بسته پناه می برد.

وقتی آن ها یکدیگر را از ورای عینک خودمداری می نگرند به ناچار هماهنگی

میانشان  از دست می رود و با تفسیر خودمداری می نگرند به ناچار

هماهنگی میانشان از دست می رود و با تفسیر خودمدارانۀ حوادث و با سوء

تعبیر انگیزه های یکدیگر، کارشان به عناد می کشد. زن و شوهر حالا تنها

به کیفیات منفی یکدیگر توجه می نمایند و  دربارۀ عواقب آن ها نتیجه گیری

شتاب زده می کنند.

تبدیل شدن یک اختلاف جزئی به یک برخورد جدی ناشی از در نظر گرفتن

تبیینات ناخوشایند برای اعمال و رفتار همسر است. این تبیینات منفی اغلب

به عداوت می انجامد. حاصل این عداوت معانی و مفاهیم باز هم منفی تر

است و آن قدر ماجرا تکرار می شود که زن یا شوهر دیگری را عفریت و

عفریته می بینند. زن و شوهر که با طرز تلقی های بسته با مسئله روبرو

می شوند به هیچ وجه نمی توانند نقطه نظر واقعی یکدیگر را درک کنند.

البته توجه داشته باشید که اشخاص عمداً طرز تلقی بسته را انتخاب

نمی کنند، اما وقتی در آن  گرفتار می آیند، اعمال و افکارشان تحت تأثیر

آن قرار می گیرد.

از سوی دیگر، اشخاصی که طرز تلقی باز دارند نقطه نظر دیگران را درک

می کنند و می توانند خود را جای دیگران بگذارند، از چشم آن ها به

دنیا بنگرند و در نتیجه با انعطاف پذیری بیشتر خود را با مسائل تطبیق

می دهند. از جمله می توان به بسیاری از والدین اشاره کرد که نقطه

نظرها و خواسته ها و احساسات فرزندان خود را درک می کنند.

اما حتی والدین خوب هم گاه اسیر طرز تلقی بسته می شوند.

گاه پدر و مادر با فرزندان خود همدردی می کنند اما از کنار خواسته ها

و توقعات یکدیگر، بی تفاوت می گذرند، زیرا انتظارشان از یکدیگر این

است که رفتار بالغ انه داشته باشند. با این حال، نکتۀ مهم این است

که بسیاری از احساسات و خواسته های زن یا شوهر که از دوران کودکی

آن ها نشأت می گیرد، به همان اندازۀ دوران کودکی به درک و رعایت نیاز دارد.

برداشت

(( دوست دارد مرا ناراحت ببیند.))

(( سلطه جویی می کند.))

(( مستبد و خودرأی است.))

(( کلک می زند.))

این قبیل اتهامات، حتی اگر صددرصد بی زمینه نباشد دال بر بدجنسی،

سلطه جویی، دیکتاتوری و نداشتن صداقت نیستند. اغلب این برچسب

زدن ها ناشی از نتیجه گیری های بیش از حد تعمیم یافته ای است که

زن و شوهر، تحت تأثیر دلخوری از هم به آن می رسند.

زن و شوهر یکدیگر را مقصر می دانند و هر کدام دیگری را به داشتن

کیفیات منفی متهم می سازند. با تکرار حادثه، بر چسب زدن های نه

چندان جدی اولیه، به طرز تلقی های شکل گرفته تری منجر می شوند

و طرفین با تفکر (( همیشه)) و (( هرگز)) به قضاوت یکدیگر می نشینند.

مشکل پیش آمده را دایمی می پندارند و خصوصیات همسر خود را دلیل

بروز مشکل قلمداد می کنند. این برداشت، چه آشکار شود و چه به

اصطلاح در سینه نگاهداری گردد، به تدریج چشم اندازی منفی از همسر

را بوجود می آورد.

با تکرار تعمیم های مبالغه آمیز، طرز تلقی منفی در ذهن ماندگار می شود.

در این موقعیت، زن و شوهری که قبلاً تمام مدت روز را چشم انتظار یکدیگر

تا غروب صبر می کردند، از هم بیزار می شوند. با ماندگار شدن این طرز

تلقی منفی، زن وقتی به صورت شوهرش نگاه می کند، آن چه می بیند

انگار که بدجنسی و خشونت است. شوهری که تا مدتی قبل به نظر جذاب

و دوست داشتنی می رسید، حالا زشت و نفرت انگیز می نماید. چهره ای

که زمانی اسباب هیجان و لذت می شد، حالا درد و بیزاری تولید می کند.

تصویر ذهنی منفی روی طرز تلقی زن و شوهر از یکدیگر تأثیر می گذارد.

به طوریکه توانایی توجه به جنبه های مثبت را از دست می دهند و تنها

جنبه های منفی را می بینند. در این شرایط، هر رفتار و کردار همسر زشت

و نازیبا می نماید. رفتارهای بدون منظور منفی به نظر می رسد و رفتارهای

منفی، بیش از آن چه هست بد جلوه گر می شود. رفتارهای مثبت به نظر

منفی و در نهایت خنثی می رسد. در این شرایط، بعید نیست که زنی به

رغم مشاهدۀ رفتار محبت آمیز شوهرش پیش خود بگوید: (( این بدجنس

حتماً برنامه ای دارد.)) و به همین شکل شوهر هم ممکن است محبت

همسرش را به حساب (( تظاهر و وانمود سازی)) او بگذارد.

تصویر ذهنی مخدوش زن یا شوهر از یکدیگر، با گذشت زمان و تجربۀ

حوادث جدید استحکام بیشتری می یابد و رفتارهای مناسب که راهی برای

نفوذ به این دژ مستحکم ذهنی را پیدا نمی کنند به زودی فراموش می شوند.

نظر به این که ذهنیت ماندگار شده، تنها حوادث مورد نظر را ثبت می کند،

دیری نمی گذرد که ذهنیت بد از همسر طبیعی و واقعی به نظر می رسد و

سر انجام زن و یا شوهر رنجیده چنان به باورهای ایجاد شدۀ خود مطمئن

می شوند و چنان با اطمینان و آب و تاب از آن با دوستانشان حرف می زنند

که حتی دوستان صرفاً شنوندۀ بی طرف نیز در درستی گفتۀ آنان تردید نمی کنند.

شخصیت های متفاوت

گاهی اوقات نمی توان اصطکاک میان زن و شوهری را که دایم در حال

برخورد با یکدیگر هستند با رجوع به طرز تلقی های ماندگار شدۀ آن ها

توضیح داد. در این موارد لازم است که به خصوصیات شخصیتی زن و شوهر

توجه نمود. بسیاری از برخوردها ناشی از طرز تلقی شخصیتی زن و شوهر

است. یکی با عینک شفاف به حوادث می نگرد و دیگری با عینک تیره وسیاه.

شخص مستقل پیشنهاد کمک را نشانۀ تحقیر و یا فقدان اعتماد می داند و

حال آن که انسان وابسته آن را به حساب توجه و علاقه می گذارد. انسان

مستقل جدایی را مترادف آزادی می داند و حال آن که برای انسان وابسته،

جدایی نشانۀ انزوا و تنها ماندن است.

خصوصیات جالب روزگار گذشته، در صورت رفع سوء تفاهم ها می توانند

مجدداً به زوج از هم فاصله گرفته، کمک کنند. اما اگر شخصیت های زن و

شوهر به آسانی در هم نیامیزند، این خصوصیات به خودی خود از استحکام

لازم برای حفظ پیوندهای زندگی برخوردار نیستند. به همین دلیل است

که کار زوج هایی که زمانی شیفته و مجذوب یکدیگر بوده اند و همه چیز را

به ظاهر بر وفق مراد داشته اند به اختلاف می کشد. با کمرنگ شدن تدریجی

عوامل مجذوب کننده، تفاوت های شخصیتی نمود بیشتری پیدا می کنند.

به تدریج چشم اندازهایشان نسبت به یکدیگر، تحت تأثیر تبیینات منفی از

اعمال و رفتارشان ، منحرف می شود.

مراحلی که زوج ها برای رسیدن به زندگی مشترک سعادتمند باید طی کنند:

۱-زن و شوهر باید بدواً بدانند که بخش اعظم اصطکاک میان آن ها ناشی از

سوء تفاهم هایی است که از اختلاف طرز تلقی ها و چسم اندازهای آنها

نشأت می گیرد و ارتباطی با بد سرشتی و بد جنسی و خصوصیاتی از این

قبیل ندارد.

۲-زن و شوهر باید بدانند که همۀ خصوصیات همسر آن ها لزوماً بد نیست

و تنها به دلیل آن که با خصوصیات خود آن ها مطابقت ندارد بد جلوه گر می شود.

۳-زن وشوهر باید در طرز تلقی های خود نسبت به یکدیگر تجدید نظر کنند،

باید احساسات منفی بی جهت بوجود آمده در قبال یکدیگر را فراموش نمایند

و به جنبه های مثبت و واقع بینانه بها دهند.

به مرور و با گذشت زمان، شخصیت زن و مرد می تواند تغییر کند. وقتی

یکی از طرفین در برخورد با خصوصیات دیگری بردباری بیشتری به خرج

می دهد، هردو با کمال تعجب می بینند که روابطشان بهبود می یابد،

در واقع شخصیت های آن ها به قسمی شکل می گیرد که پذیرای

خصوصیات یکدیگر باشند و در نتیجه اصطکاک و سوء تفاهم میان آنها

به تدریج محو و کمرنگ می شود…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *