برای تقویت حافظه ناهشیارتان را راهی سفر کنید.

سیستم های حافظه شگفت انگیزند. اما در برخی موارد رجوع به درون خود برای بازیابی و مرور خاطره ای که در گذشتۀ نزدیک یا دور اتفاق افتاده، تنها چیزی است که واقعاً به آن نیاز دارید. استفاده از ناهشیارتان حتی به شما کمک می کند خواب تان را بازیابی کنید و یا حتی چیزهایی را که در طول یک مکالمه با شخصی بیان کرده اید را به خاطر بیاورید.

مطمئناً عملکردهای حافظه از جمله استفاده از ناهشیار زمانی بهتر خواهند بود که تصویر واضحی از آن چیز را داشته باشید. دلیل این امر روشن است چون در این حالت تأثیر حافظه روشن تر، بلندتر و یا به عبارت دیگر بیشتر است. پس از این طریق می توانید آن را بهتر ببینید، بهتر بشنوید و بهتر تجربه کنید. حتی اگر چیزی را به صورت گذرا ثبت کرده اید و یا تأثیرات آن به دلایلی از جمله گذشت زمان کمرنگ تر شده است استفاده از تکنیک های ناهشیار به شما کمک خواهد کرد تا به تأثیرات جزئی ناهشیار خود برگردید و آن اطلاعات را بازیابی کنید.

یک روش خوب برای تفکر در مورد این فرآیند تشخیص هرگونه تأثیر و احساس است. مهم نیست که این تأثیر یا احساس چقدر اندک و ناچیز است. چون باعث ثبت آن در نورون های مغزتان می شود. محققان در یافته اند که این عمل با فعال کردن بخش های خاص مغز با استفاده از پروب های مخصوص برای تحریک خاطرات خاصی انجام می شود. آن ها همچنین از تکنیک اسکن توموگرافی برون تابی پوزیترونی( پی ای تی) استفاده می کنند تا نشان دهند زمانی که کارهای مختلف مربوط به حافظه را انجام می دهید کدام بخش از مغز فعال می شوند.

در نتیجه محققان بر این باورند که هر احساسی که خاطرات را بوجود می آورند در جایی از مغز پیدا می شوند. به عبارت دیگر هر تصویری که می بینیم، هر صدا یا مکالمه ای که می شنویم و هر چیزی که تجربه می کنیم  و از حافظۀ کاری ما به حافظۀ بلند مدت مان منتقل می شوند در قسمتی از مغز ثبت می شوند. هر چند که اکثر این خاطرات از بخش خودآگاه محو می شوند و اکثراً بسیار کمرنگ ضبط می شوند. ولی آن ها در جایی از مغز وجود دارند. اما تجربیاتی که تأثیر اندکی از خود برجای می گذارند به حافظۀ بلند مدت منتقل نمی شوند. به همین دلیل است که با روش های خاصی مثل هیپنوتیزم و تفکر عمیق و همچنین محرک های فیزیکی می توانید خاطرات انتقال یافته را بازیابی کنید. با این حال دستیابی به مورادی که تأثیر آن ها محو شده و واضح نیست سخت تر است. چون ضعیف تر هستند. ولی با این حال وجود دارند. در حالی که برخی از محققان ادعا می کنند که تمامی تجربه ها ثبت می شوند ولی برخی نیز بر این باورند که فقط تجربه هایی ثبت می شوند که بخشی از حافظۀ کاری هستند. می توانید این فرآیند را مانند سفر با اتوبوس در نظر بگیرید. بعضی از خاطرات به انتهای اتوبوس( حافظۀ کاری) می روند که در آن جا ثبت می شوند و در آن جا می مانند تا بعدها بازیابی شوند. اما برخی دیگر مثل خاطرات کاری روزمره زودتر پیاده می شوند و وقتی پیاده شدند برای همیشه می روند.

پس یک روش خوب برای تحریک و بازیابی یک خاطره تلاش برای بازگشت به آن و یا خلق زمانی است که تأثیر آن را برای اولین بار در سلول های مغز خود ایجاد کردید. این بازگشت در کنار تمرکز دقیق به شما کمک خواهد کرد که آن مکان ویا رخداد برایتان زنده شود و در نتیجه آن خاطره را به شما یادآوری کرده و آن را به زمان حال بیاورد. این روش بسیار سودمند است. چون شبیه زنده کردن دوبارۀ آن خاطره است. ویا مثل این است که کتابی را واقعاً مورد بحث قرار دهید. کتاب را باز می کنید، آن را می خوانید، سپس به صفحات قبل رجوع می کنید. و چیزی را که در آن صفحات است ،واقعاً تجربه می کنید. بجای استنباط بی ربط از چیزی که در آن جا وجود دارد آن را تجربه می کنید و باعث می شوید آن صفحه از کتاب که شبیه حافظه تان است زنده شود. و به این صورت آن را به طور واضح و کامل واقعی تر می کنید.

برای مثال برای بازیابی نام یک فرد تصور کنید آن فرد در مقابل تان ایستاده است. شاید تصویری از او که در اولین دیدارتان داشته اید به ذهن تان بیاید. برای بازیابی یک شماره تلفن زمانی را تجسم کنید که آن شماره را از دفتر تلفن پیدا کرده اید و آن را بر روی تکه ای از کاغذ نوشته و یا آن را شماره گیری کرده اید. برای بازیابی این که چیزی را کجا قرار داده اید تصور کنید که خودتان در موقعیت و مکانی قرار دارید که برای آخرین بار آن شیء را در آن جا گذاشتید. برای بازیابی مسیر تصور کنید در ماشین هستید و یا در جایی که از آن جا شروع کردید قدم می زنید. برای بازیابی اطلاعات موجود در یک کتاب یا فیلم تصور کنید در حال خواندن آن کتاب یا تماشای آن فیلم هستید. برای بازیابی این که در یک رخداد یا موقعیت خاص چه اتفاق افتاده است. خودتان را بسیار واضح در آن جا تصور کرده و صحنه را در ذهن خود بازپخش کنید.

سعی کنید فقط در مورد چیزی که در حال تجربۀ آن هستید فکر نکنید، بلکه آن مکان را تصور کرده و خودتان را در یک جایگاه پذیرنده فرض کنید. احساس کنید و به ناهشیار خودتان اجازه دهید که آن خاطره را برایتان بازیابی کند. این فرآیند مثل این است  که بگذارید ناخودآگاه تان با شما سخن گوید. تصویری را بکشید یا با چسم ذهن تان متنی را بنویسید در حالی که مثل یک تماشاچی فقط به چیزی که اتفاق می افتد نگاه کرده، گوش فراداده یا تجربه می کنید.

به طور خلاصه می توان گفت کلید بازیابی چیزها وقتی که نمی توانید آن ها را به خاطر بیاورید این است که ناخودآگاه خود را تحریک کنید تا آن خاطره را برایتان بازیابی کند. به این صورت که خودتان را در موقعیت بسیار آرام و تفکری قرار دهید که در آن با استفاده از حواس پنجگانه تصویری از آن صحنه را می کشید و به این صورت تجربۀ اصلی که قبلاً داشته اید را بازسازی می کنید تا خودتان را واقعاً در آن جا احساس کنید. این روش شبیه تلاش برای بخاطر آوردن چیزی که قبلاً اتفاق افتاده است نیست. بلکه با کمک ناهشیارتان آن رخداد را دوباره می بینید و تجربه می کنید و با بازسازی و تجربۀ دوبارۀ آن می توانید آن رخداد را بیشتر بازیابی کنید.

استفاده از قدرت ناهشیار

روش های مختلفی برای استفاده از ناهشیارتان وجود دارد. این تکنیک ها به شما کمک خواهند کرد که جریان ناهشیارتان رها شده و به این طریق می توانید به ناحیۀ ذخیرۀ درونی ناهشیارتان برگردید و آن را بازیابی کنید.

وقتی می خواهید چیزی را مثل اسم، شماره تلفن، محل قرار دادن یک شیء و یا مسیری که قبلاً رفته اید را به خاطر بیاورید. برای بازیابی آن تا جایی که ممکن است باید تجربۀ اصلی را به صورت واقعی در ذهن تان بازسازی کنید. اگر جایی هستید که می توانید آن تجربه را در واقعیت تکرار کنید حتماً آن را انجام دهید. این کار باعث می شود آن خاطره را دوباره به خاطر آورید.

وقتی برای اولین بار از تکنیک استفاده می کنید باید خودتان را آماده کنید تا خودتان را در حالت تفکر یا خیالی متناوب ذهن قرار دهید. به خود آرامش دهید با به این تغییر حالت برسید. دقت کنید خودتان را زیاد در حال آرامش قرار ندهید تا خواب تان ببرد. مثال های دیگر از این مورد برای رها کردن ناهشیار حالت خواب و بیدار است که در آن هنوز کاملاً به خواب فرو نرفته اید و یا تازه از خواب بیدار شده اید. در هر دو حالت فقط تا حدودی هشیار هستید و در عین حال خواب هم نیستید. پس اگر صبح ها بیدار شوید ولی از جای خود بلند نشوید احتمال بخاطر آوردن خوابی که دیده اید زیاد است.

ولی وقتی از این تکنیک استفاده کرده و به آن عادت کردید می توانید همه جا از آن استفاده کنید. در این صورت حتی نیاز ندارید که چشمان خود را نیز ببندید. به راحتی بر رهاسازی ذهن ناهشیار تمرکز کنید. سپس تمرکزتان را بر روی صحنۀ درونی ذهن تان معطوف کرده و قبل از این که به دستگاه پخش درونی تان گوش کنید تصویر را بر روی صحنه ببینید. فقط سعی کنید پذیرنده باشید و بگذارید تصویر یا صدا در ذهن تان جاری شود. وقتی خودتان را به گذشته می برید تارخداد خاصی که مربوط به زمان های بسیار دور و در نتیجه حافظۀ بلند مدت است و یا مربوط به رخدادهای اخیر را دوباره تجربه کنید اگرخودتان را در موقعیت واقعی آن رخداد قرار دهید به شما کمک خواهد کرد.

وقتی که برای اولین بار از این تکنیک استفاده می کنید انتظار نداشته باشید که مطلب مورد نظر را بلافاصله به خاطر بیاورید. چند دقیقه تمرکز کنید و خودتان را در آن موقعیت تصور کنید. بعد از گذشت مدت زمان و با تمرین کافی می توانید این فرآیند را سریع تر انجام دهید. و به زودی قادر خواهید بود رخداد مورد نظر را در چند دقیقه بازیابی کنید.

تکنیک هایی که در ادامه شرح داده خواهد شد به شما کمک می کند که اسامی، شماره تلفن ها، این که چیزی را کجا قرار داده اید، مسیر منتهی به یک مکان خاص و یا چیزی را که خوانده اید یا در یک فیلم دیده اید را بهتر به خاطر بسپارید. این تکنیک ها همچنین در بازیابی رخدادها و موقعیت ها نیز به شما کمک خواهد کرد. به گونه ای برنامه ریزی کنید که هر کدام از تکنیک ها را چند روز تمرین کنید. سپس وقتی با آن تکنیک احساس راحتی کردید در مواقعی از آن استفاده کنید که به آن نیاز دارید. در هر تکنیک در ابتدا آرام باشید و چشمان خود را ببندید. بعد از گذشت مدت زمانی متوجه خواهید شد که می توانید این کار را بدون بستن چشمان تان نیز انجام دهید.

می توانید این تکنیک ها را مکمل تکنیک های بخاطر سپاری دیگر مثل مرور و قطعه بندی در نظر بگیرید. اساساً همۀ این تکنیک ها با باز گرداندن شما به موقعیتی که در آن برای اولین بار فعالیت خاصی را انجام داده اید به شما کمک می کند و فرقی نمی کند که د رآن زمان به صورت آگاهانه آن عمل را در ذهن خود کدگذاری کرده باشید یا نه. یکبار که به صورت ذهنی یا فیزیکی به صحنۀ اصلی که در آن رخدادی اتفاق افتاده است برگردید ذهن هشیار خود را رها کنید  و بگذارید ذهن ناهشیارتان مواردی را که به صورت ناخودآگاه در ذهن تان ضبط شده است را بازیابی کنید.

بازیابی اسم

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد تا اسمی که می خواهید به خاطر بسپارید را بازیابی کنید.

شخصی را در مقابل خودتان تجسم کنید. تصور کنید که برای اولین بار است که آن شخص را می بینید. اولین دیدار را خیلی دقیق مرور کنید. دقت کنید که چه افراد دیگری در آن جا هستند، محیط چگونه است، و…. تا جایی که امکان دارد تصویر خود را کامل کنید. سپس با این شخص مثل زمانی که برای اولین بار او را دیدید احوالپرسی کنید و وقتی او اسمش را به شما می گوید با دقت گوش کنید.

بازیابی شماره تلفن

این تکنیک شبیه تکنیک قبلی است و به شما کمک می کند شماره تلفن مورد نظر را بازیابی کنید.

تصور کنید که در مقابلتان یک تلفن قرار دارد. سپس فردی را که قرار است با او تماس بگیرید را نیز تجسم کنید که در کنار تلفن ایستاده و منتظر تماس شماست.

حالا تصور کنید دفتر تلفن یا لیست مخاطبین تان را که در کامپیوتر تان است باز می کنید. و نام آن شخص را پیدا می کنید. اغلب در این مرحله شماره ظاهر خواهد شد ولی اگر شماره باز هم مبهم است شروع به شماره گیری کنید. همان طور که شماره را می گیرید شماره واضح خواهد شد.

اگر اخیراً شماره تلفن آن شخص را یادداشت کرده اید خودتان را در آن موقعیت تجسم کنید. شخص شماره تلفنش را به شما می گوید و شما آن را یادداشت می کنید. به مکانی که در آن هستید دقت کنید. به نوع کاغذی که برای یادداشت برداری استفاده می کنید دقت کنید. سپس خودتان را تصور کنید که شماره را می نویسید و همزمان با نوشتن ،آن را برای خود تکرار کنید. شمارۀ مورد نظر به طور واضح در مقابلتان ظاهر می شود و می توانید آن را به خاطر بیاورید.

بازیابی مکانی که شیئی را در آن قرار داده اید

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد اشیایی که دنبال آن ها میگردید را پیدا کنید. به زمانی فکر کنید که برای آخرین بار آن شیء را داشته اید. کجا بودید؟ با آن شیء چه می کردید. خودتان را در حال استفاده از آن شیء تجسم کنید. سپس وقتی کارتان تمام شد ببینید زمانی که آن را کنار گذاشتید با آن چه کردید.

بازیابی مسیر

تصور کنید بر اساس تجربه ای که می خواهید بازیابی کنید سوار ماشین یا پیاده هستید. سعن نکنید مسیر را برگردید. بلکه از جایی شروع کنید که در ابتدا آن جا بودید. حالا خودتان را در حال ترک نقطۀ شروع فرض کنید. توجه کنید که تا کجا می روید. دنبال علایم مسیر یا نشانه ها بگردید. در مسیرهای مستقیم با سرعت حرکت کنید و وقتی می پیچید به چیزهایی که در اطرافتان هستند با دقت نگاه کنید. به رفتن ادامه دهید تا به مقصدتان برسید.

بازیابی اطلاعات یک کتاب

این تکنیک یکی از تکنیک های مطالعه نمی باشد و مطمئناً به معنی جایگزینی با روش های مطالعۀ عادی مثل قطعه بندی، گروه بندی، مرور، تمرین و تکرار نیست. با این وجود این تکنیک به شما کمک خواهد کرد اطلاعاتی را که از یک کتاب یا مقاله می خوانید بازیابی کنید.

خودتان را در حال خواندن آن تجسم کنید. کتاب را در دستانتان گرفته و آن را احساس کنید. به اندازه، شکل و جنس آن دقت کنید. اگر مطلب مورد نظر مقالۀ موجود در یک مجله است به خاطر بیاورید که روی جلد مجله چه تصویری بود. صفحات روغنی آن را احساس کنید. بوی خاص مجله را استشمام کنید.

شروع به ورق زدن مجله کنید تا به صفحۀ مورد نظرتان برسید. سپس صفحه، پاراگراف یا خط مورد نظرتان را پیدا کنید و بخوانید.

بازیابی صحنه ای از یک فیلم

این تکنیک به شما کمک خواهد کرد صحنه ای که در یک فیلم دیده اید را بازیابی کنید. سعی کنید بودن در سینما را تا جایی که امکان دارد به طور کامل تجربه کنید. تاریکی اطرافتان را احساس کنید. در صندلی خود فرو روید، بوی ذرت بو داده را استشمام کرده و آن را بچشید.

وقتی که فیلم شروع شد عنوان آن را به طور واضح ببینید و فیلم را به سرعت رد کرده و به جایی برسانید که می خواهید آن را بازیابی کنید. وقتی به صحنۀ مورد نظر رسید سرعت فیلم را دوباره به حالت عادی برگردانید و به صحنه ای که می خواهید نگاه کنید. بازی شخصیت ها را تماشا کنید. همان طور که فیلم را به عقب برگردانده اید فیلم را در ذهن خود به طور واضح ببینید.

بازیابی موقعیت یا رخداد

آیا خوش شانس نیستید؟ فیلم از موقعیت های زیادی ساخته شده است و شما کارگردان آن هستید. رخدادهای روزانه را تماشا کنید. خودتان را به طور کاملاً واضح در موقعیتی تصور کنید. به مکان آن موقعیت، ساختمان ها و افراد اطراف خود دقت کنید. تصور کنیدکه کارگردان فیلم هستید و این صحنه ای است که در مقابلتان ظاهر می شود. فیلمنامه را در دستانتان گرفته اید وبا حرکت و اشارۀ دست شما هنرپیشه های آن صحنه شروع به بازی می کنند. در این حالت قادرید که به همه چیز دقت کنید و همه چیز را بشنوید.

اگر می خواهید سریع تر پیش روید صفحۀ فیلمنامه را ورق بزنید و فیلم برداری را متوقف کنید. و به هنر پیشه ها بگویید که صحنۀ دیگری را اجرا کنند. وقتی یکبار که تکنیک بازیابی خاطرات را با استفاده از این تکنیک ها تمرین کردید به راحتی می توانید تصورات خود را گسترش دهید تا به شما کمک کند آن رخداد یا موقعیت را بازیابی کنید. برای مثال می توانید به جای کارگردانی که در حال ساخت فیلم است خودتان را بعنوان گزارشگر در نظر بگیرید که داستانی را پوشش می دهید. کلید بازیابی تصور کاملاً واضح خودتان در موقعیتی است که می خواهید به خاطر بسپارید. سپس با استفاده از تصویر یا صداهای ضبط شدۀ ذهنی مربوط به آن موقعیت حافظۀ ناهشیار خود را در مورد آن رخداد تحریک کنید.