تاریخچه و فنون تندخوانی

تاریخچه و فنون تندخوانی

تندخوانی در آغاز این قرن و هنگامی که انفجار مطالب منتشره به حدی زیاد شد

که خوانندگان قادر نبودند با سرعت معمول از عهدۀ مطالعۀ آن ها برآیند، ظهور کرد.

به هر حال دوره های مقدماتی، بر مبنای اطلاعات منبع غیر منتظره، یعنی نیروهای

هوایی بوده است……….

طی جنگ جهانی دوم، متخصصان نیروی هوایی دریافتند که برخی از خلبان ها

هنگام پرواز نمی توانند هواپیماهای دور دست را مشاهده کنند، چرا که سرعت

بالای هواپیما و پایین بودن سرعت تجزیه و تحلیل و ادراک ذهن و چشم خلبان

این قابلیت را به آن ها نمی داد،  این امر در موقعیت های حساس، ضعف

عمومی قلمداد می شد و متخصصان به فکر چاره جویی افتادند. آن ها وسیله ای

به نام ( تاکیس توسکوپ) اختراع کردند که در فواصل کوتاه زمانی تصاویری را

روی صفحۀ خود نشان می داد، در ابتدا تصاویر کاملاً بزرگ و با سرعت کم

نمایش داده می شدند اما رفته رفته اندازۀ تصاویر کوچکتر و مدت زمان نمایش

آن ها کمتر شد. این دستگاه کارش این بود که تصاویر را به خلبان نشان می داد

و خلبان هم تصاویر را به خوبی می دید و باید تشخیص می داد که تصویر چیست؟

 آن ها در کمال ناباوری دریافتند که میانگین افراد، پس از آموزش می توانند

تصاویری را که تنها یک پانصدم ثانیه نمایش داده می شوند، تشخیص دهند.

اوایل این تصاویر را به صورت آرام و با سرعت کم نمایش می دادند، تصاویری

مثل کامیون، چادر، ساختمان ……. و رفته رفته با گذشتن هر مرتبه، سرعت

را افزایش دادند تا جایی که در اثر تمرین بر روی این  کار همان خلبانان

توانستند با سرعت زیاد، تصاویر را تشخیص دهند و چیستی آن را درک کنند.

طی آزمایشات، آن ها کشف کردند که شناسایی چهار کلمه در یک پانصدم

ثانیه، توسط خواننده، امکان پذیر است. تا آن زمان باور همه بر این استوار

بود که خواندن عبارت است از نگاه کردن به تک تک کلمات نوشته شده

و درک مفهوم آن. ارتش آمریکا، این باور را عوض کرد. آن ها عقیده داشتند

که انسان قادر است که به جای خواندن یک کلمه، در همان زمان، یک

گروه از کلمات را بخواند.

بدین ترتیب وقتی چشم ها می توانند در این سرعت باور نکردنی مشاهده

کنند، سرعت مطالعه نیز قابل پیشرفت می باشد. بنابر این آن ها تصمیم

گرفتند این اطلاعات را به مطالعه انتقال دهند. به همین ترتیب، آن ها در

ابتدا یک کلمۀ بزرگ را به مدت پنج ثانیه روی صفحه نمایش دادند، به تدریج

اندازۀ کلمه و مدت زمان نمایش را کاهش دادند. در نهایت به طور همزمان

چهار کلمه را به مدت یک پانصدم ثانیه نمایش دادند و فرد قادر به خواندن

آن ها بود. در نتیجۀ این یافته ها، اغلب دوره های تندخوانی بر مبنای این

روش می باشد.

در سال ۱۸۷۸   بعد از اختراع دستگاه (( تاکیس توسکوپ) ) یک چشم

پزشک فرانسوی به نام (( لوئیس امیل ژول ))به ذهنش خطور کرد که اگر

این کار در مورد کلمات هم، انجام شود ما با سرعت بالاتری کلمات را تشخیص

می دهیم، یعنی کلمات را با سرعت بیشتری از مقابل چشم عبور دهند و

یا چشم با سرعت بیشتری از روی کلمات عبور کند که با این عمل و تکرار آن،

چشم ما سرعت دید بالاتری خواهد داشت و ذهن هم در اثر تمرین ادراک

بیشتری خواهد داشت و بدین شکل مبحث تند خوانی از((هاروارد)) شروع و

در سراسر دنیا بحث آموزش تند خوانی گسترش یافت.

تندخوانی در سال ۱۹۵۰ توسط معلمی به نام(( ایولین وود)) محبوبیت یافت.

در واقع او بود که دوره ای بنام (( تندخوانی )) را ابداع کرد. بعد از آموختن روشهای

تندخوانی ، ( (خانم ایولین وود )) این روش را طی برگزاری سمینارهایی در سراسر

کشور، به مردم آموزش داد. یکی از دلایل شهرت این زن،  بخاطر این است که  به

(( جان اف کندی)) تندخوانی را آموزش داد.

تاریخچه و فنون تندخوانی

اهمیت تند خوانی

آنچه که تند خوانی را از خواندن معمولی جدا می کند این است که در تندخوانی،

خواننده، کلمات را می بیند و با استفاده از تفکر بصری، آن ها را درک می کند؛

برخلاف خواندن معمولی که مانند گفتن و شنیدن است. بسیاری از مردم

عادت دارند حین خواندن ،کلمات را در ذهن خود تکرار کنند، بدون این که دهانشان

را حرکت دهند.تندخوانی مهارتی است که به دانش آموزان کمک می کند تا

بتوانند در مدت زمان کمتر مطالب بیشتری را بخوانند و یاد بگیرند که یکی از مهارت های

مهم و اساسی در مطالعۀ تندخوانی است. تندخوانی امکان مرور مطا لب را بسیار

سریع و  آسان می نماید و نتیجۀ کار یک شناخت خیلی وسیع، ولی نه خیلی دقیق،

از محتوای کتاب با مطالب خواندنی است.یکی از فواید مطالعۀ سریع، جایگزین کردن

این روش با روش مطالعۀ دقیق و کامل، هنگامی که درک کمتری از مطالب مورد نیاز

می باشد و وقت کمی موجود است. در تمرین تندخوانی منظور شما باید کسب

آشنایی و عادت کردن با حرکات چشم و جریان های فکری باشد که ممکن است

در ابتدا برای شما ناآشنا باشند.

 نکتۀ قابل توجه این که: گروه، تندخوان ها، از کورتکس بینایی بهره می برند، کورتکس

بینایی، برخلاف بخش شنوایی مغز، نرون های بیشتری را به خود اختصاص داده است.

در طول روز، کورتکس بینایی با سرعتی حیرت آور مورد استفاده قرار می گیرد.

د رتندخوانی از این مزیت بینایی بیشترین بهره گرفته می شود.

طبق آموزش های تندخوانی، به دانش آموزان یاد می دهند که چگونه بدون نجوای

درونی مطالعه کنند. به مرور این عادت در خواننده ایجاد می شود که خواندن بدون

تلفظ انجام شود، مانند زمانی که به تصاویر نگاه می کنند.

تقریباً متد اولیۀ تندخوانی در همه جا با تمرین های اولیه شروع می شود.

در تمرین اولیه، آشنایی با نحوۀ درست مطالعه مهمتر از درک مطالب خوانده

شده است. هرچه قدر بیشتر تمرین کنید، اعتماد به نفس و میزان درک شما

از مطالب، افزایش می یابد.

به خاطر داشته باشید که هدف از خواندن سریع یک مطلب کسب یک آشنایی

کلی با آن مطلب است، نه درک عمیق آن. تسلط کامل بر مهارت تندخوانی

مستلزم سه تا پنج هفته تمرین می باشد. این که سریع خواندن را مساوی

با سرسری خواندن بدانیم یک تصور عامیانه و بی اساس است.

تند خوان ها یاد گرفته اند که چگونه از توانایی ها و هوششان به طور مؤثر استفاده کنند.

این افراد چالاک، هوشیار و ماهرند.

تکنیک تند خوانی از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می کند که غالباً دانش آموزان

به خصوص در دورۀ دبیرستان و بالاتر، با حجم زیادی از مطالب آموختنی روبه رو

هستند و مدارس نیز با برگزاری آزمون های مکرر میزان یادگیری دانش آموزان را

ارزیابی می کنند. بعلاوه دانش آموزان علاوه بر درس خواندن وظایف و فعالیت های

دیگری نیز دارند که اگر نتوانند از وقت خود بهتر استفاده کنند، مشکلاتی برای

آنان بوجود می آید.

تندخوانی به دانش آموزان کمک می کند که بیهوده زمان خود را هدر ندهند.

بطور مثال: اگر برای خواندن یک فصل از یک کتاب ۱۵ دقیقه کافی است

یک ساعت وقت را صرف آن نکنند. بعلاوه زمان بیشتری در اختیار دارند که

به مرور مطالب بپردازند.

اصولاً کند خوانی یکی از آفت های مطالعۀ مفید است و بازده یادگیری

را کم می کند. مهارت تندخوانی به میزان تمرین و پشتکار وابسته است

و عواملی مثل هوش و وراثت مانع فراگیری این مهارت مفید نیست.

در یادگیری این مهارت تصمیم وارادۀ لازم برای فراگیری و  پشتکار و تمرین

کافی است. با این مهارت میزان مطالعه افزایش یافته و وقت بیشتری برای

فعالیتهای دیگر می ماند.

نکتۀ قابل توجه این است که در تند خوانی (( توجه)) نقش مهمی دارد.

با افزایش تمرکز، میزان یادگیری بالا می رود.

روش های تند خوانی

روش های تند خوانی مجموعه روش هایی هستند که برای افزایش سرعت

خواندن متون کتب مختلف بکار برده می شوند. در این روش با ممنوعیت لب خوانی،

حذف کردن صدای ذهن ، افزایش قدرت عضلات و ماهیچه های چشم، افزایش

تمرکز و سطح درک برای دریافت مفاهیم هنگام مطالعه با سرعت بالا سعی در

متحول کردن سرعت خواندن و درک شما دارند. فراموش نشود که باید به تمرین و

پشتکار اهمیت بدهید.

مفهوم سرعت در مهارت تندخوانی

تندخوانی به این معنی نسیت که چگونه تعداد زیادی واژه در هر دقیقه بخوانیم

بلکه در ما اشتیاق جدیدی برای خواندن ایجاد می کند.اگر واقعاً بتوانید تندخوانی

کنید باید قادر باشید تقریباً ۹۰۰ کلمه در دقیقه بخوانید و حدود ۷۰ کتاب در سال!!!!!!!!!

تندخوانی تنها در مورد سریع خواندن نیست، بلکه در بارۀ کنترل سرعت

مطالعه نیزهست. اگر شما در یک ماشین سرعت هستید، سرعت بالا داشتن

حیاتی است، اما راننده باید مراقب کنترل و تنظیم سرعت در مراحل مختلف باشد،

همین امر در مورد خواندن نیز صادق است. در واقع اشاره گر خیلی به کنترل کمک

می کند، چرا که اگر چشمان شما سریع می رود، دست شما سرعت خواندن را

تنظیم می کند.هر چقدر دست شما تندتر حرکت کند، شما نیز تندتر خواهید

خواند، و برعکس اگر شما سرعت حرکت انگشت خود را کاهش دهید،

سرعت خواندن شما نیز کند خواهد شد، کنترل سرعت خواندن کمک می کند

تا در متون پیچیده با دقتی مضاعف بخوانید، و در مورد متن های ساده، سریعتر بخوانید.

یکی از موانع اساسی برای تندخوان شدن، همان لب خوانی یا ذهن خوانی است

که همۀ افراد با این مشکل درگیرند. در این حالت سرعت خواندن متن از ۱۵۰

تا ۲۰۰ کلمه در دقیقه بیشتر تجاوز نمی کند. شکل صحیح خواندن این است

که کلمات را قبل از این که صدای ذهن شما برای درک به کمکتان بیاید مستقیماً

( از چشم به مغز) بفهمید. حذف صدای ذهنی در ابتدا کاری طاقت فرسا یا حتی

غیر ممکن به نظر می رسد ولی مطمئن باشید که اگر اصولی پیش بروید و

تمرین و استمرار داشته باشید، قبل از آن که متوجه بشوید براحتی این مانع برطرف

می شود. در این صورت به مرور زمان و با تمرین می توانید به سرعت بالای ۱۰۰۰

کلمه در دقیقه برسید.

فنون تندخوانی:

در تندخوانی ، اولین قدم، سطحی خوانی برای یافتن اندیشه و منظور اصلی

نویسنده است. بنابر این تمام مطالب موجود در متن مورد نظر را به جز اندیشه

و نکتۀ اصلی هر پاراگراف نادیده بگیرید. این اولین تجربۀ شما در حذف بخش

بزرگی از مطالب متنی است که مطالعه می کنید. فقط از درک مقصود اصلی

و نکتۀ مورد نظر نویسنده خشنود باشید و با علاقه ادامه دهید. برای انجام

بهتر اینکار باید سرعت خواندن خود را افزایش دهید. فهرست مطالب را نگاه

کنید. به عناوین اصلی و فرعی توجه کنید و با مرور اجمالی از اصل مطالب

آن سر در بیاورید.

تمرکز:

یکی از عواملی که تندخوانی را تسهیل می کند تمرکز است. گاهی ذهن

شما به جای پرداختن به مطلب اصلی، به چیز دیگری معطوف می شود.

به عبارت دیگر دچار حواسپرتی می شود. باید با بهره گیری از تکنیک های

تمرکز حواس سعی کنید افکار خود را متمرکز کنید.

تاریخچه و فنون تندخوانی

اجتناب از بلندخوانی:

بسیاری از مردم یاد گرفته اند که با صدای بلند بخوانند، بلند خواندن سرعت خواندن

شما را کاهش می دهد، ولی همیشه هم چیز بدی نیست. مثلاً کمک می کند تا

بهتر بفهمید و بهتر متن را روایت کنید، اما سعی کنید تمرین کنید که چشمی بخوانید

تا سرعت مطالعۀ شما بالا برود.

میدان دید:

چشم تنها وسیله برای دیدن و در واقع یک عامل واسطه است. ما با چشم نمی خوانیم

بلکه این کار را با مغزمان انجام می دهیم. چشم، تنها تصاویر را به مغز منتقل می کند.

اما عمل اصلی دیدن در مغز انجام می شود. چشم اگر خوب آموزش دیده باشد

می تواند چند کلمه را در آن واحد تصویر برداری کرده و به مغز ارسال کند. مغز در

مقایسه با چشم از سرعت بیشتری برخوردار است. به چشمان خود بیاموزید که به

جای تک تک کلمات مجموعه ای از کلمات را شکار کند. به این ترتیب چشم در یک

سطر، توقف های کمتری خواهد داشت. مرکز بینایی در مغز هم خیلی سریع و هم

خیلی توانمند است، به طوری که حتی اگر بخشی از کلمه را ببیند قادر به کشف

آن خواهد بود. با ممارست و تمرین می توانید وسعت دید خود را تا حد دیدن بیش از

پنج کلمه در هر توقف گسترش دهید.

نکته برداری:

در تندخوانی از روش های معمولی نت بردای و یادداشت برداری استفاده نمی شود،

زیرا بسیار وقت گیر است. نکته برداری به هر حال مفید است، زیرا یک فرآیند

گزینشی است. در این فرآیند باید کلماتی که نوشته می شوند به حد اقل برسند

و فقط کلماتی یادداشت شوند که بار معنایی داشته باشند. یک واژۀ کلیدی، هم

خودش دارای اهمیت است وهم آنچه را تداعی می کند، بنابر این یک کلمه یا یک

تصویر کلیدی باید هم تداعی کنندۀ مفهوم اصلی باشد و هم حجم زیادی از اطلاعات

مربوط به آن را به ذهن بیاورد.

اشاره گر:

با اشاره گر، چشم هایتان به یک نقطه خیره نمی ماند، با استفاده از اشاره گر

چشم های شما برای گرفتن اطلاعات بیشتر از مرکز توجه کمی به اطراف تکان

می خورند. این حرکات(( ساکاد)) نامیده می شوند و یکی از ابزارهای اساسی

یک خوانندۀ تازه کار هستند که ممکن است برای تبدیل شدن به تندخوان استفاده

شوند. معمولاً پس از این که چشمان شما حرکت می کند، باز به موقعیت قبلی

باز می گردد، در حالی که در این نوع خواندن موقعیت در حال حرکت است.

ساده ترین نوع اشاره گر انگشت خودتان است. انگشت اشارۀ خود را زیر خطی

که می خوانید بگذارید و حرکت دهید، با این کار یاد می گیرید، منظم و مؤثر بخوانید.

کند کردن سرعت خواندن:

تند خواندن فقط در مورد سریع خواندن نیست بلکه کنترل روند مطالعه نیز مطرح است،

باید بدانید که کجا سرعت مطالعۀ خود را کم کنید. در موارد گیج کننده و پیچیده

سرعت خود را کاهش دهید و متن و مفهوم مورد نظر را به طور کامل دریافت کنید.

متن مورد مطالعه را برای خود جذاب کنید:

قبل از مطالعه از خود سؤال کنید که چه چیزی از مطالعۀ این کتاب می خواهید

به دست آورید ؟ تمرکز بسیار مهم است. تمرکز می تواند مدت زمان مطالعه را

تا حدود یک سوم کاهش دهد. بدون این که درک شما از مطلب کاهش یابد.

روی جمله تمرکز کنید نه کلمه:

اگر بخواهید روی کلمات تمرکز کنید سرعت شما کند خواهد شد. کسانی که

میخوانند بعد از هر کلمه مکث می کنند، برای تمرین روی جملات می توانید

از مطالعۀ ستون های روزنامه شروع کنید. به خاطر این که  در روزنامه ها حدود

پنج تا شش کلمه در هر سطر دیده می شود وبرای تمرین تمرکز روی جمله خیلی خوب است.

دیدزنی:

دیدزنی نیازمند حرکت منظم و ریتم دار چشم بر صفحات است که امکان مرور مطالب

را به صورت اجمالی و گسترده، اما نه به صورت خیلی دقیق، می دهد. برای تمرین

تندخوانی باید هدف فرد بیشتر آشنایی و عادت به حرکات چشم و جریان های

فکری باشد. برای شروع به تمرین روش دید زنی باید نخست انگشت نشان دست

چپ را وسط صفحه گذاشت و آنرا به پایین حرکت داد و حرکت سرانگشت را با

چشم دنبال کرد. بعد با دست راست کتاب را در کمتر از یک ثانیه ورق زد.

بعد باید به ترتیب ریتم های  یک ثانیه ای، دو ثانیه ای، چهار ثانیه ای، شش

ثانیه ای، پانزده ثانیه ای، و بیست ثانیه ای را با این نوع خواندن تمرین کرد.

نکته های مهم:

گروه بندی واژه ها:

باید بیاموزیم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را

در آنِ واحد بخوانیم. در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی

کرده و مفهوم کلی یک پاراگراف را استخراج کنیم. ثابت شده است که دسته بندی

واژه ها قوۀ ادراک و فهم را افزایش می دهد. به طور کلی مفهوم را از یک

دسته واژه آسانتر می توان استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف.

مطالعۀ کلمات و مفاهیم کلیدی:

برای نوشتن مطالب ناچاریم دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات را

رعایت کنیم. اما حین خواندن لازم نیست آن نکات را رعایت کنیم. چهل تا

شصت درصد کل یک متن از واژه ها و حروف غیر ضروری تشکیل شده است،

حروف ربط مانند: (( و)) و (( یا)) .

 بیاموزید تنها اسم ها و افعال را بخوانید. نکات و مفاهیم اصلی یک پاراگراف

را یافته و آن را در ذهن بسپارید و جزئیات خارج از موضوع اصلی را حذف کنید.

در محیط مطالعۀ خود هر عاملی را که موجب پرت شدن حواس شما می شود

حذف کنید. هر چه با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشناتر و مأنوس تر باشید

درک بهتری از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. تا می توانید

واژه و اصطلاح جدید بیاموزید.

آخرین راهکار بسیار بسیار مهم، این است که : تمرین کنید و به طور منظم

کتاب بخوانید.

تندخوان های سرشناس:

(( جورج واشنگتن)) :

  مشتاق خواندن همه چیز بود. او مخصوصاً به مطالعات کتاب های انگلیسی

خیلی  علاقه داشت. او خود را یک نجیب زادۀ کشاورز می نامید. او حتی

حین سوارکاری با اسب نیز کتاب می خواند. سرعت مطالعه اش چندان بالا

نبود، ولی او مجدانه و مستمر، سرعت مطالعۀ خود را ارتقاء داد.

(( توماس جفرسون)):

در مطالعه بسیار منظم بود، و خود را مجبور می کرد که برنامه هایی را که

برای مطالعه طرح ریزی کرده بود بطور کامل اجرا کند، تا تمامی موضوعاتی

را که به اهدافش مربوط می شد را پوشش دهد. این ها کلید قدرت

غیر عادی او در تمرکز بود: عدم حواس پرتی، عدم اقدامات زمان بر ناشی

از بی توجهی. او به شدت به اهداف مطالعه اعتقاد داشت.

لیستی از کتاب هایی که باید مطالعه می شد تهیه می کرد.

از یک ساعت نیز استفاده می کرد تا زمان مطالعه را اندازه گیری کند.

در رابطه با او چنین گفته اند که: او همیشه آرام، با شکوه و مانند

تیک تاک یک ساعت دیواری بزرگ چوبی بود.

(( آبراهام لینکلن)):

او بعنوان یک متقاضی و مشتاق کتاب برای خواندن، شناخته شده است.

او از سنین کودکی زیر نور شمع، ساعت ها به مطالعه می پرداخت.

در همه حال، مشغول مطالعه بود و عاقبت با کار برد آموخته هایش ، وکیل،

قانونگذار، و رئیس جمهور شد. اگر چه بطور مستمر مطالعه می کرد،

سرعت مطالعه اش متوسط بود و اغلب با صدای بلند می خواند زیرا دوست

داشت کلمات را بشنود.

((تئودور روزولت)):

او بعنوان یک تندخوان ومنتقد خستگی ناپذیر کتاب شناخته شده بود.

حتی در مقایسه با استانداردهای امروز، سرعت خواندن او باور نکردنی به

نظر می رسید. یکی از خصوصیات خواندن او، علاوه بر سرعت، این بود که

حین مرور سطحی و اجمالی، موضوع مورد مطالعه را بخوبی درک می کرد.

در نامه ای به پسرش(( کرمیت)) در بارۀ نحوۀ خواندن آثار (( دیکنز)) ، روزولت

چنین می گوید: (( عاقلانه ترین چیزی که باید انجام بدهی این است که از

چرندیات ، سخنان بی معنی ، وحشی گری ها و دروغ ها رد شوی و از

مابقی بهره ببری)).

روزولت علاقمند بود که یک کتاب را بارها بخواند. حتی لیستی از رمان هایی

که بارها و  بارها خوانده بود تهیه کرده بود. مادامی که در کاخ سفید بود،

تئودور روزولت، گفته بود که قبل از صبحانه یک کتاب می خواند و گهگاه هم روزی سه کتاب.

(( فرانکلین دی روزولت)):

البته یکی از تندخوان های مطرح بود. او در ابتدا، با یک یا دو کلمه شروع کرد و

بعد سه تا چهار کلمه، سپس شش تا هشت کلمه و در نهایت قادر بود یک

پاراگراف را در یک نگاه بخواند. او نگاهی اجمالی به یک صفحه می انداخت

و بعد کتاب را می بست و به آن چه که نویسنده سعی در بیان آن داشت، می اندیشید.

(( جان اف کندی)):

میخواست مانند یک جوان، با سرعتی زیاد مطالعه کند. با خواندن ۳۰۰ کلمه در هر

دقیقه احساس محدودیت می کرد. بعد از یادگیری فنون تندخوانی، سرعت خواندن

او به ۱۲۰۰ کلمه در هر دقیقه رسید. او بسیاری از کارمندانش را به آموختن تندخوانی تشویق کرد.

منابع:

Lifespan

Iris

McAfee secure

WikipediaTthe free encyclopedia

تندخوانی: پایگاه حوزه

تکنیک های تندخوانی: کانون فرهنگی قلم چی

روشهای یادگیری و مطالعه: دکتر علی اکبر سیف

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *