تمرینی جالب برای تداعی

تمرینی جالب برای تداعی

دو کلمه ای را که در ادامه، با حروف بزرگ داخل گیومه، می آید را بخوانید،

توجه کنید که به طور دقیق چه فکری می کنید و چقدر طول می کشد تا

افکار شما شکل گیرد.

{ هیلری کلینتون}

بیشتر کسانی که این تمرین را انجام می دهند، فوری تصویر هیلری کلینتون

را در چشم ذهن خود می بینند. این ممکن است تصویر چهرۀ او  در یکی از

حالاتی باشد که در تلویزیون با آن ظاهر شده، یا از فیلم کوتاهی که از یکی

از سخنرانی هایش تهیه شده است، یا چه بسا عکسی از او و همسرش

روی جلد براق یک مجله باشد.

تصویر دقیقی که به ذهن می آید، به خاطرات شخصی خود شما با هیلری

کلینتون بستگی دارد. تصویری که می بینید مهم نیست، زیرا انجام این تمرین

با هر تصویری که بیشترین آشنایی را با آن داشته باشید، نشان می دهد که

روش تداعی و بازیابی ذهنی شما چقدر قدرتمند است.

شما به طور منطقی در یک لحظه توانستید به طور مستقیم به تصویر هیلری

کلینتون مراجعه کنید و آن را به یاد آورید. شما فوری آن را  از بین میلیون ها

میلیون تصویر منحصر به فردی که در مغز خود ذخیره کرده بودید، پیدا کردید.

این کار باور نکردنی و برجستۀ به یاد آوردن است و شما باید به آن افتخار کنید.

تمرین:

حالا سعی کنید این تمرین را در انواع مختلف با گوش دادن به اخبار رادیو انجام

دهید. توجه کنید تا ببینید چقدر سریع تصویر افراد، عناوین یا مکان هایی که

گویندۀ اخبار دربارۀ آن صحبت می کند، به ذهن شما می آید.

یک بار دیگر، این که تا چه حد سریع می توانید تصاویر مناسب و شاد را به یاد

آورید ، به شما اطمینان می بخشد که قدرت حافظه تان هنوز هم بالاست.

تمرین:

تمرین هیلری کلینتون را با دوستی تکرار کنید و تصویر ذهنی او را با تصویر

ذهنی خودتان مقایسه کنید. توجه داشته باشید که چطور تصاویر و موارد

مربوط به آن منحصر به فرد هستند.

قدرت تداعی

فرآیندی که با آن می توانید تصاویر هیلری کلینتون و دیگر مردم و عناوین

موجود در اخبار را حاضر کنید، تداعی نام دارد. و همین فرآیند است که

شما را قادر می سازد به قفسۀ پرونده های ذهنی خود مراجعه کنید و

نام یا چهرۀ جدید دیوید جونز یا هر کس دیگری را که به او معرفی شده اید،

بیابید و آن را بازیابی کنید(فراخوانی اطلاعات).

مغز موارد تداعی شده را به دو روش ترکیبی سازماندهی می کند. ابتدا،

آن ها را به صورت زنجیر سازمان می دهد به طوری که یک مورد ما را به یاد

موردی دیگر می اندازد، و همین ما را بر آن می دارد که در بارۀ چیزی دیگر

فکر کنیم، و این به نوبۀ خود حافظه را بیشتر تحریک می کند، و الی آخر.

دوم، آن ها را به صورت ردیفی قلاب با هم جمع می کند، یک مفهوم دارای

چندین تداعی است که همه به طور مستقیم به مورد اصلی متصل هستند.

با فهم این موضوع، می توانید ذهن خود را به گونه ای مؤثرتر مهار کنید تا

تداعی های قدرتمندی به وجود آورید که به شما در حفظ و یادآوری موارد،

بسیار بیشتر یاری می رساند. و متوجه خواهید شد که از توانایی خود برای

جمع بندی فوری موارد تداعی شده، شوکه می شوید.

مغز و حافظۀ شما

مغز شما مرکز کنترل همۀ رویدادهایی است که در بدنتان رخ می دهد.

هر لحظه هزاران واکنش شیمیایی و الکتریکی در مادۀ خاکستری موجود

بین دو گوش شما صورت می گیرد. هنگامی که متوجه شوید مغز شما

چطور اندکی بهتر عمل می کند، می توانید برای بهبود حافظۀ خود به

گونه ای مؤثر تر از آن استفاده کنید.

قطعات سازنده

مغز از بیلیون ها سلول به نام نورون تشکیل شده  است که هر کدام می تواند

با هزاران نورون دیگر ارتباط برقرار کند. مقیاس پیچیدگی و تغییر جهت تعداد این

اتصالات است که به مغز نیروی بالقوه ای نیمه نامحدود ارائه می دهد. هر فکری

که به ذهن راه داده اید، هر احساسی که کرده اید و هر حافظه ای که تاکنون

داشته اید، حاصل اتصال وارتباط بین دو یا چند تا از این نورون ها است.

قطعات بزرگ تر

توضیح عملکرد ساختار پیچیده و متصل به هم پدیده ای چون مغز با استفاده از

چند لغت غیر ممکن است. در هر حال، تعدادی (( قطعات بزرگ)) وجود دارد که

شما باید هنگام در نظر گرفتن حافظۀ خود از آن ها آگاه باشید.

((آمیگدالا)) اطلاعات ورودی را بر حسب ارزش احساسی آن ها ارزیابی می کند.

هر چه تجربه ای از لحاظ بار احساسی قوی تر باشد، بیشتر در یاد می ماند.

((هیپوکامپوس)) مسؤول انتقال حافظۀ کوتاه مدت به حافظۀ بلند مدت است،

همین طور بخشی از مغز است که وقتی ما در بارۀ چیزی یا جایی که خوب

می شناسیم فکر می کنیم، روشن می شود.

کورتکس قسمتی است که گاهی آن را به عنوان بخش فکر کردن مغز

می شناسیم، زیرا جایی است که فرآیندهای فکر آگاه ما در آن صورت می گیرد.

کورتکس از دو نیم کرده تشکیل شده و پژوهش های چهل سال گذشته عملکرد

های مختلفی را برای هر نیم کره در نظر گرفته است. در گذشته تصور می شد

که تفاوت بین این دو ناحیه این طور بوده است:

سمت راست: ضرباهنگ، رنگ، تشخیص فاصله، تصاویر، دیدن خواب در

روز، تخیل سمت چپ: فهرست ها، خطوط، منطق، کلمات، عدد، ترتیب

اکنون مشخص شده است که ارتباط بین این دو نیمه از مغز بسیار پیچیده تر است

و نظریۀ فعلی این است که نیمکرۀ سمنت چپ به صورت متوالی پردازش می کند

و نیمکرۀ سمت راست به حالت موازی. به بیان دیگر، تحقیقات نشان داده است که

نیمکرۀ سمت چپ مغز روی جزئیات متمرکز می شود، در حالی که نیمکرۀ سمت

راست تصویر و مسایل بزرگ تر را می بیند.

روش های سنتی یادگیری و به ذهن سپردن روی فعالیت های همراه با عملکرد

نیمکرۀ سمت چپ مغز متمرکز شده اند. آن چه به طور قطع مشخص است این

است که هر چه از این دو نیمکره بیشتر استفاده کنید، تفکرشما مؤثرتر و حافظه تان

بهترخواهد شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *