استفاده از الگو و ترتیب برای کمک به بخاطر سپاری

استفاده از الگو و ترتیب برای کمک به بخاطر سپاری

روش دیگر برای بهبود حافظه به صورت الگو و ترتیب درآوردن چیزی است که یاد می گیرد و

یا تجربه می کنید. باید دقت کنید که این روش با فرضیات اشتباه گرفته نشوند. چون در

بخاطر سپاری شما تأثیر می گذارند.

الگو یا ترتیب چیست؟

اساساً الگو، دانش کلی شما در مورد یک موقعیت یا رخداد است که باعث می شود انتظار

داشته باشید آن کار به شیوۀ خاصی پیش روند. بعلاوه اگر آن مورد به الگوی شما نزدیکتر

باشد احتمال این که به آن بیشتر توجه کرده و ذخیره کنید بالاست. و همچنین توجه و بخاطر

سپاری مواردی که بسیار غیر معمول و برجسته هستند نیز بیشتر است.

 برای مثال زمانی که به مغازۀ بقالی می روید یک الگوی ذهنی دارید که به شما می گوید

داخل این مغازه شبیه چیست و چه نوع وسایلی در آن جا وجود دارد و چه تجربیاتی در آن

جا می توانید داشته باشید. انتظار دارید مغازه قفسه بندی شده باشد و هر بخش مختص

به نوع خاصی از کالا باشد. و زمانی که جای کالایی را می پرسید انتظار دارید مسئولین فروش

به شما بگویند که به کدام قسمت باید بروید . این الگو به شما کمک می کند مغازه را مسیر

یابی کنید و بفهمید چه کالایی در کدام قسمت از مغازه قرار دارد و زمانی که تغییری در آن جا

رخ می دهد مثلاً زمانی که کالایی به ردیف دیگری از قفسه منتقل می شود احساس سردرگمی

می کنید و یا اگر شخصی به یک شیوۀ غیر منتظره برخورد کند آزرده می شوید. مثلاً وقتی از

فروشنده محل کالایی را بپرسید و او بسیار کوتاه پاسخ گوید و یا دردادن اطلاعاتی در مورد محل

کالا دو دل باشد.

الگوها همچنین به شما کمک می کنند اطلاعات جدید را به خاطر بسپارید. چون آن ها دارای

ساختاری هستند که می توانید موارد مرتبط با آن ها را به آن ساختار اضافه کنید. و این همان

روشی است که افراد متخصص برای بهتر به خاطر سپردن مطالب جدید در زمینه تخصصی

خودشان استفاده کرده و آن را وارد الگویی می کنند که از قبل در ذهنشان دارند. برای مثال اگر

به ماشین خیلی علاقه دارید به راحتی جزئیات مربوط به مدل های جدید را به خاطر می سپارید

و حتی می توانید این جزئیات را از جزئیات مدل های دیگر تشخیص دهید. اما اگر شخصی که

دانشی در مورد ماشین ها ندارد به خاطر سپردن این که در آخرین مدل آن ماشین چه چیزی

جدید و متفاوت است تا حدودی سخت بوده و به این ترتیب کمتر آن را با مدل های دیگر مقایسه

می کند. در واقع انواع مختلف ماشین در ذهن شخص مبتدی تداخل پیدا خواهد کرد و او فقط

تفاوت های کاملاً واضح را به خاطر خواهد سپرد. مثلاً این که ماشین ۲ در دارد یا ۴ در، سقف

ماشین ثابت است یا باز می شود، استیشن است یا اس یووی. و همچین چیزهایی را در مورد

رنگ ماشین به خاطر خواهد سپرد.

به همین ترتیب اگر چیز زیادی در مورد پرندگان ندانید ممکن است فقط به خاطر بسپارید که

دیروز در ایوان خود یک پرندۀ تیره رنگ کوچک دیده اید. اما اگر کسی که مطالعاتی در مورد

پرندگان انجام داده است آن را ببینید ممکن است به جزئیات بیشتری دقت کرده و آن ها را به

خاطر بسپارد. مثلاً در مورد رنگ بندی  پرنده، ساختار بال ها و دم او، اندازۀ منقار، این که آواز

می خواند یا نه و حتی شخص نوع دقیق پرنده و نام او را نیز یادداشت می کند.

می توان گفت ترتیب نوعی از الگوست که نشان دهندۀ توالی ساده و سازمان دهی شدۀ

رخدادها با یک نظم خاص است که در فعالیت های بسیار آشنا و در مدت زمان معین اتفاق

می افتد. مثلاً زمانی که به رستوران می روید، داخل می شوید، در صف منتظر می مانید تا

مهماندار شما را به میزتان راهنمایی کند. سپس خدمتکار رستوران به شما خوش آمد گویی

می کند، شما به منوی غذا نگاه می کنید، سفارش می دهید، با شخصی که با او به

رستوران آمده اید صحبت می کنید، شامتان را می خورید، روی میز انعام می گذارید، کارت

بانکی خود را بر می دارید و صورت حساب را پرداخت می کنید.

چگونگی بهبود حافظه با استفاده از الگوها و ترتیب ها

یکی از روش های استفاده از الگو ترتیب برای بهبود حافظه ایجاد آگاهانۀ الگو برای یاد گرفتن

دانش جدید و بخاطر سپردن ساختار کلی چیزی است که خلق کرده اید. در این صورت

می توانید اطلاعات مربوط به آن دانش جدید را بهتر وارد این ساختار کنید واز این رو چیزهایی

را که یاد می گیرید بهتر به خاطر بسپارید.

برای مثال زمانی که برای اولین بار به کلاس پرنده شناسی رفتم چیز زیادی در مورد انواع

مختلف پرندگان نمی دانستم. فقط اسامی پرنده های آشنایی از قبیل کلاغ، سینه سرخ،

شترمرغ، طوطی و پنگوئن را می دانستم و اطلاعی در مورد گونه های مختلف پرندگان مانند

انواع پرنده های آبی( مانند غازها، اردک ها، مرغ های نوروزی، حواصیل ها) یا پرندگان شکاری

( مانند شاهین ها، بازها، زغن ها، عقاب ها و کرکس ها) نداشتم.

با این وجود باید لیستی از اسامی پرندگان از جمله اندازۀ پرنده، اندازه و شکل منقار، رفتار،

رنگ ها، آوازها و صداها و دیگر خصوصیات ظاهری، الگوی پرواز و این که چه تعداد پرنده یک جا

جمع می شوند را یاد می گرفتیم. ما از این اطلاعات استفاده کردیم تا گونۀ پرندگان را تشخیص

دهیم( برای مثال جغدها).

سپس به جزئیات خاصی دقت می کنیم تا انواع مختلف جغدها را تشخیص دهیم مثلاً جغد سینه

خال جغد کوچکی است که صورتش شبیه صورت میمون است و شبیه موجوداتی است که از

سیارۀ دیگر آمده است. و یا جغد بزرگ شاخدار جغد بزرگی است با گوش های کاکل دار که شبیه

شاخ های شیطان است. جغد کارگر جغد کوچکی است که دارای پاهای دراز و گوش های کاکل دار

است. با استفاده از این روش علاوه بر این که نام تمام پرندگان را به تنهایی به خاطر می سپاریم هر

کدام از آن ها را نیز سلسله وار وارد ساختاری می کنیم که بتوانیم به راحتی آن ها را تشخیص دهیم.

ساختار بندی اطلاعات جدید در قالب گروه ها برای ایجاد الگوی خاص خود

با در نظر گرفتن تجربۀ من در کلاس پرنده شناسی هر زمان که اطلاعات جدیدی یاد می گیرید فکر کنید

و ببینید چگونه می توانید آن اطلاعات را به گروه های مختلف ساختار بندی کرده و سپس جزئیات خاص

را وارد گروه های مناسب خودشان کنید. در برخی موارد ممکن است به شما آموزش داده باشند تا بر

اساس گروه ها  مطلبی را یاد بگیرید و به خاطر بسپارید. ولی اگر به این روش به شما آموزش داده

نشده است      می توانید خودتان این گروه ها را ایجاد کنید تا با استفاده از آن اطلاعات جدید را برای

خود معنی دار کنید. بعدها تفکر در مورد گروه ها ذهن شما را تحریک می کند تا اطلاعاتی که در هر گروه

قرار دارد را به خاطر بیاورید.

این فرآیند گوناگونی تکنیک خلق سلسله مراتب گروه ها بوده ودر برگیرندۀ اصل مهم قطعه بندی حافظه

است. به طور خلاصه می توان گفت که قطعه بندی شامل تقسیم بندی اطلاعات به قطعات کوچک تر

با قابلیت بخاطر سپاری بیشتر است. مثل تقسیم بندی ۴ تا ۷ عنوان تحت یک قطعه و ۴ تا ۷ عنوان بعدی

تحت قطعۀ دیگر و….. اما آن مورد با ایجاد الگو در نظر گرفتن سلسله مراتب و ایجاد گروه ها و قرار دادن هر

عنوان با در نظر گرفتن سلسله مراتب خود در گروه مربوطه یک مرحله جلوتر از آن است. در این صورت در رأس

کار به گروه ها فکر می کنید. همین کار به ذهن شما کمک کرده و آن را تحریک می کند تا زیر مجموعۀ آن

گروه را به خاطر بیاورید. و زمانی که بر روی یکی از این زیر مجموعه ها تمرکز کنید بقیۀ موارد موجود در این

گروه نیز به ذهن شما می آید و تا زمانی که جزئیات دیگری از آن را به خاطر بیاورید این کار ادامه پیدا خواهد کرد.

استفاده از الگو برای بخاطر سپاری چیزی که اتفاق افتاده است.

داشتن یک الگوی کلی یک رخداد یا تجربه به شما کمک خواهد اتفاقی را که در آن جا رخ داده است به خاطر

بیاورید. زمانی که الگوی خود را به خاطر می آورید تلاش می کنید چگونگی و مکان و زمان اتفاقی را که افتاده

است بازسازی کنید. برای مثال در ذهن خود الگوی رفتن به باشگاه با دوستان خود را دارید. اگر قبلاً در مورد

این الگو فکر نکرده باشید ممکن است این الگو برای شما آگاهانه نباشد. اما اگر نگاه کلی به این تجربۀ خود داشته

باشید با یک سری از فعالیت های عادی روبرو خواهید شد. مثل رسیدن به باشگاه، پرداخت ورودیه، رفتن به

داخل باشگاه، انجام حرکات ورزشی، دیدن افراد دیگر که در حال ورزش هستند، صحبت با دوستان و ……….. اگر

عموماً کاری را انجام می دهید یا ترتیب کار در یک بعد از ظهر خاص مد نظر شماست این روش می تواند مفید

باشد. به این صورت که اگر تلاش می کنید چیزی را به خاطر بیاورید مثل این که کلیدهایتان را کجا گذاشته اید

با مجسم سازی الگو یا ترتیب آن در ذهن خود می توانید آن را پیدا کنید. با این کار بجای این که از یک محل به

محل دیگر که احتمال دارد شیء مورد نظر در آن جا باشد خود را به ترتیب در حال انجام فعالیت های مختلف آن

روز ببینید.

 مجسم سازی ذهن رفتن از یک مکان به مکان دیگر که آن فعالیت را در آن جا انجام داده اید باعث می شود به

خاطر بیاورید آن شیء راکجا گذاشته اید و مسیری که باید برای یافتن آن طی کنید را نیز پیدا خواهید کرد. و یا

زمانی که این توالی را در ذهن خود تصور می کنید به عقب برگردید و مراحل را در ذهن خود بازسازی کنید.

در این صورت آخرین کار قبل از عمل مورد نظر را به خاطر خواهید آورد و نهایتاً به جایی می رسید که آن شیء

را اشتباهاً در آن جا قرار داده اید. با این وجود زمانی که مراحل قبلی را در ذهن خود مرور می کنید می توانید

از منطق خود نیز کمک بگیرید تا رخدادها را به ترتیب عکس شان به خاطر بیاورید. این نوع به خاطر آوردن سخت

تر است. عموماً پیش رفتن با جریان اصلی راحت تر و مؤثر تر است. در واقع ممکن است چیزی که به دنبال آن

هستید را پیدا کنید بدون این که در مورد آن فکر کنید. گویا با به خاطر آوردن اصل ترتیب برای توالی خاص از

فعالیت ها به قدرت ذهن ناخودآگاه خود دست پیدا می کنید این قدرت شما را به جایی می برد که می خواهید

بروید وبه صورت خودکار کلیدها، موبایل و یا هر چیز دیگری که به دنبالش می گردید پیدا می کنید.

به خاطر آوردن یک الگو یا ترتیب همچنین به شما کمک می کند مکالمۀ جانبی را که در یک زمان مشخص

داشته اید بیاد بیاورید. در این حالت شما خودتان را در حال گفتگو با آن شخص می بینید و این کمک می کند

حافظۀ شما تحریک شده و موارد گفته شده را به خاطر بیاورید.

ایجاد الگوی شخصی برای چیزی که قبلاً یاد گرفته اید به شما کمک می کند این اطلاعات را وارد حافظۀ خود

کنید. یک روش ایحاد طرح کلی برای این اطلاعات است. البته اگر طرح کلی قبلاً به شما داده نشده باشد.

مثلاً وقتی با کسی مصاحبه می کنید و می خواهید مواردی که او گفته است را به خاطر داشته باشید. در

این حالت اگر یادداشت برداری می کنید باید برخی از کلمات کلیدی را یادداشت کنید یا اینکه طرح کلی از آن

مصاحبه داشته باشد. اگر بعداً سعی می کنید که چیزی به خاطر بیاورید در ابتدا بر روی عناوین اصلی تمرکز

کنید. سپس جزئیات را به این عناوین اضافه کنید. می توانید برای نوشتن طرح کلی از ساختار خطی استفاده

کنید. ( یعنی به صورت ۱، ۱ الف، ۱ ب، ۲ الف، ۲ب، ۲ ج……..)

با بخاطر سپردن موضوعات اصلی این طرح همۀ جزئیات را بهتر به خاطر بسپارید…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *