ثروت چیست؟

ثروت چیست؟

کلمه ثروت مفهوم عامی دارد که در حوزه های مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. ثروت

به عنوان معیاری برای تعیین جایگاه اقتصادی افراد به شمار می رود. تعریف ثروت کلاً

ثروت ابزارای است برای رفع نیازهای بشر.

در قدیم مفهوم ثروت بیشتر به دارا بودن مواد طبیعی ارزشمند مانند طلا و گوهر و گنج

اطلاق می شد. اما بعد از انقلاب صنعتی مفهوم تولید نیز به عنوان منبع ثروت مطرح

گردید. دارای ها عموماً بر دو نوع اند: ۱- واقعی ۲- غیر واقعی. دارای های واقعی عبارتند

از: ماشین آلات، زمین¬ها و ساختمان و …. که در اختیار افراد قرار دارند و بازدهی آنها

همان استفاده ای است که مالک بدون پرداخت اجاره از آن می¬برد. دارای های غیر

واقعی بر دو نوع است الف) دارایی های مالی ب) سرمایه انسانی. مجموع تمام این

انواع دارای را به نوعی ایجاد مطلوبیت می کنند تحت عنوان ثروت خوانده می¬شود.

بازدهی اجزای ثروت منظور از بازدهی افزایش ارزش یا قیمت در طول زمان است.

بدیهی است اگر ارزش ثروت با گذشت زمان کاسته شود به معنای بازدهی منفی

است.

بازدهی دارایی های مالی:

پول: پول به عنوان یکی از مهمترین دارایی ها، اغلب به علت وجود تورم دارای بازدهی

مالی منفی است. یعنی رفته رفته ارزش آن کمترمی شود. ولی از آنجاییکه دارنده پول

می تواند راحت تر مبادلات روزمره را انجام دهد، پس از نظر ذهنی پول مطلوبیت دارد.

اوراق قرضه: اوراق قرضه نوعی از دارای است که دارنده آن تا انقضاء مدت اوراق

می تواند ماهانه مبلغی سود دریافت کند.

سهام: به نوعی شراکت فرد خریدار در سود و زیان شرکت فروشنده سهم است.

علاوه بر آن، چنانچه ارزش سهام شرکت در بورس بالا رود یا پایین بیاید، فرد خریدار نیز

از آن نفعیا ضرر می برد.

بازدهی دارایی های واقعی: بازدهی دارایی های واقعی نظیر خانه و ماشین و ..

بهره مندی است که نصیب مالک آن می شود.

بازدهی ثروت انسانی: کسب مهارت، دانش و تجربه توسط افراد باعث افزایش ثروت

انسانی خواهد بود. البته واضح است که در هر جامعه ای و در هر نظام اقتصادی تعاریف

فوق به اقتضای شرایط و نظام اقتصادی آن جامعه دستخوش تغییر خواهد شد. تولید ثروت

از مطالب فوق چنین بر می آید که هر گونه عملی که باعث افزایش دارایی ها و در نتیجه

افزایش رضایتمندی افراد شود به معنای تولید ثروت است.

ثروت چیست؟

منابع تولید ثروت عبارتند از۳ گروه عمده:

۱- مواهب طبیعی مانند زمین که انسان با ایجا تغییرات در آن در جهت رفع نیازهای خود بر

می آید، جزء ثروت های طبیعی بشمار می روند. ۲

– اگر شخص با استفاده از قدرت ذهنی و جسمی اقدام به تولید نماید از آن بعنوان تولید

ثروت واقعی و انسانی نام برده می شود. ۳

– افراد می توانند از مقدار ثروتی که در دست دارند برای تولید ثروت بیشتر استفاده کنند.

در نظام های سرمایه داری مهمترین عامل تولید ثروت همانا خود ثروت است. اما از نظر

سوسیالیست ها اصلی ترین عامل تولید ثروت کار نیروی انسانی است. در مکتب اسلام

هر سه جزء مواهب الهی، نیروی انسانی و ثروت اولیه بعنوان عوامل تولید ثروت قلمداد

می شود. توزیع ثروت اگر این گفته کارل زید را بپذیریم که ثروت بع معنای انباشت امکانات

است، پس اینکه ثروت در اختیار چه کسی است و با آن چه می کند بسیار مهم است.

نظام سرمایه داری ثروت را متعلق به دارنده آن می داند. اما به عقیده سوسیالیست ها

تمامی ثروت حتی لوازم شخصی افراد در اختیار دولت است. از نظر اسلام بخشی از منابع

مشترک مانند معادن، درختان، زمین های بایر و… توسط دولت اداره می شود اما درآمدش

متعلق به همه مردم است. در واقع مالکیت دولتی است اما منافعش عمومی است. همچنین

دارایی های فرد و ثروتی که ناشی از کار و تلاش و یا حتیاز ارث خانوادگی وی باشد در تملک

انحصاری خود اوست و هیچ کس حق بهره برداری از آنها را ندارد. می توان نتیجه گرفت که از

دیدگاه اسلام مالکیت فردی دارای احترام می باشد. مصرف ثروت قاعدتاً همه ثروت ها به مصرف

می رسند. اما طریقه و نتایج مصرف در موقعیت های مختلف، متفاوت است.

مصارف تولیدی و صنعتی: مصرف تولیدی بدین معنی است که نه تنها از مقدار ثروت اولیه کاسته

نمی شود بلکه ثروت جدیدی هم تولید می گردد. به عبارت دیگر نه تنها هزینه ناشی از مصرف ثروت

جبران می شود بلکه نفعی نیز حاصل می شود. مانند کشاورزی که از ثروت هایی مانند آب و خاک

و ادوات کشاورزی در جهت تولید ثروت جدیدی با نام محصول استفاده می کند، و یا کارگری که با

استفاده از مواد اولیه و دستگاهها کالایی را عرضه می دارد.

مصرف تولیدی ثروت نه تنها به حیات نظام اقتصادی ضرر نمی زند بلکه برای بدست آوردن ضروریات

زندگی انسان لازم می باشد.

مصارف غیرتولیدی: منظور از این نوع مصارف، این نیست که الزاماً ناپسند و مضر هستند بلکه

اثری که دارند قابل توجه است. زیرا ثروت را به مصرف می رسانند و برطرف می کنند بدوناینکه

فوراً ثروت جدید یا حتی معادل را جایگزین نماید. مصارف روزانه و مایحتاج عمومی مردم از این قبیل

است. نوع خاصیاز این مصارف که اقتصاد را دچار مشکل می کند انباشته کردن ثروت به ویژه پول

است. برخی از افراد به جای اینکه ثروت ثروت شان را در چرخه تولید و صنعت وارد کنند تا هم به

رشد اقتصادی منجرشود و هم سود حاص از سرمایه شان را کسب کنند، ترجیح می دهند که

مستقیماً با قرض دادن و سپس بهره گرفتن به کسب ثروت اقدام کنند صرف نظر از اینکه پول و

سرمایه شان در چه راهی مصروف گشته است. هر چند این روش از ریسک و خطر کمتر ی

برخوردار است اما از این روی که منجر به رکود و عقب افتادگی صنایع می شود و در بلند مدت

اقتصاد را با کمبود منابع تولیدی مواجه می سازد مصرف مضر و بی فایده تلقی می گردد…

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *