استرس، مشکل قرن بیست و یکم

استرس، مشکل قرن بیست و یکم

هر انسانی در طول زندگی استرس را تجربه می کند. به نظر می رسد

استرس جزء لازم و ضروری زندگی و نتیجۀ اجتناب ناپذیر تعامل ما با محیط است.

تعجب نکنید،اما باید بدانید که، جهت تطابق با تغییرات دائمی محیط

زندگی و بقاء، نیازمند استرس هستیم!

درست مانند یک ماشین که به منظور کسب حداکثر عملکرد و جلوگیری

یا کاهش مشکلات و خرابی ها باید سرویس و تنظیم شود، بدن ما نیز

برای عملکرد صحیح و راحت بایستی آماده گردد. چنین تنظیمی شامل

یادگیری مهارت هایی جهت مواجهۀ مؤثر با استرس و همین طور پیشگیری

از جنبۀ تهدید کننده، کاهش جنبۀ بد و افزایش جنبۀ خوب استرس می باشد.

برای تنظیم ماشین، شما باید از چگونگی عملکرد آن آگاه بوده و بتوانید

سیستم های معیوب و سالم موتور را تشخیص دهید. تنظیم توانایی جهت

روبه رو شدن با استرس نیز به معنی درک استرس، چگونگی تأثیر آن بر بدن

و چگونی تشخیص علائم آشکار و پنهان استرس می باشد.

روبه رو شدن با نوع جدیدی از تهدید

از یک نگاه می توان استرس را یک پاسخ تطبیقی بدن به تغییرات در نظر

گرفت که انسان را جهت مواجه شدن با خطرات تهدید کنندۀ زندگی نظیر

روبه رو شدن با یک حیوان وحشی مثل گرگ، آماده می سازد. فعال

شدن استرس بدن را خیلی سریع برای فعالیت فیزیکی آماده می کند.

ایستادن و جنگیدن یا فرار کردن عملکردهایی ضروری برای بقاء انسان های

غار نشین بودند.برای انسان های نخستین در یک محیط خشن و نامساعد

اغلب تهدیدها و نیازهای فیزیکی بودند وارضاء نیازهای زندگی مستلزم

تلاش و مبارزه بود. از آن جمله می توان به شکار کردن برای غذا، یافتن

پناهگاه و گرم نگاه داشتن خود اشاره نمود که بیشتر زمان و انرژی انسان

نخستین را به خود معطوف می کرد.

در دنیای کامپیوتری و پیشرفتۀ امروزی، ما در رفاه اجتماعی زندگی می کنیم.

به راستی چقدر زندگی راحت شده است. غذاها به طور وسوسه انگیزی

بسته بندی شده و در طبقات سوپر مارکت وجود دارند، چیزی که حتی در

بیست سال گذشته تصور هم نمی شد. نیازی به شکار کردن برای به دست

آوردن غذا نیست اما به جای آن باید مراحلی نظیر سوار ماشین شدن،

رانندگی به سمت فروشگاه، پارک کردن ماشین، رفتن به داخل فروشگاه،

برداشتن غذاهای بسته بندی شده، پرداخت پول و برگشتن به سمت خانه

را انجام داد.آشپزی کردن در حد چرخاندن یک دکمه روی فر آسان شده و

دیگر نیازی به جمع کردن هیزم و روشن کردن آتش نیست. به راحتی کنار

میز غذاخوری می نشینیم و نیازی نیست هنگام غذا خوردن مراقب خطراتی

نظیر حملۀ حیوانات وحشی یا انسانهایی از قبیلۀ دیگر باشیم. به راستی

زندگی فعلی چه تفاوتهایی با گذشته دارد؟

بیایید مثال قبل را یک بار دیگر مرور و بررسی کنیم. احتمال دارد آن موقعیت

به صورت زیر نیز اتفاق بیفتد: سورا ماشین شده و به طرف فروشگاه حرکت

می کنیم اما در مسیر باید بچه ها را از مدرسه برداشته، نان تهیه کرده و

لیستی از وظایف را انجام دهیم. در صورتی که با بدشانسی هایی نظیر

روشن نشدن ماشین، گیر کردن در ترافیک و پنچر شدن لاستیک روبه رو

نشویم، با رسیدن به فروشگاه باید به دنبال فضایی برای پارک کردن ماشین

باشیم و پس از آن فشار و هل دادن افراد دیگر را تحمل کنیم. بسیار جالب

خواهد بود که هنگام پرداخت صورت حساب پی ببریم که کیف پول خود را

در منزل جا گذاشته ایم.

استرس، مشکل قرن بیست و یکم

این موقعیت ها نه تنها از نظر فیزیکی بلکه از نظر روانشناختی نیز به واسطۀ

به مخاطره انداختن عزت نفس، امنیت، نقش در جامعه و ارتباط با خانواده،

دوستان و همنوعان، تهدید آمیز خواهند بود. ما در دنیایی زندگی می کنیم

که میزان و نوع تغییراتی که با آن ها روبه رو می شویم، به سرعت در حال

افزایش است. ایستادن در صف پرداخت پول در فروشگاه و گیر کردن در ترافیک

ممکن است باعث بروز حالاتی شبیه به روبه رو شدن یک فرد غار نشین با گرگ

شود، اما با این تفاوت که در حالات فوق نیازی به فعال کردن بدن و بروز پاسخ

فیزیکی فوری نیست. ما نمی توانیم در صف فروشگاه یا در ترافیک عجله کنیم،

بجنگیم و یا از موقعیت فرار کنیم. بنابر این بی حوصله، تحریک پذیر، عصبانی و

یا خشمگین می شویم.

به دلیل ساختار جامعه، بیشتر وقت ما در تعامل اجتماعی پیچیده و گیج کننده ای

سپری می شود. این تعامل به واسطۀ تأثیرات زندگی شهری و انواع محیط هایی

که ما از زمان زندگی غار نشینی تا به حال ایجاد کرده ایم بسیار پیچیده شده است.

رقابت موضوعی است که امروزه بیشتر از گذشته مطرح می باشد، نظیر رقابت

برای استخدام و تلاش برای ارتقاء شغلی. در حالی که در مسیری از نیازهای

عاطفی و اجتماعی قرار گرفته ایم، مجبوریم تا کار پیدا کرده و زندگی خود را سر

و سامخان دهیم و یا با مسئلۀ کارکنان مازاد بر احتیاج و یا معضل بیکاری مواجه

شویم. بنابر این خواه ناخواه پاسخ استرس در ما فعال می شود. اغلب ما خود را

در حالتی از برانگیختگی بالا حس می کنیم اما  راه های خروجی مناسبی برای

تخلیۀ فیزیکی آن نمی یابیم. اگر رئیس خود را به عنوان گرگی ببینیم که پشت

میز خود پنهان شده و عزت نفس و امنیت شغلی ما را تهدید می کند، ممکن است

که بدن برای جنگیدن و درگیر شدن آماده گردد اما در چنین وضعیتی ما نمی توانیم

به صورت فیزیکی درگیر شویم.شاید احساس خشم و پرخاشگری کنیم اما قادر به

درگیر شدن و برخورد فیزیکی نیستیم و به جای آن احساس خشم را به درون خود

ریخته، به مشروبات الکلی پناه می بریم یا عقدۀ خود را روی دیگران خالی می کنیم.

اینجاست که بسیاری از محققان و پزشکان معتقدند بخشی از مشکل باقی می ماند:

به اعتقاد آن ها فعال شدن پاسخ استرس بدون فعالیت فیزیکی می تواند برای

سلامتی بدن مضر باشد.

مخاطرات و تهدیدها در رابطه با عزت نفس، امنیت، روابط و شغل ما نتیجۀ سریع در

جامعۀ امروزی است. با چنین تغییرات سریعی بدن انسان فرصت کافی برای حفظ

آرامش ندارد. ما برای نیازهای اجتماعی امروز خود، در مقابل استرس همان گونه

واکنش نشان می دهیم که نیاکان مان در مقابل خطرات فیزیکی نشان می دادند.

امروز تهدید از دست دادن شغل، تقلا و مبارزه برای به دست آوردن یک موقعیت

شغلی بالا، رقابت برای یافتن کار، استرس شغلی، مشکلات خانوادگی و زناشویی،

تنهایی و مشکلات مالی موقعیت هایی هستند که در طول زمان و به تدریج انسان

را آزار می دهند. بدین معنی که دفاع های بدن در مقابل این شرایطِ تهدید کننده به

درجات مختلف در یک حالت همیشه فعال قرار دارند. این موضوع می تواند منجر به

بیماری یا در برخی موارد باعث مرگ گردد. شاید خنده دار به نظر برسد اما سیستم

دفاعی بدن که وظیفۀ حفاظت از ما را به عهده دارد امروزه می تواند یک قاتل باشد!

بنابر این، تنها خود استرس مشکل قرن بیست و یکم نیست. افزایش شدت، تعداد،

الگو وتنوع نیازهایی که منجر به فعال شدن پاسخ استرس شده و برای سلامتی

زیان آورند را می توان مشکل قرن حاضر دانست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *