بخاطر سپاری اسامی و چهره ها

بخاطر سپاری اسامی و چهره ها

یکی از بزرگ ترین دلایلی که افراد می خواهند حافظه شان بهبود

یابد بخاطر سپاری بهتر اسامی و چهره هاست. این چیزی است

که مخصوصاً افرادی مانند فروشندگان و سیاستمداران که معمولاً

با افراد سر و کار دارند نگران آن هستند. و اغلب در فروش اجناس

یا بدست آوردن رأی تأثیر می گذارد. اما زمانی که نام شخص را

به خاطر می سپارید آن فرد را خوشحال می کنید. افراد معمولاً

قدردان این هستند که آن ها را در خاطر دارید. و همین مسئله

منجر به رأی دادن، خرید کالا، جذب مشتری، بازگشت و …. می شوند.

توجه کنید:

وقتی کسی را می بینید اولین قدم توجه کردن است. پس به اسم او

گوش کرده چهره اش را ببینید. در واقع یکی از دلایل اصلی فراموشی

اسامی این است که در یادگیری آن ها در جایگاه اولیه شان به آن ها

توجهی نکرده اید. شما با این تجربه آشنا هستید. در زمان معرفی

دیگران گیج می شوید یا به این فکر می کنید که تأثیر خوبی از خودتان

بجا بگذارید. و یا اطراف اتاق را می گردید تا شخصی که قرار است با

او ملاقات کنید را ببینید. و یا موارد دیگر.

 شما از قبل با افراد زیادی مواجه شده اید و زمانی که یک شخص

جدید را ملاقات می کنید ذهن تان درگیر می شود. مهم نیست که

تا حالا چند نفر را ملاقات کرده اید. باید به خودتان یادآوری کنید که

هشیار باشید و بر روی شخصی که او را ملاقات می کنید تمرکز کنید.

از یک کلمۀ محرک ذهنی یا یک محرک فیزیکی استفاده کنید تا

ذهن تان را وادار کند در اتاق حضور داشته باشید. و اگر برای اولین

بار نام شخص مورد نظر را متوجه نشدید خجالت نکشید، بپرسید

تا آن شخص نامش را تکرار کند. عموماً افراد با دیدن علاقۀ شما در

پرسیدن اسم شان و تکرار آن احساس شادی می کنند. پس سعی

کنید نام آن ها را به درستی یاد بگیرید.

تکرار و تمرین

علاوه بر شنیدن نام فرد سعی کنید آن رابه طور ذهنی برای خودتان

تکرار کرده و در طول مکالمه تان با آن فرد اسم او را نیز بکار برید. به

این طریق نام او را  از حافظۀ کاری خود به حافظۀ بلند مدت تان انتقال

می دهید. بعلاوه اگر اسم او را در مکالمه با صدای بلند بگویید مطمئن

خواهید شد که نام شخص را به درستی فهمیده اید و اگر درست

نباشد نیز شخص مورد نظر آن را برایتان اصلاح خواهد کرد.اما در

گفتن اسامی با صدای بلند زیاده روی نکنید. دو یا سه بار مناسب

است. موقع خداحافظی کردن و شب بخیر گفتن نیز نام شخص را بگویید

و سپس آن جا را ترک کنید.

موارد خاص را در مورد اسم بیان کنید:

اگر متوجه چیز غیر عادی یا برجسته در مورد اسم شدید و یا اگر

آن نام شما را به یاد کسی یا چیزی می اندازد که می شناسید،

حتماً آن را بگویید. اگر موقعیت مناسب باشد مشاهدات خود را در مورد

آن اسم با صدای بلند بگویید. مثلاً بگویید: (( نام ………. اسم یکی

از اعضای شورای شهر ماست)). و یا اگر افرادی را برای مدت کوتاه

ملاقات می کنید و نمی توانید به چیز خاصی اشاره کنید واقعیت

عجیب در مورد اسم را فقط به صورت ذهنی و برای خودتان تکرار کنید.

ایجاد تداعی گر تصویری و ذهنی برای اسم:

مثل بخاطر سپاری لیست عناوین، ایجاد تداعی گرهای تصویری و

ذهنی باعث می شود که آن اسم پویا شود. برای اسامی مختلف،

سه روش برای ایجاد تداعی گرهای تصویری و ذهنی وجود دارد.

-اگر اسم دارای معنی باشد: مثل فاکس( به معنی روباه)، بیکر(

به معنی نانوا)، کارپینتر( به معنی نجار) و یا براون( به معنی قهوه ای).

مثلاً نام جیم فاکس را بعنوان روباه حیله گر در نظر بگیرید که با دستگاه

های موجود در باشگاه( جیم) تمرین می کند. و یا کارول بیکر را بعنوان

یک زن در نظر بگیرید که در حال پختن نان( بیکر) سرود ( کارول) کریسمس

را می خواند.

-اما اگر اسم مورد نظر مثل اکثر نام های موجود معنی ندارد سعی کنید

تداعی کنندۀ معنی داری را برای آن پیدا کنید. مثلاً اسم شخصی

واشینگتن است. در این حالت می توانید به رئیس جمهور جورج واشینگتن

فکر کنید. اگر اسم هیچ معنایی ندارد می توانید کلمه را به چندین بخش

تقسیم کرده و یک کلمه یا ایدۀ جایگزین برای هر بخش پیدا کنید. مثلاً

اگر آقای والاس، را ملاقات کرده اید به کلمۀ ( وال) به معنی دیوار و ( آس)

به معنی تک خال در یک دست ورق فکر کنید. فقط به اولین چیزی که

به ذهن تان می آید فکر کنید. شما مجبور نیستید صداهایی را درست

شبیه اسم مورد نظر جایگزین کنید و یا برای هر بخش از اسم از کلمات

مختلف استفاده کنید. چون اگر ایدۀ اصلی را به خاطر بسپارید جزئیات

کوچک در جای صحیح خود قرار خواهند گرفت.

-برای بخاطر سپاری عناوینی مثل دکتر، از تصاویر ذهنی اضافی استفاده

کنید. مثلاً فرد را در حالی که گوشی پزشکی در دست دارد تصور کنید.



اگر شرایط مناسب بود از شخص بپرسید که ترجیح می دهد نام او

را چگونه صدا کنید. مثلاً زمانی که شخص دارای اسم طولانی مثل

ویلیام یگوولین است ممکن است ترجیح دهد که او را بیل یاگون

صدا کنید. اگر شخص دیگری شما را به فرد مورد نظر معرفی کرده

و سپس شروع به صحبت کرده اید پرسیدن این سؤال مناسبتر است.

در بسیاری موارد افراد از هر دو نام استفاده می کنند ولی در

موقعیت های غیر رسمی مثل مهمانی ها یا مناسبت های فامیلی نام

کوتاه تر را ترجیح می دهند. در برخی موارد اگر اسم نا آشنا یا غیر معمول

است می توانید از شخص بخواهید که اسمش را برایتان هجی کند.

معنی دار کردن اسم برای خودتان:

یک روش فکر کردن به افراد دیگری است که همان نام را دارند و شما آن ها

را خوب می شناسید. روش دیگر این است که فکر کنید چرا شناخت آن

فرد برایتان مهم است. مثلاً آیا احتمال دارد آن شخص مشتری کالا یا خدمات

خاصی باشد. و یا آیا فعالیتی وجود دارد که دوست داشته باشید با آن

شخص انجام دهید؟ آیا دوست مشترکی دارید؟ ارتباط دادن به خودتان

کمک خواهد کرد که نام شخص در ذهن تان برجسته شود.

گرفتن کارت ویزیت:

شما می توانید همیشه از کمک حافظه ها استفاده کنید.مخصوصاً اگر در

جلسه یا نمایشگاه تجاری همزمان اسامی زیادی را یاد بگیرید. ممکن است

با استفاده از تداعی کننده های خلاقانه و ارتباطات معنی دار به خودتان

زمان کافی برای کدگذاری هر نام را نداشته باشید. و یا حتی ممکن است

قادر نباشید که چندین بار نام آن شخص را در مکالمۀ خودتان تکرار کنید.

در این شرایط مشکل را می توان به سادگی و با گرفتن کارت ویزیت حل

کنید. برای این که بتوانید بعداً دلیل تماس با آن شخص را از دیگر

کارت هایی که جمع کرده اید تشخیص دهید، یادداشت مختصری را بر

روی کارت یا پشت آن بنویسید. مثلاً بنویسید: (( تماس در بارۀ خرید گل)).

سپس کارت های خود را مرور کنید. حتی می توانید برای بخاطر سپاری

اسامی دلیل گرفتن کارت آن شخص و کاری که با آن شخص دارید را برای

خود تکرار کنید.

تفکر و مرور:

وقتی مکان و جایی که در آن شخص را ملاقات کرده اید را ترک می کنید

دوباره به آن فکر کنید واسامی افرادی که در آن جا دیده اید را بازیابی کنید.

اسامی را با صدای بلند تکرار کنید. در اولین فرصت اسامی آن ها را به

صورت لیست یادداشت کنید. وقتی اسامی آن ها را بازیابی می کنید

به این بیاندیشید که چهرۀ آن ها به چه شکل بوده است. حتی می توانید

در مورد آن ها با افراد یگر صحبت کنید.

استفاده از روش چهار مرحله ای ( اس اِی ال تی):

۱-اسم مورد نظر را بلند بگویید.

۲-با استفاده از اسامی افراد از فرد سؤال بپرسید.

۳-حداقل یکبار از نام فرد در مکالمه تان استفاده کنید.

۴-با گفتن دوباره نام شخص به مکالمۀ خود خاتمه دهید.

بخاطر سپاری چهره ها:

اگر نام شخص را که به خاطر می سپارید با چهرۀ فرد دیگری

ارتباط دهید این بخاطر سپاری بی فایده خواهد بود. در ادامه

روش ها و تکنیک های خاصی معرفی می شوند که به شما در

بخاطر سپاری چهره ها کمک می کنند.

توجه به موارد شاخص:

همان طور که باید به اسم شخص دقت کنید باید بر روی چهرۀ

شخص نیز تمرکز کنید. مطمئن شوید که مستقیماً به شخص

نگاه می کنید و وقتی به هم معرفی می شوید حتماً با او تماس

چشمی داشته باشید. وقتی به چهرۀ فرد نگاه می کنید به موارد

شاخص موجود در چهرۀ او دقت کنید. برای کمک به خود می توانید

سؤالاتی نظیر این را از خودتان بپرسید: (( آیا بینی او بزرگ

است یا کوچک؟ ))، (( آیا گوش های او بزرگند یا این که آیا او

گوشواره دارد یا نه؟))، (( چشمانش چه رنگی است؟))،(( شکل

چانۀ او چگونه است؟)) حتی می توانید خودتان را پلیسی فرض

کنید که سعی می کند طرح چهرۀ یک مجرم را ترسیم کند و از

قربانی می خواهد که موارد شاخص شخص مظنون را شرح دهد.

ویا تصور کنید که اگر یک کاریکاتوریست بودید و می خواستید کاریکاتور

آن شخص را بکشید چه می کردید؟ کدام بخش از صورت شخص

قابلیت اغراق را دارد تا آن را برجسته تر کنید. برخی مواردی که می توانند

شاخص شوند عبارتند از:

-کوچکی یا بزرگی چشم ها

-لب های نازک یا کلفت، دهان کوچک یا بزرگ

-پیشانی کوتاه یا بلند، پیشانی صاف یا پر از چین و چروک

-بینی دراز یا کوچک، بینی بزرگ یا عریض یا نازک

-گوش های کوچک یا بزرگ، گوش هایی که بیرون زده اند

-چال یا کک و مک، شکاف

-چانۀ بزرگ، برجسته یا عقب رفته

-نوع چانه

-گوشواره ها

به طور خلاصه می توان گفت هر بخش از چهره می تواند بخش

شاخص و مشخص آن فرد باشد.

همچنین باید در مورد چیزهایی که می آیند و می روند، مثل

ریش، سبیل، عینک و مدل مو نیز دقت کنید. چون احتمال دارد

وقتی آن ها را می بینید این موارد برجسته باشند، ولی در

ملاقات های بعدی ممکن است آن ویژگی شاخص را نداشته

باشند. پس در این موارد آن ها را جزو ویژگی های مشخص قرار ندهید.

توجه به ویژگی های شخصی:

وقتی متوجه خصوصیت بارزی شدید ، سعی کنید خصوصیات

دیگری را تعیین کنید تا خصوصیت مورد نظر را برجسته تر کند.

برای مثال علاوه بر توجه به چشمان آبی شخص به این نیز

دقت کنید که این چشم ها چقدر درخشان هستند. اگر شخصی

دارای چانۀ برجسته است به این دقت کنید که این چانه

چقدر قوی است. همچنین توجه کنید چهرۀ شخص نشان

دهنده چیست. مثلاً آیا چهرۀ فرد شاد است یا غمگین؟ پر از

انرژی است یا خسته؟ خوش برخورد است یا خجالتی؟

پیدا کردن مکانی برای چهره ها:

یکی دیگر از روش های بخاطر سپاری چهره ها، تکنیکی است

که توسط ((دومینیک اُبرین)) معرفی شده است. او چهرۀ افراد

را با پیدا کردن مکانی برای آن چهره به خاطر می سپارد. چون

تمایل داریم شخصی را به مکان خاصی مربوط کنیم. این

همان تجربه ای است که وقتی شخصی را می بینید که چهرۀ

او آشناست دارید و تلاش می کنید به خاطر بیاورید که آن شخص

را از کجا می شناسید. وقتی به مکان آن فکر می کنید خاطرۀ

مربوط به نام آن شخص و دیگر خاطرات مرتبط با آن شخص در

ذهن تان تحریک می شود. برای استفاده از این تکنیک سعی کنید

با تصور این که انتظار دارید آن شخص را کجا پیدا کنید او را به

مکانی مرتبط کنید.

برای مثال اگر شخصی را ببینید که شبیه یک کتابدار است.

می توانید به کسی فکر کنید که او را شخصاً می شناسید و یا

شخصی مانند یک سیاستمدار یا یک آدم مشهور که همنام اوست.

سپس تصور کنید که او در کتابخانۀ محله تان کار می کند. مثلاً

فرض کنید شخصی را می بینید که نام او جولیا است. سپس

ذهن تان به سوی هنرپیشۀ معروف جولیا رابرتس می رود. سپس

فرض می کنید که جولیا رابرتس در کتابخانه کار می کند. پس وقتی

چهرۀ آن فرد را دوباره دیدید زنجیره ای از تداعی کننده های واضح

تحریک می شوند که باعث به خاطر آوردن نام او می شوند که به

این صورت است: چهره، کتابخانه، جولیا رابرتس، جولیا.

 هرچند که روش تداعی کننده ها ممکن است چندین مرحله طول

بکشد که از چهره به نام برسد ولی این روش احتمال دارد سریع

تر اتفاق بیافتد که ممکن است چند ثانیه یا چند هزارم ثانیه طول بکشد.

فراتر از نام و چهره

علاوه بر بخاطر سپاری اسامی و چهره ها مربوط کردن اطلاعات

اضافی مثل شغل، علایق، محل زندگی و زندگی نامۀ جالب آن

شخص نیز مفید خواهد بود. برای انجام این کار علاوه بر استفاده

از تکنیک های بخاطر سپاری نام و چهرۀ فرد موارد زیر را نیز انجام دهید.

-چیزی را که فرد در مکالمه ای که با او داشته اید به شما گفته

است را تکرار کنید. مثل اظهار نظری که در مورد شغل و یا تفریح مورد

علاقۀ آن فرد ذکر شده است.

-بیاندیشید که این اطلاعات چه ارتباطی به شما دارد حتی می توانید

در مورد آن اظهار نظر کنید و یا تصور کنید که در مورد آن اظهار نظر

می کنید. مثلاً در مورد این که همان شغل را دارید یا دارای علایق

یکسانی هستید صحبت کنید.

-تصویر شخصی که در فعالیتی مشارکت می کند را تصور کنید.

مثلاً اگر(( پیتر بیرد)) در بانک کار می کند او را مثل پرنده ای ببینید

که تا سر کارش پرواز می کند و در کنار قفس پرنده فرود می آید.

اضافه کردن این اطلاعات به چیزهایی که در مورد نام و چهرۀ شخص

به خاطر سپرده اید به شما کمک می کند آن فرد بیشتر در ذهن تان بماند.

2 پاسخ
    • گروه تحقیقاتی شاه بابایی می گوید

      سلام دوست عزیز. ممنون از اینکه لطف کردید و احساس خودتون در مورد این نوشته رو با ما در میون گذاشتید. با آرزوی بهترین ها برای شما

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *